فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
133 - 156
حوزههای تخصصی:
هنرهای صناعی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی هویت فرهنگی ایران، همپای دیگر تحولات دورهٔ قاجار دگرگونی ها و کارکردهای متفاوتی پذیرفتند. در همین دوره پدیده نوظهور عکاسی با ورود به ایران به بستری مناسب برای نمایش ویژگی های فرهنگی - اجتماعی، زیستی و به ویژه هنر بدل شد. به همین سبب عکاسی با ماهیت ویژهٔ خود در ثبت و انتقال رویدادها و مفاهیم از بهترین روش های مطالعه و بررسی وضعیت و کارکردهای هنرهای صناعی در دورهٔ قاجار محسوب می شود. ضرورت پژوهش حاضر در تحلیل و بررسی کارکردهای بصری و محتوایی هنرهای صناعی به عنوان یکی از اصلی ترین مؤلفه های فرهنگ و هنر ایران در عکس های دورهٔ قاجار است. هدف این پژوهش، مطالعهٔ هنرهای صناعی موجود در عکس های دورهٔ قاجار و واکاوی جنبه های بصری و کارکردهای فرهنگی - اجتماعی آن هاست. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به شیوهٔ کتابخانه ای و اسنادی است. گزینش عکس ها به صورت انتخابی و از منابع گوناگون و در دسترس صورت گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که هنرهای صناعی در چیدمان صحنهٔ عکاسی قاجار علاوه بر کارکردهای بصری مبتنی بر سنت تصویری ویژهٔ ایرانیان و جنبه های تزئیناتی، از کارکردهای فرهنگی - اجتماعی نیز برخوردار هستند: هویت بخشی ایرانی به عکس ها و کاربست عکاسی به مثابه رسانه ای فرهنگ ساز، ایجاد نزدیکی با سلیقهٔ عمومی جامعه و بهبود ارتباط مردم با پدیدهٔ نوظهور عکاسی، بهبود شناخت جامعهٔ جهانی از فرهنگ و هنر ایران از طریق انتقال عکس ها به اروپا، افزایش توجه حکمرانان و مردم عادی به هنرهای صناعی با ارزش گذاری بیش تر بر آثار صنایع دستی، تاثیرگذاری بر جنبش های هنری روز دنیا و در نهایت نقش آفرینی در انتقال مفاهیم و بازنمایی هویت و جایگاه طبقات مختلف جامعه در دورهٔ قاجار، در زمره مهم ترین کارکردهای فرهنگی - اجتماعی کاربست هنرهای صناعی در عکاسی دورهٔ قاجار به شمار می آیند.
محیط های شهری چه نقشی بر سلامت روان شهروندان دارند؟ درس آموزی از مطالعات انجام شده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات طراحی شهری ایران دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
257 - 284
حوزههای تخصصی:
شناخت و دستیابی به درک عمیق تری از محیط های شهری به مثابه اجزاء تشکیل دهنده ساختار یک شهر در تطبیق با اثرات روانشناسانه می تواند به خلق فضاهای شهری با کیفیت محیطی مطلوب منجر شود و بخش مهمی از سلامت روان شهروندان در گرو همین برخوردهای محیطی شکل می گیرد. به نظر می رسد نگاهی عمیق به مطالعات انجام شده با انجام یک مرور نظام یافته تا حدود زیادی ادبیات موضوع داخلی در این حوزه را منسجم ساخته و ادامه مسیر آن را روشن نماید. پژوهش پیش رو با هدف مرور پژوهش های مرتبط داخلی در حوزه محیط های شهری و سلامت روان در زمینه مطالعات شهری مبتنی بر روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کمی و کیفی انجام شده است. پس از بررسی پژوهش ها در پایگاه های علمی داده مرتبط با زمینه مطالعات شهری و حذف و پایش مقالات طی فرآیند پریزما، تعداد ۴۳ پژوهش انتخاب شدند و محتوای تمامی آن ها در زمینه های زمان انتشار، نشریه، خاستگاه مطالعاتی، نوع مقیاس فضای مطالعاتی، روش و رویکرد انجام پژوهش، واژگان کلیدی، تمرکز اهداف مطالعاتی و یافته های پژوهشی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند؛ در گذر زمان نگرانی ها نسبت به موضوع سلامت روان در ارتباط با محیط های شهری افزایش یافته است و ضعف استفاده از روش و ابزارهای تکراری در پژوهش های داخلی مشهود است؛ بنابراین کاربست تلفیقی رویکردهای کمی-کیفی می توانند در حوزه ادبیات موضوعی نتایج کارآمدتری در پی داشته باشند. یافته های کیفی نیز بیانگر این است که اهداف پژوهش های منتخب عمدتاً متمرکز بر مقوله مطالعاتی ابعاد و کیفیت محیطی، منظر سبز شهری و مولفه های کالبدی-فضایی در ارتباط با سلامت روان اند. سلامت روان افراد متأثر از دو جنبه محیطی (ابعاد کالبدی، اجتماعی، عملکردی، ادراکی-بصری، زیست محیطی، دسترسی، ایمنی و امنیت و اقتصادی) و فردی است و در این میان بعد ادراکی-بصری پس از مؤلفه فردی بیشترین تنوع شاخص ها را در پژوهش ها داشته است.
بررسی تجربی و عددی الگوهای خرابی پیچ های پرمقاومت در روش های متداول آزمایش کشش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
15 - 27
حوزههای تخصصی:
استحکام کششی پیچ های پرمقاومت، با دو شیوه آزمایش تعیین می شود. در روش اول، مقاومت کششی پیچ با استفاده از مهره، تعیین می گردد. اما در روش دوم، به جای مهره از ابزار معرفی شده در استاندارد ایزو استفاده می شود. در پیچ های مورد آزمایش، دو الگوی خرابی مشاهده می شود، لهیدگی رزوه ی پیچ و گسیختگی پیچ از ناحیه کاهش یافته رزوه . در این تحقیق علاوه برانجام آزمایش، شبیه سازی عددی الاستیک _ پلاستیک الگوی خرابی پیچ ها، در نرم افزار اجزاء محدود، نیز انجام شده است. نتایج مطالعه حاظر نشان می دهد، فراوانی الگوی خرابی لهیدگی رزوه، در آزمایش کشش پیچ با ابزار ایزو، چهار درصد و در آزمایش کشش پیچ با مهره 90 درصد است. در ضمن استحکام کششی حاصل از آزمایش کشش پیچ با مهره، کمتر از روش آزمایش کشش پیچ با ابزار ایزو است. با توجه به درصد فراوانی الگوی خرابی در هر روش آزمایش معلوم می گردد، آزمایش کشش پیچ با ابزار ایزو منجر به تعیین استحکام کششی مصالح پیچ و آزمایش کشش پیچ با مهره، منجر به ارزیابی استحکام کششی مجموعه پیچ و مهره می گردد. به دلیل مطابقت عملکرد پیچ و مهره در طراحی و اجرای سازه های فولادی، این تحقیق انجام آزمایش کشش پیچ با مهره را، علاوه بر انجام سایر آزمایش ها پیشنهاد می نماید.
نقد برنامه ها (طرح ها)ی بازآفرینی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵
۵-۵
حوزههای تخصصی:
درک و سعی در حل مشکلات فضاهای شهری، از بعد از پایان جنگ جهانی دوم همواره در مرکز توجه دولت ها و مدیریت های شهرها بوده اند. تاریخ این تلاش ها نشان می دهند که در کشورهای پیشرفته با وجود شرایط بسیار ویژه، نسبت به اکثریت کشورهای در حال توسعه، مسئولان امر ضمن بهره گیری از پیشرفته ترین روش های موجود در جهان برای سامان دهی محیط های زیست شهری، همواره از حوزه تحقیق و پژوهش مستمر و ارزیابی اقدامات قبلی و استقبال از روش های جدید و مبتی بر کندوکاو در لایه های مختلف آرمان های بهسازی محیط های شهری پشتیبانی می کند. همه این مجموعه ناشی از وجود شفافیت و تعهد به پاسخ گویی مدیران به کسانی است که با رأی آن ها و برای بهبود و ارتقاء محیط زیست شهری آن به میدان آمده اند. اگر مداخله در محیط و از جمله تدارک برنامه ها و طرح هایی برای به اصطلاح «بازآفرینی محیط های شهری» در فضایی غیر از آنچه توصیف شد صورت پذیرد، نمی توان به محصول نهایی به عنوان امری مثبت و سازنده دل خوش کرد. مدیریت شهری در ایران در فضایی کدر، غیرشفاف و اغلب تاریک صورت می پذیرد. بسیاری از اقدامات و مداخلات شهرداری ها به خصوص همین طرح های موسوم به بازآفرینی بافت های فرسوده شهری در کشور هرگز نتوانسته اند حتی به اهداف ادعایی نزدیک شوند. تجربه نشان می دهند که حرف ها و نوشته هایی که در این خصوص گفته و نوشته می شوند اصلاً اهمیتی ندارند. مهم حرف ها و نوشته هایی هستند که هرگز بیان نمی شوند و به رشته تحریر در نمی آیند. مثلاً هرگز گفته نمی شود که اهداف واقعی در حوزه بازآفرینی شهری کدام اند؟ یا هرگز مشخص نمی شود چه منافعی از قبل این برنامه ها و طرح ها تأمین می شوند؟ در برخوردها و سخنرانی ها بیان نمی شود که چرا و چگونه انسان و محیط در طرح های بازآفرینی شهری از هم کاملاً جدا در نظر گرفته می شوند. مشخص نیست این طرح ها برای حل کدام مسائل محیط های محروم و نا برخوردار در دستور کار قرار گرفته اند. به نظر می رسد تمرکز بر کمبودهای ظاهری و فیزیکی محلات و مناطق محروم شهری بیشتر در راستای انباشت چرخه ای قدرت و سرمایه معنا پیدا می کند. به همین علت است که تعارض منافع افراد و خانوارهای محروم با مجموعه مدیریت و اجرای طرح های بازآفرینی شهری اغلب کاملاً مشهود است. زیرا اگر هدف ارتقاء سطح زندگی جمعیت محروم شهری منظور نظر باشد، باید تبعات این حرکت انسانی و توسعه محور در همه شهرهای ایران به خوبی قابل مشاهده، اندازه گیری و ارزیابی باشد. شهر مانند بک کوه یخ بسیار عظیم است. معمولاً آن بخشی از شهر که دیده می شود و مورد قضاوت قرار می گیرد، تنها بخش کوچکی از این کوه یخ است. روند ها و فرایندها در ایران از حدود 100 سال پیش تاکنون به گونه ای رقم خورده اند که مردم عادی فقط بخش کوچکی از شهر را می بینند و درک می کند و بخش مهمی از نخبگان و متخصصان و مدیران شهری ترجیح می دهند برای تأمین منافع خاص خود آن بخش ناپیدا از شهر را عمداً نادیده بگیرند. بدین ترتیب مشخص است که علت شکست و ناکامی طرح های بازآفرینی نواحی فرسوده شهری در ایران به بخشی از ماجرا باز می گردد که اصولاً با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیست.
بازشناسی ابعاد مختلف هنر جدول کشی از سده نهم هجری؛ با استناد بر متون، اسناد و نسخه های خطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
69 - 89
حوزههای تخصصی:
جداول، در قالب خطوط زرین و رنگین، در تمدن اسلامی همواره زینت بخش نسخه های خطی بوده اند. قدمت، تدوام و تنوع سبک های مختلف جدول کشی از جمله مولفه های نشان دهنده اهمیت این آرایه در سنت کتاب آرایی هستند. ولی با این همه مطالعات تخصصی محدودی تاکنون پیرامون این آرایه انجام شده است. از این رو شناخت ابعاد مختلف هنر جدول کشی به واسطه معرفی هنرمندان جدول کش، بررسی هزینه های جدول کشی و تدقیق تعاریف سبک های جدول کشی در کتاب گلستان هنر ازجمله اهداف متعیّن در پژوهش حاضر هستند. سوالات پاسخ داده شده در این تحقیق بدین شرح است: اهمیت هنر جدول کشی از منظر متون و اسناد به چه میزان بوده است؟ و چگونه می توان از طریق مطالعات سبک شناسی جداول، تعاریف قاضی منشی قمی از سبک های جدول کشی را تدقیق نمود؟ در مطالعه حاضر که از منظر هدف، پژوهشی بنیادین در بستر تاریخ است و شیوه گردآوری داده های متنی و تصویری این پژوهش به شیوه کتابخانه ای اسنادی است. برای پرهیز از تحلیل بصری صرف جهت شناسایی دقیق ابعاد هنر جدول کشی در سده های گذشته، نگاه این پژوهش بر تنوع بصری آثار و هم زمان اشارات هرچند پراکنده مکتوب در لابه لای اسناد و مدارک تاریخی است تا هر چه بیشتر بتوان جنبه ها و صورت های مختلف هنر جدول کشی را در بستر تاریخی دریافت. بررسی ها نشان می دهند از سده نهم هجری، هنر جدول کشی به یک فن مستقل در میان فنون کتاب آرایی تبدیل شده است و به همین واسطه به نام برخی از هنرمندان جدول کش و دستمزدهای آنان در متون و اسناد اشاره شده است. همچنین در این مقاله تعاریف چهارگانه مؤلف گلستان هنر از سبک های جدول کشی در سده دهم تدقیق شده است.
تبیین مدل اختصاصی رضایت تحصیلی دانشجویان معماری، بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری (SEM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف شناسایی و الویت بندی عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان در راستای اختصاصی کردن مدل رضایت تحصیلی در رشته معماری انجام شده است که مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال های تحصیلی 1397-1400 بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با بهره گیری از روش کوکران،170 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته، با طیف پنج درجه ای لیکرت، استفاده شده است. ضریب پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ تأیید گردیده است. برای تنظیم پرسشنامه، عوامل رضایت تحصیلی دانشجویان از ادبیات نظری استخراج شده و داده ها با استفاده از دو نرم افزار Spss vs.20 و lisrel.10 و با روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج، نشان از برازش مناسب و مطلوب مدل ارائه شده، دارد. طبق نتایج تحقیق، عوامل«خدمات آموزشی»، «فرهنگی-اجتماعی»، و «هوش عاطفی» به ترتیب بیشترین تأثیر را در میان عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان معماری دارند. در مقابل، عامل "اقتصادی-کارآفرینی» کمترین تأثیر را داشته است. تبیین مدل اختصاصی رضایت تحصیلی دانشجویان در رشته معماری که مهمترین بداعت پژوهش حاضر به شمار می آید، می تواند گامی در جهت اختصاصی کردن عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان در رشته های تحصیلی مختلف باشد و بخش تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها را برای شناخت همه جانبه عوامل تأثیرگذار بر رضایت تحصیلی دانشجویان مختلف ترغیب کند و با بهبود تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های آموزشی و غیر آموزشی، افزایش سطح رضایت تحصیلی دانشجویان را ممکن سازد.
ارزیابی شواهد منسوب به آتشکده ها و آتشدان ساسانی خطۀ شمال ایران (مازندران و گلستان) با استناد به منابع تاریخی و کاوش های علمی باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
41 - 71
حوزههای تخصصی:
در دوره ساسانیان با رس میت یافتن دین زردشت، آتشکده ها به عنوان جلوه بارز تشریفات و آداب دینی، در جامعه نمایان شدند. از آنجاکه آتش در نزد زردشتیان عنصری مقدس بوده، نگهداری از آن شرایط خاصی را اقتضا می کرد، به همین منظور بناهایی به نام آتشکده (چهار تاقی) احداث گردیده است. خطه شمال ایران به دلیل موقعیت استراتژیکی خاص یکی از مناطق ایران بوده که تا دو قرن نخست اسلام مانع نفوذ اعراب به این منطقه شده، به همین دلیل مورخین و جغرافی دانان مسلمان درخصوص این منطقه سکوت کرده اند و این امر سبب شد تا اطلاعات ما در خصوص بناهای مذهبی مردم این منطقه بسیار اندک باشد. هدف از این پژوهش بررسی آثار موجود این منطقه، که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یاد شده و هم چنین آتشکده هایی که در کاوش های باستان شناسی در این منطقه کشف گردیده است؛ بنابراین در کنار مطالعات اسنادی از روش میدانی برای ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی آثار و براساس روش توصیفی-تحلیلی برای شناخت آثار استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد آثار منسوب به آتشکده در این منطقه که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یادشده است، از نظر نوع پلان و تاریخ ساخت هیچ ارتباطی آتشکده و پایه آتشدان ندارند، ولی تعدادی آتشکده در این منطقه کشف گردید که با مکان هایی که در متون تاریخ ذکرشده از لحاظ موقعیت جغرافیایی کاملاً متفاوت بوده و در هیچ منبع تاریخی از آن ها نام برده نشده است.
چگونگی رهایی عکس از معنا و تلنگر آن بر شهود در برابر واقعیت (با تکیه بر آثار عکاسی رینکو کاوائوچی)
حوزههای تخصصی:
عکس به عنوان یک اثر هنری در بیشتر موارد به دنبال تبدیل تأثر به توصیف است؛ چراکه با تبیینِ توصیف، قصد ورود به هزارتوی معنا را بر اساس همپوشانی لایه های معنایی دارد. اما این تصور از هنر عکاسی گاهی رویکرد ضد توصیفی به خود گرفته و سعی در رهاسازی انگاره های معنایی دارد. در میان هنرمندان عکاس معاصر، رینکو کاوائوچی عکاس ژاپنی با بیانی بلافصل از واقعیت، سعی دارد هرآن چه که در روزمره گی رخ می دهد را با بیانی «عیناً هرآن چه که بوده» را نمایش دهد. آثار این هنرمند به دنبال بیان احساسات قابل فهم و مفید بوده و درواقع سوژه در قالب یک اشاره ناب ظاهر می شود، به این صورت که «همانی» است که در واقعیت وجود دارد. پژوهش حاضر با بررسی عناصری چون احساس تمرکز یافته، اشاره صادقانه به یک لحظه برجسته و در نهایت سکوتِ ستوری در آثار عکاسی کاوائوچی به دنبال چگونگی عدول این آثار از باتلاق معنایی است، و نیز بیان می دارد که این مهم خود در نهایت چطور منجر به «بیداری در برابر واقعیت» می شود؟ ازین رو که همواره شهود در روند نیل به حقیقت بوده است، مطالعه بیداری در مواجهه با واقعیت که خودیافتگی را در پس دارد، با اهمیت جلوه می کند. این پژوهش به صورت کمی و بر اساس اسناد کتاب خانه ای و در قالب توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه قرار می گیرد. بر اساس آن چه از روند پژوهش به دست آمد، کاوائوچی برای تصویربرداری از آثار خود به دنبال هیچ گونه معنای از پیش تعیین شده نبوده و تنها سادگی محض آثار او به عمیق بودنشان صحه می گذارد. آثار این هنرمند در پی بیان تمثیل، نماد و مفاهیم ضمنی نبوده و درواقع با رویکرد آشکار و طبق برخورد روزمره سوژه هایی را برگزیده _یا درواقع طریقی از زندگی عکاس_ که می تواند برای خود جذاب باشد؛ ازاین رو آثار کاوائوچی با مقابل نهادن خویشتن انسان با خودش همچون گزاره ای از یک درس عمیق و آکنده خواهد بود.
باززایش والایی در چیدمان های نوری اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
111 - 122
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با هدف شناسایی والایی معاصر در چیدمان های نوری اولافور الیاسون بر آن است تا پتانسیل های متفاوت نور در آثار هنرمند را شناسایی کند. روش پژوهش حاضر، از نوع کیفی و از منظر هدف، کاربردی است که با شیوه توصیفی، تحلیلی با روش گردآوری اسنادی تدوین شده است. اولافور الیاسون در آثار چیدمانی بزرگش با بهره گیری از عناصری چون نور، آب و دمای هوا فضاهای غوطه وری را ایجاد می کند که مخاطبینش را شگفت زده می کند و در آن ها تجربه حسی و عاطفی بازدیدکننده تعیین کننده می شود. هنر مبتنی بر نور الیاسون، تماشاگران را مسئول می سازد و آن ها را ترغیب می کند تا وارد یک وضعیت هوشیاری بالا شوند. استفاده های هنری از نور هویت مادی آثار الیاسون را دگرگون می کند و شخصیتی پر انرژی به آن می بخشد که بیننده می تواند ارتباطی ژرف و معنا دار را تجربه نماید. نتایج پژوهش نشان داد، چیدمان های نوری الیاسون می توانند نمایانگر والایی معاصر باشد؛ الیاسون با ساختارشکنی سنت رمانتیک، درک بیننده از امر والا را تشدید می کند به نحوی که در آن می تواند خودش را در این ادراک قوی مشاهده کند و دوباره با قدرت والایی موجود در پدیده های طبیعی به شکل واسطه ای ارتباط برقرار کنند.
تبیین شاخص های هنر عمومی در مدیریت فضای میان ساختمان های بلندمرتبه به منظور ارتقای سرزندگی؛ مطالعه موردی: شهرک صدرای شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۶
3 - 14
حوزههای تخصصی:
هدف: ساختمان های بلندمرتبه همواره مورد توجه بسیاری از معماران، طراحان و برنامه ریزان شهری بوده است. اما آنچه اغلب نادیده گرفته می شود، فضاهای میان ساختمان های بلند مرتبه است. بی توجهی به این فضاها منجر به کاهش سرزندگی و امنیت خواهد شد. یکی از راهکارها به منظور ارتقای سرزندگی در این گونه فضاها بهره مندی از گونه های مختلف هنر عمومی است. هنر عمومی مورد استفاده همگان و در دسترس عموم است. لذا این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین متغیرهای هنر عمومی در فضای میان ساختمان های بلندمرتبه به منظور ارتقای سرزندگی در شهرک صدرای شیراز مطالعه شده است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ نوع و هدف پژوهش کاربردی و روش جمع آوری داده های آن توصیفی تحلیلی است. در این راستا 16 متغیر گالری، موزه، فستیوال و جشنواره، نمایش های خیابانی، موسیقی خیابانی، ال ای دی، رایانه ای (صداگذاری)، نمایش فیلم، نقاشی دیواری، المان، مجسمه، تجهیزات نور و روشنایی، مبلمان، کفسازی، درخت آرایی و گیاهان رونده در شش بعد هنر معماری، هنر بصری نمایشی، هنر دیجیتالی، هنر خیابانی، هنر مجسمه سازی و هنر منظر با بررسی مطالعات نظری تدوین گردیده است. یافته ها: به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده و 22 متخصص آن ها را تکمیل کرده اند. در تحلیل پرسشنامه ها نیز از روش میک مک استفاده گردید. روش میک مک برای شناسایی روابط مستقیم و غیرمستقیم بین این 16 متغیر و تعیین اولویت بندی آن ها استفاده شده است. با این روش متغیرها در چهار دسته متغیرهای دووجهی (هدف و ریسک)، مستقل، تأثیرگذار و تأثیرپذیر تبیین می شوند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد متغیرهای تجهیزات نور و روشنایی، نمایش های خیابانی، مبلمان، گیاهان رونده و ال ای دی بیشترین تأثیرگذاری و متغیرهای مبلمان، ال ای دی، تجهیزات نور و روشنایی، کفسازی و نمایش های خیابانی بیشترین تأثیرپذیری را داشته اند. همچنین متغیرهای مجسمه، المان و موزه به ترتیب کمترین میزان اثرگذاری را دارند.
تحلیل تناسبات هندسی خانه های تاریخی اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۶
29 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل بناهای سنتی ایرانی از منظر دانش هندسه نشان می دهد که در معماری سنتی ایران تناسبات، از جمله نسبت زرین، در وجوه مختلف از جمله الگوهای معماری و هندسی، مقاطع، طراحی پلان ها و مشخصات سازه ای نقش پررنگی داشته است. در حقیقت، هندسه ابزاری است که می تواند در معماری نظم ایجاد کند و در برقراری ارتباط آگاهانه بین اجزای تشکیل دهنده بنا مؤثر باشد تا امکان بروز یکپارچگی فضا که ترکیبی هدفمند، هندسی و مبتنی بر خلاقیت است، در عین مرکب بودن، پدید آید. در معماری سنتی ایرانی، تناسب به سبب فراهم کردن گونه ای از معماری که بر مبنای برداشت سلیقه ای نبوده، بر کیفیت درک بنا، مثلاً خانه، مؤثر بوده است. در بین تعالیم معماری ایرانی، دو تئوری «مستطیل طلایی ایرانی» و «گز و پیمون» کاربست و تعریف بیشتری دارند. روش تحقیق: در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی و با مطالعه درباره فضاهای پنج دری، سه دری و حیاط خانه های تاریخی اهواز، درستی این تئوری ارزیابی شده است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که کدامیک از سیستم های برقراری تناسب در هندسه خانه های تاریخی اهواز استفاده شده است؟ یافته ها:در مقاله حاضر، صحت این فرضیه با مطالعه فضاهای پنج دری، سه دری و حیاط در خانه های تاریخی شهر اهواز مربوط به دوره قاجار و پهلوی بررسی شده است. ابعاد و اندازه برداشت و داده های آماری به کمک نرم افزار spss تحلیل شد. برای تشخیص عادی بودن داده های به دست آمده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و با توجه به عادی بودن داده ها به منظور پاسخ به فرضیه های پژوهش از آزمون های پارامتریک استفاده شده است. نتیجه گیری: با درنظرگرفتن وضعیت واقعی و الگوی پلان منازل اهواز، ضریب تغییرات مقادیر به دست آمده از گز و پیمون نسبت به مقادیر به دست آمده از مستطیل طلایی ایرانی کمتر و مقادیر آن به مقادیر واقعی نزدیک تر است. این فرضیه به عنوان نظریه اصلی استفاده شده در هندسه خانه های مورد بررسی پذیرفته می شود.
بازنگری در مرزهای فیلم زنده و پویانمایی (مطالعه موردی پنج تن از کارگردانان موفق در حوزۀ فیلم زنده و پویانمایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
7 - 16
حوزههای تخصصی:
کاربرد عناصر پویانمایی در سینمای زنده به طور روزافزون در حال افزایش است تا آنجا که گروهی معتقد هستند ادامه حیات سینمای زنده بدون درآمیختن با دنیای پویانمایی غیر ممکن است. فیلمسازان متعدد و مطرح بسیاری به طور همزمان به فیلمسازی در این دوحوزه اقدام کرده و می کنند که تعدادشان در حال افزایش است. وقتی عناصر فیلم های پویانمایی و فیلم زنده با هم ترکیب می شوند، چگونه باید این دو دسته را تعیین و تعریف کرد؟ آیا می توان در آینده این دو گونه ی هنری را از هم متمایز کرد؟ ممکن است با تغییرات پیش رو در فیلمسازی، در هدف و رویکرد آن و همچنین در مخاطب نیاز به تعریف جدیدی داشته باشیم. این مقاله برآن است با روشی توصیفی/تحلیلی در عین تجزیه و تحلیل تغییرات واقع شده برای این دو گونه از رسانه ی سینمایی، تصویری از آنچه که در آینده هنر سینما شاهد آن خواهد بود ارائه دهد.یافته های مقاله حاکی است که گرچه تفاوت بین این دو گونه هم در روند تولید و هم در نگاه مخاطب باقی است اما دیگر لازم نیست یک فیلم به یک گونه (زنده یا پویانمایی) خاص زنجیر شود و فیلمساز قادر خواهد بود از بهترین رسانه برای بیان موثرتر داستان خود استفاده کند.
بازتاب عشق عارفانه در سینمای ملودرام ایران با مطالعۀ موردی شب های روشن
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
177 - 199
حوزههای تخصصی:
عشق عارفانه در عرفان اسلامی از ذات مقدس خداوند برمی خیزد که موجودات را با آن خلق کرده تا آن ها به واسطه این عشق به اصل خویش بازگردند. ملاصدرا از جمله حکمایی است که این مضمون را تبیین کرده و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داده است. به عقیده او عشق انسانی اگر از مسیری درست هدایت گردد، می تواند حلقه اتصالی برای رسیدن به حضرت حق باشد. با تصویری کردن چنین عشقی می توان این مسیر را معرفی کرد. یکی از راه های مناسب به تصویر کشیدن این عشق، سینماست. این پژوهش با گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و با ارزیابی داده های به دست آمده با روش توصیفی- تحلیلی به این پرسش پاسخ می گوید که بازتاب عشق عارفانه در سینمای ملودرام ایران چگونه است؛ از این رو پژوهش پیش رو ضمن بررسی فیلم شب های روشن به عنوان نمونه ای از سینمای ملودرام ایران چگونگی بازتاب عشق عارفانه را به صورت موردی ارزیابی کرده و این فرضیه را مطرح می سازد که توجه به مضامین عرفانی از سوی فیلم سازان می تواند زمینه ساز شکل گیری آثار سینمایی عارفانه بر مبنای عرفان اسلامی شود. ملودرام شب های روشن با کاربست عشق نفسانی برآمده از دیدگاه ملاصدرا، امکان پذیری تحقق عشق عارفانه در سینمای ایران را به اثبات رسانده است.
ویژگی های اثر معمارانه بر مبنای اندیشه های وارطان هوانسیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعریف معماری و فرآیند آفرینش ساختمان به مثابه یک اثر ملموس، پرسشی در تاریخ معماری بوده که پاسخ آن با استناد به وجوه گوناگون این هنر فن در برخی آثار مکتوب ارائه شده است. در این میان، تألیفات معماران معاصر ایران را می توان بستری برای جست وجوی تعریف مذکور دانست؛ نوشته هایی که بازتاب افکار، دیدگاه ها و دانش فنی آنان می باشد. در پژوهش حاضر به بررسی مقالات بجامانده از وارطان هوانسیان به عنوان یکی از فعالان حوزه ی تألیف و طراحی در معماری معاصر پرداخته شده تا به پرسش پژوهش مبنی بر ارائه ی تعریفی از مفهوم اثر معمارانه بر اساس دیدگاه های وی پاسخ داده شود. به همین منظور، متن مقالات وارطان به مثابه بازنمود این دیدگاه ها، با روش تحلیل محتوای کیفی و طبق الگوی مقوله ای مورد مطالعه قرار گرفته است. در این روند، هر متن با تقسیم به واحدهای تحلیل چکیده سازی شده و عبارات حاصل، به صورت مفاهیم معرف وجوه گوناگون معماری طبقه بندی گشته اند. در ادامه، جمع بندی مفاهیم مذکور بر اساس اشتراکات زمینه ای آن ها در قالب مقولات صورت گرفته که هر مقوله، بیانگر یکی از ویژگی های اثر معمارانه است. با شکل گیری تعریف اثر معمارانه از تجمیع این ویژگی ها، ارتباط وجوه گوناگون معماری با زمینه های اجتماعی، روانی، تاریخی و علمی بستر آن و پیوند این مجموعه ی منسجم با کالبد شهر نتیجه می شود.
آسیب شناسی شیوه های متداول اسکان موقت و نقش نیمه-پیش ساختگی بر ایجاد الگویی کارا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
۱۶-۱
حوزههای تخصصی:
اهداف: ارائه راهبردهای کاربردی در جهت افزایش کیفیت خانه های اسکان موقت و تبیین نقش پیش ساختگی و نیمه-پیش ساختگی در جهت نیل به اهداف معماری کارا. روش ها: در این پژوهش ترکیبی با روشی توصیفی-تحلیلی و پیمایشی پس از بررسی متون تخصصی در حوزه طراحی خانه های اسکان موقت و نمونه های انجام شده در سایر داخل و خارج از کشور و نیز شیوه های نوین نیمه پیش ساختگی، به بررسی و استخراج رویکرد ها و شاخص های طراحی خانه های اسکان موقت پرداخته و پرسشنامه هایی در اختیار متخصصان حوزه طراحی و اجرای خانه های اسکان موقت قرار داده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، گویه توجه به حریم خصوصی کاربران (از مولفه مردم-محوری) با میانگین رتبه؛ 5.14، گویه مقاومت مصالح در برابر زلزله و آتش سوزی (از مولفه مصالح-محوری) با میانگین رتبه؛ 4.03 و نهایتا گویه بهره گیری از شیوه های نوین پیش ساختگی و نیمه پیش ساختگی(از مولفه طراحی-محوری) با میانگین رتبه؛ 3.44 بالاترین رتبه را به منظور ارتقا کیفیت خانه های اسکان موقت ایفا می کنند. نتیجه گیری: از منظر خبرگان، مصالح-محوری و مردم-محوری اهمیت بیشتری بر طراحی خانه های اسکان موقت دارند و نقش طراحی محوری و مولفه های آن از منظر گروه خبرگان کم اهمیت تر بود. لذا می توان با بهره گیری از شاخصه های موجود در مؤلفه طراحی محوری و همچنین ارتقا کیفی راهبرد های آن (از جمله بهره گیری از شیوه های نوین نیمه-پیش ساختگی) به عنوان یک فرصت، باعث ارتقا کیفیت خانه های اسکان موقت گردید.
تحلیل رفتاری میزان مقبولیت عمومی استفاده از دوچرخه در شهر آق قلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، استقرار و استفاده از دوچرخه در بسیاری از شهرهای جهان رواج داشته ولی بااین وجود استفاده از آن در شهرهای ایران محدود می باشد. هدف از پژوهش؛ بررسی میزان مقبولیت عمومی استفاده از دوچرخه در شهر کوچک آق قلا می باشد. رویکرد پژوهش، کمّی توأم با منطق استدلال قیاسی و ماهیت آن پیمایشی است. به منظور جمع آوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته و حجم نمونه 400 نفری استفاده گردیده که در تدوین آن از دو مدل «یوتات» و نظریه «رفتار برنامه ریزی شده» استفاده شده است. براین اساس، یافته های پژوهش نشانگر مقبولیت اندک و نکات ضعف محسوسی در شهر آق قلا در ابعاد اجتماعی استفاده از دوچرخه و عدم تأیید معناداری ضرایب همبستگی متغیرهایی همانند «نگرش»، «هنجارهای تأکیدی» و حتی «سودمندی درک شده» با متغیر رفتار هست. در این زمینه، عدم باور به دوچرخه به عنوان یک وسیله سفر مشاهده می شود و نگرش ورزش به دوچرخه بیشتر نمایان می باشد. نتایج آزمون رگرسیون خطی چندگانه پژوهش نیز نشانگر معناداری کل مدل و وجود رابطه مابین متغیرهای اجتماعی- روان شناختی پژوهش و نیز معناداری سه متغیر اثرگذار «آگاهی» (292/0+)، «هنجارهای توصیفی» (243/0+) و «تأثیرپذیری فردی» (312/0-) و ضریب تعیین تعدیل شده دارای مقدار 23% از تغییرات تبدیل پذیری در متغیر وابسته است. در پایان، نیز یافته های آماری پژوهش بازخوانی و تفسیر گردیده اند.
ارائه مدل جامع کاربردپذیری: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
7 - 22
حوزههای تخصصی:
کاربردپذیری یکی از مفاهیم اصلی حوزه ی طراحی تعاملی و طراحی کاربرمحور و معیاری برای ارزیابی میزان مقبولیت سامانه ها و محصولات توسط کاربران است. تا کنون مدل ها و تعاریف مختلفی برای این مفهوم ارائه شده است؛ اما مدل جامعی با پوشش اکثر عوامل تأثیر گذار بر فرایند تعامل بین کاربر و محصول، ارائه نشده است. لذا هدف پژوهش حاضر، نگرشی جامع به مفهوم کاربردپذیری و ارائه یک مدل جامع در این خصوص است. این پژوهش بنیادی به شیوه فراترکیب و با این سوال اصلی آغاز شد که چگونه می توان مدل های کاربردپذیری را در قالب یک مدل جامع ادغام نمود و چه مشخصاتی خواهد داشت؟ بدین منظور مدل های کاربردپذیری از ادبیات پژوهش استخراج شده و اغلب عوامل موثر بر فرایند تعامل، شناسایی شدند. سپس با سنتز مولفه های مرتبط، مولفه های محوری مدل کاربردپذیری تعیین گردید. در نتیجه، یک مدل جامع ارائه شد که ارتباط مولفه های کاربردپذیری را با کاربر، محصول و مراحل فرایند تعامل معرفی می کند. در این مدل، کاربردپذیری یک ویژگی منحصر به سامانه ها و محصولات نیست، بلکه یک ویژگی از فرایند تعامل بین کاربر با سامانه یا محصول، در یک زمینه مشخص تعریف می شود. این مدل می تواند برای طراحی سامانه ها و محصولات تعاملی مختلف و یا به منظور ارزیابی کاربردپذیری آنها مورد استفاده قرار گیرد.
دوری گزینی از بازار: تحلیلی بر جذابیت های مکانی و غیر مکانی موثر بر استقرار فعالیت ها در لبه خیابان، نمونه مورد مطالعه: فعالیت خرده فروشی پوشاک در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
19 - 32
حوزههای تخصصی:
در نظام برنامه ریزی و مطالعات اقتصادشهری، شناسایی نحوه توزیع، الگوهای مکان گزینی و پیکربندی فعالیت های مختلف در بستر شهر و ساماندهی آنها از منظر اجتماعی- اقتصادی، ترافیکی، زیست محیطی و غیره از اهمیت زیادی برخوردار است. در این زمینه، پژوهش حاضر تلاش دارد با رویکردی کیفی نحوه مکان گزینی فروشگاه های خرده فروشی پوشاک در شهر کازرون را بررسی و تحلیل نماید. فروشگاه های یادشده در شهر کازرون از دیرباز بر اساس صرفه های ناشی از تجمع به صورت متمرکز در بازار و مراکز خرید متصل به آن مستقر بوده اند اما در سال های اخیر این فروشگاه ها به جای بازار و استفاده از مزایای ناشی از تجمع، خیابان را برای فعالیت انتخاب کرده اند. با توجه به اهمیت و ابعاد تأثیرگذار این تغییر رفتار، هدف این پژوهش شناسایی دلایل دوری گزینی فروشگاه های پوشاک از بازار، الگوی توزیع آنها و معیارهای مکانیابی در سطح شهر است. در این راستا، عوامل و جذابیت های مکانی و غیرمکانی مؤثر بر استقرار فروشگاه های پوشاک شهر کازرون در لبه خیابان تحلیل شده است. روش گردآوری داده ها، مصاحبه با فروشندگان و تحلیل آن با کمک نرم افزار مکس کیودا و روش تحلیل محتوا انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فروشگاه های خیابانی به دلیل محدودیت زمان فعالیت بازار، دسترسی آسان تر، وجود پارکینگ در دسترس، تأثیر شبکه های اجتماعی، تأثیر حوادثی مانند ویروس کووید۱۹، مساحت و اندازه مغازه ها، جو و دلایل شخصی، وجود یا عدم مغازه خالی، فضا برای چیدمان و هزینه اجاره، خیابان را به جای بازار(تجمع فروشگاه های پوشاک) ترجیح داده اند. از طرف دیگر معیارهای مکانیابی آنها در سطح خیابان به ترتیب شامل وجود جای پارک برای مشتری، خیابان پویا و فعال، دید مناسب، نزدیکی به مراکز جاذبه فعالیتی، ابعاد و اندازه مغازه، مالکیت و نحوه قرارداد، نزدیکی به رقبا، نزدیکی به فروشگاه های مکمل و هزینه است که با تحلیل فضایی ارائه شده است.
تجربه آستانه ای در شمایل نگاری شیعیِ دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
112 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای بدیع نسبت به ارتباط بین تجربه زیبایی شناختی و تجربه دینی، واکاویِ این ارتباط ذیل مفهوم تجربه آستانه ای است که بسط و گسترش آن توسط افرادی چون اریکا فیشر مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته است. از دید فیشر اگرچه تمام تجربه های آستانه ای را نمی توان زیباشناختی لحاظ کرد اما آن دسته تجربه های آستانه ای که هدفشان سیر و گذاری درونی است و مشخصه های دگرگون سازِ خاصی دارند با تجربه های دینی دارای وجوه اشتراک خاصی می شوند. از همین رو، در مقاله حاضر این مسئله مطرح شده است که این دو سنخ تجربه، پیرامون یکی از وجوه متمایز هنرهای اسلامی که در دوره قاجار ظهور یافته و از آن به عنوان شمایل نگاری شیعی یاد می شود، به چه نحوی دارای وجوه مشترک هستند؛ در همین راستا برای واکاوی ماهیت تجربه مخاطب هنگام مواجهه با شمایل شیعی خوانش فیشر از تجربه آستانه ای مدنظر قرار گرفته است. شمایل نگاری شیعی در این دوره تاریخی دارای تنوع بسیار قابل توجهی است که در سطح وسیعی در جامعه بازتولید شده اند لذا بررسی ماهیت تجربه مخاطب با این آثار اهمیت خاصی پیدا می کند؛ چراکه در کنار دارا بودن وجوه زیباشناختی، به نوعی از امکان ویژه تجربه دینی بهره مند هستند. نهایتاً، در مقاله پیش رو تلاش شده به روش تحلیلی با اشاره به پیش زمینه های این بحث و با به کار گیری خوانشی خاص از نظریه تجربه آستانه ای، نقطه مشترک تجربه زیباشناختی و دینی در مواجهه مخاطب با این سبک از هنر دینی در دوره قاجار شناسایی گردد. این امر منجر به شناخت بهتر ماهیت تجربه مخاطبِ هنرهای دینی از منظری جدید می شود که در مطالعات هنرهای دینی در دوره اسلامی راهگشاست.
بررسی تأثیر تحولات اجتماعی و اقتصادی بر ارتقای سلیقه مخاطب و خوانش آثار نقاشی معاصر با تکیه بر نظریه دریافت (نمونه آماری: مردم شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
41 - 62
حوزههای تخصصی:
طبقه اجتماعی می تواند باعث تغییر در سبک زندگی و نیز سلیقه افراد زیرمجموعه خود باشند. این تغییر در سبک و سلیقه جامعه باعث تغییر در نگرش و نگاه آن ها در تمامی سطوح زندگی ازجمله درک و خوانش آثار نقاشی می شود. هدف از پژوهش حاضر، تأثیر تغییرات اجتماعی بر درک و خوانش اثر هنری توسط مخاطب باتوجه به نظریه دریافت است. تحقیق حاضر از نظر هدف بنیادی و به لحاظ ماهیت و روش، ترکیبی از روش های نیمه تجربی و توصیفیِ تحلیلی بود. جامعه آماری این تحقیق، ساکنین شهر کرمان در سال 1398 بودند. نمونه گیری از نوع خوشه ای بود. در حین نمونه گیری، با روش گلوله برفی هم افرادی که طبقه اجتماعی - اقتصادی آن ها در کوتاه مدت ارتقای قابل توجهی داشته است، انتخاب شدند. یافته ها نشان داد افرادی که بیشتر وقت خود را به تماشای آثار هنری و مواجهه بیشتر با آن ها اختصاص می دهند، از نظر سطوح فرهنگی و اجتماعی در سطوح بالاتری قرار دارند و افرادی که در مدت زمان کوتاهی تغییرات نسبتاً وسیع اقتصادی - اجتماعی داشته اند، همچنان از نظر سطح درک آثار هنری به ارتقای قابل توجهی دست نیافته اند. اهداف پژوهش: سنجش میزان ارتباط تغییرات اجتماعی و اقتصادی مخاطی بر درک آثار هنری بر اساس نظریه دریافت.شناسایی عوامل مؤثر بر مدت زمان مواجهه مخاطب باتوجه به تغییرات اجتماعی و اقتصادی وی با آثار نقاشی. سؤالات پژوهش: تغییرات اجتماعی و اقتصادی در نوع نگرش و درک مخاطب آثار نقاشی چه تأثیراتی دارد؟نظرات گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی درباره جزئیات آثار نقاشی چه تفاوتی دارند؟