
نامه فرهنگستان
نامه فرهنگستان دوره 23 بهمن و اسفند 1403 شماره 6 (پیاپی 94) ویژه نامه ادبیات انقلاب اسلامی (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
شماری از رباعی سرایان معاصر توانسته اند سنّت های گذشته را با ذوق خود بیامیزند و آثاری ماندگار خلق کنند؛ از این رو قالبی مانند رباعی هم توانسته، در کنار پایبندی به سنّت، بستری برای مدرنیته (نوگرایی) باشد. مدرنیته رویکردی به نو شدن و شیوه ای از اندیشه و احساس است که، در سده های اخیر، به یک جریان مسلّط اجتماعی و فکری تبدیل شده . رباعی سرایان، به شیوه های گوناگون، به نو کردن این قالب اهتمام داشته اند که یکی از آن ها «تحوّل خیال» است. بیژن ار ژن از رباعی سرایان نو گرایی است که گونه گونیِ تصویر در رباعی هایش مشهود است. در جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و با نگاه ویژه به کتاب چارانه های بیژن ارژن، تحوّل خیال و تصویر در رباعی های این شاعر بررسی خواهد شد. بنا بر یافته های پژوهش، در رباعی های او هم تصاویر خیال محور دیده می شود که معمولاً در سطح شکل گرفته اند و هم تصاویر تخیّل محور که در عمق سامان یافته اند. تصاویر رباعی های ارژن را براساس تصاویر مکاتبی چون رمانتیسیسم (احساسات گرایی)، رئالیسم (واقع گرایی)، سمبولیسم (نمادگرایی)، ایماژیسم (تصویرگرایی)، و سوررئالیسم (فراواقع گرایی) می توان تحلیل کرد. در رباعی های متضمّن تصاویر رئالیستی (واقع گرا)، تصویرْ تکّه تجسّم پذیری از واقعیّت است که در خود حرفی نهفته دارد و براساس منطق تصویرگری در بلاغت کهن شکل نگرفته است. در تصاویر رمانتیک (احساسی) و سمبلیک (نمادین)، تصویر پلی است میان عالم حسّ و ادراک. در رباعی های ایماژیستی، تصویر قائم به خود است و شکل گرفتن رباعی به قصد بیان هیچ گونه حسّ و اندیشه ای نبوده . رباعی های سوررئالیستی دربرگیرنده تصاویری است که نظم جهان و پدیده ها را به هم می ریزد و دنیایی تازه و ناشناخته خلق می کند.
تحلیلی نشانه _ پدیدارشناختی از داستان های کو تاه جنگ نوشته زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: مقاله حاضر بازنمایی نگاه نویسندگان زن به پدیده جنگ در گزیده داستان های کوتاه معاصر ایران است. انتخاب هفتاد داستان کوتاه، از میان ۲۶۲ داستان، که درطیّ چهار دهه در کتب و نشریّات چاپ شده اند، مجالی فراهم می کند تا با استفاده از روشی نظری (حاصل آمیختگی اندیشه های پدیدارشناسی و نشانه شناسی) بتوان تحلیلی جامع در این باره عرضه کرد. نویسنده قصد دارد، با معرّفی روش نشانه پدیدارشناختی، فارغ از پیش فرض ها و فضای حاکم بر فضای سیاسی اجتماعیِ این دوران، داستان ها را به مثابه پدیده (متن) بکاود و اجازه دهد متن چون «پدیداری» خود را بر خواننده عیان سازد. در این مقاله، ضمن تدقیق در نگاه وجودی و هستی شناسانه زنان به موضوعِ سراسر خشونت بار جنگ، درون مایه های روایت آنان از جنگ و میزان تأثیرپذیری شان و همچنین ساختار داستانی و زبان و لحن داستان ها در نظام نشانه ایِ این دوران تحلیل می شود. بی شک، زنان با تأثیرپذیرفتن از جامعه و فرهنگ حاکم بر زمانه خود، جهان شناسیِ ویژه شان را در این داستان ها نمایان و لایه های پنهان و آشکار هویّت زن ایرانی را در این روایتگری افشا می کنند. نگاه ویژه زنان به مقولات بنیادینی چون معنای زندگی و عشق و مرگ در این داستان ها تأمّل برانگیز است. تدقیق جهان شناسی زنان و یافتن درون مایه های مشترک، الگوها و بن مایه های روایت، نظام نشانه ایِ داستان ها در ساختار و زبان نکات درخور توجّه این مقاله است و تعامل وجودیِ زن ایرانی را با رویداد جنگ در آن دوره خاص نشان می دهد.
تبیین خوانش های عرفانی از شعر پایداری (بر اساس رویکردهای نقد خواننده محور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد مؤلّف محور تا پیش از قرن نوزدهم میلادی، با ابتنا بر مشاهده تاریخی و مطالعه «چگونگی/ کیفیّتِ» آثار ادبی، بر آفریننده متن ادبی متمرکز بود. با شروع نهضت ساختارگرایی، رفته رفته نقد مؤلّف محور جای خود را به نقد مخاطب محور داد که بر نقش مخاطب در خوانش و آفرینش متن تأکید داشت. موضوع این مقاله مطالعه و بررسی پژوهش های عرفان محورِ شعر پایداری است. به این منظور، هفت مقاله پژوهشی انتخاب و برمبنای ترکیبی از نظریّه های خواننده محور شامل رویکردهایی چون «خوانش مبتنی بر اعتبار تفسیر»، «خوانش مبتنی بر ایدئولوژی»، «خوانش مبتنی بر افق معناییِ خواننده»، و «خوانش مبتنی بر افق انتظار خواننده» به تبیین آن پژوهش ها اهتمام شد. نتایج نشان می دهد که، در این مقاله ها، پژوهشگران به حذف کامل مؤلّف نمی پردازند و خوانش ها نیز منحصر به هیچ یک از نظریّه های خواننده محور نیست بلکه تلفیقی از آن هاست؛ ضمن آنکه، در خوانش های ایدئولوژیکی، تأثیر ایدئولوژی متن و حتّی تفکّر حاکم بر جامعه نمایان است. در برخی از خوانش ها نیز معناهای حاصل از آن ها با یکدیگر تفاوت دارد. علّت این اختلافْ افق های انتظار متفاوت پژوهشگران است؛ به گونه ای که این دگرگونی افق ها باعث شده افق های معناییِ متن هم متفاوت باشد.
روان شناسی رنگ در شعر مقاومت افغانستان براساس نظریّه ماکس لوشر (مطالعه موردی اشعار عبدالقهّار عاصی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحوّلات ادبیّات معاصر فارسی در افغانستان بازتاب دهنده اوضاع اجتماعی سیاسی و بیانگر ضرورت های فرهنگیِ نوین و گرایش های تجدّدخواهانه و، همچنین، زمینه ساز شکل گیری جریان های شعری متفاوتی شده است که هریک، برمبنای اندیشه های آرمان گرایانه خود، این مضامین را بازتاب می دهند. کاربرد متفاوت رنگ در اشعار شاعران افغانستان نیز در انعکاس عواطف و اعتقادات و اندیشه های فردی و اجتماعی و سیاسیِ آنان نقشی مهم دارد. ازآنجاکه انتخاب هر رنگی نشان دهنده شخصیّت عاطفی و معنوی و وضعیّت و حالات روانی فردِ انتخاب کننده است، به مدد «آزمون رنگ/ روان شناسی رنگ» ماکس لوشر، می توان دلایل ترجیح هر کس را در انتخاب رنگ ها بررسی و وضعیّت روحی روانیِ او را تحلیل کرد. شاعران جریان های گوناگون شعری نیز از رنگ ها به مثابه ابزاری برای تحقّق اهداف سیاسی اجتماعیِ خویش بهره برده اند؛ از آن جمله است شاعران جریان شعر مقاومت از سرآمدترین جریان های شعر معاصر افغانستان که در بیان افکارِ خود از طیف رنگ های متفاوت بهره گرفته اند. رنگ ها، در اشعار قهّار عاصی (از برجسته ترین شاعران جریان مقاومت افغانستان)، نیز کاربردی فراوان دارد. بررسی کارکرد هشت رنگِ کاربردی در اشعار قهّار عاصی، به شیوه توصیفی تحلیلی، حاکی از آن است که رنگ سرخ بسامدی معنادار دارد و دلیلی است بر گرایش شاعر به مفاهیم شهادت و قیام و مبارزه. همچنین، فراوانی بسامد رنگ سبز از تمایل شاعر به اصلاح وضعیّت موجود جامعه و امید به زندگیِ بهتر حکایت دارد. بنابراین، خوانش روشمند شعر مقاومت افغانستان، براساس نظریّه لوشر، می تواند ما را به شناخت جامع و دقیق افکار و شخصیّت شاعران و لایه های پنهان شعر معاصرِ افغانستان رهنمون سازد.
بازتاب مؤلّفه های ادبیّات پایداری در اشعار روزنامه جنگل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: آثار حوزه ادبیّات پایداری می تواند بازتابی باشد از چگونگی مقاومت و پایداری جامعه ایرانی و مبارزات سیاسی اجتماعیِ آن دربرابر تجاوز قدرت های خارجی و ظلم حکومت های استبدادی. «جنبش جنگل»، به رهبری میرزاکوچک جنگلی، یکی از نمادهای مقاومت مردم ایران دربرابر استبداد و استعمار و پیش درآمدی بر انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود. بخش درخور توجّهی از باورها و عقاید رهبران و کنشگران جنبش مزبور در قالب شعر، به زبان فارسی و گویش گیلکی، در روزنامه جنگل (نشریّه رسمیِ این جنبش مردمی) بازتاب پیدا کرده است. در این مقاله تلاش شده است، ضمن بررسی محتواییِ اشعار مندرج در روزنامه جنگل، به مثابه یکی از مواریث ادبیّات پایداری، برجسته ترین و مهم ترین مضامینِ آمده در آن نیز تدقیق شود. یافته های پژوهش نشان می دهد میهن دوستی و ملّیّت، دعوت به اتّحاد و همدلی، تأکید بر هویّت دینی و اسلامی، بیگانه ستیزی و نقد سیاست های بین المللی، نقد و اعتراض به وضع نابسامان داخلی، دعوت به قیام و مبارزه مسلّحانه، و نیز دفاع از ارزش هایی مانند استقلال طلبی و آزادی و عدالت خواهی ازجمله مهم ترین مؤلّفه های ادبیّات پایداری است که در اشعارِ آن روزنامه بازتاب یافته است.
معناپردازی در پس حوادث جنگ (بازخوانی رمزگان در رمان سفر به گرای 270 درجه با رویکرد ساخت شکنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در رویکرد ساخت شکنی، معنا، از کشاکش تقابل بنیادِ دال های حاضر و غایب متن، ماهیّتی چندوجهی و دیگرگون و گاه متضاد به خود می گیرد و عرصه متن، با رهایی از تمرکز بر معنایی خاص، به روی خوانش هایی تازه گشوده می گردد. در رمان سفر به گرای 270 درجه، تلخی ها و ناکامی های دفاع مقدّس در فضایی واقع گرایانه با دیگر لایه های جنگ پیوند خورده است؛ روندی که برخی منتقدان، با نسبت دادن مؤلّفه های ناتورالیستی به آن، معتقدند تأکید بر صحنه های مرگ و خشونت و فقر و ... نویسنده را از طرح دیگر مفاهیم مرتبط با دفاع مقدّس غافل ساخته. جستار حاضر خوانشی است متفاوت، با وام گیریِ مؤلّفه های رویکرد ساخت شکنی در نشانه شناسی و کاربرد روش توصیفی₋ تحلیلی، در پاسخ به اینکه مهم ترین اجزای رمزگانی و عوامل کنشگر در پردازش معنا در گوشه و کنار رمان کدام اند؛ ترکیب اجزاء و عوامل یادشده چه حاصلی با خود دارند یا به چه سرانجامی می رسند؟ در بررسی متن، به حضور فعّال سه گروه رمزگان «رمزگان فرهنگی اجتماعی» (خانواده، شگردها، خرده فرهنگ ها، اسامی)؛ «رمزگان مرتبط با جنگ» (عام، ویژه، لایه های خشن، لایه های افتخارآمیز)؛ و «رمزگان فنّی» (نمادها، جملات کوتاه، واژگان خاص، تیپ ها) اشاره شد. در نهایت، با طرد ذهنیّت های ناتورالیستی، از هویّت سازی و معناپردازی و سبک آفرینی به مثابه سه دستاورد مهمّ مفصل بندی اجزای رمان یاد شد. بنابراین، رمان، با دارابودن مجموعه ای از کنشگران، می تواند متنی پویا و متنوّع در حوزه دفاع مقدّس به شمار آید.