۱.
ارزشیابی تأثیر یکی از ضروری ترین گام ها در فرآیند اجرای طرح ها و برنامه ها و راهبردی ترین شیوه قضاوت درباره کیفیت فعالیت های انجام شده به خصوص در عصر اطلاعات است. با توجه به اهمیت و جایگاه این شیوه ارزشیابی، تدوین و معرفی یک فهرست وارسی دقیق برای ارزیابی کیفیت ارزشیابی های تأثیر (فرا ارزشیابی تأثیر) از ضرورت دوچندانی برخوردار است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی و با تلفیق دو روش اَسنادی و مطالعات ارزشیابی، یک فهرست وارسی فرا ارزشیابی تأثیر، طراحی و تدوین شود. در مرحله نخست مطالعه، کدگذاری و تحلیل دقیق 16 سند مبتنی بر راهبرد آلتاید، منجر به شناسایی 35 گویه شد. در مرحله دوم با استفاده از فهرست وارسی تدوین شده، به ارزشیابی 18 پژوهش واجد شرایط اولیه پرداخته شد. در این مرحله، یافته ها نشان دهنده عدم دستیابی پژوهش ها به سطح تسلط در 28/94 درصد از نشانگرها معادل 33 نشانگر از 35 نشانگر (به طور دقیق عدم دستیابی 100 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 71/65 درصد از نشانگرها، عدم دستیابی بیش از 50 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 57/28 درصد از نشانگرها، و عدم دستیابی 50 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 71/5 درصد از نشانگرها) است. بنابراین تحلیل نتایج حاکی از ضعف مفرط مطالعات ارزشیابی تأثیر در رعایت اصول زیربنایی این نوع ارزشیابی از جمله ارائه یک نظریه تغییر، تهیه طرح ارزشیابی، تهیه فهرست وارسی ارزشیابی، تشکیل تیم ارزیابی آموزش دیده و موارد دیگر است که این مسأله کیفیت این مطالعات را با تردید جدی همراه می سازد. همچنین کم توجهی به اصول ارزشیابی تأثیر به عنوان مهم ترین بخش در اجرای برنامه ها، مداخلات و تغییرات، به غفلت از تأثیرات واقعی، بلندمدت و پایدار برنامه ها و توجه به نتایج سطحی، فوری و کوتاه مدت می انجامد، لذا توجه مدیران، ارزشیابان و پژوهشگران در حوزه ارزشیابی تأثیر به اصول اساسی ارزشیابی تأثیر و گویه های مهم ارائه شده در فهرست وارسی پژوهش حاضر و ارزشیابی بر اساس آن ها ضروری است.
۲.
پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه ویژگی های پنج عاملی شخصیت با تعلل ورزی تحصیلی با واسطه گری تاب آوری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی بود. تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های پنج عاملی شخصیت، تاب آوری تحصیلی ساموئلز و تعلل ورزی تحصیلی تاکمن پاسخ دادند. تحلیل داده ها با روش تحلیل مسیر نشان داد بین روان رنجورخویی، برونگرایی و تعلل ورزی تحصیلی رابطه مستقیم و بین توافق پذیری، وظیفه شناسی و تعلل ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد (05/0>P). بین گشودگی به تجربه و تعلل ورزی تحصیلی رابطه معنی دار وجود ندارد. بعلاوه، تاب آوری تحصیلی قادر است روابط بین ویژگی های روان رنجورخویی، برونگرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی و تعلل ورزی تحصیلی را میانجی گری کند. می توان نتیجه گرفت تاب آوری می تواند هم به طور مستقیم بر تعلل ورزی تحصیلی تأثیر بگذارد و درعین حال نقش میانجی گری بین صفات شخصیت و تعلل ورزی تحصیلی را ایفا کند ناتوانی در سازگاری روانی منجر به استرس، اضطراب یا عزت نفس پایین در دانشجویان می شود، درنتیجه آن ها را بیشتر مستعد تعلل ورزی می کند.
۳.
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی فراشناخت درمانی گروهی بر اهمال کاری و خودناتوان سازی تحصیلی در دانش آموزان دارای اضطراب یادگیری ریاضی انجام گرفت. این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه نهم شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 بود که از میان آنان، با روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر ملاک، ۳۰ نفر دارای اضطراب یادگیری ریاضی بالا انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای فراشناخت درمانی گروهی مبتنی بر پروتکل ولز شرکت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اضطراب یادگیری ریاضی پلیک و پارکر، پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم و پرسشنامه خودناتوان سازی تحصیلی شوینگر بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته انجام شد. یافته ها نشان داد که مداخله فراشناخت درمانی گروهی به طور معناداری منجر به کاهش اهمال کاری تحصیلی و همچنین کاهش خودناتوان سازی تحصیلی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. نتایج پیگیری سه ماهه نیز بیانگر پایداری این اثرات در طول زمان بود. بر این اساس، فراشناخت درمانی گروهی می تواند به عنوان رویکردی اثربخش برای کاهش پیامدهای منفی ناشی از اضطراب یادگیری ریاضی در دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
۴.
هدف مطالعه حاضر، پیش بینی خودتنظیمی تحصیلی دانشجویان براساس کمالگرایی با نقش میانجی اضطراب امتحان و تعلل ورزی تحصیلی بود. پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و از نوع همبستگی می باشد و جامعه آماری آن را تمامی دانشجویان در حال تحصیل دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سال تحصیلی1404-1403 تشکیل داد. بدین منظور نمونه ای شامل 320 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و مورد آزمون واقع شدند. برای جمع آوری داده ها، دانشجویان به پرسشنامه سولومون و راث بلوم (1984)، پرسشنامه چندبعدی کمال گرایی هویت و فلت (1991)، پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (1997) و پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی ماگنو (2011) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS26 و Amos26 با روش همبستگی مبتنی بر رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است (08/0=RMSEA، 94/0=IFI، 95/0=CFI ، 93/0=GFI)؛ بر اساس یافته های حاصل از مدل یابی، کمال گرایی (44/0β=) ، تعلل ورزی تحصیلی (50/0-=β) و اضطراب امتحان (34/0=β) پیش بینی کننده های خوبی برای خودتنظیمی تحصیلی محسوب می شوند. نقش میانجی اضطراب امتحان و تعلل ورزی در رابطه بین کمال گرایی و خودتنظیمی تحصیلی تأیید شد (34/0-=β). یافته ها نشان می دهد برای ارتقای خودتنظیمی تحصیلی، توجه به کمال گرایی و مدیریت مؤثر اضطراب امتحان و تعلل ورزی ضروری است و می توان از آن در برنامه های مشاوره ای، کارگاه های مهارت مطالعه و مداخلات روان شناختی بهره برد.
۵.
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه اثربخشی روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار و بدیعه پردازی بر هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی شهرستان بانه انجام گرفت. روش این پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان نخبه ورزشکار پسر مقطع متوسطه شهرستان بانه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. به منظور نمونه گیری با توجه به محدود بودن جامعه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به طوری که برای هر گروه 15 نفر و جمعاً 45 نفر انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هویت فردی برزونسکی (1989) و هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت فردی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که هر دو روش تحلیل رفتار متقابل و بدیعه پردازی بر هویت اطلاعاتی، هنجاری و سردرگم دانش آموزان مؤثر بوده اند. همچنین، بین روش آموزش مبتنی بر تحلیل رفتار، بدیعه پردازی و عادی بر هویت اجتماعی دانش آموزان نخبه ورزشی پسر دوره متوسطه شهرستان بانه تفاوت معناداری وجود دارد.
۶.
در دنیای امروز که آموزش ریاضی به عنوان یکی از مهارت های کلیدی در رشد تحصیلی و اجتماعی اهمیت دارد، درک عوامل مؤثر بر درگیری دانش آموزان در این درس حیاتی است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف، تحلیل تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم انگیزش و خودکارآمدی ریاضی بر درگیری در یادگیری ریاضی و نحوه تأثیرگذاری ارزش تکلیف به عنوان یک عامل واسطه ای در این فرآیند است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف یک پژوهش توسعه ای است و از منظر گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است که در آن از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم و ششم ابتدایی شهرستان سنقر در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 2470 نفر بود که تعداد 332 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه های درگیری در درس ریاضی ریم-کافمن (2010)؛ خودکارآمدی ریاضی بتز وهاکت (۱۹۸۳)، انگیزش به یادگیری ریاضی کورتر (۲۰۰۵) و ارزش تکلیف پینتریچ و دیگروت (۱۹۹۱) بود. نتایج پژوهش نشان داد که انگیزش به یادگیری ریاضی، خودکارآمدی ریاضی و ارزش تکلیف بر درگیری در درس ریاضی اثر مستقیم مثبت و معنی دار دارند.، خودکارآمدی ریاضی و انگیزش به یادگیری ریاضی بر ارزش تکلیف اثر مستفیم مثبت و معنی دار دارند. علاوه بر این، خودکارآمدی ریاضی و انگیزش به یادگیری ریاضی هر دو به صورت غیرمستقیم توانستند درگیری در درس ریاضی را از طریق ارزش تکلیف پیش بینی کنند. در کل نتیجه شد که مدل مفهومی درگیری در ریاضی بر اساس خودکارآمدی ریاضی و انگیزش به یادگیری ریاضی با نقش واسطه ای ارزش تکلیف با مدل تجربی برازش دارد. یافته های پژوهش بر اهمیت نقش خودکارآمدی، انگیزش و ارزش تکلیف در مشارکت دانش آموزان در درس ریاضی تأکید دارد.
۷.
بدساختاری دانش پدیده ای است که در آن ساختار دانش مورد نظر در حیطه آموزشی به دلایل مختلف در فراگیران شکل نمی گیرد. در این پژوهش برای اصلاح بدساختاری دانش از نقشه های مفهومی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد پنج کلاس به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. بعد از شناسایی دانش آموزان بدساختار، فراگیران در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای گروه آزمایش مفاهیم از کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی با استفاده از نقشه مفهومی در شش جلسه ارائه گردید. درگروه کنترل با روش های مرسوم تدریس شد. در ادامه ی پژوهش، آزمون معلم ساخته از مفاهیم اخذ شد. نتایج تحلیل کوواریانس جهت بررسی تأثیر نقشه مفهومی بر اصلاح بدساختاری دانش در مفاهیم تغییرات فیزیکی، تغییرات شیمیایی و رنگین کمان دانش آموزان، نشان داد تفاوت نمرات در هر سه مفهوم بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ آماری معنادار می باشد. (01/0P<). در کل نتایج نشان داد با استفاده از نقشه های مفهومی می توان بدساختاری دانش را در بین دانش آموزان، اصلاح کرد.
۸.
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی عدالت آموزشی برای دوره دوم متوسطه با تأکید بر آزمون های سراسری سازمان سنجش کشور برای ورود به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و نتایج آن بر عایدی سازمان و ادبیات این حوزه اجرا شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی محسوب می شود و با استفاده از نظریه پردازی داده بنیاد به صورت کیفی اجرا و نمونه گیری به روش نظری و با بهره مندی از روش های هدفمند(قضاوتی) و گلوله برفی(زنجیره ای)، که بر مبنای آن مصاحبه با کارشناسان عالی، خبرگان و متخصص باتجربه آموزش و پرورش و اساتید متخصص در این زمینه که در حوزه علمی و پژوهشی، تجربه و تخصص داشتند، تا زمان رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. نتایج تحلیل داده های به دست آمده طی فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، به ایجاد نظریه داده بنیاد در حوزه حوزه عدالت آموزشی منجر شد. عناصر مدل طراحی شده از، شرایط علّی، زمینه ای و واسطه ای تشکیل شده است که پدیده محوری، پیامدها و راهبردهای اجرای خط مشی عمومی را نشان می دهد. مدل طراحی شده در این پژوهش شامل شرایط علّی(تصمیم سازى عادلانه و بهره مندى از منابع)، شرایط زمینه ای (بسترسازی توزیع منابع و پشتیبانی و حمایت های مسئولین)، عوامل مداخله گر (شرایط سازمانی تأثیرگذار و شرایط اجتماعی تأثیرگذار)، عناصر تشکیل دهنده است که پدیده محوری عدالت آموزشی، راهبردهای اجرای خط مشی عمومی(راهبردهای آموزشی و آگاه سازی، راهبردهای ساختاری و تجهیزات، راهبردهای حمایتی و انگیزشی) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای مدیریتی و پیامدهای اجتماعی) را نشان می دهد. در نتیجه مسئولین مربوطه، می توانند از نتایج این پژوهش، برای کارآمدی بیشتر عدالت آموزشی در آموزش و پرورش بهره برداری کنند. همچنین با توجه به شرایط موجود، عدالت آموزشی در جامعه، نیاز اساسی محسوب می شود. بر اساس نتایج بدست آمده در راستای عدالت آموزشی با عناوین کیفیت آموزش، استفاده از دبیران مجرب و متخصص در مناطق محروم با طرح های تشویقی، توجه به زیرساخت ها و امکانات آموزشی و استفاده از فناوری های نوین آموزشی، حمایتی و انگیزشی و تأمین منابع مالی، توزیع عادلانه منابع آموزشی بین مناطق محروم، اصلاح نظام سنجش و پذیرش دانشگاه ها باید مورد توجه ویژه مسئولین و خط مشی گذاران وزارت علوم و تحقیقات و وزارت آموزش و پرورش قرار گیرد تا در زمینه پیاده سازی عدالت آموزشی گام های اساسی برداشته شود. همچنین از نظر ادبیات و مبانی نظری نیز خلأ تئوریکی را غنی می کند.