فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۰۱ تا ۳٬۱۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
توماس آکویناس را می توان پرچم دار مفهوم زیبایی شناسی دانست. با آنکه آکویناس دنباله روی فلسفه ارسطویی بود، اما تکمیل کننده کار او نبود. توجه و علاقه خاص آکویناس به مبحث زیبایی وجود نداشت، اما مباحثی را مطرح کرد که به نوعی بنیادی ترین مفاهیم زیبایی شناسی را از وجه های متفاوت مورد بررسی قرار داد. مقوله «خیر» و «زیبا» را که با هم متفاوت هستند، با چالش گفتمانی مطرح می کند. حال با به چالش کشیدن «خیر» در عملکرد زیبایی شناسی، فعل الهی در قالب دیدن به منزله دید بصری عمل کرده و زیبایی را یک امر عینی محسوب می کند. وی خوب می دانست که زیبایی یک امر دیدنی است که از ورای ذهن به منصه ظهور رسیده است و در نوع ذهنیت گرایی هر شخص تفاوت را در نوع بصری آن به عینیت گرایی می رساند، اما چیزی که بیش از پیش برای او مهم بود، الهیات به شرط لذت زیبایی شناسی است. اینک اگر باز خیر را از الهیات جدا کنیم و تنها زیبایی را ببینیم، لذت به مقوله اضافه می شود که خود سومین تعریف بعد از خیر و زیبایی است. می توان پرسید که خیر بودن در زیبایی را چگونه در لذت ببینیم؟ به این پاسخ خواهیم رسید که لذت زیبایی شناختی بر چیزهایی قابل گفتن است که امر بر ذهنی مملو از زیبایی های تعریف شده ای کند که ادراک را بالا برده و پس از گذر از فیلتر «تناسب» و «وضوح» ما را در شناخت این امر یاری کند. تناسب ریاضی گونه فیثاغورس برای وضوح، نمایش لذت را چالش آشنایی با زیبایی قرار داده و آکویناس را بر آن داشته که تعاریف منسجم زیبایی را باز هم با دلایل منطقی به کار ببرد. اگر زیبایی از منظر آکویناس نهفته در تناسب های عالم طبیعی در یک اثر بصری را به صورت ظرف بدانیم، خیر و وضوح مظروف افکار آکویناس را تشکیل می دهند، یعنی اکنون این مسئله خیر و وضوح است که معنای جامع زیبایی را مورد نقد و بررسی قرار داده و مضمون لذت زیبایی را با تعریفی جدید به طور تمثیلی به ذهن مخاطب سنجاق می کند. دراین پژوهش، گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و تحلیل با روش کیفی صورت می پذیرد. این جستار نشان می دهد که عناصر اصلی مفهوم زیبایی نزد آکوئینی به چه صورت است.
تحلیل همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان و تدوین رتبه بندی پارامترهای طراحی فضای باز در نیروگاه های گازی؛ نمونه موردی: نیروگاه های گازی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
341 - 356
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های طراحی حوزه های صنعتی، بی توجهی پیرامون دستیابی به طرح بهینه برای واحدهای صنعتی در راستای ارتقای رضایت شغلی کارکنان است. این پژوهش مبین ضعف ادبیات نظری مدون موجود، پیرامون طراحی فضاهای باز در واحدهای نیروگاهی ذیل مباحثی مانند: رضایت کالبدی و رضایت شغلی می باشد. در پژوهش: 1- تحلیل همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی،2- تحلیل همبستگی شاخصه های فضای باز و رضایت شغلی ، 3- استخراج و تدوین رتبه بندی پارامترهایِ موثرِ طراحی فضاهای باز در راستای رضایت کالبدی، در واحدهای صنعتی نیروگاهی، مورد نظر بوده است. ماهیت پژوهش، توصیفی- تحلیلی و بر اساس هدف، کاربردی بوده و با شناخت و تحلیل واحدهای نیروگاهی موجود(با بهره گیری از مشاهده، مصاحبه عمیق و پرسشنامه)، پارامترهای برجسته در طراحی فضاهای باز نیروگاهی، بازیابی می شود. و رتبه بندی پارامترهای مهم فضای باز و تاثیر آنها در رضایت شغلیِ کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی , امکان وصول دستاوردهای «رضایت از محیط کالبدی فضای کار» و «رضایت شغلی» در کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی، از یافته های پژوهش است. تائید فرضیه پژوهش، که مبتنی بر همبستگی رضایت کالبدی و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی(ضریب همبستگی (390/0) و سطح معناداری (001/0 )) و همبستگی شاخصه های فضای باز و رضایت شغلی کارکنان اتاق فرمان در فضای باز نیروگاه گازی (ضریب همبستگی (393/0) و سطح معناداری(001/0)) است، یکی از نتایج تحقیق می باشد (تحلیل ضریب همبستگی پیرسون، در نرم افزار SPSS نسخه 26، صورت گرفته است). مهمترین نتیجه این پژوهش، استخراج پارامترهای مهم از نظر کارکنان اتاق فرمان نیروگاه های مورد مطالعه در طراحی فضای باز نیروگاهی در راستای رضایت کالبدی کارکنان اتاق فرمان نیروگاه گازی و تدوین رتبه بندی و اهمیت آنها با استفاده از روش دلفی بصورت تفکیک شده در هر نیروگاه است.
مطالعه بینامتنی نقشمایه های اسطوره ای،سنتی و مذهبی در آثار نقاشیخط مکتب سقاخانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
137 - 152
حوزههای تخصصی:
«سقاخانه» اصطلاحی است که نخستین بار کریم امامی برای توصیف آثار گروهی از هنرمندان ایرانی که می کوشیدند «سنت» را در قالبی نو بیان کنند، به کار برد. هنرمندان سقاخانه هویت «ایرانی» را نه در حال (جامعه در حال گذار)، بلکه در گذشته (سنت های غنی فرهنگی) می جستند. سقاخانه کوششی جدی جهت توافق سنت و مدرنیته بود. «نقاشیخط» اصطلاحی است برای توصیف نوعی نگارش توأم با رنگ آمیزی که غالباً در آن از شگردهای خوش نویسی سنتی استفاده می شود و معمولا فرم کلمات بیش از معنای آن ها اهمیت دارد. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از رویکرد بینامتنی انجام شده است. گردآوری اطلاعات برآمده از مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش ها است که: 1) نقش مایه های اسطوره ای، سنتی و مذهبی درآثار نقاشیخط هنرمندان مکتب سقاخانه چیستند؟ و 2) محتویات مشترک و بینامتنی در این آثار شامل چه حوزه هایی می شوند؟ جامعه آماری در این پژوهش، سی تابلو از آثار نقاشیخط استادان مکتب سقاخانه (فرامرز پیلارام، صادق تبریزی، رضا مافی، حسین زنده رودی، ناصر اویسی و ژازه تباتبایی) است؛ که در این مقاله، به چهار اثر از چهار هنرمند پرداخته شده است. در روند مطالعه این پژوهش، ویژگی ها و علل شکل گیری این جریان و نشانه های استفاده شده در این آثار مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش، شناسایی مشترکات و تاثیرگیری ها و انتقال های مفهومی و بینامتنی در آثار هنرمندان مکتب سقاخانه ایران به عنوان هدف اصلی و شناسایی جایگاه این هنر و رابطه آن با دو حوزه مستقل نقاشی و خوش نویسی و هم چنین، تطور نگاه هنرمندان سقاخانه ای به مسالهِ آیین، اسطوره و مولفه های مذهبی به عنوان اهداف فرعی دنبال شدند. با بررسی فضای این آثار این یافته ها به دست آمده است: در مرحله نخست، محتویات و مشتر کات بینامتنی در آثار بررسی شده، عبارتند از: عناصر مذهبی نظیر قفل، علم، پنجه و...، نمادهای سنتی و ایرانی، نظیرِ درخت سرو، بته جقه، طلسمات، اسب ها، مینیاتورها، خط نستعلق و شکسته و نمادهای اسطوره ای نظیرِ شیر و خورشید که بیش ترین استفاده از نمادهای مذهبی بوده و عناصر و نماد های موجود در سقاخانه ها تقریبا به صورت مشترک در آثار همه این هنرمندان دیده می شود. البته، شایان توجه است که این عناصر و نماد های مذهبی نیز ریشه در آثار سنتی و ایرانی دارند.
بررسی راهکارهای بهره وری مناسب از نور روز به منظور ارتقای کیفیت فضای داخلی (نمونه موردی کانال های نوری)
حوزههای تخصصی:
به کارگیری مناسب نور و روشنایی طبیعی در فضای داخلی می تواند علاوه بر ایجاد آسایش بصری، تأثیرات مثبتی را بر سلامت جسمی و روحی، رفتارها و نگرش ها، همچنین حالات و عملکرد ساکنان داشته باشد. همچنین نور روز طبیعی می تواند تقاضا برای سیستم روشنایی الکتریکی را کاهش دهد، لذا پرداختن به این مهم در محیط های داخلی ضروری است. هدف کلی این پژوهش، شناخت نقش نور روز در جهت ارتقای کیفیت فضای داخلی و افزایش سلامت انسان و نیز ارائه راهکار استفاده بهینه از نور خورشید است. در این راستا به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که نور روز را چگونه می توان به فضای داخل منتقل نمود و وجود آنچه تأثیراتی بر ابعاد مختلف سلامت مخاطب دارد؟ روش پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت کیفی و به لحاظ هدف کاربردی است و جهت گردآوری اطلاعات، از روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت نقش و مفهوم نور روز در فضاهای داخلی و چگونگی بهره وری مناسب از آن پرداخته است و نشان می دهد که نورگیری توسط کانال های نوری باکیفیت بالاتری نسبت به نورگیری مستقیم از پوسته ساختمان و یا نورگیرهای سنتی انجام می شود. درنتیجه می توان گفت کانال نوری انتخاب مناسبی برای انتقال نور روز است. این سیستم نور روز را با کیفیت بالا به عمق ساختمان انتقال داده و روشنایی فضاهای فاقد نور روز را تأمین نموده و درنهایت با پاسخ دهی به نیازهای انسان، موجب ارتقای کیفیت فضاهای داخلی و سلامت جسمانی، روحی، اجتماعی و ادراکی در انسان می شود؛ بنابراین می توان از کانال نوری به عنوان یکی از روش های مؤثر استفاده از نور روز بهره برد.
بررسی تطبیقی ویژگی های کالبدی و کارکردی شناشیرهای بوشهر با فضای مشربیه در کشورهای حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
83 - 102
حوزههای تخصصی:
شناشیرها یکی از جذابیت های فرمی بافت تاریخی بوشهر هستند که عنصر مشابه آن در سایر کشورهای خلیج فارس، «مشربیه» است. با توجه به ارزش تاریخی این عناصر، بازشناسی آن ها به کشف تفاوت ها، شباهت ها و درک ماهیت کاربردی شان در گذشته و استمرار بکارگیری آن ها در معماری امروز، ضروری است. هدف تحقیق، مقایسه کالبدی و کارکردی شناشیر و مشربیه، جهت شناخت شاخصه های بومی، حفظ، احیا و بازبکارگیری آن ها در معماری امروزی است. روش تحقیق کیفی و توصیفی-تحلیلی و راهبرد تحقیق، استقرایی است. گردآوری داده ها از طریق مطالعه اسنادی، مشاهده و مصاحبه است. جامعه آماری تحقیق، تمامی شناشیرهای بوشهر و در سایر کشورهای خلیج فارس، تعداد ۲۰۰ بنا به صورت هدفمند بوده است. نتایج نشان داد که مشربیه ها بیش تر بر تزیینات و فرم، و شناشیرها بر نحوه ساخت و تطبیق کاربرد فضا، با زندگی ساکنین تمرکز دارند که نشان از تفاوت در بینش اسلامی و فرهنگ و نوع معیشت صاحبان بناها در این کشورها دارد.
ارزیابی شاخص های مؤثر بر طراحی ساختمان کم کربن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین از آثار انتشار گازهای گلخانه ای از جمله دی اکسید کربن به اتمسفر است. با توجه به سهم ایران در تولید دی اکسیدکربن و تعهدات ملی و بین المللی برای کاهش انتشار کربن در کشور از یک سو و پتانسیل بالای بخش ساختمان برای کاهش انتشار کربن از سویی دیگر، ضروری است صنعت ساختمان به سمت آینده کم کربن هدایت شود. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی شاخص های مؤثر بر طراحی ساختمان کم کربن در ایران است. به منظور دستیابی به این هدف، شاخص های مؤثر با مرور پیشینه تحقیق شناسایی شد و با استفاده از روش دلفی و با توزیع پرسشنامه میان صاحب نظران از سه حوزه سیاست گذاران، پژوهشگران و فعالان در عرصه ساختمان، اهمیت شاخص ها برای دستیابی به ساختمان کم کربن در ایران ارزیابی شد و در هفت حوزه که عبارت اند از مکان یابی و سایت، معماری ساختمان، مصالح و روش ساخت، بهره وری انرژی، بهره وری آب، کیفیت محیط داخل و انرژی تجدیدپذیر طبقه بندی شد. پس از ایجاد اجماع میان صاحب نظران، با اهمیت ترین شاخص ها در جهت دستیابی به ساختمان کم کربن در ایران، «طراحی اقلیمی» و «ارتقای پوسته خارجی ساختمان متناسب با اقلیم» تعیین شد. دستاورد این تحقیق می تواند در شناسایی و مسیریابی تصمیمات کلیدی در طراحی ساختمان کم کربن و تعیین خط مشی و اولویت بندی سیاست گذاران در کشور مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین فرایند مدل سازی شناختی- فضایی در معماری با تأکید بر مدل های محاسباتی و مفهومی– فرضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۰
45 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران برای مطالعه بازنمایی های ذهنی از محیط و فهم دقیق دستگاه شناختی انسان از مدل و شبیه سازی بهره می برند. در پژوهش های معماری به دلیل پیچیدگی فرایند، به مدل سازی شناختی-فضایی کمتر توجه شده است. از این رو رویکردی علمی و جامع که ویژگی های گوناگون مدل سازی این حوزه را دربرگیرد، وجود ندارد. هدف این پژوهش تدوین مدل فرایند ایجاد دو گونه رایج از مدل های شناختی-فضایی در معماری است. پرسش این است که چگونه می توان برای فرایند مدل سازی در حوزه شناخت فضایی مدلی تدوین کرد که به طور هم زمان چارچوب های انسانی، محیطی و زمانی را مدنظر قرار دهد؟ روش تحقیق استدلال منطقی است که با تحلیل مباحث علمی در دو حوزه علوم شناختی و مدل سازی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که هنگام ساخت مدل های شناختی-فضایی، در مرحله انتخاب نظریه یا مدل مبنا و یافتن ارتباط بین مفاهیم، پرداختن به چارچوب های زمانی، انسانی و ذهنی-محیطی در اولویت قرار دارد. در مدل سازی محاسباتی، رفتارهای پیچیده فضایی از طریق الگوریتم ها شبیه سازی و امکان بازتولید رفتار بررسی می شود. در مدل سازی مفهومی-فرضی به دلیل اهمیت آگاهی مشترک مردم از محیط، روش های قیاسی-استقرایی رایج در علوم اجتماعی کارایی دارند و استفاده از ابزارهای ترکیبی، می تواند میزان خطای مدل سازی را تقلیل دهد.
People how Preference Places for Leisure and Recreation (Case Study: Tehran, District 2)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۳, Issue ۱ - Serial Number ۴۷, Winter ۲۰۲۳
25 - 36
حوزههای تخصصی:
Today, spending leisure time has become part of humans' lives which can take on various forms. Spending leisure time, on the one hand, and the priority of selecting a place, on the other hand, differ from each other. The main research question is How are leisure places selected and prioritized in a case study of Tehran's District 2? To answer this question, factors affecting an individual's preference for leisure and recreational places were determined. The statistical population consisted of 384 people. Using a questionnaire, residents' views on their tendency to spend their leisure time and their preference for the use of 18 leisure places across district 2 were evaluated. The theoretical framework of the research expresses that the type and quality of leisure spaces on the one hand (recreation and place aspects) and the individual's lifestyle (individual and cultural features in the geographical and social environment) are influenced by the time factor (access and availability), On the other hand, are influential in leisure time preferences. Research results indicated that individual characteristics, gender, age, and marital status were significantly correlated to selecting the type and leisure-recreation places. Also, Friedman test results suggested that as regards spending leisure time, going to cafés and restaurants held the highest thematic preference, while going to local parks had the highest location-based preference.
تغییر نگرش به هنر در سایه نظریه اعتباریات علامه طباطبائی
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
65 - 85
حوزههای تخصصی:
ابن سینا و دیگر اندیشمندان مسلمان پس از او، تحت تأثیر منطق و فن شعر ارسطویی، زیبایی را به معنای «سازگاری و ملائمت با نفس» تعریف کردند و از آن جا که معنای ثابتی برای نفس انسانی قائل بودند، تعریف آنان نیز حالتی ذات انگارانه پیدا کرده است. با تحولی که ملاصدرا با نظریه حرکت جوهری در تعریف نفس مطرح کرد، تعریف ذات انگارانه از زیبایی دیگر نمی توانست با پویایی و تغییر نهفته در نفس انسانی سازگار باشد. به اعتقاد نگارنده، علامه طباطبایی با مطرح کردن ادراکات اعتباری در مقابل ادراکات حقیقی تحول دیگری را در این زمینه به وجود آورده اند که منجر به تعریفی کارکردگرایانه از زیبایی و هنر می شود.مقصود علامه طباطبایی از ادراکات اعتباری اعتباریاتی است که لازمه فعالیت های حیاتی انسان است و تنها در ظرف عمل محقق می شود. بنابردیدگاه ایشان رابطه ادراکات اعتباری با ادراکات حقیقی از سنخ تولیدی و استنتاج برهانی نیست بلکه تقلید، تکرار و عادت سهم به سزایی در شکل گیری اعتباریات دارند. علاوه بر این قرار گرفتن اعتباریات در مسیر استکمال وجود و رفع نواقص انسان است. حیات اجتماعی انسان و اعتباریات بعد از اجتماع را نیز باید در همین راستا دید. به این ترتیب آنچه در قالب آداب و رسوم و ارزش ها و هنجارها و ... طی قرون و اعصار در یک جامعه پدید آمده و انباشته شده است، همین اعتباریاتی است که وجودِ درحالِ تحول و رو به جانبِ تمامیتِ انسان را به سمت استکمال وجودی می برد. بر این اساس تغییر نگرش ما به هنر به عنوان یکی از مهم ترین این اعتباریات اجتناب ناپذیر است.
تاثیر مؤلفه های سلوک عرفانی بر نظام مندی و ایجاد آرامش روانی در خانواده و انعکاس آن بر نگاره های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۹
728 - 742
حوزههای تخصصی:
خانواده اساس اجتماع، اولین سلول سازنده زندگی جمعی انسان، خشت بنای جامعه و کانون اصلی حفظ و ارتقای سنت ها، هنجارها و ارزش های اجتماعی است. بی شک شالوده استوار پیوندهای اجتماعی و روابط خویشاوندی در بروز و ظهور عواطف انسانی کانون خانواده است. عارفان متقدم و متأخر به اهمیت و نقش سازنده خانواده واقف بوده اند. آنان احکام، آداب و اخلاق خانوادگی را در حد لازم و کافی از منابع دینی، اخلاقی و عرفانی فراگرفته و مهارت های لازم را کسب کرده اند. عرفان در هنرهای اسلامی چون نگارگری نیز دارای جایگاه ویژه ای است. بنابراین مسئله مهم در این پژوهش نقش عرفان در نظام مندی خانواده و نگارگری اسلامی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای به رشته تحریر درآمده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که اهل سلوک ضمن مراعات حرمت اهل خانه اعم از همسر یا کودکان خود در توجه و تأمین بهداشت روانی و شادمانی آنان نیز اهتمام خاص ورزیده اند. عارفان در برقراری رابطه صمیمانه با همگان به ویژه با خردسالان کوشا بوده و در انجام بازی و هم کلامی با کودکان همچون خودشان ایفای نقش می کردند. در نگارگری اسلامی نیز سلوک عرفانی در قالب راز و نیاز و سماع و معراج قابل مشاهده است. اهداف پژوهش:بررسی تأثیر مؤلفه های سلوک عرفانی بر نظام مندی در خانواده.بررسی تأثیر مؤلفه های سلوک عرفانی بر نگاره های اسلامی.سؤالات پژوهش:تأثیر مؤلفه های سلوک عرفانی بر نظام مندی در خانواده چیست؟تأثیر مؤلفه های سلوک عرفانی بر نگاره های اسلامی چگونه است؟
تطبیق شاخصه های آثار طالبوف تبریزی و گرافیک مطبوعاتی کشور برمبنای تفکر مشروطه خواهی دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۰
700 - 717
حوزههای تخصصی:
کارکرد اجتماعی زبان باعث بازتاب ایدئولوژی در انحای مختلف رد، تأیید یا سکوت نسبت به گفتمان مسلط بر جامعه در آثار زبانی و ادبی می شود. میخاییل باختین با نظریه گفت وگومندی خود بر نقش ایدئولوژیکی زبان در جوامع انسانی تأکید کرده است، گفت وگو را اساس زبان می داند. در تاریخ ادبیات فارسی مؤلفه ها و نشانه های این نظریه را می توان در دوره مشروطه بازیافت که شروع مطالبه گری و تزلزل در پایه های ایدئولوژی نظام مسلط و بستر مناسبی برای شکل گیری فرهنگ نقد و گفت وگوست. در میان نویسندگان پیشرو و منتقد این دوره، آثار طالبوف تبریزی- ازجمله کتاب احمد و مسالک المحسنین- از حیث ایجاد نخستین نشانه های گفت وگو و نقد حائز اهمیت است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. مبنای کتاب احمد بر گفت وگو نهاده شده و مسالک المحسنین نیز از اولین سفرنامه های خیالی دوره مشروطه است که ساختار مبتنی بر گفت وگوهای روایی طولانی دارد. این آثار به دلیل عینیت و رویکرد اجتماعی و انتقادی خود، ایدئولوژی مشروطه خواهی، قانون گرایی، وطن دوستی و ارزش های مدنی را در سطوح واژگانی، نحوی و بلاغی بازتاب می دهند؛ اسامی و صفات مهم ترین عناصر نشان دار زبان برای بیان ایدئولوژی هستند. تفکر مشروطه خواه نویسنده در سطح نحوی نسبت به دو سطح دیگر نمود بارزی ندارد و در سطح بلاغی، تمثیل، کنایه و نماد مهم ترین شگردهای ادبی طالبوف برای بیان اوضاع اجتماعی ایران هستند که باعث قرار گرفتن این نوشته ها در ژانر سیاسی می شوند.اهداف پژوهش:بررسی نظریه گفت وگومندی باختین و مشروطیت در آثار طالبوف و گرافیک معاصر.بررسی نخستین نشانه های گفت وگومندی به معنای نقد سیاسی مؤثر در پیشبرد گفتمان نوگرایی.سؤالات پژوهش:نظریه گفت وگومندی باختین و ایدئولوژی مشروطیت در آثار طالبوف و گرافیک معاصر چه بازتابی یافته است؟نخستین نشانه های گفت وگومندی به معنای نقد سیاسی مؤثر در پیشبرد گفتمان نوگرایی چیست؟
کارکرد پدیدارشناسانه عناصر فرمی سینما (با تأکید بر پدیدارشناسی هوسرل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال بیستم آذر ۱۴۰۲ شماره ۱۲۶
49 - 60
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در میان مؤلفه های رویکرد پدیدارشناسی، اپوخه عنصری است که وجه روشی این رویکرد را بیش از سایر مؤلفه ها بر دوش می کشد. از طرف دیگر سینما مملو از عناصری فرمی است که می تواند استفاده یا عدم استفاده و یا نحوه استفاده از هر کدام از این عناصر بر نحوه ادراک مخاطب تأثیر بگذارد. پژوهش پیش رو تلاش می کند تا به مواجهه پدیدارشناسانه با ابژه به واسطه سینما و فیلم بپردازد.هدف پژوهش: بررسی امکان تحویل پدیدارشاسانه ابژه خارجی و ابژه زیبایی شناسانه به واسطه سینما و فیلم است.روش پژوهش: پژوهش با روشی تحلیلی در میان مؤلفه های پدیدارشناسی، تنها عنصر روشی آن یعنی اپوخه را برجسته کرده و با روشی توصیفی-تحلیلی، نسبت تمامی عناصر فرمی موجود در یک فیلم را با اپوخه می سنجد.نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که امکان تحویل پدیدارشناسانه ابژه خارجی به واسطه فیلم وجود دارد و به طریق اولی در ابژه های زیباشناختی این امکان محقق است.
تحلیل نقش متقابل هنرمند و جامعه در تفکر جلیل ضیاءپور (با تاکید بر نظریات باستید، پلخانف و کالینگوود)
حوزههای تخصصی:
جلیل ضیاءپور، یکی از نخستین هنرمندانی است که با نوشتن مقالات و انتشار نشریات ویژه هنر، به تبیین هنر مدرن در ایران پرداخته است. یکی از این مقالات که در نشریه کویر و در سال 1327 منتشر گردید، با قرابت خاصی که با نظریه هنر برای هنر دارد، ارزش های نقاشی ناب و طریقه دستیابی به آن را برای نقاشان و جامعه توصیف می نماید. این مقاله جزء اولین منابع تاریخ هنر معاصر ایران است و بررسی دقیق آن سبب شناخت زوایای بیشتری از هنر مدرن ایرانی خواهد گردید. ضیاءپور از یک طرف حضور مضمون در نقاشی را عنصری تحمیلی از جانب جامعه به هنر بیان می کند و از طرف دیگر «مکتب کامل» را که بر نفی همه مدیوم ها در نقاشی اتکا دارد را متکی بر عامل خواهش اجتماعی و نیاز محیط و زمان معرفی می کند. سوال ها این است که نقش متقابل هنرمند و جامعه در نظریه های ضیاءپور چیست؟ آیا می توان بر اساس نظریات پلخانف، پارادوکس موجود در نظریات او را رفع نمود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی_تحلیلی به بررسی نقش متقابل جامعه و هنرمند در این مقاله مهم می پردازد. یافته ها نشان می دهد که از یک طرف جامعه، هنرمند را وادار به واردکردن مضمون به نقاشی نموده و از طرف دیگر طبق خواست جامعه و محیط، هنرمند به نفی مضمون و مدیوم های دیگر در نقاشی می پردازد. به نظر می رسد تحقق هم زمان این دو، نوعی تناقض است. اما با توجه به اندیشه های باستید، پلخانف و کالینگوود هنر نوعی کنش خودشناسانه برای هنرمند است و فعالیت هنرمند در راستای زیبایی شناسی، یک خواسته فردی نبوده، بلکه وظیفه عمومی هنرمند و در خدمت جامعه است که دستاورد آن رفع «تباهی آگاهی» از جامعه است.
اثر انواع هنرعمومی در فضاهای شهری بر نشاط درک شده بانوان شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
55 - 68
حوزههای تخصصی:
در سه دهه اخیر هنر عمومی و ظهور آن در فضاهای شهری توجه بسیاری از متخصصان از جمله طراحان و برنامه ریزان شهری، معماران، روانشناسان، جامعه شناسان و سیاستمداران را به خود جلب کرده است. هرچند هنر عمومی به عنوان هنر تلفیق شده با فضای عمومی شهرها که در فضاهای سبز شهری، خیابان ها، ساختمان های عمومی و مجموعه های مسکونی قرار دارد، مفهوم جدیدی نیست اما توجه به رویکرد تعاملی بودن و کنش متقابل این نوع هنر با مردم استفاده کننده از فضای شهری کمتر در نظر گرفته شده است. این پژوهش با هدف بررسی اثر انواع هنر عمومی در فضاهای شهری بر ارتقای نشاط درک شده بانوان شهر اردبیل ارائه شده است. این تحقیق به لحاظ ماهیت موضوع از نوع بنیادی_توسعه ای و به لحاظ نتایج از نوع پژوهش های کاربردی است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی_تحلیلی است. داده های مورد نیاز در این بررسی از طریق روش های میدانی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش بانوان(متخصص و غیرمتخصص هنر و معماری) در شهر اردبیل است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارspss و آزمون آماری(t) تک نمونه ای استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که هنر انتزاعی، هنر تعاملی_ ایستا و هنر ایستا(مجسمه و تندیس فرهنگی_ محلی) بیشترین تأثیر را بر نشاط بانوان داشته و تمایل به ایجاد و گسترش چنین المان هایی در فضای شهر اردبیل بیشتر احساس می گردد. بر اساس نتایج پژوهش با تلفیق هنرعمومی در فضای شهر اردبیل می توان سرزندگی و کیفیت زندگی نیمی از قشر جامعه که بانوان هستند را بهبود بخشید.
نحوه ادراک و پاسخ کاربران به تغییرات کالبدی شهری با توجه به دل بستگی مکانی آن ها به محیط (موردپژوهی: محلات مرزداران شرقی و دریان نو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
زمینه و بستر شهری و تغییرات مربوط به آن، از جمله عوامل مؤثر بر دل بستگی مکانی است که خود می تواند بر ویژگی های مختلف فردی و اجتماعی از جمله روابط و احساس افراد تأثیرگذار باشد. با توجه به نحوه تأثیرگذاری تغییرات محیطی و دل بستگی مکانی بر یکدیگر، نحوه درک تغییرات محیطی توسط کاربران با توجه به میزان دل بستگی مکانی آن ها به محیط متفاوت است؛ نحوه ادراک، پیامدها و پاسخ های متفاوتی را از سوی کاربران به همراه دارد. در ارتباط با نحوه ادراک تغییرات محیطیِ متناسب با دل بستگی مکانی، پژوهش های کمی صورت گرفته است. در بیشتر پژوهش ها به رابطه دل بستگی مکانی و نحوه ادراک تغییرات توجه نشده و پژوهش های مذکور، بیشتر از این که در پی تدوین روابط علت و معلول باشند، جنبه توصیفی داشته و تنها به شخص و ویژگی های او توجه کرده اند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی نحوه ادراک، تفسیر، ارزیابی و پاسخ شهروندان به تغییرات مختلف محیط به خصوص کالبدی، متناسب با دل بستگی مکانی افراد است. این مطالعه با استفاده از روش های تحلیل محتوا و نظریه زمینه ای و با استراتژی استقرایی و استفهامی انجام شده و هدف، آن است تا با کشف مفاهیم و مقوله ها و ارتباط میان آن ها، مدلی مرتبط با نحوه ادراک تغییرات محیطی و پاسخ به آن ها براساس دل بستگی مکانی، با بررسی در ساکنان محلات دریان نو و مرزداران شرقی واقع در منطقه 2 شهرداری تهران به دست آید. در نهایت، براساس نحوه ادراک کاربران مشخص شد که دل بستگی مکانی ناشی از تغییرات کالبدی شهری دارای ابعادی شامل: محرک های غیرکالبدی، نوع تغییرات کالبدی و میزان سرعت و وسعت آن، پاسخ های روانی (احساسات و انگیزه های روانی) و پاسخ های عملی است که در قالب زمان و مکانِ مشخص شکل می گیرند. براساس نتایج، پاسخ به تغییرات را می توان در قالب دو دسته ماندن (با ارتباط مؤثر و یا غیرمؤثر با محیط زندگی) و یا نقل مکان (جابه جایی) با اقدام های متفاوت کالبدی تا رفتاری، تعریف نمود.
نظریه یادگیری و ارتباط گرایی در آموزش زبان خارجی با تاکید بر کاربرد نقوش هندسی درجلوه های بصری نرم افزارهای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
578 - 593
حوزههای تخصصی:
کاربرد نرم افزارهای آموزشی امروز یکی از راه های مهم ارائه مطالب آموزشی است. بررسی یادگیری و ارتباط گرایی در آموزش زبان های خارجی مسئله ای است که این پژوهش دنبال می کند. در این مقاله سعی بر آن است که به بررسی و تحلیل نظریه ارتباط گرایی به عنوان یک نظریه یادگیری پرداخته شود که در چند سال اخیر مورد استقبال پژوهشگران قرار گرفته است. تلاش می شود راه کارهای متناسب در چارچوب آن جهت نحوه برگزاری کلاس آموزش زبان به اساتید و معلمان آموزش زبان ارائه گردد. به طور یقین، دیگر در عصر دیجیتال پیاده سازی اصول و قواعد نظریه های یادگیری پیشین جهت برگزاری کلاس آموزش زبان کافی نبوده و با پیشرفت تکنولوژی شرایط آموزشی زبان نیز باید در مسیر تغییر، پیشرفت و بروزرسانی قرار گیرد. این پژوهش با استفاده از روش های توصیفی- تحلیلی به جمع آوری اطلاعات و نیز تحلیل آن پرداخته تا در نهایت به ارائه راه کارهای مناسبی در زمینه آموزش زبان خارجی منجر گردد. همچنین سعی بر آن است ابتدا به بررسی این نظریه پرداخته و نقش استاد و زبان آموز برشمرده شود و سپس راه کارهای جدید طبق اصول و قواعد نظریه ارتباط گرایی ارائه گردد تا آموزش زبان خارجی نیز از قافله پیشرفت روزافزون و فراگیر عقب نماند. به نظر می رسد در راستای برگزاری موفق تر کلاس آموزش زبان خارجی بتوان راه کارهایی مبتنی بر نظریه ارتباط گرایی ارائه داد تا حوزه آموزش نیز همگام با پیشرفت دانش و تکنولوژی پیش رود. کاربرد نرم افزارهای آموزشی که دارای جلوه های بصری هستند نیز در کیفیت آموزش زبان های خارجی نقش مهمی دارد.اهداف پژوهش:ارائه راه کارهای مناسب در زمینه آموزش زبان خارجی براساس نظریه به روز ارتباط گرایی.بررس نقوش هندسی در جلوه های بصری نرم افزارهای آموزشی.سؤالات پژوهش:چگونه می توان زمینه استفاده از نظریه ارتباط گرایی را در کلاس آموزش زبان خارجی فراهم کرد؟کاربرد نقوش هندسی در جلوه های بصری نرم افزارهای آموزشی چه اهمیتی دارد؟
سازگاری حرارتی با توجه به آرای واقعی در مسکن بومی جزیره کیش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۸۱
۱۰۲-۸۷
حوزههای تخصصی:
احساس انسان نسبت به محیط اطرافش ازطریق بررسی هم زمان عوامل اقلیمی چون دما، رطوبت نسبی یا جریان هوا ممکن است. این متغیرها که موجودیت خود را از شرایط محیطی می گیرند بر آسایش تأثیرگذار بوده و پاسخ های حرارتی انسانی تحت تأثیر آن ها شکل می گیرد؛ لذا ترکیب این عوامل، تأثیر روانی و فیزیکی اجتناب ناپذیری بر شرایط آسایش انسان دارد. لذا هدف اصلی پژوهش، بررسی شرایط حرارتی محیط است که در همبستگی با پاسخ های انسانی بوده و می تواند پیش بینی قابل اعتمادی از شرایط راحتی داشته باشد. سازگاری حرارتی نیز به عنوان الگوی نظری ارزیابی پژوهش انتخاب و میزان اعتبار آن موردبررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر، هماهنگ با پروژه اشری-884، به تخمین دمای خنثی و حدود آسایش حرارتی ساکنین ساختمان های مسکونی جزیره کیش، در طول دو دوره فصلی معتدل رو به گرم و گرم می پردازد. داده های به دست آمده حاصل از مطالعات میدانی پژوهش در اقلیم گرم و مرطوب، برای پیش بینی آسایش حرارتی به کمک ترکیبی از متغیرها با استفاده از روش آماری به نام تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون، ازطریق نرم افزار اکسل، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. بنا بر نتایج بر اساس آرای واقعی، ساکنین در دمای بالاتری نسبت به آنچه در استانداردهای بین المللی بیان شده است، احساس راحتی می کنند. همچنین مشاهده می شود که متوسط دمای داخل در همتایی با دمای آسایش بوده است و از آن مهم تر، همبستگی قابل قبولی بین دمای خنثی و متوسط دمای ماهیانه خارجی ساختمان برقرار است که این مسئله شاهدی بر نظریه سازگاری است. ازآنجایی که در پژوهش حاضر حدود 4 درجه اختلاف بین دمای خنثی بر اساس آرای واقعی با دمای خنثی بر اساس آرای پیش بینی شده وجود دارد، و بر اساس مطالعات نیکل به ازای هر 1 درجه اختلاف در دمای خنثی، 7 درصد اختلاف در مصرف انرژی در همان فضا ایجاد می کند، لذا با کاربست نتایج به 28 درصد صرفه جویی مصرف انرژی بخش مسکونی نائل می شویم. از این رو معماران به سمت طراحی منطقی هدایت و وزارتخانه های مربوطه بر اصول علمی مصرف انرژی یاری می شوند. در مطالعه حاضر ساختمان های معاصر به صورت شاهد مطالعه مطرح هستند.
تبیین و سنجش کیفیت «معنویت» در فضاهای شهری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
98-73
حوزههای تخصصی:
اهداف: یکی از چالش های امروز جهان بحران معنویت است که عمدتا به علت تمرکز مدرنیسم بر مادی گرایی و مصرف گرایی رخ داده است. در بیست سال اخیر نظریات اندیشمندان مختلفی پیرامون معماری و شهرسازی معنویت گرا آغازشده که گام مهمی در تحقیقات حوزه معنویت بشمار می رود. هدف این پژوهش فهم ابعاد کیفیت معنویت در فضاهای شهری و سنجش آن در برخی فضاهای شهری اصفهان است. روش ها: در بخش کیفی از روش مرورسیستماتیک جهت مرور ادبیات موضوع، روش دلفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با نخبگان و متخصصین (51 نفر) و مصاحبه عمیق با شهروندان (21 نفر) جهت شناسایی ابعاد معنویت و ویژگی های فضاهای شهری معنوی بهره گرفته شده و مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون، تحلیل و شبکه مضامین ارائه شده است. یافته ها: در بخش کمی، آرای دو گروه نخبگان (51 نفر) و شهروندان (400 نفر) به منظور رتبه بندی ادراک معنویت از 22 فضای منتخب شهراصفهان بر اساس مقیاس لیکرت به وسیله پرسشنامه بررسی شده و از آزمون فریدمن جهت رتبه بندی ادراک معنویت و از تحلیل واریانس یک طرفه جهت مقایسه ادراک حس معنویت گروه های مختلف استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد فضای شهری معنویت گرا در بستری (زمینه پیشینی) بر اساس اعتقادات دینی یا غیر دینی شکل گرفته و هر کدام از این زمینه ها به شکل گیری هویت اجتماعی فرهنگی در شهر ختم می شوند که بسترساز خلق فضاهای شهری معنوی است. اینگونه فضاها اثرات متفاوتی بر افراد دارد (اثرات پسینی) که شامل ارتباط مطلوب فرد با خدا، خود، دیگران و طبیعت است. هم چنین بر اساس امتیازات دو گروه اساتید و شهروندان به میزان معنویت در فضاهای شهری اصقهان، مسجد جامع بیشترین و بازارچه حسن آباد کمترین امتیاز را کسب نموده اند.
مطالعه تطبیقی گاوکشی میترا و نبرد رستم و دیو سفید در نگاره های دوران مختلف و نقاشی قهوه خانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال بیستم بهمن ۱۴۰۲ شماره ۱۲۸
5 - 12
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تصاویر گاوکشی مقدس در آیین میترا و نبرد رستم با دیو سفید در نگاره های گذشته و نقاشی قهوه خانه ای دارای ویژگی های بصری و تصویری است که با مطالعه آن ها شباهت هایی بینشان، قابل تشخیص است. این شباهت و ارتباط فرمی، مورد مناسبی برای تطبیق و بررسی نوع ترکیب بندی و ویژگی های بصری و تصویری این نگاره ها است. با توجه به این که نگاره نبرد رستم و دیو سفید به جهت صوری با صحنه گاوکشی مقدس توسط میترا-مهر شباهت هایی دارد و هردو نبرد در غار روی داده و به طور کلی غار در ادیان مختلف مقدس و دارای جایگاه مهمی بوده است.هدف پژوهش: با دستیابی به نوع روابط و تأثیرات در عناصر به کاررفته در نظام ترکیب بندی از قبیل نوع نشستن و ایستادن پیکره ها، خطوط رهنمونگر و سایر عناصر تصویری و بصری به تطبیق آثار با ماهیت کیفی پرداخته شده است.روش پژوهش: نوع تحقیق، بنیادی-نظری و روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات و منابع به صورت کتابخانه ای و از آرشیو شخصی نگارنده گردآوری شده است.نتیجه گیری: نقاشان قهوه خانه ای (صحنه کشته شدن دیو سفید به دست رستم) را طبق الگوهای پیشین در آثار نگارگران ترسیم کرده اند. این تأثیرات در نظام ترکیب بندی مثلثی، حالت نشستن پیکره ها روی موجود مغلوب (گاو و دیو سفید) و وجود خنجر در دست میترا و رستم مشهود است. یکی از ویژگی های نگاره ها، بازتاب تصویری نیروی خیر و شر است. اگرچه اعتقاد به وجود نور و تاریکی ریشه در باورهای باستانی ایرانیان دارد، به نظر می رسد نگاه نگارگران و توجه آنان به خیر و شر، برگرفته از شاهنامه باشد.
حس آمیزی گرافیک و موسیقی در پوسترهای با موضوع موسیقی دهه پنجاه قباد شیوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
34 - 46
حوزههای تخصصی:
اگرچه ادراکات حسی انسان که در فرآیند های پیچیدهِ عصب شناختی، اطلاعات را از محیط دریافت و به مغز ارسال می کند، عموماً به شکلی مجزا و مستقل درنظر گرفته می شوند، اما تجربه انسان در جهان، تجربه ای چند حسی نیز هست. به نحوی که گاه، تحریک یک گذرگاه حسی، به تجربه ای غیر ارادی در یک گذرگاه حسی دیگر منجر می شود. این امر که در روان شناسی به سینستزیا (حس آمیزی) شناخته می شود، در خلق و آفرینش برخی آثار هنری به کار گرفته شده و شاعران و هنرمندان بسیاری نظیر رمبو، کله، کاندینسکی، کورساکف، مسیان، لیتس و نظایر آن ها، به عنوان روشی در طراحی به کار برده اند. قباد شیوا که در دهه پنجاه، پوسترهایی با مضمون موسیقی طراحی و منتشر نمود، به نوآوری های مهم و قابل توجهی در زمینهِ دریافت و پردازش ترکیبی دو حس بینایی و شنوایی، دست یافت. حال پرسش این است که، فرآیند حس آمیزی در پوسترهای با موضوع موسیقی دههِ پنجاه قباد شیوا، چگونه قابل تحلیل است؟ پژوهش کیفی حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و آرشیوی به انجام رسید. نوع نمونه گیری غیر تصادفی بوده که به روش هدفمند، تعداد سی و نه اثر از سال 1349 تا 1359 شامل پوسترهایی با موضوع موسیقی نمونه گیری و سپس، طبقه بندی و تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که، فرآیند خلق و آفرینش این پوسترها بر شش دسته ِ بازنمایی خلاصه سازی شده اشیای موسیقیایی، همراه با عناصر بصری، بازنمایی چهره انسان، بازنمایی گیاهان، بازنمایی پرنده، کاربست هفت اصل تزیینی (اصل ابر) و کارکرد عناصر بصری، قابل مشاهده است که هنرمند در دسته ششم، با استفادهِ آگاهانه از کارکرد عناصر بصری و نفی بازنمایی و دست یابی به شیوهِ بیانی ویژه، به تحقق حس آمیزی در این پوسترها دست یافته است.