فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شنیداری بر میزان رشد گفتاری در کودکان پیش دبستانی ناشنوای کاشت حلزون در اقلیم کردستان عراق بود. این تحقیق از نوع تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل ۲۴ کودک ناشنوا (۱۲ نفر در گروه آزمایش و ۱۲ نفر در گروه کنترل) بود. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند بود .ابزار اصلی برای ارزیابی عملکرد رشد گفتاری کودکان ناشنوا، مقیاس شاخص درجه بندی وضوح کلامی، آلن و همکاران(199۸) بود. گروه آزمایش تحت آموزش توان بخشی شنیداری ویژه (12 جلسه به مدت 45 دقیقه در هفته 2 یا 3 بار) قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای نداشت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. پس از شش ماه از اجرای برنامه توانبخشی، یافته ها نشان داد، میانگین نمرات رشد گفتار گروه کنترل به ترتیب در مرحله پیش آزمون (۹۲/۲)، پس آزمون (۸۵/۲) و برای گروه آزمایش به ترتیب در مرحله پیش آزمون (۱۷/۳)، پس آزمون (۵۸/۳) است. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نمرات رشد گفتار قبل از آموزش حاکی از آن بود که تفاوت های معناداری بین دو گروه (آزمایش و کنترل) قبل از شروع مداخله وجود ندارد (۰۵/۰ P>). تحلیل کوواریانس تک متغیره نشاندهنده این موضوع بود که پس از بی اثر کردن تأثیر پیش آزمون، تفاوت معناداری در میانگین نمرات پس آزمون بین گروه آزمایش و گروه کنترل وجود دارد (۰۱/۰P<). اندازه اثر این تفاوت برابر با ۶1/0 است که به این معناست که ۶1 درصد تغییرات در رشد گفتار ناشی از تفاوت گروه هاست. در نهایت، میانگین های تصحیح شده پس آزمون رشد گفتار در دو گروه نشان داد، گروه آزمایش (۴۸/۳) نسبت به گروه کنترل (۹۴/۲) در پس آزمون عملکرد بهتری داشته است. از طرف دیگر، می توان گفت مشارکت فعال والدین در فرآیند درمان باعث تسریع در یادگیری گفتار و بهبود عملکرد کودک در محیط های طبیعی گردید .این یافته ها نشان می دهند که برنامه توانبخشی شنیداری کلامی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در بهبود مهارت های گفتاری و زبانی کودکان ناشنوا در مناطق مختلف، از جمله اقلیم کردستان عراق، به کار گرفته شود. این مداخله می تواند به کاهش شکاف های زبانی و اجتماعی کودکان ناشنوا کمک کرده و به آن ها فرصت های بیشتری برای مشارکت فعال در جامعه فراهم آورد.
رابطه بین ادراک از رهبری تحولی وکاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
264 - 283
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین ادراک از رهبری تحولی و کاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در بین کارکنان ادارات آموزش پرورش شهر اصفهان بود. روش پژوهش در این مطالعه همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی کارکنان اداری نواحی ششگانه و اداره کل آموزش و پرورش شهر اصفهان به تعداد 804 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 260 نفر تعیین شد که با روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رهبری تحولی بس و آولیو (2000)، پرسشنامه محقق ساخته مدیریت استعداد براساس مدل فیلیپس و راپر (2009)، پرسشنامه خودکارآمدی رادولف و همکاران (1998) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی و باکر (2006) بود. جهت روایی سازه پرسشنامه های استاندارد رهبری تحولی، خودکارآمدی و اشتیاق شغلی از تحلیل عاملی تاییدی و جهت روایی سازه پرسشنامه محقق ساخته مدیریت استعداد از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید. ضرایب پایایی برای پرسشنامه رهبری تحولی 925/0، برای پرسشنامه مدیریت استعداد 947/0، برای پرسشنامه خودکارآمدی 830/0 و برای پرسشنامه اشتیاق شغلی 925/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل یافته ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. یافته های حاصل از این پژوهش درسطح معناداری 05/≥p نشان داد که بین رهبری تحولی و کاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی رابطه مثبت ومعنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین ابعاد رهبری تحولی، انگیزش الهام بخش به طرز معناداری توان پیش بینی خودکارآمدی و توجه و ملاحظات فردی و انگیزش الهام بخش، توان پیش بینی اشتیاق شغلی را دارند. از بین ابعاد مدیریت استعداد، حفظ و نگهداری استعداد توان پیش بینی خودکارآمدی و ابعادتوسعه استعداد و بکارگیری ،توان پیش بینی اشتیاق شغلی را دارند. بین میانگین رهبری تحولی، کاربست مدیریت استعداد، خودکارآمدی و اشتیاق شغلی با توجه به (متغیرهای جنسیت، تحصیلات، سن و سابقه خدمت) تنها در خودکارآمدی برحسب میزان تحصیلات تفاوت مشاهده شد. نتایج شاخص های ارزیابی برازش مدل معادلات ساختاری پژوهش نیز،نشان از برازش خوب مدل با داده ها دارد.
طراحی و روان سنجی (اعتبار یابی) ابزارسنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیشران های کارآفرینی در ها می توانند به عنوان فضا و بستری برای توسعه ی سازمان های آموزشی عمل نمایند. این پژوهش با هدف طراحی و روان سنجی ابزار سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی(کمی وکیفی) اکتشافی متوالی بوده، جامعه آماری دربخش کیفی اعضای هیات علمی خبره و محققان صاحب نظر در زمینه نظام آموزش عالی و کارآفرینی و در بخش کمی اعضای هیات علمی دانشگاه های استان گلستان شامل دانشگاه آزاد اسلامی، علوم پزشکی، منابع طبیعی و پیام نور بوده است. نمونه ها در بخش کیفی شامل19 نفر به روش هدفمند و در بخش کمی 279نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پس از انجام مصاحبه و اشباع داده ها، مقوله ها شناسایی و کدگذاری شدند و براساس آن پرسشنامه ای با 5 بعد و 89گویه طراحی گردید. روایی صوری، محتوایی و سازه ای و پایایی پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: ابتدا روایی صوری و محتوایی پرسشنامه بررسی و 16سوال حذف شد و 73سوال باقی ماند. سپس روایی سازه ای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، بار عاملی تمامی سوالات بالای 5/0و میانگین واریانس استخراج شده بالای 5/0، پایایی هر دو ملاک (آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی) تمام ابعاد بالای7/0 بوده است و در نهایت پرسشنامه با 5 بعد و 73سوال تایید شد. نتیجه گیری: ابزار طراحی شده جهت سنجش توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده و می تواند به عنوان ابزار مناسب برای ارزیابی توسعه ی سازمان های آموزشی با تاکید بر پیشران های کارآفرینی مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی موانع تعامل سازنده بین اولیاء و مربیان مدرسه و راهکارهای بهبود آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
124 - 149
حوزههای تخصصی:
در عصر تعلیم و تربیت مشارکتی، تعامل سازنده میان اولیاء و مربیان از عوامل کلیدی موفقیت آموزشی و تربیتی به شمار می رود. با این حال، ضعف ارتباط میان این دو نهاد موجب اختلال در فرآیند یادگیری و کاهش سرمایه اجتماعی مدرسه می شود. هدف این پژوهش شناسایی موانع تعامل والدین و مربیان و ارائه راهکارهای بهبود آن است. این پژوهش کیفی و با رویکرد فراترکیب است. داده ها با جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی، مقالات مرتبط تا سال ۱۴۰۴ جمع آوری و بر اساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند. در نهایت، داده های کیفی مطالعات منتخب با استفاده از تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل و سنتز شدند. نتایج نشان داد موانع تعامل در شش دسته اصلی شامل عوامل شناختی و نگرشی، ارتباطی و تعاملی، ساختاری و سازمانی، خانوادگی و اجتماعی، مدرسه ای و حرفه ای و عوامل حقوقی و سیاست گذاری قرار می گیرند. پیامدهای این گسست نیز در ابعاد روان شناختی و تحصیلی دانش آموزان، کارکردهای مدرسه، روابط اجتماعی و فرهنگی و پیامدهای بلندمدت آشکار می شود. در پایان، راهکارهای تقویتی در سطح آموزشی، ارتباطی، مدیریتی، خانوادگی و سیاست گذاری ارائه گردید.
طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی هم افزایی دانشگاه، صنعت و توسعه پایدار در بستر دانشگاه های نسل پنجم، براساس نظریه داده بنیاد، نوشته شده و از نوع پژوهش های کیفی در حوزه الگوی استقرایی است. ابزار جمع آوری داده پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بوده و داده ها با بهره گیری از کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی تحلیل شده اند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری هدفمند استفاده شده است که، براساس اصل کفایت نظری و با استفاده از 20 مصاحبه، نمونه ها حاصل شد. مشارکت کنندگان شامل خبرگان و متخصصان حوزه آموزشِ عالی و مدیریت کارآفرینی بودند. مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و براساس رویکرد داده بنیاد کدگذاریِ باز، محوری و گزینشی، تحلیل شد. براساس نتایج، الگوی یادشده در وضعیت علّی دارای مقولات «تحولات فناوری و ظهور زیست بوم دیجیتال آموزشی نسل پنجم» و «هم افزایی دانش و مهارت برای ایجاد خلق ارزش»، در پدیده محوری دارای مقوله «بین الملی سازی و هم گرایی آموزش و صنعت»، در شرایط مداخله گر دارای مقوله «بسترسازی توسعه زیرساخت ه ای رویکرد دانشگاه های نسل پنجم با صنعت»، در شرایط زمینه ای دارای مقوله «توسعه صلاحیت های حرفه ای ذی نفعان آموزشی»، در راهبردها دارای مقوله «توسعه هم افزای آموزش و نوآوری برای پاسخ گویی به نیازهای صنعت»، و در پیامدها دارای مقولات «ارتقای کارآمدی و بهره وری کیفیت نظام آموزشِ عالی» و «توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی» است. اجرای هم افزایی رویکرد نوآورانه دانشگاه های نسل پنجم با صنعت در زیست بوم نظام آموزشِ عالی ایران تحولات بسیاری در همه جنبه های علمی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد خواهد کرد.
ارایه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، ارائه الگوی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی در دانش آموزان معلول با نیازهای ویژه بود. روش: این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. مبنای فلسفی پژوهش، تفسیری و مبتنی بر رهیافت استقرایی بود. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل متخصصان حوزه ورزش دانش آموزی، همگانی، معلولان و استثنایی نظیر متخصصان تربیت بدنی و تعلیم و تربیت با گرایش های مدیریت ورزشی، فیزیولوژی ورزشی، آسیب شناسی ورزشی، رفتار حرکتی، مدیریت آموزشی و علوم تربیتی و آ گاه به موضوع پژوهش بودند، نمونه گیری براساس روش هدفمند و مبتنی بر رویکرد نظری بود. معیار کفایت نمونه گیری اشباع نظری داده ها بود و بر این اساس، تعداد 16 مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و اکتشافی انجام گرفت. جهت ممیزی پژوهش و قابلیت اعتماد از معیارهای مقبولیت، باورپذیری )روش اسکات(، انتقال پذیری و تأیید پذیری )روش تحلیل اعضای پژوهش( استفاده شد و برای اتکاپذیری از روش بازآزمون مصاحبه ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در طی 3 مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی تفکیک شدند و یافته های پژوهش در چارچوب مدل پارادایمی شامل مقوله های اصلی عوامل زمینه ای مانند اثربخش نمودن محتوای آموزشی-ورزشی کودکان معلول با نیازهای ویژه و توسعه سواد حرکتی آنان، شرایط علّّی مانند، تحول آفرینی در آموزش تربیت بدنی دانش آموز معلول با نیازهای ویژه و ترویج دیدگاه سلامت محور، عوامل مداخله گر مانند، هم افزایی با رویکرد بهبود عملکرد ورزش این کودکان و چالش های فراروی نهادینه سازی فعالیت های فیزیکی-ورزشی، راهبردهایی مانند، توسعه و طراحی فضاهای ورزشی و شهری معلولان، توان بخشی دانش آموزان با معلولیت با نیازهای ویژه و توسعه فوق برنامه های آموزشی-ورزشی توان یابان و در نهایت پیامدهایی نظیر توانمندسازی اجتماعی-ورزشی شناسایی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، مواردی نظیر احقاق حقوق شهروندی با حق بر سلامت، ورزش و آموزش دانش آموزان توان یاب، ایجاد حس ورزش خواهی در سبد فکری دانش آموزان و والدین، ترویج و آموزش فعالیت های ورزشی تلفیقی و فراگیر، توان بخشی این دانش آموزان با راه اندازی کانون های حرکات اصلاحی و کلوپ های حرکات درمانی، توسعه سواد حرکتی این دانش آموزان با ترویج مهارت های بنیادی در قالب بازی، جذب و توزیع عادلانه بودجه و اعتبارات لازم، طراحی و احداث اماکن و فضای شهری و ورزشی با در نظر گرفتن شرایط جسمانی و ذهنی دانش آموزان با نیازهای ویژه و توان یاب پیشنهاد می شود.
واکاوی پیامدهای آموزش مبتنی بر بازی وارسازی (گیمیفیکیشن) در مدارس ایران (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش کیفی فراترکیب و با هدف کاربردی در راستای واکاوی پیامدهای آموزش مبتی بر بازی وارسازی(گیمیفیکیشن) در مدارس ایران انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی پژوهش های مرتبط است که بین سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ در پایگاه های معتبر داخلی ازجمله جهاد دانشگاهی، نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی و سیویلیکا، علم نت منتشر شده اند. برای بررسی پژوهش ها از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شد. با روش نمونه گیری هدفمند، از میان ۴۵ مطالعه اولیه، ۱۵ مقاله در فرایند غربالگری براساس عنوان، چکیده، محتوا و روش پژوهش انتخاب گردید و برای ارزیابی کیفیت مطالعات منتخب، از ابزارCASP (برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی) استفاده شد. پژوهشگران با استفاده از روش تحلیل مضمون، 128 کد اولیه را استخراج کرده و از طریق کدگذاری محوری این کدها را در قالب 19 مضمون فرعی دسته بندی کردند. سپس با تجمیع مضامین فرعی مرتبط، به 5 مضمون اصلی رسیدند که عبارتند از: فردی (ارتقاء انگیزه، بهبود رفتارهای سازنده، توسعه مهارت ها، افزایش تعاملات، بهزیستی روانشناختی)، آموزشی (بهبود آموزش و یادگیری، توسعه محتوای متناسب با بازی وارسازی، تحقق بهینه اهداف آموزشی، مدیریت کارآمد کلاس درس)، محیطی (اقتصادی، اجتماعی، سیاست گذاری، محیط زیست، مدیریت مصرف منابع، انتقال آموزش به محیط کار)، تربیتی (تربیت دینی، تربیت فرهنگی) و تکنولوژی و فناوری (توسعه زیرساخت های تجهیزات و فناوری، توسعه و تکامل بازی وارسازی).
Identifying and Analyzing the Components of Educational Games Based on Social Skill Development for Preschoolers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
1 - 31
حوزههای تخصصی:
In recent years, many educational experts have concluded that game is one of the key elements in learning various skills in children, especially social skills. The aim of the present study was to identify the components of games based on social skill development for preschools in order to design a desirable model. The present study was conducted using a qualitative approach, specifically the grounded theory method. Data were collected through 25 semi-structured interviews with preschool teachers and educators who had valuable experiences related to the research topic using purposive sampling (snowball), and were analyzed in three main stages: open, axial, and selective coding. Interview data analysis revealed five main categories which affect educational games based on social skill development model; namely, causal factors, contextual factors, intervening factors, strategies, and advantages. It is concluded that proper implementation of a game-based social skills curriculum and paying attention to its various elements can lead to a child's physical, mental, and sensory development.
واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از راه حل مسئله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
105 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، واکاوی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از اجرای برنامه درسی آموزش ریاضی از طریق حل مسئله بود. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. مشارکت کنندگان بالقوه، معلمان دوره ابتدایی شهر بیضا در سال تحصیلی 1402- 1401 بودند که 12 تن از آنها به شیوه هدفمند از نوع معیار و با رعایت قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری و مضمون یابی به شیوه Braun & Clarke (2006) استفاده شد. یافته های پژوهش در قالب 3 مضمون فراگیر: 1. نقاط قوت (تحقق اهداف آموزشی؛ تحقق اهداف تربیتی، عاطفی و روانشناختی؛ توجه به مراحل آموزش ریاضی از طریق حل مسئله؛ توجه به ایفای نقش معلم و شایستگی های حرفه ای؛ استفاده از شیوه های مختلف نظارت و ارزیابی؛ توجه به سبک ها، راهبردها و رویکردهای نوین آموزشی) 2. چالش های اجرایی و نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله (چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ چالش ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ چالش در مدیریت کلاس و کمبود وقت؛ چالش کمبود منابع آموزشی و ضعف دانش معلم؛ نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل مسئله) 3. راهکارها (راهکارهای موثر در رفع چالش کمبود امکانات و وسایل آموزشی؛ راهکارهای موثر در رفع چالش های ناآشنایی و عدم همکاری عوامل انسانی؛ راهکارهای موثر در مدیریت کلاس و رفع چالش کمبود وقت؛ راهکارهای رفع کمبود منابع آموزش و چالش افزایش دانش معلم؛ راهکارهای مؤثر در جهت رفع نقاط ضعف رویکرد آموزش ریاضی از طریق حل) شکل گرفت.
کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم: یک مطالعه پسا پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
139 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف کاوش نقش شبکه شاد دانش آموزی در دگرگون سازی نقش معلم و ساختارهای افزایشی و کاهشی ادراکی و عملی ایجاد شده به وسیله شبکه شاد، انجام شد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی؛ ازنظر نوع داده ها، کیفی و ازنظر روش اجرا، پساپدیدارشناسی بود. جامعه آماری تحقیق معلمان مدارس ابتدایی (دوره دوم ابتدایی) شهر ایلام بود که از شبکه دانش آموزی شاد برای تدریس استفاده می کردند، که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و تعداد ۱۹ نفر به عنوان نمونه برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این مطالعه شامل مشاهده و تجارب دسته اول محقق، مصاحبه با شی (شبکه شاد) و مصاحبه با معلمانی بود که از شبکه دانش آموزی شاد در کلاس های درس خود استفاده می کردند، که پس از جمع آوری داده ها، بر اساس دیدگاه پساپدیدارشناختی مورد تحلیل قرار گرفت. برای تعیین اعتبار درونی یافته ها، از تطبیق داده ها با مبانی نظری و پیشینه و مصاحبه با خبرگان استفاده شد، برای تأیید دقّت و صحت داده ها، در مورد اعتبار مطالعه از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید، جهت تعیین اعتبار بیرونی یافته ها از تکنیک حصول اشباع نظری استفاده شد. معلم با شبکه شاد رابطه آلتریتی برقرار می کند که این رابطه آلتریتی باعث تقویت ها و کاهش هایی در ادراک و رفتار معلم می شود و ساختار های افزایشی و کاهشی را ارائه می دهد.
پدیدارشناسی تجارب زیسته دانش آموزان افغانستانی از نظام آموزشی ایران (مورد مطالعه: پایه ششم ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
255 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین پدیدارشناسانه تجارب دانش آموزان افغانستانی در نظام آموزشی ایران بود. رویکرد پژوهش، کیفی و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. به منظور دست یابی به نمونه پژوهش، از نمونه گیری ملاکی استفاده شد. ملاک ورود، افغانستانی بودن و اشتغال به تحصیل دانش آموزان در پایه ششم دبستان های شاهرود بود. از این جهت پایه ششم انتخاب شد که پژوهشگر بتواند داده های بهتری به دست آورد. پایه ششم بودن، این امکان را به پژوهشگر می داد تا بتواند تجربه شش سال تحصیل دانش آموز افغانستانی را در مدارس ایران احصا کند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها با ۱۲نفر به اشباع رسید اما تا ۱۵ نفر هم ادامه پیدا کرد تا داده ها از اعتماد و اعتبار قابل قبولی برخوردار باشد. داده های به دست آمده بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. تحلیل حاصل از مصاحبه ها حاکی از ۶ مضمون اصلی از جمله چالش های کژتابی اداری-قانونی، ترومای روانشناختی، آسیب تعارض نگهداشت زبان و زبان جدید، آسیب اجتماعی، تبعیض ومشکلات اقتصادی و ۲۶ زیرمضمون می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در سیاستگذاری های نهاد آموزش رسمی ایران قابل اتکا باشد. پیشنهاد مهم و مشخص این پژوهش توجه به یافته ها و تصمیم گیری براساس این یافته هاست، تا شاید بتوان در فرایند بهبود امور مربوط به دانش آموزان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران، قدم هایی برداشت.
تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
217 - 249
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.
تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده در آموزش حسابداری با میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری: مطالعه موردی دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی ها نقشی حیاتی در آموزش حسابداری ایفا می کنند و می توانند به طرزی جالب توجه انگیزش دانش آموزان را ارتقا دهند. ترکیب انگیزش و بازی در فرایند آموزش باعث افزایش مشارکت فعال دانش آموزان، بهبود یادگیری عمیق و ماندگار و در نهایت ارتقای عملکرد تحصیلی آنها می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده با تأثیر میانجی خودکارآمدی و انگیزه یادگیری در دانش آموزان انجام شد. در این پژوهش، 100 نفر از دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران که با اصول اولیه ثبت حسابداری آشنا بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای سنجش انگیزش تحصیلی از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی لوپز-هرناندز و همکاران (2022) استفاده شد و با بهره گیری از نرم افزار SmartPLS، مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. چهار متغیر یادگیری تجربی، خودکارآمدی، انگیزه یادگیری و عملکرد تحصیلی خودادراک شده در نظر گرفته شدند. نتایج فرضیه های مستقیم نشان داد یادگیری تجربی بر خودکارآمدی و انگیزه یادگیری تأثیری مثبت و معنادار دارد. همچنین، خودکارآمدی و انگیزه یادگیری به صورت مستقیم بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیر دارد و یادگیری تجربی به تنهایی تأثیری جالب توجه بر عملکرد تحصیلی ندارد. نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد یادگیری تجربی از طریق میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیرگذار است. یافته ها نشان داد دانش آموزانی که در معرض یادگیری تجربی قرار گرفته اند، احساس توانایی بیشتری در انجام وظایف تحصیلی (خودکارآمدی) داشته و انگیزه بیشتری برای یادگیری از خود نشان داده اند که در نهایت به بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر شده است.
مقایسه تأثیر دو روش حل مسئله فردی و همیارانه بر انگیزه ی پیشرفت و مهارت های اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه تأثیر دو روش آموزش مهارت حل مسئله به شیوه فردی و همیارانه بر انگیزه پیشرفت و مهارت های اجتماعی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در درس علوم تجربی بود. روش پژوهش با رویکرد کمّی از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری پژوهش، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، سه کلاس (هر کدام شامل 25 نفر) انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. گروه های آزمایش تحت آموزش با روش حل مسئله همیارانه و فردی قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه های انگیزش پیشرفت و مهارت های اجتماعی استفاده شد. آموزش علوم تجربی با روش حل مسئله فردی و همیارانه در 9 جلسه 50 دقیقه ای برای دو گروه آزمایش ارائه شد. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که هر دو روش آموزش حل مسئله (فردی و همیارانه) در مقایسه با گروه کنترل، تأثیر معنی داری بر افزایش انگیزه پیشرفت و مهارت های اجتماعی داشتند. همچنین، نتایج پژوهش بیانگر این بود که روش حل مسئله همیارانه، شیوه مؤثرتر و بهتری نسبت به روش حل مسئله فردی است. با توجه به نتایج به دست آمده به معلمان پیشنهاد می شود که در تدریس علوم تجربی برای تقویت مهارت های اجتماعی و انگیزه پیشرفت در دانش آموزان از روش حل مسئله همیارانه استفاده کنند.
اثربخشی مداخله توان بخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت: بهبود تنظیم شناخت، رفتار و هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکردهای اجرایی، کنش های عالی سیستم عصبی مغز هستند که مجموعه ای از توانایی های سطح بالا شامل تنظیم شناخت، تنظیم رفتار و تنظیم هیجان را انجام می دهند. هدف این پژوهش اثربخشی مداخله توان بخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت شهر شیراز بود. طرح پژوهش، از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان کم پیشرفت شهر شیراز بودند. از بین جامعه آماری مذکور، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از سیاهه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی ویراست دوم استفاده شد. برنامه آموزش توان بخشی شناختی به مدت 10 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش توان بخشی شناختی بر بهبود شاخص کارکردهای اجرایی (تنظیم شناخت، تنظیم رفتار، تنظیم هیجان) دانش آموزان کم پیشرفت اثربخش بوده است. به عبارت دیگر، آموزش توان بخشی شناختی منجر به بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت شده است. با توجه به اثربخش بودن این برنامه، متخصصان و مشاوران مدرسه می توانند از این برنامه آموزشی برای بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت استفاده کنند.
The Influence of Task Type and Pre-Task Planning Condition on the Speaking Accuracy of Iranian EFL Learners
حوزههای تخصصی:
This research investigated the impact of varying planning conditions and task types on the accuracy of pupils' speaking abilities. Utilizing the Oxford Placement Test (OPT), 80 intermediate female participants nominated for the research and assigned to four untouched classes. These classes were planned as the individual-planning personal task class (IPPT class), the individual-planning decision-making task class (IPDT class), the class-planning personal task class (CPPT class), and the class-planning decision-making task class (CPDT class). Two concurrent decision making tasks were planned to be conducted both at the beginning and at the end of the experiment, while a six-week intervention was scheduled in between. Three sessions were dedicated to administering the OPT test, the pretest, and the posttest; and the students accomplished two dissimilar task types under two diverse planning situations throughout the other three treatment meetings. The results from the one-way ANOVA discovered that pre-task planning conditions and task types significantly influence the accuracy of speaking. These outcomes reinforce the notion that planning conditions have meaningful results on pupils' accomplishment in personal and decision-making tasks. Consequently, both planning conditions proved real in enhancing students' performance in speaking tasks. It is suggested that educators should give considerable attention to pre-task planning to alleviate EFL pupils' challenges in attaining upper ranks of accuracy in their speaking abilities.
Investigating Intercultural Awareness: Iranian EFL Teachers’ Perceptions and Challenges
حوزههای تخصصی:
In recent decades, the importance of applying cultural dimension into language pedagogy has received extensive emphasis worldwide. The problem arises when EFL teachers are afraid of referring to cultural notions in their classes just because it seems that they lack sufficient cultural knowledge of the target language. This research study intended to inspect Iranian EFL teachers’ intercultural awareness by evaluating their opinions about the importance of cultural teaching. Sercu et al. (2005) adopted questionnaire was used to gather the anticipated data. The participants were comprised of 102 teachers who were provided with questionnaires in person using hard copies. An interview was conducted as well with participants in order to explore the difficulties they encounter in the way of teaching culture. the collected data were analyzed via statistical package for social sciences (SPSS) software. Content analysis was used for analyzing the qualitative data gathered from interview. The results showed that Iranian EFL teachers have favorable opinions about intercultural learning. They were unwilling to implement the intercultural approach to their teaching method because of time constraints, lack of suitable materials, and guidelines. Several implications are emergent from the findings including suggestions for educational policy-makers, material designers, language institutes, and teacher training programs.
مدل پس آیندها و پیش آیندهای حمایت سازمانی در آموزش و پرورش
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
168 - 181
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای ادراک از حمایت سازمانی در نهاد آموزش وپرورش با تأکید بر نگرش و برداشت معلمان نسبت به مفهوم حمایت سازمانی است. این پژوهش در پی تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری ادراک حمایت سازمانی و تأثیرات آن بر نگرش ها، بهزیستی ذهنی و رفتارهای شغلی معلمان می باشد. روش شناسی پژوهش: روش این مطالعه، توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از مطالعه مبانی نظری، مرور پیشینه پژوهش ها و تحلیل محتوای منابع معتبر انجام شده است. در این راستا، چارچوب مفهومی پژوهش از طریق تحلیل ساختاری و تلفیق نظریه ها و یافته های تجربی تدوین گردیده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد پیشایندهایی مانند عدالت سازمانی، حمایت سرپرست و نوع رهبری بر ادراک حمایت سازمانی تأثیرگذارند و این تأثیر با متغیرهای میانجی مثل تعهد عاطفی، اعتماد و انگیزش درونی تقویت می شود. در نتیجه، حمایت سازمانی ادراک شده باعث بهبود عملکرد شغلی، رضایت، سلامت روان و کاهش ترک خدمت می گردد. نتیجه گیری: ادراک از حمایت سازمانی نقشی کلیدی در ارتقای تعهد، رضایت شغلی، بهزیستی روانی و بهبود عملکرد معلمان ایفا می کند. ایجاد محیطی حاوی احترام، قدردانی، پشتیبانی مادی و معنوی و روابط مبتنی بر اعتماد، می تواند سطح حمایت سازمانی ادراک شده را افزایش داده و در نهایت موجب موفقیت سازمانی شود.
مقایسه تاثیرآموزش احیاء قلبی-ریوی پایه به دو روش آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم بر آگاهی و مهارت پرسنل جدیدالورود پرستاری و مامایی در دوران محدودیت های کرونا 1401(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایست قلبی ریوی یک وضعیت اورژانسی حاد ومهم است که اکر بلافاصله انجام شود شانس زنده ماندن فرد تا سه برابرافزایش می یابد. کسب دانش احیای قلبی ریوی برای پرسنل جدید الورود از موارد آموزشی است که توجه وبژه ای به آن شده است.این مطالعه با هدف مقایسه تاثیرآموزش احیا قلبی-ریوی به دو روش آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم بر آگاهی و مهارت پرسنل جدیدالورود پرستاری و مامایی مرکز آموزشی-درمانی فاطمیه در دوران محدودیت های کرونا 1401 صورت گرفت. روش کار: دراین مطالعه نیمه تجربی دو گروهی قبل و بعد 84 نفر پرسنل جدید الورود پرستاری و مامایی به روش تصادفی به دوگروه آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم تقسیم شدند. اطلاعات در سه مرحله قبل ازمداخله، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به روش چک لیست مشاهده جمع آوری شد.ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه جمعیت شناختی،پرسشنامه سنجش آگاهی و چک لیست سنجش مهارت بود داده ها با نرم افزار SPSSنسخه 20تحلیل شد یافته ها: میانگین اختلاف آگاهی و مهارت بین بلافاصله بعد از آموزش و قبل آموزش در گروه آموزش چهره به چهره به طور معنی داری بیشتر از آموزش بافیلم بوده است (P< 0.001). همچنین میانگین اختلاف آگاهی و مهارت بین یکماه بعد از آموزش و قبل آموزش در دو گروه مثبت بوده و در گروه آموزش چهره به چهره به طور معنی داری بیشتر از آموزش بافیلم بوده است . نتیجه گیری: میتوان چنین پیشنهاد داد که هر دو روش آموزشی در بالابردن سطح عملکرد و آگاهی پرسنل جدیدالورود تاثیر داشته است، اما تاثیر روش آموزشی چهره به چهره بالاتر بوده است. با توجه به بروز همه گیری کرونا و عدم امکان تجمعات بالا و از سمت دیگر وقت گیر بودن و دشواری های آموزش عملی و حضوری، استفاده از آموزش با شیوه فیلم توصیه میشود
تاثیر آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی بر انگیزه تحصیلی و اضطراب یادگیری با نقش میانجی گری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
83 - 101
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : یکی از مهم ترین پیامدهای متوجه نظام آموزشی استفاده از رویکرد سازنده گرایی با تأکید بر ارزشیابی کیفی– توصیفی آموخته های دانش آموزان است. اما برخی معلمان به دلیل عدم آگاهی با این نوع ارزشیابی مخالفت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی بر انگیزه تحصیلی و اضطراب یادگیری با نقش میانجی گری پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان ششم ابتدایی انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی - همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان و معلمان پایه ی ششم ابتدایی استان اردبیل، می باشد که در سال تحصیلی 1401-1400 مربوطه مشغول به تحصیل و کار هستند.ابزاهای اندازه گیری شامل 4پرسشنامه است که بعد از تکمیل آنها توسط معلمان و دانش آموزان جمع آوری وتجزیه وتحلیل وبعد از نمره گذاری،داده های به دست آمده نرمافزارspss باروش آماری کیفی-توصیفی واستنباطی موردتجزیه وتحلیل قرار دادیم.برای معادلات ساختاری از برنامه smartPlSاستفاده شده است. یافته ها : آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی – توصیفی با میانجی گری پیشرفت تحصیلی 4/89 درصد از تغییرات انگیزه ی تحصیلی را پیش بینی می کند و تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی – توصیفی با میانجی گری پیشرفت تحصیلی 8/89 درصد از تغییرات اضطراب یادگیری را پیش بینی می کند و تأثیر منفی و معنادار دارد. بحث و نتیجه گیری: آگاهی معلمان از رویکردهای ارزشیابی کیفی - توصیفی باعث بالارفتن شناخت معلم از فراگیر و ارزشیابی مناسب با خصوصیات آن می شود که این عمل باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و انگیزه ی تحصیلی در دانش آموز می شود.