فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بقای آرایه های کاشی گنبدهای دوره ی صفوی در اصفهان تا به امروز بر همکاری متعهدانه صنعتگران، معماران و هنرمندان این عرصه استوار بوده است. با توجه به روند پیچیده ی ساخت و مرمت آرایه های کاشی معرق گنبدها، دانش و مهارت زیادی از پخت کاشی و گچ تا شیوه ی اجرای هنرمندانه ی کاشی معرق، تهیه و عمل آوری ملاط و دوغاب گچ و نیز تسلط به دانش هندسه در این روند نیاز است. با توجه به ارزش های تاریخی، معنوی و زیبایی شناسی سه گنبد مورد مطالعه که نماد شهر اصفهان نیز محسوب می شوند، این پژوهش تلاش دارد با تکیه بر روند و ارزیابی مرمت آرایه های کاشی معرق این گنبدها از گذشته تا کنون، گامی در جهت حفاظت و نگاهداشت بهتر این گنبدها بردارد. از این رو، در روند این پژوهش و با استفاده از روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی، اطلاعاتی در راستای شناخت و بهبود فن مرمت کاشی و روش های رفع اشکالات آن گردآوری شده و از نتایج حاصل از تحلیل این داده ها در راستای مباحث مرمت کاشی گنبد و جلوگیری از آسیب جدی به آن ها در آینده بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دقت نظر در روند مرمت و تحلیل خطاها در طول این فرایند شامل ساخت کاشی، تهیه ملاط و نصب کاشی ها، کمک شایانی به مرمت اصولی با کمترین خطا در آرایه های کاشی گنبدهای تاریخی و در نتیجه حفاظت بهتر از این شاهکارها می نماید. از مهم ترین عواملی که در پیشبرد اصلاح روند مرمت و جلوگیری از زمان بر شدن اجرا تأثیرگذار است، وجود طرح جامع مرمتی، پلان مدیریتی، نظارت مستمر، تشکیل کارگروه تخصصی و مشاوره با کارشناسان رشته های مختلف مرتبط و دوری از آزمون و خطاست.
سیر تکوین فضابندی و قاب بندی تذهیب قرآن های صدر اسلام تا ظهور ایلخانان (654ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
37 - 49
حوزههای تخصصی:
فضابندی و قاب بندی در تذهیب بسیار مهم هستند، چراکه نخستین برخورد مخاطب با اثر به واسطه قاب بندی هایی است که فضاهای رنگ بندی شده را تفکیک می کنند. با توجه به این که تاکنون مطالعه جدی در این حوزه صورت نگرفته است؛ این پژوهش بر بررسی سیر تکوین این دو اصل مورد اشاره در تذهیب قرآن های صدر اسلام تا نیمه سده 7ه.ق، یعنی ظهور ایلخانان، هدف گذاری شده است. دو پرسش اساسی مطرح در این حوزه، بر ارزیابی سیر تحول فضابندی و چگونگی استفاده از نقوش قاب بندی در فضابندی های موجود در آثار این دوره و با در نظر گرفتن انواع قاب و فرم، استوار است. این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، از بررسی کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و مستندسازی به کمک عکاسی جهت گردآوری اطلاعات بهره برده است. نتایج حاصل نشان می دهد که نخستین نمونه قرآن های کتابت شده فاقد هرگونه فضابندی یا صفحه آرایی منظم و منسجم بوده اند؛ اما بعدها نقوشِ نشان به جهت علامت گذاری بخش های مختلف قرآن کریم بر اساس جزء، حزب، سوره و آیه و به صورت جزیره های پراکنده و فاقد فضابندی منسجم ظاهر می شوند. همچنین هم زمان با تکامل سایر بخش های هنر کتاب آ رایی و تذهیب به تدریج شاهد سیر تحول و تکامل فضابندی هستیم. این سیر تکامل را می توان در قاب بندی آثار مُذَهَب نیز مشاهده کرد، به طوری که پس از نسخ اولیه فاقد قاب بندی می توان به تدریج شاهد ظهور نخستین نمونه ها با استفاده از نقوش جدول کشی بود و بعدازآن به تدریج شیوه های کامل تر و متنوع تری چون قاب اسلیمی، نقوش گره هندسی و کنگره ای-هندسی را در آثار مشاهده کرد.
مدل مفهومی شهر سالم با تاکید بر آموزه های اسلامی: تعامل محیط زیست سالم و بهزیستی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۱۴۶-۱۲۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: هر زمان از معماری داخلی صحبت میشود، موضوعی تزیینی به ذهن افراد مبتدی میرسد؛ و هر زمان از ساختمان سالم سخن به میان می آید، گمان میکنند که تنها به عناصر و جزییات معماری مربوط است. هدف اصلی این پژوهش، نشان دادن نقش هوش مصنوعی در ایجاد تعامل میان «معماری داخلی» و ساختمان سالم است. روش ها: روش شناسی پژوهش با اتکا به فراتحلیل و مبتنی بر نظریه معماری سرآمد، به بررسی پهنه بزرگی از ادبیات موضوع می پردازد. فراتحلیل یا متاآنالیز با تاکید بر ترکیب آماری از نتایج مطالعات متعدد، بخش وسیعی از ادبیات تحلیلی در حوزه نقش هوش مصنوعی در معماری داخلی را پوشش میدهد. بر اساس رویکرد منتخب پژوهش از روشهای ترکیبی محاسبات ماشینی مانند فراشبیه سازی ترکیبی، خوشه بندی، تفسیر آینده نگارانه متغیرها و استخراج اندازه اثر، واریانس و رگرسیون استفاده شده است. یافته ها: نتایج عددی و یافته های کمی در بررسی ابزارهای توسعه یافته در حوزه معماری داخلی، نشان دهنده آن است که بیشترین ابزارهای توسعه یافته مربوط به مراحل اولیه طراحی است و در رتبه بعدی ابزارهای مربوط به مرحله بهره برداری، و سپس ابزارهای مربوط به مراحل پایانی طراحی معماری است. نتیجه گیری: دستاوردهای کیفی پژوهش نشان میدهد که مجموعه ابزارهای توسعه یافته در حوزه معماری داخلی از دقت تحلیلی بالایی برخوردار نیستند، به همین دلیل اغلب استفاده از آنها در مرحله ایده یابی منطقی ترست. همچنین ابزارهای توسعه یافته در بخش دوم به در حوزه شیمی ساختمان، سلامت ساکنان، رایانش زیستی، مصالح دوستدار محیط زیست و غیره مربوط است.
بررسی فضاهای باز و نیمه باز در معماری های میان افزای بافت تاریخی بوشهر (مورد مطالعاتی، دانشکده هنر و معماری خلیج فارس درکنار عمارت نوذری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۴)
121 - 142
حوزههای تخصصی:
دانشکده هنر و معماری دانشگاه خلیج فارس بوشهر، یکی از نمونه معماری هایی است که با هدف میان افزایی و احیای بافت تاریخی این منطقه ایجاد شده است. فضاهای باز و نیمه باز در عمارت های تاریخی بوشهر، از عناصر تأثیرگذار و چشمگیر در معماری این منطقه به شمار می روند؛ بنابراین با بررسی این عناصر در بناها، تا حد زیادی می توان الگوهای معماری این منطقه را مورد بررسی قرار داد. نگارندگان در این تحقیق، با هدف آشنایی با رویکردهای معماری بومی در فضاهای باز و نیمه باز بافت تاریخی بوشهر، به چگونگی حفظ این الگوهایی در معماری و شهرسازی امروزی پرداخته اند. در این راستا این تحقیق به مقایسه ای تطبیقی تفاوت ها و تشابهات در معماری فضا های باز و نیمه باز در نمونه های بومی بافت تاریخی و نمونه الهام گرفته شده از آن می پردازد. تحقیق حاضر به صورت کیفی و به روش توصیفی تحلیلی، ۱۰ نمونه از بناهای شاخص بافت تاریخی بوشهر را با ساختمان میان افزای دانشکده هنر و معماری خلیج فارس، مورد مطالعه قرار داده است. مطالعات اسنادی درراستای تنظیم ادبیات تحقیق، بررسی پیشینه موضوع و مطالعه اولیه پیرامون معماری تاریخی بوشهر، صورت گرفته و مطالعات میدانی با استفاده از مصاحبه و مشاهده در جهت بررسی نمونه های مطالعاتی، به کار گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان داد که در طراحی فضا های باز و نیمه باز ساختمان میان افزای دانشکده هنر و معماری، ازنظر عملکردی و هندسی الگوبرداری صحیحی از عمارت های تاریخی بوشهر، صورت گرفته است اما ازنظر برخی ویژگی های ظاهری مانند به کارگیری مواد و مصالح و تناسبات، این الگو برداری یکسان نیستند و شکل و شمایل امروزی تری نسبت به عمارت های تاریخی به خود گرفته است.
گونه شناسی معماری خانه های تاریخی زرتشتیان با تأکید بر عنصر حیاط در خانه (نمونه موردی: خانه های زرتشتی نشین شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
471 - 497
حوزههای تخصصی:
یکی از عناصر باقی مانده از بافت کهن شهر تاریخی یزد، خانه های منتسب به جامعه زرتشتیان است. باتوجه به شیوه زندگی و رشد شهرنشینی در طی سالیان اخیر، بسیاری از این بناها تخریب و یا درمعرض نابودی قرار گرفته اند. همچنین خانه های زرتشتی نشین شهر یزد از نظر فضایی و ویژگی های معماری، دارای اصول و ویژگی های مشترکی هستند. این ویژگی ها سبب می شود تا خانه ها در کنار نقش عملکردی- فرهنگی که دارا هستند بتوانند پاسخگوی نیاز ساکنین استفاده کننده از این خانه ها باشند. باتوجه به این امر، معرفی و گونه شناسی خانه های تاریخی زرتشتیان شهر یزد و عناصر کالبدی و نگرش های فرهنگی و اجتماعی بر ساخت آن ها ضروری می باشد. نگارنده با تأکید بر عنصر حیاط در بطن ساختار این خانه ها سعی در شناخت الگو و معرفی ویژگی های آن داشته است. روش پژوهش به صورت کیفی و با رویکردی تفسیری-تحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات بر پایه مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. در همین راستا، نگارنده در این پژوهش 24 نمونه از خانه های زرتشتی شهر یزد را مورد بررسی قرار داده و با تأکید بر عنصر حیاط سعی بر شناخت الگوی غالب این خانه ها نموده است. نتایج حاصل از این تحقیق با بررسی 24 نمونه از خانه ها نشان می دهد: که دو گونه شکلی و الگو از خانه های زرتشتی در یزد قابل مشاهده می باشد: 1) الگوی خانه های چهارپسکم که دارای یک حیاط مربع در مرکز و چیدمان سایر فضاها پیرامون ان است و الگوی 2) خانه های با الگوی چهارپسکم حیاط دار که علاوه بر حیاط مربعی که چهارصفه یا پسکم در اطراف آن قرار دارد حیاط های دیگری نیز در ساختار فضایی آن جانمایی شده است. یکی از دلایل مؤثر در جهت گیری خانه های زرتشتی این فضا بوده است که عملکردی مذهبی و عبادی داشته است.اهداف پژوهش:بررسی و شناسایی الگوی غالب بر ساخت خانه های زرتشتی یزد.شاخت ویژگی های تأثیرگذار بر خانه های زردشتیان یزد.سؤالات پژوهش:از نظر الگوی کالبدی خانه های زرتشتیان شهر یزد را به چند گونه شکلی می توان تقسیم کرد؟چه ویژگی هایی بر ساختار کلی خانه های زردشتیان یزد تأثیرگذار بوده است؟
ارزیابی شاخص های تأثیرگذار در بازآفرینی گردشگری شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
92 - 109
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بازآفرینی شهری به عنوان یکی از رویکردهای توسعه پایدار شهری درصدد افزایش عملکرد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی شهرها بوده است، در بازآفرینی بافت های قدیمی، سازمان فضایی جدیدی منطبق با شرایط تازه و ویژگی های نو خلق می شود. گردشگری نیز به عنوان صنعتی در راستای تشویق به بازآفرینی اقتصادی در شهرها مورد استفاده قرار می گیرد.هدف: هدف اصلی این پژوهش ارزیابی شاخص های بازآفرینی گردشگری شهر رشت در 5 شاخص عملکردی- کالبدی، زیبایی شناختی، زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی می باشد.روش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نظر نوع هدف کاربردی است. جامعه آماری شهروندان شهر رشت می باشند و حجم نمونه 384 نفر است. برای ارزیابی میزان تأثیرگذاری هر یک از شاخص ها بر یکدیگر از نرم افزار Smart-PLS و همچنین از آزمون های دو جمله ای و تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که از بین شاخص های بازآفرینی گردشگری، شاخص زیباشناختی دارای بالاترین میانگین (3 ) و شاخص زیست محیطی دارای پایین ترین میانگین (6/2) می باشد. با توجه به نتایج آزمون دو جمله ای شاخص زیست محیطی دارای پایین ترین میزان رضایت 19 درصد و شاخص زیباشناختی دارای بالاترین میزان رضایت 47 درصد در بین شهروندان رشت می باشد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که شاخص اقتصادی بیشترین تأثیر را بر شاخص های اجتماعی - فرهنگی و زیست محیطی با مقدار ضریب مسیر 678/0 و 624/0 دارد. همچنین شاخص زیست محیطی بیشترین تأثیر را بر شاخص های عملکردی – کالبدی و اقتصادی با مقدار ضریب مسیر 663/0 و 624/0 دارد.
شناسایی نقش چرخه های زمانی در تبیین شاخص های اجتماع پذیری فضاهای عمومی (مطالعه موردی: میدان جانباز مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
195 - 212
حوزههای تخصصی:
در میان انواع فضاها، فضاهای عمومی به دلیل ایجاد بستر فعالیت های اجتماعی واجد اهمیت بالایی هستند و بخش زیادی از زندگی جمعی افراد در آن ها سپری می شود. از آنجا که تعاملات اجتماعی افراد در این گونه فضاها شکل می گیرد، اجتماع پذیری از مهم ترین کیفیت های فضاهای عمومی تلقی می شود. اما تاثیرات این کیفیت در چرخه های زمانی مختلف متفاوت است و برای تحلیل همه جانبه ی ماهیت مکان، نیاز است تا این ماهیت در بازه های زمانی مختلف مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، هدف این تحقیق آن است تا رابطه ی همبستگی میان عامل زمان و سطح شاخص های اجتماع پذیری فضاهای عمومی متاثر از عامل زمان را تحلیل نموده و به بررسی چگونگی ارتباط شاخص های اجتماع پذیری با چرخه های زمانی روزانه و سالانه، به لحاظ کمی و کیفی بپردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی به صورت ترکیبی با تخصیص زمانی، قوم نگاری و تحلیل محتوا می باشد که به مطالعه ی محیط، رفتار، تحلیل و ارزیابی مکان و سیاست ها و برنامه ها با استفاده از موردپژوهی در میدان جانباز مشهد، می پردازد. اطلاعات با استفاده از مطالعات اسنادی، پرسش نامه های بسته پاسخ، مصاحبه های عمیق نیمه سازمان یافته و مشاهدات کنترل شده و ناپیوسته گردآوری شده و با استفاده از روش های قیاسی، محتوایی، گرافیکی و نرم افزار دبث مپ1 و اس پی اس اس2 تحلیل می گردند. یافته ها نشان می دهند که میزان تاثیرات شاخص ها در ارتقای اجتماع پذیری فضاهای عمومی به شدت تحت تاثیر عامل زمان است؛ به طوری که غالب شاخص ها در برخی از بازه های زمانی خاص در جذب افراد به فضا بسیار موفق بوده اند. در حالی که در بازه های زمانی دیگر اینگونه نبوده و تاثیرات آن ها به شدت کاهش می یابد. هماهنگی و همسازی شاخص ها با نیازهای مخاطب در بازه های زمانی مختلف تاثیر بسزایی در کارکرد فضایی- اجتماعی فضاهای عمومی و ارتقای اجتماع پذیری آن ها دارد. شاخص های اجتماع پذیری فضاهای عمومی در بازه های زمانی مختلف به شدت به یکدیگر وابسته اند و تاثیرات آن ها در افزایش اجتماع پذیری فضا را می بایست در کنار هم بررسی نمود.
مطالعه تصویرسازی های محسن تاجبخش در کتب چاپ سنگی قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
92 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به جز تعدادی محدود از تصویرگران کتب چاپ سنگی، مابقی برای مخاطب علاقه مند به این حوزه ناشناخته مانده اند براساس پژوهش های «اولریش مارزلف»، در حوزه صنعت چاپ سنگی ایران عهد قاجار،۴۶ هنرمند تصویرگر کتاب، شناسایی شده اند که ۱۹ نفر آن ها در فهرست سرشناس ترین ها قرار دارند. «محسن تاجبخش» نیز به عنوان یکی از این هنرمندان سرشناس، اما کمتر شناخته شده این عرصه است که «محسن تاجبخش» نیز به عنوان یکی از این هنرمندان سرشناس، اما کمتر شناخته شده این عرصه است که سهم قابل توجهی در بازتاب فرهنگ عامه مردم ایران داشته و آثار ایشان معرف کیفیات فنی و بصری تکثیر تصاویر چاپ سنگی در زمانه خود بوده است. هدف این پژوهش معرفی و آشنایی بیشتر با محسن تاجبخش هنرمند پرکار و فعال اواخر قاجار و اوایل پهلوی است. با توجه به هدف ذکر شده، پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش هاست؛ محسن تاجبخش که بوده، چه کتبی و با چه مضامینی را مصور کرده و تصویرسازی های وی واجد چه کیفیات سبکی و شکلی بوده است؟روش پژوهش: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و جمع آوری داده ها با دسترسی و مطالعه مستقیم نسخ و نیز استفاده از منابع و اسناد مکتوب کتابخانه ای انجام گرفته است.یافته ها: محسن تاجبخش، تصویرگر پرکار ساکن تهران در اواخر قاجار و واوایل رضاشاه پهلوی اول بود که کتب بسیاری با مضامین مذهبی، عامیانه- عاشقانه و مکتب خانه ای را مصور کرد. تاجبخش، علی رغم گرایش به صورت پردازی واقع نما در دوره های مذکور و دسترسی به نگاره هایی از این دست، به تصویرگری سنتی ایرانی پرداخته و سادگی در بیان، ایجاد تصاویری تخت بدون حجم پردازی و عمق نمایی را برگزیده است.نتیجه گیری: مشخصاتی ازجمله اندام های کوتاه و درشت هیکل انسان ها، صورت های گرد با چشمان بادامی و بی حالت، لب هایی متبسم، اسب هایی بلند قامت با پاهایی کشیده ویژگی های بارز تصویرگری محسن تاجبخش هستند که تشخیص آثار وی را از دیگران ممکن می سازد. او در تصویرگری، سیاق هنرمندان پیش از خود را در پیش گرفته است. همچنین از مقایسه نگاره های وی با سایرین می توان سادگی بیشتر و جزییات کمتر را در تکنیک تصویرسازی ایشان دریافت کرد.
شناسایی الگوهای برساخت طراحی ملّی در مواجهه با طراحی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طراحی محصول علاوه بر انطباق با نیاز های جامعه کاربری، نمایشگر سبک زندگی ایشان و به گونه ای روایتگر فرهنگ زمانه ی خود است. با شروع قرن جدید طراحی صنعتی از طراحی محصول صرف به سمت گونه ای کنشگری در جامعه حرکت نموده است و ظهور و رشد گرایش هایی مانند مدیریت طراحی و رویکردهای فرهنگی-اجتماعی از نتایج همین روند کلان طراحی صنعتی جهان است. به همین ترتیب، در پی رشد مطالعات پسااستعماری در هنر و طراحی، پژوهش در طراحی ملل و کشورهای پیرامونی به تعبیر ویکتور پاپانک جایگاه ویژه ای در مطالعات دانشگاهی طراحی صنعتی یافته است. لذا با عنایت به مبانی نظری جهانی شدن، نوعی رابطه ی دیالکتیکی در قالب طراحی جهانی به مثابه ی امر عام و طراحی بومی، ملّی و محلی به عنوان امر خاص طراحی است. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی الگوها و رویکردهای هویت یابی کنشگران (طراحان، مورخین و نظریه پردازان طراحی صنعتی) کشورهای پیشرو و در حاشیه ی طراحی در مواجهه با الزامات عام و جهان شمول طراحی جهانی است. این پژوهش با رویکردی تفسیری و به روش تحلیل اسنادی و روش شناسی کیفی انجام شده و در تجزیه وتحلیل داده های اسنادی از روش کدگذاری موضوعی استفاده شده است. پژوهش حاضر، در چگونگی تعامل و تقابل نظریه پردازان و مورخین طراحی ملّی در قاره های مختلف، چهار الگوی کلی مواجهه همراهی کامل، خلاقانه، چندگانه و التقاطی با طراحی را شناسایی نموده که همگی در مجموعه تجربیات جهانی-محلی گرایی قرار گرفته و الگوی فرضی محلی گرایی محض از طریق رد کامل آموزه های طراحی جهانی دیده نمی شود. به نظر می رسد که دلیل آن، برتری فناورانه روش تولید و مواهب غیرقابل انکار آن در دنیای معاصر است. بخش عمده ی تمایزسازی طراحی ملّی نیز با توجه به شرایط فرهنگی-اجتماعی و از طریق بهره گیری از نمادهای بومی، فرم های کلاسیک تثبیت شده و ارزش های فرهنگی بومی و با اولویت در زیبایی شناسی طراحی محصول جلوه گر شده است.
یادگیری از فیلم های علمی-تخیلی: تاب آوری معماری-شهر دربرابر دنیاگیری ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۳
5 - 28
حوزههای تخصصی:
معماری-شهر ازجمله ایده های معماران و محققان برای حل مشکلات و چالش های ناشی از رشد جمعیت و به تبع آن، گسترش شهری است. معماری-شهر کلان شهری است خودکفا و مستقل در یک ساختار واحدِ عمودی با زیرساخت هایی بسیار پیشرفته که نیازمند الزاماتی در طراحی و ساخت، به ویژه تاب آوری دربرابر دنیاگیری هاست. پیش از دنیاگیری کووید-19، فیلم های علمی-تخیلی بارها دنیاگیری هایی را پیش بینی کرده و هشدارها و درس هایی داده اند. هدف کلی این تحقیق یادگیری از فیلم های علمی-تخیلی برای طراحی معماری-شهر تاب آور دربرابر دنیاگیری هاست. بنابراین، به تحلیل محتوای فیلم شیوع (2011)، به عنوان نمونه، پرداخت. سپس، براساس نتایج این تحلیل محتوا، راهکارهایی برای طراحی معماری-شهر تاب آور دربرابر دنیاگیری ها ارائه داد. طبق نتایج تحقیق حاضر، کیفیت فضاهای داخلی معماری-شهر از نظر عواملی چون بهره مندی از نور خورشید / روز، تهویه طبیعی، ارتباط با طبیعت و محیط بیرون، دسترسی به خدمات و امکانات در کوتاه ترین زمان، بدون نیاز به تعامل با سایر قسمت های بنا، به کمک طراحی محله های با کاربری مختلط و نسبتاً خودکفا درون بنا و بهره مندی از فنّاوری های پیشرفته حمل ونقلی، ساختمانی، کشاورزی و هوشمند عوامل مؤثر در تاب آوری معماری-شهر در دنیاگیری هاست. علاوه بر سودمندی در طراحی معمارانه پسادنیاگیری، نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده معماران و همه دست اندرکاران و تصمیم گیرندگان در طراحی و ساخت معماری-شهرهای آینده قرار گیرد.
تحلیل مؤلفه های تاب آوری منطقه ای در برابر مخاطرات لرزه خیزی، بررسی موردی: استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۴
45 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از نیازهای شهرها و مناطق برای مواجهه با مخاطرات طبیعی، نحوه مدیریت بحران با استفاده از مفهوم تاب آوری است که یک مفهوم مقیاس پذیر است و می بایست قلمرو وسیع تر منطقه را دربرگیرد. امروزه مطالعات اندکی درخصوص تاب آوری منطقه ای در برابر مخاطرات طبیعی انجام گرفته است، لذا پژوهش حاضر سعی به بررسی این مفهوم در سطح منطقه دارد. با توجه به سوابق تاریخی فعالیت گسل ها، استان تهران در آینده با زلزله ای عظیم مواجه خواهد شد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های تاب آوری منطقه ای در برابر مخاطرات لرزه خیزی استان تهران است. ازآنجایی که برای دستیابی به ویژگی های مناطق تاب آور در برابر مخاطرات لرزه خیزی، به شاخص هایی جامع نیاز است، لذا با در نظرگیری مدل های جامع در مطالعات نظری و تجربی، شاخص ها در قالب مدل تلفیقی (BRIC, DROP, CDRI, MDFR, UNISDR, PEOPLES, RIM) استخراج شدند. روش جمع آوری اطلاعات در شاخص های عینی (کمی) و ذهنی (کیفی)، روش مطالعات اسنادی و استفاده از پرسش نامه الکترونیکی است. جامعه آماری، ساکنین استان تهران هستند که حجم نمونه با فرمول کوکران در کل استان، 384 نفر برآورد شده است و برای تقلیل شاخص ها و یافتن مؤلفه ها، با روش تحلیل عاملی اکتشافی و نرم افزار SPSS، شاخص ها به 23 مؤلفه تقلیل یافتند و با محاسبه شاخص مرکب ازطریق مجموع امتیاز ابعاد عینی و ذهنی و نحوه توزیع فضایی آن در نرم افزار ArcGIS مورد بررسی قرار گرفت و میزان ارتباط و تأثیر هریک از مؤلفه ها بر تاب آوری منطقه ای استان تهران ازطریق تحلیل رگرسیون خطی (آزمون معناداری R2 برابر 0.54)، برای مؤلفه های ذهنی و ازطریق میانگین امتیازات عاملی، برای مؤلفه های عینی انجام شد. نتایج حاکی از آن است که نیمی از استان تهران دارای تاب آوری اندکی است و درصورت وقوع زمین لرزه در هریک بالأخص شهرستان تهران که پایتخت را دربردارد، تاب آوری اندکی را از خود نشان خواهند داد که تبعاتی را در پی دارد.
مطالعه ادراک شرکت کنندگان در ابررویداد اربعین پدیده گردشگری مذهبی جهان امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
16 - 25
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت رویداد اربعین به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای گردشگری مذهبی برای شیعیان، این پژوهش درصدد است با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به مطالعه زمینه ها و دلایل استقبال شیعیان ایرانی و تجربه و درک فعالیت در آن بپردازد. روش شناسی این پژوهش، کیفی است. داده ها با استفاده روش های مرسوم در روش اتنوگرافی جمع آوری شده و به وسیله روش گراند تئوری تحلیل شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که زمینه هایی چون ناکارآمدی نظام تصمیم گیری داخلی، به دلیل مواجهه دولت و نظام اداری برآمده از آن با انواع بحران ها در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نابرابری اجتماعی در حضور در این رویداد نقش دارند. این نابرابری ناشی از احساس تبعیض مذهبی و برخوردارنبودن از حقوق توسط شرکت کنندگان معنا می شود. بازسازی معنایی تجربه و درک زائران از حضور در این رویداد به مثابه مجرایی برای مشارکت و همبستگی اجتماعی، تغییر فرهنگی و پل ارتباطی ذی نفعان و مسئولان اجرایی است. مقوله هسته نیر بر رویداد پیاده روی اربعین به مثابه جایگزینی برای تنگناهای موجود دلالت می کند.
A Review on the Recent Façade Evaluation Approaches and Criteria(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۲ - Serial Number ۵۲, Spring ۲۰۲۴
60 - 74
حوزههای تخصصی:
Novel viewpoints see the façade as a multi-functional component that should simultaneously meet functional and aesthetic requirements. These requirements need to be evaluated using a state-of-the-art approach. Although façade performance assessments are seen in the literature, studies that investigate the aesthetics and performance of façades rarely can be found together. Reviewing the approaches, methodologies, and criteria utilized to assess façades can draw a vision of the background for those who intend to develop a method for façade evaluation based on a novel perspective. This study aims to investigate recent research to discover approaches to façades. An exploratory case study methodology was applied to implement this aim, while the data collection method was library-based. Content analysis was employed via logical reasoning to determine the approaches, methods, and criteria of façade evaluations. Also, open and axial coding was used to organize the criteria extracted. The found approaches were "sustainability," "buildability," "life cycle assessment," "competing objectives," "performance," and "general," while the most frequent ones were "performance" and "sustainability" after "general." Previous façade-focused research methodologies were concentrated on five methodologies: multicriteria decision-making (MCDM), simulation, optimization, library-based, and hybrid. The most popular method was MCDM. Extraction of criteria demonstrated that "Costs," "Thermal performance," “Environmental impacts,” and “Durability” are respectively the trend ones with the highest frequency of presentation. To conclude, the façade as a multi-functional element needs to be assessed with state-of-the-art methods that consider all the required functions of a façade, including aesthetics. In contrast, Conventional methods cannot provide such a service.
درنگی در رابطه ٔ میان طراح داخلی و کارفرما
منبع:
اندیشنامه معماری داخلی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
130 - 142
حوزههای تخصصی:
معماران داخلی و معماران در طول دوران تحصیل دروس بسیاری را در حوزه های مختلف، از جمله روند طراحی، زیبایی شناسی، تاریخ هنر، علوم مهندسی و بسیاری دیگر می آموزند. اما هیچ درسی را در قالب نحوه ارتباط با کارفرما و ویژگی های آن در دوران تحصیل نمی آموزند. از طرف دیگر، هیچ پروژه ی طراحی را نمی توان در دنیای حرفه ای، بدون کارفرما در نظر گرفت و طرح نهایی حاصل تعامل همین دو، یعنی طراح و کارفرما است. از این روی، بسیاری از طراحان، بعد از اتمام دوران تحصیل و کسب دانش لازم در حوزه طراحی، به چالش هایی جدیدی با کارفرما بر خواهند خورد که تا قبل از آن دانشی در این حوزه، یعنی نحوه ارتباط حرفه ای و درست با کارفرما کسب نکرده اند. در نتیجه، در طول زمان با آزمون و خطاهای بسیار و بدون داشتن منبعی معتبر، سازوکار نحوه ارتباط با کارفرما را برای خود شخصی سازی می کنند. اما در این میان، بسیاری از طراحان نیز به علت نداشتن آگاهی لازم در رابطه با نحوه ی برقراری رابطه ای حرفه ای با کارفرمای خود، به چالش های غیرقابل حلی نیز می رسند. هدف این مقاله تلاش برای کسب مهارت های لازم برای ارتباط با کارفرما است. برای رسیدن به این هدف، ابتدا سازوکار یک ارتباط بررسی می شود و برای رسیدن به آگاهی بیشتر نسبت به کارفرما به مسیر های متقاعدسازی، ویژگی های تاثیرگذار در طراح، میزان اختلاف نظر و چندی دیگر پرداخته می شود. در مرحله بعد، به مهارت های قابل کسب مانند مهارت ارائه، پرورش تسلط کلامی و تعدادی دیگر اشاره می شود. در این مقاله این نتیجه حاصل شده است که طراح برای ایجاد رابطه ای حرفه ای با کارفرمای خود، نیاز به کسب آگاهی هرچه بیشتر در مورد کارفرما و ویژگی های شخصی و اخلاقی او دارد؛ از طرف دیگر، طراح به کسب مهارت های ارتباطی، همچون مهارت ارائه و تسلط کلامی نیاز دارد تا در نهایت با ایجاد رضایت طرفین به طرحی مطلوب دست یابد.
تبیین ابعاد فرهنگی-هویتی فضاهای عمومی بر اساس اصول شهرسازی شهروندگرا، مطالعه موردی بافت تاریخی منطقه ۱۲ تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات طراحی شهری ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
125 - 142
حوزههای تخصصی:
فضاهای عمومی به عنوان قلب تپنده شهرها، نقشی کلیدی در شکل دهی هویت شهری، تقویت تعاملات اجتماعی، و ایجاد حس تعلق شهروندان به محیط زندگی ایفا می کنند. یکی از راهکارهای مؤثر برای ارتقای هویت این فضاها، بهره گیری از رویکرد شهرسازی شهروندگرا است. این رویکرد، با توجه به نیازها، خواسته ها و ارزش های جامعه محلی، به دنبال طراحی و ایجاد فضاهایی است که ضمن پاسخگویی به نیازهای همه اقشار جامعه، هویت فرهنگی و تاریخی آن ها را نیز حفظ کند. با وجود اهمیت این موضوع، پژوهش های محدودی به بررسی تأثیر شهرسازی شهروندگرا بر هویت و کیفیت فضاهای عمومی پرداخته اند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی متغیرهای کلیدی تأثیرگذار در ارتقای هویت فضاهای عمومی، در بافت تاریخی منطقه ۱۲ تهران انجام شده است. روش شناسی پژوهش از نوع ساختاری بوده و با بهره گیری از نرم افزار MICMAC و نمونه گیری هدفمند از ۱۵ متخصص شهرسازی صورت گرفته است. در این راستا، ۱۷ متغیر در ابعاد عملکردی، کالبدی و هویتی شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای دسترسی آسان به خدمات و امکانات شهری، تنوع کاربری، کف سازی، حفاظت از بناها و فضاهای تاریخی، و طراحی مسیرهای دوچرخه سواری به عنوان عوامل اصلی و محرک در جهت ارتقای هویت مکان در بافت تاریخی منطقه ۱۲ تهران شناخته می شوند. این یافته ها می توانند راهنمایی مؤثر برای برنامه ریزی و مدیریت پایدار فضاهای عمومی در این منطقه ارائه دهند.
تبیین راهکارهای دستیابی به الگوهای شهرسازی اسلامی در طراحی فضاهای عمومی شهری (مورد مطالعه شهرستان الیگودرز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هدف تبیین راهکارهای دستیابی به الگوهای شهرسازی اسلامی در طراحی فضاهای عمومی شهری است .روش این تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و روش کمی می باشد، جامعه مورد هدف شامل 290 نفر از باشندگان فضاهای عمومی شهرستان الیگودرز با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه محاسبه شده و نمونه ها با استفاده از روش تصادفی ساده، انتخاب گردید، برای تحلیل داده ها از نرم افزار spssو آزمون های میانگین، همبستگی و رگرسیون چندمتغیره. خطی استفاده شد. با توجه به اهمیت فضاهای عمومی در ایجاد هویت اجتماعی و فرهنگی، بررسی اصول و ویژگی های شهرسازی اسلامی ضروری به نظر می رسد. این تحقیق ضمن بررسی تاریخچه و مبانی نظری شهرسازی اسلامی، به تحلیل الگوهای موفق در کشورهای اسلامی و تأثیر آن ها بر طراحی فضاهای عمومی می پردازد.در این راستا، عوامل کلیدی نظیر تعاملات اجتماعی، احترام به مقیاس انسانی، و توجه به محیط زیست به عنوان اصول بنیادین در طراحی فضاهای عمومی اسلامی مورد بررسی قرار می گیرند. همچنین، راهکارهایی برای ادغام این اصول در فرآیند طراحی شهری مدرن ارائه می شود. نتاج طبق نظرات سایر پژوهشگران و محققان نشان می دهد که با بهره گیری از اصول شهرسازی اسلامی، می توان فضاهای عمومی کارآمدتر، پایدارتر و با هویت فرهنگی غنی تری ایجاد کرد که به ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان کمک می کند. در سال های اخیر، توجه به الگوهای شهرسازی اسلامی و تأثیر آن بر طراحی فضاهای عمومی شهری افزایش یافته است. این مقاله مروری به بررسی راهکارهای دستیابی به این الگوها می پردازد. با توجه به اصول بنیادین شهرسازی اسلامی، نظیر هماهنگی با محیط، توجه به نیازهای اجتماعی و فرهنگی، و تأکید بر تعاملات انسانی، می توان به طراحی فضاهای عمومی کارآمد و معنادار دست یافت.
تبیین شاخص های مطلوب برای طراحی شهرهای اسلامی با تاکید بر فرهنگ اسلامی (مورد مطالعه: شهر جدید سهند)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای امروز،شهرها به عنوان مرکزهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نقش حیاتی دارند. با افزایش جمعیت شهری، طراحی شهرها باید با ارزش ها و اصول فرهنگی جامعه سازگار باشد. شهرهای اسلامی نیازمند طراحی و ساختاری است که با اصول و ارزش های اسلامی هماهنگ باشد، اما هماهنگی طراحی شهری با ارزش های اسلامی چالش های خاصی را برای معماران و شهرسازان ایجاد می کند. در این پژوهش، به بررسی و تبیین شاخص های مطلوب برای طراحی شهرهای اسلامی با تأکید بر فرهنگ اسلامی پرداخته شده است. با تحلیل و ارزیابی شاخص های فرهنگی، اجتماعی، محیطی و اقتصادی شهر جدید سهند، چارچوبی عملی برای طراحی شهرهای اسلامی ارائه شده است.
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، تحلیل طراحی شهری با الگوی توده فضای مطلوب در فرهنگ اسلامی در شهر جدید سهند از طریق شناخت معیارهای تأثیرگذار است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در دسته تحقیقات کاربردی انجام شده است. هدف این مطالعه تدوین چارچوب عملی برای طراحی شهرهای اسلامی با توجه به اصول فرهنگی و ارزش های اسلامی در شهر جدید سهند بوده است.
روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه از 80 نفر از کارشناسان شهرداری شهر جدید سهند جمع آوری شده اند. روش تاپسیس برای تحلیل داده ها بکار گرفته شده است.
یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که ساخت خانه ها و کاربری مسکونی براساس الگوی شهر اسلامی، مهم ترین معیار در طراحی شهری با تأکید بر فرهنگ اسلامی است. همچنین، دو متغیر طراحی شهری با «الگوی توده و فضا» و «فرهنگ» اسلامی به طور همزمان در نظر گرفته شده اند که منجر به ارائه پیشنهاداتی با رویکرد تلفیقی کالبدی-فرهنگی منطبق بر ارزش های اسلامی-ایرانی شده است.
نتیجه گیری: معیارهای ارائه شده در این پژوهش، از جمله استفاده از اصول اخلاقی اسلامی در طراحی فضاهای عمومی و ایجاد فضاهای اجتماعی مطلوب، می تواند به ایجاد محیط های شهری مناسب در شهرهای اسلامی کمک کند.
شناسایی واحدهای همگن وا کنش به اقلیم در کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
67 - 80
حوزههای تخصصی:
فضاهای شهری با ویژگی های متفاوت از محیط های طبیعی، نیازمند تجدید نظر در پهنه بندی های اقلیمی سنتی هستند تا شرایط اقلیمی در برنامه ریزی ها و مدیریت شهر، قابل استفاده باشد. شهر تهران با ویژگی های طبیعی و الگوی توسعه شهری متفاوت، پاسخ های متفاوتی در برابر شرایط اقلیمی دارد. واحد های همگن واکنش به اقلیم (HCR) طبقه بندی اقلیم شهری را بر اساس نقشه های تراکم ساختمانی و ژئومورفولوژی طبیعی زمین انجام می دهد. هدف آن تهیه نقشه ای با مجموعه ای از مناطق همگن با فضای شهری است و مزیت آن در ارائه دستورالعمل های اقلیمی برای برنامه ریزی در طرح های جامع شهری است. برای مطالعه از لایه های اطلاعات مکانی کاربری/پوشش اراضی، تراکم ساختمانی، شبکه هیدروگرافی، عناصر جوی، تراکم جمعیتی و توپوگرافی شهری استفاده گردید. نتیجه آن تهیه نقشه اقلیم شهری تهران در 17 واحد اقلیمی و به دنبال آن ارائه هشت دستورالعمل اقلیمی برای برنامه ریزی شهری است. ترکیب مورفولوژی زمین، سطوح ارتفاعی، شیب سطحی، بستر رودخانه ها با مشخصات فیزیکی و کالبدی شهری مهمترین مشخصه مدل HCR استفاده شده در پژوهش است. نتایج به دست آمده گویای واحد اقلیمی همگنی در نوار شمالی تهران در مجاورت کوهستان با مخروط افکنه ها، روددره ها، پوشش گیاهی غنی تر و رخنمون های سنگی است. در حالی که تکه تکه شدن زیستگاه ها، بافت ساختمانی فشرده، دشت رسوبی هموار مشخصه اصلی مناطق مرکزی شهر هستند. نوار میانی تهران با توالی تپه ها و دره ها از پارک جنگلی چیتگر در غرب تا تپه های گیشا، پردیسان، عباس آباد و لویزان واحد اقلیمی همگن میانی را تشکیل داده که فضاهای تنفسی شهر هستند. گسترش فیزیکی شهر در سمت ارتفاعات و به ویژه در مسیر روددره ها اغلب ظرفیت پویایی، تهویه طبیعی و گردش هوا را کاهش داده و از عوامل افزایش بار گرمای محیطی و شکل گیری جزیره گرمای شهری و تشدید آلودگی هوا در مناطق مرکزی شهر هستند.
بررسی مؤلفه های شاخص سبک آرت نوو با تأکید بر آثار تلفیقی فلز و شیشه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آرت نوو از اولین سبک های هنری اواخر قرن نوزدهم (م) است که به واسطه ی طیف متنوعی از هنرمندان در رشته های مختلف در بسیاری از کشورها مورد استقبال قرار گرفت. اوج شکوفایی این جنبش در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم میلادی است که با افزایش نقوش ارگانیک و شکل های منحنی شده در اغلب کشورهای اروپا مشاهده می شود. از مهمترین شاخصه های سبک آرت نوو می توان به بهره مندی از نقوش هنر شرق به خصوص هنر اسلامی، تأکید بر استفاده هم زمان از دو ماده در کنار یکدیگر برای ساخت آثار کاربردی و به کارگیری گسترده از نقوش گیاهی و منحنی در طراحی آثار این سبک اشاره کرد. چگونگی بهره مندی از دو ماده فلز و شیشه در طراحی آثار این سبک مسئله اصلی این پژوهش محسوب می گردد. هدف از این پژوهش بررسی آثار تلفیقی فلز و شیشه در آثار سبک آرت نوو است که درصدد پاسخ به پرسش است که چگونه از شیوه های مختلف ساخت و تزیین دو ماده فلز و شیشه در طراحی و ساخت آثار این سبک استفاده شده است؟ این پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای انجام گرفته است. بر اساس مطالعات صورت گرفته و نتایج حاصل می توان گفت که هنرمندان سبک آرت نوو با تأکید بر تلفیق مواد مختلف در کنار هم تلاش نمودند تا آثار خود را با ماهیت کاربردی با استفاده از نقوش گیاهی و مدور تزیین نمایند. تأکید بر وجوه کاربرد و تزیین در تلفیق مواد مختلف از بارزترین ویژگی های آثار سبک آرت نوو محسوب می گردد.
مطالعه تکنیک حَل کاری در کتاب آرایی دوره صفوی (بر اساس مصحف 1558 موزه چستربیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکنیک حَل کاری یکی از هنرهای ظریف و پیچیده در تزیین کتاب های خطی و نسخ نفیس است که در دوره های مختلف تاریخی، به ویژه در دوره صفوی، به اوج شکوفایی رسید. پژوهش حاضر با هدف معرفی و تحلیل ویژگی های حَل کاری در دوره صفوی، به بررسی مصحف شماره ۱۵۵۸ موزه چستربیتی می پردازد. این نسخه قرآنی، نمونه ای برجسته از این تکنیک در مکتب شیراز است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ویژگی های هنری و فنی حل کاری در این دوره را مطالعه می کند. انتخاب مصحف ۱۵۵۸ به دلیل وجود شناسنامه و رقم هنرمند برجسته این دوره در شیراز، به صورت هدفمند صورت گرفته است. در این نسخه، حَل کاری به طور متعادل در متن و حاشیه با طرح های اسلیمی و ختایی و رنگ های طلایی، لاجوردی، سفید، مشکی و زرشکی به کار رفته است که نمایانگر زیبایی شناسی خاص آثار دوره صفوی است. پرسش اصلی پژوهش این است که آثار با تکنیک حَل کاری در دوره صفوی با تأکید بر مصحف شماره ۱۵۵۸ موزه چستربیتی دارای چه ویژگی هایی هستند؟ نتایج این مطالعه نشان می دهد که حَل کاری در دوره صفوی از جایگاه ویژه ای در هنر تذهیب برخوردار بوده و با ایجاد ترکیب های زیبا و متقارن، تحول و تداوم سنت های هنری این دوره را به نمایش می گذارد. به عنوان یک نتیجه چشمگیر، این پژوهش همچنین نشان می دهد که حل کاری در مصحف ۱۵۵۸، نه تنها تداوم سنت های پیشین را حفظ کرده، بلکه با خلاقیت در ترکیب رنگ ها و طرح ها، آغازگر سبک جدیدی در مکتب شیراز بوده است. این تحول هنری به خوبی نمایانگر تأثیرات فرهنگی و مذهبی عصر صفوی بر هنر تذهیب و حَل کاری است.