فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
141 - 170
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی، اصطلاحی است که برای شناخت وجود از آن استفاده می کنند. این مفهوم که یکی از مباحث مهم فلسفی است، به شعر نیز راه یافته است؛ چراکه شعر همواره بستری مناسب و مستعد برای فهم آسان تر مسائل فلسفی بوده است. شعر والاترین هنری است که می تواند بیانگر نوع نگاه و جهان بینی شاعران نسبت به زندگی و مسائل مطرح شده در آن باشد؛ به همین دلیل برای کشف افق هستی شناسانه هر شاعر باید به شعر او رجوع کرد. در این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال اساسی هستیم که مفاهیمی مانند «مرگ اندیشی»، «تقدیرگرایی» و «پوچ گرایی» در آسمان اندیشه و هستی شناسی واجد شیرازی، شاعر قرن چهارده خورشیدی چه بازتابی دارند. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین ادعا کرد که واجد، شاعری مرگ اندیش است و مرگ اندیشی را به مخاطبان خود توصیه می کند. او نگاه متناقضی نسبت به مرگ دارد و مرگ را از دو وجهِ خوشایند و ناخوشایند آن مورد توجه قرار داده است. همچنین بر اساس یافته های حاضر، واجد شاعری تقدیرگراست که با وجود اشاره های اندکی که به قدرت اختیار و اراده بشر داشته است، چیرگی و تسلط تفکر جبرگرا در کل اشعارش نمایان است. به دلیل اندیشه های توحیدی و دین گرایانه، واجد نمی تواند به صورت کامل در زمره پوچ گرایان قرار بگیرد؛ اما وجود عواملی چون ناشناختگی راز هستی و شک و تردیدهای فلسفی و دینی، او را به اندیشه های پوچ گرایانه نزدیک کرده است.
تلمیحات هرمنوتیکی در شعر مذهبی معاصر
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
59 - 84
حوزههای تخصصی:
انواع بهره مندی از قرآن و حدیث در شعر گذشته نمود بسیاری داشته و در کتاب های متعددی نیز بررسی شده است؛ اما کاربرد آیات و روایات در شعر مذهبی معاصر از دو جنبه نوآوری دارد و حائز اهمیت است: انتخاب های جدید و رویکردها و فهم ها و تأویل های جدید. در این نوشته، به بررسی رویکردهای متنوع شاعران معاصر پرداخته شده و نشان داده شده که اقسام تضمین و تلمیح شعر معاصر چه نسبتی با گفتمان دین دارند و تا چه اندازه عنصر خیال و برداشت آزاد را در فهم دین دخالت داده اند. برای نشان دادن موارد خاص که خارج از هنجارهای دینی رسمی است، ناچار از منابع غیر رسمی و غیر چاپی مثل وبلاگ و صفحات مجازی استفاده شده است. این به معنای ضعف منابع نیست؛ بلکه لازمه این تحقیق است؛ چرا که این گونه اشعار به احتمال زیاد برای چاپ رسمی مجوز نمی گیرند؛ از سویی هم نمی توان وجود این اشعار و این سبکهای متفاوت فکری را انکار کرد. کلیدواژه ها: شعر مذهبی معاصر، تضمین، تلمیح، هرمنوتیک، تأویل.
Othering Beings and Being’s Other: A Comparative Study of Shakespeare’s Hamlet and Sarah Kane’s 4.48 Psychosis in Terms of Levinasian Ethical Self(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۶, No ۲, Spring ۲۰۲۴
35 - 57
حوزههای تخصصی:
The renaissance and the postmodern era provide two interesting periods for discussion. The renaissance can be viewed as the early modern period prefiguring the contemporary world. Thus, the two aforesaid periods can be connected to one another. This comparative study discusses two works: one from the early modern period and the other from the postmodern world. Shakespeare’s Hamlet (1603) and Sarah Kane’s 4.48 Psychosis (2000) provide the material for a discussion on the treatment of the Other as conceived by the philosophy of Levinas in his Otherwise than Being or Beyond Essence (1978). In the spirit of brevity, the central events of the plays and the most suggestive dialogue are discussed. One of the most pertinent concepts in Levinas’ ideology is responsibility which is required for the transcendence leading to subjectivity. It is concluded that while in Shakespeare the unethical mostly die, thus ending their torment, the fate that awaits Kane’s characters is much more dire; they are left battered and bruised, corporeal shells of Beings, paralyzed in time and unable to transcend Being towards the Other. As such, it is seen that the postmodern treats unethical Beings much harsher compared to the early modern.
مقایسه مشرب عرفانی نجم الدین رازی و علی بن ترکه اصفهانی (با تأکید بر رساله های «عشق و عقل» و «عقل و عشق» (مناظرات خمس))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت دقیق آثار و اندیشه های عارفان اسلامی، بدون آگاهی از سنت و مشرب عرفانی خاص آنان امکان پذیر نیست؛ زیرا نظام اندیشگانی هر عارف برآمده از اصول و مبانی سنت عرفانی و نیز آداب ورسوم مشربِ مربوط به اوست. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با هدف تعیین سنت و مشرب عرفانی حاکم بر دو رساله «عشق و عقل» نجم الدین رازی و «عقل و عشق» (مناظرات خمس) علی بن ترکه اصفهانی، بر پایه معیارهای دو سنت عرفانی اول و دوم، به مطالعه تطبیقی این دو اثر می پردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هر دو عارف، ازنظر غایت و هدف و رویکرد، متأثر از سنت اول عرفانی هستند؛ هرچند در دیگر آثار نجم الدین رازی، نشانه هایی از تمایل او، در این دو زمینه، به سنت دوم، دیده می شود. نجم الدین رازی به کارآمدی عقل در دستیابی به معرفت، اعتقادی ندارد؛ اما نظر علی بن ترکه، عکس اوست. به لحاظ ابزارهای شناخت و کشف معرفت، نجم الدین رازی به سنت اول و علی بن ترکه به سنت دوم تعلق دارد. «عشق»، مفهوم مهم و پُرکاربرد در رساله عشق و عقل است که معنای مدنظر آن در این رساله، به سنت نخست عرفانی نزدیک است. «سکر» و «شطح»، در رساله عقل و عشق نیز، از مفاهیمی است که در هر دو سنت، اشتراک لفظی و معنایی دارد. زبان عرفانی در رساله نجم الدین رازی، از نوع عبارت؛ اما در رساله علی بن ترکه ترکیبی از عبارت و اشارت است.
تبیین خوانش های عرفانی از شعر پایداری (بر اساس رویکردهای نقد خواننده محور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۹۴) ویژه نامه ادبیات انقلاب اسلامی
51 - 72
حوزههای تخصصی:
نقد مؤلّف محور تا پیش از قرن نوزدهم میلادی، با ابتنا بر مشاهده تاریخی و مطالعه «چگونگی/ کیفیّتِ» آثار ادبی، بر آفریننده متن ادبی متمرکز بود. با شروع نهضت ساختارگرایی، رفته رفته نقد مؤلّف محور جای خود را به نقد مخاطب محور داد که بر نقش مخاطب در خوانش و آفرینش متن تأکید داشت. موضوع این مقاله مطالعه و بررسی پژوهش های عرفان محورِ شعر پایداری است. به این منظور، هفت مقاله پژوهشی انتخاب و برمبنای ترکیبی از نظریّه های خواننده محور شامل رویکردهایی چون «خوانش مبتنی بر اعتبار تفسیر»، «خوانش مبتنی بر ایدئولوژی»، «خوانش مبتنی بر افق معناییِ خواننده»، و «خوانش مبتنی بر افق انتظار خواننده» به تبیین آن پژوهش ها اهتمام شد. نتایج نشان می دهد که، در این مقاله ها، پژوهشگران به حذف کامل مؤلّف نمی پردازند و خوانش ها نیز منحصر به هیچ یک از نظریّه های خواننده محور نیست بلکه تلفیقی از آن هاست؛ ضمن آنکه، در خوانش های ایدئولوژیکی، تأثیر ایدئولوژی متن و حتّی تفکّر حاکم بر جامعه نمایان است. در برخی از خوانش ها نیز معناهای حاصل از آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. علّت این اختلافْ افق های انتظار متفاوت پژوهشگران است؛ به گونه ای که این دگرگونی افق ها باعث شده افق های معناییِ متن هم متفاوت باشد.
تقابل های دوگانه در شعرهای عفیف باختری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۲۵
132 - 151
حوزههای تخصصی:
عفیف باختری، از شاعران شناخته شده معاصر افغانستان است که در سال 1341 خورشیدی، در شهر مزار شریفِ ولایت بلخ زاده شد و در سال 1396 خورشیدی، در همان شهر، چشم از جهان پوشید. از او حدود پنج مجموعه شعری به چاپ رسیده و بیشترین شعرهایش در قالب غزل سروده شده اند. باختری، از جمله شاعرانی است که مجموعه های شعری وی، خوانندگان زیادی را در میان جامعه دانشگاهی، به خود اختصاص داده است. هدف اساسی این پژوهش، بررسی چگونگی کاربرد تقابل های دوگانه در شعرهای این شاعر است. ساختارگرایان بر این باورند که بررسی تقابل های دوگانه در متون ادبی، می تواند ما را در فهم بهتر متن یاری رساند و لایه هایی از فکر و اندیشه خالق اثر را باز نماید. بر این اساس، مقاله حاضر با روش توصیفی_تحلیلی و رویکرد ساختارگرایانه، تقابل های دوگانه را در شعرهای عفیف باختری مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. تقابل های موجود در اشعار باختری، در سه سطح کلی واژگانی، ادبی و فکری طبقه بندی و بررسی گردیده اند. نتایج به دست آمده از پژوهش، نشان می دهد که تقابل های واژگانی ضمنی، بیشترین بسامد را در شعرهای باختری دارند و تقابل های دوگانه ادبی، از کمترین بسامد برخوردارند. همین سان، تقابل دوگانه فکریِ شاعر، بیشتر بر حول تقابل مرگ/ زندگی می چرخد و این باعث شده است تا تقابل هایی از نوع غم/ شادی، پاییز/ بهار و اسارت/ آزادی نیز در شعرهایش شکل بگیرند.
An Analytical Overview of Alexander’s Epic (Iskandarnāme) in Persian Literature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
27 - 36
حوزههای تخصصی:
In works revolving around the life of Alexander, the characterization of Alexander is marked by exaggerations and contradictions, as if we are faced with two distinct Alexanders; a wise, just, and prophet-like figure, and a detested, tyrannical oppressor. Conducted by the library method, the present study investigates the description and qualitative content analysis of famous Persian Alexander Epic (Iskandarnāme). While briefly introducing existing Alexander Epics, the study explores the characterization of Alexander besides comparing various texts of the same genre. The analysis reveals that in most of these works, Alexander assumes a mythical, legendary, and sacred persona. In some works, such as Nizami’s Iskandarnāme, Alexander is identified with Dhu al-Qarnayn, while in the mystical works of Jami and Amir Khosrow, he takes on an orphic character. In some works, like Darab Nameh, references to Alexander’s weaknesses are more or less hinted at. Nevertheless, overall, he is depicted as a just and wise monarch, and in some instances, a prophetic figure. Regarding Alexander’s ethnicity, there is no consensus in these works. Among these, two narratives are more noteworthy: some, like Nizami, consider him of Iranian descent, while others view him as from the lineage of the Greek hero Philip.
اندیشه های تعلیمی در نثر صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم و اندیشه های تعلیمی در آثار کهن زبان فارسی به دو صورت مستقیم؛ در قالب پند، موعظه، امر، نهی وغیرمستقیم؛ در پرده داستان و حکایت بیان شده اند. با پیدایش انقلاب مشروطه و پس از آن با توجه به تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی، مفاهیم و اندیشه های تعلیمی جلوه ای متفاوت با دوره های گذشته یافت. در این دوره، به خصوص در آثار منثور زبان -فارسی، مفاهیم تعلیمی بیشتر به صورت غیرمستقیم و تلویحی در لایه های پنهانِ داستان، رمان، طنز و انتقاد اجتماعی به گونه ای تشویقی یا تحذیری آمده اند. صادق هدایت از نویسندگان مشهور این دوره است که در آثار داستانی خویش، با بیان واقعیت ها و انتقاد از اوضاع اجتماعی روزگارش، فضیلت ها، رذیلت ها و رفتارهای متضاد با ارزش های انسانی و اجتماعی را به مخاطبان معرفی می نماید و به صورت غیرمستقیم به آن ها می آموزد که با آگاهی و شعور و پرهیز از رفتارهای نادرست فردی و اجتماعی، مسیر درست رسیدن به مراتب عالیِ انسانی و قله های منیع خوشبختی را بشناسند و به سمت و سوی فضایل اخلاقی و اجتماعی گام بردارند. در این نوشتار، چند نمونه از جلوه های گوناگون مفاهیم و مؤلفه های تعلیمی و چگونگی کاربرد آن ها در آثار صادق هدایت به شیوه تحلیلی - توصیفی مورد بررسی قرارگرفته است.
تحلیل استعاره های مربوط به حوزۀ بیماری و شفا در ناداستان از قیطریه تا اورنج کانتیاثر حمیدرضا صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۱۱
399 - 449
حوزههای تخصصی:
لیکاف ضمن به چالش کشیدن تلقی سنتی از استعاره، بر این نکته تأکید ورزید که پایه تفکر انسان، استعاری است و ذهن انسان به شکل ناخودآگاه برای درک مفاهیم انتزاعی، از امور محسوس بهره می جوید. یکی از مهم ترین زمینه هایی که ذهن و زبان به جای بیان مستقیم، دست به دامن تصاویر استعاری می شود، موضوعات مربوط به حوزه شفا و بیماری است. بیماران، همراهان آنان و حتی پزشکان به دلیل تجارب پیچیده مربوط به بیماری به ویژه بیماری های لاعلاج، خواسته یا ناخواسته از زبان استعاری در این زمینه بهره می جویند. موضوعی که نه تنها در جریان مفاهمه بیمار با دیگران اثرگذار است، بلکه این امکان را نیز فراهم می آورد که با دستکاری در نظام استعاری این حوزه، شیوه مواجهه بیمار و اطرافیان با بیماری نیز اصلاح گردد. درهمین راستا در این پژوهش تلاش شده است تا کتاب «از قیطریه تا اورنج کانتی» که دربردارنده تجربه زیسته حمیدرضا صدر-نویسنده اثر- از بیماری سرطان است، به شیوه تحلیلی-توصیفی و با محوریت تصاویر مربوط به حوزه بیماری و شفا بررسی شود. برای انجام پژوهش تمامی تصاویر مربوط به موضوع با فراوانی 189 تصویر شناسایی شد و ازاین میان 101 نمونه که شامل تصاویر دربردارنده ارزش گذاری ها راوی درباره بیماری بود تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد استعاره های با محوریت بیماری به مثابه دشمن، هیولا، رقابت ورزشی، فرمانده بی رحم، زندان، عنصر گدازنده، اوباش، همدم، عنصر فروبرنده، عنصر لِه کننده، پرتگاه و طوفان به ترتیب، بیشترین فراوانی را در متن دارند. تصاویری که در تمامی آنها تلقی و ارزشگذاری منفی راوی نسبت به بیماریآشکار است. موضوعی که باعث فرسایش هرچه بیشتر روانی و جسمی بیمار شده است.
تحلیل برون همسری در سه منظومه فولکلوریک کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ خرداد و تیر ۱۴۰۳ شماره ۵۶
147 - 191
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و جهان بینی، پایه های موجودیت و شناخت هر جامعه را شکل می دهند که البته این ها هم در اثر عواملی بیرونی چون کوچ جمعی، دین آوری، خشک سالی، جنگ و غیره دگردیسی می یابند. این دگردیسی ها گاهی در درازنای روزگاران به چنان فرجامی دچار می آیند که به فراموشی زیرساخت ها و علل اولیه شکل گیری آن فرهنگ هم منجر می شود. بستری که محمل بازنمود آن زیرساخت ها را در هر فرهنگی فراهم می آورد، روایت های فولکلوریک است که با تحلیل آن ها می توان سرچشمه هایی را بازیافت که در اسناد تاریخی کم تر نشانی از آن ها مانده است. بنا به شواهد تاریخی، فرهنگ مادربرتری در زاگرس پیش از حضور گسترده اقوام آریایی در نجد ایران، پدیده غالب اجتماعی بوده است. چنین پدیده هایی خرده فرهنگ ها و آداب اجتماعی خاصی را با خود می آورد که در سطوح مختلف اجتماعی و ادبی بازنمود می یابد. «برون همسری» از ویژگی های فرهنگ مادربرتری است که می توان نمود آن را در ادب شفاهی کردستان پی گرفت که این جستار با تحلیل محتوای سه روایت شفاهی و مشهور کردی («مم و زین»، «لاس و خزال» و «خَج و سیامند») آن را به شیوه تحلیلی توصیفی به انجام می رساند و نشان می دهد که عامل کنش و درگیری در آن ها حاصل برخورد دو فرهنگ برون همسری و درون همسری است.
Domestic Violence in Allende's Violeta(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Domestic is a term that encompasses intimate partner violence wherever it occurs and in whatever form. Galtung categorizes violence into three types of direct, structural, and cultural violence. The purpose of this article is to analyze Allende's Violeta (2022) based on Galtung's category of violence and Simeon de Beauvoir's feminist theory. This is a qualitative library-based study. Allende presents female characters who are victims of domestic violence at the hands of their husbands, their partners, and not their fathers. There are different types of domestic violence practiced against women and children in the novel due to the patriarchal perspective, culture, norms, and customs. Structural violence makes the role of cultural violence transparent. It is the role of cultural violence that legalizes structural violence. It is concluded that in order to eliminate domestic violence against women, the cultural violence resulting from the patriarchal system must be replaced with a new culture of anti-oppression, non-violence, and mutual understanding toward women.
کنکاشی تطبیقی از التیام روان زخم زیست محیطی در رمان های مراسم لزلی مارمون سیلکو و سووشون سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
49 - 72
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با استفاده از نظریات نقد بوم گرا، رمان های مراسم از لزلی مارمون سیلکو(-1948) و سووشون از سیمین دانشور(1300-1390) از دیدگاه التیام روان زخم ها مورد بررسی قرار گرفته اند. نقد زیست محیطی رابطه میان طبیعت و انسان را در متون ادبی تحلیل می کند. همچنین با به کارگیری رویکرد روان زخم زیست محیطی جایگاه و اهمیت محیط زیست بر روان انسان مورد تاکید قرار می-گیرد. این مقاله با بررسی این رمان ها به چگونگی تاثیر شرایط محیط زیست بر روان انسان در راستای نمود و تجلی رابطه گسست-ناپذیر انسان و محیط زیست می پردازد. در این مقاله مراسم و سووشون به مثابه دو اثر از دو نویسنده نامدار، دغدغه های زیست محیطی سیلکو و دانشور را به تصویر می کشند. نظریات بوم گرایانه ی لارنس بیوئل و همچنین چریل گلتفلتی و هارولد فروم برای تحلیل آثار مورد استفاده قرارگرفته اند. نظریات کتی کاروت پیرامون روان زخم نیز در این مقاله به کار گرفته شده تا نشان دهند چگونه روان زخم ها در زندگی انسان ها و روابطشان با طبیعت دخیل هستند. وجه مشترک قهرمانان سیلکو و دانشور، بهره گیری از خود طبیعت برای درمان و التیام روان زخم هایی است که به واسطه تخریب طبیعت و سرزمین ایجاد گشته اند.
الگوهای مادرانه در آثار زویا پیرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتن از زنان و دنیای درون آن ها، در آثار نویسندگان به ویژه زنان همیشه مورد توجه بوده و به نقش های اساسی زنان و تأثیر آن در زندگی اجتماعی اشاره شده است. همچنین، دغدغه ی اصلی نویسندگان در رابطه با هویت زنان و نقش آن ها در خانواده و به تبع آن جامعه می باشد. در داستان های زنان، معمولاً قهرمانان داستان از میان خود زنان انتخاب می شوند و احساسات، عواطف و تجربیات آنان به تصویر کشیده می شود. از میان نویسندگان زن، زویا پیرزاد (1331) با طرح مشکلات زنان در قالب رئالیسمی اجتماعی می خواهد به جامعه ثابت کند که بین زن بودن و مرد بودن تفاوتی وجود ندارد. به عبارت دیگر؛ زنان نیمی از پیکره ی اجتماع انسانی را تشکیل می دهند که از دیرباز، جایگاه و نقش تأثیرگذاری آنان در خانواده و اجتماع محل بحث بوده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با هدف بیان درون مایه و تأثیرات و الگوی زنان در خانواده توضیح داده شده است. نتایج نشان می دهد که زنان مخلوق پیرزاد در کشمکش دائم با خود، در پی کشف هویت خود هستند.
تحلیل مؤلفه های وجود شناسی برایان مک هیل در رمان سپیده دم ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۸
185 - 211
حوزههای تخصصی:
به طور کلی نظریه های پست مدرنیستی به دو گروه عمده تقسیم شده اند. گروه نخست نظریه های کسانی مانند بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج را در برمی گیرد که فهرستی از مؤلفه های پسامدرنیستی (عدم قطعیت، پارانویا، بی نظمی زمانی و...)ارائه می کنند. درگروه دوم، شاخص ترین نظریه را برایان مک هیل مطرح-کرده است که برای تبیین پسامدرنیسم از مفهوم "عنصرغالب" در فرمالیسم-روسی مددمی گیرد و مشخصه پسامدرنیسم را وجودشناسی(در تباین بودن با معرفت شناسی که عنصر غالب مدرنیسم است) می داند. در راستای تحقق این هدف،ابتدا شگردهاو مؤلفه هایی از رمان سپیده دم ایرانی استخراج و درسه-بخش عناصرداستان، مفهوم، شکل یاصورت موردبررسی قرارمی گیرد؛ سپس براساس نظریه غالب برایان مک هیل که در اصل ویژگی داستان های پسامدرن را طرح مباحث هستی شناسانه می داند، مشخص می شود که این شگردها و مؤلفه ها تا چه حد در برجسته کردن عناصرهستی شناسانه اثر مورد نظر نقش دارند. نتیجه نشان-می دهد که دراین رمان، نویسنده به خوبی از تکنیک چندصدایی، عدم-قطعیّت،اتصال کوتاه،عدم انسجام ذهن وآشفتگی شخصیت هاو...به بهترین شکل بهره گرفته و رمان خود را در کنار آثار پست مدرن قرار داده است.
بن مایه «مرد آویزان» در فرهنگ و ادب عامه و رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های مهمی که در مرحله گذار فرد برای رسیدن به فردیت، در روایات بنیادین جهان دیده می شود، عبور از راهرو پیچ در پیچ افقی یا عمودی (چاه/غار) است؛ تاریک جایی که به سبب دیده نشدن و ناشناختگی پر از ترس و وحشت است؛ هیولاها، مارها و موجودات جهان زیرین در این مکان مسکن دارند و تنها با جنگیدن می توان از آن ها رست. گاه در عمق و بن این مکان ترسناک، موانعی قرار دارد که به ظاهر، پاداش یا هر چیز خوشایند دیگری است، اما همان شیء یا موقعیت با ایجاد تعلیق، خود مرحله ای از آزمون محسوب می شود و گاه مانعی از پیروزی قهرمان خواهد بود. در این مقاله کوشش شده به روش توصیفی تحلیلی، مصادیق تعلیق با الگوی تکرار شونده «مرد آویزان» در ادب عامه و رسمی ایران و جهان، بررسی شود. حاصل کار نشان می دهد این تصویر در ذات مشترک نگرش انسان در مواجهه با دشواری های زیستی ریشه دارد و با توجه به زمان و مکان زیست و نوع انسان، با قدرت در ادبیات، فرهنگ و دین، هنر، سیاست و اقتصاد به حیات خود ادامه داده است. این تصویر، متأثر از تجربه اندوزی از فاجعه بوده که کارکرد ذهن انسان است و به رغم تکامل فرهنگی نوع انسان، از ذهن وی حذف نشده و ابتدا در قالب بن مایه در اساطیر و آیین های مادی بازتاب یافته و در دوران نوتر، با ورود به انواع ادبی رسمی و یا عامه، کارکردی متفاوت یافته و موجد انواع ادبی خاصی شده است.
نقد روان شناختی و جامعه شناختی ذات الدّواهی، شیطانی در لباس عبّاد از هزارویک شب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۵۷
169 - 200
حوزههای تخصصی:
«حکایت ملک نعمان و فرزندانش» یکی از داستان های خواندنی و چند لایه ای از مجموعه هزارویک شب است. داستان در لایه ظاهری اش جنگ بین مسلمانان و مسیحیان را که موضوعی تاریخی است، بیان می کند. ذات الدواهی، شخصیت اصلی زن داستان و مادر شاه مسیحیان، لباس مردان دین را می پوشد، جنسیت و دین خود را مخفی می کند و لشکریان اسلام را فریب می دهد. از دید اجتماعی، داستان بیشتر به مکاری های زنانه وی می پردازد که درنهایت به سزای اعمال خبیثانه اش هم می رسد، اما در لایه پنهانی تر، وقتی از بُعد کهن الگویی به آن بنگریم، داستان بیانگر فقدان آنیما (عنصر زنانه) در جامعه است و گسستگی خودآگاهی و ناخودآگاه جمعی را نشان می دهد که حکمرانی دو پادشاه بر یک اقلیم پایانِ داستان به خوبی این موضوع را تأیید می کند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای است. ذات الدواهی از نظر کهن الگویی «آنیما (مادرمثالی)» منفی است که در قسمت هایی از داستان «نقاب» به صورت می زند و «سایه»های اجتماع را به صورت پررنگ تری نشان می دهد. البته با اندکی تغییر در شیوه نگرش نسبت به نقش و جایگاه شخصیت ها، می توان او را به عنوان «قهرمان کلک» نیز به شمار آورد. ذات الدواهی نماینده زنان جامعه اش است؛ زنانی که ویژگی زنانه شان (عشق) در نظام مردسالار نادیده گرفته شده است و به حاشیه رانده شده اند. درنتیجه، عنصر مردانه (آنیموس) در او فعال شده است و به دلیل ویژگی های آنیموسی، چهره ای انتقام جو، بی باک، سنگدل و دسیسه چین از خود نشان می دهد.
تحلیل و بررسی غیریت سازی در اشعار فدوی طوقان و سپیده کاشانی از دیدگاه نظریۀ گفتمان لاکلائو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی، به بررسی تطبیقی اشعار سپیده کاشانی، شاعر پایداری ایران و فدوی طوقان، شاعر پایداری فلسطین از دیدگاه نظریه تحلیل گفتمانی لاکلائو و موفه می پردازد. شعر پایداری در دهه های اخیر خصوصاً در ایران و فلسطین مورد توجه ویژه واقع شده و رشد کمّی و کیفی قابل ملاحظه ای داشته است. این نوع شعر به دلیل تقابل با جبهه دشمن، تصویری دقیق از دیگری به نمایش می گذارد و مرز خود با دیگری را پررنگ می سازد. نمایش خود و دیگری که عاملی مؤثر در تعریف هویت ملّی است، در اشعار کاشانی و طوقان قابل تأمل است. این پژوهش بر اساس نظریه گفتمان لاکلائو و موفه به این سؤال اصلی پاسخ می دهد که در شعر کاشانی در مجموعه شعر «پروانه های شب» و شعر طوقان در مجموعه «تموز والشیء الآخر»، تاریکی و روشنایی چه نقشی در مرزبندی با دیگری دارد؟ و به این نتیجه می رسد که در شعر مقاومت ایران و فلسطین، اشتراکات مفهومی مرتبط با نور و ظلمت با روش های مختلف ادبی در قالب برجسته سازی، حاشیه رانی و مانند آن نمود یافته و توانسته مرز خود با دیگری را به مخاطب اشعار نشان دهد و از این طریق به تشویق آنان به مبارزه یا دفاع از خود بپردازد.
نقد «هژمونی فرهنگی» در رمان آب نبات هلدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مطالعات فرهنگی» از جمله رویکردهای نوین نقد ادبی است که از ویژگی های بارز آن، می توان به مناقشه بین «فرهنگ متعالی» و «فرهنگ عامه» اشاره کرد. این رویکرد نظری، ادبیات عامه پسند را معرف فرهنگ روزمره می داند. از این رو، نحوه شکل گیری هویت، فرهنگ جنسیتی، آیین های اجتماعی و کارکردهای صنعت فرهنگ را در متون معاصر مطرح کرده، میان ادبیات و جامعه پیوندی عمیق تر برقرار می سازد و به تحلیل کارکردهای ابزاری ادبیات می پردازد؛ به ویژه آن دسته از کارکردها که موجب می شود طبقه حاکم، از ادبیات در جایگاه ابزاری برای کنترل رفتارها و واکنش توده ها وام بگیرد. همین جاست که نظریه «هژمونی فرهنگی» شکل می گیرد و با برنامه ریزی کیفیت تولیدات ادبی، موجب تحکیم بقای حاکمیت می شود. در این میان، آبنبات هل دار اثر مهرداد صدقی، که طبق آمار وبگاه های گوناگون اطلاعات نشریات ایران در جایگاه سرآمد یکی از پنج اثر پرفروش و پرمخاطب داستانی دهه نود ارزیابی شده، از جمله داستان های عامه پسند است که از منظر ساختار هژمونی در مطالعات فرهنگی، می توان به نقد ابعاد گوناگون آن پرداخت. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، درصدد است مشخصه هایی عامه پسند این رمان را بر اساس رویکرد نظری استوارت هال بررسی کرده، آشکار سازد چگونه عنصر طنز در کنار فضاسازی های نوستالوژیک دهه شصت، بازتاب تصاویر خاطره انگیز و خوش از جنگ هشت ساله ایران و عراق و تهمیدات نویسنده به منظور ارائه روایتی مطلوب حاکمیت از جنگ، برخلاف ظاهری رئالیستی اش، خصوصیاتی کاملاً غیررئالیستی به این اثر بخشیده است. در نتیجه، جایگاه اثری که می توان آن را قسمی از ادبیات جنگ نامید، در حد رمانی سرگرم کننده تقلیل یافته است.
تحلیل زیبایی شناسی سبکی شعر «قیصر امین پور»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۳
149 - 176
حوزههای تخصصی:
قیصر امین پور از شاعران مطرح معاصر است که در قالب های مختلف شعر، آثار باارزش و قابل توجهی پدید آورده است. شعرهای او از حیث بلاغی ارزشمند بوده و بر ظرفیت ها و توانمندی های زبان فارسی افزوده است. ایشان ویژگی های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و نیمایی را با شعرهایش تلفیق کرده و یکی از عواملی که در نهایت، باعث برجستگی سبکی اوست، اندیشه های تازه، نوآوری در بلاغت و درک انتظار مخاطبان امروز از شعر است. در این جستار هنرهای ادبی که قیصر امین پور در اشعار خود به صورت خاص و برجسته به کار برده و در تعیین سبک شخصی او نقش دارند، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. پژوهش، براساس نحوه کاربرد مصداق های این شگردهای ادبی در آثار امین پور و ملاحظه دیدگاه های صاحب نظران و دریافت شخصی نگارنده از این هنرهای بلاغی صورت گرفته است. نتیجه کلی مقاله این است که مضمون سازی تازه و بدیع، نمادها و متناقض نماهای ابداعی، آشنایی زدایی های متنوّع و بکر و نوآوری های بلاغی دیگر قیصر امین پور، نقش بسیار مؤثری در زیبایی و تأثیر کلام او دارند و از اصلی ترین ویژگی های سبک اختصاصی ایشان هستند که اشعار او را از شعرهای شاعران دیگر کاملاً متمایز می کنند.
بررسی مضامین حکمی و تعلیمی در دیوان زیب مگسی در قیاس مضامین دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
59 - 86
حوزههای تخصصی:
میرگل محمدخان زیب مگسی از شعرای توانمند و صاحب اندیشه بلوچستان پاکستان است که غالب اشعار وی به تقلید از شاعران کلاسیک ایرانی سروده شده است و در برگیرنده اندیشه های اخلاقی ،تعلیمی ،غنایی و عرفانی است. آنچه به کلام زیب مگسی انسجام بخشیده، انتخاب معانی مناسب و موفق در موضوعات و موقعیت های متفاوت است. هدف از پژوهش پیش رو آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای ذهن و معنا در اشعار میرگل محمد زیب مگسی با استفاده از آمار و نمودار به صورت علمی مورد بررسی قرار بگیرد. براساس بررسی های صورت گرفته شاعر ضمن این که در سرایش اشعار خود به ساختار و صنایع مختلف شعری توجه بسیاری داشته و نوآوری هایی در بحور عروضی و طبع آزمایی هایی در انواع شیوه های شعری از خود نشان داده نه تنها از اندیشه و معنا غافل نبوده بلکه به صورت ظریفی به مفاهیم شعری توجه نشان داده است.در دیوان های وی مضامین تربیتی و اخلاقی بسامد بسیاری دارد و سایر مضامین رایج در شعر وی شامل عناصر عرفانی، عاشقانه، مذهبی، حکمی، پند و اندرز، مدح و ستایش و منقبت به چشم می خورد که حاصل غور و مداقّه وی در دیوان های شعری بزرگان ادب فارسی است. در مقایسه کلی، مضامین اخلاقی حدود 49 درصد اشعار را تشکیل می دهد. پس از مضامین عاشقانه 22 درصد، مضامین حکمی 13 درصد، مضامین عرفانی 9درصد و مضامین دینی 7 درصد مضامین را دارا هستند.