معنابخشی به نفس اماره بالسوء در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی از طریق استعاره انسان انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
41 - 54
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه لیکاف و جانسون، انسان انگاری یک شیء یا یک مفهوم انتزاعی، بدیهی ترین نوع از استعاره های هستی شناختی است که به وسیله آن، مخاطب به شناخت درستی از اشیای بی جان و مفاهیم انتزاعی دست می یابد. شاعران عارف نیز برای کمک به شناخت مخاطبان و تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی آنان از مفاهیم انتزاعی ای مانند نفس اماره بالسوء، از استعاره انسان انگاری بهره برده اند. هدف در این پژوهش نیز بررسی انسان انگاری این نوع نفس در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد در آثار مورد بررسی، انسان انگاری نفس اماره بالسوء، در چهارحوزه ویژگی های اخلاقی– رفتاری، شخصیت های تاریخی– اساطیری، ویژگی های جسمانی و منصب و روابط اجتماعی انجام شده است. سنایی بیشتر ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی انسان را به نفس اماره بالسوء نسبت داده و این نوع نفس، در قالب انسانی شوم، سخن چین، بیمار، بی دین، پست و حقیر به تصویر کشیده شده که کنش مخاطب در برابر آن، آگاه سازی و قطع ارتباط با آن است. در مثنوی نیز حجم بیشتر استعاره انسان انگاری نفس اماره بالسوء در حوزه ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی است. از منظر ویژگی های جسمانی و جنس نیز تأکید مولانا بر زشتی، عیبناکی، بیماری و زن انگاری این گونه نفس بوده است. مولانا برخلاف سنایی، به بعد منصب و روابط اجتماعی کمترین توجه را نشان و از منظر شخصیت های تاریخی– اساطیری منفی نیز نسبت به سنایی، چهره منفی تر و منفورتری از این گونه نفس را به مخاطبان ارائه داده است.