فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس درگیری تحصیلی فرد-موقعیت تدوین شده برای دانشجویان توسط آلونسو-تاپیا، مرینو-تجدور و هورتاس (2022)، انجام شد. در این مقیاس چهار مولفه شناختی، رفتاری، هیجانی و عاملیت در پنج موقعیت تحصیلی برای دانشجویان ارزیابی شد. جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی ورودی سال های 1398 تا 1401 دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه الزهرا بودند؛ که پس از درخواست همکاری از همه آن ها، 362 دانشجو در پژوهش شرکت کردند. برای گرداوری داده ها از سه مقیاس درگیری تحصیلی فرد-موقعیت برای دانشجویان آلونسو-تاپیا، مرینو-تجدور و هورتاس (2022)، مقیاس درگیری تحصیلی ریو (2013) و مقیاس اهمال کاری تاکمن (1991) استفاده شد. پس از گردآوری داده ها، سه مدل تحلیل عاملی تاییدی شامل مدل تک عاملی، مدل مرتبه دوم و مدل سلسه مراتبی چند صفتی ارزیابی شد و مدل چند صفتی در مقایسه با سایر مدل ها، دارای برازش بهتری بود. به عبارت دیگر، مدل درگیری تحصیلی و مولفه هایش تحت تاثیر موقعیت های یادگیری خاصی که دانشجویان با آن مواجه می شوند، برازش بهتری با داده های دانشجویان داشت. در بررسی روایی همگرا و واگرا، مقیاس درگیری تحصیلی (ریو، 2013) همبستگی مثبت و معنادار و مقیاس اهمال کاری (تاکمن، 1991) همبستگی منفی و معنادار با مقیاس درگیری تحصیلی فرد-موقعیت برای دانشجویان داشت. ضریب پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ و امگا مک دونالد به ترتیب 871/0 و 875/0 به دست آمد. در مجموع، مدل درگیری تحصیلی و مولفه هایش تحت تاثیر موقعیت های یادگیری خاصی که دانشجویان با آن مواجه می شوند، برازش بهتری با داده های دانشجویان داشت
نقش میانجی گری انگیزش تحصیلی در پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان بر اساس خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی گری انگیزش تحصیلی، در پیش بینی درگیری تحصیلی دانش آموزان، براساس خودکارآمدی و خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان پایه ششم ابتدایی است. روش ها: شرکت کنندگان شامل 322 نفر (164 پسر، 158 دختر) از دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی نواحی چهارگانه شهر شیراز هستند که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و مقیاس خودکارآمدی تحصیلی پاتریک، هیکس و ریان (1997)، پرسشنامه خوش بینی تحصیلی اسچنن- موران و همکاران (2013)، پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو و تسنگ (2011) و مقیاس انگیزش تحصیلی هارتر (1981) را تکمیل کردند. جهت آزمون فرضیه های پژوهش، از شیوه تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که متغیر خودکارآمدی تحصیلی و خوش بینی تحصیلی، اثر مستقیم معنی داری بر درگیری تحصیلی دارد. علاوه بر این، انگیزش تحصیلی، در رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و خوش بینی تحصیلی با درگیری تحصیلی، نقش واسطه ای دارد. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج پژوهش حاضر، نقش میانجی انگیزش تحصیلی، در رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی و خوش بینی تحصیلی با درگیری تحصیلی را مورد تأیید قرار داد که تلویحات نظری و کاربردی یافته ها به بحث گذاشته شد. به لحاظ نظری، این پژوهش را می توان گامی در جهت گسترش دانش موجود، درخصوص درگیری تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن دانست. با استفاده از شیوه نامه های آموزشی مناسب و مدون در زمینه خوش بینی و خودکارآمدی تحصیلی، به ارتقای انگیزش و درگیری تحصیلی دانش آموزان کمک بیشتری صورت خواهد گرفت.
اثربخشی آموزش مبتنی بر روش CORE بر درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
1 - 11
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین اثربخشی آموزش مبتنی بر روشCORE بر درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی است. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم مقطع ابتدایی شهرستان رومشکان بود. از میان جامعه آماری تعداد 30 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش تحت آموزش کور در طی 8 جلسه 45 دقیقه ای قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (2013) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس یک متغیری ANCOVA استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر روش کور بر افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی تأثیر معناداری دارد. لذا علاوه بر روش های آموزشی رایج می توان برای پیشرفت یادگیری و علاقه مند کردن فراگیران به تحصیل از روش کور استفاده کرد.
بررسی اثربخشی روشهای حسی چندگانه و مداخله شناختی رفتاری بر خودانضباطی و خودسنجی دانش آموزان دختر نارساخوان 9 تا 10 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
205 - 190
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: این پژوهش با هدف بررسی روش های حسی چندگانه و مداخله شناختی رفتاری بر خودانضباطی و خودسنجی دانش آموزان دختر نارساخوان 9 تا 10 سال انجام گرفته است. روش ها: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور، دانش آموزان نارساخوان 9 و ۱۰ساله شهر رزن در سال تحصیلی 1402-1401، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند که از طریق غربالگری با چک لیست نارساخوانی و آزمون هوش، تعداد 45 نفر به شکل هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش، 10 جلسه یک و نیم ساعته مورد آموزش قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. ابزار مورداستفاده این پژوهش، آزمون اختلال خواندن سلیمی تیموری (1386)، آزمون هوش ریون (1390)، پرسش نامه خودانضباطی زندکریمی (1390) و پرسش نامه خودسنجی زندکریمی (1390)، بود. یافته ها: برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش در تحلیل داده ها نشان داد، روش های حسی چندگانه بر خودانضباطی و خودسنجی تأثیر معنی دار داشته است. همچنین مداخله شناختی رفتاری بر خودانضباطی و خودسنجی تأثیر معنی دار داشت. نتیجه گیری: در همین راستا به نظر می رسد که مربیان و والدین باید در کلاس های معمول خود بر کودکان نارساخوان توجه داشته و برای اثربخشی بهتر از روش های حسی چندگانه و مداخلات شناختی رفتاری در آموزش خود استفاده نمایند.
مقایسه ابعاد تفکر آینده نگر در کودکان با و بدون اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۹۲)
۱۲۸-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به ضرورت شناسایی تفکر آینده نگر در کودکان دچار اختلال یادگیری برای ارائه آموزش های مناسب به آنان، هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد تفکر آینده نگر در بین کودکان مبتلا به اختلال یادگیری و کودکان عادی بود. روش: روش پژوهش حاضر، روش علّی- مقایسه ای بود. جامعه پژوهش شامل تمام دانش آموزان دختر و پسر دارای اختلال یادگیری در پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بودند که در سال تحصیلی 1402-1401 شهرستان بهبهان و 80 کودک به عنوان نمونه انتخاب شدند (40 نفر عادی و 40 نفر مبتلا به اختلال یادگیری) برای گردآوری داده ها از مقیاس تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی (2020) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد کودکان دارای اختلال یادگیری در میانگین نمره های پس انداز و صرفه جویی (312/68F=)، حافظه آینده نگر (644/60F=)، آینده نگری رویدادی (914/111F=)، برنامه ریزی (481/112F=) و به تأخیر انداختن لذت (536/29F=) با گروه عادی تفاوت معناداری دارند. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که کودکان دارای اختلال یادگیری دچار ضعف در ابعاد تفکر آینده نگر هستند که به آموزش و تقویت شدن در این زمینه نیاز دارند.
ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یاد گیری چندفرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۷
109 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش این تعارضات، به شناسایی عوامل مؤثر و راهکارهای کاهش آن ها می پردازد تا عملکرد معلمان در چنین محیط هایی بهبود یابد. روش: این پژوهش از نظر روش آمیخته، بخش کیفی سنتزپژوهی و تحلیل تِم مصاحبه با خبرگان و بخش کمی آزمون معادلات ساختاری برای تناسب سنجی مدل بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که تعداد 24 مفهوم اولیه در قالب 5 مفهوم یا مضمون اصلی از 17 مقاله از پیشینه تجربی شناسایی با توجه به نتایج مصاحبه 21 مولفه در قالب 3 عامل استخراج شد سپس در نهایت عوامل استخراج شده از منابع کتابخانه ای جدول و نظرات اساتید و خبرگان به ترتیب مرتب و موارد تکراری و مشابه حذف شد که نهایتا تعداد 38 مفهوم اولیه (شاخص)، 6 تِم و مضمون اصلی (آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامه های درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط آموزشی، توسعه مهارت های حل تعارض و آموزش و توانمندسازی) در قالب عوامل موثر در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی شناسایی و تعیین شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج عوامل متعددی در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی تأثیر دارند. این عوامل شامل آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامه های درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی، توسعه مهارت های حل تعارض و آموزش و توانمندسازی معلمان هستند. به ویژه، آمادگی فرهنگی معلمان به آن ها کمک می کند تا تفاوت های فرهنگی دانش آموزان را بهتر درک و مدیریت کنند.
رویکرد اطلاعاتی آنتروپی شانون در تحلیل محتوی برنامه درسی علوم تجربی
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف تحلیل برنامه درسی علوم تجربی پایه ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری وارک با رویکرد آنتروپی شانون انجام پذیرفته است. بنابراین روش پژوهش کمی و از نوع تحلیل محتوی است. جامعه آماری شامل کل عناصر برنامه درسی علوم تجربی پایه ششم ابتدایی که با استفاده از روش کل شماری تمام عناصر از جمله اهداف، محتوی، روش تدریس و ارزشیابی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای انجام تحلیل محتوا ابتدا چک لیست مناسبی تهیه و در اختیار اساتید حوزه برنامه درسی و روانشناسی تربیتی قرار گرفت و شاخص ها مورد تغییر و تعدیل قرار گرفت که پس از تایید، چک لیست به تأیید 6 نفر از متخصصین حوزه مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی نیز رسید. برای تجزیه و تحلیل از روش آنتروپی شانون استفاده گردید. با توجه به تحلیل داده های به دست آمده از بررسی میزان توجه برنامه های درسی علوم تجربی ششم ابتدایی به سبک های یادگیری به نظر می رسد که در برنامه درسی(هدف، محتوا، روش و ارزشیابی) ششم ابتدایی سبک دیداری در رتبه اول قرار دارد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت سبک ارجح در برنامه های درسی علوم تجربی ششم ابتدایی سبک دیداری است.
طراحی برنامه درسی علوم دوره ابتدایی برمبنای واقع گرایی استعلایی باسکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
365 - 394
حوزههای تخصصی:
: این مقاله براساس پژوهشی است که هدف آن، طراحی یک برنامه درسی علوم برای دوره ابتدایی، بر مبنای فلسفه واقع گرایی استعلایی [1] باسکار است. این مطالعه به روش استنتاجی و برمبنای واقع گرایی هستی شناختی، نسبی گرایی معرفت شناختی و عقلانیت داوری به عنوان هسته مرکزی واقع گرایی استعلایی، انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که اهداف آموزش علوم شامل بهبود تصورات دانش آموزان از ماهیت علم، پرورش تفکر انتقادی، پرورش تفکر خلاق، پرورش مهارت های فرایندی و توجه به فراورده های علم است. در انتخاب محتوا برای این برنامه، قابلیت جرح و تعدیل دانش علمی و اهمیت حقایق علمی، هم زمان درنظر گرفته می شود. در این برنامه، یادگیری فرایند ساخت دانش توسط دانش آموز و مبتنی بر دانش قبلی وی و در تعامل اجتماعی اتفاق می افتد و در دنیای واقعی، معنا می یابد. در این فرایند، معلم نقش تسهیل کننده را دارد. همچنین ارزیابی از آموخته های دانش آموزان فرایندی نظام مند، کل نگر و مکمل یادگیری محسوب می شود. [1] Transcendental Realism
گونه شناسی تدریس باکیفیت در نظام آموزش عالی: مطالعه سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
193 - 220
حوزههای تخصصی:
تدریس در نظام آموزش عالی نقش اساسی دارد. این مطالعه با هدف بررسی و شناسایی مؤلفه ها و تعیین فراز و نشیب های تدریس باکیفیت در نظام آموزش عالی در بین مطالعات انجام شده، است. با توجه به اهداف آموزش عالی در تأمین نیروی انسانی متخصص، نیاز به اصلاح در روش های تدریس باکیفیت در دانشگاه ها احساس می شود که هدف پژوهشگر در این مطالعه، بررسی مؤلفه ها (شاخص ها) و ارائه گونه هایی از تدریس باکیفیت در نظام آموزش عالی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با توجه به روش اجرا، مرور سیستماتیک تلقی می شود. جامعه آماری، پایگاه های مطالعاتی است که از جوانب مختلف به این موضوع در آموزش عالی در 24 سال اخیر پرداخته اند. بر اساس معیارهای ورودی، 30 مقاله فارسی و 28 مقاله انگلیسی، وارد مطالعه شدند که در نتیجه 18 مؤلفه از این مقالات بدست آمد. پس از تحلیل مؤلفه های تدریس باکیفیت در آموزش عالی، پدیدار شد که این مؤلفه ها در 3 دسته (گونه) کلان تر جا گرفته شده است که این گونه ها شامل: گونه های متمرکز بر کلاس، فراگیر و انسان منتقد برای تدریس باکیفیت در آموزش عالی است. با بررسی مطالعات داخلی و خارجی به فراز و نشیب های هر یک از گونه ها در طول زمان توجه شده است که نشان داد در مطالعات خارجی، مؤلفه های (مصادیق) گونه های تدریس باکیفیت در آموزش عالی از اهمیت یکسانی برخوردار هستند.
شناسایی عوامل موثر در انتخاب رشته علوم انسانی: تاملی بر روایت های دوران تحصیلی ام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل موثر در انتخاب رشته علوم انسانی است. متناسب با این هدف، روش روایت پژوهی از نوع خودشرح حال نویسی استفاده شد. منبع گردآوری داده های این تحقیق، خاطره ها و روایت های دوران تحصیل محقق بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد. در مجموع چهار مضمون اصلی (عوامل آموزشی، فردی، خانوادگی و محیطی) و 19 مضمون فرعی در دو محور شناسایی شد. یافته ها در بخش عوامل موثر قبل و حین انتخاب رشته شامل عدم تعلق به مدرسه، نقش معلمان، تاثیر نمرات درسی، هدایت تحصیلی، کسب نتایج موفق، برخورداری از استعداد ادبی، ترس از شکست، هدفمندی، علاقه و رغبت، حمایت و پشتیبانی، سوابق تحصیلی و آینده نگری شغلی بود. هم چنین در بخش عوامل مرتبط پس از انتخاب رشته، کسب نتایج موفق، دریافت بازخورد مثبت، تشکیل هویت، کاهش انگیزه، شک و تردید، رضایت والدین، انتظارات بالا و برداشت نادرست بدست آمد که بیانگر پیامدهای مثبت و منفی این انتخاب بوده است.
تأثیر برنامه آموزش ریاضی بر اساس راهبردهای تلفیقی روبین فوگرتی بر یادگیری ریاضی دانش آموزان پایه چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
106 - 87
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش ریاضی بر اساس راهبردهای تلفیقی "روبین فوگرتی" بر یادگیری درس ریاضی دانش آموزان پایه ی چهارم انجام گرفته است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی دانش آموزان پسر پایه ی چهارم منطقه ی 5 شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود؛ که با روش نمونه گیری غیرتصادفی و در دسترس، یک مدرسه انتخاب و از آن مدرسه دو کلاس پایه ی چهارم به صورت تصادفی به عنوان گروه کنترل و آزمایش انتخاب شدند. دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل هر کدام 31 نفر بودند که بر اساس وضعیت تحصیلی و خانوادگی این دو گروه نیز همتا شدند. طرح پژوهش با رویکرد کمّی از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و با ابزار آزمون ریاضی محقق انجام گرفت. محاسبه ی نتایج حاصل داده های این پژوهش با تحلیل کوواریانس، مبیّن این نکته بود که تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در یادگیری ریاضی وجود دارد. علاوه بر آن استفاده از این نوع برنامه ی آموزش ریاضی در ثبات یادگیری ریاضی در دانش آموزان در طول زمان نیز مؤثر بوده است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت آموزش ریاضی بر اساس راهبردهای تلفیقی روبین فوگرتی بر یادگیری و ثبات آن در درس ریاضی دانش آموزان پسر پایه ی چهارم اثربخش بوده است.
اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر سرمایه روان شناختی بر مؤلفه های سرمایه روان شناختی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان نوجوان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
21 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی سرمایه روان شناختی به شیوه مشاوره گروهی بر سرمایه روان شناختی و اشتیاق تحصیلی و مؤلفه های این دو متغیر در دانش آموزان دختر نوجوان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر نوجوان در رنج سنّی 13 تا 18 سال شهر سمنان در سال تحصیلی 1399-1398 بود. از میان آنها 24 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه در شرایط یکسان و با استفاده از پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) و اشتیاق تحصیلی پینتریچ و همکاران (1991) ارزیابی شدند و گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش سرمایه روان شناختی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده گردید. یافته ها نشان داد که آموزش سرمایه روان شناختی باعث افزایش نمره کل سرمایه روان شناختی (58/0 η2= , 77/29 F=) و اشتیاق تحصیلی (44/0η2= , 64/16F=) با سطح معناداری 01/0 می شود. نتایج نشان داد آموزش سرمایه روان شناختی نه تنها مؤلفه های این متغیر، بلکه اشتیاق تحصیلی را افزایش می دهد.
جایگاه سواد رسانه ای در کتاب های درسی دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
117 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه سواد رسانه ای در کتاب های درسی دوره متوسطه اول انجام شد. رویکرد پژوهش، کمّی و روش پژوهش، تحلیل محتوا بود. جامعه پژوهش، همه کتاب های درسی دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از میان آنها 15 کتاب شامل کتاب های تفکر و سبک زندگی، مطالعات اجتماعی، آمادگی دفاعی، پیام های آسمان، فارسی و کار و فناوری پایه های هفتم، هشتم و نهم به دلیل تناسب با موضوع به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات چک لیست محقق ساخته شامل 5 مؤلفه و29 زیرمؤلفه سواد رسانه ای بود. برای بررسی روایی، چک لیست تهیه شده به تأیید پنج نفر از صاحب نظران رسید و برای تعیین پایایی از روش توافق ارزیابان استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با روش آنتروپی شانون و آمار توصیفی انجام شد. نتایج به دست آمده نشان داد در کتب درسی پایه هشتم بیش از دیگر پایه ها به مؤلفه های سواد رسانه ای توجه شده است. همچنین از میان ابعاد سواد رسانه ای، بعد نظری سواد رسانه ای دارای بیشترین فراوانی (41 درصد) و رژیم مصرف رسانه ای دارای کمترین فراوانی (5/1 درصد) بود و بر اساس نتایج حاصل از آنتروپی شانون، زیرمؤلفه آسیب های رسانه، بیشترین ضریب اهمیت را در کتاب های دوره اول متوسطه داشت. نتایج پژوهش حاکی از توجه نامتوازن به ابعاد سواد رسانه ای در کتب دوره متوسطه اول است؛ از این رو چگونگی توزیع مؤلفه های سواد رسانه ای در این دوره نیازمند بازنگری می باشد.
کیفیت زندگی مادران کودکان ناشنوا: تجربه زیسته با رویکرد پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
213 - 250
حوزههای تخصصی:
داشتن فرزند دارای ناتوانی ممکن است بر سلامت روانی والدین، به ویژه مادران تأثیر منفی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی کیفیت زندگی مادران نوجوانان با آسیب شنوایی بر اساس رویکرد پدیدارشناسی بود. طرح پژوهش حاضر بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل مادران دارای نوجوانان با آسیب شنوایی شهر رشت در سال 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 10 نفر از مادران این گروه از نوجوانان می شد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن فرزند با آسیب شنوایی شدید، سن 35 تا 50 سال، سطح سواد والدین از راهنمایی تا کارشناسی و شرکت داوطلبانه در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و داده ها با روش کلایزی تحلیل شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در هشت مقوله اصلی تحت عنوان چرخه هیجان، عوامل مربوط به والدین، ماهیت آسیب شنوایی، مسائل حاد بیرون از خانواده، نگرانی مربوط به تصمیم های مهم دوران جوانی، تجربه موفقیت های کوچک، آموزش و آگاهی و داشتن هدف در زندگی طبقه بندی شدند. همچنین 25 مقوله فرعی استخراج شد. بر اساس یافته های این مطالعه، مادران دارای فرزند با آسیب شنوایی نگرانی های متعددی را تجربه می کنند و ممکن است به کیفیت زندگی آن ها آسیب بزند؛ بنابراین لازم است در برنامه های توان بخشی به ابعاد هیجانی، احساسی و وضعیت روان شناختی این مادران نیز توجه شود.
بررسی محتوای پیام های قرآنی در کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول بر اساس مؤلفه های عاطفه مثبت و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
101 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ بررسی محتوای پیام های قرآنی در کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول براساس مؤلفه های عاطفه مثبت و رضایت از زندگی بود. روش پژوهش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮا بوده و ﺑﺎ ﺗﺤﻠﯿﻞ واﺣﺪﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از چک لیست ﻣﺤﻘﻖ ﺳﺎﺧﺘﻪ، ارزﯾﺎﺑﯽ مؤلفه های عاطفه مثبت و رضایت از زندگی، ﻣﯿﺰان ﮐﺎرﺑﺮد اﯾﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮ در شکل گیری ﻣﺤﺘﻮای ﮐﺘﺎب مورد نظر از دیدگاه محتوای پیام های قرآنی انجام شد. با توجه به ماهیت موضوع مورد بررسی و اهداف، این پژوهش از نوع توصیفی بوده و از لحاظ کاربرد، از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش تحلیل محتوا شامل کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول (9 جلد کتاب درسی متوسطه اول در سال تحصیلی 1400-1401 در سه عنوان پیام های آسمانی، پیام های آسمانی کتاب کار و قرآن) است. ﻧﺘﺎﯾﺞ نشان می دهد که کتاب های درسی به مؤلفه های شادکامی پرداخته اند، اما بین میزان توجه به هر یک از مؤلفه های شادکامی تفاوت وجود دارد. به طوری که مؤلفه عاطفه مثبت دارای بیشترین فراوانی و ضریب اهمیت بوده و کمترین میزان فراوانی و ضریب اهمیت مربوط به مؤلفه رضایت از زندگی است. علاوه بر این، بین میزان توجه به هر یک از شاخص های شادکامی تفاوت وجود دارد، به طوری که شاخص رابطه با خدا، دعا، نیایش و خندان بودن و تبسّم در برخورد با دیگران، دارای بیشترین فراوانی و ضریب اهمیت بوده و کمترین میزان فراوانی و ضریب اهمیت مربوط به شاخص امید به آینده و شوخی و شوخ طبعی با دیگران است.
بررسی روش های تدریس فعال برای درس زبان انگلیسی دوره متوسطه
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: زبان به عنوان توسعه یافته ترین ابزار ارتباطی در مرکز توجه قرار دارد. تدریس زبان انگلیسی به عنوان یک زبان میانجی و پرکاربرد در جهان همواره حائز اهمیت بوده است. در شرایط کنونی و با توجه به پیشرفت تکنولوژی آموزش، طراحی فضایی متناسب برای یادگیری و مطابق با روش های نوین آموزش، به عنوان عوامل و مولفه های محیطی، امری مهم در تعلیم و تربیت می باشد. روش های تدریس فعال تاثیر مهمی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارند و تعامل، مشارکت و انگیزه دانش آموزان در این گونه روش ها بیشتر خواهد بود. تعامل و مشارکت فرایندی اجتماعی است که بر روابط متقابل بین افراد و محیط اجتماعی آنها تمرکز دارد. روش ها : روش پژوهش کیفی از نوع سنتزپژوهی است که برای نگارش آن از 6 مرحله سنتزپژوهی کمک گرفته شده است. برای یافتن منابع مرتبط با موضوع پژوهش از کلیدواژه های انگلیسی، تدریس، تدریس فعال، دوره متوسطه، زبان استفاده شد. همچنین از پایگاه های اطلاعاتی پرتال جامع علوم انسانی، پایگاه اطلاعات علمی(SID)، magiran،sciencedirect ، noormags، google scholar، civilica، ieeexplore 46 مقاله و 2 کتاب مورد استفاده قرار گرفته اند. یافته ها: هدف از این پژوهش بررسی روش های تدریس فعال برای درس زبان انگلیسی دوره متوسطه می باشد. نتیجه حاصل از این پژوهش 4 مولفه اصلی و 8 مولفه فرعی بود.. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که روش های تدریس فعال برای درس زبان انگلیسی در دوره متوسطه کارآمد بوده و باعث بهبود فرایند آموزش کلاسی می شود.
جستاری بر مؤلفه های سازنده دانش محتوایی تربیتی(PCK) در آموزش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف هدف مطالعه حاضر تأملی بر دانش محتوایی تربیتی در آموزش جغرافیا بوده است تا نظر به نوپا بودن این نوع دانش در ادبیات تعلیم و تربیت، مؤلفه های سازنده آن دانش را با مروری بر ادبیات علمی مربوطه شناسایی و تبیین نماید. روش ها این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بوده و روش پژوهشی مورد استفاده در این مطالعه جستار نظرورزانه است. در مطالعه جستار نظرورزانه پژوهشگر جمع بندی شخصی خود از دانش و تجربیات در یک حوزه را به دیگران منتقل می نماید؛ از این رو در این مطالعه نیز پژوهشگر پس از مطالعهٔ کتابخانه ای، جستار نظرورزانه ای در خصوص دانش محتوایی تربیتی داشته و مؤلفه های سازندهٔ آن را شناسایی و آن ها را در حوزه آموزش جغرافیا تبیین و تشریح نموده است. تأییدپذیری یافته ها از طریق مرور همکاران انجام پذیرفته است. یافته ها: نتایج این مطالعه برشماری مؤلفه های سازنده دانش محتوایی تربیتی در چهار بخش دانش مخاطب، دانش تخصصی، دانش برنامه ریزی درسی و دانش شخصی است. نتیجه گیری: برای دانش تخصصی 5 پرسش، دانش مخاطب 7 پرسش، دانش برنامه ریزی درسی 5 پرسش و برای دانش شخصی 3 پرسش و مسأله شناسایی شده است تا با معرفی مسائل و سؤالات پژوهشی بالقوه مؤلفه های سازنده دانش محتوایی تربیتی آموزش جغرافیا، زمینه پژوهش های بیشتری در این حوزه فراهم گردد.
طراحی و اعتباریابی بسته یادگیری داستان سرایی دیجیتال برند شخصی برای دانشجویان تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
210 - 232
حوزههای تخصصی:
زمینه: در دنیای پر رقابت کسب وکار هر کس بتواند روایتی جذاب تر از خود و توانایی های حرفه ای اش به اشتراک بگذارد، آینده شغلی خویش را تضمین کرده است. حال، داستان سرایی دیجیتال برند شخصی می تواند این مهم را تحقق بخشد. هدف: هدف این پژوهش طراحی بسته یادگیری مبتنی بر مدل داستان سرایی دیجیتال برند شخصی برای دانشجویان تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی و اعتباریابی آن بود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد، گردآوری داده ها از طریق مصاحبه صورت گرفت و به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه پژوهش تمامی متخصصان و اساتید در حوزه برندسازی شخصی بودند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی بود. اعتباریابی بسته یادگیری از طریق بررسی روایی محتوایی انجام گرفت و ابزار گردآوری داده ها جهت اعتباریابی پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که چارچوب بسته یادگیری مبتنی بر مدل یادگیری داستان سرایی دیجیتال برند شخصی شامل 8 جلسه می باشد که 4 بعد و 15 مؤلفه مدل یادگیری داستان سرایی برند شخصی را پوشش داده است. این بسته مبتنی بر پرسشنامه CVR و CVI تکمیل شده توسط متخصصان از روایی محتوایی مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری:نتایج نشان داد که بسته یادگیری داستان سرایی دیجیتال برند شخصی برای دانشجویان به عنوان ابزاری جامع و قدرتمند می تواند در اشتغال یابی و توسعه حرفه ای دانشجویان آموزش عالی مورد استفاده قرار گیرد.
تبیین عوامل بهروزی سازمانی معلمان آموزش و پرورش دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
48 - 68
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: افزایش بهره وری نیروی انسانی، یکی از مهم ترین مسائل دهه جدید است؛ بنابراین سیاست های سازمانی جدیدی در نظام های آموزشی شکل گرفته که یکی از آن ها توجه به بهروزی سازمانی است. هدف پژوهش حاضر تحلیل تجارب زیسته آموزگاران ابتدایی از عوامل و مفاهیم بهروزی سازمانی در نظام آموزش و پرورش بود.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش به شیوه کیفی و از نوع تحلیل مضمون انجام شد. با روش نمونه گیری هدفمند و مصاحبه عمیق با 20 آموزگار ابتدایی، داده ها به اشباع رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA 12 انجام شد. جهت اعتباریابی از ملاک های چهارگانه گوبا و لینکن (1985) استفاده شد.
یافته ها: یافته ها در قالب 4 گروه رضایت، ارزش ها، رضایت از کار و انگیزاننده های کار و 13 مضمون اصلی طبقه بندی شدند: "رضایت ذهنی"، "رضایت روانشناختی"، "رضایت اجتماعی"، "ارزش روانشناختی"، "ارزش اجتماعی"، "ارزش معنوی"، "ارزش ذهنی"، "رضایت از شرایط کار"، "رضایت از ارتباطات"، "رضایت از محتوای کار"، "انگیزاننده های اقتصادی"، "انگیزاننده های اجتماعی" و "انگیزاننده های سازمانی".
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بهروزی شغلی آموزگاران ابتدایی تحت تأثیر رضایت شغلی، ارزش ها و انگیزاننده های درونی و بیرونی بود. چالش های عمده شامل رویکرد مصرف گرای دولت به آموزش، کاهش منزلت معلمان و عدم عدالت آموزشی و مالی بود. راهکارها شامل برقراری عدالت آموزشی و مالی، بازگرداندن منزلت معلمان، تمرکززدایی و ایجاد سیستم تشویقی مناسب بود. ارتقای منزلت و شخصیت معلمان برای بهبود کارایی آن ها ضروری است.
اثربخشی درمان مبتنی بر فیلیال تراپی همراه با بازی های رایانه ای بر اختلال استرس پس از سانحه در کودکان 10-8 سال زلزله دیده استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۱)
49 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف اثر بخشی درمان فیلیال تراپی به همراه بازی های رایانه ای برکاهش میزان علائم اختلال استرس پس از در کودکان -١٠ ٨ سال زلزله ١ سانحه ٢ دیده استان کرمانشاه بود. فیلیالتراپی نوعی روش بازی درمانی خانواده محور است که از بازی به عنوان وسیله ای برای کمک به والدین و کودکان استفاده میکند تا بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، روی مشکلات شان کار و روابط شان را قوی تر کنند (اوکانور١٩٩٧،). روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان دارای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه ناشی از زلزله و ساکن مناطق مختلف زلزله زده استان کرمانشاه، درنیمه اول سال ١٣٩٧ بودند. از میان آنها ٢٤ نفر که دارای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه بودند، به روش نمونه گیری دردسترس وارد پژوهش شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل، اختصاص یافتند. گروه آزمایش، ٨ جلسه فیلیالتراپی همراه با بازی های رایانه ای دریافت کردند؛ در حالی که افراد گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه چک لیست اختلال استرس پس از سانحه بود (ودرز، هومن، هوسکا و کین ١٩٩٤؛ گودرزی، ١٣٨٢). یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، درمان فیلیالتراپی به همراه بازی های رایانه ای درکاهش شدت علائم اختلال استرس پس از سانحه در کودکان مذکور، در تمامی ابعاد به طور معنی داری مؤثر بوده است (٠/٠٥>P). نتیجه گیری: بر اساس پژوهش حاضر، میتوان نتیجه گرفت فیلیالتراپی به همراه بازیهای رایانهای به مثابه یک روش درمانی کمکی و اثربخش برای کاهش علائم اختلال استرس پس از سانحه در این کودکان میباشد. با وجود این، تعمیم این تاثیر به پژوهش های بیشتری نیاز دارد.