فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
شهر ایمن سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۷
35 - 54
حوزههای تخصصی:
سیلاب یکی از مخاطرات طبیعی است که هر ساله باعث وارد آمدن خسارت های سنگین به شهرها می شوند. در هنگام وقوع سیلاب بدیهی است افرادی که از لحاظ اجتماعی – اقتصادی ضعیف تر باشند، از این مخاطرات تأثیر بیشتری می پذیرند و در زمان بسیار طولانی تری امکان بازیابی خود را خواهند داشت. این پژوهش با استفاده از 54 شاخص کلیدی میزان آسیب پذیری مناطق شهر تهران را مشخص نموده است. سپس نتایج به صورت فضایی تحلیل و میزان آسیب پذیری در هریک از ابعاد و همچنین شاخص نهایی تعیین گشته است. در این پژوهش از مدل موران محلی و ابزار High low clustering استفاده گردیده است. بر اساس نتایج به دست آمده از ابزار High low clustering و با توجه به نمره استاندارد Z (83/3-) و همچنین مقدار P Value (0001/0) در شاخص نهایی آسیب پذیری می توان با اطمینان 99 درصد گفت که الگوی خوشه بندی فضایی مقادیر این شاخص ناشی از شانس نیست، بنابراین فرضیه صفر رد می شود. همچنین با توجه به این که مقدار استاندارد شده منفی بوده و سطح معناداری در ناحیه آبی نمایش داده شده است؛ می توان نتیجه گرفت که در شاخص نهایی خوشه بندی فضایی در مورد مقادیر پایین صورت گرفته است. همچنین با محاسبه موران محلی برای شاخص نهایی آسیب پذیری مشخص گردید که به صورت کلی 30 درصد محلات دارای خوشه-بندی و 4 درصد آن ها تشکیل ناخوشه می دادند. برای 66 درصد محلات نیز خوشه بندی خاصی مشاهده نگردید.
ارزیابی پایداری طرح توسعه دانشگاه تهران با ملاحظه معیارهای سیستم رتبه بندی LEED-ND(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ شماره ۱۴۰
79 - 88
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مسئله پایداری در طراحی و توسعه مجموعه های دانشگاهی تبدیل به یکی از مسائل مورد توجه شده است. امروزه دانشگاه ها به دنبال طرح و برنامه هایی هستند که هم به لحاظ زیست محیطی و فیزیکی در زمره طرح های سبز باشند و هم از جهت برنامه های بلندمدت اجتماعی در راستای پایداری گام بردارند. طرح توسعه دانشگاه تهران طی سال های اخیر با تغییرات و چالش های متفاوت مواجه شده و نظرات موافق و مخالف بسیاری را در زمینه مسائل پایداری خصوصاً پایداری اجتماعی به همراه داشته است. لذا بررسی و ارزیابی پایداری این طرح از وجوه مختلف توسط یک سیستم ارزیابی پایداری متناسب با شرایط طرح و محدوده آن حائز اهمیت است.هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی و ارزیابی مؤلفه های پایداری به ویژه پایداری اجتماعی در طرح توسعه دانشگاه تهران می پردازد.روش پژوهش: به منظور بررسی پایداری در طرح توسعه از سیستم رتبه بندی LEED-ND استفاده شد. همچنین برای بررسی مؤلفه های مختلف این سیستم رتبه بندی، اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت های محلی جمع و طی چند دوره کارگاه درس طراحی شهری و انرژی در دانشگاه تهران و سپس مجدداً توسط گروه نویسندگان با استفاده از ضوابط مشخص شده در LEED-ND امتیازدهی و ارزیابی شد. نهایتاً یافته های بخش ها و مؤلفه های مختلف کسب شده از LEED-ND مطابق با نیازها و اولویت های محدوده طرح و در مقایسه با پروژه های موفق دیگر در این زمینه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.نتیجه گیری: طرح توسعه دانشگاه تهران در برخی مؤلفه ها همانند مؤلفه های مرتبط با مکان و دسترسی ها موفق عمل کرده و برخی مؤلفه ها همانند مؤلفه های اجتماعی و زیست محیطی را مورد بی توجهی قرار داده است. همچنین به طور کلی این طرح نتواسته است حداقل امتیاز لازم جهت دریافت گواهینامه LEED-ND را به دست آورد.
تبیین تلاقی هنر و معلولیت در مواجهه با افراد طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
89 - 105
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر، اختلال طیف اتیسم با دامنه گسترده ای از نابهنجاری های رفتاری، شناختی و عصبی به عنوان یک موضوع اجتماعی و پزشکی در فضای مطالعاتی و انتقادی معلولیت مورد توجه قرار گرفته است. یکی از شاخه های اصلی این مطالعات موضوع تلاقی هنر و معلولیت است که در دو منظر متمایز قابل بررسی است: هنردرمانی و هنر معلولیت. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها از طریق اسناد و منابع مکتوب صورت گرفته است. با تاکید بر مفهوم تنوع عصبی -که اختلالات عصبی را نه به عنوان اختلال که به مثابه تنوع در فهم انسان مطرح می کند- به دنبال چگونگی تبیین این دو چارچوب هنری و تفاوت های آن ها در مواجهه با افراد طیف اتیسم است و به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد که چگونه هنر معلولیت می تواند مرزبندی های خلق شده توسط هنردرمانی از جمله: دیگری بودن، سلسله مراتب قدرت، تواناسالاری و ناتوان انگاری را از میان بردارد؟ نتایج به دست آمده نشان می دهد: هنر معلولیت با عاملیت قرار دادن شخص معلول به عنوان هنرمند؛ قوت، هویت و توانمندی های او را مطرح می کند. بدین ترتیب با از بین بردن مرزبندی ها، این هنرمند، آثار و توانایی هایش از سوی جامعه هنری به منزله هنر رسمی پذیرفته شده، در گالری ها، نمایشگاه ها و موزه ها و ... به نمایش درمی آید و حتی در مواردی با عنوان پیشگام سبک های هنری شناخته می شود. این نوع برداشت از هنر در مقابل هنردرمانی قرار می گیرد که به صورت سیستماتیک و اغلب در مراکز درمانی انجام می شود، هنر را وسیله ای برای بهبود و توانبخشی می داند، شخص معلول را به عنوان دیگری قلمداد کرده، پیوند او با درمانگر را بر اساس روابط قدرت شکل می دهد.
گفتمان های رایج کتیبه نگاری در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
107 - 120
حوزههای تخصصی:
کتیبه ها حاوی اطلاعات گران سنگی می باشند و می توان آنان را از دیدگاه های گوناگونی مورد پژوهش قرار داد. از آن جمله می توان کتیبه ها را از بابت کارکرد و مضمون مورد بررسی قرار داد. از این منظر کتیبه ها به چهار دسته کلی تقسیم می گردند: کتیبه های مذهبی که بیش تر کارکرد آن در اماکن مذهبی است. کتیبه های تعلیمی یا پند آموز که کارکرد آموزشی دارند. کتیبه های یادمانی و احداثیه که جهت یاد و اطلاع از مطلبی کارکرد داشته است. در نهایت کتیبه های تزئینی؛ که آراستن بنا، مهم ترین هدف از آن می باشد. این دسته ها در جریان رخدادهای فرهنگی و سیاسی هر دوره چه از بابت انتخاب متن و چه انتخاب نوع خط می توانند تغییر یابند، که نشان دهنده ایده حاکمیت در آن دوره می باشد. با تقسیم گفتمان و حاکمیت فرهنگی و سیاسی ایران معاصر به دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی، و نقد کتیبه های دو دوره، می توان به نتایجی دست یافت که نشان از تسلط گفتمان حاکم بر کتیبه نگاری معاصر ایران دارد. از این رو دو پرسش اصلی مقاله چنین است: در کتیبه نگاری معاصر کدام جریان ها و کارکردهای اجتماعی را می توان مشاهده نمود؟ نگاه و ایدئولوژی حاکم چه تأثیری بر روند کتیبه نگاری معاصر گذارده است؟ پس از پژوهش با رویکرد جامعه شناسی و اتخاذ نظریه لاکلا و موف، به عنوان خلاصه نتایج می توان چنین بیان داشت که؛ گفتمان ملی گرایی در دوره پهلوی با بهره گیری از خط نستعلیق و ادبیات فارسی به کتیبه نگاری یادمانی آن دوران هویتی خاص بخشیده، تا جایی که کتیبه نگاری یادمانی و تا حدودی کتیبه نگاری پندآموز شاخصه ی ویژه ی کتیبه نگاری دوره پهلوی می باشد. دردوره جمهوری اسلامی با افزایش بناهای مذهبی، کتیبه های مذهبی گسترش بی سابقه ای یافته است. استفاده از خط ثلث و به کارگیری آیه های قرآنی و احادیث و ادعیه بیش ترین کارکرد مضمونی کتیبه ها در این دوره را به خود اختصاص داده است.
آسیب شناسی نظام برنامه ریزی و تأمین مسکن گروه های کم درآمد در کلان شهر تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بخش مسکن به عنوان مهم ترین بخش توسعه در هر جامعه ای شناخته شده است. با این حال، تأمین مسکن کافی و قابل قبول همواره به عنوان مهم ترین چالش، برای جمعیت رو به تزاید در کشورهای در حال توسعه مطرح بوده است. در این راستا، ضروری است تا با شناسایی نقاط ضعف و چالش های بخش مسکن در کشورهای درحال توسعه به ویژه برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد به ارائه ی طرح ها و راهبردهای اجرایی نائل آمد. بدین منظور پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی نظام برنامه ریزی و تأمین مسکن گروه های کم درآمد در کلان شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نظر هدف کاربردی و و از نظر ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد. همچنین در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین تحقق پذیری در بین مؤلفه های تأثیرگذار بر تحقق برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد در کلان شهر تبریز به ترتیب مربوط به مؤلفه های شهرسازی و ساخت مسکن، مؤلفه های ساختاری و مؤلفه های اقتصادی با میانگین ارزش 56/0، 39/0 و 33/0 می باشد. همچنین بر اساس نتایج مدل ساختاری، مقدار بحرانی برای متغیر شهرسازی و ساخت مسکن بالای 96/1 و برای متغیرهای اقتصادی و ساختاری پایین 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد محاسبه شده است. از این رو می توان گفت که نظام برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد کلان شهر تبریز در ابعاد ساختاری و اقتصادی با چالش های جدی مواجه می باشد. بنابراین نیاز به بازاندیشی در نظام و سیاست های برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد با تأکید بر رویکرد یکپارچه و سیستمی احساس می گردد.
بهینه سازی چند هدفه فرم پارامتریک بنای مسکونی بومی بر پایه آسایش در اقلیم گرم و خشک شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۸۴-۴۷
حوزههای تخصصی:
اهداف: با توجه به سهم حدود ۳۵ درصدی مصرف انرژی توسط ساختمان ها، مدیریت مصرف انرژی توجه ویژه ای از سوی معماران خواستار است. فرم بنا یکی از تأثیرگزارترین پارامترها بر میزان مصرف انرژی است و شهر یزد به عنوان نمونه اقلیم گرم و خشک در جهان که دارای تابستان های گرم و طولانی است مورد توجه پژوهش حاضر است. هدف از این پژوهش ارائه راهکاری برای تولید فرم بهینه ساختمان بومی مستقل به عنوان سیاست پایه ای در فاز طراحی مفهومی در شهر یزد است. روش ها: با استفاده از مدل سازی پارامتریک و شبیه سازی انرژی توسط ابزار رایانه ای مناسب، بهینه سازی چندهدفه فرم ساختمان با در نظر گرفتن دو شاخص آسایش حرارتی و آسایش بصری توسط الگوریتم ژنتیک برای اقلیم گرم و خشک شهر یزد انجام گرفت. چند مقدار مساحت زیربنا به عنوان ورودی در نظر گرفته شد و نتایج در قالب چهار نوع فرم کلی مکعب، L، U و O ارائه شد. یافته ها: در این پژوهش گزینه های بهینه مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفت و مدلی کلی برای فرم و جهتگیری بهینه ساختمان ارائه شد. نتایج پژوهش نشان داد که بهینه ترین فرم با در نظر گرفتن شاخص آسایش حرارتی به عنوان شاخص دارای اولویت برای تمامی مساحت های مورد بررسی، فرم مکعب مستطیل با فاکتور شکل حدود ۸/۱ و جهتگیری شمالی-جنوبی است. نتیجه گیری: استفاده کردن از فرم و جهتگیری بهینه ساختمان به عنوان سیاست غیر فعال که پایه ای برای سیاست های فعال و غیر فعال دیگر است می تواند تأثیر مناسبی بر ایجاد آسایش و کاهش مصرف انرژی به صورت توأمان داشته باشد.
شیول تاریخ نگاری معماری اسلامی در آثار الگ گرابار و رابرت هیلن برند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگ گرابار از مهمترین شخصیت های معاصر در حوزه مطالعات هنر و معماری اسلامی است که ریشه دیدگاه های او به جریان تاریخی گری در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی بر می گردد. از سویی با شکل گیری مجدد مطالعات هنر و معماری اسلامی در اروپا در نیمه دوم قرن بیستم، متخصصان مختلفی همچون رابرت هیلن برند با رویکرد گونه شناسی، معماری اسلامی را مورد مطالعه قرار دادند. این مقاله، ضمن بررسی و تحلیل شیوه مطالعه معماری اسلامی در بستر تحولات تاریخ-نگاری قرن بیستم میلادی، توسط الگ گرابار و رابرت هیلن برند، تلاش دارد به این سئوال پاسخ دهد که چه عواملی موجب تفاوت روش مطالعه معماری اسلامی در آثار این دو پژوهشگر شده و نتایج این تفاوت دیدگاه چه بوده است؟ این پژوهش، بر این فرضیه استوار است که تفاوت شیوه و دیدگاه این دو پژوهشگر در مطالعه معماری اسلامی ریشه در تحولات بسترهای علمی و فرهنگی غرب دارد. این پژوهش که با روش تاریخی – تحلیلی انجام گرفته، به تحلیل تاریخ نگاری معماری اسلامی در آثار گرابار و هیلن برند بر اساس مهمترین آثار مکتوب آنان پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که نگرش متفاوت گرابار و هیلن برند به اسلام و فرهنگ اسلامی تحت تأثیر محیط آموزشی و جریان علمی–فرهنگی غرب طی قرن بیستم میلادی موجب دریافت دو دیدگاه متفاوت از کلمه اسلامی در معماری و در نتیجه، به کارگیری دو روش متفاوت در مطالعه آن شده است. گرابار تحت تأثیر جریان غالب در نیمه اول قرن بیستم در آمریکا به تکمیل مطالعات خود پرداخته و به ادامه شیوه تاریخی نگر در تاریخ نگاری معماری اسلامی پرداخته است. اما توجه هیلن برند به فضا و عملکرد آن در معماری اسلامی، ریشه در رویکرد جدید علمی فرهنگی در اروپا دارد که به نام تاریخ فرهنگی جدید شناخته می شود
مقایسه نحوه شکست طرح زندگی دو شخصیت محوری فیلم هامون اثر داریوش مهرجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هامون اثر کارگردان ایرانی، داریوش مهرجویی است. او از جمله هنرمندان مؤلف در سینمای ایران و از چهره های موج نوی این سینما به شمار می رود. مهرجویی دانش آموخته رشته فلسفه و همچنین دل مشغول تصویر بود. فیلم هامون که از جمله آثار قابل توجه او است، می تواند از وجوه مختلفی مورد تأمل و مداقه قرار گیرد. این اثر که به صورت فیلمی رئالیستی و در بخش هایی سورئالیستی به نمایش درمی آید؛ روایتِ اندیشه های خاصِ زوجی است که علی رغم بلندپروازی های اندیشمندانه و هنرمندانه، به دلیلِ سختی و صلبیِ جهانِ پیش رویشان با شکست و ناکامی دردناکی در طرح زندگی مواجه می شوند. هامون درگیر جهان توسعه تکنیکی و تبلیغی می شود و علی رغم باور خویش تبدیل به ماشین تبلیغ جهانِ مبتنی بر توسعه یا مدرنیزاسیون می گردد. مهشید هم با وجود دل بستگی به هنر و فرهنگ در دام جهان مصرف گرایی می افتد. در این اثر همچنین شاهد شخصیت های دیگری چون روانشناس، دوستان، همکاران، اقوام و وابستگان هامون و مهشید هستیم که در تبدیل شخصیت مطلوب مورد نظرشان به آنچه دوست نداشتند، موثر هستند. هدف این پژوهش آن است تا با تکیه بر روش نشانه شناسی، در دو محور هم نشینی و جانشینی، ضمن مقایسه دو طرح متفاوت زندگی هامون و مهشید، نحوه شکست هامونِ اندیشه مدار و مهشیدِ هنرگرا را نشان دهد و تبیین نماید که علی رغم تفاوت دو افق متفاوت، آن دو چگونه با ناکامی مواجه می شوند. این نوشتار به این نتیجه منتج می شود که در جامعه ای توسعه گرا، تکنیک مدار و مصرفی، هامون و مهشید، به منزله سوژه هایی به انقیاد در می آیند و در هژمونی مسلط گرفتار می شوند و طرح و نحوه سلوک فکری و هنری شان در هم شکسته می شود.
کاربرد حس بویایی در سینما: تأثیر رایحه بر تجربۀ حسی و رضایت مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
35 - 43
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها نشان می دهند بازخوردهای لمسی و بویایی می توانند توجه، تعامل و برانگیختگی عاطفی مخاطب را افزایش دهند. بااین حال، استفاده از این فناوری ها با چالش هایی مواجه است. به رغم این چالش ها، سینمای هپتیک پتانسیل قابل توجهی در تحول تجربه تماشای فیلم و افزایش درگیری حسی مخاطبان دارد. هدف این پژوهش واکاوی تأثیر بویایی بر مغز است. به عبارت دیگر، این تحقیق به منظور بررسی ارتباط علت و معلولی بین بویایی و تجربه تماشای فیلم انجام شده است. با توجه به دستکاری متغیر مستقل که در اینجا رایحه است، تحقیق حاضر به عنوان یک تحقیق تجربی شناخته می شود. در این تحقیق تجربی، از دو گروه (شاهد و آزمایش) استفاده شد. هردو گروه تحت تأثیر متغیر مستقل (رایحه) قرار گرفتند و سپس از طریق پرسش نامه، از همه افراد حاضر در آزمایش سؤالاتی پرسیده شد. گروه اول شامل تماشاگران نمایش تئاتر گره گاه بودند. نحوه انتخاب نمونه ها به روش غیر احتمالی بود. گروه اول شامل 94 نفر تماشاگر تئاتر بودند. از شرکت کنندگان خواسته شد پس از نمایش و استشمام رایحه به تعدادی سؤال در رابطه با تجربیات خود از تئاتر معطر پاسخ دهند. در گروه آزمایشی دوم از 10 مخاطب با تحصیلات سینمایی استفاده شد و پس از اجرای آزمایش، از شرکت کنندگان خواسته شد به پرسش نامه پاسخ دهند. در هر دو گروه آزمایشی، محقق به عنوان ناظر حضور داشته و واکنش های عینی مخاطبان نسبت به پخش رایحه ثبت شده است. نتایج نشان می دهند که استفاده از رایحه تأثیر قابل توجهی بر تجربه تماشاگران تئاتر و سینما دارد.
جایگاه نظریه در تفسیر فیلم: نئو فرمالیسم در برابر گرند تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
61 - 76
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش کنش تفسیری در فرایند خلق و تحول آثار هنری پرداخته و نسبت میان هنر و تفسیر را به عنوان رابطه ای پویا، چندلایه و متأثر از بسترهای نظری مورد واکاوی قرار می دهد. هدف اصلی پژوهش، تحلیل تأثیر متقابل تفسیر و آفرینش هنری با تمرکز بر گذار از گرند تئوری به نئوفرمالیسم و بررسی دلالت های نظری و روش شناختی این تحول در مطالعات هنری و سینمایی است. روش تحقیق مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و تحلیل انتقادی بوده و با بررسی تطبیقی جریان های تفسیری، به ویژه در حوزه سینما، از دهه 1960 تا ظهور نئوفرمالیسم در اواسط دهه 1980، به تبیین زمینه های معرفتی این گذار و پیامدهای آن می پردازد. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: گرند تئوری چگونه پارادایم مسلط در نقد و تفسیر آثار هنری شد و چه محدودیت هایی در این چارچوب نظری منجر به افول آن گردید؟ نئوفرمالیسم چه مفروضات معرفتی و روش شناختی جدیدی را در برابر گرند تئوری مطرح کرد و این تغییر چگونه بر رویکردهای تفسیری و فرایند خلق اثر هنری تأثیر گذاشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که گرند تئوری، با تکیه بر کلان روایت های ایدئولوژیک، تا دو دهه چارچوب اصلی تفسیر فیلم را تشکیل داده است؛ اما ظهور نئوفرمالیسم، با تأکید بر تحلیل جزئی نگر، فرم گرایی شناختی و بازتعریف رابطه مخاطب با اثر هنری، افق های تازه ای را در مطالعات هنری و سینمایی گشوده است. این تحول نه تنها روش های نقد و تفسیر را بازسازی کرده، بلکه در فرایند آفرینش هنری نیز بازتاب یافته و به شکل گیری شیوه های جدید روایت و بیان سینمایی انجامیده است.
هفت آفت در پژوهش های هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
55 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهشهای آکادمیک هنر در ایران بسیار دیرتر از دنیای غرب در اواخر دهۀ 1370ش آغاز شد. ازآنجاکه بیشتر مدرسانِ رشتههایی مانند پژوهش هنر در دانشگاههای ایران مورخان هنر نبودهاند، نوعی روششناسی منحصربهفرد در ایران پدید آمده است که نظیر آن در سایر کشورها دیده نمیشود. این مقاله ضمن در نظر گرفتن پژوهشهای اصیل محققان برجستۀ بینالمللی، به آسیبشناسی پژوهشهای هنری ایران در دو دهۀ گذشته پرداخته و به دنبال دستهبندی آسیبها، تبیین ویژگیهای هرکدام و راههای غلبه بر آنهاست. بر اساس روش تحقیق کیفی، این آسیبها را میتوان بدین شرح دستهبندی کرد: 1) روششناسی، 2) ترجمهها، 3) دانش زبانهای خارجی و ضعف منابع کتابخانهای، 4) کتابسازی، 5) مقالات دانشجویی و کمّیگرایی، 6) موضوعات تکراری و فقدان مطالعات میدانی، 7) تعجیل، بیدقتی، تقلب و انتحال. جدیترین آفت، روششناسی است که شامل مواردی مانند تکیه بر نظریات دورۀ تکوینی مطالعات تاریخ هنر، پدیدۀ «رویکرد»، سنتگرایی، نمادشناسی، استنادهای نامناسب و عدم شناخت منابع مهم میشود. مهمترین راه غلبه بر این آفتها توجه به محتواست که لازمۀ آن ریشهکن کردن آفات حوزۀ روششناسی است.
تحلیل کاشی نگاری قاجاریه مبتنی بر مؤلفه های گفتمان شرق شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
178 - 198
حوزههای تخصصی:
هنر قاجاریه در تلاقی مهم تاریخی خود ازجمله ورود صنعت و ارتباط گسترده با جوامع اروپایی دچار تحولات اساسی شده است. هنر کاشی نگاری نیز حامل بخشی از سنت ها و روش ها و درعین حال دربردارنده ی تغییرات عمده ای شده است. ورود اروپاییان و شرق شناسان و ارتباط گرفتن با جامعه ایرانی بر دامنه این تغییرات افزوده و یا به آن جهت داده است. پژوهش پیش رو با هدف مطالعه هنر قاجاریه و بخصوص سنت کاشی نگاری دوره قاجاریه مبتنی بر رویکردی انتقادی به گفتمان شرق شناسی به طرح سوالات ذیل پرداخته است. کاشی نگاری دوره قاجاریه چگونه به بازتولید گفتمان شرق شناسی منجر شده است؟ و اساساً کاشی های به نمایش درآمده در موزه ها و مجموعه های غربی ها چه نسبتی با مؤلفه های گفتمان شرق شناسی دارند؟ پژوهش از نوع بنیادی و به صورت توصیفی- تحلیلی است. روش تحلیل گفتمان انتقادی "نورمن فرکلاف" مبنای پژوهش است و رویکرد انتقادی به گفتمان شرق شناسی و نظریات "ادوارد سعید"چارچوب نظری پژوهش را شکل داده است. نتایج پژوهش مشخص می کند بخش مهمی از کاشی نگاری دوره قاجاریه بخصوص آثاری که به صورت سفارشی تهیه گردیده است به واسطه ارتباط گرفتن با مؤلفه های اصلی شرق شناسی یعنی "ناهمزمان سازی و شرق خیالی"، "غرب محوری" و "غیریت سازی" به بازنمایی گفتمان شرق شناسی پرداخته است. از این طریق به عنوان ابژه موردمطالعه موزه های غربی قابل توجه مستشرقان بوده است تا به نمایش وجوهی معرِّف از هنر و جامعه ایرانی بپردازد.
سبک سازی در معماری ایران از راهکار سازه ای تا ترکیب با فضای معماری با تأکید بر گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
131 - 160
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی برای پایدارسازی سازه های تاریخی، به جای افزودن پیچیدگی، به کاهش وزن و سبک سازی بنا می پرداختند. زیبایی ظاهری نیز برای آنان اهمیت داشت و در این راستا، راهکارهایی ابداع می کردند که علاوه بر کاهش وزن، زیبایی و کارایی سازه را هم حفظ کنند، و سبک سازی در معماری ایران ابتدا یک راهکار سازه ای ساده بود؛ ولی در ادامه معماران توانستند این راهکار سازه ای با راهکارهای معمارانه ترکیب کنند و در عین سبک سازی، فضاهای زیبای معماری خلق کنند و مقبره محمد خدابنده در سلطانیه به عنوان بزرگ ترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی ایران عالم یکی از سازه های پیچیده ای می باشد که فنون سبک سازی ترکیبی مانند: صندوقه کردن، کنوبندی، قید کردن در آن به کار رفته است. به نظر می رسد این راهکار ترکیبی سازه و معماری می تواند یکی از مؤثرترین عوامل پایداری گنبد سلطانیه محسوب شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است؛ راهکارهای سبک سازی در سازه های تاریخی از یک راهکار ساده سازه ای تا ترکیب سازه با معماری برای زیبای در عین توجه به الزامات سازه ای در معماری ایران چگونه بود و در گنبد سلطانیه این موارد چطور کاربست یافته است؟ این تحقیق از لحاظ هدف از تحقیق های بنیادی می باشد که به روش توصیفی-تحلیلی کار شده است و جمع آوری اطلاعات و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای در حوزه سبک سازی و انواع آن با به همراه پیمایش های میدانی در نمونه مطالعاتی بود و نتایج تحقیق نشان داد استفاده از فنونی چون کم شدن ضخامت از پاکار تا رأس گنبد، استفاده از گنبد دو پوسته و هم چنین وجود ایوان های داخلی و خارجی، موجب کاهش وزن سازه در کنار ایجاد فضاهای معماری منحصربه فرد می باشد.
ادراک تنانه از بازار ایرانی: تبیین مؤلفه های معماری بر اساس نظریات مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
5 - 20
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخصه های پدیدارشناسیمرلوپونتی، توجه به جایگاه بدن و نقش تن در جریان ادراک حسی جهان است. یک تصویر عکاسی شده، شاهدی غیرقابل اعتماد از کیفیت واقعی فضای معماری است، بنابراین بررسی نقش تن، فهم جایگاه انسان و تجربه وی از فضای معماری، گستره دید متفاوتی از درک فضا در اختیار او قرار می دهد. در معماری سنتی به ویژه بازارهای تاریخی، توجه عمیق به حضور انسان و ادراک وی در راسته های اصلی بازار و فضاهای پیرامونی شده است که با درگیرشدن حواس پنج گانه، درک متفاوتی از فضا نسبت به تصویر تهیه شده از آن فضا دارد. سؤال اصلی پژوهش در این است: مؤلفه های تأثیرگذار در ادراک تنانه با تاسی از نظریات مرلوپونتی در بازار ایرانی چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی جایگاه انسان و نوع متفاوت ادراک در حضور انسان با تأکید بر نظریه"ادراک تنانه مرلوپونتی" است. این تحقیق در قالب پژوهش های کیفی است و روش تحقیق توصیفی تحلیلی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی است و ابزار گردآوری اطلاعات با ثبت مشاهدات و مصاحبه صورت پذیرفته است. در نتایج این پژوهش که با تأکید بر نظریه مرلوپونتی مبنی بر ادراک تنانه انجام گرفته است، مؤلفه های تأثیرگذار بر حضور انسان و دید متفاوت وی مانند عمق، فاصله، حرکت در فضای معماری، پرسپکتیو دید، اتمسفر فضا، تغییر دید ناظر و پارالاکس حاصل شده است. یافته ها نشان می دهند که این مؤلفه ها در فضای بازار تاریخی به خوبی جلوه می کنند، توجه معماران گذشته به نقش انسان در فضا و درگیری ادراک وی با ایجاد حس حرکت، افق دید و عمق حرکتی، ریتم و تکرار در جداره ها و نوردهی، عمیقاً احساس می شود و نقش تعیین کننده ای در درک فضای معماری و تجربه زیسته انسان در بازار ایرانی دارند.
امکان سنجی و اجرای طرح خیابان کامل جهت دستیابی به سرزندگی فضایی- اجتماعی (مطالعه موردی: بلوارهای ارم شیراز و همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
105 - 120
حوزههای تخصصی:
امروزه اغلب فضاهای عمومی ش هری ازجمله خیابان ها به دلیل افزایش بی رویه وس ایل نقلیه موتوری و وابس تگی الگوی زندگی ش هری به آن ها، به شدت تحت سلطه ماشین درآمده و سرزندگی خود را ازدست داده اند. خیابان که زمانی محل تعاملات و فعالیت های انسانی بود، به مکانی بیشتر برای عبور تبدیل شد و به تصرف اتومبیل ها درآمد. مردمانی که زمانی نه چندان دور در خیابان به گفت وگو و دادوستد می پرداختند، کودکانی که خیابان را محلی برای بازی می دانستند، جوانانی که برای تفریح به خیابان می آمدند و موجب ارتقای سرزندگی می شدند، همگی ازآن پس به مخاطبان پیاده ای تبدیل شدند که جز از محل های ویژه خط کشی شده حق گذر از آن را ندارند. بنابراین با توجه به موارد مطرح شده و شواهد موجود توجه به نیازهای تمامی شهروندان ازجمله کودکان و جوانان از طریق افزایش سلامت فکری و روانی آن ها و احساس آرامش از بابت فضایی مناسب با امنیت فیزیکی و اجتماعی برای حضور یافتن به منظور ارتقا سرزندگی و نشاط را در شهرهای کشورمان مهم به نظر می رسد. در این میان طرح خیابان کامل یکی از راهبردهای مناسبی هست که می تواند امنیت، آسایش و دسترسی آسان برای اتومبیل سواران، عابران پیاده، دوچرخه سواران و رانندگان وسایل حمل ونقل عمومی را به طور هم زمان فراهم آورده و آن تعاملات و سرزندگی اجتماعی سال های گذشته را زنده گرداند. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر سرزندگی فضایی - اجتماعی بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه ساختاریافته بود. با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 72 نفر از شهروندان شیرازی و 39 نفر از شهروندان همدانی، طی سه مرحله کدگذاری باز (اولیه)، محوری و گزینشی (انتخابی) کدگذاری شد. کدهای باز شامل 25 مفهوم مربوط به شیراز و 35 مفهوم مربوط به همدان و کدهای محوری شامل سه مقوله عمده است که مشتمل بر پویایی، جذابیت و مردم و فعالیت ها (فعال و غیرفعال) هست. عدالت فضایی – اجتماعی، به عنوان کد محوری پژوهش حاضر، ز، ایران شناسایی گردید.
خوانش انتظام فضایی خانه ی ایرانی به مثابه ارتباط کالبد با الگوی زیستی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ ماره ۱
35 - 55
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل کلیدی و پیشران های آمایشی توسعه استان آذربایجان شرقی با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
104 - 123
حوزههای تخصصی:
چکیده بیان مسئله: استان آذربایجان شرقی، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی در منطقه شمال غرب ایران و ویژگ ی مرکزیت نسبی برای منطق ه قفق از و س ایر کش ورهای همس ایه ای ران، از اهمی ت زی ادی در برنامه ریزی های توسعه برخوردار است.هدف: عوامل کلیدی و پیشران های توسعه استان اذربایجان شرقی با رویکرد آینده پژوهی شناسایی و معرفی می شوند.روش: این تحقیق از لحاظ ماهیت، تحلیلی و اکتشافی و از لحاظ هدف، کاربردی است. در این پژوهش، از مدل های ترکیبی کمی و کیفی بهره گرفته شده است. برای جمع آوری اطلاعات داده های مورد نیاز از روش مرور نظامند منابع، مصاحبه، پنل خبرگی و برای تکمیل پرسشنامه اثرات متقاطع از روش دلفی در دو مرحله استفاده شده استیافته ها: نشان می دهند که از بین 52 پیشران مورد بررسی برای توسعه استان آذربایجان شرقی، 10 پیشران شامل جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی، فضای کسب و کار، امنیت و ثبات اقتصادی و کنترل تورم، حکمرانی خوب، هوش مصنوعی، تعاملات اقتصادی بین المللی و موضوع تحریم ها، توسعه بازرگانی فراملی، ملی و منطقه ای، کاهش تصدی گری دولتی و افزایش اختیارات بخش خصوصی، توسعه صنعتی و معدنی ( خودروسازی، الکترونیک و صنایع پایین دست معدن مس و طلا)، زنجیره ارزش و تولید به ترتیب بیشترین میزان اثرگذاری مستقیم بر سایر متغیرها را داشته است.نتیجه گیری: نتایج کلی پژوهش نشان دادند؛ عوامل «جذب سرمایه گذاری از بازار سرمایه و داخلی و خارجی» از حوزه اقتصادی- کشاورزی/ صنعت/ بازرگان؛ عامل «فضای کسب و کار» و «امنیت و ثبات اقتصادی، و کنترل تورم» از حوزه فرابخشی/ گردشگری متغیرهای تأثیرگذار و نقش اساسی در تحقق ارتقای سطح توسعه استان آذربایجان شرقی در اینده خواهند داشت. این نتایج نشان می دهد با تمرکز بر چند عامل مهم بعنوان پیشران های توسعه میتوان چرخ توسعه استان را روانتر و کارآمدتر به حرکت درآورد.
بررسی مؤلفه های به کارگیری پایداری میراث معماری صنعتی ساختمان البرز
حوزههای تخصصی:
پایداری یکی از جنبه مهم در کشورهای درحال توسعه است که روزبه روز توجه به آن توسط گروه های سازنده به خاطر حفظ حیات کره زمین بیشتر شده است. پایداری دارای مؤلفه هایی که در هریک از بناها نیاز به تدقیق سازی دارد که برای باززنده سازی آن ها نیاز است اولویت بندی گردد و تمرکز توجه به ترتیب سهم بندی آن ها به وجود آید. این پژوهش با هدف تدقیق سازی مؤلفه های پایداری منطبق بر نمونه موردی و بیان اولویت بندی آن ها در باز زنده سازی ساختمان صنعتی البرز شکل گرفته است. روش تحقیق ترکیبی تودرتو کیفی در کمی است که در مرحله کیفی ابتدا مرور نظام مند نسبت به مقالات گذشته و تحقیقات درجه یک سعی می شود، مؤلفه های موجود در پایداری تدقیق سازی شود و در مرحله بعد دلفی آینده پژوهی با سه فاز طوفان فکری، تحدید و انتخاب برای تدقیق سازی متغیری صورت می گیرد، سپس پرسشنامه ای با طیف لیکرت تدوین و در اختیار افراد بازدیدکننده متخصص قرار می گیرد در این مرحله برای تحلیل آمارهای استنباطی اولویت مؤلفه ها از نرم افزار JMP بهره گرفته می شود نتایج نشان می دهد که به کارگیری مجدد این بناها در 4 رکن اصلی توسعه پایدار و 9 محور اصلی قرار دارد. همبستگی بین ابعاد موجود در پیامدهای پایداری به کارگیری میراث معماری صنعتی نشان می دهد بیشترین همبستگی بین بعد اجتماعی و محیطی با مقدار(655/0) و کمترین مربوط به اقتصادی و فرهنگی با مقدار(199/0) است. درواقع می توان با تقویت بعد اجتماعی و محیطی، عمر مفید ساختمان را افزایش داد. درنتیجه توجه صرف به افزایش سرمایه نمی تواند یک ساختمان را پایدار کند.
آینده پژوهی شهری: مرور نظام مند مطالعات شهری ایران در بازه زمانی 1390-1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی از حدود یک دهه پیش توجه پژوهشگران داخلی را به خود جلب کرده است. این دانش به دلیل عدم تعمیق آن در لایه های سیاستگذاری، برنامه ریزی و تنظیم گری و فقدان زیرساخت های فکری و فرهنگی موردنیاز، هنوز به شکلی شایسته در کشور نهادینه نشده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نظام مند مطالعات داخل ایران به ارائه ابعاد و شاخص های آینده پژوهی پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، در گروه تحقیق های کاربردی قرار دارد و از نظر نوع و ماهیت داده ها، کیفی است. پژوهشی توصیفی تحلیلی بوده و با رویکرد فرامطالعه انجام شده است. در این رویکرد ابتدا مطالعات و پژوهش های داخلی علمی پژوهشی بررسی شده و تعداد 66 مقاله نهایی انتخاب گردید. پس ازآن اطلاعات مناسب متون با استفاده از روش تحلیل مضمون در قالب کدگذاری های باز و محوری استخراج شده و به تجزیه و تحلیل و ترکیب و مقایسه یافته های کیفی می پردازد، درنهایت با استفاده از کدهای استخراج شده حاصل بررسی نظام مند مقاله های منتخب، چارچوب آینده پژوهی شهری ارائه شده است. در این چارچوب چهار رهیافت اصلی شناسایی شده است. رهیافت فرایندی و مشارکت پذیری به دنبال افزایش مشارکت و همکاری ذی نفعان و ذی نفوذان می باشد. رهیافت کل نگر و بلندمدت به دنبال خلق برنامه های منعطف، تاب آور و کاربردی تر و تولید دانش در برنامه بلندمدت و میان مدت است. رهیافت تصمیم گیری و برنامه ریزی جامع و منعطف به دنبال شناخت و تحلیل دقیق از محیط برنامه ریزی و در نهایت رهیافت آمادگی در برابرآینده های ممکن به دنبال درک آینده های محتمل و آمادگی بهتر برای رویارویی با آینده می باشد.
مؤلفه های زیباشناسانه نقاشی ژاپنی دوره آشیکاگا مبتنی بر ذن بودیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
85 - 96
حوزههای تخصصی:
در میان هنرهای ژاپن، نقاشی دوره آشیکاگا، به دلیل تأثیرپذیری از ذن بودیسم، اهمیتی مضاعف دارد که تحلیل این آثار، جنبه های متفاوتی از آن را آشکار می کند. در این پژوهش، 15 نمونه از نقاشی های دوره آشیکاگا با توجه به ذن بودیسم تحلیل شده است. هدف اصلی در این پژوهش، تبیین ارتباط میان مفاهیم فلسفی و آئینی ذن بودیسم و ویژگی های فرمی و معنایی نقاشی دوره آشیکاگا است. در این پژوهش، گردآوری اطلاعات، با روش کتابخانه ای به همراه مشاهده تصاویر و تحلیل از نوع کیفی است. همچنین نمونه گیری با شیوه گزینشی غیرتصادفی است. این پژوهش نشان می دهد که هنر ژاپنی، همچون آئین ژاپنی، متضمن مفاهیم دوگانه است. در دوره آشیکاگا، نوعی نقاشی مرکبی مبتنی بر کیفیت مکاشفه ای و متفکرانه ذن بروز کرد. هنر نقاشی این دوران را می توان مشابه هنر ذن بودیسم در فرهنگ ژاپن دانست. مهم ترین ویژگی های نقاشی دوره آشیکاگا شامل مواردی همچون دور شدن هنر از معابد، وجود مضامین و نقش مایه های کهن بومی، کاهش تدریجی سرزندگی قلم و مرکب و سهم اندک موضوعات روایی و مذهبی است. در این آثار، موضوعات منظره و طبیعت و یا حیوانات بیشترین سهم را دارند. تقریباً در تمامی موارد، زاویه دید از رو به رو است. مجموع این ویژگی ها، بیان گر تأثیر مستقیم ذن بر فرم و انتخاب مضامین نقاشی های دوره آشیکاگا است.