تحلیل مؤلّفه های سوررئالیستی تخیل، تصویر و فضاسازی نمایشی در اشعار هوشنگ ایرانی
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
21 - 40
حوزههای تخصصی:
یکی از مکاتبی که پس از رمانتیسم بیشترین تأثیر را بر مکاتب پس از خود داشته است، مکتب سوررئالیسم است. سوررئالیست ها، تخیل را رهاننده انسان از انتزاع های بزرگ می دانستند. شعر برای آن ها قالبی صوری نبود، بلکه کیفیتی مستقل از طرز بیان آن بود که چون یک فعالیت ذهنی محسوب می شد پس انسان می توانست شاعر باشد بدون اینکه شعر بگوید. آن ها اعتقاد داشتند که راه ورود به فراواقع از طریق خود است. از شاعران معاصر، هوشنگ ایرانی یک اتفاق متفاوت در جریان شعر معاصر فارسی است که با بهره گیری از مؤلّفه های سوررئالیسم توانست از تمام ظرفیت های آن، برای انتقال مفاهیم مورد نظر شعرش استفاده کند؛ مفاهیمی که ممکن است بعد از گذشت چندین دهه، برای مخاطبان شعر فارسی با پرسش ها و تردیدهایی همراه باشد. در خوانش آثار سوررئالیستی نقش تخیل، تصویرسازی و خلق فضاهای نمایشی بسیار حائز اهمیّت است و این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این مؤلّفه ها به عنوان دست افزار شاعر برای خلق مضامین جدید می پردازد. نتیجه نشان می دهد هرچند ایرانی برای انتقال مفاهیم ذهنی خود از ظرفیت های زبان استفاده می کند ولی از آنجا که نوآوری های او با روال طبیعی و تدریجی تحولات هنری همراه نبوده، همواره مخاطب را با پرسش و تردید در پذیرش شاعری او همراه می سازد.