فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در دوره پهلوی دوم، نشریات و روزنامه ها به عنوان ابزارهای کلیدی در آموزش و تربیت عمومی در ایران عمل کرده و معلمان و اساتید حوزه تاریخ و آموزش آن مقالاتشان را در این نشریات منتشر می کردند. هدف از این پژوهش کشف یافته ها و مسائل تدریس تاریخ در مدارس ایران در دوره پهلوی دوم است و پرسش اصلی پژوهش بر این مبناست که چالش ها و راهکارهای تدریس تاریخ در این دوره بر اساس دیدگاه نشریات چه بوده است؟ در این راستا 29 مورد مقاله از 11 نشریه مرتبط با تدریس تاریخ در بازه زمانی 1330 تا 1357 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که عدم توجه به فلسفه تاریخ، کمبود برنامه ریزی در تدوین محتوای درسی و عدم تخصص معلمان، ازجمله عوامل اصلی ناکامی تدریس تاریخ بودند. این مشکلات منجر به بی علاقگی دانش آموزان به درس تاریخ و عدم شناخت صحیح از هویت ملی گردید. همچنین نشریات به ارائه راهکارهایی برای بهبود تدریس تاریخ پرداخته و بر تغییر نگرش به تاریخ، تأکید بر حقیقت جویی، بی طرفی و استفاده از فناوری های آموزشی تأکید کردند. پیشنهاد هایی مانند تدریس تاریخ از طریق مجسم سازی، برگزاری بازدیدهای علمی از موزه ها و تأکید بر قهرمانان واقعی تاریخ به عنوان روش های مؤثر در جذب توجه دانش آموزان مطرح شد. این یافته ها نشان دهنده نیاز به بازنگری در برنامه های آموزشی و محتوای درسی برای تقویت هویت ملی و بهبود تدریس تاریخ در مدارس ایران بوده و هست. همچنین مشخص شد که چالش ها ریشه در اجتماع و سیاست داشته و صرفاً محدود به آموزش نمی شد.
بررسی اکتشافی چالش های شناختی و عاطفی انتقال دانش آموزان از دوره ی ابتدایی به متوسطه و نقش آن بر افت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتقال دانش آموزان از یک دوره تحصیلی به دوره ی دیگر، یکی از رویدادهای چالش برانگیز به حساب می آید که می تواند عملکرد تحصیلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.مطالعه حاضر با هدف شناسایی چالش های شناختی و عاطفی در انتقال دانش آموزان به دوره متوسطه و تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی انجام گرفته است. روش پژوهش ترکیبی از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه اول شهرستان بابل بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد ۳۰۰ به عنوان نمونه انتخاب شد اند. در بخش کیفی نمونه با ۱۴ نفر به اشباع نظری رسیده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که براساس نتیجه مصاحبه تهیه شده است. نسبت روایی محتوایی پرسشنامه بالای 75. و پایایی آن 80. بوده است. نتایج پژوهش نشان داد چالش های اجتماعی، آموزشی، روانشناختی و خانوادگی مهمترین چالش های دانش آموزان در انتقال به دوره ی متوسطه بوده است و چالش اجتماعی در مدارس دولتی و چالش آموزشی و خانوادگی در مدارس سمپاد بالاتر از حد میانگین بوده است. و اختلاف معناداری در چالش روانشناختی بین مدارس وجود نداشته است. از طرفی بین نمره چالش های دانش آموزان در این دوره و عملکرد تحصیلی همبستگی منفی وجود دارد.
پیش بینی اثربخشی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی آنان
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اثربخشی معلمان یکی از مهم ترین عوامل در بهبود کیفیت نظام آموزشی به شمار می رود و شناسایی عوامل مؤثر بر آن می تواند نقش بسزایی در ارتقای عملکرد مدارس داشته باشد..هدف از انجام این مطالعه، پیش بینی اثربخشی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی آنان بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی (485 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه آماری حدود 215 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری خوشه ای بود. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد وفاداری سازمانی آدام لیندگرن (۲۰۰۴)، اخلاق کاری اسلامی علی الکاظمی (2007) و اثربخشی معلم چو و بولی (۲۰۰۷) استفاده شده است. روایی صوری پرسشنامه ها با تایید اساتید و پایایی با آلفای کرونباخ که بترتیب 833/0، 872/0 و 806/0 محاسبه گردید، مورد تایید قرار گرفت. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون تحلیل رگرسیون و تی گروه های مستقل و نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی هر دو با اثربخشی معلمان رابطه مثبت و معنادار داشته و توان پیش بینی کنندگی مناسبی دارند. همچنین، اثربخشی و اخلاق کار اسلامی بین معلمان زن و مرد تفاوتی نداشت، اما در وفاداری سازمانی تفاوت معناداری مشاهده شد. در مجموع، ترکیب وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی قادر به پیش بینی اثربخشی معلمان ابتدایی نورآباد ممسنی است. نتیجه گیری: وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی نقش مهم و مؤثری در ارتقای اثربخشی معلمان ابتدایی دارند و می توانند به طور معناداری آن را پیش بینی کنند. همچنین، جنسیت در اثربخشی و اخلاق کار اسلامی تفاوتی ایجاد نمی کند، اما در وفاداری سازمانی اختلاف معنادار میان زنان و مردان مشاهده شد. به طور کلی، تقویت وفاداری سازمانی و ترویج ارزش های اخلاق کار اسلامی می تواند به بهبود عملکرد و اثربخشی معلمان منجر شود.
بررسی وضعیت کارشناسان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی از نظر مؤلفه های سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
121 - 128
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی وضعیت کارشناسان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران از نظر مؤلفه های سلامت روان به صورت توصیفی تحلیلی در سال 1403-1402 انجام شد. جامعه مورد پژوهش را تمامی کارشناسان آموزشی که در دانشکده های تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به کار بودند، تشکیل دادند. در این مطالعه روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود که 50 نفر از کارشناسان آموزش واجد شرایط وارد مطالعه شدند. در خصوص جمع آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و از روش میدانی ابزار پرسشنامه استفاده شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه دموگرافیک و پرسش نامه 28 گویه ای وضعیت سلامت روان(GHQ) بود. پس از مراجعه به دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران و جمع آوری داده ها، پاسخ ها و نتایج مورد تجزیه و تحلیل فرار گرفت. برای توصیف داده ها از میانگین، انحراف معیار، فراوانی و برای تحلیل استنباطی از آزمون شاپیرو ویلک جهت بررسی توزیع داده ها از لحاظ نرمال بودن برای آزمون فرضیات پژوهش از آنالیز کوواریانس استفاده شد. تمامی آنالیزها توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که سلامت روان کارشناسان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فشارهای شغلی، تعاملات اجتماعی، حمایت های سازمانی و ویژگی های فردی قرار دارد. در حالی که عملکرد اجتماعی در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد، اما اضطراب و نشانه های جسمانی ناشی از استرس در میان کارکنان قابل توجه است. علاوه بر این، درصدی از کارشناسان نیز علائم افسردگی را تجربه می کنند که می تواند در بلندمدت بر عملکرد سازمانی آن ها تأثیرگذار باشد.
بررسی تطبیقی برنامه درسی هنر مدارس ابتدابی ایران و فنلاند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 15
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه شباهت ها و تفاوت های برنامه درسی هنر دوره ابتدایی در ایران و فنلاند بود. به این منظور، با استفاده از روش تطبیقی، تفاوت و شباهت های آموزش هنردر دو کشور بررسی شد. اطلاعات مورد نیاز برای پاسخگویی به پرسش ها از طریق وب سایت رسمی مجموعه های تخصصی، منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر در دو کشور گردآوری شد.این پژوهش از ُبُعد هدف ،کاربردی و از نوع کیفی است که با روش توصیفی-تحلیلی و به کمک الگوی بِرِدی در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل برنامه درسی هنر دوره ابتدایی در کشورهای جهان و نمونه آماری آن با توجّه به روش نمونه گیری هدفمند، برنامه درسی هنر دوره ابتدایی در ایران و فنلاند است. عمده ترین نتایج این پژوهش پس از مقایسه شباهتها و تفاوتهای موجود در سه عنصر اهداف، محتوا وروش های تدریس برنامه درسی هنر در کشور ایران و فنلاند، نشان می دهد که شباهت ها و تفاوتهای قابل ملاحظه ای میان برنامه درسی هنر دوره ابتدایی هر دو کشور وجود دارد. شباهت ها بیشتر در محتوا و تفاوتها بیشتر در اهداف و روشهای تدریس دیده می شود. همچنین، تحلیل یافته های این پژوهش نشان می دهد در حوزه عمل یا اجرای برنامه درسی هنر دوره ابتدایی، فاصله زیادی بین ایران و فنلانددر عناصرِ بررسی شده، دیده می شود .
The Effectiveness of Problem-Solving Training on Cognitive Fatigue and Executive Functions of Students with Math Disorders
حوزههای تخصصی:
Mathematical disorders, which are rooted in genetic factors and central nervous system dysfunction, can cause cognitive and psychological processing disorders. This study aims to determine the effectiveness of problem-solving training on executive functions and mental fatigue in female students. This study is a quasi-experimental design with a pre-test and post-test with a control group. The statistical population includes female students in the first year of high school in Miandoab city in the academic year 1401-02, from which 40 people were selected as a sample based on the available method and randomly assigned to two control and experimental groups. The research tool includes Coolidge's executive functions, 2002 version, differential or diagnostic tasks (Sedak and Kafta), and a problem-solving training protocol. SPSS 25 software was used to analyze the data. Results were shown that problem-solving training significantly affects executive functions (F=16.35, P< 0.00) and reduces cognitive fatigue (F= F=21.75, P< 0.00) in students. Therefore, problem-solving training as a strong capacity can reduce fatigue and increase executive functions.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی بر تفکرانتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی دانش آموزان انجام گرفت. رویکرد پژوهش کمی و از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان مهریز بود که با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، دو گروه 15 نفری به عنوان گروه آزمایش و کنترل انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه مهارت های ﺗﻔکﺮ ﻧﻘﺎدانه کﺎﻟیﻔﺮﻧیﺎ (ﻓﺮم ب)، خودکارآمدی رایانه ای مورفی،کوور و اوون (1989) و باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991) بود. پرسشنامه ها دارای روایی از نوع محتوا بودند و میزان آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی، خودکارآمدی رایانه ای و باورهای انگیزشی به ترتیب «728/0، 816/0 و 894/0» به دست آمد و پایایی تایید شد. داده های حاصل از پرسشنامه با نرم افزار spss مورد پردازش و تحلیل قرار گرفت. تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، 47درصد تفاوت دو گروه در متغیرهای وابسته مربوط به مداخله آزمایشی بود. تحلیل کواریانس تک متغیری نیز نشان داد، «آموزش سواد اطلاعاتی» بر ارتقای تفکر انتقادی (5/24درصد)، خودکارآمدی رایانه ای (8/37درصد) و باورهای انگیزشی (6/32درصد) تاثیر معنی دار داشت (p<0.05). بنابراین با توجه به تاثیر معنی دار آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی، پیشنهاد می شود، در قالب مداخلات آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت، مهارت های فوق را به نوجوانان آموزش دهند و آنها را برای زندگی در دنیای اطلاعاتیِ امروز آماده سازند.
بررسی و شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
95 - 115
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروهای متخصص در صنعت ریلی، لزوم توجه به کیفیت یادگیری و عوامل مؤثر بر آن در تربیت کارکنان آینده این صنعت انکارناشدنی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری و آموزش و طرح راهکارهایی به منظور افزایش و بهبود آن در دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن است. جامعه آماریْ دانشجویان در حال تحصیلِ دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که درنهایت 132 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه به دست آمده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بررسی شدند. روایی محتواییِ پرسش نامه را تعدادی از استادان و متخصصان این حوزه انجام دادند. پایاییِ گویه های پرسش نامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکّب بررسی شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 74/0 به دست آمد. برای بررسی درستیِ روابط درنظرگرفته شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده کردیم. مهم ترین نتایج نشان داد که هر پنج عامل «آشنایی و رضایت از رشته»، «یادگیری عملی»، «امکانات و فضای آموزشی»، «کیفیت آموزش» و «عادات مطالعه» در مدل مفهومی درنظر گرفته شده دارای رابطه ای معنادار با سازه اصلی، یعنی کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان، بودند. درعین حال، عامل «آشنایی و رضایت از رشته» بیشترین و، در مقابل، «عامل امکانات و فضای آموزشی» کمترین سهم را در کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان داشتند. در پایان، راهکار های افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان را، به ویژه دانشجویان دانشکده راه آهن که به عنوان مطالعه موردی در تحقیق حاضر بررسی شدند، مطرح کرده ایم.
دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
170 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش حیاتی در بهبود روش یادگیری و فرآیندهای آموزشی ایفا می کند. با انجام پژوهش هایی در این زمینه کاربردهای هوش مصنوعی بیشتر آشکار می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف کلی دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش بصورت کیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری پژوهش را 12 نفر(3 نفر زن و 9 نفر مرد) از اساتید دانشگاه های دولتی در تهران و کرج بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارmaxqda نسخه 22 انجام گرفت. اعتباریابی اطلاعات با استفاده از کنترل اعضا و چک کردن از طریق شرکت کنندگان و نیز بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات و خودبازبینی محقق انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی 4 مقوله اصلی یعنی(تسهیل در یادگیری و کسب مهارتها، تولید محتوای آموزشی هوشمند، شخصی سازی کردن آموزش، تسهیل در ارزشیابی آموزشی) و 56 زیر مقوله فرعی شد. نتیجه گیری و پیشنهادها: با توجه به کاربردهای مهم هوش مصنوعی در آموزش به اساتید دانشگاهها توصیه می شود که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کنند. چرا که استفاده ازهوش مصنوعی یک نیاز اساسی جهت به روز شدن دانشجویان از حیث مطالب آموزشی و کیفیت در یادگیری و همچنین دسترسی به مطالب آموزشی می شود. نوآوری و اصالت : بررسی همه جانبه استفاده از هوش مصنوعی در تدریس از دیدگاه اساتید در این تحقیق، رویکردی نو به شمار می رود. همچنین می تواند راه گشای اساتید در بهره مندی از هوش مصنوعی در تدریس و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.
بازخوانی تجارب زیسته معلمان پایه دوم دوره ابتدایی از موانع تدریس هدیه های آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت دینی نقش اساسی در شکوفایی فطرت و رشد تربیت دینی انسان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از موانع تدریس کتاب هدیه های آسمان پایه دوم ابتدایی بود. این تحقیق با رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 1403-1404 به تدریس مشغول بودند. از روش نمونه گیری هدفمند ملاکی برای انتخاب 21 معلم استفاده شد و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. فرایند مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و در مصاحبه نوزدهم تکرار داده ها مشاهده گردید، اما برای اطمینان بیشتر دو مصاحبه دیگر نیز انجام شد. معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سه سال سابقه تدریس در پایه دوم ابتدایی و تدریس در این پایه در سال جاری بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش استرابرت و کارپنتر (2003) صورت گرفت. برای افزایش روایی پژوهش، از بازخورد همتایان و بازبینی یافته ها توسط اعضاء استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی پایایی تحقیق، از یادداشت برداری دقیق و مفصّل، بررسی دقیق داده ها هنگام پیاده کردن استفاده شد. موانع عمده در چهار مقوله اصلی شامل موانع مرتبط با معلمان، موانع مرتبط با دانش آموزان، موانع مرتبط با اولیای دانش آموزان و موانع مرتبط با محتوای کتاب درسی شناسایی شدند که این مضمون ها به 21 زیرمضمون تقسیم گردیدند. از پیشنهادهای این پژوهش می توان به فصل بندی کتاب، کاربردی تر کردن مطالب، استفاده از روش های فعال تدریس، کاهش نقش معلم و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری اشاره کرد.
واکاوی تجارب دانشجویان کارورزی رشته الهیات از فرآیند فرم (ج) کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درس کارورزی (3) یکی از دروس دانشگاه فرهنگیان است که در آن دانشجو باید از طریق روش سازنده گرا و فرم (ج) تدریس کند. اهمیت و ضرورت این پژوهش چگونگی و کارآیی این فرم برای رشته الهیات است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی بوده است. جامعه آماری 27 نفر از دانشجویان درس کارورزی (3) دانشگاه فرهنگیان بودند. یافته های پژوهش در قالب 145 کدگذاری باز، 38 کدگذاری محوری و 5 کدگذاری انتخابی عوامل مؤثر، موانع، راهکارها، عوامل زمینه ای و پیامدها بیان شده است. ازجمله موانع مداخله گر عبارت است از فراگیر نبودن فرم (ج) برای همه دروس، محدودیت زمان کلاس درس و نبود فرصت کافی برای اجرای کامل مراحل فرم (ج)، بالا بودن حجم زیاد مطالب، مناسب نبودن برای مفاهیم انتزاعی، عدم همکاری لازم مدیران و معلمان راهنما و آشنا نبودن معلم راهنما با فرم (ج) و ایجاد مشکلات، ذهنیت منفی دانش آموزان در مورد معلم دینی، سختی انطباق مطالب با روش های جدید و فعال تدریس. پیامدها نیز عبارت است از افزایش مشارکت دانشجویان، ایجاد علاقه مندی دانش آموزان، رشد خلاقیت دانش آموزان و تغییر نگرش دانش آموزان، تسهیل انتقال مطالب زیاد و سنگین به دانش آموزان، افزایش دقت و زمان بندی در تدریس، نظام مند شدن فرایند تدریس، کم شدن فشار روانی و استرس تدریس، نجات از متکلم وحده بودن معلم و تعامل بهتر دانش آموزان.
Comparative Analysis of Cooperative Versus Hybrid of Cooperative Competitive Learning Approaches on EFL Learners' Writing Complexity, Accuracy, and Fluency(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
71 - 83
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental study investigated the comparative effects of two instructional approaches – cooperative learning and a hybrid model integrating cooperative and competitive elements – on English as a Foreign Language (EFL) learners' writing proficiency. Participants (n = 23) were female EFL learners aged 16 to 45 (Mage = 30.5) selected through convenience sampling and homogenized based on their Preliminary English Test scores. Participants were randomly assigned to one of two experimental groups. Both groups received pre- and post-tests. The experimental groups received instruction using either a cooperative learning approach or a hybrid approach incorporating both cooperative and competitive elements. Repeated Measures ANOVA was employed to analyze the data. Results indicated that the hybrid approach significantly outperformed the cooperative learning approach in enhancing learners' writing complexity, accuracy, and fluency. These findings suggest that integrating competitive elements within a cooperative framework can significantly improve EFL learners' writing proficiency, offering valuable pedagogical implications for educators and materials developers.
استفاده از استعاره های شناختی در تدریس و تاثیر آن بر درک دانش آموزان: یک مطالعه ی مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
37 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از استعاره های شناختی در فرایند تدریس و نقش آن در ارتقای درک مفاهیم آموزشی توسط دانش آموزان، با روش مرور نظام مند و رویکرد روایتی بر مبنای چارچوب سیلوا انجام شده است. روش: این مطالعه به روش مرور نظام مند و روایتی انجام شد. داده ها با جستجوی هدفمند در پایگاه های Google Scholar، ScienceDirect و نورمگز، بر اساس کلیدواژه های مرتبط با استعاره های شناختی در آموزش، گردآوری شد. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده بین سال های 2000 تا ۲۰۲۳ بود. پس از غربالگری چندمرحله ای شامل حذف مقالات نامرتبط و تکراری، ۲۲ مقاله منتخب بر اساس معیارهای ورود و هم راستایی با اهداف پژوهش انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی بر اساس رویکرد موضوعی انجام شد تا مضامین اصلی استخراج و مقالات در شش محور موضوعی طبقه بندی شوند: نقش استعاره های شناختی در یادگیری، تأثیر زمینه های فرهنگی، طراحی هدفمند استعاره ها، ارتباط با سواد دیجیتال، کاربرد در مفاهیم محاسباتی، و تقویت تفکر خلاق. یافته: نتایج تحلیل ها نشان داد که استفاده هدفمند، خلاقانه و متناسب با محتوای درسی از استعاره های شناختی می تواند تأثیر قابل توجهی در تسهیل فهم مفاهیم پیچیده، افزایش انگیزش یادگیری و تعمیق مشارکت شناختی دانش آموزان داشته باشد. نتیجه گیری: بر این اساس، طراحی آموزشی مبتنی بر استعاره و توانمندسازی معلمان در بهره گیری از آن، گامی مؤثر در بهبود کیفیت تدریس و یادگیری به شمار می رود.
چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
49 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
193 - 212
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
تجارب زیسته معلّمان از طرّاحی و ارزیابی تکالیف دانش آموزان ابتدایی: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:تحقیق حاضر، با هدف بررسی تجربه زیسته معلّمان از طرّاحی و ارزیابی تکالیف دانش آموزان ابتدایی، به تحلیل پدیدارشناختیِ انگاره آنان پرداخته است.روش :در این پژوهش برای رسیدن به اهداف، با استفاده از رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی، به تحلیل عمیق تجربه زیسته معلّمان ابتدایی در سال تحصیلی1404_1403پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش،معلّمان مقطع ابتدایی بوده اند. مصاحبه شوندگان این پژوهش، از طریق روش نمونه گیری گلوله برفی از میان معلّمان مقطعِ ابتداییِ شهرِ تهران، انتخاب شده اند. در جمع آوری داده ها، از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، استفاده شده است. اخذ مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشته است. تحلیل داده ها با روش پنج مرحله ای جیورجی، انجام شده است. یافته ها:با تحلیل تجارب زیسته معلّمان و دسته بندی و کدگذاری داده ها، پنج مضمون اصلی، ویژگی های تکلیف، چگونگی ارتباط والدین با دانش آموزان، تفاوت دانش آموزان و ادراک آنان پیرامون تکالیف و چالش های معلّمان در طرّاحی تکالیف شناسایی شده و همچنین برای هر یک از این پنج مضمون اصلی، مضامین فرعی نیز احصاء شده است. معلّمان، ویژگی های تکلیف مفید را حجم مناسب تکلیف و متنوّع بودن آن و چالش های مربوط پیرامون تکالیف، تعداد زیاد دانش آموزان و زمان کوتاه معرّفی کرده اند.معلّمان بیان داشتند که نوع برخورد دانش آموزان، بسته به محیط خانوادگی و تجارب یادگیری گذشته آنان متفاوت است. از دیدگاه معلّمان، دانش آموزان در فرآیند انجام تکالیف، مسئولیّت پذیر شده، مستقل بار آمده و عادت مطالعه در آنان نهادینه می شود.نتیجه گیری:یافته های این تحقیق بیانگر این است که تکالیف، زمانی که به درستی طرّاحی و مدیریّت شوند، می توانند ابزار مفیدی برای یادگیری باشند؛ با این حال، نگرانی های واقع بینانه ای در مورد حجم و کیفیّت تکالیف وجود دارد. پیشنهاد می شود تا در جهت کیفیّت بخشی به تکالیف دانش آموزان، سیاست های جدیدی اخذ نموده و در بحث آموزش معلّمان در امر طرّاحی تکالیف تصمیمات جدیدی گرفته شود..
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of the Interplay between Professional Commitment and Academic Burnout(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
61 - 70
حوزههای تخصصی:
Abstract Since student L2 achievement is the primary objective of all language education contexts, a huge number of inquiries have explored the role of various elements including teachers’ qualities in promoting their L2 achievement. Teachers’ qualities, such as professional commitment, have been shown to affect students’ achievements; however, some factors such as academic burnout seems to play a role in disturbing teachers’ commitment, even though the association between two concepts is not crystal clear. Due to the importance of commitment and burnout, this qualitative research intends to systematically uncover Iranian EFL teachers’ perceptions towards the dynamic interaction between academic commitment and burnout. To this end, a sample of 50 EFL teachers from high schools and language institutes of Urmia, Iran was selected based on the convenience sampling and they were interviewed to express their perceptions towards different types of commitment (to school organization, to the teaching profession, and to students) they experienced, the role of burnout and its relationship between professional commitment and burnout level. Based on the thematic analysis, the results indicated that teachers in both high schools and private institutes were aware of three types of commitment and they believed in the negative interplay between the two concepts. The majority of the participants indicated that they feel stressed and anxious due to the heavy workload and low salary that resulted in limited opportunities for professional development.
تحلیل احادیث تعلیم باب هُدی از منظر حکمرانی دانش و آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احادیثی با مضمون تعلیم باب هدی و معلم خیر که در روایات اسلامی وجود دارد، ظرفیت بالایی جهت توشه برداری در راستای سامان بخشی به حکمرانی دانش و آموزش دارد. تحلیل و بررسی روایات تعلیم باب هدی که قرابت مضمونی فراوانی با تعلیم خیر دارند، علاوه بر اثبات مطلوبیت تعلیم هدایت آمیز، مُهر بطلانی بر حکمرانی سکولار در حیطه علم و تعلیم و ایده فراغت دانش از ارزش هستند. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی استنباطی به بررسی این احادیث از منظر حکمرانی دانش و آموزش بپردازد. پس از غربال حجّیت محور این روایات، مطالب فراوانی در راستای تکمیل پازل حکمرانی، از ادلّه معتبر قابل اصطیاد است. برخی از دلالت های استنباط شده بدین قرار است: جهت گیری کلان فضای تربیت، انگیزه بخشی جهت ورود باذلانه به عرصه تعلیم هدایت آمیز، توجه به ظرفیت ابزارهای نوین جهت نشر مضاعف دانش، بازبینی و کشف مولفه های صحیح ارزیابی معلمان، پرهیز از ذهن گرایی محض در جوامع علمی و فرهنگ سازی عمومی آموزش هادیانه.
Narrative of Authentic Love and Alienation in Wang Anyi’s The Destination
حوزههای تخصصی:
This essay undertakes a critical investigation of Wang Anyi’s short story, The Destination , employing Erich Fromm’s humanist psychoanalysis to elucidate the complex interplay between societal transformation, the erosion of authentic love, and the resulting existential anxieties within the context of contemporary Chinese modernity. The analysis focuses on the protagonist, Chen Xin, and his return to a radically transformed Shanghai, a disorienting architectural and bureaucratic maze that disrupts historical continuity. This spatial disorientation, the essay argues, mirrors Chen Xin’s strained familial ties, which exemplify Fromm’s notion of alienated pseudo-love, wherein genuine emotional intimacy is replaced by commodified social exchanges operating under the pressures of a state-capitalist regime. Fromm’s contrast between a way of life focused on owning and controlling things, versus one that emphasizes being present, growing as a person, and forming meaningful relationships, reveals a subjectivity caught between the pressure of inherited ideologies and the basic human need for love, care, and real emotional connection in a globalized and increasingly commodified society.
بررسی مؤلفه های داخلی معماری و اولویت بندی بر اساس تأثیر در هیجان کاربر در فضای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
7-24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی عناصر داخلی معماری در کلاس درس آموزشی است که در هیجان دانش آموزان مؤثر است و ممکن است باعث ارتقای کیفیت یادگیری شود. این هدف در راستای کیفیت بخشی به فضای کالبدی کلاس درس از طریق پرداخت به موضوع هیجان است. پژوهش حاضر به جهت ماهیت کیفی و بر اساس روش گردآوری داده توصیفی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسش نامه به روش دلفی انجام گرفته است. به این صورت که با مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش و استخراج مؤلفه ها آغاز شده و با نظر کارشناسان به تأیید رسیده و بر اساس میزان تأثیرگذاری اولویت بندی شده است. نخست، با به کارگ یری نظر کارشناسان با استفاده از روش دلفی، هفده مؤلفه داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر مستخرج از مبانی نظری و ادبیات موضوع شناسایی و تأیید شد. سپس این مؤلفه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل و با روش آزمون فریدمن اولویت بندی شدند. در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های پژوهش با تأیی د تأثیر ع وامل محیطی بر هیجان نش ان می ده د، ۳ مؤلفه «نور»، «رنگ» و «صدا»، دارای بیشترین اهمیت از بین ۱۷ مؤلفه داخلی معماری تأثیرگذار تأیید شده از طریق کارشناسان در هیجان کاربرد در کلاس درس است که اهمیت محیط کالبدی برای برانگیختن هیجان مثبت در کاربر فضای آموزشی و بهبود تجربه یادگیری دانش آموز را نشان می دهد.