فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
411 - 427
حوزههای تخصصی:
طراحی پایدار یا طراحی بوم شناختی (ecological) که به آن طراحی سبز یا معماری پایدار هم گفته می شود، یک فلسفه است. فلسفه طراحی ساختمان هایی که اصول پایداری بوم شناختی، اقتصادی و اجتماعی را رعایت می کنند. همان طورکه می توان از تعریف معماری پایدار برآورد کرد، هدف از طراحی بناها باتوجه به اصول پایداری و بوم شناختی، کاهش اتلاف انرژی و آلودگی محیط زیست است. معماری پایدار، زیرمجموعه طراحی پایدار و یکی از تحولات مهم معماری معاصر و واکنشی بشردوستانه در برابر بحران های عصر صنعت است. سازه یکی از مهم ترین عناصر طراحی یک ساختمان است که طراحی و ساخت آن امروزه به روش های مختلف و نوین انجام می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پایدارسازی معماری از طریق روش های نوین ساخت می باشد. لازمه این امر وجود مؤلفه هایی برای چگونه طراحی و ساختن سازه های نوین در جهت معماری پایدار است. در راستای این هدف ساختمان های ساخته شده با روش های تکنولوژیکی ساخت مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و مزایا و معایب آن ها مشخص گردید؛ سپس روشن شد که در هر نمونه از ساختمان کدام اصل معماری پایدار وجود دارد و این خصوصیت از ساختمان چه تأثیری بر پایداری معماری می گذارد. با مشخص شدن خصوصیات ساختمان های ساخته شده با روش های نوین اصول و راهبردهایی معین شد که اساس پایداری معماری را در طراحی معماری و سازه شامل می شود. نتایج بدین صورت به دست می آید که روش های نوین ساخت دارای اصولی هستند که در صورت طراحی و اجرای صحیح مهم ترین عامل در پایدارسازی معماری می شوند.اهداف پژوهش:تجزیه وتحلیل ساختمان های ساخته شده با روش های تکنولوژیکی ساخت و مزایا و معایب آن ها.بررسی اصول معماری پایدار در ساختمان های مورد مطالعه.سؤالات پژوهش:مشخصات و الگوهای طراحی و اجرای تکنولوژی های نوین ساختمانی و تأثیر آن بر پایداری معماری چیست؟مزایا و معایب و ویژگی های معماری و سازه ای با روش های نوین ساخت و تأثیر آن ها در پیشبرد معماری پایدار چیست؟
چگونگی کاربست عناصر تصویری، بصری و طراحی در دیونگاری های محمد سیاه قلم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عرصه نگارگری هنرمندانی مرزهای مرسوم نگارگری را درنوردیده و معیارهای جدیدی را رقم زده اند، ازجمله محمد سیاه قلم است. مسئله ی این پژوهش چگونگی کاربست عناصر تصویری و بصری همچنین طراحی در دیونگاری های محمد سیاه قلم است. تمایز این پژوهش با پژوهش های پیشین در پرداختن به عناصر تصویری، بصری و طراحی در دیونگاری های محمد سیاه قلم برای نمایش هم زمان دو مفهوم زشتی و زیبایی است. پرداختن به جنبه های مغفول مانده در دیونگاره های سیاه قلم، هم و همچنین تحلیل چگونگی بازتاب مظاهر زشتی در آن با تأکید بر دیونگاره محمد سیاه قلم از اهداف این پژوهش است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از فیش، منابع کتابخانه ای و اسنادی به گردآوری مطالب پرداخته است. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات به صورت کیفی از طریق تحلیل اطلاعات با استفاده از کتب، مقالات، تحقیقات و پژوهش های مرتبط با موضوع دیونگاره های محمد سیاه قلم (در اینجا با تمرکز بر عناصر تصویری و بصری و طراحی) مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در دیونگاره های سیاه قلم عناصرى از طنز، بازى، سرگرمى و نشاط در عین عجایب نمایی در آن وجود دارد. وی برای ترسیم زشتی و زیبایی از دریچه ی تمرکز بر عناصر بصری و طراحی در دیونگاره ها استفاده کرده است که دسته بندی و تفکیک آن ها ازجمله دستاوردهای این پژوهش است.
مطالعه و تحلیل تزیینات معماری مسکونی دوره قاجار و پهلوی شهرستان بوکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
54 - 82
حوزههای تخصصی:
بوکان به لحاظ تاریخی و فرهنگی از شهرهای کردستان مُکریان واقع در حوزه جنوب دریاچه ارومیه است. این شهر در دوره قاجاریه به علت فعالیت های عمرانی خانواده سردار عزیزخان وزیر جنگ ایران در عصر ناصرالدین شاه اهمیت در خور توجهی یافت. در این دوره شاهد قدرت گیری تعدادی از ایلات هم چون گورک ها، دهبُکری ها، فیض الله بیگی ها و مُکری ها در بوکان هستیم. در حال حاضر بیشترین آثار تاریخی باقی مانده از دوره قاجار و پهلوی شهرستان بوکان را عمارت های اربابی تشکیل می دهد که توسط خوانین و رؤسای منطقه بوکان بنا نهاده شده اند که در نگاه نخست نشانه نظام ارباب رعیتی و فاصله طبقاتی در جامعه ای آن دوران بوکان است. در بسیاری از این ابنیه ها تزیینات متنوعی از آجرکاری، گچ بری، حجاری، آیینه-کاری و چوبی به کار رفته اند. از این رو هدف نوشتار حاضر پرداختن به ویژگی ها و انواع تزیینات به کار رفته در عمارت های اربابی ادوار مذکور در این شهر است. در نیل به این هدف پاسخ به پرسش هایی در خصوص سبک های هنری و الگوهای مؤثر بر فرم یابی این تزیینات ضرورت می یابد. از آن جا که تاکنون در ارتباط با تزیینات و سبک معماری عمارت های اربابی بوکان پژوهش جامع و منسجمی صورت نگرفته است، لذا مطالعه این عمارت ها می تواند درک وسیع تری از تلاش هنرمندان این منطقه در ایجاد سکونتگاه های مطبوع به دست دهد. در نتیجه پژوهش حاضر مشخص گردید که با روی کار آمدن سیستم ارباب رعیتی شاهد احداث عمارت های اربابی در اکثر روستاهای شهرستان بوکان هستیم. به علاوه تزیینات عمارت های مذکور به تأثیر از اقلیم کوهستانی منطقه و الگوهای معماری دیگر نواحی کُردنشین ایران بنا نهاده شده اند.
«درام» در برگزیده ای از پوسترهای سینمای ایران: مطالعه ای در چهارچوب روایت شناسی ساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۸ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
141 - 154
حوزههای تخصصی:
باوجود گسترش رسانه های ویدئویی و شبکه های مجازی باقابلیت اشتراک گذاری آثار ویدئویی، پوستر هنوز یکی از اولین و مهم ترین عناصر اطلاع رسان در مورد یک اثر سینمایی است. اجزای متنوع پوسترهای سینمایی به راحتی می توانند عناصر مهمی از داستان، شخصیت ها، ژانر و بسیاری از اجزای دراماتیک دیگر فیلم را به مخاطب منتقل کنند و به اولین عنصر روایی و دراماتیک فیلم تبدیل شوند. ازآنجاکه جستجوی درام و روایت در هنرهای دوبعدی مانند پوستر از طریق خوانش های بینامتنی امکان پذیر است، با شناخت مفاهیم لایه های روایی در نظریات ژرار ژنت و همچنین آشنایی با ویژگی های روایت سینمایی در نظریات افرادی مانند سیمور چتمن، می توان میان روایت دراماتیک در فیلم و پوستر ارتباط برقرار کرد و از این طریق راهکاری عملی برای خلق پوسترهای دراماتیک و روایی عرضه کرد. در این پژوهش، پس از معرفی درام و اجزای سازنده آن، عناصر دراماتیک موجود در پوسترهای برگزیده سینمای ایران در دهه های 40 و 50 بر اساس نظریات ژنت و چتمن مورد تحلیل قرار گرفته اند. بر اساس یافته ها، می توان گفت که درام در پوسترهای دهه های 40 و 50 سینمای ایران در سه سطح خود را نشان می دهند: در سطح اول ژانر و موضوع (تم)، در سطح دوم شخصیت ها و روابط میان آن ها و در سطح آخر پیرنگ درام با به تصویر کشیدن کنش دراماتیک به مخاطب منتقل می شود.
نگاهی انتقادی به مکتب سقاخانه، مبتنی بر رژیم بازنمایانه از دیدگاه ژاک رانسیر (بررسی موردی اثر: نقاشی خط فرامرز پیلارام)
منبع:
مطالعات هنر سال ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲)
95 - 108
حوزههای تخصصی:
در دهه 1340، آثار انتزاعی برخی هنرمندان نوگرای ایران، نظیر فرامرز پیلارام، با مکتب سقاخانه پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است. مکتب سقاخانه که پیرو سیاست های «بازگشت به خویشتن» دهه های 40 و 50 شکل گرفته، اصطلاح «نو سنت گرا» به آثاری اطلاق می شود که در حین همگن سازی خود با تکنیک های مدرن هنر غرب، به المان های بومی و ملی آمیخته است،. از همین رو، کلیشه های تقلیل گرایانه در تفسیر آثار سقاخانه ای در راستای بازنمایی هویت ملی، ضرورت بازاندیشی نقش این مکتب در غالب شدن برداشت های تک ساحتی از اثر هنری را ایجاب کرده است. هدف از پژوهش پیش رو، پاسخ به سوال هایی است که به واسطه آن ها روشن شود که تحلیل بازنمایانه اثر هنری چگونه می تواند از اثر سیاست زدایی کند و آن را به خدمت نظم پلیسی حاکم در مقطعی تاریخی درآورد. در این تحقیق، تفاوت میان سیاست و نظم پلیسی و جایگاه اثر هنری در ارتباط با هریک از آن ها، با تکیه بر آرای ژاک رانسیر در این باب، به روش توصیفی تحلیلی بررسی و روشن شد که تأثیر هنر سیاسی، نه در انتقال پیام، بلکه در برکندن نظام معنایی مسلط، زیرسؤال بردن امر بدیهی و خلق معناها و روابط جدید میان چیزها است و مبتنی بر این خصوصیات در تقابل با نظم پلیسی که نمود آن نگاه بازنمایانه به اثر باشد، قرار می گیرد. در گام بعدی، عوامل شکل گیری مکتب سقاخانه و جایگاه آثار هنری ذیل آن مورد بازنگری قرار گرفت و نمایان شد که حروف مُنتزَع در نقاشی خط های پیلارام، تلاش در رساندن پیام تصویری مرتبط با عرفان اسلامی/ایرانی، به شکلی «نوین» دارد که بدین طریق هنر ایران با نمایی فاخر از آثار جریان سقاخانه، بتواند جایگاهی در هنر جهانی شده برای خود بیابد.
واکاوی مضامین پنهان مجالس بزم در دیوارنگاره های کوچک تالار مرکزی کاخ چهلستون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
143 - 155
حوزههای تخصصی:
کاخ چهلستون به عنوان بزرگترین کاخ در مجموعه ی دولت خانه اصفهان صفوی بود. این کاخ به پذیرایی های رسمی از سفرا و برگزاری جشن ها اختصاص داشت. در تالار مرکزی آن، مجموعه ای از نقاشی های کوچک در بخش بالای ازاره ها وجود دارد که غالباً به عنوان مجالس بزم توصیف می شوند. این توصیفِ درست اما کلی ، موجب شده امکانات گفتمانی ای که در نحوه ی به تصویر کشیدن مفهوم بزم وجود دارد، از نظرها دور بماند. بررسی نقاشی های مذکور به روش توصیفی-تحلیلی، نشان می دهد که آنها تأکید ویژه ای بر نمایش ظروفِ متعدد می نوشی دارند و مجموعه ای از غیاب ها ، همچون معماری، طبیعت زیسته، اسباب موسیقی، نوازندگان و رقاصان، نمایش تأکید مذکور را تقویت نموده اند. مطالعه ی چگونگی و چرایی این موضوع ذیل گفتمان سیاسی صفویان در همان دوران، روشن می سازد که این نقاشی ها فراتر از نمایش بزم درباری عمل کرده اند. تنگ ها، صراحی ها، ساغرها، پیاله ها، قدح ها و سایر ظروف، نه فقط نمایش مصرف باده، که در خوانشی عمیق تر، بازنمایی خود مفهوم مصرف هستند. آنها رابطه ای از مصرف و بدن را به نمایش می گذارند که در همان دوران، در گفتمان سیاسی-اقتصادی صفویان ذیل انحصارطلبی شاه و طبقه ی دربار، منابع اقتصادی را به سوی مصرف فردی(در مقابل مصرف تولیدی)، سوق داد. مقاله ی حاضر به شرح رابطه ی این تصاویر و گفتمان معاصرشان می پردازد.
راهکارهای مؤثر بر رشد انگیزشی کودکان کم توان ذهنی بر پایه روانشناسی محیطِ فضاهای آموزشی
حوزههای تخصصی:
کودکان کم توان ذهنی به واسطه تفاوت در ویژگی های جسمانی، عقلانی، رفتاری و اجتماعی تمایز بسیار چشم گیری با سایر کودکان دارند. ازآنجایی که این قبیل از اختلالات، منجر به بروز مشکلات عدیده ای در زمینه رشد فردی و اجتماعی این کودکان می شود، در سال های اخیر، طراحی معماری فضاهای آموزشی به عنوان یکی از اصلی ترین و تأثیرگذارترین فضاها در بهره وری حداکثری از توانایی این کودکان محور توجه بسیاری از معماران قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناخت و ارائه راهکارهایی در راستای بهبود کیفیت فضاهای آموزشی کودکان کم توان ذهنی جامعه با تکیه بر دانش روانشناسی محیط سعی در ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان دارد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در راستای شناخت و پاسخگویی به این پرسش بوده که «در فرآیند بهبود حالات و اختلالات کودکان کم توان ذهنی چه مؤلفه ها و راهکارهایی در زمینه روانشناسی محیطی فضاهای آموزشی می تواند منجر به ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان شود؟». روش تحقیق حاضر دارای ماهیت کیفی و وابسته به راهبرد توصیفی-تحلیلی است. پردازش این موضوع در ابتدا بر پایه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در راستای شناخت و تحلیل مولفه های محیطی مؤثر بر روان این کودکان بوده و در ادامه از بررسی های میدانی و مشاهده جهت تقویت روایی تحقیق بهره برده است. نتایج نشان می دهد که کودکان کم توان ذهنی به جهت برخورداری از ذهنی مضطرب و آشفته تر نسبت به سایر کودکان حساسیت بیشتری در برخورد با محیط های گوناگون از خود بروز می دهند. در این راستا بهره گیری از عناصر معماری نظیر رنگ و فرم مناسب، جنس مصالح و تناسبات و همچنین ایجاد فضاهای اجتماع پذیر و فعالیت های مشارکتی در کنار بازی سازی های مطلوب در فضای آموزشی، تأثیر به سزایی در بهبود عملکرد ذهنی آنان داشته و منجر به افزایش آرامش ذهنی، استقلال فردی، ارتباطات اجتماعی و درنهایت ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان در فضاهای آموزشی می گردد.
تخیل خلاق درآثار نقاشی سهراب سپهری از منظر محی الدین ابن عربی
منبع:
فردوس هنر سال ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۲
56-89
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله
سهراب سپهری از شاعران و هنرمندان نوپرداز ایرانی است که مبنای فکری و اندیشه های عرفانی این هنرمند در خلق تصاویر مناظر طبیعی، از نظام تخیّلی موجود در ناخودآگاه ذهن او نشأت گرفته است و تجلّی نوع تفکرات هنرمند نسبت به هستی و مظاهر آن می باشد و از طرفی دیگر جاذبه، غنا، در عین سادگی و به دوراز پیچیدگی فنی و فرمالیستی نقاشی های سپهری به دلیل شگرد او در هماهنگ ساختن بی نظیر آراء و اندیشه ها ی فلسفی او با عناصر طبیعی است. مسلم است که هیچ هنرمندی، بدون ارزش ها و معیارهای زیبا شناسانه زمان خود قادر نیست به فعالیت و آفرینش هنری بپردازد، روح با زمان و جامعه پیوند خورده و عجین شده است. فائق آمدن به وجهه نوآوری در اثر هنری، به مفهوم دیگر، دریافت عمق و معانی خارج از محدوده ظرف زمان و مکآن که برای تداوم و بقای هنری ضرورتی تام دارد.
هدف پژوهش
هدف این مقاله بررسی اندیشه های عرفانی سهراب سپهری در «مجموعه نقاشی های تنه درختان» و ارتباط آن از منظر تخیّل خلاق ابن عربی است.
سوال پژوهش
با توجه به این که سؤال اصلی پژوهش «چگونه اندیشه های عرفانی سهراب سپهری را در آثارش از باب تخیّل خلاق ابن عربی بررسی کنیم؟» می باشد
روش پژوهش
این پژوهش ازنظر هدف بنیادی به روش ترکیبی شامل ماهیت توصیفی تحلیلی برمبنای تجزیه وتحلیل به روش کیفی بوده با استفاده از گردآوری منابع کتابخانه ای انجام شده است
در این مقاله ضمن بیان عرفان سهراب سپهری و گردآوری آراء و تفکرات ابن عربی، به بررسی تأثیرات پذیرفته شده ی آثار سهراب سپهری پرداخته و هم چنین به مطالعه در اندیشه های عرفانی، مکاتب فکری و فلسفه ای متأثر از آن ها، در آثار سپهری پرداخته شده است. بامطالعه بیان نمادینی که در انتخاب رنگ ها، عناصر، ترکیب بندی نقاشی هایش داشته است، آثارش مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت.
نتیجه گیری
این تحقیق حاکی از آن است که درختان در آثار سپهری نماد عالم معنی و هستی هستند و به مخاطب این درک را القاء می کند که عالم درختان یکی ازخوانش های هستی می باشند. آنچه قابل تأمل می باشد، ظهور نوعی خودآگاهی در جهان نوین است که باعث هم زیستی دوباره فرهنگ ها و تمدن های گوناگون می باشد که آن هم مستلزم ترکیب خلاقانه علم، هنر و عرفان با سازوکار خود ویژه ای است که متفکّران بسیاری را در سراسر عالم به تفکّر و تعمق وا داشته است و نویدبخش دنیای هماهنگ و متعالی است
تحلیل نگاره دیدار اردشیر و گلنار شاهنامه بایسنقری و تهماسبی (با تکیه بر جنبه دگرگونی مبنی بر دیدگاه ساختارگرایی)
منبع:
فردوس هنر سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
10-25
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : در دوره ایلخانان، نخستین نسخ مصور شاهنامه تولید شد و اشعار فردوسی، زمینه ای مناسب برای تصویرسازی قرار گرفت. موضوع نگاره «اردشیر و گلنار» در شاهنامه بایسنقری و تهماسبی، الهام گرفته از اشعار فردوسی است که در هر دو نسخه یکسان است؛ اما نگاره ها تفاوت هایی دارند که به دلیل داشتن تغییرات در بیان بصری حائز اهمیت هستند. هدف پژوهش : پژوهش حاضر باهدف تحلیل و مقایسه دگرگونی های تصویرسازی نگاره ها می خواهد ژرف-ساخت داستان را آشکار کند. سؤال پژوهش : نگارگران با تکیه بر مفهوم دگرگونی، چگونه داستان اردشیر و گلنار را به تصویر کشیده اند؟ روش پژوهش : این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی – تحلیلی است. گردآوری اطلاعات، با استفاده از روش کتابخانه ای و ابزار فیش برداری و مشاهده صورت می گیرد. شیوه تحلیل در این پژوهش، کیفی است و از رویکرد ساختارگرایی با تکیه بر نظریه ساختارگرایی استفاده می شود. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان می دهد که هر دو نگاره در تطبیق با شاهنامه فردوسی دچار دگرگونی ساختاری هستند. در این امر، دلایلی همچون متأثر شدن از هنجارهای سیاسی، نظامی، اجتماعی و مذهبی همچون شرایط ایدئولوژیک حاکم بر زمانه و زمینه و اعتقادات شخصی پادشاهان به عنوان سفارش دهندگان و مکاتب حاکم بر نگارگری (مکتب هرات در شاهنامه بایسنقری و مکتب تبریز در شاهنامه تهماسبی) مؤثر بوده اند. همچنین سبک شخصی دو نگارگر در بروز ویژگی های صوری و محتوایی، سبب ایجاد دریافت متفاوت از اصل داستان فردوسی شده است. این امر حاکی از نوعی دگرگونی ساختاری در عوامل بیرونی و درونی از قبیل حذف صحنه اوج داستان و تقلیل زیبایی گلنار و اردشیر به وسیله جانشین سازی چهره های مغولی دوران تیموری در نسخه بایسنقری است. اضافه شدن شخصیت شاه تهماسب و آیه قرآن بر کاخ نگاره سبب دگرگونی ساختاری بیرونی در نسخه تهماسبی شده است.
لباس آرایی: هنر سنتی اخلاق مدار در فتوت نامه چیت سازان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری روایات، حاکی از جاری بودنِ اخلاق و معنویت در عرصه های زندگی مسلمانان است. لباس آرایی، هنر- صنعت سنتی است که همسویی با اصول اخلاق مداری دارد. لباس دارای دو بُعد ظاهری و محتوایی است: تغییر بُعد ظاهری آن را در خلال زمان، مکان می توان دید و بُعد محتوایی لباس، بخشی از هویت لایتغیّر آن است که در جهان بینی دینی، نمودی از ذات و اصل حقیقت است. انتساب این امر به ائمه و انجام مراحل این هنر با ذکر آیات قرآن و توسّل به اذکار، همگی بیانگر نگاه فرامادی به آن است. هدف این پژوهش، درک عناصر اخلاق مدار در لباس آرایی سنتی است. سؤال : مهمترین اصول اخلاقی در محتواسازیِ لباس آرایی سنتی چیست؟ نتیجه : نظام پوشش، حقیقتی فراتر از عالَم ماده است. رجوع به منابع عرفانی می تواند تأملات تاریخی در خصوص معناسازی هنرهای سنتی و نوع مفاهیم کاربردی در ساختار آن را بنا بر امور متعالی توجیه سازد. لباس آرایی به عنوان یک فرصت، علاوه بر مهارت های حرفه ای، دارای عناصر اخلاقیست که این هنر- صنعت را معنوی می کند. اهمّ عناصر اخلاقی آن، توحیدمداری، مبتنی بر نظام استاد- شاگردی (اهلیّت یافتن) و نیکویی خُلق است. در این نوشتار، خوانش محتوایی ابعاد اخلاق مند لباس سنتی از منظر فلاسفه سنت گرا (کوماراسوامی، شوان، بورکهارت و نصر) و بر مبنای متن فتوت نامه چیت سازان (به عنوان یک متن صنفیِ تاریخی- اخلاقی) انجام می گیرد. روش تحقیق، تحلیل محتوای تاریخی و شیوه گردآوری اطلاعات بر مبنای اسناد نوشتاری معتبر است.
بازتاب منازل سلوک در آیینه دونگاره «درویش پیر» و«سالک جوان» از نگاره های عمارت هفت تنان عصر زندیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲)
109 - 118
حوزههای تخصصی:
اسناد تصویری به عنوان منابع مصور دست اول در هر دوره ای قابل توجه بوده و بیانگر الگوهای فکری و اندیشه در ادوار گوناگون است. از این حیث نقاشی های دیواری برجای مانده از عصر زندیه در بنای هفت تنان شیراز حائز اهمیت بوده و گویای اطلاعات ویژه ای از مضامین و بن مایه های ادبی و عرفانی رایج در دوره یادشده است. این پژوهش سعی دارد دونگاره از آثار موجود در تکیه هفت تنان را از منظر رمزشناسی عرفانی مورد خوانش قرار دهد. به نظر می رسد دو نگاره عمارت یادشده به منازلی از وادی های هفت گانه سلوک اشاره دارند. آلات، ادات و پوشاک دراویش در تصاویر به راهبری پژوهش کمک می کنند. تبیین جایگاه کشکول و تبرزین، منتشا و پوشاک رابطه ای معنادار با موقعیت ایشان در مسیر سلوک دارد. دونگاره از نقاشی های دیواری بنای هفت تنان شیراز از آثار عصر زندیه نمونه های مطالعاتی پژوهش حاضر هستند. تحقیق از منظر ماهیت و روش توصیفی و تحلیلی بوده و با عنایت به هدف پژوهش در دسته تحقیقات نظری جای دارد. اطلاعات گردآوری شده حاصل مطالعات کتابخانه ای و ثبت مشاهدات میدانی بوده و چارچوب نظری ملهم از نظریه بازتاب ویکتوریا الکساندر است. نتیجه مقاله گویای بازتاب مراحل طلب، معرفت و فقر و فنا در نگاره های موردپژوهش است. منتشا، چنته، چوب دستی، کشکول و تبرزین نشانه هایی مهم در انتقال معنا لحاظ شده اند. به عبارتی دیگر اشیاء و ادوات یادشده بر تعلق سالکان به مسیر سیر و سلوک دلالت دارند. تشابه بسیاری میان علائم و نشانه ها در هر دونگاره دیده می شود با این تفاوت که منتشا، بوق شاخی و حلقه در نگاره درویش سالخورده دیده نمی شود و در نگاره درویش جوان تبرزین وجود ندارد.
بازخوانی میراث معاصر تهران و الگویابی برای هویت شهری در معماری و شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
۱۷۰-۱۴۱
حوزههای تخصصی:
اهداف: شهر تهران به عنوان پایتخت ایران اسلامی، نیازمند برخورداری از هویت اسلامی ایرانی است. تهران در دوره مدرن سابقه ای قوی و ارزشمندی دارد، هرچند این قدمت تاریخی طولانی نیست. شکل گیری تهران جدید در کمتر از سه قرن قبل و تحولات چشمگیر آن در یکصد و پنجاه سال قبل، مشکلات فراوانی را برای آن ایجاد کرده است. مهمترین چالش شناسایی شده، ضرورت بازخوانی میراث معاصر تهران، با هدف الگویابی برای هویت شهری در معماری و شهرسازی آن است. روش ها: پژوهش رویکردی کیفی دارد و از منظر روش شناختی، «فراتحلیل» شناخته می شود. تکنیک انجام پژوهش، تحلیل اسنادی است که از طریق آن پژوهش به بررسی و مداقه در ادبیات موضوع و اسناد بالادستی می پردازد. تکیه به «تمام پژوهی» و «اشباع نظری»، اعتبار ویژه ای به نتایج پژوهش داده است. یافته ها: دستاوردهای پژوهش به مفاهیمی دهگانه اشاره دارد که بازشناسی هویت مدرن شهر تهران، و بازطراحی هویت اسلامی ایرانی شهر تهران از طریق آن ها ممکن است. مواردی چون 1- خیابان، 2- فضای باز شهری، 3- اماکن مذهبی، 4- هندسه شهر، 5- محله های شهری، 6- فضای بینابینی، 7- فضای فرهنگی در شهر، 8- سکونت، 9- میدان های شهری و 10- آموزش و فضاهای آموزشی. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت «هویت بخشی شهری»، «مردمی سازی» و «هوشمندسازی» به عنوان ارکان سه گانه هویت اسلامی ایرانی در حوزه وظایف و ماموریت های سازمان زیباسازی شهر تهران تاکید دارد؛ موضوعی که برای تحقق تحقق چشم انداز «تهران؛ کلانشهر الگوی جهان اسلام» و ابعاد مختلف آن لازم و ضروری است.
تبیین و ارزیابی سطوح سلسله مراتبی و قلاع کانونی قرون میانی اسلامی(قرن 6 تا 8 ه.ق) در قهستان قدیم، شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قهستان به دلیل موقعیت سوق الجیشی و قرارگیری در مسیرهای ارتباطی، بافتار جغرافیایی کوهستانی، دوری از دستگاه خلافت و منابع معدنی غنی آن همواره در بازه زمانی قرون میانی اسلامی مورد توجه گروه های مختلف سیاسی-مذهبی مثل فرقه اسماعیلیه، بوده است. در این منطقه 48 قلعه از این دوران شناسایی شده که بیشتر آنها روی ارتفاعات و قله کوه ها ساخته شده اند. ساختار این گونه قلعه ها بر اساس محدوده و چشم انداز جغرافیایی کوه ها و قله ها شکل گرفته و به نظر می رسد که عوامل جغرافیایی در ایجاد این آثار تأثیر داشته است. روش گردآوری اطلاعات این پژوهش، از طریق کتابخانه ای بوده و از روش پژوهش توصیفی از نوع پس رویدادی استفاده شده است. هدف از این مقاله تحلیل سطوح سلسله مراتبی و مکان مرکزی قلعه های قرون میانی اسلامی قهستان، با توجه به عوامل محیطی و جغرافیایی و با استفاده از نرم افزار Arc GIS و تحلیل خوشه ای از نرم افزار SPSS است. در این تحلیل از عوامل محیطی مانند فاصله از منابع آب و جاده ها، نوع کاربری اراضی، ارتفاع از سطح دریا، ارتفاع قلعه ها از سطح زمین های اطراف، محل قرارگیری قلعه ها نسبت به درجه شیب و جهت، نوع خاک، بارش و نوع اقلیم استفاده شد. با توجه به تحلیل های آماری با روش خوشه ای چنین مشخص گردید که یک الگوی سه رتبه ای با مرکزیت قلعه کل حسن صباح، قلعه کهن دژ نهبندان و کوه قلعه فردوس در میان قلعه های این دوران قهستان وجود دارد و متون و منابع تاریخی نیز تا حدودی آن را تائید می کنند؛ اما بیشتر قلعه های این دوران منطقه در رتبه دوم قرار دارند. در نهایت در پایین ترین رتبه نیز تنها یک قلعه با نام قلعه زری قرار گرفته است که در واقع این قلعه از نظر موقعیت قرارگیری آن در چشم انداز محیطی با دیگر قلعه های منطقه متفاوت است.
ارزیابی میزان تحقق پذیری چشم اندازهای توسعه شهری برمبنای نگرش شهروند و کارشناس شهری (مطالعه موردی: شهر بندر انزلی)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چشم انداز توسعه شهری به عنوان یک عنصر حیاتی برای رشد و پیشرفت شهرها به شدت اهمیت دارد. بدون چشم انداز مشخص و جامع، تصمیم گیری های مربوط به توسعه شهری به صورت پراکنده و گاهاً تصادفی انجام می شود. این موضوع باعث تضییع فرصت های مناسب و بروز مشکلات جدی در آینده منجر شود.هدف پژوهش: هدف این پژوهش ارزیابی میزان تحقق پذیری چشم اندازهای توسعه شهری بر اساس نگرش شهروند و کارشناس شهری در شهر بندر انزلی است. روش شناسی: این پژوهش، کاربردی و از نظر نگرش، توصیفی-تحلیلی است. حجم نمونه آماری از روش کوهن، 355 نفر تعیین شده است. نمونه گیری در پژوهش حاضر بصورت نمونه گیری احتمالی و از نوع روش نمونه گیری طبقه ای است. جهت دستیابی به اهداف و سوالات پژوهش نیز از نرم افزار SPSSو آزمون لوین، تی دو نمونه مستقل و میانگین داده ها استفاده شده است. یافته ها و بحث: میانگین چشم اندازهای توسعه شهری بندر انزلی بیشتر از حد متوسط هستند که در این بین چشم انداز V1 «انزلی شهری با مشارکت مطلوب میان مدیریت شهری، شهروندان و سازمان های مردمی»، با میانگین کلی 79/3 از دیدگاه هر دو گروه، بیشترین ارزش را بدست آورد و چشم انداز V4 «انزلی شهری موفق در توسعه فعالیت های شیلات مانند پرورش ماهی» با میانگین کلی 15/3 براساس نظرات دو گروه آماری، کمترین میانگین و ارزش گذاری را کسب کردند. در تمامی چشم اندازهای توسعه شهری بجز چشم انداز «V4» بدلیل سطح معناداری بیشتر از 05/0 در سطح اطمینان 95 درصد، فرض H1 رد و فرض H0 تایید می شود. به عبارتی، تفاوتی در میانگین دو گروه وجود ندارد.نتیجه گیری: چشم انداز توسعه شهری به عنوان یک ابزار استراتژیک می تواند به مدیران و برنامه ریزان شهری کمک کند تا راهبردهای مناسبی را برای مدیریت بهینه و پایدار شهرها شکل دهند. در این بین مشارکت مطلوب بین مدیریت شهری، شهروندان و سازمان های مردمی در توسعه شهری انزلی بسیار ارزشمند است و بهبود کیفیت زندگی شهروندان و توسعه پایدار شهر را تضمین می کند.
تحلیل تبعیت از معیارهای الگوی شهر ایرانی - اسلامی در طرح توسعه راهبردی شهری؛ مورد مطالعه: طرح توسعه راهبردی شهر سهند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شهرها ازجمله بارزترین جلوه های فرهنگ بشری هستند که با نمایش فضاهای عینی و قابل ادراک، بسیاری از مؤلفه های ذهنی متأثر از آن را بیان می کنند. نوع ارتباط فضاهای شهری، محیطی فرهنگ ساز هستند که می توانند در شکل گیری نظام زیرساختی و ذهنی جامعه اثربخش باشند. شهرهای اسلامی از این قاعده مستثنی نیستند. بین اسلام و زندگی شهری، رابطه خاصی وجود دارد و ترویج اسلام با توسعه زندگی شهری متجلی شده است. طبق تفاوت در دیدگاه ها که در برنامه ریزی شهر اسلامی - ایرانی وجود دارد، شناسایی الگوها می تواند در ایجاد شهرهای جدید صورت گیرد.هدف پژوهش: تحلیل تبعیت از معیارهای الگوی شهر ایرانی اسلامی در طرح توسعه راهبردی سهند است.روش شناسی: این تحقیق به لحاظ ماهیت کاربردی و به لحاظ روش توصیفی – تحلیلی است. داده های مورد تحلیل از پیمایش حاصل شده و نمونه آماری متشکل از 80 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی شهری سهند بوده است. توزیع نمونه به صورت خوشه ای تصادفی، روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است.یافته ها و بحث: نوآوری پژوهش در تحلیل تمام ابعاد محیطی، کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و ... شهر ایرانی- اسلامی در طرح توسعه راهبردی شهری است. برای تحلیل معیارها از مدل TOPSIS استفاده شده است. تحلیل یافته ها نشان می دهد که از معیارهای ارزیابی شده، ساخت خانه ها و کاربری مسکونی بر اساس الگوی شهر اسلامی با کسب امتیاز (967/0) جایگاه اول را به خود اختصاص داده است.نتیجه گیری: معیارهای استخراج شده در تمام ابعاد مذکور در مدل تاپسیس تحلیل شد. نتایج یافته ها نشان می دهد که ساخت خانه ها و کاربری مسکونی بر اساس الگوی شهر اسلامی رتبه اول را به خود اختصاص داده است. تأثیر شرایط اقلیمی بر ساخت و سازها در قالب کاربری های متنوع رتبه دوم را کسب کرده و مسجد به عنوان هسته ی مرکزی فضایی هر شهر اسلامی در رتبه سوم قرار دارد. سایر معیارها رتبه بندی و اولویت کمتری را به خود اختصاص داده اند.
تحلیل گفتمان بصری پوشش زنان در شبکه نمایش خانگی با تأکید بر هویت ایرانی- اسلامی
منبع:
مطالعات هنر سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵)
135 - 166
حوزههای تخصصی:
امروز زبان فرهنگ به میزان قابل توجهی تصویری شده است. فرهنگ مردم این دوران چنان دیداری شده که انتقال مؤثر پیام بدون تصاویر کاری دشوار و دور از ذهن می نماید. فرهنگ دیداری مقوله ای است فراتر از مطالعه تصویر که در مواجه با مخاطب در دو مرحله عمل می کند. در مرحله اول مانند چشم اندازی است که در آن، جهان تصویر به تولید معنا ، ایجاد و حفظ ارزش های زیباشناختی ، کلیشه های جنسیتی و روابط قدرت درون فرهنگ می پردازد و در سطحی دیگر با وسعت گرفتن دامنه دیداری، حوزه ای به وجود می آید که در آن معانی فرهنگی شکل می گیرند. در روزگار فناوری های رسانه ای پیوسته در حال توسعه، شبکه نمایش خانگی یکی از پرنفوذترین هاست. ضرورت این پژوهش به ویژه در جامعه امروز ما که بیش ازپیش در حوزه پوشش زنان دچار چالش های جدی شده، از آن روست که نشان می دهد الگوهای ارائه شده برای پوشاک زنان ازسوی پرمخاطب ترین رسانه ها، چه قرابت و تناسبی با مؤلفه های هویتی ایرانی اسلامی داشته اند و هدف آن مطالعه نسبت میان گفتمان بازتولیدشده در شبکه نمایش خانگی به وسیله پوشش بازیگران زن با مؤلفه های هویت ایرانی اسلامی است. این مقاله با رویکرد کیفی، با روش تحلیل گفتمان بصری و با به کارگیری چهارچوب مفهومی برگرفته از نظریه های تحلیل گفتمان فوکو و فرهنگ دیداری میرزوئف انجام شده است. مطالعه مضامین فرعی و اصلی و گفتمان غالب شکل گرفته به وسیله پوشش بازیگران زن در چهار سریال پرمخاطب شبکه نمایش خانگی شامل خاتون، جیران، قورباغه و یاغی حاکی از آن است که مؤلفه های اصلی هویت ایرانی اسلامی در ذائقه سازی در سبک پوشش جامعه، سهم بسیار اندکی را به خود اختصاص داده و ازسوی تولیدکنندگان این آثار مورد غفلت واقع شده است.
محیط سنتی، محیط کارآمد، تبیین مؤلفه های فردی با رفتار شهروندی سازمانی مدیران با تأکید با ارزش های اخلاق هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
362 - 381
حوزههای تخصصی:
رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یکی از مفاهیم جدید مدیریت رفتار سازمانی که بر رفتارهای فرانقشی کارکنان و مدیران تأکید می ورزد و در فرایند سازمانی و تبدیل محیط سنتی به محیط پویا و کارآمد نقش تعیین کننده ای دارد. روش تحقیق در این پژوهش، رویکرد کیفی و کمی بوده است که با استفاده از تکنیک دلفی و پیمایش این مطالعه انجام یافته است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده و نمونه آماری را در روش دلفی صاحب نظران و اساتید دانشگاه تشکیل دادند و از نمونه گیری مبتنی بر هدف استفاده شد و در روش پیمایشی 320 نفر از مدیران بانک کشاورزی در سطح کشور تشکیل می دهند و در این مرحله برای نمونه گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و در دورن هر مرحله از روش تصادفی ساده استفاده شد. آزمون فرضیه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار pls انجام شد. براساس نتایج آزمون فرضیه ها ی تحقیق، مؤلفه های فردی (ادراک از عدالت و تعهد سازمانی)، شغلی (رضایت شغلی، تنیدگی شغلی و فسردگی شغلی)، سازمانی (جو سازمانی و فرهنگ سازمانی) و رهبری (رهبری تحولی، رهبری تعاملی و رهبری معنوی) رابطه مثبت و معناداری با رفتار شهروندی سازمانی مدیران دارند. مؤلفه های شغلی نقش تعدیل گر بر رابطه مثبت بین مؤلفه های فردی و رفتار شهروندی سازمانی مدیران دارد.اهداف پژوهش:طراحی و تدوین مدل رفتار شهروندی سازمانی مدیران.شناخت نقش اخلاق هنر اسلامی بر رفتار سازمانی.سؤالات پژوهش:چه مؤلفه هایی در طراحی و تدوین مدل رفتاری شهروندی سازمانی مدیران مؤثر است؟هنر اسلامی و ارزش های اخلاقی موردنظر آن چه نقشی می توانند در رفتار سازمانی داشته باشند؟
پژوهشی بر ساختار معماری و سبک شناسی بنای آرامگاهی دستگردان طبس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۰)
۱۲۷-۱۱۴
حوزههای تخصصی:
شکل گیری بناهای آرامگاهی با در نظر گرفتن دلایل محیطی و جغرافیایی، فرهنگ و باورهای یک جامعه را بازتاب می دهد. در این میان، نواحی شرقی ایران، در توسعه و تکامل معماری مقابر دوره اسلامی سهم چشمگیری داشته است. بخش دستگردان در شهرستان طبس و در شمال استان خراسان جنوبی قرار دارد. طی بررسی باستان شناسی سال ۱۳۹۴ در این منطقه، یک بنای آرامگاهی شناسایی گردید که تاکنون به لحاظ کارکرد معماری و تاریخ ساخت، مورد مطالعه قرار نگرفته است؛ از این رو ضرورت انجام این پژوهش فراهم گردید. پژوهش حاضر از نظر هدف، از نوع پژوهش های بنیادی و براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات تاریخی-تحلیلی است. در فرایند این مقاله سعی شده با استناد به منابع کتابخانه ای و بر پایه پژوهش میدانی و تهیه نقشه، به واکاوی و تحلیل گونه معماری بنای آرامگاهی دستگردان پرداخته شود. از آنجا که هیچ گونه کتیبه تاریخ داری در این بنا به دست نیامده و به درستی نمی توان پیشینه تاریخی و هویت بنا را تعیین نمود، اما براساس طرح، عناصر کالبدی و بافتی که آرامگاه دستگردان در آن شکل گرفته، این نتیجه حاصل شد که طرح اصلی این بنا برگرفته از بناهای آرامگاهی در خراسان بزرگ با طرح مربع شکل در سده های اولیه تا میانی دوره اسلامی است. همچنین با مقایسه داده های فرهنگی و عناصر ساخت مایه بنا می توان پی ریزی آن را به اواخر دوره سلجوقی تا ایلخانی نسبت داد.
Comparison of Women's Satisfaction and Empowerment through an Asset-Based Approach in Formal and Informal Settlements (Case S tudy: Zafaraniyeh and Rezvanshahr Neighborhoods in Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۳, Issue ۴ - Serial Number ۵۰, Autumn ۲۰۲۳
33 - 48
حوزههای تخصصی:
The uneven capital dis tribution among settlements seems to have contributed to disparities in social classes, empowerment, and satisfaction. Empowerment refers to the expansion of assets and abilities; despite the key role of women in Iranian families, their empowerment has been neglected in s tudies. This s tudy uses an asset-based approach based on the settlement types to measure and compare the level of women's satisfaction. This descriptive-correlational s tudy used a ques tionnaire and observation to collect data from 376 women living in Tabriz's Zafaraniyeh and Rezvanshahr neighborhoods with formal and informal settlement patterns, respectively. The collected data were compared using a t-tes t between settlements regarding research variables, and the effect size was inves tigated using correlation and regression tes ts. The findings indicate that women in formal settlements have more capital, empowerment, and satisfaction than those in informal settlements. There is a significant difference between the women of both settlements regarding the research variables. The capital dimensions play a crucial role in predicting women's satisfaction directly and indirectly through empowerment. In formal settlement, physical capital (ß=1.370) and social capital (ß=0.120) have the highes t and lowes t effects, respectively. In contras t, in informal settlements, social capital (ß=0.560) and economic capital (ß=0.136) show the highes t and lowes t effects, respectively. In conclusion, this s tudy highlights that women with greater access to capital experience more empowerment, which leads to greater satisfaction. Therefore, benefiting more from the capital dimension result in higher levels of empowerment and satisfaction for women.
تأثیر عمق فضا در بهبود تهویه طبیعی با تمرکز بر عملکرد دودکش خورشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
57 - 70
حوزههای تخصصی:
مباحث مربوط به معماری پایدار از مهمترین جریان های معماری معاصر به حساب می آیند. بخش قابل توجهی از مصرف انرژی کشور در ساختمان های مسکونی برای فراهم آوردن آسایش حرارتی مصرف می شود. از جمله مواردی که در تامین آسایش ساکنان نقش بسزایی ایفا می کند بحث تهویه و چگونگی جریان هوا می باشد. یکی از روش های تهویه غیرفعال، استفاده از دودکش خورشیدی است که با کمک انرژی تجدیدپذیر خورشید و با به کارگیری پدیده اثر دودکشی در یک کانال هوا، تهویه مورد نیاز فضاهای مجاور خود را فراهم می کند. لذا تحقیق حاضر با هدف ارائه راه کاری ساده و اجرایی، به صورت مداخله در وضع موجود معماری انجام گرفته است. روش انجام این تحقیق با توجه به ماهیت میان رشته ای آن، یک روش ترکیبی است. ابتدا از مطالعات کتابخانه ای برای مبانی پژوهش یاری گرفته شده است. با استفاده از یک راهبرد تجربی، متغیرهای مستقل تاثیر گذار و متغیر وابسته مشخص گردید و به دلیل عدم دسترسی به نمونه های مختلف اجرا شده، شبیه سازی کامپیوتری به عنوان روش جایگزین برای مطالعات میدانی انتخاب شده است. شبیه سازی در این پژوهش با روش دینامیک سیال محسباتی صورت پذیرفت. برای این امر ابتدا روایی و پایایی شبیه سازی ها از طریق تطبیق با شواهد تجربی و آزمایشگاهی در مقاله ای مشابه به اثبات رسید که نتایج این بخش با 4% خطا مورد پذیرش واقع شد. این موضوع حاکی از دقت مناسب روش استفاده شده و شبکه بندی بود. سپس اقدام به تجزیه و تحلیل داده ها و متعاقبا مداخله در معماری از طریق شبیه سازی شد. در این پژوهش با انتخاب 6 گونه ی مختلف اتاق به لحاظ ابعاد، تهویه طبیعی و تحلیل رفتار جریان هوا با در نظر گرفتن عملکرد همزمان دودکش خورشیدی و پنجره، و در دو ارتفاع مختلف(9/0 متر برای فرد نشسته و 5/1 متر برای فرد ایستاده) از طریق شبیه سازی و با استفاده از نرم افزار اتودسک سی اف دی 2018 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داد که سرعت تهویه ارتباط مستقیمی با عمق اتاق دارد. بهینه ترین ابعاد اتاق در راستای تهویه اتاق 4در 3 و 5در 3 می باشد. همچنین در ارتفاع ایستاده حداقل سرعت تهویه در قسمت انتهایی فضاها دیده می شود و در ارتفاع نشسته به جز قسمت ابتدایی و انتهایی اتاق کمترین میزان سرعت در محدوده یک سوم انتهای اتاق می باشد.