فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۰۱ تا ۳٬۲۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
49 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به اهمیت تزلزل تولید معنای قطعی، رسیدن به معانی جدید و ساختارگریزی متن از دیدگاه متفکران پساساختارگرا چون دریدا و بارت پرداخته و همچنین به به مف اهیم مهم ی چون وارونگی تقابل های دوگانه، واسازی و بینامتنیت، تکثر دلالت ها، مرکزیت زدایی، مؤلف زدایی، آرایه، چندمعنایی، غیاب مدلول، توجه داشته است است. روش انجام تحقیق بر مبناى ماهیت توصیفى- تحلیلى بوده است و شیوه گردآورى اطلاعات به صورت ترکیبى (کتابخانه اى و میدانى) و تعداد نمونه 6 تصویر بود. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات نیز کیفی است. همچنین این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که رابطه ساختار و معنا در مجموعه آثار نقاشی هنرمندان معاصر پس از بر چیست؟ در این مقاله نگارنده پس از اشاره به مفاهیم نشانه شناسی ساختارگرا و پساساختارگرایانه از این مباحث در راستای خوانش آثار موردنظر پرداخته است و سعی شده تا به تحلیل در راستای سؤالات پژوهش بپردازد. نتایج به دست آمده از بررسی نمونه ها نشان می دهد که تمامی نظام منسجم و ساختارمند اثر دچار تعلیق و ویرانی است. بازی بی پایان دال ها به نحوی انسجام گریز، خوانشی نهایی از متن را ناممکن می کند. هدف پژوهش:بررسی رابطه ساختار و معنا در هنرهای معاصر.بررسی مفاهیم نشانه شناسی ساختار گرا و پساساختارگرایانه.سؤالات پژوهش:بررسی رابطه ساختار و معنا در هنرهای معاصر چگونه می باشد؟تحلیل مفاهیم نشانه شناسی ساختارگرا و پساساختارگرایانه چگونه می باشد؟
واکاوی نظام های عملکردی و کالبدی بازارهای تاریخی اسلامی بر مبنای احکام و مفاهیم دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان ظهور دین مبین اسلام، بازارها یکی از ارکان اصلی شکل دهند ه شالوده ی شهرهای اسلامی و مرکز حیات اجتماعی آن بوده اند؛ لیکن امروزه، جایگاه برخی از این بازارها، در رویارویی با نیازهای نوین جوامع و به تبع آن، نظام های توسعه شهری نامشخص بوده و آن ها را به پهنه ناکارآمدی و فرسایش کشانده است. این در حالی است که میان احکام تجارت در اسلام و سازوکارهای اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، خدماتی، مدیریتی، ویژگی های شهری و فضاهای وابسته به آن در بازارهای اسلامی، روابط معناداری وجود دارد. در این رهگذر، اگرچه جایگاه محوری بازار در خاور نزدیک، موردتوجه پژوهشگران در حوزه های گوناگون بوده است، لیکن، تاکنون مفهوم بازار بر پایه جهان بینی اسلامی و تأثیر آن بر این قسم از فضاهای عمومی شهری، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. بر همین اساس، پژوهش حاضر در تلاش است آن را با بهره گیری از روش پژوهش توصیفی- تحلیلی، مورد واکاوی قرار دهد. پژوهش ها نشان می دهند، بازارهای اسلامی اگرچه در امتداد سنت های کهن سرزمین های مفتوحه شکل گرفته اند، لیکن به مرورزمان آنچه نیازمندی های جامعه اسلامی بود به آن ها افزوده گردید و ماهیتی ویژه یافتند. تبلور این امر، در طیف وسیعی از نظام های عملکردی و کالبدی بازارها و تأثیر آن بر ساختار شهری قابل شناسایی است؛ به قسمی که در بازارهای اسلامی پایبندی به اصولی همچون الزام به فراگیری فقه در جهت کسب دانش و تخصص در پرداخت و تنظیم شیوه معاملات، رونق تولید و بهبود کیفیت کالا، تقویت معنویت، اخلاق مداری، ایجاد ارتباط سالم بین بازاریان و تأمین امنیت و ساماندهی فعالیت ها موجب اصالت معنایی و پایداری آن ها در ادوار گوناگون شده است و متناظر با هر یک از این احکام، نظام کالبدی ویژه ای در ساختار پدید آمده و تکامل یافته است. اصول یاد شده از توان تعامل با عناصر اصلی دستورالعمل های نوین مدیریت میراث جهانی (چهارچوب حقوقی، نهادی و منابع) برخوردار هستند و می توان از آن ها در روند «حفاظت کالبدی»، با توجه به رسالت وجودی و نقش هر کدام از اجزای بازارهای تاریخی اسلامی بهره گرفت و زمینه حفاظت پویا از این قسم از دارایی های میراثی شهرهای اسلامی و ترمیم فعالیت ها و فضاهای اصیل آن ها را فراهم نمود و مفاهیم و ارزش های غنی مستتر آن ها را به نسل کنونی و آینده انتقال داد.
واکاوی ساختار دوام و تسری فساد در شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه فساد در حوزه عمومی را پدیده ای پیچیده، سیستمی، نظام یافته و جمعی که گاهی اوقات از نظر اجتماعی عادی سازی شده است، تعریف می کنند. با فراگیری فساد در دو دهه گذشته، یک توافق کلی به وجود آمده است که فساد در برابر تلاش برای مهار آن مقاومت می کند. این در حالی است که تأکید عمده پژوهش های انجام شده معطوف بر شناسایی بسترهای شکل گیری فساد بوده است. بنابراین، تلاش پژوهش حاضر بر این است تا در قالب مفاهیم نوین شبکه ای و نظام مند فساد، ساختار دوام پذیری و تسری فساد را شناسایی کند. از آن جایی که حکومت های محلی یکی از محمل های اصلی فساد به لحاظ حجم کاری، میزان تعاملات، نوع فعالیت و منابع در اختیار هستند، هدف پژوهش حاضر، شناسایی ساختار «دوام و تسری فساد» در شهرداری تهران است. این پژوهش در دسته پارادایم تفسیرگرایی قرار می گیرد و در آن از تحلیل محتوای کیفی برای تفسیر داده های متنی منتج از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شده است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که «انحصار نظام قدرت» مهم ترین مفهوم شناسایی شده است، به گونه ای که «مرجعیت مراجع قدرت» و «نبود نظام ارزیابی» ناشی از هم پوشانی متقابل اشتراک و تعارض منافع، به ترتیب منجر به «تحکیم و تسری شبکه روابط فاسد» در ساختار شهرداری تهران شده است.
معنای مفهوم تجدد در ادبیات نمایشی میرزافتحعلی آخوندزاده بر مبنای نظریه «تاریخ مفهوم» راینهارت کوزلک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۴)
41 - 17
حوزههای تخصصی:
تاریخ مفهوم دانشی است که چگونگی تغییر و تحول معنای مفهوم یا مفاهیم بنیادین را در تاریخ تبیین می نماید و تاریخ را به واسطه مفاهیم روایت می کند. مفاهیم بنیادین مفاهیم فراگیری هستند که از یک سو موجب تغییراتی گسترده در جامعه می شوند و از سویی دیگر سرنوشت تاریخی یک ملت را نشان می دهند. از نظر راینهارت کوزلک تاریخ مفهوم دانشی بینارشته ای است که از تاریخ اجتماعی، زبان شناسی تاریخی و معناشناسی تاریخی بهره می برد و چارچوب نظری و روش شناسی خود را بر اساس رویکرد «تاریخی- انتقادی»، «اصل درزمانی و همزمانی»، «معناشناسی» و «همگرایی مفهوم و تاریخ» صورت بندی می کند. بر این اساس، مفاهیم به مثابه نیروهای آشکارکننده اندیشه ها، ساختار های اجتماعی و ایدئولوژیک عمل می کنند؛ و چون شأنی تاریخی دارند و در تاریخ رخ می دهند پس در نسبت با مقومات تاریخ هر کشور و ملتی می توانند معنا و کارکرد متفاوتی داشته باشند. با اتکا به نظریه تاریخ مفهوم، در این مقاله مفهوم تجدد، که شأنی بنیادین دارد، در ادبیات نمایشی مورد تأمل و بررسی قرار خواهد گرفت؛ این مفهوم شأنی بنیادین دارد زیرا با ورود به ایران _در دوره فتحعلی شاه قاجار_ موجب دگرگونی های اساسی در ساختار سیاسی و اجتماعی شد و پدیدارهای نوین و گوناگونی را پدید آورد که دلالت بر چگونگی رخدادگی و معنای تجدد در ایران داشتند. برای تبیین معنای این مفهوم بنیادین در آغازگاه تاریخ ادبیات نمایشی ایران، به تحلیل و بررسی انتقادی نمایشنامه های و آثار میرزافتحعلی آخوندزاده پرداخته خواهد شد؛ بدین شیوه که ابتدا معنا و مصادیق تجدد در آثار نمایشی او، بنا به اصل درزمانی، تفسیر و تعریف می شود و سپس، بنا به مقتضیات تاریخ مفهوم و وجود تعاریف متفاوت و متشابه تجدد در میدان اجتماعی زمانه آخوندزاده، تجدد در ادبیات نمایشی آخوندزاده با تعریف تجدد در اندیشه امیرکبیر، ناصرالدین شاه، ملکم خان و حاج سیاح بر پایه اصل همزمانی مورد تحلیل قرار خواهد گرفت و سرانجام معناشناسی مفهوم تجدد بر اساس نظریه تاریخ مفهوم صورت بندی خواهد شد. ضرورت چنین پژوهشی این است که تجدد به عنوان هستی ادبیات نمایشی، موضوع اصلی نمایشنامه های آخوندزاده بود و از همین رو باید دانست که چنین مفهوم بنیادینی، به صورت انضمامی و به دور از تعاریف لغتنامه ای و صورت بندی های از پیش تعیین شده، چه معنایی در سرآغاز تاریخ ادبیات نمایشی ایران داشته و چگونه در بخشی از تاریخ ایران بازنمایی شده و مصداق یافته است.
مسئله مسکن اقشار کم درآمد؛ کندوکاوی در باب موضوع عدم توانایی نظام مسکن رسمی در ایران در برآوردن نیاز مسکن اقشار کم درآمد جامعه براساس رویکرد اقتصاد سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۱
45 - 71
حوزههای تخصصی:
این مقاله تحولات نظام مسکن ایران را در طی سه دهه اخیر (۱۳۶۵-۱۳۹۵) بررسی می کند. علی رغم رشد کمی چشمگیر در طی این مدت، بازار مسکن ایران در برآوردن مناسب نیاز اقشار کم درآمد جامعه ناکام بوده است. کاهش شدید استطاعت پذیری مسکن، افزایش شدید نرخ اجاره نشینی در شهرها و افزایش روزافزون اسکان غیررسمی در حاشیه ها را به همراه داشته که خود گواه قطعی بر ناکامی نظام رسمی مسکن در ایران است. این مقاله از سه جنبه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به واکاوی چرایی این شکست در نظام مسکن ایران می پردازد. از جنبه اقتصادی، این مقاله با بررسی روند انباشت سرمایه در بازار مسکن و ارتباط ساختاری آن با اقتصاد ملی، پدیده کالایی شدن افراطی مسکن و گسترش سوداگری در آن را تشریح می کند. از جنبه سیاسی، عدم توفیق حاکمیت در اتخاذ سیاست های پایدار و غیرمتناقض در برابر مسئله مسکن که به خصیصه رانتی و توسعه گرا بودن حاکمیت در ایران نسبت داده می شود؛ و از جنبه اجتماعی تغییرات سریع جمعیتی و گسترش شهرنشینی که موجب دگرگونی در ساختار خانوار در ایران و متعاقب آن تغییر تقاضا شده است، مورد واکاوی قرار گرفته است. برهمکنش این سه، علت اساسی ناکامی نظام مسکن ایران در برآوردن نیاز اقشار کم درآمد برشمرده شده است.
تحلیل اسطوره ی (شاه لیر) با رویکرد اسطوره سنجی ژیلبر دوران (مطالعه موردی: تئاتر ملی لندن 2018)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۲)
71 - 83
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها دارای نمادها و نشانه هایی هستند که باعث باورپذیری اعتقادات و آیین ها در بین اقوام مختلف، در دوران های مختلف گردیده اند. نمادهای اسطوره ای به صورت داستان، هنر و فرهنگ در زندگی اجتماعی نمود پیدا می کنند و بیانگر دیدگاه های روان شناسانه در جامعه می گردند. از نظر ژیلبر دوران، اسطوره همانا نظامی است پویا از نمادها، کهن الگوها و نظامی که با تحریک محرکه هایی تلاش دارد که از طریق کهن الگوها و نمادها در اوج خود به روایت منتهی شود. تئاتر به عنوان رسانه ای مهم؛ قدرت اسطوره سازی را با ابزاری نظیر نقش و بازی بازیگران، صحنه و لباس و گریم به نمایش می گذارد. نمایشنامه ی شاه لیر یکی از شاهکارهای ادبی است که در این پژوهش اجرای نمایشنامه ی شاه لیر(2018 میلادی) با رویکرد اسطوره شناسی دوران، مورد نقد قرار می گیرد. هدف این پژوهش کنکاش در استخراج کهن الگوی غالب در وجود شخصیت شاه است و به دنبال یافتن جواب این سؤال است که عناصر نمادین در خلق شخصیت شاه لیر کدامند و چگونه می توان از طریق اسطوره سنجی ارتباط معنی داری را با مضمون اسطوره دریافت؟ این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها به روش اسنادی و مشاهده ی نمایشنامه صورت گرفته است. نتایج به دست آمده نشانگر آن است که عناصر نمادین در خلق شخصیت شاه لیر در نمونه ی آماری و با در نظر گرفتن اسطوره سنجی دوران، دارای دلالت های صریح و ضمنی مشهودی است که باعث ایجاد ارتباط بیشتر شخصیت با مخاطب خود شده است.
نقش عناصر معماری در باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۵
6 - 19
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی محصولی برآمده از فرهنگ ایرانی و دارای عناصر مصنوع و طبیعی است و در عین حال که اصولی ثابت و مشخص دارد، دارای تنوع زیادی است. به دنبال این تنوع، طراحی های مختلف برای عناصر باغ ایرانی مشاهده می شود. این پژوهش تنها به عناصر معماری باغ ایرانی می پردازد. اینکه یک عنصر معماری چرا به این شکل درآمده می تواند دلایل مختلفی داشته باشد و این دلایل از فلسفه و مبانی نظری آنها نشأت می گیرد. تاکنون مطالعات زیادی روی عناصر معماری باغ ایرانی انجام شده و به آنها از جوانب مختلف نگریسته شده است. اما عناصر معماری باغ ایرانی چه نقشی در طرح کلی باغ ایرانی ایفا می کنند؟ این عناصر بر اساس دلایل عملکردی، اقلیمی یا شکلی ظهور یافته یا عوامل دیگری در ظهور آنها دخیل بوده اند؟ یافتن پاسخ این قبیل پرسش ها می تواند یاریگر شناخت و چرایی تنوع در ظهور عناصر معماری در باغ ایرانی باشد. برای این منظور ده باغ منتخب در اقلیم های مختلف و با قدمت های متفاوت انتخاب شده تا عناصر معماری آنها بررسی شود. در بررسی دلایل مختلف شکل گیری هر یک از عناصر معماری در باغ های منتخب از ارزش گذاری کیفی و روش تحلیلی- توصیفی استفاده شده است. فراوانی نقش ها در بررسی هر یک از عناصر مشخص می کند که آن عنصر عمدتاً چه نقش غالبی در باغ دارد یا هر باغ عمدتاً دارای چه نقشی از عناصر معماری است. نتایج نشان می دهد که «دیوار» در باغ ایرانی دارای نقش عمدتاً عملکردی- اقلیمی، «ورودی» دارای نقش عمدتاً معناگرا و «کوشک» دارای نقش عمدتاً فضاگراست. به این ترتیب عناصر معماری در باغ ایرانی خیلی خودنمایی نکرده و بیشتر توجه مخاطب را به باغ و طبیعت معطوف می کنند.
استعاره های مفهومی در حوزه عرفان و هنر با تأکید بر ترکیبات گروه اسمی و عناصر نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
706 - 727
حوزههای تخصصی:
زبان عرفانی همواره از مفاهیم انتزاعی سخن می گوید و بدین جهت برای قابل درک شدن، پیوسته از استعاره های مفهومی که خود زنجیروار به هم پیوسته اند، بهره می گیرد. کاربرد استعاره های مفهومی در هر هنر و متنی، نشان از بینش گوینده و تجربه زیسته است که او دارد. تجربه های زیسته عارف که از برخورد با امور غیبی به دست می آید، به کمک زبان رمزی و استعاری، در انتقال مفاهیم به کار گرفته می شوند. در ترکیبات زبان عرفانی، بدون استفاده از استعارهای مفهومی، درک مفاهیم عرفانی آسان نخواهد بود. این پژوهش در چارچوب زبان شناسی شناختی و با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی، به معرفی برخی ترکیبات نو در عرفان پرداخته است. برای انجام این پژوهش، از سه فرهنگ دهخدا، سخن و عرفان، تعدادی از واژه های ترکیبی که به فارسی امروز نزدیک هستند، انتخاب و بررسی شده اند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و کتابخانه ای است. آنچه از دستاوردهای این پژوهش حاصل گردید بیانگر این امر است که استعاره ساختاری پربسامدترین نوع استعاره مفهومی در اصطلاحات عرفانی است و عارفان تمایل بیشتری به کاربرد معانی استعاری برای تولید و درک اسم های مرکب در حوزه عرفان دارند. استعاره توانمندترین ابزار زبانی در بیان شناخت عارفانه از هستی است که برای بیان معانی پیچیده، مبهم، عمیق و گاه ناگفتنی به کار گرفته می شود. در هنر اسلامی نیز نمادپردازی و کاربرد استعاره های مفهومی جایگاه مهمی دارد.اهداف پژوهش:تعیین فرایندهای شناختی دخیل در شکل گیری اسم های مرکب زبان فارسی (استعاره) در حوزه عرفان هنر.مشخص کردن میزان خلاقیت فرایند ترکیب باتوجه به چارچوب نظری بنسز.سؤالات پژوهش:فرایندهای شناختی دخیل در شکل گیری اسم های مرکب زبان فارسی (استعاره) در حوزه عرفان و هنر اسلامی کدام اند؟میزان خلاقیت فرایند ترکیب باتوجه به چارچوب نظری بنسز چگونه است؟
بررسی تأثیر پنجره ی تنفسی بر سیستم تهویه در ساختمان های درمانی دارای نمای دوپوسته در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
149 - 163
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر و هم زمان با آغاز بحران انرژی در جهان، توجه مجامع جهانی به مصرف بهینه ی انرژی به خصوص در ساختمان ها و جداره های خارجی آنها تبدیل به یکی از مهم ترین بخش ها در طراحی شده است؛همین امر باعث به وجود آمدن چالش های جدیدی در رابطه با کیفیت هوای داخل ساختمان، چگونگی تأمین هوای تازه و تهویه ی هرچه بهتر فضاها در صنعت ساختمان گردید.در این راستا تلاش ها در جهت بهتر شدن تهویه در حوزه ی ساخت وساز، اهمیت بسیاری یافته و هنگامی که این چالش در کنار گرایش به استفاده از سطوح شیشه ای در ساختمان ها به جهت بهره گیری از نور و استفاده ی حداکثری از تهویه طبیعی در فضاهای درمانی قرار گرفت، منجر به ابداع نوع جدیدی از پنجره گردید که تا حدودی به مشکلات با شیوه ای نوین پاسخ می دهد. هدف مقاله ی حاضر، معرفی و بررسی پنجره ی تنفسی و امکان سنجی آن به جهت کاهش مصرف انرژی و در نهایت ایجاد تهویه طبیعی در فضاهای درمانی است، چراکه در این گونه فضاها به جهت انتقال بیماری های واگیردار و بحث کنترل عفونت، اهمیت تأمین هوای تازه بیشتر می شود. برای دستیابی به این هدف،پژوهش ارائه شده با بهره گیری از روش تحقیق همبستگی و شبیه سازی با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر و انجام محاسبات عددی به بررسی پنجره تنفسی و میزان تأثیرگذاری آن در ایجاد تهویه حداکثری پرداخته تا در راستای آن به ساختاری بهینه با عملکردی مطلوب در اقلیم شهر تهران دست یابد.ازاین رو این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که استفاده از پنجره ی تنفسی چه تأثیری بر تهویه در نماهای دوپوسته در بیمارستان ها دارد؟نتایج پژوهش نشان می دهند که استفاده از این نوع پنجره با مشخصات ذکر شده در متن (هر دو جداره ی داخلی و خارجی دارای شیشه ی دوجداره) در مقایسه با حالت پایه (بدون شیشه دوجداره)؛سبب افزایش بهره وری نماهای دوپوسته به میزان %26.4 در بخش کاهش مصرف انرژی و مطلوب تر شدن کارایی تهویه نمای دوپوسته می شود.
قدرت نگاه خیره: سینما به مثابه ساز و کار نظارتی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
77 - 92
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل آپاراتوس سینمایی به مثابه یک تکنولوژی نظارتی پرداخته و نقش آن در شکل دهی، بازتولید و نقد مناسبات قدرت در جوامع مدرن را مورد بررسی قرار میدهد. این مطالعه با الهام از نظریات میشل فوکو، به ویژه مفهوم «سراسربین» و به روش ساختارشکنانه وی انجام گرفته است و بدین ترتیب، ماهیت نظارتیِ ساختار زیبایی شناختیِ کلاسیک سینما را از مسیر بررسی جایگاه دوربین، تکنیک های تدوین، روابط تماشاگر-پرده و تهیه کننده-تماشاگر، افشا می کند. یافته های تحقیق نشان می دهند که سینما از ابتدا با الگوهای نظارتی مدرن همسو بوده و با ایجاد لذت بصری و ارضای میل نظارتی مخاطب، نظارت را از یک امر تهدیدآمیز به تجربه ای لذت بخش تبدیل کرده است. اما از سوی دیگر، سینمای آگاه به ماهیت نظارتی سینما، تحت عنوان سینمای نظارت، با بهره گیری از ساختار نظارتی سینما، به نقد ابعاد مختلف نظارت در جوامع خود می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که سینما و فناوری های نظارتی مدرن رابطه ای تعاملی دارند؛ به طوری که زبان سینمایی الهام بخش طراحی تکنولوژی های نظارتی شده و هم زمان پیشرفت این فناوری ها بر شکل گیری ژانرهای جدید و بازنمایی پیچیده تر نظارت در سینما تأثیر گذاشته است. تحلیل های ارائه شده، علاوه بر تبیین پیوند سینما با نظارت، نشان دهنده اهمیت تجربه گسترده سینمایی توسط توده ها، در سیطره و پذیرش نظارت در جوامع مدرن است. از طرف دیگر، به توانایی بالقوه سینما در نقد و افشای پیامدهای اجتماعی، روان شناختی و سیاسی نظارت، پرداخته شده است. در پایان، پیشنهاد می شود مطالعات آینده به بررسی سینمای ایران در ارتباط با الگوهای نظارتی رایج در این جامعه بپردازند.
بررسی تطبیقی اصلاحات مالیاتی خسرو انوشیروان در شاهنامه و منابع کلاسیک اسلامی با تأکید بر شاهنامه شاه طهماسب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
168 - 187
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی میراث گران بهایی از تاریخ عصر باستان است که سراینده آن با حفظ امانت داری رویدادهای آن دوره را با جزییات به نظم کشیده است. فردوسی در آن اثر از سیاست ها و رخدادهای خسرو یکم – که کمال مطلوب دانش شاهی به شمار می رود، به طور مفصل سخن رانده است. روایت های او از اصلاحات مالیاتی خسروانوشیروان (۵۷۹ – ۵۳۱) مانند گزارش های متون کلاسیک اسلامی بسیار ارزشمند است و بسیاری از داده های آن متون در مورد اصلاحات مالیاتی انوشیروان در شاهنامه وجود دارد و برخی داده ها را تنها فردوسی روایت کرده است. هدف این پژوهش بررسی ارزش داده ها و جزئیات تاریخی شاهنامه در مورد اصلاحات مالیاتی انوشیروان و سنجش تطبیقی آن با سایرمتون کلاسیک اسلامی و بیان همانندی ها و تفاوت های روایات آن ها با تأکید بر شاهنامه شاه طهماسب می باشد که با استفاده از روش کتابخانه ای به صورت توصیفی – تحلیلی انجام شده است. فردوسی با دقت به اصلاحات مالیاتی خسرو یکم پرداخته و اطلاعات منحصربه فردی از نرخ های مالیاتی، رسم سه قسط، روش ابلاغ اصلاحات و... می دهد و بر بعضی متون کلاسیک اسلامی رجحان دارد و گاهی نیز از مبحثی چون تأسیس دیوان جدید سخن نمی گوید.اهداف پژوهش:بررسی اصلاحات مالی خسروانوشروان در شاهنامه فردوسی و منابع کلاسیک اسلامی.بررسی اصلاحات مالی خسروانوشروان در شاهنامه شاه طهماسبی.سؤالات پژوهش:اصلاحات مالی خسروانوشروان چه بازتابی در شاهنامه فردوسی و منابع کلاسیک اسلامی داشته است؟اصلاحات مالی خسروانوشروان در شاهنامه شاه طهماسبی چگونه منعکس شده است؟
کارکرد کنشی (عملی) محصولات در فرآیندهای طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنر/ هنرهای تجسمی دوره ۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۲۰)
103 - 113
حوزههای تخصصی:
تا چند دهه قبل، دانش «طراحی صنعتی»، بخش اساسی هر فرآیند تولیدی محسوب می شد که تنها، هدف تولید محصول برای برآوردن نیازهای پایه ای استفاده کنندگان نهایی را دنبال می کرد، اما امروزه تنها برآورد نیاز کافی نیست، بلکه روش برآورد نیاز، کیفیت آن و خواسته های تمامی عاملین مرتبط با محصول ِطراحی شده، نیز اهمیت ویژه ای یافته و درنتیجه، اساس این دانش به سمت ارزش های سه گانه کارکردی (کنشی، زیبایی شناختی و نمادین) کشیده شده است که هدف آن ها ایجاد رابطه ای پایدار میان محصولات و استفاده کنندگان است؛ این مهم در «کارکرد کنشی» زمانی صورت خواهد پذیرفت که فرم مناسبی برای چگونگی تحقق آن با همه جوانب و ظرایف وجود داشته باشد. از سوی دیگر طراحی صنعتی فرآیندهای متعدی را شامل می شود که به طور عام می توان به فرآیندهای مرتبط با «طراحی-ساختن» و فرآیندهای مرتبط با «استفاده» (استفاده، تعمیر و نگهداری، نگهداری و نوسازی) اشاره کرد که به ترتیب در حوزه توانایی و اقدام «عاملینِ طراح - سازنده» و «عاملینِ استفاده کننده» هستند و ازآنجاکه «کنش استفاده از مصنوع» در مقایسه با «کنش طراحی و ساخت» آن، نقش اصلی تری در تعیین نوع فنی مصنوع دارد و استفاده کنندگان با اطلاق کارکردهای خاص به یک شئ، آن را به یک مصنوع خاص تبدیل می کنند؛ بنابراین در فرآیندهای طراحی صنعتی پیش بینی و تمهید روابط شکل گرفته میان مصنوعات فنی طراحی شده و استفاده کنندگان، الویّت پیدا می کند. پژوهش نظری حاضر، هدف واکاوی در کارکرد کنشی محصولاتِ طراحی صنعتی در فرآیندهای ساخت، تولید و استفاده را در دستور کار قرار داده و با روشی توصیفی- تحلیلی به تشریح آن در سه گونه «کارکردهای مأخوذ از طراحی»، «ناظر به موقعیت» و «ناظر به کاربرد» پرداخته است.
تبیین کارکردهای اجتماعی عکس های واکر اونز در مواجهه با رکود بزرگ اقتصادی
منبع:
مطالعات هنر سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵)
33 - 58
حوزههای تخصصی:
در دوره های مختلف تاریخی، عکاسی مستند به عنوان ابزاری اجتماعی و فرهنگی، توانسته بازتاب دهنده مسائل و تحولات مهم باشد. در دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا واکر اونز با آثار مستند خود، چالش های اقتصادی و اجتماعی جامعه را به تصویر کشید. مسئله این پژوهش، بررسی نقش اجتماعی عکاسی مستند در بازتاب و تحلیل شرایط اجتماعی دوران بحران است. اهمیت این موضوع در آن است که شناخت کارکردهای اجتماعی عکاسی می تواند به افزایش آگاهی و همبستگی اجتماعی کمک کند. هدف اصلی مقاله، تحلیل آثار واکر اونز درزمینه مستندسازی شرایط اجتماعی دوران رکود بزرگ اقتصادی در آمریکا و تأثیر آن بر تحولات اجتماعی است. روش تحقیق این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و از رویکرد جامعه شناسی هنر برای تفسیر آثار استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که عکس های اونز علاوه بر بازتاب واقعیت های اجتماعی، به مثابه ابزاری جهت آگاهی بخشی و جلب توجه عمومی به معضلات اجتماعی عمل کرده و در ایجاد تغییرات مثبت اجتماعی مؤثر بوده است. نتیجه گیری مقاله بر اهمیت عکاسی مستند به عنوان رسانه ای اجتماعی تأکید می کند و پیشنهاد می شود که پژوهش های بیشتری درباره تأثیر هنرهای بصری بر مسائل اجتماعی انجام گیرد تا از این ظرفیت برای بهبود شرایط اجتماعی استفاده شود.
بررسی مؤلفه های «استعمار مضاعف» در نمایش نامه عروسک خانه اثر تانیکا گوپتا بر اساس آرا اسپیواک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸
19 - 31
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیشِ رو چالش های زنان و مردانِ جامعه هند را در نمایشنامه عروسک خانه اثر تانیکا گوپتا بررسی می کند درحالی که زمان نمایشنامه به برهه ای از تاریخ مربوط می شود که کشور هند تحت استعمار انگلستان بوده است. گایاتری چاکراورتی اسپیواک، یکی از نظریه پردازان معتبر در حوزه مطالعات پسااستعمار است که با ارائه نظریاتی پیرامون بحث طبقه، نژاد و جنسیت با رویکردی واسازانه، خالق مفهوم «فرودست» بوده و وضعیت حاشیه ای زنان را، در چنین جوامعی، به پرسش می گیرد. بنابراین، آرا او به واکاوی نمایشنامه ای چون عروسک خانه یاری خواهد رساند. تانیکا گوپتا نویسنده ای بنگالی-بریتانیایی است که این نمایشنامه را در سال 2019 نوشته است. در مواجهه با نمایشنامه عروسک خانه، این پرسش مطرح می شود که آیا سرکوب استعماری از ورای شکاف نژادی می تواند جنسیت زن را بیش از مردان، دیگری سازی کرده و به حاشیه براند؟ پاسخ به این پرسش، کاری است که این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی انجام داده و گمان بر این است که دستاوردهای استعمارگران بر مبنای شکاف نژادی ایجاد شده از گفتمان استعمار بوده و سرکوب بدین وسیله توجیه شده است، درحالی که جنسیت زنْ نسبت به هم نوعِ مردِ خود بیشتر احساس دیگری بودن را تجربه می کند. این در حالی است که از دید استعمارشدگان نیز، استعمارگران بیگانه و دیگری اند که این مسئله نشان دهنده رابطه متزلزل و رفت وآمدی میان استعمارگران و استعمارشدگان است.
بررسی تأثیر فضای نیمه باز و سطوح بازشو در تناسبات بصری و زیبایی شناسی گونه های مختلف خانه های بومی گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۱)
276 - 291
حوزههای تخصصی:
معماری بومی گیلان مجموعه ای از الگوهای متنوعی ست که با توجه به نیازهای ساکنین، آسایش حرارتی و اقلیم شکل گرفته است. در این معماری، سطوح بازشو و فضاهای نیمه باز از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و تا حد زیادی بر تنوع گونه های آن تأثیر گذاشته است. به نظر می رسد به جز مسائل اقلیمی، این عناصر بر تناسبات و زیبایی شناسی مسکن بومی گیلان تأثیرگذار بوده اند. در این مقاله، به بررسی ارتباط بین این عناصر با تناسبات بصری و زیبایی شناسی از دید متخصصان در الگو خانه های گیلان مبتنی بر سه تقسیم بندی اقلیمی متفاوت شامل جلگه، کوهستان- کوهپایه و ساحلی می پردازیم. تناسبات به وسیله تحلیل سیستم های تناسباتی، مدول پایه، چندگانه و تناسبات طلائی و زیبایی شناسی براساس پنج متغیر تعادل، زیبایی، شفافیت، یکنواختی و وحدت، مورد بررسی قرارمی گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نمونه های اقلیم کوهستانی-کوهپایه ای بالاترین امتیاز را ازنظر متغیرهای زیبایی شناسی و همچنین سیستم ارزیابی تناسبات کسب کرده است. همچنین خانه های منتخب هر دسته بندی شامل خانه مرادی (بخش جلگه)، بهزادی (بخش کوهپایه) و خانه موسوی (بخش ساحلی) است که هر دو امتیاز ارزیابی را کسب کرده اند.
تدوین الگوی انتقال فناوری در صنعت نفت و گاز پارس جنوبی از منظر یادگیری تکنولوژیک با تأکید بر تداوم کارکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۳
32 - 56
حوزههای تخصصی:
این تحقیق باهدف تبیین الگویی اثربخش در زمینه عملیاتی سازی انتقال فنّاوری در صنعت نفت و گاز پارس جنوبی با رویکرد یادگیری فناوری های پیشرفته و با تأکید بر تداوم کارکردهای اساسی صنایع نفت و گاز پارس جنوبی انجام شده است. مطالعه تجربیات اجرای فازهای 24 گانه پارس جنوبی در دو بخش تقسیم می گردد که در بخش اول بخشی از فازها توسط پیمانکاران صاحب تکنولوژی خارجی تا قبل از تحریم ها به بهره برداری رسیده و مابقی فازها توسط سازمان های پروژه محور داخلی انجام شده است که در این مطالعه مدل اجرایی و بومی مبتنی بر یادگیری تکنولوژیک استخراج گردیده است. انجام جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید منتخب دانشگاه، خبرگان و متخصصان تکنولوژی، معاونین، مشاورین، مدیران، رئیس قسمت ها در شرکت های نفتی و حوزه پدافند غیرعامل با حجم جامعه آماری 380 نفر است. مطالعه در زمره تحقیقات کاربردی و از جمله تحقیق های آمیخته اکتشافی است که در دو مرحله کمی و کیفی انجام می پذیرد. نخست محقق بر اساس روش های کیفی داده بنیاد (گراندد تئوری) به شناسایی شاخص ها در حوزه انتقال فناوری صنعت نفت می پردازد، پس از احصاء شاخص ها، با استفاده از روش های کمی معادلات ساختاری به اولویت بندی و انتخاب معیارهای مؤثر بر مدل طراحی شده می پردازد که نتیجه این پژوهش معرفی الگوی مؤثر انتقال فناوری در راستای بومی سازی، انتقال و یادگیری تکنولوژی باتوجه به تجربیات اجرای فازهای پارس جنوبی در حوزه های طراحی، تأمین کالا، ساخت و راه اندازی زیرساخت های تأمین انرژی برای تداوم کارکرد زنجیره خدمات رسانی زیرساخت های صنعت نفت و گاز به عنوان یکی از مفاهیم اساسی پدافند غیرعامل، به عنوان خروجی تحقیق ارائه می گردد.
شناسایی و اولویت بندی مخاطرات ایمنی قابل پیشگیری در پروژه های انبوه سازی با استفاده از روش تلفیقی تصمیم گیری چند معیاره با رویکرد مدل سازی اطلاعات ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
1 - 18
حوزههای تخصصی:
عملیات ساختمانی، به عنوان یکی از مخاطره آمیزترین بخش ها در بروز حوادث ناشی از کار قرار دارد. از طرفی، به دلیل آنکه فعالیت های ساختمان سازی در نقاط مختلف و به صورت پراکنده می باشند، لذا نظارت بر ایمنی در آنها بسیار چالش برانگیز است. علی رغم مزایای پیاده سازی مدیریت ایمنی در پروژه های ساخت وساز، به دلیل فقدان آگاهی طراحان نسبت به پیش نیازها و عدم ملاحظات ایجاد سیستم مدیریت ایمنی و همچنین نبود ابزارها و تکنولوژی های نوین در مرحله طراحی پروژه های ساخت، این سیستم هنوز آن چنان که باید مورد ارزیابی قرار نگرفته است. مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) یکی از آن فناوری هایی است که به تازگی در میان مدیران پروژه ها محبوبیت یافته است که از مهم ترین کاربردهای آن می توان به قابلیت های منحصربه فرد آن در ایمن سازی محیط پروژه ها اشاره نمود. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و اولویت بندی مخاطرات ایمنی قابل پیشگیری در پروژه های انبوه سازی با استفاده از روش تلفیقی تصمیم گیری چند معیاره فازی با رویکرد مدل سازی اطلاعات ساختمان است. برای این منظور، در این پژوهش، علاوه بر مصاحبه با کارشناسان و خبرگان مربوطه در زمینه مورد مطالعه، از نتایج مطالعات صورت گرفته توسط سایر پژوهشگران بهره گرفته شد و معیارهای مهم بر کاهش مخاطرات قابل پیشگیری در پروژه های انبوه سازی، شناسایی شد. سپس با استفاده از روش سوآرا (SWARA)، معیارهای شناسایی شده، وزن دهی شدند و در ادامه با استفاده از روش واسپاس (WASPAS) این معیارها برحسب اهمیت، اولویت بندی گردیدند. یافته های حاصل از پژوهش حاضر، نشان داد که معیار سیستم مدیریت ایمنی با 54657/0Qi= به عنوان مهم ترین عامل در راستای کاهش مخاطرات ایمنی قابل پیشگیری در پروژه های انبوه سازی با رویکرد مدل سازی اطلاعات ساختمان، مطرح می باشد.
تحلیل فضایی آسیب پذیری کالبدی – اجتماعی شهر ارومیه در برابر بحران زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۱
1 - 19
حوزههای تخصصی:
از گذشته تابه حال، همواره وقوع زلزله به طور گسترده ای تهدیدکننده بوده و ضرورت کاهش آسیب پذیری شهرها در برابر زلزله، به عنوان یکی از دغدغه ها اصلی برنامه ریزی شهری محسوب می شود. در همین راستا پهنه بندی آسیب شناسانه از میزان و نوع واکنش به زمین لرزه به کمک روش های موثر می تواند تاب آوری شهر در مواجهه با زمین لرزه را به طور قابل توجهی افزایش دهد. در پژوهش حاضر، آسیب شناسی کالبدی – اجتماعی شهر ارومیه در برابر بحران زلزله، مورد بررسی قرار گرفت. نوع این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی می باشد. برای سنجش آسیب پذیری کالبدی و اجتماعی شهر ارومیه از 15 شاخص بهره گرفته شد. داده های مورد نیاز نیز از طرح های جامع و آمارنامه های سال 1395، استخراج شده اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از مدل های آمار فضایی و خود همبستگی فضایی در نرم افزارGIS استفاده شده است. نتایج تحقیق جهت پاسخ به سؤال تحقیق، حاکی از آن است که، بخش های مرکزی شهر ارومیه نسبت به بخش های حاشیه ای از لحاظ شاخص کالبدی، آسیب پذیر تر هستند. وضعیت شاخص های اجتماعی در سطح مناطق شهر ارومیه، آسیب پذیری متوسطی را نشان می دهد. این آسیب پذیری در بعد کالبدی 58 درصد و در بعد اجتماعی، 41 درصد برآورد شد. نتایج مدل آرد جی نیز گویای خوشه ای بودن توزیع آسیب پذیری کالبدی و اجتماعی در سطح مناطق شهر ارومیه است.
ارائه مدل مفهومی منظر سلامت برمبنای مکانیزم های ادراکی/ تکاملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
۶۵-۵۱
حوزههای تخصصی:
اهداف: این مطالعه قصد دارد تا با مرور برخی تئوری های مهم و تعیین کننده در رابطه بین منظر و سلامت به یک مدل مفهومی کل نگر از رابطه سلامت در حوزه منظر دست یابد. روش ها: تنوری ها در زمینه منظر سلامت با استفاده از روش تحلیلی_توصیفی در دو دسته مورد بررسی قرار گرفتند: دسته اول به بررسی مکانیزم های موجود در رابطه بین سلامت و منظر و چرایی تاثیرات منظر بر سلامت افراد می پردازد. حال آنکه دسته دوم با بررسی ابعاد کمی و کیفی مناظر سعی می کند تا اثرات آنها را بر سلامت افراد بسنجد. یافته ها: بررسی ها نشان دادند که تئوری های مرتبط در این زمینه که در ابتدا بر پایه وجهی صرفا عینی یا ذهنی شکل گرفته اند، بتدریج و در سیر تکامل خود به نوعی با مفهوم جامع و کل نگر منظر همگرا شده و بر وجوه توامان عین و ذهن در بررسی منظرسلامت تاکید دارند. این امر سبب شکل گیری رویکردی در حوزه منظر شده که با پررنگ دانستن نقش فرد، جامعه و محیط، سلامت منظر را امری نسبی دانسته که از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود. نتیجه گیری: حضور عاملیت فردی (مهارت ها و ظرفیت های تطبیقی یک فرد) و ابعاد اجتماعی- محیطی در تعریف امروزی سلامت در سایر حوزه ها، نشان دهنده وجود یک توافق بین رشته ای و صحتی بر این همگرایی است. این مقاله نشان می دهد که با اتکا بر ادراک می توان این وجوه به ظاهر متضاد را در کنار هم قرار داده و به مدلی معنادار و کل نگر در رابطه با منظر سلامت دست یافت.
حفاظت و مرمت دیگ چه سفالین متعلق به عصر آهن در تپه سگزآباد دشت قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفال یکی از با ارزش ترین دست ساخته های انسان بوده که در گذر زمان، فنّاوری ساخت و کاربرد آن دچار تغییراتی شده است. در بیشتر کاوش های باستان شناسی آثار سفالین بخش عمده ای از یافته ها را به خود اختصاص می دهند که بیشتر این آثار دارای آسیب های رایجی مانند شکستگی و ترک و در مواردی لایه لایه شدن بدنه هستند که نیاز به پژوهش و اقدامات حفاظتی و مرمتی خاصی دارند. در این مقاله یک نمونه دیگچه سفالین که متعلق به تپه سگزآباد دشت قزوین و مربوط به عصر آهن بوده، مورد مطالعه قرار گرفته است. از جمله اقداماتی که در این طرح بر روی اثر مذکور انجام شده است، می توان به شناخت دقیق فن ساخت و آسیب های به وجود آمده بر روی بدنه و دلایل ایجاد آن ها اشاره کرد. در این مسیر از روش های بررسی دستگاهی همانند XRF و مطالعات تاریخی- تطبیقی بهره گرفته شده است. نتایج بررسی های صورت گرفته، به انتخاب شیوه مرمت و سایر اقدامات حفاظتی مورد نیاز اثر کمک کرد. در نهایت شئ مرمت شده برای جلوگیری از آسیب های ثانویه در جعبه ای که برای آن طراحی شد، قرار گرفت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که هر اقدام مرمتی و حفاظتی به فراخور مورد، نیازمند بررسی ها و مطالعات تطبیقی، آسیب شناسانه و در مواردی فن شناسانه است.