فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکرانتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان انجام گرفت. رویکرد پژوهش کمی و از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، دو گروه 15 نفری به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه مهارت های ﺗﻔکﺮ ﻧﻘﺎدانه کﺎﻟیﻔﺮﻧیﺎ (ﻓﺮم ب)، خودکارآمدی رایانه ای مورفی،کوور و اوون (1989) و باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) بود. پرسشنامه ها دارای روایی از نوع محتوا بودند و میزان آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و پایایی تایید شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، 47درصد تفاوت دو گروه در متغیرهای وابسته مربوط به مداخله آزمایشی بود. تحلیل کواریانس تک متغیری نیز نشان داد، «آموزش سواد اطلاعاتی» بر ارتقای تفکر انتقادی (5/24درصد)، خودکارآمدی رایانه ای (8/37درصد) و باورهای انگیزشی (6/32درصد) تاثیر معنی دار داشت (p<0.05). بنابراین با توجه به تاثیر معنی دار آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، پیشنهاد می شود، در قالب مداخلات آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت، مهارت های فوق را به نوجوانان آموزش دهند و آنها را برای زندگی در دنیای اطلاعاتیِ امروز آماده سازند.
بررسی و شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
95 - 115
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروهای متخصص در صنعت ریلی، لزوم توجه به کیفیت یادگیری و عوامل مؤثر بر آن در تربیت کارکنان آینده این صنعت انکارناشدنی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری و آموزش و طرح راهکارهایی به منظور افزایش و بهبود آن در دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن است. جامعه آماریْ دانشجویان در حال تحصیلِ دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که درنهایت 132 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه به دست آمده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بررسی شدند. روایی محتواییِ پرسش نامه را تعدادی از استادان و متخصصان این حوزه انجام دادند. پایاییِ گویه های پرسش نامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکّب بررسی شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 74/0 به دست آمد. برای بررسی درستیِ روابط درنظرگرفته شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده کردیم. مهم ترین نتایج نشان داد که هر پنج عامل «آشنایی و رضایت از رشته»، «یادگیری عملی»، «امکانات و فضای آموزشی»، «کیفیت آموزش» و «عادات مطالعه» در مدل مفهومی درنظر گرفته شده دارای رابطه ای معنادار با سازه اصلی، یعنی کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان، بودند. درعین حال، عامل «آشنایی و رضایت از رشته» بیشترین و، در مقابل، «عامل امکانات و فضای آموزشی» کمترین سهم را در کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان داشتند. در پایان، راهکار های افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان را، به ویژه دانشجویان دانشکده راه آهن که به عنوان مطالعه موردی در تحقیق حاضر بررسی شدند، مطرح کرده ایم.
دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
170 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش حیاتی در بهبود روش یادگیری و فرآیندهای آموزشی ایفا می کند. با انجام پژوهش هایی در این زمینه کاربردهای هوش مصنوعی بیشتر آشکار می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف کلی دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش بصورت کیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری پژوهش را 12 نفر(3 نفر زن و 9 نفر مرد) از اساتید دانشگاه های دولتی در تهران و کرج بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارmaxqda نسخه 22 انجام گرفت. اعتباریابی اطلاعات با استفاده از کنترل اعضا و چک کردن از طریق شرکت کنندگان و نیز بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات و خودبازبینی محقق انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی 4 مقوله اصلی یعنی(تسهیل در یادگیری و کسب مهارتها، تولید محتوای آموزشی هوشمند، شخصی سازی کردن آموزش، تسهیل در ارزشیابی آموزشی) و 56 زیر مقوله فرعی شد. نتیجه گیری و پیشنهادها: با توجه به کاربردهای مهم هوش مصنوعی در آموزش به اساتید دانشگاهها توصیه می شود که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کنند. چرا که استفاده ازهوش مصنوعی یک نیاز اساسی جهت به روز شدن دانشجویان از حیث مطالب آموزشی و کیفیت در یادگیری و همچنین دسترسی به مطالب آموزشی می شود. نوآوری و اصالت : بررسی همه جانبه استفاده از هوش مصنوعی در تدریس از دیدگاه اساتید در این تحقیق، رویکردی نو به شمار می رود. همچنین می تواند راه گشای اساتید در بهره مندی از هوش مصنوعی در تدریس و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.
بازخوانی تجارب زیسته معلمان پایه دوم دوره ابتدایی از موانع تدریس هدیه های آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت دینی نقش اساسی در شکوفایی فطرت و رشد تربیت دینی انسان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از موانع تدریس کتاب هدیه های آسمان پایه دوم ابتدایی بود. این تحقیق با رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 1403-1404 به تدریس مشغول بودند. از روش نمونه گیری هدفمند ملاکی برای انتخاب 21 معلم استفاده شد و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. فرایند مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و در مصاحبه نوزدهم تکرار داده ها مشاهده گردید، اما برای اطمینان بیشتر دو مصاحبه دیگر نیز انجام شد. معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سه سال سابقه تدریس در پایه دوم ابتدایی و تدریس در این پایه در سال جاری بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش استرابرت و کارپنتر (2003) صورت گرفت. برای افزایش روایی پژوهش، از بازخورد همتایان و بازبینی یافته ها توسط اعضاء استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی پایایی تحقیق، از یادداشت برداری دقیق و مفصّل، بررسی دقیق داده ها هنگام پیاده کردن استفاده شد. موانع عمده در چهار مقوله اصلی شامل موانع مرتبط با معلمان، موانع مرتبط با دانش آموزان، موانع مرتبط با اولیای دانش آموزان و موانع مرتبط با محتوای کتاب درسی شناسایی شدند که این مضمون ها به 21 زیرمضمون تقسیم گردیدند. از پیشنهادهای این پژوهش می توان به فصل بندی کتاب، کاربردی تر کردن مطالب، استفاده از روش های فعال تدریس، کاهش نقش معلم و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری اشاره کرد.
واکاوی تجارب دانشجویان کارورزی رشته الهیات از فرآیند فرم (ج) کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درس کارورزی (3) یکی از دروس دانشگاه فرهنگیان است که در آن دانشجو باید از طریق روش سازنده گرا و فرم (ج) تدریس کند. اهمیت و ضرورت این پژوهش چگونگی و کارآیی این فرم برای رشته الهیات است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی بوده است. جامعه آماری 27 نفر از دانشجویان درس کارورزی (3) دانشگاه فرهنگیان بودند. یافته های پژوهش در قالب 145 کدگذاری باز، 38 کدگذاری محوری و 5 کدگذاری انتخابی عوامل مؤثر، موانع، راهکارها، عوامل زمینه ای و پیامدها بیان شده است. ازجمله موانع مداخله گر عبارت است از فراگیر نبودن فرم (ج) برای همه دروس، محدودیت زمان کلاس درس و نبود فرصت کافی برای اجرای کامل مراحل فرم (ج)، بالا بودن حجم زیاد مطالب، مناسب نبودن برای مفاهیم انتزاعی، عدم همکاری لازم مدیران و معلمان راهنما و آشنا نبودن معلم راهنما با فرم (ج) و ایجاد مشکلات، ذهنیت منفی دانش آموزان در مورد معلم دینی، سختی انطباق مطالب با روش های جدید و فعال تدریس. پیامدها نیز عبارت است از افزایش مشارکت دانشجویان، ایجاد علاقه مندی دانش آموزان، رشد خلاقیت دانش آموزان و تغییر نگرش دانش آموزان، تسهیل انتقال مطالب زیاد و سنگین به دانش آموزان، افزایش دقت و زمان بندی در تدریس، نظام مند شدن فرایند تدریس، کم شدن فشار روانی و استرس تدریس، نجات از متکلم وحده بودن معلم و تعامل بهتر دانش آموزان.
Comparative Analysis of Cooperative Versus Hybrid of Cooperative Competitive Learning Approaches on EFL Learners' Writing Complexity, Accuracy, and Fluency(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
71 - 83
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental study investigated the comparative effects of two instructional approaches – cooperative learning and a hybrid model integrating cooperative and competitive elements – on English as a Foreign Language (EFL) learners' writing proficiency. Participants (n = 23) were female EFL learners aged 16 to 45 (Mage = 30.5) selected through convenience sampling and homogenized based on their Preliminary English Test scores. Participants were randomly assigned to one of two experimental groups. Both groups received pre- and post-tests. The experimental groups received instruction using either a cooperative learning approach or a hybrid approach incorporating both cooperative and competitive elements. Repeated Measures ANOVA was employed to analyze the data. Results indicated that the hybrid approach significantly outperformed the cooperative learning approach in enhancing learners' writing complexity, accuracy, and fluency. These findings suggest that integrating competitive elements within a cooperative framework can significantly improve EFL learners' writing proficiency, offering valuable pedagogical implications for educators and materials developers.
استفاده از استعاره های شناختی در تدریس و تاثیر آن بر درک دانش آموزان: یک مطالعه ی مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
37 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از استعاره های شناختی در فرایند تدریس و نقش آن در ارتقای درک مفاهیم آموزشی توسط دانش آموزان، با روش مرور نظام مند و رویکرد روایتی بر مبنای چارچوب سیلوا انجام شده است. روش: این مطالعه به روش مرور نظام مند و روایتی انجام شد. داده ها با جستجوی هدفمند در پایگاه های Google Scholar، ScienceDirect و نورمگز، بر اساس کلیدواژه های مرتبط با استعاره های شناختی در آموزش، گردآوری شد. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده بین سال های 2000 تا ۲۰۲۳ بود. پس از غربالگری چندمرحله ای شامل حذف مقالات نامرتبط و تکراری، ۲۲ مقاله منتخب بر اساس معیارهای ورود و هم راستایی با اهداف پژوهش انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی بر اساس رویکرد موضوعی انجام شد تا مضامین اصلی استخراج و مقالات در شش محور موضوعی طبقه بندی شوند: نقش استعاره های شناختی در یادگیری، تأثیر زمینه های فرهنگی، طراحی هدفمند استعاره ها، ارتباط با سواد دیجیتال، کاربرد در مفاهیم محاسباتی، و تقویت تفکر خلاق. یافته: نتایج تحلیل ها نشان داد که استفاده هدفمند، خلاقانه و متناسب با محتوای درسی از استعاره های شناختی می تواند تأثیر قابل توجهی در تسهیل فهم مفاهیم پیچیده، افزایش انگیزش یادگیری و تعمیق مشارکت شناختی دانش آموزان داشته باشد. نتیجه گیری: بر این اساس، طراحی آموزشی مبتنی بر استعاره و توانمندسازی معلمان در بهره گیری از آن، گامی مؤثر در بهبود کیفیت تدریس و یادگیری به شمار می رود.
چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
49 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
تحلیل احادیث تعلیم باب هُدی از منظر حکمرانی دانش و آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احادیثی با مضمون تعلیم باب هدی و معلم خیر که در روایات اسلامی وجود دارد، ظرفیت بالایی جهت توشه برداری در راستای سامان بخشی به حکمرانی دانش و آموزش دارد. تحلیل و بررسی روایات تعلیم باب هدی که قرابت مضمونی فراوانی با تعلیم خیر دارند، علاوه بر اثبات مطلوبیت تعلیم هدایت آمیز، مُهر بطلانی بر حکمرانی سکولار در حیطه علم و تعلیم و ایده فراغت دانش از ارزش هستند. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی استنباطی به بررسی این احادیث از منظر حکمرانی دانش و آموزش بپردازد. پس از غربال حجّیت محور این روایات، مطالب فراوانی در راستای تکمیل پازل حکمرانی، از ادلّه معتبر قابل اصطیاد است. برخی از دلالت های استنباط شده بدین قرار است: جهت گیری کلان فضای تربیت، انگیزه بخشی جهت ورود باذلانه به عرصه تعلیم هدایت آمیز، توجه به ظرفیت ابزارهای نوین جهت نشر مضاعف دانش، بازبینی و کشف مولفه های صحیح ارزیابی معلمان، پرهیز از ذهن گرایی محض در جوامع علمی و فرهنگ سازی عمومی آموزش هادیانه.
Narrative of Authentic Love and Alienation in Wang Anyi’s The Destination
حوزههای تخصصی:
This essay undertakes a critical investigation of Wang Anyi’s short story, The Destination , employing Erich Fromm’s humanist psychoanalysis to elucidate the complex interplay between societal transformation, the erosion of authentic love, and the resulting existential anxieties within the context of contemporary Chinese modernity. The analysis focuses on the protagonist, Chen Xin, and his return to a radically transformed Shanghai, a disorienting architectural and bureaucratic maze that disrupts historical continuity. This spatial disorientation, the essay argues, mirrors Chen Xin’s strained familial ties, which exemplify Fromm’s notion of alienated pseudo-love, wherein genuine emotional intimacy is replaced by commodified social exchanges operating under the pressures of a state-capitalist regime. Fromm’s contrast between a way of life focused on owning and controlling things, versus one that emphasizes being present, growing as a person, and forming meaningful relationships, reveals a subjectivity caught between the pressure of inherited ideologies and the basic human need for love, care, and real emotional connection in a globalized and increasingly commodified society.
بررسی مؤلفه های داخلی معماری و اولویت بندی بر اساس تأثیر در هیجان کاربر در فضای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
7-24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی عناصر داخلی معماری در کلاس درس آموزشی است که در هیجان دانش آموزان مؤثر است و ممکن است باعث ارتقای کیفیت یادگیری شود. این هدف در راستای کیفیت بخشی به فضای کالبدی کلاس درس از طریق پرداخت به موضوع هیجان است. پژوهش حاضر به جهت ماهیت کیفی و بر اساس روش گردآوری داده توصیفی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسش نامه به روش دلفی انجام گرفته است. به این صورت که با مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش و استخراج مؤلفه ها آغاز شده و با نظر کارشناسان به تأیید رسیده و بر اساس میزان تأثیرگذاری اولویت بندی شده است. نخست، با به کارگ یری نظر کارشناسان با استفاده از روش دلفی، هفده مؤلفه داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر مستخرج از مبانی نظری و ادبیات موضوع شناسایی و تأیید شد. سپس این مؤلفه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل و با روش آزمون فریدمن اولویت بندی شدند. در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های پژوهش با تأیی د تأثیر ع وامل محیطی بر هیجان نش ان می ده د، ۳ مؤلفه «نور»، «رنگ» و «صدا»، دارای بیشترین اهمیت از بین ۱۷ مؤلفه داخلی معماری تأثیرگذار تأیید شده از طریق کارشناسان در هیجان کاربرد در کلاس درس است که اهمیت محیط کالبدی برای برانگیختن هیجان مثبت در کاربر فضای آموزشی و بهبود تجربه یادگیری دانش آموز را نشان می دهد.
پیش بینی رفتار اقتصادی، براساس آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه، با میانجیگری سواد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
117 - 135
حوزههای تخصصی:
سواد اقتصادی و درک مفاهیم آن برای دانشجویان اهمیت ویژه ای دارد زیرا تصمیمات رفتاری و مالی آنان تأثیری بسزا بر وضعیت مالی و شغلی آینده شان خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه با میانجیگری سواد اقتصادی در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی بوده است. پژوهش، با توجه به هدف، کاربردی و، با توجه به نحوه گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی مبتنی بر مدل یابی ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانشجویان مهندسی دانشگاه سمنان (1700 نفر) در سال تحصیلی ۱۴۰2-۱۴۰3 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 220 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های رفتار اقتصادی، سواد اقتصادی، آموزش اقتصاد در خانواده و آموزش اقتصاد در دانشگاه بود. داده ها به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (پیرسون و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. نتایج داده ها نشان می دهد آموزش اقتصاد در خانواده تأثیری معنادار بر سواد اقتصادی و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی و نیز آموزش اقتصاد در دانشگاه تأثیری معنادار بر سواد و رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. همچنین تأثیر سواد اقتصادی بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی معنادار است. آموزش اقتصاد در خانواده با میانجیگری سواد اقتصادی نقشی غیرمستقیم، مثبت و معنادار در رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی ایفا می کند و آموزش اقتصاد در دانشگاه نیز با میانجیگری سواد اقتصادی تأثیر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی دارد. نتایج پژوهش، اهمیت آموزش اقتصاد در خانواده و دانشگاه را در ایجاد سواد اقتصادی و به تبع آن رفتار اقتصادی دانشجویان مهندسی نشان می دهد.
شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش: یک مطالعه سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
241 - 268
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش انجام شد رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده، سنتز پژوهی بود. جامعه هدف شامل منابع داخلی و خارجی موجود در حوزه چالش های تربیت هنری بود. جهت دست یابی به مقالات و پژوهش های مرتبط با کلیدواژه های فارسی و انگلیسی شامل هنر، مشکلات آموزش هنر در آموزش وپرورش، تربیت هنری، چالش های تربیت هنری، موانع تربیت هنری، مشکلات تربیت هنری، در منابع الکترونیکی متعدد داخلی نمایه شده و منابع الکترونیکی در خارج از کشور سعی شد جدیدترین منابع در ارتباط با پژوهش حاضر استخراج شود. بر این اساس ۹۵ منبع موجود در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ شناسایی و بررسی شد. ابزار گردآوری چک لیست بود و برای اعتبارسنجی مطالعات این بخش از معیار انتقال پذیری و مسیر ممیزی بهره برده شد. درنهایت بر اساس تحلیل مضمون؛ 55 مضمون پایه، 4مضمون سازمان دهنده اول با عناوین اهداف، محتوا، راهبرد و ارزشیابی و ۱۱ مضامین سازمان دهنده دوم با عناوین تدوین اهداف، اجرای اهداف، تدوین محتوا، اجرای محتوای تدوین شده، زمان، فضا، معلم، دانش آموز، ابزار و امکانات، اهداف ارزشیابی و اجرای ارزشیابی و یک مضمون فراگیر با عنوان چالش های تربیت هنری استخراج گردید.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های اثرگذار پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
7 - 35
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های اثرگذار بر پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر تهران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر روش آمیخته اکتشافی است. منابع اطلاعاتی پژوهش را مقالات و مستندات علمی منتشرشده و همچنین مصاحبه با خبرگان علمی و صاحب نظران آموزش وپرورش تشکیل می دادند. نمونه گیری در فاز کیفی به روش هدفمند و قضاوتی انجام شد و با 23 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش گراندد تئوری و با کمک نرم افزار مکس کیودا تحلیل شدند. روایی پژوهش با تأیید اعضا و مشارکت کنندگان تعیین و برای پایایی از روش توافق یا همخوانی بین مشارکت کنندگان استفاده شد و ضریب توافق 87 درصد به دست آمد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی شامل اسناد و مدارک پژوهشی و 23 نفر از خبرگان علمی و صاحب نظران آموزش وپرورش بودند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمّی، جامعه شامل 400 نفر از مدیران، معلمان و دانش آموختگان مدارس مقاطع دوره دوم متوسطه دخترانه شهر تهران بودند. با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه 196 نفر تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها، در بخش کیفی، شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی نیز پرسش نامه محقق ساخته بود. انجام مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. روایی مصاحبه ها از طریق بازآزمون تأیید شد. روایی محتوایی پرسش نامه بخش کمّی نیز توسط خبرگان تأیید شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی، بر اساس تکنیک داده بنیاد کلاسیک (رویکرد ظاهرشونده گلیزر) و در بخش کمّی نیز برای تأیید عوامل، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از شناسایی 102 عامل بود که تحت ده مقوله فرعی دسته بندی شدند و این ده مقوله فرعی در قالب سه مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل خانوادگی و عوامل مربوط به فرایند آموزش سامان دهی شدند. عوامل فردی شامل مؤلفه های علاقه، پشتکار و قابلیت های دانش آموزان و عوامل خانوادگی شامل فرهنگ و رفتار خانواده است. عوامل مربوط به فرایند آموزش هم شامل محیط آموزشی، روش های تدریس، محتوای آموزشی، آموزش خلاقیت و نوآوری و قابلیت ها و توانایی های معلمان است. در فاز کمّی، با انجام تحلیل عاملی تأییدی، 8 عامل از 102 عامل شناسایی شده حذف و مابقی عوامل تأیید شدند؛ ازاین رو می توان نتیجه گرفت که عوامل فردی، خانوادگی و عوامل مرتبط با فرایند آموزش دانش آموزان، ازجمله عوامل مؤثر در پرورش خلاقیت و نوآوری به شمار می روند. با توجه به فراوانی بیشتر کدها و تعداد مقوله های فرعی عوامل مرتبط با آموزش دانش آموزان، کنترل و بهبود شاخص های این عامل تأثیرات چشمگیری در پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دارد.
طراحی مدلی برای شناخت شخصیت تاریک رهبری در وزارت آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
15 - 30
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : با گسترش مطالعات رهبری، نقش ویژگی های تاریک شخصیت مانند خودشیفتگی، ماکیاولیسم و روان پریشی خفیف در مدیریت سازمانی بیش از پیش برجسته شده است. این تحقیق با هدف ارائه مدلی برای شناخت شخصیت تاریک رهبری در وزارت آموزش و پروش انجام شده است. روش شناسی پژوهش : به لحاظ روش اجرا و گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی است، برای ساختن مدل از روش کیفی تحلیل تماتیک(تم) بهره گرفته شد. سپس جهت تعیین روایی ابعاد مدل از روایی محتوایی CVR و S-CVI استفاده گردید. جامعه آماری مطالعه پژوهش را اساتید دانشگاه و مدیران اجرایی وزارت آموزش و پروش کشور به عنوان پانل متخصصان(خبرگان) تشکیل داده است. نمونه گیری به صورت گلوله برفی بوده و از طریق مصاحبه با 16 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل گردید. یافته ها : 45 مضمون پایه و 14 مضمون اصلی در قالب 6 دسته از مضامین فراگیر احصاء شد که عبارتند از: 1-ماکیاولیسم(سوء استفاده از قدرت و بی قیدی اخلاقی)، 2- خودمحوری(خودشیفتگی و خودخواهی)، 3-سایکوپات(روان پریشی و بی رحمی استراتژیک)، 4- دیگرآزاری(سادیسم و کینه توزی)، 5- بدبینی سیستماتیک (بی اعتمادی بنیادین به دیگران، ادراک تهدید دائمی و مدیریت مبتنی بر کنترل شدید) و 6- قدرت طلبی افراطی(کنترل مطلق و سرکوب مخالفان، تقدس سازی از خود و جایگاه رهبری و تمایل به حفظ قدرت طولانی مدت). نتیجه گیری: اعتبارسنجی مدل مستخرج انجام، روایی و پایایی مدل مستخرج مورد تائید قرار گرفت و پس از بحث و تفسیر و نیز مقایسه با پیشینه تحقیق پیشنهاداتی کاربردی ارائه شد.
شناسایی و اعتباریابی الگوی "مدرسه یادگیرنده هوشمند" مبتنی بر تلفیق یادگیری انسانی و فناوری در عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
80 - 107
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی و اعتباریابی الگوی "مدرسه یادگیرنده هوشمند" مبتنی بر تلفیق یادگیری انسانی و فناوری در عصر دیجیتال بود. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از منظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت محتوایی کیفی – کمی بود. در بخش کیفی از روش نظریه داده بنیاد، و در بخش کمی از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. داده های کیفی به دست آماده از فرآیند مصاحبه با روش اشتراوس و کوربین در قالب کدهای باز، محوری و انتخابی، و داده های کمی گردآوری شده از پرسشنامه 71 گویه ای محقق ساخته، در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری در بخش کیفی، 25 نفر از سرگروه های درسی و معلمان سرآمد و در بخش کمی 1070 نفر از معلمان شاغل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1404-1403 ناحیه یک اردبیل بودند. که در بخش کیفی و تا دستیابی به اشباع نظری از روش نمونه گیری هدفمند، و در بخش کمی نیز از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. یافته ها : در بخش کیفی، 71 کد باز، 17 کد محوری و 6 کد انتخابی مدل نهایی مدرسه یادگیرنده هوشمند را تشکیل دادند. و در بخش کمی نیز نتایج نشان داد، مقوله محوری به عنوان یک عامل کلیدی در تحلیل شرایط عِلّی با ضریب مسیر (628/0B=، 044/18T:) و همچنین تأثیرات قوی و معناداری از راهبردها بر سایر ابعاد، به ویژه در ارتباط با عوامل مداخله گر (328/0B=، 968/7T= ) و شرایط زمینه ای (527/0B=، 630/10T:) وجود دارد. این نتایج تأکید بر اهمیت راهبردها در شکل دهی به پیامدها دارند (510/0B=، 427/13T:). بحث و نتیجه گیری: این پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت تلفیق یادگیری انسانی و فناوری بر بهبود کیفیت آموزشی در الگوی مدرسه یادگیرنده هوشمند است.
Strategies to Improve the Cognitive competencies of Primary school principals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
66 - 82
حوزههای تخصصی:
This study was carried out to develop a framework for enhancing the cognitive abilities of elementary school principals. The grounded theory (GT) theory strategy was utilized. The participants consisted of university professors during the academic year 2023-2024. These individuals were selected through purposive sampling and were interviewed, ensuring that the process reached saturation with a total of 25 participants. There are five main components to improving the cognitive skills of elementary school principals, and there is a total of 22 key concepts. Cognitive Empowerment involves Mindfulness; Self-awareness; Self-improvement; Psychological improvement; Strengthening the social brain and self-development. Strengthening the cognitive competencies of school principals focuses on the Promotion of cognitive knowledge; improving cognitive competencies and improving cognitive skills. Implementing a Competency-oriented evaluation system involves establishing performance evaluation centers; Modifying and providing standard cognitive criteria; Objectifying and operationalizing the cognitive indicators of school principals. Providing Financial and non-financial Support for Principals includes Promotion of the rank of expert school principals; Merit-based payment system; Encouraging competent principals; Appropriate foundation for increasing cognitive competencies; Supportive environment &atmosphere and facilitating rules and regulations. Merit-based selection in recruiting and hiring involves the Appointment of competent ministers; Succession planning and recruiting and hiring expert and efficient principals.
شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی، از نوع مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.
تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
171 - 215
حوزههای تخصصی:
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.