ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۴۲۱.

ارزیابی اصل تضاد در دیالکتیک هگل بر پایه اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۶
در این نوشتار به اضداد در اندیشه هگل می پردازیم. اضداد فلسفه هگل را در نظر مخاطبان به تفکری زایا تبدیل کرده است به طوری می توان آن را جذاب ترین جنبه تفکر هگل نامید. اضداد بر اساس سه پایه ها سیر دیالکتیکی خود را طی می کنند. با بررسی روش دیالکتیکی و فرایند تبدیل اضداد می کوشیم نظرگاه هگل درباره اضداد و نحوه وحدت بین آنها را به دست آوریم. در گام بعد اضداد از منظر مولوی را نیز بررسی خواهیم کرد چرا که در اندیشه مولوی نیز به این موضوع توجه بسیار شده است. در تفکر مولوی اضداد در عالم جبروت و عالم ماده سرنوشتی کاملا متفاوت دارند. اضداد در عالم ماده کارکردهای متنوعی داشته و در پایان مسیر تجرد را می پیمایند در حالی که فضای اندیشه هگل از چنین مفاهیمی به دور است هم چنانکه هگل تنها به اضداد در عالم ماده توجه دارد. ضمن اینکه هگل در بحث اضداد اقتباس های پرشماری از مولوی داشته است.
۴۲۲.

از پراگماتیسم تا عشق تکاملی: نقش اخلاق و دین در فلسفه ی چارلز سندرز پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۳
پیرس، دیدگاه های ناسازگاری درباره ی رابطه ی علم با اخلاق و دین ارائه می دهد. او از یک سو، اخلاق و دین را اموری حیاتی می داند که برای شناخت آن ها باید به حس درونی و غریزه رجوع کرد. از سوی دیگر، در برخی مواضع، دیدگاه هایی مخالف این رویکرد دارد. پیرس درنهایت معتقد است که منطق بر اخلاق و اخلاق بر زیبایی شناسی استوار است. این مقاله با بررسی ناسازگاری های فلسفه ی پیرس، نشان می دهد که تفکیک علم از اخلاق و دین در اندیشه ی او با کلیت فلسفه اش در تضاد است. در این مسیر ابتدا به بررسی جایگاه غریزه در استدلال و نیز مفهوم خودکنترلی به عنوان روش کنترل گر تحقیق پرداختیم. نشان دادیم که غریزه نزد پیرس پایه ی تمام استدلال و تفکر است؛ اما غریزه به تنهایی کافی نیست و باید توسط اصولی کنترل شود. اصل کنترل گر تحقیق، اصلی اخلاقی است؛ و ازآنجاکه اخلاق نیز در نظرگاه پیرس مبتنی بر زیبایی شناسی است، دیگر مرزی بین این سه حوزه نمی ماند. مفهوم کلیدی دیگر در فلسفه پیرس، آگاپیسم (عشق تکاملی) است که بر اساس آن جهان از طریق نیروی عشق پیش رانده و هماهنگ می شود. پیرس جهان را کلیتی به هم پیوسته می داند که در آن تمایز بین ذهن و ماده، عقل و احساس و نفس و بدن ناممکن است. درنهایت به تحلیل این موضوع پرداختیم که اگرچه روش شناسی پیرس به شکل معقولی اخلاق و زیبایی شناسی را در روش علمی می پذیرد، اما پذیرفتن مفاهیمی مانند عشق تکاملی، متافیزیکی را به فلسفه ی او وارد می کند که پذیرفتنی نیست.
۴۲۳.

گذار از ایده فراطبیعی و فراتاریخیِ مسیحی به ایده طبیعی- تاریخ گرایانه عصر روشنگری (درآمدی بر اندیشه تاریخ گرایانه هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
بر اساس آموزه مسیحیت، خداوند طرحی پیشینی، فراتاریخی و فراطبیعی برای بشر و عالم در انداخته است و تاریخ عالم مآلاً به سمت این خواست و حقیقت پیشین و مقدر سیر می کند. از این رو، آگوستین در کتاب شهر خدا و سایر اندیشمندان اروپایی در آثار دیگر، این انگاره را حفظ نموده و در نظام فکری و فلسفی خود در صدد بسط و تبیین آن برآمده اند. اما با ورود به عصر روشنگری در این نگاه تاریخی-الهیاتی چرخشی حاصل شد که نقطه اوج آن را می توان در اندیشه هگل یافت. او به رغم اینکه به تبعیت از ویکو ایده مشیت الهی در تاریخ را می پذیرد، اما از آن رو که منکر شأن فوق طبیعی خدا (یا روح) است؛ با تفسیر تاریخ به صورت فراطبیعی و فراتاریخی مخالفت ورزیده و آن را به صورت حالّ و درون ماندگار تحلیل می کند. هگل با باور به حلول امر نامتناهی در درون عالم متناهی و چهره گشایی آن از خود وحدت و یگانگی این دو را به تصویر می کشد. در طرحواره هگلی از رابطه جهان با مشیت الهی، دیگر نمی توان خدا را به مثابه امر الوهی و مطلق و جهان را چونان راز و سکوت در نظر گرفت؛ بلکه با خدایی عرفی (سکولار)، این جهانی و انسان گونه مواجه هستیم. بدین شیوه، قیمومیت بیرونی و فراطبیعی و متعالی از انسان و عقل انسان برداشته شده و بشر با خرد خویش غایت خود را به صورت پیشینی در تاریخ تعین بخشیده و طرح انسان در تاریخ جاری می شود.
۴۲۴.

رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان پیش دبستانی آوین و گل ها شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. به این منظور تعداد 150 نفر از این کودکان با استفاده از فرمول تاپاکینگ و همکاران (2007) و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه کارکردهای اجرایی جیویا و همکاران(2015)، پرسشنامه تفکر آینده نگر کودکان مازاچووسکای و مهی(2020) و پرسشنامه نظریه ذهن استیرنمن(1999) پاسخ دادند. پس از گردآوری پرسش نامه ها، داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره به شیوه همزمان تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تفکر درباره آینده و نظریه ذهن با کارکردهای اجرایی کودکان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (01/0>p). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 5/58 درصد واریانس کارکردهای اجرایی به وسیله تفکر درباره آینده و نظریه ذهن تبیین می شود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که تفکر درباره آینده و نظریه ذهن توان پیش بینی کارکردهای اجرایی کودکان پیش دبستانی را دارند.
۴۲۵.

استدلال علّی فودور و پیش فرض ناموجه ترتب؛ بررسی استدلال ایگن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۹۷
در این مقاله، استدلال فودور به نفع تفردگرایی روان شناختی و واکنش ایگن را بررسی می کنم. طبق استدلال علّی فودور روان شناسی التفاتی فهم عرفی، حالات ذهنی را با توجه به محتوای وسیع متفرد می سازد. تفاوت در محتوای وسیع برای تفاوت در نیروهای علّی کافی نیست. بنابراین، روان شناسی التفاتی فهم عرفی باید حالات را با توجه به محتوای محدود متفرد سازد. فودور دو مثال نقض برای استدلال بالا طرح می کند. بروفق مثال نقض (2)، ضدتفردگرا مدعی است که از آن جایی که رفتار همزادها متمایز نوعی هستند، حالات ذهنی شان هم باید متمایز نوعی باشند و به تبع نیروهای علّی حالات ذهنی متمایز نوعی، این همان نیستند. فودور دو پاسخ به مثال نقض (2) می دهد. بروفق (2الف)، فودور می خواهد اثبات کند که ما نباید رفتار همزادها را متمایز نوعی بینگاریم. در نتیجه، حالات ذهنی همزادها متمایز نوعی نیستند. ایگان در پاسخ به (2 الف) مدعی است استدلال فودور، بر این فرض غیرموجه مبتنی است که نوع های رفتاری بر نوع های مغزی مترتب می شوند. بروفق (2ب)، فودور از طریق تشبیه «روان شناسی ضدتفردگرا» به «نظریه ذره H و T»، دو استدلال مشابه به دست می دهد؛ یکی برای تمیز نوعی حالت ذهنی اسکار و همزاد اسکار؛ دومی برای تمیز نهادن بین ذر«ات-H» و «ذرات-T». ایگن در پاسخ به (2ب) مدعی است فودور در هر دو استدلال ، آموزه ناموجه ترتب را از پیش فرض می کند، بی آن که برای این پیش فرض استدلالی به دست دهد. در نهایت، نتیجه گرفتم که اگر فودور هیچ استدلال خوبی برای آموزه ترتب نیروهای علّی روان شناختی ندارد، پس او هیچ دلیلی ندارد که بین محتواهای وسیع و سایر ویژگی های نسبت مند فرق بگذارد.
۴۲۶.

اهمیت توجه به دوگانه منطق به کاربردنی/منطق آموختنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
مفاهیم منطق آموختنی و منطق به کاربردنی و بحث از تمایز میان آنها از قرون وسطی در میان منطق دانان رواج یافت. البته این دوگانه پس از قرون وسطی مدت ها مورد توجه نبود تا اینکه پرس، منطق دان و فیلسوف پراگماتیست آمریکایی دوباره آن را وارد مباحث منطقی کرد. خود پرس از این مفاهیم برای بیان نظراتش در مورد ماهیت منطق بهره برد. امروزه منطق دانان دیگری مثل پریست از این دوگانه برای بیان و تبیین مسایل منطقی گوناگون بهره برده اند. در مباحثی مثل بررسی نقدهای وارد شده به منطق، آموزش منطق، مساله انتخاب منطق، کثرت گرایی منطقی، مساله امکان اصلاح و تجدید نظر در منطق و .... استفاده از این دوگانه می تواند باعث شود تا مواجهه بهتری با مسایل صورت بگیرد و بنابراین به تبیین بهتر مسایل و یافتن راه حل برای آنها کمک می کند.
۴۲۷.

معانی وجود در کتاب العلل (کتاب الایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۴
بحث از «وجود» از قدیمی ترین بحث های فلسفی است و در متون عربی فیلسوفان با اصطلاح هایی متعدد از جمله «انیّت»، «هویّت»، «کون» و «أیس» بیان شده است. وجود در کتاب العلل با اصطلاح «انیّت» به معنای «وجود» و «هویّت» به معنای «موجود» و «کون» به معنای «به وجود آمدن» مطرح شده است و معنای وجود برای مراتب هستی متفاوت است. معنایِ وجود برای علت نخستین، وجود محض است؛ اما برای مراتب دیگر عقل و نفس، «وجود محدود» است. توماس بر اساس باب هشتم کتاب العلل ، در شرح این کتاب گفته است «وجود» در کتاب العلل به معنای «فعل وجود» نیست. بر این اساس، این مسأله را طرح می کنیم که «وجود» در کتاب العلل به چه معنایی به کار رفته است؟ آیا می توان به نظر توماس پاسخی دیگر داد؟ برای بررسی این مسأله و پاسخ به این پرسش ها با روش توصیفی – تحلیلی، اصطلاح های مختلف وجود و کاربست معنایی آن ها در کتاب العلل را به تبیین می کنیم و به این نتیجه می رسیم که «وجود» در اطلاق آن برای خدا، وجود محض، برای عقل «نخستین موجود» و برای موجودات به معنای «فعل وجود دادن» است.
۴۲۸.

چالش های دوگانه انگاری در مسئله علیت ذهنی و امکان سنجی رویکرد جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۵
مقاله حاضر چالش های موجود در رویکرد «دوگانه انگاری جوهری» در تبیین علیت ذهنی را بررسی کرده است. دوگانه انگاری جوهری با تفکیک ذهن و بدن به دو حوزه مجزا، در توضیح چگونگی تأثیرگذاری ذهن بر جهان فیزیکی با دشواری های جدی مواجه است. به طورکلی، چالش های علیت ذهنی از دو منظر قابل بررسی است: برخی اشکالات (مانند اشکال اتصال علّی و اشکال جفت شدن) با فرض دوگانه انگاری جوهر ذهن و بدن مطرح شده اند. برخی دیگر تحت تأثیر دیدگاه هایی همچون فیزیکی انگاری شکل گرفته اند. این مقاله با روش «توصیفی تحلیلی» پس از بررسی مشکلات علیت ذهنی، برخی پاسخ ها و دیدگاه هایی که امکان حل این مشکلات را دارند، تحلیل کرده است.
۴۲۹.

معرفت نفس ناطقه و پیوند آن با حقیقت علم در مکتب نومشّائی رجب علی تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۰
شناخت «نفس ناطقه» مهم ترین مسئله معرفت شناختی در آموزه های رجب علی تبریزی است. اهمیت این مسئله نزد او به قدری است که فهم «حقیقت علم» را نیز به آن گره زده است. پژوهش پیش رو با طرح پرسشی ناظر به «معرفت نفس ناطقه و پیوند آن با مراتب علم» می کوشد تا با روش توصیفی تحلیلی، دیدگاه حکیم را تبیین و ارزیابی کند. تبریزی برای تجرّد اقسام نفس (نباتی، حیوانی و ناطقه) و نیز نقض نظریه «حدوث جسمانی نفس» اقامه برهان می کند؛ ولی در ادامه، ضمن توصیف نفس ناطقه به «اسم اعظم الهی»، از توضیح بیشتر مطلب امتناع می ورزد. او طالبان معرفت نفس را به تدبر در نصوص دینی، سلوک معنوی و همراهی با عالمان ربانی فرامی خواند. تبریزی در این مسئله، نه فقط از محتوای مشّائیان بسی فراتر رفته، بلکه از روش آنان نیز عدول کرده است. لحن حکیم در تبیین مطالب ناظر به حقیقت نفس بسی عرفانی و فرامشّائی است. تبریزی برای تبیین «حقیقت علم»، یکایک مراتب سه گانه ادراکات نفس (حسی، خیالی و عقلی) را همراه با احکام و لوازم آنها توضیح می دهد. بیان حکیم درباره ادراکات حسی و خیالی آدمی به سبک مشّائیان ارائه شده است؛ ولی او میان ادراکات عقلی آدم حقیقی با معرفت نفس ناطقه پیوندی وثیق برقرار می کند.
۴۳۰.

بررسی انتقادی رویکرد علّامه طباطبائی درباره تعلّق ذاتی نفس به بدن در دیدگاه ملّاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۱
«ذاتی بودن تعلّق نفس به بدن» از جمله دیدگاه های بدیع ملّاصدرا است. وی با ناتمام دانستن دیدگاه فیلسوفانی همانند افلاطون، ارسطو و ابن سینا در این موضوع، نظریّه ابتکاری خود یعنی جسمانیّه الحدوث بودن نفس انسانی را بیان نموده است. از جمله لوازم و پیامدهای این نظریّه، «ذاتی بودن تعلّق نفس به بدن» است که ملّاصدرا بر آن تأکید کرده است. در واقع، وی براساس این مطلب، کوشیده است که ضمن نشان دادن کاستی موجود در دیدگاه مشائیان، تعریف مشهور نفس را تعریف حقیقی آن بداند. دو انتقاد ملّاصدرا بر دیدگاه فیلسوفان مشاء عبارت اند از: (1) نادرست بودن ترکیب یک شیء از حقیقتی مجرّد و مادّی؛ و (2) عدم تغییر ذاتیّات نفس. علّامه طباطبائی با نگاه انتقادی سعی کرده است که به این دو انتقاد پاسخ دهد. نگارنده در این نوشتار برآن است که با بهره گیری از روش تحلیلی تطبیقی، ضمن تقریر و تبیین دقیق دیدگاه ملّاصدرا و انتقادات علّامه طباطبائی، کاستی های موجود در آراء علّامه طباطبائی را نشان دهد.
۴۳۱.

واکاوی مقومات علم شناختی دانش آینده پژوهی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
گسترش رویکرد آینده پژوهی اسلامی و ظهور دیدگاه ها و نظریات متعدد در این زمینه، این دغدغه را ایجاد می کند که آینده پژوهی اسلامی چنانچه بخواهد به مثابه یک دانش اجتماعی روشمند، متکفل تصویرپردازی از آینده مبتنی بر فرهنگ اسلامی و بومی باشد، باید بر اساس ضوابط و معیارهای علم شناسی سامان یابد. این پژوهش مبتنی بر روش مطالعه اسنادی، مرور سیستماتیک و توصیف و تحلیل دیدگاه ها و آثار صاحب نظران حوزه آینده پژوهی اسلامی، بر اساس دو مبنای «علم شناسی منطقی» و «رئوس ثمانیه» و با الهام از چارچوب شناختی هنجاری سورل، به تطبیق و نسبت سنجی دیدگاه ها و آثار مذکور با معیارهای معرفی شده در این دو سنت علم شناسی مسلمین پرداخته است. بر این اساس آینده پژوهی اسلامی چنانچه بخواهد به مثابه یک دانش معرفی شود باید دربردارنده هیئتی جامع و منسجم از بنیان های فلسفی، مبادی تصدیقی و اصول موضوعه، تعریف و ماهیت، موضوع، مسائل اصلی، غرض، روش شناسی و روش باشد. یافته های حاصل از مرور آثار حوزه آینده پژوهی اسلامی نشان می دهد که علی رغم وجود دیدگاه های مختلف، هر یک از این آثار به نحوی بر برخی از معیارهای علم شناسی منطبق بوده و بنیان ، موضوع، غایت، نظام دانایی، نظام گرایشی و روش شناسی واحدی بر این آثار حاکم است. وجود چنین ویژگی هایی در مطالعات آینده پژوهی اسلامی، تصویری نسبتاً منسجم از یک حوزه دانشی را در مرحله پیشادانش نشان می دهد.
۴۳۲.

رابطه عواطف و ظرفیت اخلاقی در فناوری های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۰
فناوری های هوش مصنوعی، در مقایسه با مصنوعات پیشین دارای قابلیت هایی جدید هستند که مسائل اخلاقی متفاوتی را مطرح می کند. از جمله این مسائل، بحث درباره عاملیت اخلاقی هوش مصنوعی است. مسئله عاملیت اخلاقی مصنوعی، پرسش های نظری و عملیاتی مختلفی را مطرح می سازد؛ مانند این که شروط لازم و کافی برای عاملیت اخلاقی چیست، چطور می توان برقراری این شروط را در مصنوعات بررسی کرد، عاملیت اخلاقی دارای چه سطوح و درجاتی است و هر سطح از عاملیت اخلاقی برای واگذاری چه نوع وظایفی مناسب است. یکی از موضوعات پرتکرار در بحث حول عاملیت اخلاقی مصنوعی، عواطف است. فیلسوفان مختلفی به عواطف به عنوان عاملی اشاره کرده اند که در وجود یا عدم و میزان ظرفیت اخلاقی مصنوعات مدخلیت دارد. در این مقاله به رابطه میان عواطف و ظرفیت اخلاقی هوش مصنوعی خواهیم پرداخت. پرسش اصلی این است که عواطف در ارتقاء ظرفیت اخلاقی فناوری های هوش مصنوعی نقشی مثبت دارند یا منفی؟ چهار استدلال از جانب موافقین نقش مثبت عواطف در ظرفیت اخلاقی استخراج و صورت بندی می شود که شامل استدلال از طریق «حساسیت اخلاقی»، «عقلانیت محدود»، «برآورد خطر» و «مجازات پذیری» می شود. همچنین چهار استدلال از جانب مخالفین نقش مثبت عواطف در ظرفیت اخلاقی هوش مصنوعی ارائه می شود که شامل استدلال از طریق «ربایش عاطفی»، «سراب عواطف»، «پارادوکس انسان انگاری و انسانیت زدایی همزمان» و «مهارت زدایی اخلاقی» است. در نهایت، با شفاف سازی نقاط نزاع دو طرف بحث، دیدگاه های فوق مورد تحلیل قرار گرفته و چالش های اخلاقی پیاده سازی عواطف در هوش مصنوعی شرح داده می شود. 
۴۳۳.

هستی شناسی و روش شناسی «تاریخ مفهومی» و کاربست آن در میان پژوهشگران داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۴
در مقیاس شتاب دگرگونی در علوم انسانی، «تاریخ مفهومی»، که در دهه 1970 ظهور کرده است، یک حوزه مطالعاتی نسبتاً نوین است و اگرچه چیزی بیشتر از نوعی روش است اما به سختی می توان آن را رشته ای مستقل خواند. در تاریخ مفهومی کوشش این است که گستره مفاهیم از حوزه مطالعاتی مستقلی برخوردار باشند، همان طور که می توانیم از تاریخ اجتماعی، تاریخ سیاسی یا تاریخ اقتصادی سخن بگوییم. صحبت از هستی شناسی و روش شناسی تاریخ مفهومی هنوز هم از مسائل مطرح در مطالعات تاریخی است. در نوشتار حاضر می کوشم حدود هستی شناسی و روش شناسی تاریخ مفهومی را ترسیم کنم و این کار را در دو گام به انجام می رسانم. در گام اول ابعاد هستی شناختی و روش شناختی نظریه را معرفی می کنم. سپس در گام دوم کاربست این نظریه را در شماری از مقالات پژوهشگران داخلی، به صورتِ انتقادی، بررسی می کنم. این بررسی انتقادی گویای آن است که، در میان پژوهشگران داخلی، چهار مشکل اساسی در فهم و کاربست تاریخ مفهومی وجود دارد.
۴۳۴.

بازخوانی عدالت خاص: تفسیر و ارزیابی آکوئیناس از عدالت ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۷
عدالت خاص، فضیلتی است که بر روابط و تعاملات ما با افراد جامعه حاکم بوده و برخلاف عدالت عام، نه ما را به سوی خیر مشترک، بلکه به خیر همسایگان، همکاران و دیگر افرادی که به طور مداوم با آن ها در ارتباط هستیم، هدایت می کند. توماس آکوئیناس دو نوع عدالت خاص را معرفی می کند: عدالت توزیعی و عدالت مبادله ای. عدالت مبادله ای نیز به دو بخش تقسیم می شود: عدالت تأدیبی (اصلاحی)و عدالت متقابلی (تناسبی). عدالت توزیعی به نحوه توزیع منصفانه خیرات و مسئولیت های جمعی، مانند افتخارات و شایستگی ها، می پردازد. این عدالت تضمین می کند که این منابع و وظایف به طور عادلانه میان افراد توزیع شوند. در مقابل، عدالت مبادله ای بر اطمینان از رعایت انصاف در خریدوفروش، کسب وکار و مسائل کیفری و جزائی تمرکز دارد. هر دو نوع عدالت (توزیعی و مبادله ای) زمانی تحقق می یابند که برابری میان افراد حفظ شود؛ یعنی هر شخص به حق خود برسد یا دین او ادا شود. آکوئیناس حاکمان سیاسی را عاملان اصلی تحقق عدالت توزیعی می داند و معتقد است که عدالت توزیعی زیربنای عدالت مبادله ای است و بر آن اولویت دارد.
۴۳۵.

بررسی معضل اخلاقی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر مسئله فلسفی معنای زندگی با تأکید بر جایگاه روابط عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۲
این مقاله به بررسی معضل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده از منظر فلسفی معنای زندگی می پردازد. ابتدا با تکیه بر آرای تامس نیگل و سوزان ولف، تحلیل دقیقی از مسأله ی فلسفی معنای زندگی و نسبت آن با روابط عاطفی ارائه می شود. سپس با مرور ادبیات تخصصی اخلاق هوش مصنوعی، به ویژه در حوزه ی روابط انسان-ربات، چارچوبی برای تحلیل اخلاقی توسعه ی هوش مصنوعی عاطفی شده ترسیم می گردد. استدلال اصلی مقاله بر این پایه استوار است که روابط عاطفی، به ویژه عشق، یکی از منابع بنیادین معناداری زندگی انسان اند و ورود هوش مصنوعی عاطفی شده به این حوزه، با تضعیف این منبع و تهدید معناداری زندگی انسان همراه است. این استدلال با بهره گیری از رویکرد گسترش یافته ی اخلاق فناوری، بر این تأکید می ورزد که هوش مصنوعی به عنوان رقیبی برای محبت ورزیدن انسان ها در جامعه عمل می کند و از این طریق، دسترسی ما به محبت ورزیدن را محدود می سازد. در ادامه و پس از صورت بندی این استدلال، به انتقادهای احتمالی وارد بر آن پاسخ داده می شود. در نتیجه گیری، مقاله نشان می دهد که هوش مصنوعی عاطفی شده، از این نظر دارای ملاحظات اخلاقی جدی است که بدون مراعات آن ها، توسعه ی آن از منظر اخلاقی موجه نیست.
۴۳۶.

تحلیل انتقادی جبری بودن منشأ اراده از دیدگاه علامه جعفری (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۳
جبر و اختیار یکی از موضوعات دراز دامن در تاریخ تفکر بشر است. برای حل مسئله اختیار انسان، اراده به عنوان یکی از مبانی اصلی فعل اختیاری موردتوجه فلاسفه بوده است. فلاسفه ای همچون ابن سینا و ملاصدرا با رد تسلسل در مبانی فعل اختیاری، اراده را از مبانی فعل اختیاری و از اموری می دانند که خود مضطر و مجبور است و بااین حال انسان را به سبب داشتن اراده ولو اراده ای مضطر، مختار می دانند. علامه جعفری ازجمله متفکرینی است که با دقت های روانشناسی و انسان شناسی خود، با تفکیک امور ارادی و انواع اراده های انسان، عامل مهم و اصلی در اراده را تسلط «من» یا «ذات انسان» دانسته است. مشکل مضطر بودن اراده انسان در تحلیل های علامه جعفری و بیان نقش من یا ذات انسان در حصول اراده، به نحو مطلوبی تبیین شده است، من یا ذات انسانی با افزایش علم و آگاهی، قدرت و تسلط بیشتری یافته، درنتیجه تأثیر عوامل جبری کم و عاملیتِ انسان در افعال بیشتر خواهد شد. همچنین در نگاهی دیگر، ایشان با طرح حیات معقول برای انسان، خواستنِ انسان را در سطحی فراتر از خواهش های طبیعی و جبری و در سایه عقلانیت و وجدان قرار می دهد که می تواند بعد جدیدی از اختیار را برای انسان مطرح کند.
۴۳۷.

Hegel: Radical Materialist or Radical Mystic?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۴
A Hegel has been subjected to a variety of incompatible interpretations in recent times, from absolute idealism to realism, from pro-metaphysical to sans metaphysical. One of the more eccentric Hegelian thinkers is Slavoj Žižek, who believes that Hegel must be read as a radical materialist to clear the path to true human liberation. Žižek’s highly controversial interpretations of Hegel have gained a celebrity level of exposure and popularity and are mixed with Freudian-Lacanian psychoanalytic themes and post-Marxist anti-capitalist political-social ruminations. This paper will traverse themes in Hegel’s early religious writings through to the Phenomenology of Spirit to critically assess Žižek’s claims. It will support his assertion that Hegel was not an absolute idealist but will reject the claim that Hegel was a materialist. Not only was Hegel strongly opposed to materialism and rejected its most basic assumptions, but his dialectic evolves beyond this into a form of radical mysticism. Hegel considered naïve traditional empiricism, rationalism, and mysticism to be unfit for a new urban landscape in which science and technology were flourishing at an accelerating rate. He also wanted to defend philosophy and religion as independent fields which addressed truth, higher reality, and the greatest consciousness that the human mind could reach in the journey to surpassing its limitations.
۴۳۸.

برساختِ خدا و همانیِ اگزیستانسیال تفسیری از جایگاه امر الوهی در هستی شناسیِ بنیادین و ضرورتِ گشتِ هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
در این نوشتار می کوشم نشان دهم که برساختِ خدا در اندیشه هایدگر به چه معناست، چه نسبتی با ساختارِ هستی شناسیِ بنیادین دارد، از چه جهت، با توجه به مدعای اصلیِ هایدگر در نقدِ متافیزیک به مثابه هستی خداشناسی، به شکست و نقضِ غرض می انجامد و گشتِ فکریِ او را ضروری و توجیه پذیر می سازد. پژوهش در سه گام پیش می رود: نخست، تفسیرِ نقدِ هایدگر به برساختِ متافیزیکیِ خدا به مثابه حضور تام، چنانکه ذیل آن، ساختارِ خودارجاع و رفلکتیوِ حضور، همانی وجود و عقل را به یکسانیِ این دو تحویل می برد. بدین معنا که به جای گشودگیِ متقابلِ وجود و عقل به یکدیگر، به منزله آشکارگی و آشکارسازی، وجود، همان خودروی آوری و خودارجاعیِ عقل فهمیده می شود. دوم، تفسیر برساختِ خدا بر پایه زمانمندی، چنانکه ذیلِ تلقیِ هایدگرِ پیش ازگشت از جایگاه زمانمندی به مثابه روشنگاه و خاستگاه هستی شناسی طرح شده است. هایدگر با قائل شدن به همانیِ اگزیستانسیال در وحدتِ ساختاریِ اگزیستانسِ دازاین به مثابه زمانمندی، خود را همچنان گرفتار الگوی رفلکتیوِ حضورِ محض می سازد و به همین رو، برساختِ خدا برای او، اعتبار و معنایی منحصر در قلمروِ ایمان دارد و نه فلسفه. در بخش سوم، وجه شکستِ همانیِ اگزیستانسیال و ضرورتِ فرارویِ هایدگرِ پساگشت از خاستگاه دانستنِ زمانمندی به سوی تقدمِ روشنگاه بر دازاین و تحول در فهم او از الوهیت تبیین می شود.
۴۳۹.

فلسفه دین کیکرو

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
آن چه در ادامه می بینید ترجمه مدخلی درباره فلسفه دین کیکرو (Cicero) است. کیکرو فیلسوف و دولتمرد رومی است که در سال 43 پیش از میلاد کشته شد. پرداختن به آثار الهیاتی کیکرو از دو جهت حائز اهمیت است: (1) کیکرو یکی از شخصیت های کلیدی برای انتقال اندیشه های هلنیستی به ما است. به طور خاص، کیکرو در رساله درباره طبیعت خدایان گفتگویی سه جانبه را میان یک رواقی، یک اپیکوری و یک شکاک آکادمی به نمایش می گذارد که بازتاب خیره کننده ای از اندیشه های غنی و متکثر دوران هلنیستی است. (2) شخص کیکرو الگویی پیچیده از موضع گیری در باب مسائل الهیاتی را به کار می بندد. او از یک سو با باورهای دینی عموم مردم روم سر ستیز ندارد، و از سوی دیگر موضعی شکاکانه را در قبال باورهای دینی اتخاذ می کند. این رفتار دوگانه بازتابی از شرایط فردی و اجتماعی کیکرو است. کیکرو دین را زیر سوال نمی برد چون اولا به عنوان سیاستمداری صاحب نفوذ این امکان را ندارد که به جنگ باورهای دینی مردم برود، و ثانیا از لحاظ معرفتی نیز دین را واجد نوعی عقلانیت می داند. اما موضعی شکاکانه را در قبال دین اتخاذ می کند زیرا فضای نخبگانی در دوران او باور جزم اندیشانه به باورهای دینی سنتی را برنمی تابد و خود کیکرو در میان نحله های فکری قرابت خاصی با شکاکان دارد.
۴۴۰.

رابطه سواد رسانه ای معلمان و گرایش به نوآوری آموزشی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی مجازی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سواد رسانه ای معلمان و گرایش به نوآوری آموزشی با تأکید بر نقش میانجی سرمایه اجتماعی مجازی انجام شد. در عصر دیجیتال، مهارت های رسانه ای معلمان به عنوان یکی از عوامل کلیدی توانمندسازی آموزشی و توسعه نوآوری شناخته می شود؛ بااین حال، تأثیر سرمایه اجتماعی مجازی بر این رابطه کمتر به طور جامع مطالعه شده است. روش کار: مطالعه حاضر از نوع پیمایشی-توصیفی و میدانی بود و داده ها از ۲۹۱ معلم دوره متوسطه شهر تهران با استفاده از پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته گردآوری شد. ابزارها پس از تأیید روایی و پایایی، داده های مربوط به سه متغیر اصلی را در طیف لیکرت پنج درجه ای سنجیدند. نتایج: تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد سواد رسانه ای معلمان هم به طور مستقیم (β=0.669) و هم از طریق سرمایه اجتماعی مجازی (اثر غیرمستقیم=0.203) به طور معناداری گرایش به نوآوری آموزشی را افزایش می دهد. همبستگی بالا بین متغیرها و شاخص های پایایی و روایی مطلوب، استحکام مدل مفهومی پژوهش را تأیید کرد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد توسعه شایستگی های رسانه ای و ایجاد بسترهای تعامل آنلاین می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در ارتقای رفتارهای نوآورانه معلمان مورد توجه سیاست گذاران آموزشی قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان