فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
149 - 170
حوزههای تخصصی:
در حوزه روانشناسی، پدیده آندوفازی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. آندوفازی شکل خاصی از تجلی زبان انسان است که فقط برای گوینده قابل شنیدن است و به همین دلیل به عناوینی همچون زبان درونی، نیز اطلاق می شود. بدون شک جست وجوی ردپای آندوفازی در حوزه ادبیات کمی دشوار به نظر می رسد. زبان شناسان نیز همواره در تلاش هستند تا بتوانند چگونگی بازنمایی گفتارِ ذهنی را در ادبیات رمزگشایی کنند. این روش نه تنها به عمق شخصیت پردازی کمک می کند، بلکه ابزاری است برای بیان تناقضات و پیچیدگی های انسانی. آندوفازی می تواند به شکلی مؤثر، تنش های درونی و دیالوگ های ذهنی را به تصویر بکشد و به خواننده امکان دهد تا با دغدغه ها و چالش های شخصیت ها درگیر شود. در این پژوهش برآنیم تا با بررسی آندوفازی در کتاب سنگی برگوری جلال آل احمد براساس آرای ژرژ سن-پل به چگونگی بازنمایی گفتار درونی در قالب قراردادهای نوشتاری بپردازیم تا دریابیم که تصویر ذهنی نویسنده به چه صورت در متن بازتولید شده است. بدین منظور زبان درونی آل احمد را با در نظر گرفتن نمود تصاویر ذهنی وی تحلیل و بررسی می کنیم. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که آندوفازی نزد این نویسنده بیشتر به صورت تصویر دیداری نمود می کند.
الگوهای سطحی ارتباطی در تعامل شخصیت ها براساس رویکرد هورتولانوس و همکاران (رمان تاریکی معلق روز و آتش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
215 - 246
حوزههای تخصصی:
روابط فردی و کارکرد آن موضوعی است که در قرن بیستم مباحث چالش برانگیزی را به خود اختصاص داده است. در پژوهش حاضر این موضوع براساس دو رمان تاریکی معلق روز از زهرا عبدی و آتش از حسین سناپور، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می شود. برای تحلیل روابط میان فردی در شخصیت ها، از دیدگاه هورتولانوس و همکارانش به عنوان نظریه اصلی استفاده شده است. در این چارچوب الگوی ارتباطی سطحی شکلی از روابط مدرن امروزی است که دارای سه ویژگی اصلی است: «عقلانی سازی»، «فردگرایی خودخواهانه» و «ناپایداری روابط». براساس تحلیل کنش شخصیت ها نتیجه آن است که اکثر ارتباطات (عاطفی) عقل محور است و فردگرایی خودخواهانه، خصوصیت اصلی این کنش هاست. همچنین ویژگی دیگر این نوع کنش ها عدم تعهد و روابط ناپایدار است که احساس تنهایی و رهابودگی نتیجه آن است. با غلبه این الگو شخصیت ها هرچه بیشتر درجهت رقابت منفی و عدم اعتماد پیش می روند و در این راستا پیوندهای خانوادگی خود را نیز قربانی می کنند و تنها شخصیت ایما از این الگو مستثنا می شود. در این رمان ها، عمده ترین عامل در پیشبرد شخصیت ها به سمت این الگو، تغییرات جامعه و تشدید آن به ویژه در دهه نود است که از آن میان مسئله شغل و پول و خلاءِ معنویت بیشترین تأثیر را در بعد اجتماعی دارند و در بعد فردی، فقدان خانواده حمایتگر و پیوندهای سست و عاری از صمیمت در آن، دیگر عامل مهم است.
بررسی نقش، کارکرد و جلوه های گماشتگان، نهان گویان و نهان کاران در داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵۰
152 - 135
حوزههای تخصصی:
قهرمانان قصه ها و داستان ها با افراد معمولی متفاوتند و این تفاوت ناشی از کارکردهای شگرف و شگفت آنان و نیز در سرنوشتی است که این افراد دارند. ازآنجا که این افراد «رسالت محور» هستند؛ یعنی برای هدف یا اهدافی در متن روایت وارد می شوند؛ لذا تا هنگام انجام آن هدف یا رسالت بایسته است زنده و پویا باشند. هدف این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و با مطالعه منابع اسنادی-کتابخانه ای به انجام رسیده است، بررسی نقش، کارکرد و جلوه های نهان گویان و نهان کاران (گماشتگان) در قصه داراب نامه طرسوسی است. پس از این بررسی، نمودهای ظاهرشده بر قهرمان را به دو دسته کلی تقسیم کردیم: دسته نخست به شکل عناصر طبیعت ازجمله حیوانات، گیاهان، اجرام آسمانی و... که نشان از پیوند دیرین انسان و طبیعت است و دسته دوم به شکل آواها و صداهایی که از عالم غیب به گوش قهرمان می رسد که گویی همانا ندا و صدای خداوند است. دسته نخست نقش نجات جان قهرمان در لحظه های اضطرار و تنگناها را بر عهده دارند و دسته دوم نقش آگاهی بخشی و ارائه اطلاعات به قهرمان در مورد اتفاقاتی است که از پیش رخ داده است و یا در آینده رخ خواهد داد و نیز خبر یافتن از این اتفاقات در طی کردن مسیر و گذر از تنگناهاست؛ بنابراین عوامل یادشده در رشد و تعالی قهرمان داستان نقش دارند.
تصحیح بیت هایی از دیوان قطران بر اساس نامِ پارچه ها /جامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قطران تبریزی از شاعران معروف قرن پنجم است. او بیشتر عمر خود را در شمال غربی ایران، تبریز، گنجه و پیرامون آن، گذراند و امیران و حاکمان آن نواحی را ستود. شعر او امروز برای ما از جهات گوناگون اهمّیّت دارد: تاریخ حاکمان آن نواحی، وقایع تاریخی آن دوره، رابطه شعر او با شعر خراسان و فواید زبانی. در شعر قطران از پارچه ها و جامه هایی سخن به میان آمده است که گاهی منحصر به شعر اوست. از توصیف هایی که شاعر از این نوع پارچه ها/ جامه ها به دست می دهد، می توان آنها را شناسایی کرد، به خصوص وقتی در فرهنگ ها و کتاب های لغت سخنی از آنها نیست. ما در این مقاله انواع این پارچه ها/ جامه ها را در شعر قطران شناسایی کرده ایم و با استفاده از منابع در معرّفی آن ها کوشیده ایم.
مناقب نگاری اهل بیت در آثار شاهان و شاهزادگان قاجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی پیشینه ها و سیر تطور مناقب نگاری در ایران، دوره قاجاریه به دلایل متعدد از اهمیت ویژه ای برخوردار است . منقبت نگاری در این دوره از نظر تحول مضامین ، پایگاه اجتماعی و سیاسی منقبت نگاران و کارکردهای آن دارای ویژگی های است که آن را از سایر ادوار تاریخ ایران متمایز می گرداند . رویکرد شاهان و شاهزادگان قاجاری به منقبت نگاری از جنبه های گوناگون به ویژه از منظر ادبیات آیینی ، مطالعات تاریخی و انسان شناسی دینی در خور توجه است.با توجه به اهمیت این مبحث ، مقاله پیش رو می کوشد ضمن تحلیل محتوا و روش مناقب نگاری شاهان و شاهزادگان قاجار، جایگاه این آثار را در ادبیات آیینی بررسی نماید . این پژوهش در چارچوب مطالعات میان رشته ای تاریخ و ادبیات آیینی تحت راهبرد کیفی باروش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است . دستاوردهای حاصل از این پژوهش نشانگر تاثیر شئون پادشاهی، پایگاه سیاسی در کاربرد مفاهیم ، استعاره ها و تفوق ارادت ورزی نسبت به انگیزه مشروعیت طلبی بویژه در اشعار ناصرالدین شاه است .
تحلیل گفتمانی زمینه های شکل گیری داستان کوتاه هورامی در دو دهل گذشته (1380 تا 1400)؛ (الزامات، خاستگاه و کارکردهای آن)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 24
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه هورامی، اکنون همچون نوعی ادبی و مستقل، در ادبیات هورامی مشخصات خود را دارد و نمی توان سهم این گونه را در توسعه ی زبان هورامی نادیده گرفت. ژانر مورد نظر، نقشی تأثیرگذار در ابراز تجربه ها، احساسات و نمایاندن دغدغه های فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی در جامعه ی هورامان داشته است. از یک سو پرچمدار پاسداشت فرهنگ و مفاهیم ملی کُردی بوده و از دیگرسوی سدی استوار و نگهبانی راستین در برابر جریان های معارض بوده است. اکنون هم بدل به بخشی بنیادین در پیوند با گذشته ی فرهنگی هورامان گشته است. نویسندگان این داستان ها با ترسیم اوضاع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هورامان در داستان کوتاه، برای بیداری توده و هشدار وضع فرهنگی موجود تلاش کرده اند. در این پژوهش سعی شده است ضمن تعریف داستان کوتاه، عوامل جریان ساز آن مورد بررسی قرار گیرد. به سبک دوره ی برخی داستان ها اشاره و برخی عوامل فرعی پیدایش این ژانر ادبی که تأثیری مثبت یا منفی در تعریف نوع خاستگاه تاریخی و شیوه ی رشد آن داشته اند، مورد کنکاش قرار گیرد. از این نظر، تحلیل ادبیات معاصر هورامی با رویکردی علمی، خوانشی در چارچوب نقد ادبی مدرن می باشد. هدف چنین خوانشی، دستیابی به عوامل مؤثر، ماهیت مفاهیم و شیوه ی صحیح برخورد با آن هاست. بررسی روند تحولات و برخی اتفاقات تاریخی جغرافیای هورامان و خارج از آن، یکی از پیکره های بنیادین این پژوهش می باشد. نتایج به دست آمده نشان می دهد پدیده ی جنگ، مهارجت هورامی ها به خارج زادبوم خویش، اینترنت، رسانه های کُردی، شبکه های اجتماعی و همایش داستان کوتاه هورامی محرکی مؤثر در پیدایش این نوع ادبی تلقی می شوند.
بررسی هم معنایی و تضاد معنایی و شیوه آموزش آنها در مجموعه کتاب های «زبان فارسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر به بررسی دو رابطه معنایی مهم هم معنایی و تضاد معنایی و شیوه ی آموزش آنها در مجموعه کتاب های آموزش زبان فارسی پرداخته است. هدف از انجام این پژوهش تشخیص و شناسایی شیوه ی آموزش روابط معنایی در این مجموعه آموزش زبان فارسی و ایجاد بستری برای غنی سازی کتب آموزشی زبان فارسی به غیرفارسی زبانان است. با توجه به اینکه در زمینه ی روابط معنایی و شیوه ی آموزش آنها درکتاب های آموزش زبان فارسی پژوهش های زیادی وجود ندارد، نگارندگان پژوهش خود را در این حوزه و به طور مشخص در مجموعه ی چهار جلدی " زبان فارسی" نوشته ی دکتر احمد صفارمقدم انجام داده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که با توجه به افزایش تدریجی درک روابط معنایی فراگیران و همبستگی آن با آموزش این روابط در فرایند تدریس، محتوا و ترتیب آموزشی واژگان در قسمت های هم معنایی، تضاد معنایی در جلد اول کتاب متناسب نیست ولی به تدریج در جلدهای دوم، سوم و چهارم این ضعف پوشش داده شده است. مطابق انتظار، کاربرد روابط معنایی از جلد اول به تدریج در جلدهای بعدی افزایش پیدا می کند، زیرا بیشتر مطالب آموزشی در جلد اول کتاب در زمینه ی تلفظ حروف، واژگان بسیار ساده و اندک و بخش مختصری از دستور زبان فارسی است. نمونه های تضاد معنایی در جلد اول و موارد هم معنایی در جلد سوم بیشتر است. در مجموع هم معنایی با تعداد 188 مورد و 83/48 درصد و تضاد معنایی با تعداد 197 مورد و 16/51 درصد به کاربرده شده است . کاربرد روابط معنایی در قالب های هم معنایی و تضاد معنایی در این مجموعه، به منظور ایجاد زمینه ی درک کلمات، تفهیم و شکل گیری مفاهیم و اصطلاحات در ذهن زبان آموز، همچنین در برقراری ارتباط و درک متقابل نقش عمده ای را ایفا کرده و از دشواری آموزش کاسته است .
نحو و پیوند آن با اندیشه در سخنان شیخ ابوالحسن خرقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
187 - 202
حوزههای تخصصی:
خرقانی یکی از عارفان برجسته قرن چهارم و پنجم هجری که با وجود اُمّی بودن، سخنانش از طراوت و تازگی خاصی برخوردار است. هرچند به دلیل غرابت واژه های نامأنوس، کاتبان و تذکره نویسان تغییرات و تصرّفاتی در کلام او روا داشته اند، اما سخنانش هم از حیث لفظ و هم از لحاظ معنی، ویژگی هایی دارد که زبان او را از زبان دیگران متمایز می کند. لذا در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی صورت گرفته، به منظور دست یابی به ویژگی های سبکی سخنانش، نحو و پیوند آن با محتوای کلامش بر اساس سبک شناسی لایه ای از حیث پیوند و طول جمله ها، وجه فعل و صدای دستوری مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. سبک جملات او هم گسسته است و هم پیوسته و در مواردی بسیار اندک متصل و تودرتو. جملاتش کوتاه و متناسب برای بیان تجربه های عاطفی و شهودی است. در مواردی که او از احوال خود سخن می گوید و هیجان های عاطفی اش را در لحظات کشف و شهود بیان می کند، وجه فعل اخباری است. در چنین حالتی گوینده مغلوب ضمیر ناخودآگاه و عواطف شدید باطنی خویش است و صدای دستوری سخنانش غالباً انعکاسی است. در مواردی هم که به توصیه ای اخلاقی و عرفانی می پردازد، وجه فعل التزامی (امر، نهی، التزام) است و سخنانش متأثر از ضمیر خودآگاه وی بوده و به دلیل جهت گیری کلام به سوی مخاطب، جنبه ترغیبی و تشویقی می یابد. خرقانی آن گاه که به توضیح و تشریح نکته ای عرفانی و اخلاقی می پردازد، کلامش حالت ارجاعی دارد. با توجه به نظریه ارتباط زبانی یاکوبسون، در این حالت نیز وجه فعل، اخباری و صدای دستوری غالب در این گونه سخنان، صدایی منفعل است.
بن مایه «مرد آویزان» در فرهنگ و ادب عامه و رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نشانه های مهمی که در مرحله گذار فرد برای رسیدن به فردیت، در روایات بنیادین جهان دیده می شود، عبور از راهرو پیچ در پیچ افقی یا عمودی (چاه/غار) است؛ تاریک جایی که به سبب دیده نشدن و ناشناختگی پر از ترس و وحشت است؛ هیولاها، مارها و موجودات جهان زیرین در این مکان مسکن دارند و تنها با جنگیدن می توان از آن ها رست. گاه در عمق و بن این مکان ترسناک، موانعی قرار دارد که به ظاهر، پاداش یا هر چیز خوشایند دیگری است، اما همان شیء یا موقعیت با ایجاد تعلیق، خود مرحله ای از آزمون محسوب می شود و گاه مانعی از پیروزی قهرمان خواهد بود. در این مقاله کوشش شده به روش توصیفی تحلیلی، مصادیق تعلیق با الگوی تکرار شونده «مرد آویزان» در ادب عامه و رسمی ایران و جهان، بررسی شود. حاصل کار نشان می دهد این تصویر در ذات مشترک نگرش انسان در مواجهه با دشواری های زیستی ریشه دارد و با توجه به زمان و مکان زیست و نوع انسان، با قدرت در ادبیات، فرهنگ و دین، هنر، سیاست و اقتصاد به حیات خود ادامه داده است. این تصویر، متأثر از تجربه اندوزی از فاجعه بوده که کارکرد ذهن انسان است و به رغم تکامل فرهنگی نوع انسان، از ذهن وی حذف نشده و ابتدا در قالب بن مایه در اساطیر و آیین های مادی بازتاب یافته و در دوران نوتر، با ورود به انواع ادبی رسمی و یا عامه، کارکردی متفاوت یافته و موجد انواع ادبی خاصی شده است.
بازخوانی رمانِ پژوهشی جمشید و جمک از محمد محمدعلی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی، مطالعه هد ف دار عواملی است که در تولید و معنایابی نشانه ها و یا در فرآیند دلالت شرکت دارند. این علم به بررسی نشانه ها و رابطه معنایی آنها در یک نظام نشانگانی واحد می پردازد. نشانه شناسی اجتماعی به عنوان یکی از شاخه هایی نشانه شناسی از رویکردهای مهمِ نگرش بر معناست که هدف اصلی آن یافتن معنا از رفتارهای انسان در زندگی اجتماعی است. رمان که جایگاه بازنمایی اتفاقات اجتماعی است، از بسترهای مهم و قابل توجه برای تحلیل و معنایابی از منظر نشانه شناسی اجتماعی است. رمان پژوهشی جمشید و جمک با موضوع روایت اساطیری از زندگی جمشید، نشانه های اجتماعی بسیاری را در خود جای داده است. در این مقاله، با اتخاذ روش کیفی، به تحلیل نشانه شناختی رمزگان های موجود در این رمان پرداخته ایم. نتایج به دست آمده نشان می دهد، براساس دیدگاه پی یر گیرو، نشانه های مربوط به هویت مانند خواب، مکان و غذاها با معانی ضمنی ای مانند «فریفته شدن توسط اهریمن»، «اهمیت به مردم از جانب جمشید» و «تأثیر مستقیم خوراک در روح و شخصیت انسان» و نشانه های مربوط به آداب معاشرت مانند لحن ها و اطوار پژوهی با بارمعنایی «آگاه کننده و هشداردهنده» از پرکاربردترین نشانه ها در این رمان است.
منجی در کالبد روشنفکر: بررسی نقش اجتماعیِ منجیِ روشنفکر در «منجی در صبح نمناک» اثر اکبر رادی از دید ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۴
۱۳۰-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
«منجی در صبح نمناک»، داستان نویسنده روشنفکری ست که خود را نجاتبخش جامعه می داند؛ ولی سرانجام شکست می خورد. این پژوهش در پی یافتن رابطه منجی در عنوان نمایشنامه و روشنفکری که شخصیت اصلی نمایشنامه است از اسطوره کاوی ژیلبر دوران استفاده کرده است تا مشخص سازد منجی کیست؛ چه رابطه ای با اوضاع جامعه ای دارد که اثر در آن شکل گرفته و چه چیز باعث شکستش شده است. برای تحلیل نمایشنامه، بعد از ارائه پیرنگ، عناصر بینامتنی اثر مطالعه و مشخص می شود منجی که در ارتباط با مسیح است در شخصیت روشنفکر نمایشنامه تجلی یافته است. ولی از دید جامعه شناسی، روشنفکر تنها در صورتی می تواند در جامعه اش تأثیرگذار باشد که از دل آن جامعه و برای آن جامعه باشد و هر جایی که ارتباط روشنفکر و جامعه اش قطع شود، او معنایش را از دست می دهد و درست به همین دلیل است که منجی معناباخته در این نمایشنامه، شکست می خورد. این پژوهش، توصیفی-تحلیلی، و از روشهای کتابخانه ای و اینترنتی گردآوری شده است.
ساخت آغازگرها و نقش آن در شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک فتوّت نامه شیخ ابوحفص شهاب الدین عمر سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۵
127 - 161
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به منظور تحلیل گفتمانی متن فتوّت نامه سهروردی و کشف سازوکارهای میان ذهن و زبان نویسنده و بافت فرهنگی-اجتماعی متن و نیز تحلیل مؤلفه های اندیشگانی پنهان در آن، به روش زبانشناسان سیستمی-نقشی (نقشگرا)، از تحلیل آغازگرها استفاده شده است؛ زیرا آغازگر به عنوان نقطه عزیمت پیام، امکان پردازش پیام متنی را برای گوینده و نیز تعیین جهت گیری کنشی و فکری پیام را برای مخاطب فراهم می آورد. از تحلیل انواع آغازگرها در این متن، این نتایج به دست آمد: فراوانی آغازگرهای تجربی در این متن، نشانگر غلبه کنش ایضاحی و اثباتی در گفتمان مؤلف است که اهدافی چون تشریع نهاد فتوّت، یک سویگی بخشیدن به نهادهای اخلاق، عرفان و سیاست و نیز مشروعیت بخشی به پایگاه شیعی این نهاد را (تحت حمایت مستقیم خلیفه الناصر لدین الله) تقویت می کند. کاهش معنادار آغازگرهای میان فردی، نشانگر پایین بودن کنش های ارتباطی و تعاملی در متن و مؤید تقویت منظورهای گفتمانی تک صدایی و اقتداری موجود در سازه های تجربی (تشریعی، مشروعیت بخشی و کنش های اثباتی و ایضاحی) است. از میان آغازگرهای متنی، عناصر ساختاری به جهت نقشی که در پیوستگی و توسعه متن ایفا می کنند، پررنگتر از دو نوع دیگر (تداومی و افزوده پیوندی) است. در این متن، فراوانی آغاگرهای ساده و بی نشان، بیشتر از آغازگرهای مرکب و نشاندار است که تاثیر آن در متن، به شکل سهولت و قاعده مندی زبانی و دستوری در عین انسجام متنی در بافت گفتمان ایدئولوژیک متن مشاهده می شود.
بازتاب تمثیل دنیا و آخرت در مثنوی معنوی مولوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های پرکاربرد تمثیل مربوط به کاربرد آن در شعر است. شاعران برای تجسّم بخشیدن به تصورات ذهنی خود با مخاطب، از روش تمثیل استفاده می کنند. مولانا از جمله شعرایی است که ابیات زیادی از او به عنوان تمثیل در نزد مردم رایج شده است. تمثیل رمزی از شیوه های مولوی است که به جهت ملموس شدن جهان بینی خود با تمثیلات، تعبیرات و تشبیهات به بیان فکر و ایده های خود در مباحث گوناگون می پردازد. زیرا این تجسّم سبب می شود مفاهیم عرفانی، راحت تر درک شود و با کاربردتمثیل به موضوع جنبه عینیت می بخشد. بنابراین ضرورت دارد تصاویر ذهنی مولانا که با روش تمثیل بیان شده، تبیین گردد؛ تا مشخص شود به چه میزان در این راه موفق بوده است. با توجه به شیوه شاعری مولوی، محقق در این پژوهش کوشیده است به شیوه ی گردآوری کتابخانه ای مبتنی بر مطالعه ی کتب و با روش توصیفی- تحلیلی عمل نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر، میزان بهره گیری ازصورخیال مربوط به دنیا و آخرت در مثنوی معنوی، بسامد و کثرت صنایع ادبی استفاده شده و مقیاس تأثیرپذیری از آیات، احادیث، اساطیر و چگونگی کاربرد هریک از موارد ذکر شده توسط این شاعر پرآوازه ی زبان فارسی پرداخته و مشخص نماید. نتیجه ی تحقیق نشان می دهد مولوی با زبان تمثیل و با استفاده از انواع مجاز، استعاره، تشبیه،کنایه و...در بیان معارف بلندی که در ذهن دارد به خوبی سود جسته و از میان انواع صور خیالی که درباره ی دنیا و آخرت به کار می گیرد و از تشبیه و کنایه بیش ترین سهم و بهره را برده است.
تصویر زنان در «سه قطره خون»، «علویه خانم» و «بوف کور» از صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویر زنان در داستان های کوتاه صادق هدایت کلیشه های مختلفی را پشت سر گذاشته و در هر داستان بنا به وضعیت حضور زنان در عرصه های مختلف، بازنمایی های متفاوتی از آنان صورت گرفته است. پژوهش پیش رو با هدف پی بردن به نحوه بازنمایی نقش اجتماعی زنان در داستان های «سه قطره خون»، «علویه خانم» و «بوف کور» از صادق هدایت و شناخت ایدئولوژی نویسنده در پشت این بازنمایی ها انجام گرفته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر آن دارد تا به این سؤال پاسخ دهد که زنان در داستان های یاد شده چگونه بازنمایی می شوند و ایدئولوژی نویسنده در این بازنمایی ها چیست؟ یافته ها حاکی از آن اند که بازنمایی های ارائه شده از زنان در داستان های کوتاه صادق هدایت در راستای تحکیم و تثبیت کلیشه های جنسیتی قدم برداشته اند و چهره ای در راستای باورهای سنتی جامعه داشته اند. در بیشتر این داستان ها مردان سنتی و زنان منفعل به نمایش درآمده اند و نقش پر رنگ سنت و تأثیر آن در تصمیمات شخصیت های آن ها به خوبی مشاهده می شود.
بررسی مضامین حکمی و تعلیمی در دیوان زیب مگسی در قیاس مضامین دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
59 - 86
حوزههای تخصصی:
میرگل محمدخان زیب مگسی از شعرای توانمند و صاحب اندیشه بلوچستان پاکستان است که غالب اشعار وی به تقلید از شاعران کلاسیک ایرانی سروده شده است و در برگیرنده اندیشه های اخلاقی ،تعلیمی ،غنایی و عرفانی است. آنچه به کلام زیب مگسی انسجام بخشیده، انتخاب معانی مناسب و موفق در موضوعات و موقعیت های متفاوت است. هدف از پژوهش پیش رو آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای ذهن و معنا در اشعار میرگل محمد زیب مگسی با استفاده از آمار و نمودار به صورت علمی مورد بررسی قرار بگیرد. براساس بررسی های صورت گرفته شاعر ضمن این که در سرایش اشعار خود به ساختار و صنایع مختلف شعری توجه بسیاری داشته و نوآوری هایی در بحور عروضی و طبع آزمایی هایی در انواع شیوه های شعری از خود نشان داده نه تنها از اندیشه و معنا غافل نبوده بلکه به صورت ظریفی به مفاهیم شعری توجه نشان داده است.در دیوان های وی مضامین تربیتی و اخلاقی بسامد بسیاری دارد و سایر مضامین رایج در شعر وی شامل عناصر عرفانی، عاشقانه، مذهبی، حکمی، پند و اندرز، مدح و ستایش و منقبت به چشم می خورد که حاصل غور و مداقّه وی در دیوان های شعری بزرگان ادب فارسی است. در مقایسه کلی، مضامین اخلاقی حدود 49 درصد اشعار را تشکیل می دهد. پس از مضامین عاشقانه 22 درصد، مضامین حکمی 13 درصد، مضامین عرفانی 9درصد و مضامین دینی 7 درصد مضامین را دارا هستند.
تطبیق سلوک هفت گانه عرفانی هفت پیکر با سفر هفت گانه شازده کوچولو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
315 - 349
حوزههای تخصصی:
داستان هفت پیکر نظامی و رمان شازده کوچولو ، جز آثار ارزشمندی محسوب می شوند که داستان پردازی خاصی در آن صورت گرفته است. پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی- تطبیقی، ابتدا با تبیین عناصر داستانی نظامی و اگزوپری با ارائه سلوک هفت گانه هفت پیکر و شازده کوچولو ، قواعد حاکم بر ساختار دو داستان را مورد بررسی قرار داده است و در پایان به کمک نظریه روانکاوانه لاکان به ارزیابی دو داستان پرداخته شده است. نظریه روانکاوی ژاک لاکان، نظریه ای است که درباره ضمیر ناخودآگاه ارائه شده و بر اساس آن، ضمیر ناخودآگاه را با زبان مقایسه کرده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هفت سیاره ای که شازده کوچولو از آن ها گذر می کند، بی شباهت به سلوک هفت گانه عرفانی در داستان هفت پیکر نظامی نیست؛ زیرا همان گونه که در هفت پیکر ، بهرام گور با گذشتن از هفت گنبد و سیاره به حقیقت و رشد شناختی خود دست می یابد، شاهزده کوچولو نیز با گذشتن از هفت سیاره نیز به حقیقت اصلی که همان گل سرخ است، می رسد. همچنین بر اساس تحلیل عناصر برجستّ داستانی، نشان می دهد که هر دو نویسنده در داستان نویسی از سنت قصه در قصه گفتن بهره برده اند و برای تازگی بخشیدن به داستان های خویش از ش گرد ص حنه پ ردازی ه ای پوی ا، توصیفات بیرونی حیرت انگیز و گره افکنی های متعدد در پیرنگ اس تفاده ک رده اند، اما تفاوت مهمی که در محتوای دو متن مشاهده می شود، این است که هفت پیکر را می توان تفسیر عرفانی کرد در حالی که در متن شازده کوچولو می بینیم، عرفان از آن نوعی که در جامعه و تفکر ایرانی وجود دارد، نیست، بلکه نوعی کمال جویی و تشرف به مراتب وجودی یک انسان از نظر اخلاق و رفتار و رشد شناختی است که با دوره نوجوانی و مرحله تشرف نوجوان به تکامل شخصیتی مناسبت بیشتری دارد.
عصیان و براندازی در حماسه های ملی ایرانی (بهمن نامه، کوش نامه و گرشاسپ نامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصیان اساس و بن مایه حماسه و عامل پیش برنده آن است. کارکرد عصیان در حماسه مانند پیرنگ در داستان است که توالی منطقی رخدادها را سامان می بخشد. به بیانی دیگر، در صورت فقدان عصیان، حماسه قادر به صیرورت نیست. یکی از انواع گونه گون عصیان در متون حماسی ملی ایرانی، عصیان با هدف جابجایی ساختار حاکمیتی و تحصیل قدرت است که بر پایه انگیزه-های مختلف، نظیر بیداد پادشاهان، آزمندی عاصیان و... صورت می گیرد. پاره ای از براندازی ها وجه نظامی داشته، توسط درباریان، بزرگان، وزیران و پهلوانان تمهید و انجام می شود و برخی دیگر از براندازی ها توسط اقشار عادی و عمومی جامعه محقق می شود. در ادبیات سیاسی امروز، از نوع اول ذیل عنوان «کودتا» و از نوع اخیر به نام «انقلاب» یاد می شود. در پژوهش حاضر، هجده حماسه ملی ایرانی مورد بررسی قرار گرفته و جز در شاهنامه که جزو منظومه های مورد کنکاش در این پژوهش نیست، چنین عصیان هایی در کوش نامه، بهمن نامه و گرشاسپ نامه یافت شده است که نوشتار زیر، ناظر بر توصیف و تشریح آنهاست. در این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام شده، عصیان ها از منظر انواع (فردی، گروهی و اجتماعی)، ادوار، انگیزه و محرک، تعلق طبقاتی عاصی/عاصیان، نتایج نهایی عصیان و وضعیت اجتماعی بعد از آن در سه منظومه یاد شده مورد بحث، بررسی و نتیجه گیری قرار گرفته است.
تحلیل پیوند دو مفهوم ملیت و دیانت و نمود مصادیق این دو مفهوم در شعر دوره مشروطه (با تکیه بر شعر سید اشرف الدین حسینی و محمدتقی بهار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
13 - 28
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسندگان بر آن بوده اند تا پیوند دو مفهوم ملیت و دیانت را در شعر دوره مشروطه با تکیه بر شعر سید اشرف الدین حسینی و محمدتقی بهار، تحلیل کنند. این جستار در پی پاسخگویی به دو سوال اصلی است: آیا مفهوم گرایش ملی در اساس با جهان بینی دینی در محدوده تحقیق حاضر در تقابل و تضاد است؟ و ارتباط دو مفهوم ملیت و دیانت در محدوده تحقیق حاضر چگونه و با چه عناصر و مصادیقی نمود پیدا کرده است؟ راجع به اهمیت تحقیق باید خاطرنشان کرد که یکی از مسائل جدی در جامعه امروز، بحث ارتباط ملیت و دیانت با یکدیگر است و در محدوده تحقیق حاضر و پرسش های پژوهش به ویژه سوال دوم، تاکنون پژوهشی مستقل انجام نشده است. بعد از تحلیل اشعار شاعران مورد نظر از جهت توجه به مفاهیم ملیت و دیانت، مشخص شد که این مفاهیم نه تنها در مقابل هم نیستند؛ بلکه در پیوند و تعامل با هم هستند و این پیوند در قالب مصادیقی چون پیوند عنصر ملی وطن با دین و پیوند عنصر ملی مظاهر تاریخ و فرهنگ ملی با عنصر دینی اسوه های دینی خود را نمایان کرده است. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی – تحلیلی بوده است.
«گفت وگوی با خودم»، خودزندگی نامه آمیغی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
127 - 168
حوزههای تخصصی:
ارشد طهماسبی علاوه بر جایگاه معلمی در عرصه موسیقی نوازندگی و آهنگ سازی، در حوزه نگارش های پژوهشی موسیقی ایرانی هم نامی آشنا و برجسته کسب کرده است. او به تازگی کتابی در باب زندگی خود نگاشته است که نظر به روحیه لطیف و حساس هنری و منش و روش تحقیقی، همچنین نگاه اخلاقی و بیان صریح جسارت بارش و ضمناً تجربه نوشتاری ارزنده و انسش با ادبیات داستانی به ویژه، مهم ترین منبع آگاهی برای شناخت درونی ترین جریان ها و شخصیت های مهم موسیقی این نیم قرن به شمار می آید. افزون بر این ها این کتاب خواندنی از باب خلاقیت نوشتاری، نمونه ای از گونه ادبی آمیغی خودزندگی نامه نگاری است. این اثر او در قالب مصاحبه خیالی، ترکیبی از روزنوشت، خودزندگی نامه، اعتراف نامه، سفرنامه و نقدنامه تولید شده است. از آنجا که نویسنده این مقاله مدعی است که این کتاب اتفاقی تازه در گونه شناسی ادبی است، نخست در مقدمه ای به ماهیت ژانری این اثر و تدقیق بعضی زوایای این بحث اعم از مرز این گونه با گونه های هم سنگش پرداخته، سپس به تحلیل گونه شناسی آن و بیان ارزش های هنری و محتوایی آن کوشیده است. کتابی که با تمرکز بر مراوده نویسنده با چند موسیقی دان جریان ساز ایرانی، یعنی لطفی و علیزاده و نیز دیگر اهالی این وادی به همراه اظهار نظرهای بسیار باریک بینانه نویسنده کتاب از منظرهای متنوع خاصه قومی و صنفی بی اندازه جذاب و آگاهی بخش است.
احمد شاملو و شمس لنگرودی، ظهور و سقوط سوژۀ سیاسی در شعر معاصر با استعارۀ عشق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت عشق با آنکه قدمتی به دیرینگی ادبیات دارد، با تغییر گفتمان ها جلوه های دیگرگونه ای یافته است. عشق رابطه ای ماهوی با سیاست ندارد؛ اما به عنوان کنشی انسانی، سکولار و اومانیستی می تواند به مثابه یک نماد وارد سیاست شود و به همین دلیل مفهومی انقلابی می گیرد و صاحب قدرت می شود. همچنان که ادبیات به ادبیات سیاسی محدود نمی شود، عشق هم به عشق سیاسی محدود نیست. یکی از بارزترین سیاست های ادبیات، بهره مندی از سیاست عشق است. روایت های عشق از کهن ترین دوران تا عاشقانه های معاصر نشان می دهد که مهم ترین عنصر عشق، «تخطی از امر متعارف» است؛ رازی که هم عشق را تبدیل به تابو می کند، هم از سیاستی می گوید. از سویی ظهورات عشق در ادبیات به شکل یک پیوستار نیست؛ درحالی که فرهنگ پیرامونی باورها تغییر می کند، عشق نیز دچار دگرگونی در کارکرد می شود. عاشقانه های مدرن، فراتر از بازنمایی های مرسوم ادبیات غنایی، حضور فعالی در دوره معاصر داشته اند؛ شعر دهه چهل، شعری سوژه مند است؛ اما سیاست عشق در دهه هفتاد، پرهیز از مقاومت است؛ این نشان می دهد که شاعران، سوژگی خود را از دست داده اند. ازاین رو برای دست یابی به این بازنمایی ها باید به گسست های معرفت شناختی عشق توجه کرد. شاعرانی چون شاملو و فروغ فرخزاد در ستیز آشکاری با گفتمان های مسلط هستند و شمس لنگرودی در دوره دوم زیست شاعرانه اش با فاصله گرفتن از شعر ایدئولوژیک و روی آوردن به عاشقانه سرایی، مفصل گسستی دیگر می شود.