فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
31 - 52
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر سواد برنامهریزی درسی بر تدریس خلاق معلمان با نقش میانجی خودکارآمدی تدریس انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی – همبستگی از نوع مدلیابی معدلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان زن دوره ابتدایی و متوسطه اول و دوم ناحیه 2 شهر کرمانشاه به تعداد 550 نفر بود که به روش کوکران و نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 226 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد اما تعداد 221 نفر با محقق همکاری کردند. برای اندازهگیری دادهها از سه پرسشنامه استفاده شد. الف: پرسشنامه تدریس خلاق (هانگ و همکاران، 2005)، ب: پرسشنامه خودکارآمدی تدریس (اسچانن موران و وولفولک، 2001)، ج: پرسشنامه سواد برنامهریزی درسی (نوربخش، 1391). برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آمار استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری، حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار Smart PLS استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد سواد برنامهریزی درسی بر تدریس خلاق و خودکارآمدی تدریس تأثیر مثبت و معنادار دارد، خودکارآمدی تدریس علاوه بر اینکه بر تدریس خلاق تأثیر مثبت و معنادار دارد در رابطه بین سواد برنامه ریزی درسی و تدریس خلاق، نقش میانجی دارد. همچنین مدل مفهومی با مدل تجربی از برازش مطلوب برخوردار است. بحث و نتیجه گیری: سواد برنامه درسی با ارائه چارچوبی که ادغام خلاقیت را در شیوه های آموزشی تشویق می کند، تأثیر قابل توجهی بر آموزش خلاق دارد. این ادغام برای پرورش محیطی که هم معلمان و هم دانش آموزان بتوانند پتانسیل خلاق خود را کشف و توسعه دهند، بسیار مهم است.
مفهوم تفکرانتقادی از دیدگاه فوکو و دلالت های تربیتی منتج آن (اصول و روش های تربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
240 - 253
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، استنتاج دلالت های تربیتی مستخرج از مفهوم تفکر نقادانه میشل فوکواست. جهت دستیابی به این هدف از روش تحلیلی-استنتاجی بهره گرفته شده است. فوکو به عنوان یک نظریه پرداز پست مدرن نگاهی نقادانه به مسائل دارد که آنها چگونه شکل گرفته اند؛ بر اثر چه نیازهایی به وجود آمده اند؛ و چگونه تغییر یافته و جابه جا شده اند. مفهوم تفکرنقادانه از منظر فوکو رد هرگونه کلیت است و نقادی را از طریق شالوده شکنی ممکن می داند. شرط لازم برای نقد مسائل فرهنگی و اجتماعی نزد فوکو بازآفرینی است؛ فوکو در ارتباط با پرورش تفکر نقادانه بر شرایط موجد اندیشه که در ساخت تجربه ذهنی با گفتمان دارد تأکید می نماید.در زمینه مفهوم تفکر نقادانه در تعلیم و تربیت، فوکو تأکید بسیاری بر تربیت فراگیر نقاد توسط معلمانی با ذهن خلاق دارد به طوری که بتوانند متون و برنامه درسی را همچون مسائل اجتماعی خود با توجه به فرهنگ دیگری نقد و تفسیر نمایند. براساس اصول به دست آمده از اندیشه های فوکو در جامعه تکثرگرای امروزی فراگیران نیاز به توانایی هایی دارند که بتوانند روابط دیدگاه های مختلف در باره مسائل پیچیده را ارزیابی کنند و در تصمیم گیری های اجتماعی سهیم باشند. از دیدگاه فوکو باید به دانش آموزان فرصت داده شود تا ظرفیت نقادانه خود را افزایش دهند و چنین ظرفیتی را برای مبارزه و تغییر صور سیاسی و اجتماعی موجود به جای سازگاری صرف با آنها گسترش دهند. دراین راستا پژوهش حاضر با کشف مفهوم تفکر انتقادی ازمنظر فوکو به استنتاج دلالت های تربیتی برخاسته از این مفهوم وی و با بهره گیری از الگوی فرانکنا پرداخته است.
تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی دیجیتال بر یادگیری مهارت کار تیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
183 - 203
حوزههای تخصصی:
مهارت کار تیمی زیر مجموعه ی ارتباطات بین فردی در مهارتهای زندگی اعلامی سازمان بهداشت جهانی می باشد. کشورهای در حال توسعه بویژه ایران همواره با چالش کار تیمی مواجه هستند که این چالش جلوی پیشرفت با سرعت هرچه بیشتر ما را می گیرند. امروزه بازی های دیجیتال طی پژوهش های مختتلف کارایی خود را در جهت بهبود یادگیری نشان داده اند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف کاربردی به بررسی تاثیر طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر بازی دیجیتال برای یادگیری مهارت کارتیمی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی پرداخته است. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و در دو مرحله اجرا گردید. در مرحله اول، الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر بازی برای یادگیری مهارت کارتیمی بهینه شده و سناریو آموزشی بر اساس آن نگارش شد. در مرحله دوم، به اجرای مداخله با توجه به سناریو در گروه آزمایش (یادگیری مهارت کارتیمی توسط الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر بازی دیجیتال) و گروه کنترل (یادگیری کارتیمی به شیوه متداول) پرداخته شد. جامعه پژوهش دانش آموزان دوره دوم ابتدایی هستند که ۴۸ نفر از آنها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات این پژوهش چک لیست کارتیمی مبتنی بر مولفه های استخراج شده بود. یافته ها اثر معنادار مداخله در گروه آزمایش را با توجه به گروه کنترل نشان دادند. در نهایت نتیجه گرفته شد که در صورت استفاده از بازی آموزشی مناسب با مولفه های کارتیمی می توان به یادگیری و ارتقای مهارت کار تیمی دست یافت.
نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در رابطه بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت فعال دانش آموز در کلاس یکی از الزامات اساسی یادگیری و موفقیت تحصیلی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در رابطه بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی بوده است. جامعه آماری، دانش آموزان پایه دوازدهم شهر کرمانشاه بودند که نمونه ای به حجم 210 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها سه مقیاس تأیید معلم (Ellis, 2000) پیوستگی کلاس درس ( Maloney & Matthews, 2020) و مشارکت کلاسی (Li, 2022) بودند. روایی مقیاس ها با استناد به نظر متخصصان و پایایی آن ها با استناد به ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. ضریب آلفای کرونباخ برای سه پرسش نامه تأیید معلم، پیوستگی کلاس درس و مشارکت کلاسی به ترتیب 79/0، 74/0 و 71/0 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های آزمون هم بستگی نشان داد که رابطه بین تأیید معلم و مشارکت کلاسی (r: .51; p < .05)، رابطه بین تأیید معلم و پیوستگی کلاس درس (r: .56; p < .05) و رابطه بین پیوستگی کلاس و مشارکت کلاسی (r: .54; p < .05) معنادار است. یافته های مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که اثر تأیید معلم بر مشارکت کلاسی معنادار نیست (03; p > .05/0 = β)، اما اثر تأیید معلم بر پیوستگی کلاس (85; p < .05/0 = β) و اثر پیوستگی کلاس بر مشارکت کلاسی (90; p < .05/0 = β) معنادار است. بر اساس یافته های به دست آمده، نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در ارتباط بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان تأیید شد (RMSEA: .02; CFI: .99). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که پایبندی معلمان مدارس به رفتارهای ارتباطی و بین فردی مثبت زمینه ساز ایجاد جو کلاسی منسجم و صمیمی می گردد و چنین جوی در نهایت افزایش مشارکت کلاسی دانش آموزان را به همراه دارد.
رویکرد پدیدارشناسانه به چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
89 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده های با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله های سازمان دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته «تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می دهد که چالش ها و دام های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.
رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
197 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
اعتبار یابی الگوی ارتقای پایبندی به اخلاق پژوهشی در معلمان پژوهشگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
297 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء پایبندی به اخلاق پژوهش در بین معلمان پژوهشگر بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها آمیخته با رویکرد کیفی- کمی بود. در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی علاوه بر پیمایش از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر و بررسی شاخص های مطلوبیت مدل استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 11 نفر از خبرگان بود که از بین اعضای هیات علمی با حداقل ده سال سابقه پژوهش و مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند و در حد اشباع انتخاب شدند و در بخش کمی شامل کل معلمان پژوهشگر شهر اراک بود و نمونه آماری طبق فرمول کوکران شامل 248 نفر بصورت تصادفی خوشه ایی انتخاب شد. گردآوری داده های کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با پرسش نامه 46 سوالی محقق ساخته با طیف 5 درجه لیکرتی انجام شد. برای روایی پرسشنامه ها از بازبینی مجدد، روایی صوری، محتوایی، سازه، CVR&CVI استفاده و پایایی ابعاد آن طبق آلفای کرونباخ بین 0.85 تا 0.97بود. در تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر با نرم افزار هایSPSS27 و AMOS استفاده شد. یافته ها: در مرحله اول تحلیل کیفی 212 کد اولیه استخراج و در مراحل بعدی با حذف کدهای همپوش و تکراری به 58 کد محوری تقلیل یافت و پس از پالایش به 42 مضمون و 10 شبکه کاهش یافت. ملاک کفایت نمونه گیری کیسر– مایر- الکین0.96و کرویت بارتلت p<0/001 بود که بیانگر کفایت حجم داده ها برای تحلیل و همبستگی کافی برای اجرای تحلیل بود. در تحلیل عامل های اصلی،6 عامل با ارزش ویژه بزرگتر از 1 شناسایی شد که در مجموع 0.64 از واریانس مشترک را تبیین نمود. طبق شاخص های مطلوبیت مدل مبتنی بر مولفه های شناسایی شده، کای اسکوار 1.554 و شاخص های تطبیقی نسبی بالاتر از0.90 و بیانگر مطلوبیت مدل است. یافته ها نشان داد که مولفه های کلیدی اخلاق پژوهشی شامل اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی، اصول نگارش مسئولانه، ملزومات کلیدی در طراحی و اجرا، انگیزش و تعهد، مشارکت آگاهانه و عدالت، و بی طرفی و استقلال است. همچنین الگوی مبتنی بر یافته های بخش کمی بر اساس شاخص های مطلوبیت، از برازش مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان مدلی کاربردی برای ارتقای رفتار اخلاقی پژوهشی در میان معلمان پژوهشگر استفاده شود.
کیفیت آموزش دانش آموزان عمیقاً باهوش در ایران با استناد به پژوهش های جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
153-174
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی چگونگی آموزش کودکان عمیقاً باهوش به منظور ارائه راهکارهایی برای مواجهه با این افراد در کشورمان است. این پژوهش کیفی با روش سنتزپژوهی تفسیری انجام شده است. از میان 352 پژوهش به دست آمده، پس از تطبیق با عوامل ورود و خروج در سه مرحله، 19 پژوهش برای نمونه انتخاب شد. سپس، از طریق متن کاوی در پژوهش های تأیید شده که از سال 2000 تا 2023 انجام شده بود، عبارت های مربوط کدگذاری باز و محوری شد و پس از ترکیب کدهای محوری، شش مضمون به دست آمد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آموزش دانش آموزان عمیقاً باهوش باید متناسب با ویژگی ها، نیازهای خاص و عمق چالش پذیری آنان باشد. به عبارت دیگر، تعیین کیفیت آموزش آنان باید بر پایه تنظیم متناسب سه عامل تفکیک، غنی سازی و شتاب صورت گیرد، که از طریق تشکیل مدرسه تمام وقت، ایجاد مراکز آموزش کوتاه مدت و اردوگاهی و تابستانی، و پایگاه های مجازی برای گروه بندی همگن و آموزش متناسب با نیازهای کودکان عمیقاً باهوش در کشور امکان پذیر است. مضامین به دست آمده می تواند زمینه نظری و اجرایی لازم را برای ایجاد مراکز و مدارس آموزش و تربیت دانش آموزان عمیقاً باهوش در کشور فراهم سازد.
تبیین ویژگی های برنامه درسی دانشگاه خدمت محور (یک مطالعه پدیدار شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگی های برنامه درسی دانشگاه خدمت محور براساس تجارب و ادراکات خبرگان انجام گرفت. این پژوهش از بُعد هدف، پژوهشی کاربردی، و از نظر روش گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی از نوع پدیدارشناسی است. جامعه هدف این پژوهش، اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان بودند که 14 نفر از آن ها که در زمینه دانشگاه خدمت محور اطلاعات و تجارب لازم را داشتند، با توجه به نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت تدریجی و تا زمان اشباع داده ها انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در بخش کیفی داده ها با استفاده از سیستم کد گذاری اشتراوس و کوربین برای تولید طبقه های اولیه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند یعنی بعد از چندین بار بازخوانی دقیق، به روش سیستم کدگذاری تجزیه و تحلیل و مؤلفه ها استخراج شدند. طبق یافته ها در ارتباط با عناصر برنامه درسی دانشگاه خدمت محور(شامل: اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی-یادگیری، ارزش یابی و محیط آموزشی) 22 مقوله اصلی و 310 مقوله فرعی استخراج شد. طبق تجارب و ادراکات اعضای هیأت علمی، در دانشگاه خدمت محور مقوله های توجه به ابعاد اجتماعی، محتوای عملی، توجه به راهبرد های مهارت محور در فعالیت های یاددهی-یادگیری ارزش یابی چند وجهی، حضور در محیط کار و جامعه از اهمیت بیشتری برخوردارند.
استراتژی تلفیق در مدیریت و برنامه ریزی کلاس های چندپایه
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
150 - 167
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: باتوجه به تاکیداتی که به وسیله ی روان شناسان یادگیری و مکاتب روان شناسی؛ به ویژه مکتب گشتالت ونظریه ها ودیدگاه های فلسفی؛ مثل نظریه ی ماورای فردی، روی کل شده است؛ طراحی برنامه ها به صورت تلفیقی را ضروری می سازد؛ براین اساس، هدف این پژوهش، تبیین استرتژی تلفیق درمدیریت و برنامه ریزی کلاس های چندپایه بودده است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، به روش کتابخانه ای بارویکرد توصیفی- تحلیلی است؛ دراین تحقیق کیفی، با مطالعه ی کتب و منابع معتبرداخلی وخارجی، مضامین را کشف وبا بهره گیری ازسایت ها و مقالات پژوهشی، یادداشت هایی را به صورت فیش استخراج وبا طبقه بندی موضوعی فیش ها، به نگارش در آمده است. یافته ها: سازماندهی برنامه درسی به شیوه ی تلفیقی، زمینه لازم را برای دست یابی دانش آموزان به وحدت ویکپارچگی درتجربه های یادگیری فراهم می آورد وبا یادگیری عمیق تر ومعنادارتر، میان موضوع های درسی، پیوند منطقی ایجادمی نماید که این رویکرد موجب افزایش رشد مهارت های اجتماعی وپژوهشی در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری: دربرنامه درسی با رویکرد تلفیقی، میان معلم وشاگرد در کلاس های چندپایه، فرصت ارزشیابی سطح ادراک دانش آموز، فراهم می گرددومعلم، باطرح مسأله های مناسب ومعنی دار درکلاس، می کوشد تا با تلفیق اطلاعات وادراک، میان تفکر شهودی وتفکر تحلیلی، موازنه های منطقی، ایجادکندودرمقام تسهیل کننده ی یادگیری، مسؤول طرح مسائلی باشدکه تا حد امکان برای درک مطلب جدید ازآموخته هاوتجارب قبلی دانش آموزان استفاده شود.
مدل یابی درگیری در درس ریاضی بر اساس انگیزش و خودکارآمدی با نقش واسطه ای ارزش تکلیف در دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
187 - 208
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز که آموزش ریاضی به عنوان یکی از مهارت های کلیدی در رشد تحصیلی و اجتماعی اهمیت دارد، درک عوامل مؤثر بر درگیری دانش آموزان در این درس حیاتی است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف، تحلیل تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم انگیزش و خودکارآمدی ریاضی بر درگیری در یادگیری ریاضی و نحوه تأثیرگذاری ارزش تکلیف به عنوان یک عامل واسطه ای در این فرآیند است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف یک پژوهش توسعه ای است و از منظر گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است که در آن از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم و ششم ابتدایی شهرستان سنقر در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 2470 نفر بود که تعداد 332 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه های درگیری در درس ریاضی ریم-کافمن (2010)؛ خودکارآمدی ریاضی بتز وهاکت (۱۹۸۳)، انگیزش به یادگیری ریاضی کورتر (۲۰۰۵) و ارزش تکلیف پینتریچ و دیگروت (۱۹۹۱) بود. نتایج پژوهش نشان داد که انگیزش به یادگیری ریاضی، خودکارآمدی ریاضی و ارزش تکلیف بر درگیری در درس ریاضی اثر مستقیم مثبت و معنی دار دارند.، خودکارآمدی ریاضی و انگیزش به یادگیری ریاضی بر ارزش تکلیف اثر مستفیم مثبت و معنی دار دارند. علاوه بر این، خودکارآمدی ریاضی و انگیزش به یادگیری ریاضی هر دو به صورت غیرمستقیم توانستند درگیری در درس ریاضی را از طریق ارزش تکلیف پیش بینی کنند. در کل نتیجه شد که مدل مفهومی درگیری در ریاضی بر اساس خودکارآمدی ریاضی و انگیزش به یادگیری ریاضی با نقش واسطه ای ارزش تکلیف با مدل تجربی برازش دارد. یافته های پژوهش بر اهمیت نقش خودکارآمدی، انگیزش و ارزش تکلیف در مشارکت دانش آموزان در درس ریاضی تأکید دارد.
بررسی رویکرد اقیانوس آبی در توسعه استراتژیک مدیران مدارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
17 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه وهدف:این پژوهش با هدف بررسی نقش رویکرد اقیانوس آبی در توسعه استراتژیک مدیران مدارس انجام شده است. رویکرد اقیانوس آبی که بر خلق فضاهای جدید بدون رقابت و نوآوری تأکید دارد، می تواند راهکاری مؤثر برای مقابله با چالش های رایج نظام آموزشی نظیر کمبود منابع، رقابت های منفی و فشارهای اجتماعی باشد. روش:روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ مدیر مدرسه بوده است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از تحلیل تماتیک بررسی شدند. یافته ها:به کارگیری این رویکرد موجب نوآوری در فرآیندهای آموزشی، کاهش رقابت های منفی، تقویت همکاری، توانمندسازی مدیران، و استفاده بهینه از منابع موجود شده است. نتیجه گیری:نتایج نشان داد که این مدیران توانسته اند منابع موجود را به طور بهینه استفاده کنند و در مواجهه با مشکلاتی مانند کمبود منابع مالی و فیزیکی، به راه حل های خلاقانه تری دست یابند در پایان، توصیه می شود که مدیران مدارس با بهره گیری از این رویکرد، زمینه ساز تحول در ساختارهای آموزشی و مدیریتی شوند.
عوامل موثر بر پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا مبتنی بر مدل توسعه یافته پذیرش فناوری در دانشجویان رشته مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل موثر بر پذیرش یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا مبتنی بر مدل توسعه یافته پذیرش فناوری در دانشجویان مقطع ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی اهواز بوده است. روش کار: جامعه آماری پژوهش، دانشجویان رشته مدیریت آموزشی مقطع فوق لیسانس دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز در سال تحصیلی 1400-1399 بود. تعداد این دانشجویان، 110 نفر بود که تمام جامعه آماری به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. نتایج: نتایج تحقیق با استفاده از نرم افزار لیزرل نشان داده است که شرایط تسهیل کننده بر متغیرهای سهولت استفاده درک شده و سودمندی درک شده تأثیر داشته است. همچنین، سودمندی درک شده بر نگرش تأثیر داشته؛ اما بر سهولت استفاده درک شده تأثیر معناداری نداشته است. سهولت استفاده درک شده بر متغیرهای نگرش و قصد رفتاری نیز تأثیر داشته است. نتایج نشان داد که نگرش بر قصد رفتاری و همچنین، قصد رفتاری بر استفاده دانشجویان رشته مدیریت آموزشی مقطع ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز از یادگیری الکترونیکی در دوران کرونا تأثیر دارد. نتیجه گیری: دانشجویان به عنوان یکی از ارکان اساسی پذیرش یادگیری الکترونیکی، مطرح می باشند و هر اقدامی که آگاهی و رضایت بیشتر دانشجویان را در پی داشته باشد به اجرای کارامدتر یادگیری الکترونیکی کمک خواهد کرد.
واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با تاکید بر نقش های جنسیتی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از اجرای برنامه درسی با توجه به نقش های جنسیتی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی استان قزوین بود که با نمونه گیری هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. ملاک ها شامل تمایل معلمان برای مشارکت در پژوهش، داشتن سابقه تجربی 2 تا 10 سال و اشتغال در مدارس مختلط روستایی استان قزوین، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. سرانجام با 20 نفر از معلمان دوره ابتدایی شاغل در مدارس مختلط استان قزوین، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با روش کلایزی، 3 مضمون کلی بازتولید نقش های جنسیتی در کلاس درس، آفرینش نقش های نوین در کلاس درس و تعاملات جنسیت زده معلمان در کلاس درس به دست آمد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اغلب معلمان در اجرای برنامه درسی در کلاس های مختلط، در حال تداوم نقش های جنسیتی سنتی میان دختران و پسران هستند و کلیشه های جنسیتی همچنان در کلاس های درس پابرجاست.
Investigating Teachers’ Self-efficacy, Instructional Practice and Self-reflective Practice: The Case of Tertiary Level Teachers
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
103 - 121
حوزههای تخصصی:
Teachers are expected to learn new things about their abilities by thinking about their actions in educational contexts. The dynamic reflection on self-teaching would enable teachers to improve their instructional practice. The present study was an attempt to shed light on university level teachers’ self-efficacy perceptions in relation to their reflective practice and instructional practice. For this purpose, 70 teachers from both public and private universities in Iran took part in this survey research. Participants were asked to fill out three Likert-type questionnaires: Teacher Efficacy Scale, The Instructional Practices Survey, and Teacher Reflection Questionnaire. The collected data were quantitatively analyzed using SPSS version 21. Results of Pearson correlation coefficients revealed that although teachers’ self-efficacy perceptions were significantly correlated with both their instructional practice and reflective practice, the former established a relationship with a higher effect size than the latter. Implications of the results with respect to teacher development are presented and directions for further research are offered.
Cultural Influences in Political Discourse: A Comparative Study of U.S. Presidents and European Leaders(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
123 - 134
حوزههای تخصصی:
The aim of this research paper is to explore how the rhetorical means employed by the United States of America are produced in cultural, historical, and political contexts. The public speeches will be delivered by the Presidents of the United States and other European leaders during the tenure of 2017-2024. The aim of this paper is to determine the extent to which cultural norms, political institutions, and historical backgrounds mold leadership engagement strategies of leaders from both regions through an analysis of a large corpus of political speeches. Importantly, the results show significant differences in political rhetoric styles, especially regarding individualism, power distance, and uncertainty avoidance. These are represented through the use of the Critical Discourse Analysis framework, Aristotle's Three Appeals, and Hofstede's Cultural Dimensions Theory. Based on the data analysis, it would appear that the United States of America. Generally speaking, presidents have a predisposition to utilize direct and forceful forms of communication, which must be that of American culture concerning individualism and leadership. Whereas in American politics, leaders do follow the straight and often inflexible line, in Europe, politicians are more diplomatic and multilateral, their approach emphasizing collective decision-making and cultural coherence.
سنتزپژوهی مؤلفه ها، ابعاد و چالش های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در آموزش علوم زیستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین مؤلفه ها، ابعاد و چالش های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در علوم زیستی انجام شد. رویکرد در این پژوهش، کیفی و از نوع سنتزپژوهی بود. بدین منظور از منابع موجود در طرح های پژوهشی و مقالات موجود داخلی و خارج کشور به صورت ترکیبی و جداگانه در بازه زمانی (1390- 1402ش) (2023-2016م) استفاده شد. تحلیل داده های پژوهش از طریق چک لیست محقق ساخته که از طریق جستجو با واژگان کلیدی متفاوت و مرتبط با هدف پژوهش حاضر گردآوری شدند، انجام گردید. جهت تحلیل یافته ها نیز از روش کدگذاری باز در سنتزپژوهی استفاده شد. در روند بررسی مقالات و اسناد تعداد مقالات مورد مطالعه به تعداد 70 مورد بود که با نمونه گیری هدفمند تعداد 54 مقاله ( 24 منبع داخلی و 31 منبع خارجی) به عنوان نمونه آماری انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که شاخص ها و مؤلفه های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در علوم زیستی دارای 20 مؤلفه و 87 شاخص است.
A Critical Writing Scoring Rubric: Development and Validation for Iranian EFL Learners in Computer-Mediated Communication(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
85 - 104
حوزههای تخصصی:
Given the increasing prevalence of online learning and the absence of a validated instrument for assessing the critical writing skills of Iranian EFL learners in Computer-Mediated Communication (CMC) contexts, this study aimed to develop and validate an analytic rubric to enhance critical writing in CMC environments. The participants were 236 EFL students and 10 EFL/ESL teachers, representing a diverse range of demographics, experiences, and qualifications. The rubric development process was guided by a comprehensive literature review, the administration of a critical thinking questionnaire, expert feedback, thematic analysis of semi-structured interviews, integration of Paul and Elder’s (2019) Intellectual Standards, and the development and application of a Likert-scale critical writing questionnaire. Subsequent pilot testing facilitated refinements based on feedback. Accordingly, the finalized analytic rubric featured four principal components: (1) Clarity, Accuracy, and Precision (CAP); (2) Relevance and Logic (RL); (3) Depth and Significance (DS); and (4) Breadth and Fairness (BF). A rigorous validation process, including expert evaluation, factor analysis, and structural equation modeling (SEM), confirmed the rubric's reliability and validity. The findings demonstrated satisfactory internal consistency, as well as convergent and discriminant validity. This study offers valuable pedagogical implications for English as a Foreign Language (EFL) teachers, learners, researchers, and curriculum developers.
رابطه بین تعامل معلم- دانش آموز و اضطراب در دانش آموزان: نقش واسطه ای تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه بین تعامل معلم- دانش آموز و اضطراب دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر بانه در سال تحصیلی 1402-1401 بود، که از بین آن ها 336 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه های استاندارد اضطراب اسپنس (SCAS) نسخه کودکان، تنظیم هیجان کودکان و نوجوانان ((ERQ-CA و تعامل معلم- دانش آموز وبلز و همکاران (QTI) استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. همچنین اثر مستقیم تعامل معلم- دانش آموز بر اضطراب دانش آموزان و تنظیم هیجان معنادار بود (001/0P<) و اثر مستقیم تنظیم هیجان بر اضطراب نیز معنادار بود (001/0P<). همچنین نتایج دیگر نشان داد که تنظیم هیجان بین تعامل معلم- دانش آموز و اضطراب نقش میانجی داشت (001/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که تعامل معلم- دانش آموز به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش واسطه ای تنظیم هیجان بر میزان اضطراب دانش آموزان اثر دارد
واکاوی موضع گیری دیدگاه های فلسفی پیرامون مفهوم صدای دانش آموز در برنامه درسی و استخراج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مبانی تعلیم و تربیت سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل مفهوم صدای دانش آموز از منظر دیدگاه های مختلف فلسفه تربیت می پردازد و در پی آن است که موضع گیری آنها را با مفروضه های مفهوم صدای دانش آموز سنجیده و دیدگاهی منطبق با مفروضه های صدای دانش آموز انتخاب نماید. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش نقد فلسفی انجام شد. یافته ها نشان می دهد که هر یک از رویکردهای فلسفی (اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم، کنش ارتباطی هابرماس، پداگوژی انتقادی، پست مدرنیسم و کنش متقابل نمادین، عاملیت) به جنبه ای از مفهوم صدای دانش آموز بیشتر توجه دارند و آن را به عنوان ابزاری برای تقویت استقلال، قدرت و مشارکت آن ها در محیط آموزشی تفسیر می کنند. بررسی این دیدگاه ها نشان می دهد که موضع گیری هر یک با مفروضه های صدای دانش آموز چگونه بوده و چطور می توانند به ارتقاء نقش صدای دانش آموز در برنامه های درسی کمک کنند. تحلیل مقایسه ای نشان داد که نظریه عاملیت به دلیل تأکید بر نقش فعال و تعاملی دانش آموز، توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی، پویایی قدرت و اصالت فردی در بهبود یادگیری، بیشترین همخوانی با مفروضه های صدای دانش آموز را داراست. این نظریه بر توانمندسازی دانش آموزان، مشارکت دموکراتیک و ایجاد فرصت هایی برای بیان نظرات و اثرگذاری آن ها در فرآیند آموزشی تمرکز می کند.