ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
۶۶۱.

Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: virtual reality therapy emotional regulation exceptional needs Qualitative Research Implementation Barriers therapeutic facilitators

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
۶۶۲.

مدلیابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اعتباریابی صلاحیت های حرفه ای آموزش مجازی معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
مقدمه: در دنیای پیچیده و پرشتاب امروز، روش های سنتی آموزشی کند هستند و نیاز به استفاده از فناوری های نوین در آموزش وجود دارد. همچنین، انتشار ویروس کرونا، آموزش به اجباری شدن آموزش در فضای مجازی کمک کرد. هدف پژوهش حاضر، اعتباریابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی دوره متوسطه اول بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل شامل تمام معلمان دوره متوسطه اول استان گلستان بود که تعداد آنها حدود 750 نفر بود. نمونه بر اساس جدول رجسی و مورگان 148 نفر برآورد گردید که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس نتایج مرحله کیفی، تهیه شده بود. دادهها با استفاده از نرم افزار smart PLS و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بنابر یافته های تحقیق، 89 مفهوم، 18 زیرمقوله و 7 مقوله اصلی مورد تأیید قرار گرفت که مقوله های اصلی شامل مهارت های فنی، مدیریت کلاس مجازی، اخلاق آموزش مجازی، مهارت های عمومی، فعالیت های تدریس و یادگیری، مهارت های شناختی و منش معلمی معتبر بود. نتیجه گیری: بنابراین، باید در گزینش معلمان این صلاحیت ها در نظر گرفته شود و تلاش شود تا معلمانی که در حال تدریس هستند این صلاحیت ها را در خود به وجود بیاورند.
۶۶۳.

مدل سازی شایستگی های مؤثر بر پذیرش و بکارگیری فناوری های آموزشی با رویکرد شناختی و انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایستگی های مؤثر فناوری های آموزشی رویکرد شناختی و انگیزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۵
هدف این پژوهش به تحلیل شایستگی های مؤثر بر پذیرش و بکارگیری فناوری های آموزشی با رویکرد شناختی و انگیزشی در بین مدرسان و مربیان مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور می پردازد. برای دستیابی به این اهداف، از رویکرد ترکیبی استفاده شد. فرآیند جمع آوری داده ها شامل اجرای یک پرسشنامه برای نمونه ای متشکل از 190 مدرسان و مربیان مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور،علاوه بر این، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 18 تن از خبرگان، متخصصین و افراد آگاه برای جمع آوری بینش عمیق تر انجام شد. از روش تحلیل مضمون، 87 شاخص (گویه) ، 2 بعد اصلی و 12 مولفه قابل شناسایی است، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شده است. همچنین، برای بررسی روایی سازه از روایی همگرا و واگر و .برای سنجش پایایی، از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل معادلات ساختاری از نرم افزار Smart PLS استفاده شد.نتایج وضعیت موجود در 12 مولفه شایستگی های یکپارچه ی شناختی و انگیز شی مربیان و مدرسان معنادار می باشد . نتایج رتبه بندی بیان می دارد مهارت های حرفه ای مربیان ، توسعه خلاقیت ومیل به نوآوری با استفاده از فناوری و انگیزه تغییر و روحیه کنجکاوی شایستگی اصلی می باشند .نتایج مدل معادلات ساختاری ، نتایج نشان می دهد که تمامی مولفه شناسایی شده برای شایستگی یکپارچه ی شناختی و انگیزشی ، به طور معناداری با این سازه ها مرتبط هستند. به عبارت دیگر، این مولفه ها به خوبی توانسته اند این سازه ها را تبیین کنند. مقادیر مثبت شاخص اعتبار افزونگی برای همه مولفه ها نشان دهنده برازش خوب مدل و قدرت پیش بینی مناسبی است. ضریب تعیین متوسط به را بالا نشان می دهد که مدل توانایی خوبی در تبیین واریانس متغیرهای وابسته دارد . مقدار شاخص ریشه میانگین مربعات باقی مانده استاندارد شده و شاخص برازش نرمال به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل است. و بهبود نسبی مدل نسبت به مدل پایه است.
۶۶۴.

بررسی تجربی اثر پداگوژی خود راهبر در آموزش مبتنی بر مکان جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خودراهبری مطالعات اجتماعی دانش آموزان مکان محور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
پیشینه و اهداف: خود راهبری الگویی از آموزش تسهیلگرانه است که در آن فرد باتکیه بر توانایی اکتشافی فردی و گروهی، با تسهیلگری نظام آموزش در فرایند یادگیری قرار می گیرد. این پژوهش باهدف ارزیابی تطبیقی دو روش یادگیری خود راهبر (فردی و گروهی) در دروس مکان محور پرداخته است. روش: روش پژوهش از نوع مقایسه ای پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش مبتنی بر تعداد 22 دانش آموز چهارم ابتدایی یکی از مدراس شهر زنجان در غالب دو گروه همسان بوده است. شیوه خود راهبری فردی و گروهی برای دو درس مکان محور مطالعات اجتماعی پیاده سازی و نتایج به صورت تفسیری و آزمون تراکمی ارزیابی شد. یافتهها: یافته ها نشان می دهد شیوه خود راهبر فردی برای درس های با ماهیت مکانی کوچک مقیاس (محله) و شیوه خودراهبرگروهی برای درس های با ماهیت مکانی گسترده (مانند کشور) مؤثر عمل نموده است. طوری که علرغم مؤثر بودن هر دو روش در یادگیری دانش آموز شیوه خود راهبر فردی نیازمند حضور در میدان جغرافیایی و شیوه خود راهبردی گروهی نیازمند بررسی کتابخانه ای (کتب، مقالات، وبگاه ها، اطلس ها وغیره) بیشتر کاربردی بوده است. آزمون تراکمی نشان می دهد میانگین نمرات دانش آموزان در روش خود راهبری فردی 75/19(از بیست) و در روش خود راهبری گروهی 89/18(از بیست) می باشد. این نسبت برای درس های مکان محور غیر میدانی با پهنه سرزمینی گسترده در روش خود راهبری فردی 80/17 و در روش خود راهبری گروهی 80/19(از بیست) می باشد.          نتیجه گیری: در نتیجه ماهیت محتوایی درس های مکان محور تعیین کننده در بکارگیری نوع و الگوی روش های آموزش و یادگیری مانند خود راهبری می باشد. 
۶۶۵.

معرفی فناوری های جدید آموزشی برای آموزش افراد با کم توانی ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ویژه امکانات آموزشی فناوری جدید کم توانی ذهنی و تحولی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه و هدف: در حال حاضر جهان با مشکل کمبود روش های آموزشی ویژه برای دانش آموزان کم توان ذهنی و تحولی مواجه است و به این دلیل که روش های سنتی فرصت های مناسبی را برای این گروه از دانش آموزان فراهم نمی کند، هدف پژوهش حاضر پیگیری امکانات آموزشی مختلف برای کمک به حل این مشکل و همچنین یافتن روش های بهبود آموزش به کودکان با کم توانی ذهنی و تحولی است به نحوی که ناتوانی این افراد از یادگیری شان جلوگیری نکند، بلکه هر فرد آموزش منحصر بفرد و متناسب با نیازهایش را دریافت نماید. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری است. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها، کتاب ها و پایان نامه های موجود در پایگاه های علمی معتبر از جمله گوگل اسکولار، پاب مد، ساینس دایرکت، اشپرینگر، سمنتیک اسکولار، پروکوئست، کتابخانه دیجیتال یونسکو و آمازون با کمک کلیدواژه هایی از قبیل فناوری آموزشی و کودکان با نیازهای ویژه، روش های جدید آموزش کودکان با نیازهای ویژه، تکنولوژی و کودکان کم توان ذهنی و تحولی مابین سال های 2001 تا 2023 استفاده شد. در جستجوی اولیه، 93 مقاله انتخاب شد که از بین آنها، 3 مقاله به علت تکراری بودن، 10 مقاله به علت مروری بودن و 40 مقاله به علت غیرقابل استناد بودن و عدم تناسب با موضوع پژوهش حذف شدند. در پایان، با استفاده از آخرین ویرایش سیاهه ی استاندارد تلفیقی گزارش کارآزمایی ها ) کنسورت؛ 2017 (، 40 مقاله جهت بررسی انتخاب شد. یافته ها: با توجه به بررسی های انجام شده، روش جدید مورد استفاده در آموزش دانش آموزان با کم توانی ذهنی و تحولی شامل واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و مقایسه این دو، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، چت بات ها، ساعت هوشمند، نرم افزارهای آموزشی و برنامه های کاربردی تلفن همراه و رایانه می شود. نتیجه گیری: همانند همه انسان ها، افراد با کم توانی ذهنی و تحولی نیز برای کنارآمدن با خواسته های جامعه می بایست دانش و توانایی های مورد نیاز خود را کسب کنند. باید درنظر داشت که نیازهای آموزشی این افراد، متفاوت از سایرین است و اینکه آنها به سبب محدودیت های ذهنی و عملی که بر توانایی شان اثرگذار است، نیازهای آموزشی ویژه دارند. بنابراین دسترسی به مراتب آموزش رسمی بویژه از طریق فناوری های کمکی و برنامه های کاربردی آنلاین برای افراد با کم توانی ذهنی بسیار مفید و مطلوب است. زیرا آنها از این راه می آموزند تا در زندگی روزمره خود مستقل تر باشند و می توانند فعالیت های خود را بدون کمک مراقبان یا شخص دیگری انجام دهند. به علاوه، کاربران این ابزارهای فناورانه قادرند سرعت، مکان و زمان استفاده از نرم افزار کمکی را براساس نیاز خود تنظیم کنند. البته هنوز حجم زیادی کار در زمینه برنامه های کاربردی مبتنی بر وب با هدف بهبود عملکرد افراد کم توان ذهنی در یادگیری و زندگی روزمره مورد نیاز است.
۶۶۶.

بررسی قابلیت های هوش مصنوعی در فرآیند شخصی سازی آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن بیست و یکم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی شخصی سازی آموزش کیفیت یادگیری مهارت های قرن بیست و یکم فناوری آموزشی آموزش دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۴ تعداد دانلود : ۲۵۹
عصر فناوری اطلاعات و ظهور هوش مصنوعی بر ابعاد مختلف اجتماع تأثیر گذاشته است. یکی از این ابعاد، آموزش و یادگیری است. یادگیری هوشمند در جوامع مختلف نتایج چشمگیری داشته است. هدف این پژوهش، بررسی نقش هوش مصنوعی در شخصی سازی آموزش بود. بستر ارتقای کیفیت یادگیری و توسعه مهارت های قرن ۲۱ نیز بررسی شد. در این پژوهش از مطالعات فارسی و انگلیسی مرتبط استفاده شد. نتایج نشان داد هوش مصنوعی از الگوریتم های پیچیده استفاده می کند. این فناوری شیوه های ارزیابی و محیط یادگیری را تغییر می دهد. این تغییرات موجب بهبود شخصی سازی آموزش می شود. هوش مصنوعی محیط های یادگیری تعاملی ایجاد می کند و سکوهای یادگیری مشارکتی را ممکن می سازد و مهارت های قرن ۲۱ را در فراگیران توسعه می دهد. با توجه به یافته ها، استفاده از هوش مصنوعی در آموزش توصیه می شود. در این راستا، برنامه های مبتنی بر هوش مصنوعی باید تدوین شود و مهارت های فنی و سبک های یادگیری شخصی باید تقویت شود. علاوه بر این، پژوهش حاضر نشان می دهد که ادغام هوش مصنوعی در نظام آموزشی نیازمند زیرساخت های فنی مناسب است. همچنین، ایجاد دستورالعمل های اخلاقی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و حفظ حریم خصوصی داده های فراگیران از ضروریات پیاده سازی موفق این فناوری در عرصه آموزش محسوب می شود چرا که تفکر انتقادی، خلاقیت، همکاری، و ارتباطات را بهبود بخشیده و رشد چندبعدی فراگیران را با توجه به برهه دیجیتال کنونی به همراه دارد.
۶۶۷.

طرّاحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی یادگیری پدیده محور دانشگاه فرهنگیان صاحبنظران و متخصصان برنامه ریزی درسی الگوی برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۹
هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان می باشد.پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت آمیخته اکتشافی متوالی است (کیفی -کمی)، از نظر گردآوری اطلاعات روش میدانی بود.جامعه آماری بخش کیفی صاحب نظران و اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی /صاحبنظران و متخصصان برنامه ریزی درسی که با نمونه گیری هدفمند تا اشباع نظری انتخاب می شوندجامعه آماری بخش کمی شامل کلیه اساتید دانشگاه فرهنگیان - آذربایجان غربی و شرقی که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب می-شوندابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی شامل مصاحبه با صاحبنظران و خبرگان می باشدبعد از انجام بخش کیفی تحقیق و شناسایی مولفه های الگوی مطلوب برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان برای سنجش متغیرهای مدل از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شدهنگام تجزیه و تحلیل دقیق داده های بخش کیفی، مفاهیم از راه کدگذاری، به گونه مستقیم از رونوشت مصاحبه مشارکت کنندگان در پژوهش (کدهای زنده) یا با توجه به موارد مشترک کاربرد آن ها، ایجاد شد.در تحلیل کمی در طراحی مدل و تعیین میزان تاثیرگذاری متغیرها از آزمون های تحلیل مسیر، معادلات ساختاری، برازش مدل و ماتریس کوواریانس در نرم افزار آماری Lisrel نسخه 8.80 استفاده می شود.تحلیل داده های به دست آمده نشان داد که برنامه درسی مبتنی بر یادگیری پدیده محور، واجد ساختاری چندلایه و نظام مند است که مؤلفه ها و ابعاد آن نه به صورت تصادفی، بلکه در پاسخ به تحولات اجتماعی، فناوری، و نظریه های نوین یادگیری شکل گرفته اند. این مؤلفه ها که در قالب چهارده بُعد اصلی طبقه بندی شده اند، هر یک کارکرد مشخصی در جهت تحقق اهداف برنامه درسی مبتنی بر یادگیری دارند.همچنین نتایج به دست آمده از اعتبار الگوی برنامه درسی پدیده محور نشان دهنده آن هستند که این الگو در مجموع برای دانشگاه فرهنگیان از اعتبار مناسبی برخوردار است.
۶۶۸.

تحلیل روایت دفاع مقدس در مجموعه داستان ماه نیمروز نوشته شهریار مندنی پور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهریار مندنی پور مجموعه داستان ماه نیمروز داستان رنگ آتش نیمروزی داستان دریای آرامش ادبیات دفاع مقدس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۱
مجموعه داستان ماه نیمروز نوشته شهریار مندنی پور حاوی هشت داستان کوتاه است. دو داستان «رنگ آتش نیمروزی» و «دریای آرامش» از این مجموعه مستقیماً با دفاع مقدس مرتبط است. در این مقاله به تبیین و تحلیل ساختار روایت و ژرف ساخت این دو داستان می پردازیم. پس از استخراج پی رفت ها، به تحلیل ژرف ساخت و شیوه روایت داستان ها پرداخته ایم. پی رفت مقدماتی و یازده پی رفت داستان «رنگ آتش نیمروزی» به صورتِ زنجیره ای با هم ترکیب شده اند. شش پی رفت داستان «دریای آرامش» به صورتِ زنجیره ای با هم ترکیب شده اند و ادامه منطقی و زمانی یکدیگرند. روایت های هر دو داستان، تک محور و ساده هستند و هیچ گونه پیچیدگی روایی ندارند. عمق بخشی مندنی پور به شخصیت های جنگی و نظامی نیز بیانگر مصائب جنگ و ضرورت پرهیز از نزاع است. در داستان «رنگ آتش نیمروزی»، ژرف ساخت درگیری انسان با حیوان و پیروزی خوی حیوانی و بازگشت انسان به خصلت های اولیه او نیز متناسب با بیان عوارض و مضرات جنگ است. نویسنده در «دریای آرامش»، جنگ را از منظری دیگر نگریسته است؛ رزمنده ایرانی به رغمِ کینه اولیه اش، وقتی با سرباز بی اسلحه، بی دفاع و نابینای دشمن مواجه می شود، جنگ را فراموش می کند و حس انسانی اش بر کینه اش می چربد و برای نجات دشمن، زندگی خود را به مخاطره می اندازد. نحوه استفاده نویسنده از علامت تعلیق در هر دو داستان، بخشی از ساخت داستان و خلاقیّت هنری نویسنده است و صرفاً یک کلیشه نگارشی مشخص نیست.
۶۶۹.

بررسی محتوای کتاب درسی جامعه شناسی دوره متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محتوا جامعه شناسی کتاب درسی پدیدارشناسی دانشجو معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۷
محتوای کتاب های درسی، یکی از عناصر اساسی برنامه درسی است. در صورتی که انتخاب و سازماندهی محتوای کتاب های درسی متناسب با نیازهای فراگیران و ضرورت های اجتماعی انجام نشود، موجب عدم موفقیت برنامه درسی در نظام آموزشی می شود. هدف این مقاله، بررسی مسائل و مشکلات محتوای درس جامعه شناسی در دوره های دهم، یازدهم و دوازدهم متوسطه از دیدگاه دانشجویان آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان است. روش تحقیق از نوع کیفی بوده و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر است. دانشجو معلمان رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر، ورودی سال 1401 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، 28 نفر تعیین شدند. تعداد نمونه ها بر اساس اصل اشباع نظری مشخص گردیدند. روش جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون است. پس از پیاده سازی مصاحبه ها، روایت های دانشجو معلمان کدگذاری و مضمون سازی شدند. تجربیات دانشجویان از مسائل مرتبط با محتوای درس جامعه شناسی در پنج مضمون: بی ارتباط با واقعیت های اجتماعی، دشوار و انتزاعی، سوگیری ایدئولوژیک به غرب، کاربردی نبودن و فعالیت های تکمیلی نامناسب دسته بندی شدند.
۶۷۰.

تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملا احمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی در اسناد بالادستی آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ملااحمد نراقی اسناد بالادستی آموزش وپرورش تربیت اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این پژوهش تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملااحمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش بوده است. در این راستا، از روش تحقیق کیفی مقایسه تطبیقی جرج بردی بهره گرفته شده که به شناسایی و میزان توجه به مؤلفه تربیت اخلاقی و دریافت وجوه شباهت یا اختلاف بین این دو رویکرد می پردازد. بنابراین، پژوهش حاضر می تواند به بهبود رویکردهای تربیتی در سیستم آموزشی کشور کمک کند. یافته ها مبین این مطلب است که همواره تأکید بر اهمیت تربیت اخلاقی و تأثیر آن بر همه جنبه های زندگی انسان، میان اندیشه های ملااحمد نراقی و دیدگاه اسناد بالادستی آموزش وپرورش وجود داشته است. اما، در رویکرد ملااحمد نراقی توجه به جنبه های فردی در تربیت اخلاقی پررنگ تر بوده است. همچنین تأکید بر عادت و تلقین در مراحل ابتدایی تربیت ازجمله نکات اساسی موردنظر ایشان است، بدین لحاظ رویکرد ایشان رویکردی مستقیم به تربیت اخلاقی بوده و به رویکرد تربیت منش نزدیک است. درحالی که رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش را می توان تلفیقی از چند رویکرد تبیین ارزش ها، رویکرد تحلیل ارزش ها، رویکرد غیرمستقیم یا رویکرد تلویحی و ضمنی و رویکرد تربیت منش دانست.
۶۷۱.

تربیت فناورانه در دوره اول متوسطه و ارائه چارچوب مفهومی مناسب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تربیت چارچوب مفهومی تربیت فناورانه رویکرد تربیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
مساله بررسی شده در این پژوهش چگونگی ترکیب دو رویکرد کل نگر و جزءنگر ابزار محور در فناوری آموزشی و تربیت فناورانه در دوره اول متوسطه است. تدوین چارچوب مفهومی در این خصوص هدف اصلی تحقیق را تشکیل می دهد. چارچوب مفهومی مجموعه ای از گزاره های نظام مند است که به برنامه ریزی درسی و طراحی برنامه جهت می دهد. رویکرد پژوهشی از نوع کیفی است و برای پاسخ به سؤالات اول و دوم از روش تحلیل مضمون و سؤال سوم از تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. به دلیل کیفی بودن، جامعه آماری و نمونه گیری موضوعیت ندارد و اشباع اطلاعات حد و حجم نمونه را تشکیل می دهد. چارچوب مفهومی تربیت فناورانه دوره اول متوسطه شامل عناصر: مبانی، هدف، روش ها و فنون، محیط، مواد و رسانه، زمان و شرکاء یافته کلی پژوهش را تشکیل می دهد. تاکید بر تفکر نقاد، تاکید بر رویکرد بین رشته ای، جامعیت عناصر برنامه درسی، توجه به شرکای تربیت از جمله خانواده، توجه به زمینه کلی محیط تربیت فناورانه و بهره مندی از مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی مورد توجه و تاکید قرار گرفت.
۶۷۲.

اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی در زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی گروهی تمایزیافتگی بلوغ عاطفی تعارض زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تمایزیافتگی و بلوغ عاطفی در زنان دارای تعارض زناشویی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، نیمهآزمایشی )پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل( بود .جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره مهرآذین شهر تهران در سال 1402 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 28 نفر از میان جامعه آماری مذکور انتخاب شد و به صورت تصادفی 14 نفر در گروه کنترل و 14 نفر در گروه آزمایش قرار داده شد. سپس با استفاده از پرسشنامه تمایز یافتگی خود و مقیاس بلوغ عاطفی از افراد نمونه پیشآزمون گرفته شد. سپس مداخله طرحواره درمانی گروهی بر گروه آزمایش صورت گرفت. پس از آن پسآزمون اجرا شد و نتایج مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش، از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی، درصد و غیره برای گزارش توصیفی نتایج پژوهش استفاده شد و در قسمت آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس برای تحلیل دادهها به وسیله نرم افزار SPSS استفاده شد .نتایج حاکی از آن بود که طرحواره درمانی گروهی بر تمایز یافتگی و بلوغ عاطفی اثر معناداری دارد. مبنی بر اینکه میانگین تمایز یافتگی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر شده است در حالی که میانگین عدم ثبات بلوغ عاطفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است
۶۷۳.

The Effect of Play Therapy on Sensory Processing and Distress Tolerance in Adolescents with Mild Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Play therapy sensory processing Distress tolerance Intellectual disabilities adolescent intervention emotional regulation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
This study aimed to examine the effectiveness of play therapy in improving sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities. A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 12 to 17 years, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) receiving eight 90-minute sessions of play therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Sensory processing and distress tolerance were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data analysis was performed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate within-group and between-group differences over time. The results indicated a significant main effect of time for both sensory processing (F(2, 84) = 92.32, p < 0.001) and distress tolerance (F(2, 84) = 111.60, p < 0.001), demonstrating substantial improvements across timepoints. The intervention group showed a notable increase in sensory processing scores from baseline (M = 48.72, SD = 5.91) to post-intervention (M = 64.15, SD = 6.38) and follow-up (M = 69.03, SD = 5.79), whereas the control group exhibited minimal change. Similarly, distress tolerance scores improved significantly in the intervention group (baseline: M = 42.85, SD = 6.27; post-intervention: M = 58.74, SD = 5.69; follow-up: M = 63.92, SD = 6.08), with no substantial improvement in the control group. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant pairwise differences between baseline and subsequent assessments. Play therapy was found to be an effective intervention for enhancing sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities, with improvements sustained at follow-up. These findings suggest that play-based interventions can be a valuable therapeutic approach for promoting sensory integration and emotional regulation in this population.
۶۷۴.

مطالعه تجربه زیسته معلمان در خصوص مهارتهای خودتوسعه ای

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته خودتوسعه ای معلمان خود بهسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه و هدف: در عصر حاضر، نقش معلمان به عنوان عاملان کلیدی در توسعه آموزشی پررنگتر از همیشه است. این پژوهش با هدف بررسی تجربه زیسته معلمان شهرستان کازرون در خصوص مهارتهای خودتوسعه ای صورت پذیرفته است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق کیفی با استفاده از روش پدیدار شناسی می باشد. روش نمونه گیری برای انتخاب معلمان و مربیان با تجربه، هدفمند بوده است. بنابراین،در این پژوهش با 20 نفر از معلمان و مربیان با تجربه (بر اساس قاعده اشباع نظری)مصاحبهنیمه ساختاریافته انجام شده است. در این پژوهش برای افزایش دقت و صحت داده های کیفی، متن مصاحبه ها به مصاحبه شوندگان بازگردانده شد تا صحت و درستی مفاهیم تأیید یا اصلاح گردد. همچنین نمونه ها به گونه ای انتخاب شدند که تنوع دیدگاه ها را پوشش دهند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. علاوه بر این، دو مدرس آشنا با تحقیق کیفی متون و مفاهیم را بازبینی کردند تا اعتبار داده ها افزایش یابد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مهارت های خودتوسعه ای معلمان دارای شش مؤلفه اصلی شامل خودانگیزشی، رشد حرفه ای، سواد رایانه ای، خودرهبری، هنجارگرایی و مهارت های نرم (ادغام شده در خودرهبری) است. این مهارت ها ماهیتی درونی، خودمحور و چندبعدی دارند و بر نقش انگیزش، خودرهبری و یادگیری مستمر تأکید دارند. همچنین، محیط حمایتی و ساختار آموزشی مؤثر نقش مهمی در تسهیل توسعه فردی معلمان ایفا می کنند. در مجموع، مدل پیشنهادی می تواند مبنای برنامه ریزی برای توانمندسازی حرفه ای معلمان باشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که مهارت های خودتوسعه ای معلمان شامل مؤلفه هایی چون خودانگیزشی، رشد حرفه ای، سواد رایانه ای، خودرهبری، هنجارگرایی و مهارت های نرم است. در این میان، خودرهبری نقش محوری دارد و سایر مؤلفه ها را در جهت رشد فردی و حرفه ای هدایت می کند. همچنین، محیط حمایتی و ساختار مناسب آموزشی نقش مؤثری در تقویت این مهارت ها دارند. این یافته ها می توانند مبنای طراحی برنامه های توانمندسازی معلمان قرار گیرند.
۶۷۵.

طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب در حوزه کارآفرینی بهبود کارآفرینی مهارت های کارآفرینی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۲
هدف: آموزش مهارت های کارآفرینی با چالش هایی مواجه است که اثربخشی آن را کاهش داده و نیازمند مدلی بهبودیافته برای بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش شناسی، روش آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می باشد. در ابتدا در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا برای شناسایی آسیب های موجود در آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس استفاده شد و سپس در بخش کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی جهت دسته بندی عوامل شناسایی شده و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی مقولات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر نیز در دو بخش کیفی و کمی تقسیم بندی شد. در بخش کیفی خبرگان حوزه آموزش کارآفرینی به تعداد 20 نفر انتخاب شد و در بخش کمی معلمان فعال در حوزه آموزش مهارت های کارآفرینی مدارس متوسطه دوره دوم که تعداد آن ها طی بررسی ها حدوداً 275 نفر به دست آمده است؛ 170 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل عامل اکتشافی و آزمون فریدمن از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد «عوامل زیرساختی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل محتوایی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل فضای فیزیکی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» و «عوامل دانش علمی معلمان در آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» جزو عوامل تأثیرگذار در بهبود و ارتقای آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات: برای بهبود آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس، تقویت زیرساخت ها، محتوای آموزشی، فضای فیزیکی و دانش علمی معلمان ضروری است. بر این اساس، آموزش کارآمد و مؤثر درس کارآفرینی در مدارس، مستلزم ایجاد یک برنامه جامع و یکپارچه ملی برای آموزش کارآفرینی در مدارس، شامل استانداردسازی محتوا، توانمندسازی معلمان، توسعه محیط های یادگیری خلاقانه و اجرای روش های عملی و انگیزشی برای دانش آموزان است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با تمرکز بر آسیب شناسی بومی آموزش کارآفرینی در مدارس تبریز و شناسایی چهار عامل کلیدی تأثیرگذار دارای اصالت موضوعی و نوآوری کاربردی است، به طوری که از نتایج آن می توان جهت برنامه ریزی آموزش درس کارآفرینی در مدارس بهره برد.
۶۷۶.

Mediating Role of Problematic Social Media Use in the Relationship Between Perceived Social Support and Academic Procrastination

کلیدواژه‌ها: Academic procrastination I-PACE model Problematic Social Media Use Social support

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
This study investigated the direct and indirect relationships between perceived social support and academic procrastination, mediated by Problematic Social Media Use (PSMU), based on the Interaction of Person-Affect-Cognition-Execution (I-PACE) model. The sample comprised 354 Iranian high school students (60% female), who completed the Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS), the Bergen Social Media Addiction Scale (BSMAS), and the Procrastination Assessment Scale-Students (PASS). The instruments' validity was confirmed using Confirmatory Factor Analysis (CFA), while reliability was assessed with Cronbach's alpha coefficient. The results of Structural Equation Modeling (SEM) indicated that perceived social support has a significant negative effect on both academic procrastination and PSMU. Moreover, PSMU was found to play a significant mediating role in the link between perceived social support and academic procrastination. Overall, a decline in perceived social support from family, friends, and significant others prompts individuals to seek support through unregulated social media use, which subsequently contributes to academic procrastination.
۶۷۷.

فراترکیب چهارچوب جامع برنامه درسی کارورزی بر اساس رویکرد یادگیری ترکیبی در نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کارورزی یادگیری ترکیبی نظام تربیت معلم فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۱
سال هاست در نظام های تعلیم و تربیت بر کاربست فنّاوری و رسانه های برخط در امر آموزش تأکید می شود؛ با این حال تمرکز بر آموزش مجازی و برخط به ویژه درباره درس های عملی نظیر کارورزی که بر تلفیق نظریه و عمل تأکید دارد کاستی های فقدان آموزش حضوری را به همراه خواهد داشت. از رویکردهای تعدیل این مسئله بهره گیری از نظام طراحی و تدوین برنامه های درسی عملی با استفاده از رویکرد یادگیری ترکیبی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوب جامع برنامه درسی کارورزی بر اساس یادگیری ترکیبی در نظام تربیت معلم است. این پژوهش ازنظر ماهیت کیفی، از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است. به منظور دستیابی به هدف اصلی چهار پرسش مطرح و برای پاسخ به آن ها از روش فراترکیب با الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو و تحلیل مضمون استفاده شد. نمونه گیری به روش هدفمند انتخابی از میان منابع علمی معتبر برای سال های 1380 تا 1402 و بر اساس روش CASP انجام گرفت. یافته های پژوهش شامل شناسایی سی مضمون اولیه از 118 مفهوم پایه بود. مضامین سی گانه ذیل مضامین ثانویه پنج گانه سازوکارهای سیاستی حمایتی، سازوکارهای آموزشی و پژوهشی، سازوکارهای مدیریتی و ساختاری، سازوکارهای کنشی و تعاملی و سازوکارهای نظارتی و ارزیابی تثبیت و برای ارائه چهارچوب جامع پژوهش جایابی و ارائه شدند. نتایج آزمون آنتروپی شانون اولویت اول تا پنجم را برای مضامین اصلی سازوکارهای مدیریتی ساختاری، سازوکارهای آموزشی و پژوهشی، سازوکارهای سیاستی، سازوکارهای نظارتی ارزیابی و سازوکارهای کنشی تعاملی مشخص کرد. در نهایت، اعتبار الگو با روش کدگذاری مجدد با دو ارزیاب و محاسبه فرمول ضریب کاپای کوهن تأیید شد.
۶۷۸.

بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: نقش واسطه ای بی اعتمادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلات زدگی شغلی پنهان سازی دانش بی اعتمادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
مقدمه و هدف : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه فلات زدگی شغلی و پنهان سازی دانش از دیدگاه اخلاقی: با نقش واسطه ای بی اعتمادی بود. روش شناسی پژوهش : روش انجام پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد که از آزمون مدل معادلات ساختاری و برآوردهای بیشینه درست نمایی با تعدیل چولگی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری در نظر گرفته شد که در نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به خدمت بودند. نمونه آماری پژوهش با استفاده از روش تصادفی طبقه ای و طبق جدول مورگان، تعداد 232 نفر تخمین زده شد. برای برآورد اعتبار مقدماتی پرسشنامه های فلات زدگی شغلی، پنهان سازی دانش و بی اعتمادی، یک نمونه اولیه شامل 40 نفر مورد آزمون قرار گرفت. روایی محتوایی پرسشنامه ها از نظر اساتید و کارشناسان مثبت ارزیابی گردید؛ همچنین، میزان پایایی به واسطه ی ضریب آلفای کرونباخ برای سوالات متغیر ها به ترتیب، 95/0 برای فلات زدگی شغلی، 97/0 برای پنهان سازی دانش و 95/0 برای بی اعتمادی بدست آمد. یافته ها : مطابق با یافته های این پژوهش، فلات زدگی شغلی هم به شکل مستقیم و هم به شکل غیر مستقیم، به واسطه بی اعتمادی در سطح معناداری 001/0 نقش ویژه ای در میزان پنهان سازی دانش کارکنان دانشگاه حکیم سبزواری دارد. بحث و نتیجه گیری: مدیران و برنامه ریزان موسسات آموزش عالی می توانند از نتایج پژوهش حاضر در به کار گیری برنامه ها و راهبرد های ویژه در جهت کاهش پنهان سازی دانش و ابعاد و عوامل موثر بر آن، نهادینه کردن اشتراک دانش در فرهنگ های سازمانی دانشگاه ها و کاهش بی اعتمادی و فلات زدگی در بین کارکنان استفاده نمایند.
۶۷۹.

How Explicit Argumentative Training Improves EFL Students’ Argumentative Performance in English and Persian: Insights from Iranian IELTS Candidates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: Argumentative writing The Modified Toulmin model IELTS Writing Pedagogy Writing Performance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
The study on second language (L2) argumentative writing has explored various surfaces and dimensions of learner behavior and presentation, although fewer studies have studied effective pedagogical strategies to boost students’ argumentative skills. The current study mentions the gap by exploring the effect of explicit argumentative instruction on the writing abilities of 30 Iranian IELTS candidates, according to CEFR ranging from B1 to B2, in an English Language Institute in Karaj - Iran in both Persian and English, the former their native language and the latter their foreign language . As a set of authentic IELTS Task 2 prompts were used and taken from the language learners, the study analyzed 180 argumentative essays, both in English and Persian, written by the participants prior, while and after instruction. The outcomes had shown noteworthy enhancement in the students’ English argumentative performance, with the recurrent use of argumentation key elements such as ‘claim’, ‘data’, and the ‘counterarguments’. Though, less emphasis was put on advanced argumentative structures such as ‘counterclaims’ and ‘rebuttals’. The results suggest that structured pedagogy in teaching argumentation can positively influence learners’ proficiency in both first language (L1) and second language (L2) writing. The insinuations for teaching argumentative writing in multilingual contexts will be further discussed.
۶۸۰.

EFL Students’ Rating Accuracy in Assessing Reading Comprehension Subskills across Genres: A Diagnostic Perspective

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Reading Comprehension reading subskills reading genres rating accuracy Diagnostic Assessment

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۶
This study aimed to examine EFL learners’ rating accuracy in assessing reading comprehension subskills in various genres. To this end, 60 English translation students participated in this study. The instructional treatment was based on the learners’ challenging reading subskills in four genres. Taking the instructor’s ratings as the yardstick, during a 12- week course, the accuracy of the learners’ self- and peer- assessments was investigated. Data analysis, using MANOVA, confirmed that there was a statistically significant difference between the accuracy of self-, peer- and instructor-ratings. More specifically, the two groups were inaccurate in assessing the main idea/ supporting details and cause/effect subskills in all genres. However, for assessing fact /opinion subskills only the self-assessment group was inaccurate in descriptive genre. Obtaining such detailed diagnostic information about learners’ performance can help instructors in elevating weaknesses in language skills.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان