فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
37 - 57
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: عدم قطعیت ها، بحران های طبیعی و انسانی، ظهور فناوری ها، رشد جمعیت و گسترش شهرنشینی با فشارهای اکولوژیکی، اجتماعی و زیرساختی، همگی موید این مطلب هستند که چارچوب های سنتی مدیریت شهری به عنوان یک راهکار برون رفت از این چالش های روزافزون دیگر به تنهایی نمی توانند راهگشا باشند و برای توسعه پایدار شهری در افق آینده لازم است تا از چارچوب های نوینی همچون آینده نگاری شهرهای هوشمند استفاده نموده و برنامه ریزی های شهری را با رویکردهای سناریوپردازانه مبتنی بر آینده نگاری ترکیب نمود (Zali et al, 2016). به کمک سناریوپردازی می توان آینده های بدیل پیش روی شهرهای هوشمند را ترسیم نمود و به فهم برنامه ریزان و سیاست پردازان شهری جهت دهی نمود. با توجه به اینکه یکی از ضعف های بالقوه سناریوپردازی این است که به تنهایی نمی تواند فهم جامعی در خصوص نتایج حاصل از وقوع هریک از سناریوها ارائه دهد لذا لازم به نظر می رسد تا از ابزارهای تکمیلی جهت آینده نگاری راهبردی شهرهای هوشمند بهره برد.هدف: هدف این پژوهش، تبیین الگوی نظری تحقق شهر هوشمند در افق 1415 در چارچوب آینده نگاری راهبردی با استفاده از ابزارهای مکمل جهت پوشش دهی به ضعف های روش سناریونگاری است تا خط فکری جامعی در سیاست پردازان و مدیران شهری ایجاد نماید و موانع مدیریت و پیشران های کلیدی موثر بر این فرایند را برای اذهان برنامه ریزان شهری در افق 1415 مطابق با اسناد بالادستی فراهم آورد.روش: برای تحقق این منظور، ابتدا مهمترین پیشران ها و موانع تحقق شهر هوشمند در قالب سناریوهای مختلف شناسایی شده و سپس در قالب Mental Modeler و به کمک مدل FCM دسته بندی شده اند. نتایج بدست آمده از خبرگان پژوهش با استفاده تکمیل ماتریس اثرات عناصر بر همدیگر منجر به تدوین نقشه شناختی فازی تحقق شهر هوشمند شده است که برای کمک به درک و فهم بهتر به صورت گرافیکی نیز ارائه شده و مرکزیت و تأثیرگذاری عوامل تصویر گردید.یافته ها: خروجی ها نشان می دهد که در دسته عناصر از نوع موانع تحقق شهر هوشمند عناصر «عدم رعایت اصل عدالت، توازن و تعادل در ابعاد اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی (فقدان مدیریت بهینه منابع شهری)»، «کالایی شدن زمین» و «عدم توسعه متوازن و رشد لجام گسیخته شهری و ظهور بافت های مسئله دار» به ترتیب با شدت 58/8، 92/7 و 65/7 بیشترین تأثیرات را از سایر عناصر مدل پذیرفته اند. از حیث اثرگذاری بر مبنای نتایج حاصله، دو عدم قطعیت «افزایش روند مهاجرپذیری شهرها» و «تولید و تحویل آنی (اقتصاد آنی اشیا)» بیشتر از همه عناصر اثرگذار بوده اند.نتیجه گیری: در انتها بر اساس نتایج، الگوی نظری تحقق شهرهای هوشمند بر اساس روش اینده نگارانه ترکیبی ارائه شده است.
نور و تجلیات آن در مسجد شیخ لطف الله: تبیین دیدگاه های ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴)
99 - 111
حوزههای تخصصی:
هنر اسلامی به واسطه اندیشه اسلامی، مشروط به تعبیر خاصی از ارائه اثر بر پایه تجلیات معنوی است. بر همین اساس، هنرمند در نگرشی تنزیهی، هیچ گاه به ذات الهی تحدی نمی نماید، بلکه با نگاهی آمیخته به نگرش تشبیهی اثرش را مظهری از تجلی الهی قرار می دهد. سؤال پژوهش حاضر این است: چگونه نور مطلق و تجلیات آن در مسجد شیخ لطف الله بازتاب یافته و تا چه حد می توان این بازتاب ها را با دیدگاه این عربی تطبیق داد؟ این مقاله قصد دارد تا با بررسی جنبه های مختلف کاربرد نور در مسجد شیخ لطف الله، ارتباط میان طراحی معماری و مفاهیم عرفانی مرتبط با نور در عرفان اسلامی را تبیین کند و نشان دهد چگونه این مفاهیم به طور هنرمندانه ای در این بنای تاریخی تجلی یافته اند. هدف نهایی، ارائه تحلیلی تطبیقی از جنبه های معنوی و عرفانی نور در مسجد شیخ لطف الله و دیدگاه های محی الدین ابن عربی است. روش تحقیق در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی بوده و در روش گردآوری اطلاعات ضمن استفاده از منابع کتابخانه ای، از تحقیقات میدانی شامل بررسی و مشاهده استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که طراحی نور در مسجد شیخ لطف الله به طور هوشمندانه ای مفاهیم عرفانی ابن عربی را به نمایش می گذارد. نور در این مسجد، هم به عنوان نمادی از نور مطلق و ذات الهی عمل می کند و هم به طور نمادین و تجلیاتی در فضای معماری ظهور می یابد. طراحی نور به گونه ای است که تجربه ای معنوی و عرفانی را برای بازدیدکنندگان فراهم می آورد، به طوری که بازتاب نور در این مسجد به نوعی با مفاهیم تشبیه و تنزیه و مراتب نور در عرفان ابن عربی مطابقت دارد. به عبارتی، نور نه تنها جلوه ای از حقیقت الهی را به نمایش می گذارد بلکه به واسطه طراحی هوشمندانه و غیرمستقیم آن، به جنبه های پنهان و فراتر از درک انسان نیز اشاره دارد.
مؤلفه های اثرگذار و اثر پذیر توسعه شهری و تغییرات اقلیمی، یک رابطه دو سویه در جهت انطباق پذیری با سناریوهای جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
91 - 112
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی مهم ترین بحران قرن حاضر شناخته شده است که بسیاری از دانشمندان و محققان عامل اصلی وقوع آن را فعالیت های انسانی به ویژه در سطح شهرها می دانند، اما باید عنوان نمود که تغییر اقلیم نه تنها متأثر از عوامل انسانی و شهری است، بلکه بر آنها نیز تأثیر گذار خواهند بود و پیامدهای مختلفی را به دنبال خواهد داشت. این فرایند چرخشی با توجه به تسریع تولید گازهای گلخانه ای و فعالیت های صنعتی روز افزون به مراتب اکوسیستم شهری و طبیعی را بیشتر در معرض خطر قرار می دهد. بنابراین هدف اصلی پژوهش، شناخت عوامل تأثیر گذار و تأثیرپذیر چه در سطح شهری و چه در سطح طبیعی و ارائه راهکارهای کارگشاتر و مدیریت قابل قبول تر در عرصه محلی و جهانی جهت مقابله با خطرات ناشی از تغییرات اقلیمی بودده است که در این راستا از روش توصیفی- تحلیلی- استدلال منطقی استفاده شده است. طبق بررسی ادبیات پژوهش و بر اساس نتایج حاصل از تحلیل و بررسی و تکیه بر استنباط و تجزیه و تحلیل مبانی ؛ عوامل مهمی همچون اقتصاد، اجتماع، عملکرد و زیرساخت ها، کالبد و ریخت شهری، زیست محیطی به عنوان عوامل اصلی و ریز فاکتورهای هر کدام به صورت کاملاً تفکیک شده، راه را برای ارائه راه حل های دقیق تر و تخصصی تر جهت مقابله با تغییرات اقلیمی (علل رخداد، اثرات و پیامدها) هموارتر می سازد و راهنمایی برای علاقه مندان و پژوهشگران حوزه محیط زیست، شهرسازی، معماری، اجتماع، اقتصاد، سیاست مدیریتی و... می-باشد.
خوانش بینافرهنگی متون مصور مکتب نگارگری مشهد بر اساس آرای مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
57 - 75
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عامه، مجموعه آداب و رسومی است که از گذشتگان برجای مانده و ریشه در ادبیات و هنر جامعه دارد. خوانش بینا فرهنگی نوعی از خوانش است که به تبیین پیش متن های درون و برون فرهنگی متن پرداخته و علاوه بر کشف لایه های معنایی عمیق، پیش متن های احتمالی آن ها را نیز بررسی می کند. هدف پژوهش حاضر این است که با توجه به اهمیت بازشناسی فرهنگ عامه و بازتاب آن در متون هنری هر دوره، با تکیه بر آرای خوانشی مایکل ریفاتر به بررسی متون هنری مکتب مشهد در عصر ابراهیم میرزای صفوی بپردازد. پرسش های اصلی عبارتند از: 1- در خوانش اولیه متون مکتب نگارگری مشهد چه وجوهی از فرهنگ عامه عصر ابراهیم میرزای صفوی مشهود است؟ ۲- در خوانش بینافرهنگی ثانویه، پیش متن های احتمالی کلامی و تصویری این متون کدامند؟ روش پژوهش تطبیقی- تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد عناصر فرهنگی بسیاری از جمله سنت های مادی، رفتاری و گفتاری در نگاره های این مکتب اغلب مبتنی بر پیش متن های تصویری احتمالی درون فرهنگی خراسان بزرگ در عهد ابراهیم میرزای صفوی و در کتابخانه او مصور شده است که با بررسی آن ها بسیاری از آداب و رسوم فرهنگ عامه مردمان آن روزگار و نیز برخی ویژگی های تصویری مکتب نگارگری مشهد علاوه بر سنن تصویری مکاتب گذشته مشهود است.
بازشناسی تعریف و نقش سازه ای خشخاشی در گنبدهای دو پوسته گسستهه رُک؛ شهر تاریخی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
5 - 25
حوزههای تخصصی:
خشخاشی یا پره یکی از اندام های سازه ای در گنبدهای دوپوسته است که در فضای بین دوپوسته ساخته شده اند. مطالعات پیشین معمولاً این اندام را در گنبدهای دوپوسته نار (پیازی شکل) مطالعه کرده و کمتر به مطالعه آن در گنبدهای رُک (هرمی یا مخروطی شکل) پرداخته اند؛ حال آنکه با توجه به تفاوت های شکلی و سازه ای پوسته خارجی گنبدهای دوپوسته رک، طرح و نقش سازه ای خشخاشی ها در آن ها متفاوت است. ازاین رو مقاله پیش رو بر آن است که با مطالعه ریخت شناسانه خشخاشی در گنبدهای دوپوسته گسسته رک، تعریفی تازه متکی بر نمونه ها از آن عرضه نماید و بر این اساس نقش سازه ای خشخاشی ها در گنبدهای دوپوسته گسسته رک را معرفی کند. این کار با انتخاب شهر تاریخی کاشان پهنه ای که تعدد و تنوع نمونه ها در آن قابل توجه است و بررسی ده اثر واقع در داخل و خارج حصار تاریخی شهر انجام شده است. در مرحله اول از میان این نمونه ها، شش اثر که در پژوهش های تک نگاری مطالعه و مستندسازی شده اند، امکان مشاهده و برداشت مستقیم میدانی داشته اند و دربردارنده ترکیب ها و طرح های متنوع خشخاشی بودند، انتخاب شد. در گام بعد، اطلاعات مربوط به طرح معماری و ویژگی های ساختمانی انواع خشخاشی در نمونه های انتخاب شده با مشاهده و برداشت مستقیم میدانی و مطالعات تکمیلی کتابخانه ای گردآوری شد. پس از آن، شکل کالبدی نمونه ها مدل سازی سه بعدی و با استفاده از اسناد ترسیمی تازه بازنمایی گردید تا امکان مقایسه طرح سازه خشخاشی در نمونه ها فراهم شود. در گام بعد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، طرح خشخاشی ها از منظر تعداد، موقعیت، ابعاد، شکل و فن ساخت مقایسه شد. بر این اساس، خشخاشی در گنبدهای دوپوسته رک در قالب سه شکل سازه ای متمایز که هریک نقش سازه ای متفاوت دارد، تعریف شد. با نگاهی کلی و در مقایسه با گنبدهای نار، در گنبدهای رک، از نقش خشخاشی به عنوان پشت بند کاسته شده و نقش غالب آن سخت کننده گریو و پوسته خارجی است. نتایج به دست آمده تنها برای فهم کلی رفتار خشخاشی در گنبدهای رک کاربرد دارد و نمی توان از آن ها به صورت مستقیم برای تحلیل یک نمونه مشخص بهره برد.
ارزیابی رابطه اختلاط کاربری و پایداری شهری در شهرهای جدید (نمونه مورد مطالعه شهر جدید پرند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
145-157
حوزههای تخصصی:
شتاب شهرنشینی، توسعه پایدار شهرهای جدید را به چالشی اساسی تبدیل کرده است. در این راستا، استفاده کارآمد از زمین و ترویج شیوههای پایدار جهت تأمین رفاه ساکنان و حفاظت از محیط زیست امری ضروری محسوب میشود. یکی از راهکارهای موثر در این زمینه، بهرهگیری از مفهوم اختلاط کاربری زمین است که شامل ادغام کاربریهای مختلف زمین در شهر، به منظور ایجاد فضاهای شهری پویا و انعطافپذیر میشود. هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر کاربری ترکیبی زمین بر تحقق پایداری شهری در حوزههای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی و مدیریتی بوده است، که در محدوده شهر جدید پرند مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، از روش کمی و مدل معادلات ساختاری در نرمافزار آموس استفاده شده است. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه شهروندی بوده که نمونه مطالعه آن شامل 400 نفر از ساکنان شهر جدید پرند بوده است. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که اختلاط کاربری اراضی توسعه پایدار شهری تأثیرگذار است که این تأثیرات از طریق دسترسی به سیستم حمل و نقل و دسترسی به خدمات، به ویژه در حوزههای پایداری زیستمحیطی، مدیریتی، اقتصادی و اجتماعی موثر بوده است. به طور کلی، نتایج بخش مورد بررسی نشان میدهند که مدل مطرح شده با کارآیی مطلوبی ارتباطات متقابل بین عوامل مختلف را توضیح داده است. این اطلاعات قابل استفاده در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای شهری برای تعزیز پایداری شهری هستند و در بهبود کیفیت زندگی شهروندان نقش اساسی ایفا میکنند. توجه به اختلاط کاربری اراضی، به ویژه در محدوده شهرهای جدید، میتواند با توجه به ترتیبات معین، به سوی توسعه پایدار شهری حرکت کند.
بازخوانی چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری کلانشهر تهران از دیدگاه واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۱۲۴-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: رشد جمعیت شهرهای بزرگ ایران و عدم توجه به اصول مدیریتی در برنامه ریزی شهری در سال های اخیر مسایل زیادی را برای شهروندان و برنامه ریزان بوجود آورده است که شهرها را به سمت ناپایداری سوق می دهند. تهران به عنوان پایتخت ایران با مشکلات شهری فراوان مواجه است و این عوامل، ادامه حیات این شهر را با چالش های جدی مواجه خواهد ساخت. شناسایی شاخص های پایداری توسط مقاله های بسیاری ارزیابی شده اند ولیکن به شاخص های ناپایداری که به چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری دامن می زنند کم تر توجه شده است؛ درهمین راستا هدف تحقیق حاضر شناسایی چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری کلانشهر تهران می باشد. روش ها: این پژوهش با روش بازخوانی شاخص های مرتبط با پایداری شهری به ارزیابی شاخص های ناپایداری در برنامه ریزی شهری از دیدگاه واقعی پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند عمده شاخص های ناپایدار برنامه ریزی شهری در سه شاخص اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی خلاصه شده اند. در شاخص اقتصادی مولفه های ناپایدار در برنامه ریزی شامل عدم قطعیت در سیاست های اقتصادی، قیمت مسکن، مسکن غیراستاندارد، درآمد، اشتغال، بیکاری، هزینه زندگی و زنان سرپرست خانوار؛ در شاخص محیط زیستی شامل تغیییرات آب وهوایی، جزیره گرمایی، سیل، مدیریت حمل ونقل، امنیت انرژی، آلودگی صوتی وهوا، ترافیک شهری، کیفیت و کمیت آب، کیفیت دفع زباله، زیرساخت سبز شهری، محیط زیست به عنوان مساله تجملی و تغییر رویکرد به محیط زیست با تغییر افراد؛ و در شاخص اجتماعی شامل تعامل اجتماعی، دسترسی به امکانات وخدمات، آسیب های اجتماعی، احساس هویت و تعلق خاطر، روابط همسایگی، تفکیک اجتماعی، مشارکت مردم در امور شهر و امنیت ورفاه می باشند. نتیجه گیری: برای حفظ پایداری برنامه ریزی شهری، اجرای سیستم اطلاعات زمین شهری و اعمال گزینه های توسعه فعال برای کلانشهر تهران توصیه می شوند.
مبانی حفاظت از سکونتگاه های مرتبط با باغ های تاریخی در بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
127 - 158
حوزههای تخصصی:
برخی سکونتگاه ها که در نزدیکی باغ های تاریخی شکل گرفته و توسعه یافته اند، دارای ارتباطی تاریخی با این باغ ها بوده اند؛ در واقع حیات اجتماعی، کالبدی، فرهنگی و اقتصادی این سکونتگاه ها با باغ های تاریخی پیرامونشان پیوند خورده بود. در ناحیه بیرجند، حضور تعداد زیادی سکونتگاه روستایی در نزدیکی باغ های تاریخی این امکان را به وجود می آورد که رابطه میان این سکونتگاه ها با باغ های تاریخی مورد مطالعه قرار گیرند. ارتباط سکونتگاه ها با باغ های تاریخی از آن دسته موضوعاتی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازآنجاکه این سکونتگاه های مستقر در ناحیه بیرجند به همراه باغ های تاریخی و سایر اجزا و عناصر برجای مانده تشکیل یک کل دارای انسجام و ارتباط را می داده اند؛ بنابراین، حفاظت از این سکونتگاه ها که بسیاری از آن ها در معرض خطر نابودی هستند، ضروری به نظر می رسد. این سکونتگاه ها به لحاظ تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی واجد ارزش هستند. با توجه به دشواری حفاظت از این سکونتگاه ها به دلیل مشکلات چندوجهی و در مواردی غیرقابل بازگشت، در این مقاله چهار سند بین المللی که تا حدودی می توانند برای این محدوده های زیستی قابل اتکا و ارجاع باشند، به عنوان مبنای اولیه حفاظت مد نظر قرار گرفتند. ازسوی دیگر، با استناد به منابع تاریخی، مشاهدات میدانی و تحلیل روایت های تاریخی ساکنان این سکونتگاه ها که دارای تجربه زیسته از دهه های چهل و پنجاه خورشیدی بودند، برخی مواردی که در امر حفاظت از این سکونتگاه ها ضروری به نظر می رسید، مورد پردازش قرار گرفتند. بنابراین، روش تحقیق در این مقاله، تلفیقی از تفسیر، مشاهده و تحلیل روایت است. نتایج حاکی از حضور دست کم سه نوع سکونتگاه در ناحیه بیرجند است که به رغم دارا بودن نقاط مشترک، آسیب های متفاوتی را از سر گذرانیده اند. به لحاظ نوع و شدت آسیب های وارده این سکونتگاه ها در چهار دسته قرار می گیرند. آسیب هایی که به کلاته ها وارد شده، به دلیل آنکه این سکونتگاه ها ماهیتاً حیاتشان را از باغ تاریخی وام گرفته و به شدت به حاکم/ارباب وابسته بوده اند، به حدی است که برای آن ها رویکرد حفاظت حیات بخش که تا حدود زیادی شامل انجام اقدامات مرمت و احیا می گردد، پیشنهاد شده است. ازسوی دیگر، در سکونتگاه های روستایی ای که پیش از شکل گیری باغ های تاریخی وجود داشتند و حیات اجتماعی و اقتصادی شان همچنان دارای تداوم است، اقدامات حفاظتی از نوع نگهداری و توانمندسازی پیشنهاد شده است.
فرهنگ دعا، باورهای درمانی و شفا و انعکاس آن در هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
77 - 96
حوزههای تخصصی:
انسان اولیه تمام بیماری ها یا مصایب خود را به ارواح شیطانی، جنیان و نیروهای مافوق طبیعی نسبت می داده است. با گذشت زمان، و حتی آگاهی او از دلایل برخی از رخدادهای طبیعی و عادی، ترس وی از ارواح شیطانی کاهش نیافت. به همین جهت به استفاده از حرز، طلسم و تعویذ تمایل شدید پیدا نمود. این موضوع منجر به خلق فرهنگی شد که نیاز به درمان و شفا و استجابت دعا، دفع بلایا و شر و جذب نیروهای خیر و مثبت، اساس آن را تشکیل می دادکه تا به امروز به حیات خود ادامه داده است. پرسش اصلی پژوهش این است که اهمیت ساخت ابزار و اشیاء هنری، رابطه و کاربرد آن در فرهنگ آیینی و مذهبی طلب دعا، درمان و دفع بلا در چیست؟ فرهنگ دعا و شفا و دفع بلا سبب خلق آثار هنری مرتبط شده و از سوی دیگر ساخت این اشیاء باعث باوری ملموس به کارآمدی این فرهنگ نزد مومنین به آن گردیده است. استفاده از حرز و طلسم در واقع همانند یک عمل سحرآمیز است و در جهان بینی جادویی، نیاز به یک عمل سحرآمیز زمانی افزایش می یابد که یک بیماری یا مصیبت رخ دهد، یا با نگاهی مثبت اندیش، در کاربرد آن یک هدف خیر همچون شفا به شدت مورد نیاز باشد. بنابراین، حرز، طلسم و تعویذ می تواند دارای سه کاربرد اصلی باشد: دفع بلا و مصیبت و شر؛ جذب نیروهای مثبت و خیر؛ برآوردن حاجات و آرزوهای انسان. از یک سو، این اشیاء به دلیل اینکه آیات قرآن، اسماء الهی، نام پیامبر(ص)، ائمه معصومین(ع)، دعاها و نمادهای مقدس بر روی آن حک شده، به عنوان اشیاء متبرک و مقدس محسوب می شوند، از سوی دیگر قداست این اشیاء می تواند به دلیل این باور باشد که آنها واسطی بین متوسلین و خداوند یا پیامبران و ائمه (ع) باشند و به همین دلیل می توان از نگاه معتقدین به این نگرش و باور، اصطلاح «اشیاء متبرک» و «مقدس» به آنها اطلاق نمود. قداست این اشیاء نه تنها درمیان عوام رواج داشته بلکه حاکمان و اشراف نیز برای گرفتن حاجات خود به این اشیاء روی آورده بودند و همین امر و سفارش های درباری سبب تولید اشیاء فاخر هنری در دوران اسلامی گردید. از اهداف این پژوهش، نشان دادن وابستگی وجودیِ دوطرفه بین فرهنگ شفا و دعا، و ساخت ظروف و اشیاء هنری نیز هست. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است.
واکاوی الگوهای تدوین در داستان حضرت موسی (ع) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
7 - 20
حوزههای تخصصی:
داستان حضرت موسی (ع) در قرآن با داشتن مضامین غنی و ساختار بصری و روایی پیچیده، ظرفیت بالایی برای اقتباس سینمایی و تلویزیونی دارد. اقتباس موفق این داستان نیازمند شناخت دقیق ویژگی های روایی آن و همچنین درک ظرفیت های رسانه فیلم، به ویژه در زمینه تدوین است. این مطالعه با هدف کشف، استخراج و معرفی الگوهای ساختاری تدوین در داستان حضرت موسی (ع) صورت گرفته است. در این مقاله، ابتدا الگوهای رایج تدوین در سینما و تلویزیون معرفی شده و سپس با روش کیفی تحلیل مضمون، داستان حضرت موسی (ع) در قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. سپس، بر اساس ساختار دراماتیک داستان و ویژگی های رسانه های تصویری، الگوهای تدوین متفاوتی برای فصول مختلف داستان پیشنهاد شده است تا جنبه های مختلف روایی و مضمونی را بازتاب دهد. یافته ها نشان می دهد که رویکرد قصه پردازی قرآن در داستان حضرت موسی (ع) صرفاً یک رویکرد خطی و تداومی نبوده و با توجه به ساختار روایی خود، الگوهای مختلف تدوین غیر تداومی از جمله الگوی برش پرشی، تدوین موازی یا الگوی مونتاژ اندیشه دار و دیالکتیکی را تمهید می کند. این امر روایت را صرفاً محملی برای طرح داستان و سرگرم ساختن مخاطب نمی داند؛ بلکه آن را بستری برای تفکر و ارتقای اندیشه او در نظر می گیرد. به بیان دیگر، ساختارهای تدوینی در داستان های قرآنی، زمینه ساز گسترش و تعمیق معنا هستند. بااین همه، انتخاب و تطبیق الگوهای تدوین با مواد خام تولیدی بر عهده کارگردان است. این پژوهش می تواند راهنمایی کاربردی برای فیلم سازان باشد.
روایتگری عناصر فرمی سینمای بلاتار از دیرند برگسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ دی ۱۴۰۳ شماره ۱۳۹
39 - 48
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: دیرند برگسون بر این باور است که افزودن وجه کیفی به تلقی از زمان و زدودن امر کمی و در حقیقت فضا، از ساحت زمان است. این تلقی برگسون، دلوز را بر آن داشت تا در دو کتاب «سینما 1» و «سینما 2» با نگاهی تاریخی به سینما به عنوان تصویری از انسان عصر کنونی، روایتگری از دیرند برگسون را از سینمای کلاسیک تا سینمای مدرن نشان دهد. او نشان می دهد چگونه سینمای کلاسیک به طور غیرمستقیم و سینمای مدرن به طور مستقیم توانستند از پس این روایتگری برآیند. او در تشریح چگونگی این روایتگری، میان عناصر فرمی و محتوایی تمایزی نمی گذاشت. این پژوهش می کوشد تا این روایتگری را با تفکیک تمامی عناصر فرمی سینمایی از یکدیگر و با تأکید بر عناصر فرمی در سینمای بلاتار ارزیابی کند.هدف پژوهش: این مطالعه درپی رسیدن به امکان و چگونگی روایتگری از زمان به مثابه دیرند به واسطه عناصر فرمی سینمای بلاتار است.روش پژوهش: مطالعه پس از تبیین نظریه برگسون با تقریر دلوزی که با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، با دیدن تمامی آثار سینمایی بلاتار، عناصر فرمی سینمای او را با روشی پدیدارشناسانه و توصیفی- تحلیلی از یکدیگر تفکیک کرده و تأثیر هرکدام از این عناصر را به طور مستقل و فارغ از عناصر محتوایی در روایتگری از دیرند سنجیده است. نتیجه گیری: پژوهش نشان می دهد سینمای بلاتار به واسطه عناصر فرمی، توانایی روایت دیرند برگسون را دارد. این عناصر فرمی دو دسته اند: ساختاری که همان هنرسازه ها است و غیرساختاری. عناصر فرمی غیرساختاری همگی ارجاع به عناصر ساختاری دارند. عناصر فرمی غیرساختاری در سینمای بلاتار هنرسازه هایی را فعال می کنند که در وهله اول برای روایتگری از دیرند برگسون بسترسازی می کنند و در وهله دوم به سبب وجود هنرسازه ملال و عناصر فرمی غیرساختاری که به این هنرسازه ارجاع دارند، درک زمان به مثابه دیرند را برای مخاطب میسر می سازند.
بررسی بینامتنی تصرف و نقیضه «مردگانِ» جویس و «مرگ ایوان ایلیچِ» تالستوی در پله آخر علی مصفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش کیفی تبیینی و با ابزار کتابخانه ایِ در دسترس و روش تحلیل اسناد سمعی و بصری، فیلم ایرانی پله آخر را از طریق کاربست نوآورانه عناصر داستان «مردگان» جویس و مرگ ایوان ایلیچ تالستوی، از منظر بینامتنیّت نقیضه ای بررسی می کند. این بینا متن نقیضه شده (پله آخر)، از یک سو، با آثار نقیضه شونده (دو داستان جویس و تالستوی) در ارتباط قرار می گیرد و از دیگرسو می کوشد با شگردهای دخل و تصرف، برداشتی سرخوشانه و بازی گوشانه از برخی مضامین و موتیف های این دو اثر در بطن بافتار فرهنگ ایرانی و به طریق اولی، موسیقی و معماری سنتی ایرانی، ارائه کند. گذشته گرایی که موضوع محوری فیلم است، از طریق پیوند فیلم به مثابه زبرمتن با متون نوشتاری و موسیقیایی و معماری به مثابه زیرمتن، حاصل می آید. این مقاله نشان می دهد فیلم پله آخر و فیلم در حال ساخت در بطن فیلم پله آخر، روابط بینامتنی پیچیده ای با دو داستان جویس و تالستوی برقرار می کنند و بینش هایی تازه از این دو اثر داستانی ارائه می دهند. وانگهی، به نظر می رسد فیلم در دست ساخت به مثابه زبرمتن، با فیلم اصلی به مثابه زیرمتن، روابط بینامتنیِ عمدتاً صریح و مستقیم و محاکاتی و گاه کنایه وار دارد.
بررسی مکان یابی و پراکنش جایگاه های پمپ بنزین در فضاهای شهری (مطالعه موردی: شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۷
109 - 128
حوزههای تخصصی:
هجوم بی رویه جمعیت به سوی شهرها لزوم طراحی مناسب به منظور ارائه خدمات ایمن، در دسترس و آسان را یک اولویت در برنامه ریزی و مکان یابی شهری معرفی می نماید، در این راستا با توجه به نقش پمپ های بنزین به عنوان عامل اصلی چرخه انرژی در حوزه حمل و نقل شهری و نیز آسیب پذیری و تاثیرگذاری بالای آن در نتیجه وقوع حوادث لزوم پرداختن به موضوع جانمایی و مکان یابی انجام شده جایگاه های مذکور را در شهرها یه ویژه در شهرهای مرزی مانند شهر زاهدان با توجه به شرایط خاص سیاسی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی دارای اهمیت می نماید. در این پژوهش سعی شده تا با همراه کردن نگاهی کاربردی به موضوع تاثیر پنج معیار اصلی که در متن به تفصیل به آن اشاره می شود، با توجه به شرایط خاص شهری زاهدان مبحث استقرار پمپ های بنزین شهری با لحاظ کاربری های پیرامونی با بکار گیری مدل Fuzzy AHP مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.این تحقیق به برنامه ریزان پیشنهاد می دهد تا در زمان جانمایی یک کاربری مهم و استراتژیک حتما به محیط پیرامونی، برهم کنش کاربری ها و تاثیرات فضایی و اجتماعی و امنیتی مستقیم و غیر مستقیم آنها بر هم دقت نماید و همچنین تاکید می شود تا همواره در کلیه جانمایی ها به رغم وقت گیر بودن مطالعات آماری و استفاده از مدل های رفتاری و ساختاری از این قابلیت های موثر در آینده نگری بهتر استفاده بیشتری صورت پذیرد. تا شهرهایی ایمن تر و تاب آورتر داشته باشیم.
تأثیرات مورفولوژی شهری برآسایش حرارتی، نمونه موردمطالعه: کلانشهر اورمیه (حد فاصل میدان ولایت فقیه تا بلوار بعثت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
61 - 82
حوزههای تخصصی:
مورفولوژی شهری جریانی عمده در مطالعه ی شکل شهر در جغرافیای شهری است، واژه ی مورفولوژی به این معناست: علم فرم، که کارش بررسی شکل فرم ساختار خارجی یا شیوه ی مرتب شدن است . مورفولوژی شهری نشان می دهد که سکونتگاه ها را می توان توسط عناصر کلیدی ای چون کاربری های زمین، ساختارهای ساخت و ساز، الگوی قطعات و الگوی خیابان مورد بررسی قرار داد و بر تفاوت دوام و طول عمر این عناصر تأکید می کند. این مقاله بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی – تحلیلی است. با استفاده از نرم افزار انوی مت شاخص های بدست آمده ، مدلسازی شده اند و به صورت خرد اقلیم نمایش داده می شوند.علاوه بر نرم افزار انوی مت۱،از تحلیل عاملی نیز برای تلخیص تعداد زیادی از متغیر ها به تعداد محدودی متغیر استفاده شده است و امتیاز بندی و رتبه بندی با استفاده از آن صورت گرفته است. هدف از تدوین مقاله بررسی تاثیر مورفولوژی شهری بر آسایش حرارتی (حدفاصل میدان ولایت فقیه تا بلواربعثت) می باشد. با توجه به اطلاعات به دست آمده از پژوهش حاضر : این محدوده دارای بافتی قدیمی و ارگانیک می باشد که بر اساس معیارهای سنتی بنا شده است و دارای مورفولوژی تقریبا مناسبی است اما می توان با ایجاد تغییراتی کوچک شرایط این محدوده را برای زیست بهتر نمود، علاوه بر آن مصالح به کار رفته در ساختمانهای این محدوده ( آجر ، کاه گل و....) دارای شرایطی مناسبی است که انعکاس دما و رطوبت و ذخیره سازی انرژی های حاصل از خورشید را فراهم می نماید، پس می توان گفت زیست پذیری محدوده نیز مطلوب می باشد.
بازنمایی نمادین نقشمایه سیمرغ در نسخ مصور شاهنامه فردوسی با استناد به نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده
حوزههای تخصصی:
در نسخ مصور دستنویس شاهنامه فردوسی، نقشمایه سیمرغ به عنوان نماد دوگانه «قدسی/ اهریمنی» به تصویر کشیده شده که با استناد به نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده، در تقابل با نقش حکمت آموز زال و کارکرد ویرانگر هفت خوان قرار دارد. این نظریه از این حیث اهمیت دارد که واقعیت را از طریق بازآفرینی «زمان آغازین» معنادهی می کنند و با دوگانگی بازنمایی نمادین نقشمایه سیمرغ در شاهنامه، که به مسئله تضاد ذاتی امرقدسی (جذابیت و هراس انگیزی) اشاره می کند، مرتبط است. هدف پژوهش، واکاوی نقشمایه نمادین سیمرغ اهریمنی و اهورایی در نسخ مصور شاهنامه با تاکید بر نظریه اسطوره شناسی الیاده است. سوال این است: بازنمایی نمادین نقشمایه سیمرغ در نسخ مصور شاهنامه، با استناد به نظریه اسطوره شناسی الیاده، در دوگانه ی اهورایی و اهریمنی چگونه شکل گرفته است؟ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای است. جامعه آماری تعداد پنج نگاره برجسته در ممتازترین نسخ مصور شاهنامه متعلق به مکاتب نگارگری قرون هشتم تا دهم هجری. که دارای نقشمایه سیمرغ اهورایی و اهریمنی هستند، است. نتایج نشان می دهد که سیمرغ مصور شده در این شاهنامه ها، در راستای تجلی امر متعالی در جهان مادی دوگانگی کارکردی و اتصال کیهانی است که از یک سو، به عنوان نیروی شفابخش و تجلی دهنده «امر قدسی» به عنوان منبع حیات و نظم به است و از سوی دیگر، به نیروی ویرانگر و اهریمنی تبدیل می شود که الیاده آن را «وجه ترسناک قدسیت» می نامد. سیمرغ به عنوان محور جهان بر اساس نظریه الیاده است و حضورش در لحظات کلیدی شاهنامه (تولد، بحران، مرگ)؛ احیای الگوهای ازلی را به تصویر می کشد و شاهنامه را از تاریخ خطی به حوزه زمان قدسی منتقل می کند. تحول نقش دوگانه سیمرغ، داستانی از گذار از اسطوره به تاریخ است که الیاده آن را «فروپاشی قدسیت» می نامد. این امر پیامدهای غیرقدسی شدن جهان و گسست از حافظه اسطوره ای را به همراه دارد.
بررسی کارکردهای بیان گرایانه فشن تک در شش مجموعه از لباس های مفهومی حسین چالایان
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
107 - 150
حوزههای تخصصی:
پوشاک هوشمند و فناوری های پوشیدنی، با قابلیت تعامل با محیط و افراد، ثبت احساسات و تجربیات کاربر، و ارائه امکانات تکنولوژیک گسترده، زمینه ای نوین برای بیان گری و طرح مفاهیم فلسفی و انتقادی فراهم آورده اند. فشن تک، به عنوان نقطه تلاقی مد و فناوری، مرزهای سنتی طراحی پوشاک را گسترش داده و ابعاد جدیدی از بیان گری و کارکرد را به نمایش می گذارد. این پژوهش، با هدف بررسی نقش فشن تک در خلق آثار بیان گرایانه، به تحلیل شش مجموعه منتخب از حسین چالایان، یکی از برجسته ترین طراحان لباس مفهومی، می پردازد. این مجموعه ها شامل «قبل از منفی اکنون»، «صدویازده»، «هوابرد»، «خوانش»، «آماده پوشیدن» و «روم تُن» هستند. پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از روش تحلیل محتوا، ابعاد بیانی و کارکردی این آثار را مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها نشان می دهد که چالایان با بهره گیری از فناوری های نوین، محدودیت های پوشاک سنتی را از میان برداشته و پوشاک را به ابزاری برای تعامل حسی و ارتباط با کاربر تبدیل کرده است. این آثار، فشن تک را نه تنها به عنوان یک ابزار کاربردی، بلکه به عنوان یک رسانه بیانی برای مفاهیم پیچیده فلسفی و اجتماعی معرفی می کنند.
تأثیر نقوش و تزئینات ایرانی اسلامی بر نشانه های پیشگامان گرافیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
57 - 71
حوزههای تخصصی:
نشانه (آرم) در حوزه گرافیک یکی از ماناترین مباحث گرافیکی است و این نشان از اهمیت نشانه در کاربرد روزمره جامعه دارد. از سوی دیگر، نشانه می تواند هویت ساز باشد؛ یکی از راه کارهایی که گرافیست ها به جهت هویت از آن استفاده می کنند، بهره گیری از گنجایش نقوش سنتی است. در این میان بسیاری از آثار نشانه نسل پیشگام گرافیک ایران بر مبنای نقوش ایرانی و اسلامی شکل گرفته و این نقوش، بسان بُن مایه و پایه طرح بسیاری از طراحان گرافیک به کار رفته است. نقوش ایرانی اسلامی با محتوای غنی، هویت آثار نشانه را شکل می دهد. این مقاله با هدف شناسایی پایه طراحی این نشانه ها و چگونگی تأثیر نقوش ایرانی اسلامی بر طراحی نشانه های نسل پیشگام گرافیک ایران نوشته شده است. رویکرد پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی بوده و همچنین انتخاب نمونه های مطالعاتی به صورت آگاهانه از آثار هنرمندان پیشگام گرافیک ایران می باشد(هنرمندانی که آثار متعددی از نشانه دارند). داده های مطالعاتی از منابع کتابخانه ای یا پایگاه های اطلاعات علمی گردآوری شده است. پرسش اصلی این مقاله چنین تدوین یافته که نقوش ایرانی-اسلامی چگونه در طراحی نشانه های معاصر ایران نقش ایفا کرده و چه تأثیری بر هویت بصری این آثار داشته اند؟یافته ها مبنی بر این است که در چهار دسته نقوش هندسی، اسلیمی، نوشتاری و تلفیقی در هنر اسلامی ایران دسته مایه اولیه طراح برای رسیدن به نشانه بوده است. طراح گرافیست نسل اول ایران با الهام از نقوش ایرانی اسلامی توانسته آثاری درخور ذائقه ایرانی بیافریند و وظیفه مهم نشانه که جذب مخاطب با استفاده از سادگی است را به انجام برساند.
تبیین راهکارهای حفاظتی مبتنی بر شناخت و آسیب شناسی ارزشی بازار تاریخی تبریز با تاکید بر توسعه گردشگری میراثی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارهای تاریخی به عنوان مهم ترین پدیده های موثر در شکل گیری شهرهای ایرانی طیف وسیعی از ارزش های به هم پیوسته را دربرمی گیرند. ارزش های منسوب به آن ها می توانند نقش عمده ای در جهت حفاظت و توسعه گردشگری ایفا نمایند. با این وجود، عدم حفاظت شایسته از این میراث، بستر آسیب و انحطاط برخی از ارزش ها و به تبع آن کاهش سطح گردشگری را فراهم ساخته است. از این روی مطالعه حاضر درصدد تبیین راهکارهای حفاظتی مبتنی بر شناخت و آسیب شناسی ارزش های ملموس بازار تبریز با تاکید بر تقویت گردشگری میراثی برآمده است. رویکرد روش شناسی تحقیق، آمیخته و شیوه ی گردآوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی بوده است. گروه های آماری پرسشنامه را گردشگران و شهروندان با حجمی معادل 384 نفر و جامعه ی مصاحبه شونده را30 کسبه و 15 تن از متخصصان تشکیل می دهند. ارزیابی داده های پرسشنامه با نرم افزار SPSS و تحلیل داده های مصاحبه بر اساس تحلیل محتوا و رویه کدگذاری و مقوله بندی انجام پذیرفت. نتایج آماره (t) موید آن است که در متغیر «ارزش شهری»، وضعیت کلیه شاخص ها به جز عامل نقش شهری با میزان معناداری کمتر از 05/0 نامطلوب شناخته شد. در متغیر «ارزش معماری»، تنها شاخصِ «سازگاری» با مقدار معناداری بالاتر از 05/0 و t منفی، در شرایط نامطلوب قرار دارد. شاخص های «ارزش زیبایی شناسی» با سطح معناداری کمتر از 05/0 و t مثبت، از وضعیت مناسب تری برخوردار می باشند. نتایج منتج از مصاحبه بر یافته های آماری صحه گذاشته و نشان می دهد که غالب ارزش های فعلی بازار متعلق به ارزش های زیبایی شناسی بوده و بسیاری از ارزش های سابق شهری و معماری این مجموعه میراثی دچار آسیب جدی گردیده است.
تحلیل فضایی و مدل سازی عوامل موثر بر ناکارآمدی بافت شهر زیارتی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
33 - 48
حوزههای تخصصی:
شهر مشهد، کلانشهری مذهبی و کانون گردشگری زیارت در کشور است که طی دوره ای بسیار کوتاه، با هدف توسعه و مدرن سازی و بدون برنامه ریزی های آینده نگرانه، نسبت به تغییر بافت شهری به ویژه در محدوده حرم مطهر امام رضا (ع) اقدام شده است. درحالی که مدل سازی ناکارآمدی بافت های شهری، امکان شناسایی عوامل مؤثر در بهینه سازی بافت های قدیمی را دارا بوده، از این مزیت در برنامه ریزی توسعه ای این شهر زیارتی استفاده نشده است. به این منظور، پژوهشی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش جمع وزنی و روش های آمار فضایی (تکنیک خودهمبستگی فضایی و رگرسیون وزنی جغرافیایی)، با هدف بررسی الگوی فضایی ناکارآمدی در شهر مشهد انجام شد که با تحلیل فضایی و پهنه بندی بافت های ناکارآمد، به شناسایی عوامل مؤثر بر ناکارآمدی این شهر اقدام نمود. نتایج حاصل از تکنیک جمع وزنی، بیانگر ناکارآمدی بیشتر پهنه های حاشیه ای شهر مشهد، نسبت به مناطق میانی بود. همچنین کاربرد تکنیک موران در این پژوهش نشان داد که این ضریب در بافت های ناکارآمد، مثبت (1/0) بود که بیانگر پیروی بافت های ناکارآمد این شهر از توزیع خوشه ای است. از سوی دیگر، محاسبه آماره گیتس-اورد-جی نیز بیانگر تمرکز بالای خوشه های ناکارآمد با غالبیت خوشه های داغ (حدود 30درصد) بود. نتایج حاصل از مدل سازی متغیرهای پژوهش نیز بیانگر تأثیر دو متغیر ریزدانگی، نسبت واحدهای استیجاری و تعداد ساختمان های کم دوام بر ناکارآمدی بافت ها بود. نتیجه برازش مدل های مورد استفاده در این پژوهش نشان داد که میزان ناکارآمدی، توزیع خوشه ای و عوامل مؤثر بر توزیع خوشه ای بر ناکارآمدی بافت های غیررسمی و حاشیه ای، بیش از بافت های مرکزی بود که این نتیجه بر اولویت نیاز به مداخله مؤثر در بافت های حاشیه ای به عنوان چشم انداز ورود گردشگران و زائران پیاده به شهر مشهد تأکید داشته و ضرورت توجه به تغییر راهبردهای مورد نظر متناسب با انواع بافت های ناکارآمد را یادآورمی شود.
استخراج شاخص های کلیدی اقتصادی اثرگذار بر قیمت مسکن در کلانشهرهای ایران به روش دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ مهر ۱۴۰۳ شماره ۱۳۶
29 - 38
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:یکی از پرسش های فعالان صنعت ساخت و جامعه به عنوان بهره برداران اصلی مسکن در کلانشهرهای ایران این است که قیمت مسکن در آینده چه تغییراتی خواهد کرد؟ به عبارتی، دوره های رکود و رونق مسکن در چه زمان و با چه شدتی به وقوع می پیوند؟ پاسخ به این پرسش ها، نیازمند نگاهی آینده پژوهانه به مقوله مسکن و فهم ارتباط قیمت آن با شاخص های اقتصاد کلان کشور است.هدف پژوهش: این پژوهش در نظر دارد با استخراج کلیدی ترین شاخص های کلان اقتصادی به لحاظ اثرگذاری بر قیمت مسکن در کلانشهرهای کشور، زمینه تفکر و پژوهش در آینده قیمت و درک دوره های رکود و رونق مسکن را فراهم کند. این پژوهش و مطالعات مشابه، به واسطه نگرشی که برای شرکت های توسعه دهنده املاک و مستغلات، شرکت های طراحی و ساخت، سرمایه گذاران، بهره برداران و فعالان صنعت ساخت ایجاد می نمایند، آن ها را در اتخاذ تصمیمات بهتر و اثربخش تر برای کسب وکار و زندگی خود یاری می کند. به این ترتیب، ریسک ها و خطرات محتمل در آینده بازار مسکن برای مخاطبان ذکر شده، آشکار و ملموس شده و بررسی و پاسخگویی مطلوب تر برای آن ها امکان پذیر می شود.روش پژوهش: براساس گام های روش دلفی فازی، ابتدا کلیه شاخص های اقتصاد کلان مرتبط با قیمت مسکن از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و مطالعات پیشین استخراج شد. سپس از طریق نظرسنجی از خبرگان و با غربال گری امتیازهای هر شاخص و مقایسه مقدار ارزش اکتسابی هریک، کلیدی ترین شاخص های اقتصادی اثرگذار بر آن تعیین شد.نتیجه گیری: شاخص های موضوع پژوهش براساس نتایج به دست آمده به ترتیب، «تورم»، «نرخ ارز»، «قیمت زمین مسکونی»، «هزینه ساخت» و «نقدینگی» است. شاخص های استخراج شده و ترتیب و تقدم آن ها، نشان می دهد نقش و جنبه «سرمایه ای» مسکن در کلانشهرهای ایران، مهم تر از جنبه های «عرضه» و «تقاضا» است.