فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک است. این پژوهش در دو مرحله تدوین الگو و اعتبار سنجی الگو، با رویکردهای ترکیبی و کمی انجام گرفته است. در مرحله اول، تعداد 11 نفر با اشباع نظری، به صورت هدفمند انتخاب شده و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شدند. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی بررسی و مضامین اصلی و فرعی شناسایی شدند؛ الگوی دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک با هشت مضمون اصلی – جهت گیری معلم، دانش هدف گذاری و سازمان دهی محتوا، آگاهی از درک دانش آموزان، شناخت دانش آموزان، راهبردهای تدریس، خودکارآمدی معلم، دانش فناورانه، و دانش ارزشیابی – طراحی گردید. این الگو با تهیه پرسشنامه محقق ساخته مورد اعتباربخشی قرار گرفت. 199 نفر از جامعه آماری معلمان فیزیک استان آذربایجان غربی به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به اجرا درآمد. داده ها با شیوه تحلیل اکتشافی و تحلیل عاملی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده برای دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک از اعتبار لازم برخوردار است.
بررسی اثربخشی برنامه آموزشی «کرامت انسانی در پرتو آموزه های قرآن و روانشناسی» بر پایبندی مذهبی و تصور از خدا در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثرات یک برنامه آموزشی مبتنی بر اندیشه کرامت انسانی در چارچوب آموزه های قرآنی و مفاهیم روان درمانی، بر پایبندی مذهبی و تصویر ذهنی از خدا در دانشجویان دانشگاه فرهنگیان طراحی و اجرا شد. روش شناسی: این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش -پس آزمون تک گروهی روی نمونه ای مشتمل بر ۴۱ دانشجوی دختر انجام شد. ابزارهای استفاده شده شامل پرسشنامه پایبندی مذهبی(جان بزرگی، ۱۳۸۸) و پرسشنامه تصویر ذهنی خدا(GLL) بود. این مداخله شامل ۱۶ جلسه ۹۰ دقیقه ای بود و بر مفاهیم دینی کرامت انسانی با تأکید بر آیات قرآن کریم و اصول روان شناسی مثبت نگر تمرکز داشت. تحلیل داده ها از طریق آزمون تی همبسته و نرم افزار اس.پی.اس.اس انجام شد. یافته ها: نتایج آماری نشان داد که برنامه آموزشی به طور معناداری موجب افزایش پایبندی مذهبی دانشجویان شد. همچنین، تصویر مثبت از خدا با افزایش محسوس سه بُعد «حضور خدا»، «مراقبت الهی» و کاهش «تصویر منفی از خدا» بهبود یافت. علاوه بر این، درجات دوسوگرایی و ناپایبندی مذهبی به طور معناداری کاسته شد. نتیجه گیری: برنامه آموزشی مبتنی بر کرامت انسانی که تعامل بین آموزه های قرآنی و مفاهیم روان شناسی را در بر می گیرد، به عنوان مداخله ای اثربخش در توسعه دینداری پایدار و اصلاح تصویر ذهنی از خدا در میان دانشجویان شناخته شد. یافته ها بر ضرورت قرار گرفتن این نوع آموزشها در نظام دروس تربیت و معارف اسلامی، به منظور تقویت بنیانهای معنوی و اخلاقی جوانان، به ویژه دانشجومعلمان، تأکید دارند.
تأثیر بازی آموزشی رایانه ای آرش و آنا بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ارتقای کیفیت آموزش وپرورش ضرورتی بسیار مهم محسوب می شود که به دلایلی متعدد همچون کاهش بودجه، نبود امکانات آموزشی مناسب، پایین بودن سطح دانش و مهارت دانش آموزان، یکنواختی در کلاس درس و بی انگیزه بودن دانش آموزان مورد توجه متخصصان نظام آموزشی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان تشکیل دادند که از میان آنها، 30 دانش آموز پایه چهارم ابتدایی از مدرسه مدادهای رنگی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (۱۵ نفر) و آزمایش (۱۵ نفر) قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تورنس عابدی (1372) استفاده شد. طی یک دوره دوماهه، گروه آزمایش با بهره گیری از بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا»، محتوای درس علوم را آموزش دیدند. در مقابل، گروه کنترل بر اساس روش سنتی آموزش، به فعالیت خود ادامه دادند. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کمک نرم افزار SPSS-27تحلیل شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مؤثر بوده است (۰۵/۰p<). با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی تأثیر مثبت دارد. با توجه به این نتایج، پیشنهاد می شود معلمان بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» را به عنوان یکی از راهبردهای مؤثر در آموزش علوم در این پایه به کار بگیرند.
Comparative Analysis of Cooperative Versus Hybrid of Cooperative Competitive Learning Approaches on EFL Learners' Writing Complexity, Accuracy, and Fluency(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
71 - 83
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental study investigated the comparative effects of two instructional approaches – cooperative learning and a hybrid model integrating cooperative and competitive elements – on English as a Foreign Language (EFL) learners' writing proficiency. Participants (n = 23) were female EFL learners aged 16 to 45 (Mage = 30.5) selected through convenience sampling and homogenized based on their Preliminary English Test scores. Participants were randomly assigned to one of two experimental groups. Both groups received pre- and post-tests. The experimental groups received instruction using either a cooperative learning approach or a hybrid approach incorporating both cooperative and competitive elements. Repeated Measures ANOVA was employed to analyze the data. Results indicated that the hybrid approach significantly outperformed the cooperative learning approach in enhancing learners' writing complexity, accuracy, and fluency. These findings suggest that integrating competitive elements within a cooperative framework can significantly improve EFL learners' writing proficiency, offering valuable pedagogical implications for educators and materials developers.
نقش کارورزی دانشجو معلمان در رشد حرفه ای مرتبط با آموزش زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش زبان های خارجی بین المللی در مدارس جهان به دلیل افزایش تعامل فرهنگی و انتقال دانش اهمیت فراوانی یافته است. در نظام آموزشی ایران، آموزش زبان عربی به علت ارتباط عمیق آن با دین و فرهنگ ملی، جایگاه ویژه ای دارد و نیازمند معلمانی توانمند و با مهارت های تدریس پیشرفته است. زبان عربی با ویژگی هایی همچون قواعد دستوری پیچیده و ظرایف فرهنگی، چالش های خاصی برای معلمان ایجاد می کند که تنها از طریق آموزش عملی و تجربی قابل رفع است. دوره کارورزی به عنوان مرحله ای عملی، فرصت مناسبی را برای دانشجومعلمان زبان عربی فراهم می آورد تا بتوانند دانش نظری خود را در محیط های واقعی آموزش به کار گیرند و مهارت های تدریس، ارتباطی و فرهنگی خود را تقویت کنند. در این دوره، دانشجومعلمان با مشکلاتی مانند تدریس قواعد نحوی و صرفی پیچیده، انتقال مفاهیم دشوار به زبانی ساده و ایجاد تعامل مثبت با دانش آموزان روبرو می شوند. کارورزی به آن ها امکان می دهد تا قبل از ورود به کلاس های حقیقی، روش های تدریس مؤثر و متنوعی را تجربه کنند و راهکارهایی انعطاف پذیر برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت یادگیرندگان بیابند. یکی از دستاوردهای کلیدی کارورزی، ارتقای مهارت های ارتباطی دانشجومعلمان است که شامل تسلط بر تلفظ درست، توانایی انتقال مفاهیم پیچیده و استفاده از ابزارهای آموزشی نوین مانند بازی های زبانی و فناوری های آموزشی می شود. همچنین، این دوره موجب آشنایی دانشجومعلمان با تنوع فرهنگی دانش آموزان و پرورش درک فرهنگی آنان می گردد که نقش مهمی در آموزش زبان عربی به عنوان ابزاری برای انتقال ارزش های فرهنگی و اجتماعی دارد. این پژوهش با بهره گیری از تحلیل داده های پرسش نامه، مصاحبه و مشاهده کلاس های کارورزی، به بررسی چگونگی تأثیر این دوره در ارتقای رشد حرفه ای دانشجومعلمان زبان عربی پرداخته است. جامعه آماری پژوهش شامل 128 نفر از دانشجومعلمان حاضر در دوره کارورزی یا فارغ التحصیلان اخیر این دوره می باشد. هدف اصلی تحقیق پاسخ به این پرسش است که چگونه کارورزی می تواند دانشجومعلمان را قبل از ورود به کلاس درس حقیقی برای مواجهه با چالش ها و نیازهای آموزشی آماده سازد. همچنین، این پژوهش به سوالاتی درباره الزامات مهارتی یک معلم حرفه ای زبان عربی، نقش کارورزی در آماده سازی دانشجومعلمان از نظر مهارت های ارتباطی و شناخت چالش های دوره کارورزی و راهکارهای مقابله با آن ها پاسخ می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تدریس مؤثر زبان عربی نیازمند ویژگی هایی است که معلم را در هدایت فرآیند یاددهی-یادگیری توانمند می کند؛ از جمله تسلط بر زبان عربی، توانایی به کارگیری روش های تعاملی، مهارت های ارتباطی قوی و آگاهی ادبی. معلم حرفه ای با این توانمندی ها می تواند دانش آموزان را به یادگیری عمیق تر و مؤثرتر زبان عربی سوق دهد. در این میان، کارورزی نقش برجسته ای در تقویت این مهارت ها ایفا می کند و با ارائه تجربه عملی در مدیریت کلاس، آموزش تکنیک های تدریس نوین، دریافت بازخورد سازنده و افزایش اعتمادبه نفس، رشد حرفه ای دانشجومعلمان را تسهیل می سازد. با این حال، دوره کارورزی با چالش هایی نیز همراه است که برخی از آن ها عمومی و برخی خاص آموزش زبان عربی هستند. مشکلاتی مانند کمبود تجربه عملی در مدیریت کلاس، تنش های ارتباطی با دانش آموزان و محدودیت تجهیزات آموزشی، از جمله موانع معمول این دوره است. علاوه بر این، در حوزه آموزش زبان عربی، سه چالش اساسی شناسایی شده است: روش تدریس سنتی که برای دانش آموزان خسته کننده و نامطلوب است و باید از آن پرهیز شود؛ تفاوت های زبانی و دستوری میان فارسی و عربی که بدون استفاده از روش های درست، یادگیری را دشوار می سازد؛ و بی انگیزگی و مقاومت فرهنگی دانش آموزان که به دلیل عدم آگاهی از پیوند عمیق زبان و فرهنگ عربی با فرهنگ ایرانی شکل می گیرد. دانشجومعلمان در دوره کارورزی به دلیل نداشتن تجربه کافی ممکن است بیشتر با این موانع مواجه شوند، اما همین دوره فرصتی ارزشمند برای یافتن راه حل های عملی پیش از ورود به کلاس درس واقعی فراهم می کند تا با آمادگی کامل و اعتمادبه نفس به حرفه معلمی بپردازند. در نهایت، این تحقیق تأکید دارد که دوره کارورزی نقش اساسی در آماده سازی دانشجومعلمان زبان عربی دارد و می تواند موجب ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری این زبان در مدارس گردد.
کاربرد رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری برای بهبود کیفیت تدریس (مطالعه موردی: طرح ۵)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
53 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی رویکرد پساساختارگرایی در آموزش طراحی معماری به منظور بهبود کیفیت تدریس، با تمرکز بر درس «طرح معماری ۵» است. با توجه به چالش های موجود در ساختار سنتی آموزش طراحی، این مطالعه تلاش دارد تا با بهره گیری از مبانی پساساختارگرایی، زمینه های تحول در محتوای آموزشی، فرایند تدریس و نقش آفرینی دانشجویان را شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش حاضر کیفی و با استفاده از راهبرد فراترکیب مبتنی بر تحلیل مضمون تدوین شده است. به منظور بررسی پیشینه نظری مرتبط با رویکرد پساساختارگرایی در طراحی معماری،جست وجویی نظام مند در پایگاه های علمی معتبر داخلی و بین المللی مانند: (Scopus، Web of Science، ScienceDirect، SID و ( Noormags در بازه زمانی 1960 تا 2024 انجام شد. از میان 325 سند شناسایی شده، پس از ارزیابی محتوایی و علمی، 96 سند که بیشترین ارتباط با اهداف پژوهش داشتند انتخاب و اطلاعات آن ها برای تدوین مبانی نظری و تقویت تحلیل ها مورد استفاده قرار گرفت.جهت تحلیل داده ها در روش تحلیل مضمون از نرم افزار ATLAS.ti و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی مؤلفه های کلیدی آموزش مبتنی بر رویکرد پساساختارگرایی از طریق مطالعات نظری و مصاحبه استفاده شده است.جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و دانشگاه سراسری شیراز است که با روش نمونه گیری هد فمند 6 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رویکرد پساساختارگرایی از طریق تأکید بر چندمعنایی، بازاندیشی، خودبیان گری، و زمینه مندی فرهنگی می تواند به ارتقای کیفیت تدریس، افزایش خلاقیت طراحی و توانمندسازی دانشجویان در فرآیند تولید معنا در پروژه های معماری منجر شود. نتایج همچنین بیانگر ضرورت بازنگری در برنامه درسی طرح ۵ و توجه به ساختارشکنی در طراحی تمرین ها و شیوه ارزیابی است. این پژوهش می تواند الگویی نوین برای بهبود آموزش طراحی معماری فراهم سازد.
تبیین الگوی نظریه ی هم ساخت معکوس هوشمند در آموزش ریاضی: تلفیقی از یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس و هوش مصنوعی (SFCL)
حوزههای تخصصی:
با پیچیده تر شدن مسائل آموزشی در عصر دیجیتال، بازنگری در روش های سنتی تدریس، به ویژه در آموزش ریاضی، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد؛ جایی که چالش های شناختی و انگیزشی یادگیرندگان، فرایند یادگیری را با موانعی جدی مواجه می سازد. در پاسخ به این چالش، پژوهش حاضر به معرفی و تبیین «الگوی هم ساخت معکوس هوشمند» می پردازد؛ الگویی نوین که با تلفیق سه رویکرد مؤثر یعنی یادگیری مشارکتی، آموزش معکوس، و فناوری هوش مصنوعی، با هدف ارتقای تعامل، شخصی سازی محتوا و بهبود عملکرد شناختی دانش آموزان طراحی شده است. در این مقاله، ضمن بررسی نظری و پژوهشی هریک از مؤلفه ها، چارچوب مفهومی این الگوی ترکیبی ترسیم می شود؛ الگویی که طی آن، دانش آموزان ابتدا با استفاده از محتوای معکوس شده و ابزارهای هوش مصنوعی با مفاهیم پایه آشنا می شوند و سپس در کلاس، از طریق فعالیت های گروهی، بازخوردهای اختصاصی دریافت می کنند. در این فرایند، هوش مصنوعی نقش تحلیلی و حمایتی داشته و ضمن پایش مستمر پیشرفت، مسیرهای یادگیری متناسب با نیازهای فردی را پیشنهاد می دهد. در پایان، پیامدهای بالقوه این الگو بر کیفیت یادگیری ریاضی، انگیزش درونی و پرورش تفکر سطح بالا بررسی شده و پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده و اجرای عملی ارائه می شود.
Executive Functioning as a Mediator Between Parental Involvement and Math Achievement in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the mediating role of executive functioning in the relationship between parental involvement and math achievement among children with learning disabilities. A descriptive correlational research design was employed, involving 379 Malaysian parents of children aged 9 to 12 years diagnosed with learning disabilities. Participants were selected using stratified random sampling based on the Morgan and Krejcie (1970) sample size determination table. Data were collected using three validated instruments: the Parent and School Survey (PASS) to assess parental involvement, the Behavior Rating Inventory of Executive Function (BRIEF) to measure children's executive functioning, and the Math Composite of the Wechsler Individual Achievement Test–Third Edition (WIAT-III) for math achievement. Pearson correlation analysis was conducted using SPSS version 27, and structural equation modeling (SEM) was performed using AMOS version 21 to test the hypothesized mediation model and assess the model fit. Pearson correlation results indicated significant positive relationships among all variables: parental involvement and executive functioning (r = .41, p < .001), parental involvement and math achievement (r = .36, p < .001), and executive functioning and math achievement (r = .48, p < .001). The SEM revealed an acceptable model fit (χ²/df = 1.84, CFI = 0.97, RMSEA = 0.045), and confirmed that executive functioning significantly mediated the effect of parental involvement on math achievement. Both the direct effect (β = 0.26, p < .01) and the indirect effect through executive functioning (β = 0.18, p < .001) were statistically significant. The findings underscore the importance of executive functioning as a cognitive mechanism through which parental involvement enhances mathematical performance in children with learning disabilities. Educational interventions should integrate strategies to strengthen both parental engagement and children’s executive functioning skills to optimize academic outcomes.
بررسی ویژگی های روان سنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتبارسنجی (روایی و پایایی) پرسش نامه سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی انجام شد. روش تحقیق آمیخته اکتشافی بود که در بخش کیفی از ۱۵ کارشناس، استاد دانشگاه، سرگروه آموزشی و معلم خبره تربیت بدنی و در بخش کمی از ۲۶۰ معلم تربیت بدنی (30 نفر مطالعه پایلوت و 230 نفر مطالعه اصلی) از 29 استان کشور استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی نیز از پرسش نامه محقق ساخته «سواد ارزشیابی معلمان تربیت بدنی» و تحلیل های آماری توصیفی و استنباطی با نرم افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. پرسش نامه اولیه با ۷۰ گویه طراحی و روایی صوری و محتوایی آن توسط استادان صاحب نظر تأیید شد. در مطالعه پایلوت که بر روی ۳۰ معلم انجام شد، روایی معنایی بررسی و اصلاحات لازم بر روی گویه ها اعمال گردید. همچنین، ضریب پایایی با آلفای کرونباخ ۰٫۹۵ محاسبه شد. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به حذف ۱۵ گویه با بار عاملی کمتر از ۰٫۵ و تشکیل مقیاس نهایی با ۵۵ گویه و ۹ عامل شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان دهنده برازش مطلوب مدل و قرارگیری کلیه بارهای عاملی و شاخص های برازش در محدوده قابل قبول بود.
شایستگی های مورد نیاز معلمان دوره دوم ابتدایی برای تلفیق فناوری های یادگیری در ارزشیابی مستمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
161 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی شایستگی های مورد نیاز معلمان دوره دوم ابتدایی برای اجرای ارزشیابی مستمر در بستر فناوری های یادگیری بود. روش پژوهش: رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع شیوه پدیدارشناسی تفسیری بود. میدان پژوهش مدارس دوره دوم ابتدایی شهر همدان بود. مشارکت کنندگان در پژوهش بیست نفر از معلمان با تجربه مدارس دوره دوم ابتدایی شهر همدان بود که بر مبنای منطق نمونه گیری هدفمند و با استفاده روش ملاک محور انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه-ساختارمند استفاده شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون سلسله مراتبی تحلیل گردید. برای اطمینان از روایی و پایایی داده های این پژوهش از چهارمرحله اعتبار، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری گوبا و لینکلن (1985) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد معلمان برای اجرای اثربخش ارزشیابی مستمر در بستر فناوری های یادگیری به سواد ارزشیابی مستمر، مهارت های شناخت و برقراری تعامل با یادگیرندگان، درک عمیق اجتماعی و فرهنگی، سواد فناورانه، مهارت های تدریس فرآیندی و تسلط بر موضوع درسی نیاز دارند. نتیجه گیری: معلمان برای اجرای ارزشیابی مستمر به شایستگی های فنی، فرهنگی، اجتماعی، موضوعی و فناورانه نیاز دارند که کسب این شایستگی ها در تربیت معلم و بعد از آن نیازمند داشتن برنامه های مدون برای توسعه حرفه ای معلمان است.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال طیف اُُتی سم انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم شهر بوشهر در سال 1402 به تعداد 182 نفر بود. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از مادرانی که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند و همچنین تمایل به همکاری داشتند، به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی و گواه به نسبت برابر 15 نفر در هر یک از گروه ها قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی، طی 8 هفته و در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی در مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی که توسط پژوهشگر در یک مرکز خدمات روان شناختی صورت گرفت، شرکت کردند و طی این مدت گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات مداخله، پس آزمون، توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. مقیاس های مورد استفاده در این پژوهش شامل خودانتقادی و شایستگی والدینی بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه وتحل یل قرار گرفت ند. نتایج: یافته ها نشان داد، بین گروه های آزمایشی و گواه از نظر خودانتقادی و شایستگی والدینی تفاوت معنا داری وجود دارد ) 001 / p>0 (. به عبارت دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی باعث کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال ط یف اُُتی سم شد. نتیجه گیری: منطبق با یافته های این پژوهش می توان مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پیشنهاد داد.
الگوی توسعه فردی معلمان دوره ابتدایی استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی و ارائه الگوی توسعه فردی برای معلمان مدارس ابتدایی استان البرز بود. روش: این پژوهش با شیوه کیفی و رویکرد گلیزری با پانزده معلم خبره استان البرز در سال تحصیلی 1404-1403 با استفاده از نمونه گیری هدفمند انجام شد تا جایی که تحلیل ها به اشباع نظری رسید. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد. روش تحلیل به صورت کدگذاری بوده که در سه سطح باز (مفهوم)، محوری (مقوله فرعی) و انتخابی (مقوله اصلی) انجام شده است. مفهوم ها و مؤلفه های الگوی توسعه فردی (123مفهوم، 17 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی) از مصاحبه ها مشخص و در قالب الگو تدوین شد.. یافته ها: یافته ها نشان داد که توسعه فردی معلمان دوره ابتدایی شامل چهار مؤلفه کلیدی شامل عوامل اجتماعی؛ عوامل سازمانی؛ عوامل فردی و عوامل اجتماعی بوده است. عوامل اجتماعی؛ شامل مسئولیت پذیری اجتماعی، جوّ و فرهنگ اجتماعی، ارتباط با جامعه؛ عوامل سازمانی شامل رویکرد مدیریتی، هدف گذاری، چشم انداز سازمانی، فراهم کردن امکانات؛ عوامل فردی؛ شامل اخلاق حرفه ای، کنترل درونی، خودکارآمدی، بلوغ فکری، انگیزه پیشرفت و عوامل آموزشی؛ شامل مهارت آموزشی، کار تیمی، طراحی آموزشی، ارزشیابی، پژوهش بوده است. نتیجه گیری: بنا بر یافته های به دست آمده در این پژوهش مدل مفهومی توسعه فردی به منظور بهسازی معلمان مدارس ابتدایی ترسیم شد.
اثربخشی مداخلۀ آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایۀ چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایه چهارم در دوره ابتدایی شهر بروجن انجام گرفت. روش ها روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. به این منظور از بین کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر بروجن در سال تحصیلی 1400-1401 تعداد 30 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند، به صورت هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات آزمون از پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ-CA) (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (تعداد، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیره) استفاده شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: در پایان نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات مولفه های تنظیم هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل اختلاف آماری معناداری وجود داشت (001/0>P) به گونه ای که دانش آموزانی که با استفاده از روش های آموزشی پیاژه آموزش دیده بودند، در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در تنظیم هیجان داشتند و ضریب اتای بدست آمده برای مؤلفه های تنظیم هیجان شامل مدیریت هیجان 28/0، انعکاس هیجان 32/0 و درک هیجان 19/0 بدست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه می تواند به عنوان یک روش مؤثر در بهبود تنظیم هیجان دانش آموزان استفاده شود.
الگوی فقهی-تربیتی صلاحیت حرفه ای معلمی: واکاوی مؤلفه های آداب معلمی در متون اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۲۸-۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با هدف متن پژوهی نظام مند و بر اساس روش فراترکیب (متاسنتز) با نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA انجام شده است تا بتواند به بازخوانی و ارائه الگویی جامع از صلاحیت حرفه ای معلمیِ پدیدار در میراث ارزشمند متون تربیتی-فقهی اسلام بپردازد. داده های پژوهش دربرگیرنده 30 کتاب برگزیده حدیثی و تربیتی از صدر کتابت متون اسلامی (255ق) تا دوره معاصر (1228ق) و متشکل از آیات، روایات و نظر اندیشمندان است. بر اساس ستانده پژوهش، 494 کد از روایات، 1954 کد از نظر اندیشمندان و در مجموع 2448 کد از جملگی متون و بر پایه تحلیل یافته ها، ساخت نهایی الگو در چهار ساحت، 15 حوزه محوری و 91 شاخص صلاحیت با نام «الگوی فقهی-تربیتی صلاحیت حرفه ای معلمی (المفید)» به دست آمده است. ساحتهای چهارگانه الگوی المفید عبارت اند از: آداب معلمی در شبکه دانشی (آداب المعلم فی علمه)»، آداب معلمی در حوزه آموزش (آداب المعلم فی تعلیمه)، آداب معلمی در باب آموزندگان (آداب المعلم مع متعلمه) و آداب معلمی در باب توسعه فردی (آداب المعلم فی نفسه). گفتنی است که این الگو، ناظر بر الگوی تربیت معلم در نظام ارزشی اسلام، درآمدی بر مسیر صلاحیت پژوهی کیفی در میان منابع دین مبین اسلام و همچنین الگویی اصیل برای عملیاتی شدن در امر تربیت معلم آگاه (عالِم) و کارگزار (عامل) است.
Incorporating Digital Multimodal Composing and MOOC Courses in L2 Speaking Classes: Learners’ Attitudes in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
29 - 46
حوزههای تخصصی:
In recent decades, language educators have taken advantage of technological advancements in the language classroom, and L2 learners have voiced their interests, concerns, and preferences about those technological advancements. The current investigation was designed to find out the attitudes of Iranian intermediate IELTS candidates towards using digital multimodal composing (DMC) and massive online open courses (MOOC) in their speaking classes. To achieve this aim, a sample of 60 male and female EFL learners at the intermediate level were selected based on volunteer sampling procedures. Subsequently, the participants were assigned to the two conditions of DMC and MOOC. The two groups were exposed to the same instructional materials, with the difference being that in DMC, the learners had to produce videos during the course and post them on the Flip platform for their peers and teacher to review and comment. They then could use the feedback to make corrections/revisions; in the MOOC condition, the learners signed up for an IELTS course on futurelearn.com and received video presentations, pdf articles, and quizzes, and they were asked to leave comments or react to each other's' comments during the course. Each group received a researcher-made attitude questionnaire at the end of the course and expressed their opinions about the treatment they were exposed to. Not surprisingly, both groups welcomed the use of DMC and MOOC and had positive attitudes towards incorporating such techniques into speaking courses. Based on these findings, this study presents a discussion of certain pedagogical implications.
Tension Between Symbolic and Imaginary, And Trauma In Catcher In the Rye(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
189 - 202
حوزههای تخصصی:
This essay explores the psychological tension between the Symbolic and Imaginary orders in J.D. Salinger’s The Catcher in the Rye, examining how these tensions relate to trauma through the theories of Jacques Lacan and Cathy Caruth. By analyzing Holden Caulfield's fantasies, rejection of adult "phoniness," and fragmented identity, the study reveals how trauma disrupts the subject’s relation to the Symbolic and manifests in obsessive retreats into fantasy. Drawing on Lacan’s concepts of the Real, Symbolic, and Imaginary orders and Caruth’s theory of trauma as an unassimilated experience, alongside recent critical studies, this essay offers a psychoanalytic reading of Holden’s alienation, illustrating how his attempts to resist symbolic structures ultimately reinforce his trauma. Through an analysis of Holden’s relationships, internal conflict, and interactions with adults, the essay argues that his rejection of the adult world is driven by a fear of corruption, insincerity, and the inevitability of change. Holden's critique of adult society, exemplified through his cynicism toward institutions and adults around him, is contrasted with his idealization of childhood innocence, represented by his fantasies of being "the catcher in the rye." By examining the symbolic significance of Holden’s red hunting hat and his relationships with characters like Phoebe and Jane, the essay highlights his internal struggle and ultimate inability to reconcile the innocence of youth with the complexities of adulthood. The analysis concludes by addressing Holden's self-destructive path, revealing the broader themes of alienation, disillusionment, and the tension between childhood purity and the pressures of growing up in.
فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
طراحی مدل ساختاری برای نشانه های نافرمانی مقابله ای بر اساس ابعاد خق و خو و جو عاطفی خانواده با میانجیگیری خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نشانه های نافرمانی مقابله ای و طراحی مدل ساختاری برای این رابطه بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر نوبت اول راهنمایی مدارس شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 1400-1401 می باشد که از بین آنها 384 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به طور کامل به پرسشنامه های خودتنظیمی هیجانی گارنفسکی(2006)، سیاهه رفتاری آخنباخ(1991)، سرشت و منش کلونینجر (1994) و جو عاطفی هیل برن (1964) پاسخ دادند. داده ها بر اساس نرم افزار SPSS و Smart PLS تحلیل شده اند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که رابطه مستقیم و معناداری بین ابعاد خلق وخو، جو عاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی با نشانه های نافرمانی مقابله ای وجو دارد و ابعاد خلق و خو با ضریب اثر 22/0، جو عاطفی خانواده با ضریب اثر 28/0 و خودتیظیمی هیجانی با ضریب اثر 19/0 تبیین گشت(P<0/01). همچنین تحلیل مسیر این پژوهش نشان داد که خودتنظیمی هیجانی نقش واسطه ای را در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نشانه های نافرمانی مقابله ای دارا می باشد. خودتنظیمی هیجانی نقش واسطه ای در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نافرمانی مقابله ای دارد و مدل ساختاری دارای برازش مناسب می باشد. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که علاوه بر اثر مستقیم ابعاد خلق و خو و جوعاطفی خانواده بر نشانه های نافرمانی مقابله ای، خودتنظیمی هیجانی به عنوان متغیر میانجی، اثرات ابعاد خلق وخو و جوعاطفی خانواده را بر روی نشانه های نافرمانی مقابله ای اعمال می کند. از نتایج این مطالعه می توان برای پیش بینی و مداخله زودهنگام اختلال نافرمانی مقابله ای عمل کرد.
مقایسه بازشناسی هیجان های چهره ای در دانش آموزان با اختلال ریاضی و دانش آموزان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نقص در شناخت هیجانات چهره ای از مؤلفه های مهم بدکارکردی شناخت اجتماعی است که احتمالاً با اختلال یادگیری ریاضی مرتبط است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازشناسی هیجان های چهره ای در دانش آموزان با اختلال ریاضی با دانش آموزان عادی انجام شد. روش : در این مطالعه از طرح علی_مقایسه ای استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر پایه دوم تا ششم ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. از این جامعه، 60 دانش آموز ) 30 نفر با اختلال ریاضی و 30 دانش آموز عادی( به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از فرم کوتاه آزمون هوش استنفورد-بینه- 5، پرسشنامه تشخیصی اختلال یادگیری ویژه و تکلیف تشخیص هیجان های چهره ای استفاده شد. داده ها با روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: برحسب نمره کلی، گروه اختلال ریاضی در تشخیص چهره ای 4 هیجان )خشم، غم، انزجار و تعجب( به طور معنا داری عملکرد ضعیفی داشت ) 05 / p>0 (. برحسب شدت هیجانات نیز گروه اختلال ریاضی نقص معناداری در تشخیص هیجانات با شدت کم و متوسط در تمام هیجانات اساسی نشان داد ) 01 / p>0 (؛ در حالی که تفاوت معناداری بین 2 گروه در تشخیص هیجان ها با شدت بالا و هیجان های ترس و شادی وجود نداشت ) 05 / .)p<0 نتیجه گیری: طبق یافته ها، دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی در تشخیص هیجانات با شدت کم و متوسط مشکل دارند که می تواند منجر به بدتر شدن عملکرد اجتماعی و تحصیلی شان شود. بنابراین، لازم است مداخلات و آموزش هایی برای بهبود پردازش هیجانی این گروه از دانش آموزان درنظر گرفته شود.
کارآمدی برنامه توان بخشی شناختی کاپتان لاگ بر بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای در کودکان با ریخت ترکیبی اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی: یک کارآزمایی بالینی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی است که با نارسایی در کارکردهای اجرایی هسته ای مانند توجه، بازداری پاسخ و حافظه فعال همراه است. با توجه به اهمیت بهبود این کارکردها، استفاده از برنامه های توان بخشی شناختی به عنوان روشی نوین در مداخلات درمانی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی برنامه شناختی کاپتان لاگ بر بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای در کودکان با ریخت ترکی بی ا ختلال نار سایی توجه/بیش فعا لی انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی کنترل شده یک سوکور بود که در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون با دوره پیگیری استفاده گردید. جامعه آماری شامل کودکان مراجعه کننده به مرکز آتیه از سال 1401 تا 1403 بود. 34 کودک با ریخت ترکیبی اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به شیوه دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی ) 17 نفر ( و گواه ) 17 نفر ( قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه با برنامه کاپتان لا گ تمرین کردند و گروه گواه برنامه بازی ویدوئی تتریس را تمرین کردند. شرکت کنندگان در 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با آزمون های بررسی یکپارچه عملکرد دیداری-شنیداری ) IVA-2 (، عملکرد پیوسته ) CPT ( و N-back ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحل یل کوواریا نس چندمتغ یره تحل یل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون عملکرد گروه آزمایشی در توجه ) 001 / F)1،23(=70/39 ،P>0 (، بازداری پاسخ ) 001 / F)1،23(=48/62 ،P>0 ( و حافظه فعال ) 001 / F)1،23(=57/89 ،P>0 ( نسبت به گروه گواه به طور معناداری بهبود یافته است، درحالی که در مرحله پیگیری بین 2 گروه در هیچ کدام از متغیرها تفاوت معناداری وجود نداشت ) 05 / .)p<0 بحث و نتیجه گیری: برنامه توان بخشی کاپتان لا گ می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، برای دستیابی به اثرات پا یدار ن یاز به مداخلات تکمی لی و تمری نات مداوم و جود دارد.