فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
تجارب زیسته معلّمان از طرّاحی و ارزیابی تکالیف دانش آموزان ابتدایی: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:تحقیق حاضر، با هدف بررسی تجربه زیسته معلّمان از طرّاحی و ارزیابی تکالیف دانش آموزان ابتدایی، به تحلیل پدیدارشناختیِ انگاره آنان پرداخته است.روش :در این پژوهش برای رسیدن به اهداف، با استفاده از رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی، به تحلیل عمیق تجربه زیسته معلّمان ابتدایی در سال تحصیلی1404_1403پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش،معلّمان مقطع ابتدایی بوده اند. مصاحبه شوندگان این پژوهش، از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی از میان معلّمان مقطعِ ابتداییِ شهرِ تهران، انتخاب شده اند. در جمع آوری داده ها، از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، استفاده شده است. اخذ مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشته است. تحلیل داده ها با روش پنج مرحله ای جیورجی، انجام شده است. یافته ها:با تحلیل تجارب زیسته معلّمان و دسته بندی و کدگذاری داده ها، پنج مضمون اصلی، ویژگی های تکلیف، چگونگی ارتباط والدین با دانش آموزان، تفاوت دانش آموزان و ادراک آنان پیرامون تکالیف و چالش های معلّمان در طرّاحی تکالیف شناسایی شده و همچنین برای هر یک از این پنج مضمون اصلی، مضامین فرعی نیز احصاء شده است. معلّمان، ویژگی های تکلیف مفید را حجم مناسب تکلیف و متنوّع بودن آن و چالش های مربوط پیرامون تکالیف، تعداد زیاد دانش آموزان و زمان کوتاه معرّفی کرده اند.معلّمان بیان داشتند که نوع برخورد دانش آموزان، بسته به محیط خانوادگی و تجارب یادگیری گذشته آنان متفاوت است. از دیدگاه معلّمان، دانش آموزان در فرآیند انجام تکالیف، مسئولیّت پذیر شده، مستقل بار آمده و عادت مطالعه در آنان نهادینه می شود.نتیجه گیری:یافته های این تحقیق بیانگر این است که تکالیف، زمانی که به درستی طرّاحی و مدیریّت شوند، می توانند ابزار مفیدی برای یادگیری باشند؛ با این حال، نگرانی های واقع بینانه ای در مورد حجم و کیفیّت تکالیف وجود دارد. پیشنهاد می شود تا در جهت کیفیّت بخشی به تکالیف دانش آموزان، سیاست های جدیدی اخذ نموده و در بحث آموزش معلّمان در امر طرّاحی تکالیف تصمیمات جدیدی گرفته شود..
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of the Interplay between Professional Commitment and Academic Burnout(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
61 - 70
حوزههای تخصصی:
Abstract Since student L2 achievement is the primary objective of all language education contexts, a huge number of inquiries have explored the role of various elements including teachers’ qualities in promoting their L2 achievement. Teachers’ qualities, such as professional commitment, have been shown to affect students’ achievements; however, some factors such as academic burnout seems to play a role in disturbing teachers’ commitment, even though the association between two concepts is not crystal clear. Due to the importance of commitment and burnout, this qualitative research intends to systematically uncover Iranian EFL teachers’ perceptions towards the dynamic interaction between academic commitment and burnout. To this end, a sample of 50 EFL teachers from high schools and language institutes of Urmia, Iran was selected based on the convenience sampling and they were interviewed to express their perceptions towards different types of commitment (to school organization, to the teaching profession, and to students) they experienced, the role of burnout and its relationship between professional commitment and burnout level. Based on the thematic analysis, the results indicated that teachers in both high schools and private institutes were aware of three types of commitment and they believed in the negative interplay between the two concepts. The majority of the participants indicated that they feel stressed and anxious due to the heavy workload and low salary that resulted in limited opportunities for professional development.
تحلیل احادیث تعلیم باب هُدی از منظر حکمرانی دانش و آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احادیثی با مضمون تعلیم باب هدی و معلم خیر که در روایات اسلامی وجود دارد، ظرفیت بالایی جهت توشه برداری در راستای سامان بخشی به حکمرانی دانش و آموزش دارد. تحلیل و بررسی روایات تعلیم باب هدی که قرابت مضمونی فراوانی با تعلیم خیر دارند، علاوه بر اثبات مطلوبیت تعلیم هدایت آمیز، مُهر بطلانی بر حکمرانی سکولار در حیطه علم و تعلیم و ایده فراغت دانش از ارزش هستند. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی استنباطی به بررسی این احادیث از منظر حکمرانی دانش و آموزش بپردازد. پس از غربال حجّیت محور این روایات، مطالب فراوانی در راستای تکمیل پازل حکمرانی، از ادلّه معتبر قابل اصطیاد است. برخی از دلالت های استنباط شده بدین قرار است: جهت گیری کلان فضای تربیت، انگیزه بخشی جهت ورود باذلانه به عرصه تعلیم هدایت آمیز، توجه به ظرفیت ابزارهای نوین جهت نشر مضاعف دانش، بازبینی و کشف مولفه های صحیح ارزیابی معلمان، پرهیز از ذهن گرایی محض در جوامع علمی و فرهنگ سازی عمومی آموزش هادیانه.
Narrative of Authentic Love and Alienation in Wang Anyi’s The Destination
حوزههای تخصصی:
This essay undertakes a critical investigation of Wang Anyi’s short story, The Destination , employing Erich Fromm’s humanist psychoanalysis to elucidate the complex interplay between societal transformation, the erosion of authentic love, and the resulting existential anxieties within the context of contemporary Chinese modernity. The analysis focuses on the protagonist, Chen Xin, and his return to a radically transformed Shanghai, a disorienting architectural and bureaucratic maze that disrupts historical continuity. This spatial disorientation, the essay argues, mirrors Chen Xin’s strained familial ties, which exemplify Fromm’s notion of alienated pseudo-love, wherein genuine emotional intimacy is replaced by commodified social exchanges operating under the pressures of a state-capitalist regime. Fromm’s contrast between a way of life focused on owning and controlling things, versus one that emphasizes being present, growing as a person, and forming meaningful relationships, reveals a subjectivity caught between the pressure of inherited ideologies and the basic human need for love, care, and real emotional connection in a globalized and increasingly commodified society.
بررسی مؤلفه های داخلی معماری و اولویت بندی بر اساس تأثیر در هیجان کاربر در فضای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
7-24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی عناصر داخلی معماری در کلاس درس آموزشی است که در هیجان دانش آموزان مؤثر است و ممکن است باعث ارتقای کیفیت یادگیری شود. این هدف در راستای کیفیت بخشی به فضای کالبدی کلاس درس از طریق پرداخت به موضوع هیجان است. پژوهش حاضر به جهت ماهیت کیفی و بر اساس روش گردآوری داده توصیفی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسش نامه به روش دلفی انجام گرفته است. به این صورت که با مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش و استخراج مؤلفه ها آغاز شده و با نظر کارشناسان به تأیید رسیده و بر اساس میزان تأثیرگذاری اولویت بندی شده است. نخست، با به کارگ یری نظر کارشناسان با استفاده از روش دلفی، هفده مؤلفه داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر مستخرج از مبانی نظری و ادبیات موضوع شناسایی و تأیید شد. سپس این مؤلفه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل و با روش آزمون فریدمن اولویت بندی شدند. در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های پژوهش با تأیی د تأثیر ع وامل محیطی بر هیجان نش ان می ده د، ۳ مؤلفه «نور»، «رنگ» و «صدا»، دارای بیشترین اهمیت از بین ۱۷ مؤلفه داخلی معماری تأثیرگذار تأیید شده از طریق کارشناسان در هیجان کاربرد در کلاس درس است که اهمیت محیط کالبدی برای برانگیختن هیجان مثبت در کاربر فضای آموزشی و بهبود تجربه یادگیری دانش آموز را نشان می دهد.
پیش بینی رفتار اقتصادی، براساس آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه، با میانجیگری سواد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
117 - 135
حوزههای تخصصی:
سواد اقتصادی و درک مفاهیم آن برای دانشجویان اهمیت ویژه ای دارد زیرا تصمیمات رفتاری و مالی آنان تأثیری بسزا بر وضعیت مالی و شغلی آینده شان خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه با میانجیگری سواد اقتصادی در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی بوده است. پژوهش، با توجه به هدف، کاربردی و، با توجه به نحوه گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی مبتنی بر مدل یابی ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان مهندسی دانشگاه سمنان (1700 نفر) در سال تحصیلی ۱۴۰2-۱۴۰3 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 220 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های رفتار اقتصادی، سواد اقتصادی، آموزش اقتصاد در خانواده و آموزش اقتصاد در دانشگاه بود. داده ها به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (پیرسون و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. نتایج داده ها نشان می دهد آموزش اقتصاد در خانواده تأثیری معنادار بر سواد اقتصادی و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی و نیز آموزش اقتصاد در دانشگاه تأثیری معنادار بر سواد و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. همچنین تأثیر سواد اقتصادی بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی معنادار است. آموزش اقتصاد در خانواده با میانجیگری سواد اقتصادی نقشی غیرمستقیم، مثبت و معنادار در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی ایفا می کند و آموزش اقتصاد در دانشگاه نیز با میانجیگری سواد اقتصادی تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. نتایج پژوهش، اهمیت آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه را در ایجاد سواد اقتصادی و به تبع آن رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی نشان می دهد.
شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش: یک مطالعه سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
241 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش انجام شد رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده، سنتز پژوهی بود. جامعه هدف شامل منابع داخلی و خارجی موجود در حوزه چالش های تربیت هنری بود. جهت دست یابی به مقالات و پژوهش های مرتبط با کلیدواژه های فارسی و انگلیسی شامل هنر، مشکلات آموزش هنر در آموزش وپرورش، تربیت هنری، چالش های تربیت هنری، موانع تربیت هنری، مشکلات تربیت هنری، در منابع الکترونیکی متعدد داخلی نمایه شده و منابع الکترونیکی در خارج از کشور سعی شد جدیدترین منابع در ارتباط با پژوهش حاضر استخراج شود. بر این اساس ۹۵ منبع موجود در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ شناسایی و بررسی شد. ابزار گردآوری چک لیست بود و برای اعتبارسنجی مطالعات این بخش از معیار انتقال پذیری و مسیر ممیزی بهره برده شد. درنهایت بر اساس تحلیل مضمون؛ 55 مضمون پایه، 4مضمون سازمان دهنده اول با عناوین اهداف، محتوا، راهبرد و ارزشیابی و ۱۱ مضامین سازمان دهنده دوم با عناوین تدوین اهداف، اجرای اهداف، تدوین محتوا، اجرای محتوای تدوین شده، زمان، فضا، معلم، دانش آموز، ابزار و امکانات، اهداف ارزشیابی و اجرای ارزشیابی و یک مضمون فراگیر با عنوان چالش های تربیت هنری استخراج گردید.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های اثرگذار پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
7 - 35
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های اثرگذار بر پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر تهران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر روش آمیخته اکتشافی است. منابع اطلاعاتی پژوهش را مقالات و مستندات علمی منتشرشده و همچنین مصاحبه با خبرگان علمی و صاحب نظران آموزش وپرورش تشکیل می دادند. نمونه گیری در فاز کیفی به روش هدفمند و قضاوتی انجام شد و با 23 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش گراندد تئوری و با کمک نرم افزار مکس کیودا تحلیل شدند. روایی پژوهش با تأیید اعضا و مشارکت کنندگان تعیین و برای پایایی از روش توافق یا همخوانی بین مشارکت کنندگان استفاده شد و ضریب توافق 87 درصد به دست آمد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی شامل اسناد و مدارک پژوهشی و 23 نفر از خبرگان علمی و صاحب نظران آموزش وپرورش بودند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمّی، جامعه شامل 400 نفر از مدیران، معلمان و دانش آموختگان مدارس مقاطع دوره دوم متوسطه دخترانه شهر تهران بودند. با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه 196 نفر تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها، در بخش کیفی، شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی نیز پرسش نامه محقق ساخته بود. انجام مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. روایی مصاحبه ها از طریق بازآزمون تأیید شد. روایی محتوایی پرسش نامه بخش کمّی نیز توسط خبرگان تأیید شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی، بر اساس تکنیک داده بنیاد کلاسیک (رویکرد ظاهرشونده گلیزر) و در بخش کمّی نیز برای تأیید عوامل، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از شناسایی 102 عامل بود که تحت ده مقوله فرعی دسته بندی شدند و این ده مقوله فرعی در قالب سه مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل خانوادگی و عوامل مربوط به فرایند آموزش سامان دهی شدند. عوامل فردی شامل مؤلفه های علاقه، پشتکار و قابلیت های دانش آموزان و عوامل خانوادگی شامل فرهنگ و رفتار خانواده است. عوامل مربوط به فرایند آموزش هم شامل محیط آموزشی، روش های تدریس، محتوای آموزشی، آموزش خلاقیت و نوآوری و قابلیت ها و توانایی های معلمان است. در فاز کمّی، با انجام تحلیل عاملی تأییدی، 8 عامل از 102 عامل شناسایی شده حذف و مابقی عوامل تأیید شدند؛ ازاین رو می توان نتیجه گرفت که عوامل فردی، خانوادگی و عوامل مرتبط با فرایند آموزش دانش آموزان، ازجمله عوامل مؤثر در پرورش خلاقیت و نوآوری به شمار می روند. با توجه به فراوانی بیشتر کدها و تعداد مقوله های فرعی عوامل مرتبط با آموزش دانش آموزان، کنترل و بهبود شاخص های این عامل تأثیرات چشمگیری در پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دارد.
طراحی مدلی برای شناخت شخصیت تاریک رهبری در وزارت آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
15 - 30
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با گسترش مطالعات رهبری، نقش ویژگی های تاریک شخصیت مانند خودشیفتگی، ماکیاولیسم و روان پریشی خفیف در مدیریت سازمانی بیش از پیش برجسته شده است. این تحقیق با هدف ارائه مدلی برای شناخت شخصیت تاریک رهبری در وزارت آموزش و پروش انجام شده است. روش شناسی پژوهش : به لحاظ روش اجرا و گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی است، برای ساختن مدل از روش کیفی تحلیل تماتیک(تم) بهره گرفته شد. سپس جهت تعیین روایی ابعاد مدل از روایی محتوایی CVR و S-CVI استفاده گردید. جامعه آماری مطالعه پژوهش را اساتید دانشگاه و مدیران اجرایی وزارت آموزش و پروش کشور به عنوان پانل متخصصان(خبرگان) تشکیل داده است. نمونه گیری به صورت گلوله برفی بوده و از طریق مصاحبه با 16 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل گردید. یافته ها : 45 مضمون پایه و 14 مضمون اصلی در قالب 6 دسته از مضامین فراگیر احصاء شد که عبارتند از: 1-ماکیاولیسم(سوء استفاده از قدرت و بی قیدی اخلاقی)، 2- خودمحوری(خودشیفتگی و خودخواهی)، 3-سایکوپات(روان پریشی و بی رحمی استراتژیک)، 4- دیگرآزاری(سادیسم و کینه توزی)، 5- بدبینی سیستماتیک (بی اعتمادی بنیادین به دیگران، ادراک تهدید دائمی و مدیریت مبتنی بر کنترل شدید) و 6- قدرت طلبی افراطی(کنترل مطلق و سرکوب مخالفان، تقدس سازی از خود و جایگاه رهبری و تمایل به حفظ قدرت طولانی مدت). نتیجه گیری: اعتبارسنجی مدل مستخرج انجام، روایی و پایایی مدل مستخرج مورد تائید قرار گرفت و پس از بحث و تفسیر و نیز مقایسه با پیشینه تحقیق پیشنهاداتی کاربردی ارائه شد.
شناسایی و اعتباریابی الگوی "مدرسه یادگیرنده هوشمند" مبتنی بر تلفیق یادگیری انسانی و فناوری در عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
80 - 107
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی و اعتباریابی الگوی "مدرسه یادگیرنده هوشمند" مبتنی بر تلفیق یادگیری انسانی و فناوری در عصر دیجیتال بود. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از منظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت محتوایی کیفی – کمی بود. در بخش کیفی از روش نظریه داده بنیاد، و در بخش کمی از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. داده های کیفی به دست آماده از فرآیند مصاحبه با روش اشتراوس و کوربین در قالب کدهای باز، محوری و انتخابی، و داده های کمی گردآوری شده از پرسشنامه 71 گویه ای محقق ساخته، در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری در بخش کیفی، 25 نفر از سرگروه های درسی و معلمان سرآمد و در بخش کمی 1070 نفر از معلمان شاغل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1404-1403 ناحیه یک اردبیل بودند. که در بخش کیفی و تا دستیابی به اشباع نظری از روش نمونه گیری هدفمند، و در بخش کمی نیز از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. یافته ها : در بخش کیفی، 71 کد باز، 17 کد محوری و 6 کد انتخابی مدل نهایی مدرسه یادگیرنده هوشمند را تشکیل دادند. و در بخش کمی نیز نتایج نشان داد، مقوله محوری به عنوان یک عامل کلیدی در تحلیل شرایط عِلّی با ضریب مسیر (628/0B=، 044/18T:) و همچنین تأثیرات قوی و معناداری از راهبردها بر سایر ابعاد، به ویژه در ارتباط با عوامل مداخله گر (328/0B=، 968/7T= ) و شرایط زمینه ای (527/0B=، 630/10T:) وجود دارد. این نتایج تأکید بر اهمیت راهبردها در شکل دهی به پیامدها دارند (510/0B=، 427/13T:). بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت تلفیق یادگیری انسانی و فناوری بر بهبود کیفیت آموزشی در الگوی مدرسه یادگیرنده هوشمند است.
Strategies to Improve the Cognitive competencies of Primary school principals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
66 - 82
حوزههای تخصصی:
This study was carried out to develop a framework for enhancing the cognitive abilities of elementary school principals. The grounded theory (GT) theory strategy was utilized. The participants consisted of university professors during the academic year 2023-2024. These individuals were selected through purposive sampling and were interviewed, ensuring that the process reached saturation with a total of 25 participants. There are five main components to improving the cognitive skills of elementary school principals, and there is a total of 22 key concepts. Cognitive Empowerment involves Mindfulness; Self-awareness; Self-improvement; Psychological improvement; Strengthening the social brain and self-development. Strengthening the cognitive competencies of school principals focuses on the Promotion of cognitive knowledge; improving cognitive competencies and improving cognitive skills. Implementing a Competency-oriented evaluation system involves establishing performance evaluation centers; Modifying and providing standard cognitive criteria; Objectifying and operationalizing the cognitive indicators of school principals. Providing Financial and non-financial Support for Principals includes Promotion of the rank of expert school principals; Merit-based payment system; Encouraging competent principals; Appropriate foundation for increasing cognitive competencies; Supportive environment &atmosphere and facilitating rules and regulations. Merit-based selection in recruiting and hiring involves the Appointment of competent ministers; Succession planning and recruiting and hiring expert and efficient principals.
شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی، از نوع مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.
تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
171 - 215
حوزههای تخصصی:
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
رابطه نگرش به فنّاوری آموزشی با خودکارآمدی دانشجو معلّمان در فرایند تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین خودکارآمدی دانشجو معلمان و نگرش آنها نسبت به کاربرد فناوری در فرایند تدریس انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس امام علی (ع) استان گیلان در سال 1403 بود (225 نفر). برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه نگرش نسبت به کاربرد فناوری در آموزش Yavuz (2006) و پرسش نامه خودکارآمدی عمومی Sherer و همکاران (1982) استفاده شد. روایی هر دو پرسش نامه بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید و پایایی آنها از طریق آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 0.862 و 0.915 به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی اسپیرمن، آزمون باینومیال و آزمون کروسکال - والیس در نرم افزار spss نسخه 27 تحلیل شدند. نتایج آزمون اسپیرمن نشان داد که دو بعد از ابعاد کاربرد فناوری در آموزش یعنی مزایای کاربرد فناوری و عدم تأثیرگذاری فناوری، ارتباط معناداری با میزان خودکارآمدی دانشجو معلمان داشتند. همچنین نتایج آزمون کروسکال - والیس نشان داد که سطح نگرش نسبت به فناوری به طور معناداری با سطح خودکارآمدی دانشجو معلمان مرتبط بود. نتایج آزمون باینومیال بیانگر آن بود که دانشجو معلمانی که نگرش مثبتی نسبت به کاربرد فناوری در آموزش داشتند، به احتمال بیشتری از خودکارآمدی بالا برخوردار بودند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که نگرش مثبت دانشجو معلمان به کاربرد فناوری در آموزش، احتمال برخورداری آن ها از خودکارآمدی بالا را افزایش می دهد؛ بنابراین، توصیه می شود که برنامه های آموزشی و کارگاه های عملی جهت افزایش خودکارآمدی و مهارت های فناورانه دانشجو معلمان طراحی و اجرا شوند.
طراحی الگوی ارزشیابی برای یادگیری در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
121 - 145
حوزههای تخصصی:
با تغییر زیست بوم آموزش ها از حضوری به مجازی و آموزش های ترکیبی لازم است؛ نوع ارزشیابی متناسب با این شرایط مورد بازاندیشی قرار گیرد. یکی از مولفه های مهم در آموزش های دانشگاهی توجه به یادگیری های سطح بالا است که نیازمند گذر از آموزش های حافظه محور است و این نگاه نیازمند بازبینی در نوع ارزشیابی خصوصا برای آموزش های مجازی می باشد. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری می باشد. پژوهش با رویکرد ترکیبی و با شیوه تحلیل محتوا استقرایی انجام گرفت. داده ها از منابع معتبر علمی، مصاحبه با متخصصین و با کدگذاری باز، زیرمولفه و مولفه با واحد تحلیل مضمون بدست آمده و با استخراج کدهای باز، زیرمقوله و مقوله اصلی الگو طراحی شد. خروجی این مرحله، تدوین الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری بود. در گام بعد برای اعتبار یابی محتوایی الگو، نسبت اعتبار محتوایی CVR و همچنین شاخص اعتبار محتوایی CVI از لاوشه بررسی شد. مولفه های اصلی الگو عبارتند از: تعیین نوع ارزشیابی براساس هدف آن، تعیین رویکرد، تعیین اهداف برنامه درسی، تحلیل یادگیرندگان، تعیین روش ارزشیابی با توجه به شرایط، تعیین ابزار ارزشیابی، انجام ارزشیابی و تحلیل نتایج، بازخورد و بازنگری و اصلاح.
کاربرد رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری برای بهبود کیفیت تدریس (مطالعه موردی: طرح ۵)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
53 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری به منظور بهبود کیفیت تدریس، با تمرکز بر درس «طرح معماری ۵» است. با توجه به چالش های موجود در ساختار سنتی آموزش طراحی، این مطالعه تلاش دارد تا با بهره گیری از مبانی پساساختارگرایی، زمینه های تحول در محتوای آموزشی، فرایند تدریس و نقش آفرینی دانشجویان را شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از راهبرد فراترکیب مبتنی بر تحلیل مضمون تدوین شده است. به منظور بررسی پیشینه نظری مرتبط با رویکرد پساساختارگرایی در طراحی معماری،جست وجویی نظام مند در پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی مانند: (Scopus، Web of Science، ScienceDirect، SID و ( Noormags در بازه زمانی 1960 تا 2024 انجام شد. از میان 325 سند شناسایی شده، پس از ارزیابی محتوایی و علمی، 96 سند که بیشترین ارتباط با اهداف پژوهش داشتند انتخاب و اطلاعات آن ها برای تدوین مبانی نظری و تقویت تحلیل ها مورد استفاده قرار گرفت.جهت تحلیل داده ها در روش تحلیل مضمون از نرم افزار ATLAS.ti و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مؤلفه های کلیدی آموزش مبتنی بر رویکرد پساساختارگرایی از طریق مطالعات نظری و مصاحبه استفاده شده است.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و دانشگاه سراسری شیراز است که با روش نمونه گیری هد فمند 6 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رویکرد پساساختارگرایی از طریق تأکید بر چندمعنایی، بازاندیشی، خودبیان گری، و زمینه مندی فرهنگی می تواند به ارتقای کیفیت تدریس، افزایش خلاقیت طراحی و توانمندسازی دانشجویان در فرآیند تولید معنا در پروژه های معماری منجر شود. نتایج همچنین بیانگر ضرورت بازنگری در برنامه درسی طرح ۵ و توجه به ساختارشکنی در طراحی تمرین ها و شیوه ارزیابی است. این پژوهش می تواند الگویی نوین برای بهبود آموزش طراحی معماری فراهم سازد.
پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
136 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی انجام شد. روش پژوهش : روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. تعداد 123 نفر از این مادران با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای بهزیستی اجتماعی کیز، مقیاس خوش بینی کارور و شیر و پرسشنامه ابراز نگرانی پنسیلوانیا برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها : تحلیل همبستگی نشان داد که بین بهزیستی اجتماعی و خوش بینی با ابراز نگرانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. افزون براین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای خوش بینی و بهزیستی اجتماعی توانستند 16درصد واریانس ابراز نگرانی را به طور معناداری تبیین کنند. نتیجه گیری : پیش آمادگی شناختی و عاطفی در خوش بینی و بهزیستی اجتماعی به مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی کمک می کنند تا نگرانی کمتری را تجربه کنند.
تاثیر بازی های آموزشی بر دقت و تمرکز دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر بازی های رایانه ای آموزشی بر دقت و تمرکز دانش آموزان دختر پایه هشتم شهر کرمان انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که یک نمونه 40 نفری در قالب دو کلاس 20 نفری از جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. از دو پرسشنامه دقت تولوز-پیرون (1911) و پرسشنامه تمرکز سواری و اورکی (1395) برای جمع آوری اطلاعات پیش آزمون-پس آزمون و از نرم افزارهای بازی های رایانه ای بعنوان عمل آزمایشی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش آماری تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS19 انجام شد. نتایج نشان داد بازی های آموزشی رایانه ای بر بهبود دقت و تمرکز دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه موثر بوده است. بنابراین بواسطه انعطاف پذیری ساختار بازی های آموزشی رایانه ای و سازمان دهی غیرخطی آنها و ویژگی های انگیزشی بازی های رایانه ای و بهره مندی از قوانین و اصول یادگیری نظیر تقویت فوری می توانند در افزایش تمرکز و دقت ایفای سهم کنند.
شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های عنصر محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و سپس میزان توجه به آن ها در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش : در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. از روش پدیدارشناسی در بخش کیفی و از روش توصیفی - پیمایشی در بخش کمی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 15 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجومعلمان دوره کارشناسی دانشگاه های فرهنگیان بودند که به روش تصادفی طبقه ای نسبی، تعداد 316 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی بوده است. برای اعتباریابی بخش کیفی از روش همسوسازی و تکنیک کنترل توسط اعضاء بهره گرفته شد. برای تعیین روایی سؤالات مصاحبه و پرسش نامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/932 استفاده شد. تحلیل بخش کیفی از طریق روش تحلیل مضمون و بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. یافته ها : یافته های بخش کیفی نشان داد مهم ترین شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل پنج مضمون 5 مضمون محتوای مربوط به دانش عمومی فناوری؛ محتوای مربوط به دانش تخصصی فناوری؛ محتوای مطلوب جهت کسب مهارت های تفکر عملی، تفکر انتقادی، خلاق و رفتار فناورانه؛ محتوای مناسب با کمک فناوری های نوین با قابلیت تعاملی، به روزرسانی، استفاده مکرر و ... برای دستیابی به هدف های آموزشی؛ سازماندهی محتوا بر اساس معیارهای علاقه مندی، کاربرد و ... با استفاده از فناوری های نوین بوده است. همچنین نتایج در بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به مؤلفه های دانش فناوری در عنصر محتوا برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی در سطح ضعیفی است. نتیجه گیری : دانشگاه و استادان باید محتوایی را انتخاب کنند که دانشجویان بتوانند شایستگی های فناوری خود را توسعه دهند. همچنین از آنجایی که هر روز با فناوری های جدید روبرو هستند ضرورت دارد آن را در کلاس های درس بیاموزند و آموزش دهند.