بررسی نسبت رمان مدرن و اسکیزوفرنی با تکیه بر رمان «پارک شهر» از هانیه سلطان پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۷
226 - 250
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی معاصر به واسطه رشد چشم گیر استفاده از دیدگاه های روان شناسانه در بررسی و تحلیل آثار ادبی، بیش از هر زمان دیگری با دانش روان شناسی پیوند برقرار کرده است. در این میان چهره هایی هم بوده اند که از صِرف بهره جستن از نظریه های روان شناسی در نقد متون ادبی پا را فراتر گذاشته اند و در حوزه تئوری های فرهنگی و ادبی نیز دست به دامن اصطلاحات این دانش شده اند. خاصه نظریه پردازان پسامدرنیسم که به طور مشخص از عنوان و علائم اختلال «اسکیزوفرنی» در تشریح وضعیت پسامدرن بهره گرفته اند. به گونه ای که فرایندهای فرهنگی پسامدرن را مشابه وضعیت ذهنی مبتلایان این اختلال و زیرشاخه عمده اش یعنی «پارانویا» دانسته اند. این در حالی است که برخی خصایص عمده ادبیات داستانی مدرن، در دو زمینه شیوه روایت گری و شخصیت پردازی، با بیماری اسکیزوفرنی و علائم اصلی آن نظیر ازهم گسخیتگی روان و بیان و همچنین تمایل به انزوا و مردم گریزی، نسبت و شباهت قابل توجهی دارد. براساس همین فرض، در این پژوهش تلاش شده است تا با روش تحلیلی-توصیفی، رمان «پارک شهر» از هانیه سلطان پور با توجه به تأثیر و تأثر اسکیزوفرنی و داستان، بررسی و تحلیل شود. برای دست یابی به مقصود نیز از نظریه برایان مک هیل درخصوص تمایز مدرنیته و پسامدرنیته در رمان استفاده شده است. نظریه ای که تفاوت رمان مدرن با نوع پسامدرن را در توجه ویژه اولی به موضوعات معرفت شناسانه دانسته است. نتایج نشان می دهد که وجود ویژگی هایی همچون ازهم گسیختگی روانی و به تبع آن زبانی، برون ریزی غیرارادی ناخودآگاه، هذیان آلودگی و توهم و همچنین گرایش به تنهایی و انزوا در راویان و شخصیت های آثار داستانی، می تواند ظرفیت مهمی برای برجسته کردن دغدغه های شناخت شناسانه در این آثار فراهم آورد. موضوعی که اثبات می کند رمان مدرن نسبت قابل توجهی با علائم و ویژگی های اختلال اسکیزوفرنی دارد.