ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۳٬۱۰۴ مورد.
۱.

مطالعه تطبیقی شخصیت پروتاگونیست در انیمیشن های سینمایی سندباد: افسانه هفت دریا و فهرست مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
پروتاگونیست، شخصیتی است که معمولاً از بیشترین میزان همدلی از طرف مخاطب در فیلم نامه برخوردار است. اگرچه آثار ادبی و نمایشی کلاسیک، تصویری مطلق از خوبی را از این شخصیت به مخاطب نشان می دهند، آثار مدرن سعی بر این داشته اند که ذات خاکستری پروتاگونیست را به تصویر بکشند. در رسانه انیمیشن هم به همین صورت است و نمونه های بارز آن انیمیشن آمریکایی سندباد: افسانه هفت دریا و انیمیشن ایرانی فهرست مقدس هستند. این دو اثر منتخب دارای قهرمان هایی با جنبه های منفی و شخصیتی خاکستری هستند. پژوهشگران در این مقاله با تحلیل قهرمانان اصلی این آثار به بررسی فرایند شکل گیری و تأثیرگذاری شخصیت پردازی آن ها بر مخاطب می پردازند. برای انجام این پژوهش از نظریات رابرت مک کی، جان تروبی و دین موشوویتز استفاده شده است. مک کی بر بُعد شخصیت برای عمیق تر شدن آن، تروبی بر جایگاه قهرمان در شبکه شخصیت و موشوویتز بر ایجاد همدلی بین مخاطب و شخصیت تأکید می کنند. روش انجام این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تطبیق آثار در مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی انجام می پذیرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که گرچه ساخت پروتاگونیست و قهرمان هایی که دارای صفات اخلاقی منفی هستند مسئله ای غیرعادی به نظر می رسد، اما خلق آن ها باعث ایجاد تنش های متفاوت و مثبتی در فیلم نامه های انیمیشنی می گردد.
۲.

مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه مبتنی بر آرای فلسفی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
این پژوهش به تحلیل پدیدارشناسانه نحوه مواجهه مخاطب با فضای شنیداری تعزیه می پردازد. هدف اصلی تبیین ساختار یکپارچه این تجربه بر اساس پدیدارشناسی بدنمند موریس مرلوپونتی است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی-فلسفی بوده و چارچوب نظری آن بر مفاهیم کلیدی مرلوپونتی نظیر بدنمندی و لحمیت استوار است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که مفاهیم پدیدارشناسی بدنمند چگونه می تواند تجربه مخاطب از تعزیه را تبیین کند. بدین ترتیب شنیدن، دیدن و لمس در تعزیه از مرز تفکیک شده ی حواس عبور کرده و در قالبی حس آمیز، تجربه ای واحد و زیسته پدید می آورند. این درهم تنیدگی، باعث می شود مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه بخشی از رخداد آیینی شود؛ یعنی صوت، تصویر و حرکت در بدن او جذب و با زیست جهان شریک می گردند. از این منظر، تعزیه الگویی است برای تحقق عملی نظریه ی ادراک مرلوپونتی که در آن جهان، بدن و معنا در یک کنش پدیدارشناسانه ی واحد تجسد می یابند.
۳.

میراثی از تعالی و نویدبخش نوزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۶
تنها چند سال از حضورم در دانشگاه تهران می گذشت که رئیس وقت دانشکده هنرهای زیبا با نگاهی آینده نگرانه، با هدف ارتقاء کیفی تحقیق های هنریِ، ابتکار تأسیس نشریه ای علمی–پژوهشی را مطرح کرد. نخستین شماره مجله هنرهای زیبا را در سال ۱۳۷۴ (۱۹۹۵ میلادی) منتشر کردیم؛ نشریه ای جامع که تمامی حوزه های متنوع هنریِ آموزشی در دانشکده را دربر می گرفت و به سرعت جایگاه خود را به عنوان پیشگام نشریات علمی-دانشگاهی هنر در ایران تثبیت کرد. هرچند این نشریه در امتداد سنتی پربار از مجلات عمومی هنر—همچون شرف، اندیشه و هنر، هنر و مردم، سینما، هنر و معماری و خروس جنگی که بسیاری از آن ها امروز دیگر منتشر نمی شوند—شکل گرفت، اما فصل تازه ای را در پژوهش های دانشگاهیِ حوزه هنر رقم زد. از آغاز تأسیس نشریه تاکنون، در جایگاه های گوناگون با آن همکاری داشته ام و رشد چشمگیر آن را از نزدیک شاهد بوده ام؛ رشدی که در نهایت به شکل گیری سه نشریه تخصصی در حوزه های مختلف هنری انجامید. در میان آن ها، نشریه هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی برای نخستین بار در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) پا به عرصه وجود گذاشت. مأموریت ما همواره ترویج پژوهش های نظری و تجربی در گستره تئاتر، اجرا، سینما، رادیو، موسیقی کلاسیک و معاصر، موسیقی سنتی ایرانی، رسانه های نوین، و نیز زیبایی شناسی، فلسفه و آموزش هنرهای نمایشی بوده است. ما نیز بسان بسیاری از نشریات در سطح جهان، با چالش های متعددی همانند یجاد توازن میان محدودیت های مالی و آرمان های کیفی، انطباق با ضوابط و مقررات ملی، و هماهنگی با استانداردهای بین المللی پیوسته در حال روبرو بوده ایم. با این حال، همواره بر تعهد خود نسبت به رسالت های هنری و گسترش گفتمان و پژوهش و امانت داری علمی پایدار مانده ایم. شماره جاری در بهار ۱۴۰۵ (۲۰۲۶میلادی) که هم زمان با آیین فرهنگی نوروز و تازه شدن طبیعت متقارن شده است، نقطه عطفی جدید به شمار می رود. خرسندیم که بخش تازه ای را معرفی می کنیم: ستون سخن سردبیر که از این پس به قلم اعضای هیئت تحریریه یا دبیران مهمان نوشته خواهد شد. در حالی که این شماره را نهایی می کنیم، با افتخار خاطر نشان می سازیم که هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی در حال حاضر تنها نشریه علمی دانشگاهی در ایران در حوزه موسیقی و هنرهای نمایشی است که موفق به کسب رتبه «الف» از کارگروه ّهای ارزیابی نشریات علمی کشور شده است. در تأمل بر عوامل این دستاورد، پیش از هر چیز باید به این اشاره کرده که مجله در مجموعه و پیشینه رفیع جایگاه دانشگاه تهرانُ، نخستین دانشگاه مدرن ایران ، منتشر شده است. در این مسیرهمچنین مدیون بسیاری هستیم: همکاران و گروه اجرایی پرتلاشی که مسئولیت های روزمره اداری و تحریری را با دقت و حرفه ای گری به انجام می رسانند؛ داوران گران قدری که با ارزیابی های دقیق خود به ارتقای کیفیت مقالات یاری می رسانند؛ و بیش از همه، اعضای هیئت تحریریه که از دانشگاه ها و مراکز علمی گوناگون در ایران و خارج از کشور گرد هم آمده اند. این اعضاء نه تنها اعتبار علمی خویش را به این نشریه بخشیده اند، بلکه با هدایت و همراهی مستمر خود، آن را در راه دستیابی به استانداردهای بالاتر رهنمون ساخته اند. بدین وسیله مراتب سپاس و قدردانی صمیمانه خود را از تمامی کسانی که در گذشته و حال در شکل گیری و تداوم این نشریه سهم داشته اند، ابراز می دارم. امیدوارم، با تداوم این حمایت ها و راهنمایی ها، هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی در آینده نیز جایگاه خود را به عنوان نشریه ای پیشرو در حوزه موسیقی و هنرهای نمایشی بیش از پیش پاس دارد و تثبیت کند.
۴.

مطالعه مؤلفه های پُست مدرنیست در سینمای معاصر ایران (موردپژوهی فیلم های شیرین و فروشنده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
ین پژوهش با هدف بررسی و تحلیل بازنمود مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای معاصر ایران انجام شده است. مدرنیته با گسست از سنت پا به عرصه گذاشت اما در دوره پست مدرنیسم نتایج و المان هایی آن مورد تردید و بازنگری قرار گرفت. سینما نیز به عنوان رسانه ای پویا در جهان متأثر از مؤلفه های پست مدرنیسم تحول یافته است. گفتمان دوره پست مدرن با مؤلفه هایی چون گسست زمان، فروپاشی کلان روایت ها، بینامتنیت، عدم قطعیت و از بین رفتن مرز واقعیت و هنر در دهه 90 میلادی به انحای گوناگون در سینما بازنمود داشته است. سینمای ایران نیز مستثنا نبوده و بررسی مؤلفه های پست مدرن در آن مورد توجه و ضروری به نظر می رسد. ازاین روی مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های سینمای پست مدرن در سینمای ایران است. روش پژوهش کیفی-نظری با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل متون نظری با تأکید بر آرای نظریه پردازانی چون ژان فرانسوا لیوتار و ژان بودریار جمع آوری شده است. به منظور آشکارسازی مسئله، دو فیلم شاخص از سینمای معاصر ایران، یعنی شیرین (عباس کیارستمی) و فروشنده (اصغر فرهادی)، به عنوان مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده اند. تحلیل دو فیلم منتخب از سینمای معاصر ایران نشان داد که مؤلفه های پست مدرن به طور بارز در آثار فیلم سازان ایرانی بازتاب یافته است، هرچند بستر روایی آن ها متفاوت است. یافته اصلی این پژوهش، تمرکز هر دو فیلم بر شکستن مرزها و پرسشگری است. این امر از طریق روابط بینامتنی (استفاده از سایر هنرها و آثار مختلف)، مخدوش کردن مرز واقعیت و تخیل/حریم خصوصی، مشارکت دادن مخاطب در ابهامات اثر و خطاب قرار دادن ماهیت سینما محقق شده است. این شیوه، بیانگر رشد محتوایی و پیشرفت فرمال در سینمای ایران بوده که هدف آن آشنازدایی و فعال سازی ذهن مخاطب برای مطالبه گری است. این یافته ها نشان می دهد که سینمای معاصر ایران به طور فعال درگیر گفتمان های جهانی است و مؤلفه های پست مدرن را نه تنها در محتوا بلکه در فرم های روایی نیز بازتولید می کند.
۵.

فرامتن های تاریخی نمایشنامه های گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ نوشته محمد رضایی راد بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
این پژوهش خوانشی فرامتنی از سه نمایش نامه گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ اثر محمد رضایی راد، با رویکرد تاریخی و بر اساس نظریه ترامتنیت «ژرار ژنت» ارائه می دهد. رضایی راد با بهره گیری از ظرفیت های ترامتنی، تاریخ را نه به عنوان بازنمایی گذشته بلکه به مثابه ابزاری برای نقد اکنون و احیای سوژه انقلابی به کار می گیرد. این پژوهش از منظر ماهیت، تحلیلی-تطبیقی است. روش تحقیق بر مبنای تحلیل کیفی و با استفاده از رویکرد ترامتنی ژرار ژنت انجام شده است. داده ها از طریق مطالعه دقیق متون نمایشی و منابع کتابخانه ای (آثار رضایی راد و متون بنیامین) جمع آوری شده اند. این مقاله نشان داد رضایی راد در آثار خود به ویژه در سه نمایش نامه گزارش خواب، فعل و فرشته تاریخ به طرح مسائل تاریخی و فلسفی می پردازد که نشان دهنده تأثیرپذیری او از مکتب مارکسیسم و اندیشه های والتر بنیامین است. فرامتن های موردنظر در 5 قالب فرمی پیرنگ، شخصیت پردازی، دستور صحنه، مضمون و دیالوگ حضور دارند و عمدتاً تحت تأثیر «پروژه پاساژها»، مقاله «در باب زبان» و «تزهایی درباره مفهوم تاریخ» بنیامین هستند. هدف رضایی راد از به کارگیری این فرامتن های تاریخی با انگیزه های مارکسیستی نظیر دعوت مخاطب به زیست انقلابی و آگاهانه، بازخوانی تاریخی با جانب داری از ستمدیدگان، نقد دیدگاه پیشرفت گرا به تاریخ و تحقق نظریه «زیبایی شناسی شکست» همراه است. رضایی راد با تلفیق تاریخ، فلسفه و فرم های نمایشی توانسته است مفاهیمی مانند پراکسیس، آگاهی تاریخی، نقد پیشرفت گرایی و زیبایی شناسی شکست را به صورت نمایشی در آثارش بازتاب دهد.
۶.

اسطوره کاوی ضحاک در ادبیات نمایشی ایران (مطالعه موردی نمایشنامه های دهه پنجاه خورشیدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
این پژوهش کیفی و تحلیلی است و با رویکرد اسطوره کاوانه به بازآفرینی اسطوره ضحاک در ادبیات نمایشی ایران در دهه پنجاه خورشیدی می پردازد. مبنای نظری پژوهش آن است که هر دوره تاریخی با رجوع به اساطیر، معنا و کارکردی تازه برای آن ها می آفریند. در این پژوهش با معرفی اجمالی اسطوره ضحاک و با کنار گذاشتن افق مبدأ یا همان بافت باستانی شکل گیری اسطوره، چندوچون خوانش های این اسطوره در بافت سیاسی-اجتماعی ایران معاصر در نمایشنامه های این دوره موردمطالعه قرار گرفته اند. در این راستا بدون توجه به اصالت روایت در این آثار، به استدلال تفاوت های موجود در این روایت ها در بافت اجتماعی خلق اثر و بازنمایی گفتمان های سیاسی این دهه پرداخته شده است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان این گونه بیان کرد که روایت کهن اسطوره ضحاک در بستر پرتلاطم تغییرات اجتماعی ایران در دهه پنجاه خورشیدی با تغییرات فراوانی در ادبیات نمایشی این دوره بازآفرینی شده است و این بازآفرینی ها، اسطوره را به نمادی از تلاش در جهت تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی و نقد قدرت حاکم تبدیل کرده اند. نتیجه گیری حاکی از آن است که بازآفرینی های صورت گرفته نه تنها به تفسیرهای جدید از اسطوره منجر شده اند، بلکه نقش مهمی در انتقال پیام های اجتماعی و سیاسی انتقادی آن دوره ایفا کرده اند.
۷.

لوتی ها در خرم آباد: تحلیل عوامل جامعه شناختی مؤثر بر فاصله اجتماعی و نزول منزلت یک گروه موسیقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
لوتی های خرم آباد، از خرده فرهنگ های فعال در عرصه موسیقی محلی ایران، نمونه ای گویا از تأثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی بر تداوم یا زوال منزلت موسیقایی در یک جامعه محلی اند. این گروه که از کولی ها منشعب شده و موسیقی را از فرهنگ میزبان اخذ کرده اند، با وجود این پیوند فرهنگی، به دلایل مختلف شأن چندانی ندارند و جامعه فاصله گذاری خود را حفظ می کند. لوتی ها در گذشته نقشی مهم در پیوند موسیقی با آیین ها و شادی های عامه داشتند و بخشی از حافظه موسیقایی لرستان را شکل داده اند. موسیقی در زندگی آنان نه تنها ابزار معیشت، بلکه مؤلفه اصلی هویت فرهنگی و ابزار بیان احساسات جمعی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر نزول جایگاه اجتماعی و چگونگی شکل گیری فاصله گذاری جامعهٔ میزبان با خرده فرهنگ لوتی ها در خرم آباد انجام شده است. روش تحقیق، کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است و داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه و منابع کتابخانه ای گردآوری شده اند تا ابعاد فرهنگی به دقت واکاوی شوند. یافته ها نشان می دهد افول منزلت اجتماعی لوتی ها حاصل تعامل سه دسته عامل است: تضاد فرهنگی–مذهبی، ساختار شغلی ناپایدار و انحراف از هنجارهای کلان اجتماعی. این عوامل با تضعیف نقش موسیقی، به تداوم طرد انجامیده و نتایج، جایگاه کنونی آنان را در ساختار اجتماعی و نظام فرهنگی لرستان ترسیم می کند.
۸.

بازنماییِ فیلمیِ مفهوم اگزیستانسیالِ دوستی در فیلم خانه دوست کجاست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین شیوه بازنمایی فیلمی مسائل وجودی در آثار عباس کیارستمی، با تمرکز ویژه بر فیلم خانه دوست کجاست؟ انجام شده است. به نظر می رسد که کیارستمی در این فیلم به شیوه ای عمیق به بازتاب مفهوم اگزیستانسیال دوستی و مسائل مرتبط با آن از جمله مسئولیت، تعهد و جستجوی اخلاقی پرداخته است. این مطالعه قصد داشته است که با بررسی دقیق فیلم مذکور شگردها و تکنیک های فیلمیِ کیارستمی را در بازنمایی مفاهیم اگزیستانسیال کشف و عرضه کند؛ و از روش تحلیلی-تفسیری با رویکرد نئوفرمالیسم برای این کار استفاده می کند. کیارستمی در فیلم خانه دوست کجاست؟ به طور خاص به مسئله دوستی و مسئولیت ها و تعهدات و جست وجوهای اخلاقیِ ناشی از آن پرداخته است. این فیلم با تمرکز بر داستانی ساده و روزمره، اما عمیق، به تماشاگر نگرشی فلسفی و وجودی از آن مسائل انسانی می دهد. بازنمایی واقعیت های روزمره در این فیلم، به فیلم ساز امکان داده تا مخاطب را با عمق و پیچیدگی های اخلاقی و فلسفی همراه کند. کیارستمی همه این ها را از طریق ابزارهای سینمایی از جمله روایت دراماتیک، تصویربرداری، نورپردازی، تدوین و صدا انجام داده است و با سبک خاص خود مخاطب را به سفری همراه با احمد، قهرمان فیلم، برای کندوکاو در ژرفاهای دوستی به مثابه امری وجودی در زندگی انسانی می برد.
۹.

آپوریای واقعیت/خیال: عدم قطعیت در منتخبی از مونودرام ها و درام های سوررئالیستی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
مفهوم عدم قطعیت در تاروپود جهان امروز تنیده و مفهومی مانند «واقعیت» را نیز درگیر خود کرده است. با اینکه به طور سنتی واقعیت در تضاد با خیال در نظر گرفته می شد، مطالعات بسیاری رابطه ی این دو را دارای هم پوشانی می دانند. این پژوهش در پی نمایاندن چگونگی ایجاد این درهم تنیدگی معنایی در درام است. در بنیان فکنی ژاک دریدا، این درهم تنیدگی که در نتیجه ی تصمیم ناپذیری است، آپوریا نامیده می شود. به نظر می رسد اگر متن آپوریای واقعیت/خیال را نشان دهد، خود-بنیان فکن می شود، یعنی خودِ متن درهم تنیدگی این دو مفهوم را نشان می دهد. پژوهش حاضر، یک مطالعه کیفی مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از شیوه اسنادی و بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای و الکترونیکی، به تحلیل تقابل واقعیت/خیال در نمایشنامه های هدیه جشن سالگرد ، اینجا کجاست، خانمچه و مهتابی و خواب در فنجان خالی پرداخته است. این پژوهش بر فرض بنیادین استوار است که مونودرام و درام سوررئالیستی دارای ماهیتی خود- بنیان فکن هستند؛ ازاین رو، عملکرد آپوریا در این آثار مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مونودرام با نمایش ذهن شخصیت و مفهوم واقعیت سوبژکتیو، و درام سوررئالیستی با کنار هم قرار دادن لحظات «واقعی» و «خیالی» خود-بنیان فکن و آپوریایی هستند. علاوه براین، آپوریای واقعیت/خیال به مفهوم «حقیقت» در تقابل با «واقعیت» نیز اشاره دارد. آپوریا همسو با «حقیقت» است که در آن، عین از طریق ذهن دریافت می گردد و درام گویی رگه هایی از «حقیقت» جهان را نیز می نمایاند، مفهومی که خود نماینده ی خود-بنیان فکنی است.
۱۰.

تمرین شناسی دریدایی تئاتر: ساخت شکنی و ساخت دهی به مثابه متدی برای تمرین؛ مطالعه موردی هملت ماشین به کارگردانی رابرت ویلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
این مقاله به تمرین‌‌شناسی تئاتر از زاویه ساخت‌‌شکنی ژاک دریدا می‌‌پردازد و دربارۀ این موضوع بحث می‌‌شود که فضای تمرین تئاتر صرفاً مرحله‌‌ای برای آماده کردن یک اجرا نیست بلکه پلاتوی تمرین محل ساخت‌‌شکنی از معانی، نقش‌‌ها، روش‌‌ها، سبک‌‌ها، میزانسن‌‌های الگو، نظام سلسله‌‌مراتبی قدرت و قراردادهای تئاتر است. تمام این حوزه‌‌ها در تمرینات ازهم‌گسسته و ویران می‌‌شوند تا دوباره بنا شوند و طرحی نو درانداخته و اجرایی ساخته شود. اجراهای ساخت‌‌شکنانه محصول تمرینات ساخت‌‌شکنانه هستند. مانند اجرای هملت‌‌ماشین توسط رابرت ویلسون. او در این اجرا از طریق ساختار غیرخطی؛ کمرنگ کردن متن و پررنگ کردن عناصر دیداری؛ کلاژ نورها، اصوات، پیکره‌‌ها و موسیقی و نیز به تعویق انداختن معنا و سپردن تفسیر به تماشاگر، اجرایی ساخت‌‌شکنانه ترتیب داده است. ویلسون تمام الگوهای کلیشه شدۀ تئاتری را ویران می‌‌کند و دوباره الگوهایی جدید و متفاوت بنا می‌‌کند. او تجربه‌‌ای تئاتریکالیته و متفاوت برای تماشاگر خلق می‌‌کند. تجربه‌‌ای حسانی و بدن‌مند. در مقالۀ حاضر بر این نکته تأکید می‌‌شود که یکی از محل‌‌های تحقق عملی نظریۀ ساخت‌‌شکنی فلسفی، در میدان عمل تئاتر و در تمرینات است. دریدا لوگوس‌‌محوری در فلسفه و زبان را نقد می‌‌کند و ویلسون لوگوس‌‌محوری در تئاتر را. درواقع در پلاتوی تمرین از لوگوسِ تئاتر ساخت‌‌شکنی می‌‌شود. در تمرینات تئاتر ساختار‌‌های تثبیت‌شده مانند انسجام دراماتیک یا ژانرهای متعارف شکسته می‌‌شوند. بی‌‌ثباتی، سیلان، امکان تغییر دائم، شناوری در تمرینات به این امر کمک می‌‌کنند. در تمرینات نظم قدیم تئاتر واپاشیده می‌‌شود و امکان استقرار نظمی جدید ممکن می‌‌شود. درنهایت مقاله به این نتیجه می‌‌رسد که در تمرینات با رویکرد ساخت‌‌شکن، هژمونی تئاتر متعارف شکسته می‌‌شود و اشکال اجرایی و بیانی متفاوت تجربه و آزمایش می‌‌شوند.
۱۱.

منبع شناسی مؤلفه های آموزشی فناوری واقعیت مجازی بر فعالیت ها و خدمات موزه ها: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۹۰
این پژوهش به دنبال مطالعه درخصوص منبع شناسی مولفه های آموزشی فناوری واقعیت مجازی در موزه هاست. روش پژوهش ازنظر نوع، کمی وکیفی و تحلیلی توصیفی؛ ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش اجرا، مرور نظام مند می باشد. برای تحلیل منابع و پاسخگویی به سؤالات پژوهش، از روش کدگذاری داده بنیاد اشتراوس و کوربین استفاده شده است. روش پژوهش فوق، تحلیل محتوای کیفی است، که هدف آن جمع آوری مقالات چاپ شده، سازمان دهی و تفسیر داده های کیفی مرتبط با پژوهش هایی است که درزمینه استفاده از واقعیت مجازی در موزه ها انجام شده اند. در این پژوهش جستجوی هدفمند در بین مقالات منتشرشده به زبان لاتین بین سالهای 2014 تا 2024میلادی است که با بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی مختلفی انجام شد؛ درابتدا تعداد 9183 مقاله مستخرج و بعد از بررسی مقالات براساس ویژگی های انتخابی، تعداد 33 مقاله استخراج و تحلیل شده است.در این مرور نظام مند، بر اساس تحلیل محتوای مقالات مرتبط و فرآیند کدگذاری و دسته بندی آنها، هفت بُعد اصلی از تأثیرات آموزشی فناوری واقعیت مجازی بر فعالیت ها و خدمات موزه ها شناسایی شد. این ابعاد عبارتند از: تعامل مخاطب با موزه، فرهنگ موزه داری، آموزش و یادگیری، جنبه زیبایی شناختی موزه، تجربه بازدید از موزه، غوطه وری حسی و بازاریابی موزه. نتایج نشان می دهد که بیشترین تأثیر فناوری واقعیت مجازی به ترتیب در افزایش تجربه تعاملی، غوطه وری حسی، و ارتقای تجربه آموزشی مخاطبان موزه مشاهده شده است. این پژوهش آشکار می سازد که به کارگیری واقعیت مجازی در موزه ها می تواند محیطی غوطه ور و تجربیات تعاملی پیشرفت ه ای برای بازدیدکنندگان موزه فراهم آورد. افزون بر این، این فناوری نقش قابل توجهی در تقویت جنبه های مختلف آموزشی، همچون ارتقای تجربه آموزشی و توسعه برنامه های کاربردی و آموزشی، ایفا کرده و می تواند بر تمایل افراد برای بازدید از موزه های واقعی تأثیر بگذارد.
۱۲.

بحران های وجودی در آینه جنبش عینیت نو؛ بازتابی از نیهیلیسم نیچه ای؛ مورد مطالعه: آثار نقاشانه ی اتودیکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
در لابه لای انبوهی از تصاویر تاریخ هنر، شاهد آثاری با موضوع جنگ هستیم. از منظر تماتیک نشانه های تصویری اکثر این آثار در حوزه هنرهای تجسمی بیانگر خشونت، مرگ، انحطاط و در برخی موارد فروپاشی تمدن انسانی است؛ اما از میان همه ی این جنگ ها، جنگ جهانی اول و دوم یکی از دهشناک ترین وقایع ضد انسانی به شمار می آید. پیش از وقوع جنگ نیچه فیلسوف آلمانی با نقد مدرنیته و ترویج این گزاره که «خدا مرده است» به تحلیل شرایط انسانی و معنای وجود پرداخت. او هشدار داد کهفقدان اصول معنوی در زندگی می تواند به نیهیلیسم منجر شود.با پایان جنگ جهانی اول جنبش هنری با عنوان«عینیت نو» ظهور یافت. این سبک از طریق نقد زیبایی شناسانه به بیان احساسات عمیق انسان عصر خود پرداخت. هنر تبدیل به رسانه ای برای انتقاد و تأمل درباره موجودیت انسانی و جستجوی معنا در دنیای پس از جنگ شد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه چگونگی بازتاب نیهیلیسم نیچه ای در آثارنقاشانه ی اتودیکس است و به این پرسش پاسخ می دهد که : چه نسبتی میان نیهیلیسم نیچه ای و آثار اتودیکس وجود دارد؟ پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، بنیادی است و ماهیتی تاریخی داشته و به روش توصیفی_تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که آثار نقاشانه اتودیکس به بیان تحولات سیاسی- اجتماعی انسان زمانه خود پرداخته و نسبت آرای نیچه به نیهیلیسم را از طریق رسانه نقاشی بازتاب داده است. او سبکی واقع گرایانه ترس، ناامیدی، فروپاشی فیزیکی و روانی جامعه تهی شده از معنا را چنان که نیچه پیشگویی کرده بود به تصویر کشید.
۱۳.

تحلیل تطبیقی نگارۀ ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان در نگارگری صفوی و گورکانی: مطالعه ای بر مبنای نظریه ترامتنیت ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۲۱۱
دوران صفوی و گورکانی از درخشان ترین دوره های اسلامی در ایران و هند به شمار آمده که با توجه به فرهنگ و زبان مشترک، تعامل و پیوند عمیقی در ادبیات و هنر داشته اند؛ لذا هنرمندان هندی تحت تأثیر و با اقتباس از هنر ایران دست به مصورسازی نسخ متعددی زده اند. هدف از این پژوهش خوانش روابط بینامتنی و بیش متنی نگاره های مرتبط با روایت ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان از منظومه یوسف و زلیخای هفت اورنگ جامی در دو نسخه صفوی و گورکانی، متعلق به موزه فریر و والترز بوده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی است.داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی گردآوری شده اند. برای تحلیل داده ها، از رویکرد ترامتنیت ژنت استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روابط بینامتنی میان نگاره ها به صورت صریح، پنهان و ضمنی وجود دارد. همچنین، اقتباس ها عمدتاً به شکل تراگونگی از نوع کاهش، افزایش و جایگزینی در قالب جایگشت نمود یافته اند. نگاره های صفوی و گورکانی، با وجود نظام نشانه ای یکسان، دارای روابط بینانشانه ای هستند که ریشه در پیوندهای عمیق بینافرهنگی و بینازمانی میان دو کشور دارد.
۱۴.

تحلیل طراحی شخصیت های قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر دنیا (بازی های نسل ۸ سوم شخص، شاخص سایت Game Spot)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
طراحی شخصیت قهرمان در بازی های دیجیتال یکی از مهم ترین عناصر موفقیت در تولید و جذب مخاطب به شمار می رود. در بازی های نسل هشتم، به ویژه با زاویه دید سوم شخص، شخصیت قهرمان به عنوان رابط اصلی میان بازیکن و جهان بازی عمل می کند. این شخصیت ها نقش کلیدی در روایت داستان، القای هیجان، ساخت هویت و ایجاد هم ذات پنداری دارند. با توجه به پیشرفت های گرافیکی، فنی و داستان پردازی در این نسل از بازی ها، طراحی شخصیت قهرمان نیز پیچیده تر و هدفمندتر شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کاربردی ویژگی های طراحی شخصیت قهرمان در ده بازی دیجیتال برتر نسل هشتم، با تکیه بر فهرست ارائه شده توسط وب سایت معتبر Game Spot، انجام گرفته است. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کاربردی است که داده های آن از طریق بررسی مستقیم بازی ها، تحلیل محتوای روایی، مطالعه منابع نظری، و تحلیل دیداری و ساختاری شخصیت ها گردآوری شده است. در این مطالعه، ابتدا مفاهیم بنیادی همچون چیستی شخصیت قهرمان، ویژگی های روایت در بازی های سوم شخص، و ساختار بازی های نسل هشتم تبیین شده است. سپس به تحلیل تطبیقی و ویژگی های کلیدی طراحی شخصیت قهرمان در بازی های منتخب پرداخته شده که شامل عناصر بصری (پوشش، فرم بدن، رنگ بندی)، پیش زمینه داستانی، ویژگی های روان شناختی، مهارت های فردی، و نحوه تعامل او با محیط و سایر شخصیتهاست. نتایج این بررسی نشان می دهد که بازی هایی که از طراحی شخصیت عمیق، متوازن و داستان محور بهره مند هستند، در ایجاد تجربه عاطفی مؤثرتر برای بازیکن موفق تر عمل می کنند. از سوی دیگر، این نوع طراحی، ضمن تقویت روایت، موجب حفظ درگیری ذهنی کاربر در طول بازی شده و در ارتقاء تجربه بازی نقش تعیین کننده ای دارد. مقاله حاضر می کوشد با ارائه چارچوبی تحلیلی از طراحی شخصیت در نمونه های موفق، الگویی قابل استفاده برای طراحان بازی، پژوهشگران حوزه رسانه های تعاملی و توسعه دهندگان روایت در بازی ارائه دهد.
۱۵.

واکاوی ظرفیت های نمایشی منظومه های نیما یوشیج با تکیه بر آرای ارسطو (مورد مطالعاتی؛ منظومه خانه سریویلی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
با تثبیت شعر نیمایی، قلمروی زبان و بیان هنر نمایش و به خصوص درام، تجدید حیات یافت.اقتباس از آثار ادبی جهت اجرا که در گستره مطالعات بیناگفتمانی دسته بندی شده است، در دهه های اخیر توجه عده زیادی از هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی را به خود جلب کرده است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت قابلیت های گفتمان شعر نیما و انتقال آن به گفتمان درام می باشد. این پژوهش از آن نظر حائز اهمیت و ضرورت است که رابطه ای جدید بین گفتمان شعر معاصر و هنر درام به وجود می آورد و برای هنرمندان تئاتر در ایران، ظرفیت ارزشمندی محسوب می شود. این پژوهش، منظومه خانه سریویلی از نیما یوشیج را به عنوان اثری واجد شرایط اقتباسی، مورد مطالعه قرار داده است تا دریابد که این اثر تا چه اندازه می تواند قابلیت اجرایی شدن را در خود داشته باشد. وجوه دراماتیک این اثر با تکیه بر نظریات ارسطو در باب درام، مورد مطالعه قرار گرفته است. ارسطو در فن شعر یا پوئتیک ، شش عنصر را در خلق تراژدی برمی شمارد که عبارت اند از افسانه مضمون (Plot)، گفتار، اندیشه، سیرت، منظره نمایش و آواز. این پژوهش، کیفی و به لحاظ ماهیت و روش، توصیفی و تحلیلی است؛ ضمن اینکه گردآوری داده ها، مبتنی بر فیش برداری کتابخانه ای و الکترونیکی است. یافته ها و نتایج حاصل از مطالعه و تحلیل منظومه مذکور، حاکی از آن است که این اثر دارای طرح داستانی، دیالوگ، اندیشه، کاراکتر و منظره نمایش می باشد. گرچه به این واسطه که این اثر یک نمایشنامه نیست، تشخیص برخی ویژگی های دراماتیک در آن با دشواری روبه رو بوده است ولیکن این منظومه، قابلیت اجرایی شدن و انتقال به گفتمان درام را در خود دارد و می توان با اقتباس از این منظومه، اثری ماندگار و درخور اجرای نمایشی، خلق کرد.
۱۶.

ظرفیت های اخلاقی فیلم داستانی در پرورش مهارت های اخلاقی: درباره الی (1387) به مثابه نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی- سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۴
مقاله حاضر به بررسی ظرفیت تربیتی سینمای روایی در پرورش مهارت های اخلاقی می پردازد و فیلم درباره الی (۱۳۸۷) ساخته اصغر فرهادی را به عنوان نمونه ای برجسته از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی مورد مطالعه و تحلیل قرار می دهد. با تکیه بر رهیافت پرورشی نوئل کرول و تمایز میان معرفت گزاره ای و معرفت غیرگزاره ای، نشان داده می شود که فیلم های داستانیِ اخلاق محور می توانند، بی آنکه آموزه های اخلاقی را به صورت صریح القاء کنند، از مسیر تجربه روایی و عاطفی مهارت های اخلاقی را پرورش دهند. مبنای نظری مقاله این است که تجربه سینمایی می تواند معرفت غیرگزاره ایِ اخلاقی فراهم آورد؛ معرفتی که از راه مواجهه با موقعیت ها و تمرین قضاوت در آن ها حاصل می شود. تحلیل در سه سطح درهم تنیده صورت می گیرد: ابهام و تأخیر در افشای اطلاعات روایی، پویایی شخصیت ها در قالب آنچه چرخه فضیلت نامیده می شود، و کارکرد عناصر فرمی فیلم نظیر میزانسن، فیلم برداری، صدا، و تدوین. نخست، ساختار پنهان کارانه و به تعویق انداختن گره گشایی مخاطب را در وضع وحالِ عدم قطعیت معرفتی قرار می دهد که او را به مشارکت فعال در استنتاج شواهد و صدور احکام اخلاقی موقّت وادار می سازد. این خلأ معرفتی زمینه تمرین مهارت هایی چون پرسشگریِ روایی، تحمل عدم قطعیت، و بازاندیشیِ مستمر در داوری ها را برای تماشاگر فراهم می آورد. دوم، از خلال ترکیب شخصیت های متضاد و نمایش طیفی از منش های اخلاقی—از دروغ حفاظتی تا قضاوت شتاب زده و اخلاق گرایی اقتدارطلبانه—فیلم مخاطب را به مقایسه انتقادی و پالایش مفاهیم فضیلت و رذیلت فرامی خواند. این چرخه فضیلت به تماشاگر امکان می دهد تا ظرافت اخلاقی، همدلی نقادانه، و درک زمینه مند از فضایل را تمرین کند. سوم، عناصر فرمی فیلم به عنوان سازوکارهایی اخلاقاً فعال عمل می کنند: میزانسن موقعیت های اخلاقی را تجسم می بخشد، فیلم برداری دیدگاه پذیری و فروتنی معرفتی را می آموزد، صدا زمینه عاطفی و سکوت تأملی را شکل می دهد، و تدوین ریتم تعمق اخلاقی را تنظیم می کند. ترکیب این سه سطح نشان می دهد که فیلم داستانی قادر است هم معرفت گزاره ای و هم معرفت غیرگزاره ای را توأمان عرضه کند و از این رهگذر مهارت هایی عملی و پراگماتیک در داوری اخلاقی پرورده شود. درنهایت، مقاله می کوشد نشان دهد که درباره الی نمونه ای از پداگوژیِ اخلاقی سینمایی است که، به جای آموزش مستقیمِ اصول اخلاقی، شرایطی فراهم می آورد تا تماشاگر خود به کنشگرِ قضاوت و بازاندیشی بدل شود و بدین ترتیب حساسیت همدلانه، تشخیص اخلاقی زمینه مند، و فروتنی معرفتی را در مخاطبان تقویت کند و بپرورد.
۱۷.

شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در آموزش دانشجویان طراحی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
ذهنیت کارآفرینی، مجموعه ای از نگرش ها و مهارت هایی است که افراد را قادر می سازد که به طور مداوم فرصت های جدید را شناسایی کرده، ایده های نوآورانه را تولید کنند و کسب وکارهای پایدار را ایجاد نمایند. این نگرش برای موفقیت در عرصه کارآفرینی ضروری بوده و افراد را برای مواجهه با پیچیدگی های آن آماده می سازد. تفکر طراحی و کارآفرینی، فرآیندهای مکمل یکدیگر هستند و ذهنیت کارآفرینی می تواند دانشجویان طراحی را قادر سازد پس از فارغ التحصیلی، فرصت های تجاری را دنبال کنند. پرورش این ذهنیت در محیط های آموزشی، به ویژه برای طراحان از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند فراتر از انتقال دانش فنی، باعث توسعه قابلیت های نرم شود. ازاین رو سؤال اصلی این پژوهش در رابطه با شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در دانشجویان طراحی است پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، از نوع سنتزی است. با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل نظام مند مطالعات مرتبط، پنج مؤلفه اصلی برای پرورش این ذهنیت شناسایی شد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی نشان داد که پرورش ذهنیت کارآفرینانه در طراحان، فرآیندی تک بعدی و محدود به ارائه مهارت های کارآفرینی نیست؛ بلکه تحول در مسیر رشد و تکاملی چندبعدی است. همچنین درک عمیقی از ادبیات موجود درباره عناصر این ذهنیت در دانشجویان طراحی را ارائه می نماید که می تواند راهبردی عملیاتی برای بازنگری در برنامه های درسی و توانمندسازی نسل جدید طراحان کارآفرین در ایران فراهم کند.
۱۸.

مطالعۀ ساختار تخیل در نقاشی های علی اکبر صادقی از دیدگاه ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۹۴
تخیل فرآیندی است ذهنی متأثر از ویژگی های شخصی انسان و اطلاعات دریافتی پیرامون او؛ محصول آن تشکیل تصاویر در ذهن است که با خلق آثار ادبی و هنری به ظهور می رسد. برای مطالعه تخیل، حوزه های مختلفی وجود دارد؛ از میان آن ها، روش ساختاری ژیلبر دوران که روشی علمی و بر مبنای ساختار انسان شناسیِ قوه تخیل است انتخاب گردید. روش ژیلبر دوران مبتنی بر بازیابی قطب های تخیلی و پیدا کردن رابطه آن ها است. مبنای ارزش گذاری او ترس از مرگ، گذر زمان و واکنش انسان در برابر آن است. این مقاله در نظر دارد به نقاشی های علی اکبر صادقی بپردازد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان جدال بین مرگ و جاودانگی در آثار وی را در ساختار تخیل ژیلبر دوران مورد خوانش قرار داد؟ دوران تخیلات را به دو منظومه روزانه و شبانه تقسیم بندی می کند. منظومه روزانه ساختاری قهرمانی دارد با چهار زیرساختار، منظومه شبانه که واکنشی جبرانی است، دو ساختار دارد که هریک دارای چهار زیرساختار هستند. با توجه به هدف شناخت ساختار تخیل دوران در آثار صادقی به تحلیل سه اثر از مجموعه نقاشی افسانه و ریاضی پرداخته شده؛ واکنش های قهرمانی و جبرانی در مقابل مرگ و ترس ناشی از آن مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر روش تحقیق کیفی است. یافته های تحقیق، نشان می دهدکه نقاشی های صادقی در هردو منظومه روزانه و شبانه تخیل قرار می گیرند؛ و از بین این دو، گرایش آن ها به منظومه شبانه تخیل بیشتر است. از بین هشت ساختار شبانه دو ساختار درک چرخه ای از تاریخ بشریت و پیشرفت در آینده که زیرمجموعه ساختار ترکیبی هستند حضور بیشتری دارند.
۱۹.

مطالعه جامعه شناختی تاثیرات شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی عصر مانویان بر هنر نقاشی مانوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۲۰۷
مانویان با ارج نهادن بیان هنری، از هنر جهت ترویج تفکرات آیینی خویش بهره می بردند. از آنجایی که هنر می تواند بیانی از جامعه خویش باشد؛ در ﺍیﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ، سعی بر این ﺍﺳﺖ که ﺑﺮ ﭘﺎیه ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻪ ﺟﺎی ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍز هنر و متون مانوی، با در نظر گرفتن نظریه بازتاب  ذیل رویکرد جامعه شناختی، به مطالعه آثار هنری مانوی و تأثیرات مؤلفه های   اجتماعی بر آثار و تبیین چگونگی نمود الگوهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در نقاشی این دوره پرداخته تا ﺑﻪ تحلیلی ﺟﺎﻣﻊ ﺗﺮ ﺍز فرهنگ تفکرات و اوضاع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن دورﺍن و جامعه مانوی دﺳﺖ یﺎفت. هدف از تحلیل نشانگان نگاره های مانوی، رسیدن به الگوهای بازتاب جامعه، در این نگاره هاست. از آنجایی که نقاشی مانوی  تأثیرگذار بر نگارگری ایرانی و اسلامی بوده است،  تبیین این الگو و شناخت آن روشنگر سیر نگارگری و عوامل مؤثر بر تحولات آن خواهد بود. این پژوهش، به شیوه تفسیر و تحلیل محتوایی با ماهیت کیفی به بررسی آثار مانوی، رخدادهای تاریخی و شرایط حاکم بر جامعه مانوی پرداخته، با روش استقرایی و مطالعه موردی آثار، با هدف بنیادین، به تبیین الگویی از نشانگان بازتاب جامعه در آنها می پردازد. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش   به روش کتابخانه ای صورت گرفته است . در بیان نتایج این پژوهش می توان گفت در نقاشی مانوی، نمادها و نشانگان ایدئولوژی دینی  به زیبایی تبلور یافته اند. در برخی آثار، تقابل جامعه بازرگانان شهری و توده فقیر با جامعه اشرافی - که از دین درباری برای مشروعیت خویش بهره می برده اند - و تمایل این جامعه فکری به پیروی از طبقه بندی اجتماعی بر پایه دینداری و نیکویی، به جای ارج نهادن به طبقه بندی اجتماعی حکومتی ثروتمند؛ و به طور کلی نمودهای بازتاب تحولات این عصر پر آشوب، تقابل و جدل های فکری   حمایت های مالی و حکومتی و جهت گیری های فکری   در آثارهنری تصویری مانوی مشهود است .
۲۰.

خوانش بصری سه نگاره از نسخه ورقه و گلشاه سلجوقی با نظر به اصول ادراک دیداری گشتالت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
منظومه ورقه و گلشاه در زمره قدیمی ترین آثار حماسی و عاشقانه ای است که در عصر سلجوقی تصویر شده است. پژوهش حاضر بر خوانش دیداری یکی از کهن ترین نسخ منظوم در کتاب آرایی ایرانی، از منظر ادراک دیداری گشتالت تمرکز دارد. ویژگی های ساختاری نگاره های این نسخه بستری مناسب جهت مطالعه تصویر براساس این نظریه را فراهم کرده است. گشتالت رویکردی است که ابتدا در روانشناسی و سپس در اوایل سده بیستم در مطالعات هنر مورد اقبال قرار گرفت. در عین حال، این رویکرد در خوانش نگارگری ایران کمتر مورد توجه بوده است. از این رو پژوهش حاضر برآن است به بررسی سه نگاره کمتر مخدوش شده از نسخه ورقه و گلشاه سلجوقی که دارای تعداد عناصر و فرم های متفاوتی هستند، بپردازد. هدف اصلی پژوهش بررسی ارتباط میان اصول هفتگانه گشتالت و ویژگی های بصری نگاره ها و تعیین میزان پراگنانس هر اصل و عامل در آثار منتخب بوده است. برای نیل به این هدف، این سوالات مطرح است: 1. مطالعه نگاره ها براساس نظریه ادراک دیداری گشتالت چگونه ارتباط کیفیات و عناصر بصری را آشکار می سازد؟ 2. پراگنانس هر یک از این اصول در هر نگاره به چه میزان است؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی -تحلیلی بوده و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر نتایج کاربردی و ازحیث روش کیفی است؛ منطق استدلال در پژوهش از نوع استقرایی می باشد. نتایج کلی تحقیق نشان می دهد بکارگیری اصول ادراک دیداری گشتالت در تحلیل نگاره ها موجب آشکار شدن ساختار بصری، انسجام ترکیب بندی و روابط میان عناصر شده و به درک روشن تر روایت و هدایت نگاه مخاطب کمک می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان