ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۴۶۱.

بررسی انتقادی رابطه باور و فعل در آرای کلیفورد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۸
رابطه باور و فعل یکی از مسائل مهم در معرفت شناسی است. کلیفورد باور را از فعلِ ناشی از باور تفکیک میکند و رابطه بین باور و فعل را یک رابطه قطعی و حتمی می داند. او باورها را به مثابه یک شبکه می داند که باورهای هر فرد، روی سایر باورهای او و همچنین روی باورهای سایر افراد جامعه تاثیر می گذارد. همچنین کلیفورد از آثار فردی و اجتماعی باور سخن می گوید و همه اینها دال بر این هستند که از دیدگاه او، باورها بر افعال تاثیر قطعی و حتمی دارند. برای این تاثیر، سه فرض تاثیر مستقیم، غیرمستقیم و تاثیر شبکه باورها بر فعل قابل مطرح است. این دیدگاه کلیفورد در کنار نقاط قوتی که دارد، قابل نقد است و از آن جمله اینکه، او نگاه افراطی و حتمی بر تاثیر باور بر فعل دارد و این در حالی است که مثال های نقضی در تجربه زیسته ما وجود دارد. او به اشکالات مطرح شده از سوی برون گرایان درباره نقش میل در کنار باور پاسخ نمی دهد. او قائل به اراده گرایی مستقیم دستوری است و این دیدگاه مورد خدشه و نقدهای فراوان قرار گرفته است. همچنین او به سایر عوامل موثر بر باور همچون عواطف، هیجانات، احساسات، طرحواره ها، فراشناخت و انگاره ها بی توجه بوده است و نقشی برای تاثیر جهان بینی فرد بر باورها و ضعف اراده قائل نمی شود.
۴۶۲.

خاستگاه و ساختار عقلانیت ابزاری و نقد آن از منظر فلسفه، اقتصاد و جامعه شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف اصلی این پژوهش بررسی خاستگاه و ساختار عقلانیت ابزاری و همچنین نقد آن از چشم انداز فلسفه،اقتصاد و جامعه شناسی است.فرضیه اصلی پژوهش این است که عقلانیت ابزاری از دل ساختار و الگوی شناسایی عقل به مثابه ابزار شناخت حقیقت پدید آمده و دچار دگردیسی در علوم مختلف شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عقلانیت ابزاری به مثابه وسیله شناخت در فلسفه، اقتصاد و جامعه شناسی بر پایه ساختار دوگانه گرای ذهن و از دل ثنویت هایی چون معقول/محسوس، سوژه/ابژه،عقل/تجربه ،هدف/وسیله، طبیعی/مصنوعی پدیدار گشته است و از عصر روشنگری با تمرکز بر ثنویت وسیله/هدف، برمبنای جنبه عقلانی وسایل(گزینش بهترین ابزار حداکثر سازنده مطلوبیت) و غیرعقلانی هدف(امیال و ارزشها) تداوم یافت. .با این وجود در پی جنبش های فکری نوینی که در علوم اقتصاد، جامعه شناسی، فلسفه ، عصب شناسی ، محیط زیست و علوم کامپیوتری رخ داده است، عقلانیت ابزاری و مبانی ساختاری آن مورد انتقادهای فراوانی شده است و گرایش به سمت نفی ابزارگرایی انسان و خردستیزی نمود بیشتری دارد. برآیند مشترک این نقدها بر نفی سوژه باوری، سلطه ابزاری، فردگرایی انحصاری ،کامل-پنداری عقلانیت و لزوم توجه به یکپارچگی انسان با طبیعت ،نفی برتری و استیلای انسان، تعامل و برهمکنش انسان با محیط پیرامونی حکایت دارد.
۴۶۳.

رابطه ی شکاف بین نسلی و فضای مجازی با میل به خودکشی در دانش آموزان متوسطه دوم شهر اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رابطه ی شکاف بین نسلی و فضای مجازی با میل به خودکشی در دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر اصفهان انجام شد. روش کار: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان متوسطه ی دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403 -1404می باشد. نمونه پژوهش به حجم 142 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. در پژوهش حاضر به منظور بررسی متغیرهای پژوهش از مقیاس های شکاف بین نسلی نبوی، دنیای مجازی لی، گرایش به خودکشی بک استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین شکاف بین نسلی، فضای مجازی و میل به خودکشی رابطه معناداری وجود دارد، شکاف بین نسلی قادر به پیش بینی میل به خودکشی می باشد، فضای مجازی پیش بینی کننده معنی دارد. برای میل به خودکشی است. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که افزایش فاصله عاطفی و ارتباطی بین نسل ها و همچنین استفاده نادرست یا افراطی از فضای مجازی می تواند احتمال بروز افکار خودکشی را در دانش آموزان بیشتر کند.
۴۶۴.

جایگاه نماد و اسطوره در انسان شناسی فلسفی پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۰
پرسش درباره چیستی و اهمیت نماد و اسطوره همواره از بنیادی ترین و در عین حال چالش برانگیزترین مباحث در تاریخ فلسفه بوده است. از روزگار یونان باستان تا دوران معاصر، فیلسوفان رویکردهای گوناگونی را در تبیین کارکرد و معنای این دو مقوله عرضه کرده اند. در این میان، پل ریکور از برجسته ترین متفکرانی است که در نخستین دوره اندیشه خود با رویکردی هرمنوتیکی به تحلیل نسبت میان نماد، اسطوره و انسان شناسی فلسفی پرداخت. ریکور در این مرحله، طرحی از یک انسان شناسی فلسفی را بنا نهاد و در آن، ضمن دفاع از معناداری نظام های نمادین، نمادها و اسطوره ها را به منزله بستری مناسب برای انسان شناسی تلقی کرد. از دید او، تجربه بشر در مواجهه با شرّ، تجربه ای بنیادین و آشکارکننده مخمصه ای وجودی است؛ تجربه ای که در قالب نمادهای اعتراف تجلی یافته است. بنابراین، با بازیابی و تفسیر معانی نهفته در نمادهای اعتراف می توان به اهداف انسان شناسانه دست یافت. ریکور در تحلیل خود از سه نماد اعترافِ آلودگی، گناه شرعی و گناه اخلاقی نوعی سیر سوبژکتیو را بازمی شناسد که طی آن، شر به تدریج درونی می شود و انسان سنگینی آن را بر وجدان خویش احساس می کند. افزون بر این، به باور وی، چون اسطوره بُعدی روایی به نماد می بخشد، این سه نماد اعتراف در چهار نوع اسطوره «آفرینش بابلی»، «نگاه تراژیک به وجود»، «روح تبعیدی» و «اسطوره آدم» روایت شده اند.
۴۶۵.

تحلیل چالش های وجودی در چارچوب ارتباطات چهارگانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۴
چالش های وجودی از اساسی ترین دغدغه های انسانی به شمار می روند که از مواجهه فرد با پرسش های بنیادین درباره معنا، هدف، آزادی، تنهایی و مرگ نشأت می گیرند. این چالش ها برخلاف مشکلات روزمره، به ابعاد فلسفی و بنیادین تجربه زیسته مرتبط بوده و در تمام جنبه های زندگی انسان تأثیرگذارند. به منظور دستیابی به درکی جامع و نظام مند از این چالش ها، این پژوهش با روش سنتزپژوهی به شناسایی و طبقه بندی مؤلفه های مختلف چالش های وجودی پرداخته و چارچوب تحلیلِ مبتنی بر ارتباطات چهارگانه انسان را به عنوان رویکردی نوین معرفی می کند. این چارچوب با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون وجودی انسان (ابعاد فردی: خودشناسی و درون نگری و ابعاد اجتماعی: روابط انسانی، معنویت و طبیعت) و تعاملات میان این ابعاد، به درک واقع بینانه و عمیق تر از چالش های وجودی و ارائه راهکارهای مؤثرتر برای مواجهه با آن ها کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که ریشه بسیاری از بحران های وجودی در ارتباط انسان با خود به عنوان نخستین منبع ادراک و شناخت نهفته است و این بحران ها در سایر ارتباطات او نیز بازتاب می یابند. همچنین، هر یک از چالش های وجودی در چهار نوع ارتباط، قابل ردیابی بوده و کیفیت این ارتباطات به طور مستقیم در تشدید یا کاهش دلواپسی های وجودی مؤثر است. استفاده از چارچوب تحلیل ارتباطات چهارگانه به شناسایی دقیق تر منشأ مشکلات وجودی در افراد کمک کرده و امکان بررسی عمیق تری از اختلالات ارتباطی به عنوان عوامل زمینه ساز این چالش ها را فراهم می آورد. این رویکرد تحلیلی، زمینه را برای تدوین مداخلات و راهبردهای مؤثرتر در مواجهه با چالش های وجودی مهیا می سازد و به بهبود کیفیت زندگی و رشد وجودی انسان کمک می کند.
۴۶۶.

اسپینوزا و انقلاب متافیزیکیِ رهایی از تعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۷
در این مقاله تلاش کرده ایم تا با تکیه بر نحله متفکران نواسپینوزایی معاصر، این ایده را مطرح کنیم که می توان اسپینوزا را یگانه پیشگام در واژگونی هژمونی متافیزیک غرب، نسبت به اخلافی همچون نیچه و هایدگر قلمداد کرد. این ادعا را در پرتو امکاناتی که فلسفه او پیش روی ما نهاده است و همچنین، انقلابی که در سنت متافیزیک رقم زده است، به میان آورده ایم. به یک معنا، او نجات بخش فلسفه بوده است و با طرح متافیزیکِ درون ماندگار، ادامه حیات فلسفه در مسیری جدید را ممکن کرده است. نقطه عزیمتمان را با اشاراتی کوتاه از تأثیر فلسفه او بر متفکراِن پس از خود و تضارب آرای ایشان آغاز می کنیم و در ادامه، از رهگذر بررسی برخی از مضامین فلسفه او در قالب سه گانه های متناظر، پرسش هایی را مطرح می کنیم که از دروازه متافیزیک درون ماندگار اسپینوزا سر بر می آورند و تلاش می کنیم نشان دهیم چرا و چگونه فلسفه او پس از گذر چند قرن، همچنان معاصر با زیست جهان ما جلوه می کند؛ فلسفه ای که پیوسته در حال نوزایی امکان هایی بدیع برای ساحت فلسفه است.
۴۶۷.

بررسی تأثیر تجرد نفس وعلم، بر تاریخمندی فهم، از طریق تحلیل مراتب ادراک با تأکید بر نظرات علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
مقاله حاضر به بررسی تعامل میان نظریه تاریخمندی فهم در هرمنوتیک فلسفی و تأثیر تجرد روح برآن می پردازد. هرمنوتیک فلسفی، با تأکید بر پدیدارشناسی، انسان و تمام ابعاد وجودی او، من جمله فهم را زمانی و تاریخی می داند. در مقابل فلاسفه اسلامی بر بعد مجرد انسان و تجرد علم تأکید دارند، و ادراک انسانی را فعلی از قوای نفس می دانند. این پژوهش با تحلیل مراتب ادراک و نقش جسم و روح در هر یک از مراتب، به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا تجرد نفس و روح، ناقض نظریه تاریخمندی فهم است و این نظریه بدون در نظرگرفتن بعد مجرد انسان بنا نهاده شده است یا خیر؟ پاسخ به این سوال از طریق واکاوی مراتب ادراک به روش تحلیلی توصیفی مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد اگرچه تجرد نفس، با مبنای پدیدارشناسی در تاریخمندی فهم سازگار نیست، اما نظریه تاریخمندی به طور کامل با تجرد روح ناسازگار نیست. در برخی موارد مانند ادراکات حضوری و تصدیقات بدیهی، و بازادراک شده، تاریخمندی منتفی است و در چارچوب نظریه بازگشت علوم حصولی به حضوریِ علامه طباطبایی، تاریخمندی ادراکات حصولی، در مرتبه ادراک حضوری منتفی است. از این رو تجرد روح، ناقض ذاتی بودن تاریخمندی در فهم است
۴۶۸.

پیامد ذهن شناسی کانت با تکیه بر نظریه مطابقت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
در عصر جدید پرداختن به مسائل معرفت شناسی در کانون توجه قرارداشت. برای کانت نیز معرفت شناسی دغدغه اصلی بود اما تمایز کانت در پرداختن به مسائل معرفت شناختی نسبت به گذشتگان در این نکته قرار دارد که او قبل از ارائه نظریه معرفتی خود، شناخت ذهن و ساختار عملکرد آن را در الویت قرار می دهد. آنچه کانت را درباره ذهن و شناخت آن متمایز می سازد نظریه ای است که از آن به عنوان انقلاب کپرنیکی یاد می شود. بر اساس این نظریه جای ذهن و عین عوض می شود و ذهن به عنوان عامل معرفت، بر روی عین تاثیر می گذارد. مساله محوری پژوهش حاضر، پرداختن به این چالش است که آیا کانت بواسطه انقلاب کپرنیکی خود در ذهن شناسی در چهارچوب فضای معرفتی عصر مدرن که به دنبال نشان دادن ساز و کار امکان معرفت با تکیه بر «باور صادق موجه» بودند چه خدمتی به این دغدغه محوری عصر جدید نموده است. در این پژوهش هدف، بررسی مساله یاد شده با روش توصیفی – تحلیلی است. نویسنده با رویکرد انتقادی و با محور قرار دادن آثار کانت به این نتیجه رسیده است که ذهن شناسی کانت به دغدغه معرفتی عصر جدید و امکان معرفت بر اساس نظریه مطابقت که از عصر افلاطون تا قرن بیستم در معرفت شناسی رایج بوده است خدمتی نکرده است و بلکه دچار نوعی ناسازگاری درونی می گردد و از جهتی منجر به دست کشیدن از میل ذاتی انسان در شوق به دانستن و نادیده انگاشتن آن می گردد.
۴۶۹.

تحلیل و نقد رویکرد طبیعت گرایانه فرضیه تکامل انواع داروین در تقابل با برهان نظم بر اساس حرکت جوهری ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
فرضیه تکامل داورین و چالش های مرتبط با آن از موضوعات مهم کلام جدید به شمار می ایند . بر اساس این فرضیه همه موجودات، تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی ،از یک یا چند نوع ساده به اشکال متنوعی تبدیل شده اند و با حرکت تدریجی ،به صورت کامل تری درامده اند .یکی از چالش های این فرضیه، انکار ه ر گون ه غایتمن دی در عالم طبیعت است. به دیگر سخن این فرضیه تقریرهای مرسوم از برهان نظم را متزلزل می کند و باعث نفی نظم ثابت و سلسله مراتبی عالم می شود و با تدبیر و قصد و هدف عالم مبارزه می کند . این پژوهش با روش توصیفی وتحلیلی وانتقادی ضمن توصیف فرضیه تکامل وبرهان نظم، بر اساس مبانی هستی شناسی حکمت متعالیه مانند حرکت جوهری وحرکت اشتدادی جوهری به نقد این چالش می پردازد. ملاصدرا بر اساس مفهوم حرکت جوهری، با اثبات نیازمندی جهان در اصل وجودش به خالق،نشان می دهد که ذات همه موجودات در حال تغییر دائمی بوده و همه موجودات از درون ونهان خود به سوی کمال مطلق در حرکتند .بنابراین هرچند عوامل زیست محیطی به صورت علل زمینه ای درتکامل موجودات تاثیر دارند، اما نظم پدیده ها ،معلول علت فاعلی و غایی آنها است. نتیجه ان که ،موجودات علاوه بر این که مخلوق خداوند هستند در هر لحظه نیازمند آن ذات متعال نیز می باشند و تمام امور هستی از قوانین حاکم بر آن تا فعل و انفعالات موجودات همه به قدرت الهی انجام می پذیرد و خداوند غایت همه موجودات است .
۴۷۰.

بررسی اعتبار آزمایش های فکری به عنوانِ روش فلسفه ورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
آزمایش های فکری در فلسفه معاصر کاربردهای مختلفی (معرفتی، توصیفی، اکتشافی) داشته اند. استفاده معرفتی از آن ها با هدف دریافت شهودهایی ست که قضاوت های ناشی از آن ها به عنوانِ شواهد در مقدمات استدلال های فلسفی به کار روند. موافقان استفاده از چنین آزمایش هایی به تشابه قضاوت های ناشی از آن ها با قضاوت های روزمره و، درنتیجه، اعتبار یکسان این دو نوع قضاوت اشاره دارند. استدلال اصلی آن ها در این مورد دفاع همسانی است که، مطابق آن، استدلال می کنند که قضاوت های آزمایش های فکری ظرفیت روان شناختی یکسانی با قضاوت های روزمره دارند. از سمت دیگر، مخالفان اغلب از غیرقابل اتکابودن این نوع از شهودها سخن می گویند و تلاش می کنند نشان دهند که این دو نوع قضاوت، اولاً، یکسان نیستند و، ثانیاً، حتی با پذیرش همسانی آن ها، درخصوصِ اعتبارِ خودِ قضاوت های روزمره نیز باید محتاط بود. در اینجا قصد دارم، با دسته بندیِ انواع اعتراضات به به کارگیری آزمایش های فکری و دفاع هایی که از چنین آزمایش هایی صورت گرفته است، به آن دسته از اعتراض هایی بپردازم که کاربرد معرفتی شهودهای به دست آمده را زیر سؤال می برند. قصدم آن است که، پس از معرفی این اعتراض ها، استدلال کنم که حتی اگر فرض کنیم که برخی انتقادات واردند، کنارگذاشتنِ این روش به دقیق تر شدن نتایج استدلال ها کمکی نخواهد کرد و، درنهایت، در بخشی از مسیر فلسفه ورزی ناچاریم از آزمایش های فکری استفاده کنیم و بر شهود تکیه داشته باشیم.
۴۷۱.

Revisiting Truth, Ethics, and Evil in the Meeting Points of Badiou’s Philosophy and Lacanian Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۶۷
Truth, ethics, and Evil are significant concepts for philosophy and Alain Badiou attempted to approach them with a new perspective. However, he reconsidered these concepts in engagement with Lacanian psychoanalysis. This study aims to shed light more on Badiou’s ideas of situation, knowledge, event, void, truth, Evil, and ethics, with a focus on meeting points with Lacanian terms and theory. The first six terms are examined concerning Lacanian theory of four Discourses in order to represent how truth changes a situation and frameworks of knowledge through the appearance of the event and in what way a philosopher or analyst can approach them through truth-procedures. On the other hand, Badiou elaborates on Evil with respect to ethics and truth. This study also introduces neurosis, pervert, and psychosis as structures to analyze Evil since they might be involved in it as simulacrum, betrayal, and disaster, respectively. Ultimately, this exploration contributes to a deeper understanding of the complexities of truth, ethics, and Evil, emphasizing the need for critical inquiry and ethical reflection in navigating the challenges of a situation and knowledge.
۴۷۲.

اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش درونی پیشرفت تحصیلی بر اساس داستان های فلسفی و عرفانی: بررسی فرضیه مک کللند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
عمده پژوهشها بر سنجش اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان (فبک) در ایران فارغ از نوع داستان تاکید دارند. مک کللند، نوع داستانهای کودکان را شاخصی برای پیشرفت معرفی کرد. هدف پژوهش حاضر، آزمون فرضیه مک کللند در خصوص تاثیر نوع داستان بر انگیزش پیشرفت تحصیلی کودکان بود. به همین منظور، دو مطالعه صورت گرفت. در مطالعه اول، اثربخشی حلقه کندوکاو بر اساس داستانهای فلسفی مورد بررسی قرار گرفت و در مطالعه دوم، اثربخشی حلقه کندوکاو بر اساس داستانهای عرفانی. روش پژوهش، شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. به گروه آزمایش طی 10 جلسه 120 دقیقه ای بسته آموزش فلسفه برای کودکان ارائه شد؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. مقیاس انگیزش درونی پیشرفت تحصیلی که توسط ویگ فیلد و کامبریا برای دوره ابتدایی طراحی شده بود به عنوان ابزار استفاده شد. آزمودنی ها شامل دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس(آنکوا) انجام شد. یافته ها نشان دادند که حلقه کندوکاو داستانهای فلسفی ( ) به نسبت داستانهای عرفانی ( ) تاثیر معناداری بر انگیزش پیشرفت درونی تحصیلی کودکان داشت. نتیجه آنکه، فرضیه مک کللند تایید شد و اثربخشی فلسفه برای کودکان تحت تاثیر نوع داستانی است که در حلقه کندو کاو مورد بررسی قرار می گیرد.
۴۷۳.

تحلیل و بررسی امکان تاثیر گذاری محیط بر اخلاق، بر اساس نفس شناسی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
ارتباط نزدیک انسان با محیط و جغرافیای زیستی خویش سبب شده است که این عامل نقشی تعیین کننده در شکل گیری شخصیت و اخلاق او داشته باشد. به همین دلیل، محیط به عنوان یکی از عوامل زمینه ساز کمالات اخلاقی و سعادت انسان محسوب می شود. از طرفی، تمایل ذاتی عقلانی انسان به اخلاقی زیستن، نیازمند پرداختن به تأثیر دستاوردهای فلسفی در نگرش های اخلاقی است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به این مسئله می پردازد که: بر اساس دیدگاه هستی شناسانه ملاصدرا در مبحث جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء ، آیا محیط و جغرافیا بر شکل گیری عقل عملی و بُعد اخلاقی انسان تأثیرگذار است؟ و اگر پاسخ مثبت است، این تبیین و تحلیل چگونه صورت می گیرد؟ از بررسی آثار وی به عنوان نتیجه گیری بحث به دست می آید که ملاصدرا با نگرش هستی شناسانه خود، نفس انسان را منشأ اخلاق می داند و تلقی وجودشناسانه او از جهان و انسان نشان دهنده دستاوردهای متمایز اخلاقی اوست. او زمین خاکی را مبدأ پیدایش نفس انسانی می داند که از مرتبه جمادی به نباتی و سپس به مرحله نفس حیوانی می رسد. بنابراین، بر اساس مبنای جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس، عوامل جغرافیایی بر اخلاق انسان مؤثر هستند. در دیدگاه او، تأثیر محیط بر اخلاق از طریق رابطه نفس و بدن و تحول پذیری نفس از بدن تبیین می شود.
۴۷۴.

نسبت انسان و خدا در فلسفۀ ابن طفیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
بحث نسبت انسان و خدا به مناسبات مختلف میان انسان و خدا از حیث قوس نزول و قوس صعود توجه دارد. پرسش اصلی این است که در قوس نزول چه امکانات و قوایی به انسان داده شده است و در قوس صعود چگونه و با چه طریقی می توان به کمالات انسانی و غایت نهایی انسان دست یافت. ابن طفیل براساس رساله «حی بن یقظان» از شخصیتی باعنوان «حیّ» سخن می گوید و مراتب مختلف زندگی او از مرتبه فردیت و توحدّ و مرتبه اجتماعی شرح می دهد. در این رساله «خدا» به عنوان غایت و سعادت انسان جایگاهی محوری دارد. پرسش اصلی این است که در اندیشه ابن طفیل، رساله یادشده، چه نسبت یا نسبت هایی میان انسان و خدا می توان متصور شد؟ چه راه و یا راه هایی برای تحقق رابطه انسان و خدا وجود دارد؟ و راه برگزیده او کدام است؟ رابطه انسان با خدا دو قسم رابطه فردی و رابطه فردی-اجتماعی است. رابطه فردی ازطریق شباهت انسان به خدا برمبنای «تجرد نفس» شکل می گیرد، و به اتصال و اتحاد با ذات الهی در مرحله «فنا» منتهی می شود، و رابطه فردی-اجتماعی نیز از طریق شریعت برقرار می شود. روش این نوشتار بازخوانی توصیفی-تحلیلی رساله حی بن یقظان است و دستاورد آن تبیین نسبت انسان و خدا از طریق فلسفی است و اینکه نشان داده شود در اندیشه ابن طفیل فلسفه و دین به یک حقیقت واحد می رسند.
۴۷۵.

از ساختار طبیعی تا الگوی اخلاقی: بررسی نقادانه نظریه فضیلت فوت و زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۴
نظریه ی فضیلت، به منزله ی یکی از رویکردهای اصلی در اخلاق هنجاری، در قرن بیستم با آثار فیلسوفانی چون فیلیپا فوت و لیندا زگزبسکی احیا و به بدیلی برای پیامدگرایی و وظیفه گرایی بدل شد. فوت، در چارچوبی که می توان آن را طبیعی گرایی ارسطویی نامید، فضیلت ها را نه ساخته های ذهنی یا قراردادهای اجتماعی بلکه ویژگی هایی آفاقی می داند که در جهت تحقق غایت طبیعی و شکوفایی گونه ی انسانی عمل می کنند. او با ارجاع به مفهوم ضرورت های ارسطویی و نقش عقل عملی، استدلال می کند که داوری های اخلاقی در ساختار طبیعی زندگی انسان ریشه دارند و از شرایطی برمی خیزند که امکان شکوفایی حیات انسانی را فراهم می کنند. در سوی دیگر، زگزبسکی نظریه ای الگومدار و انگیزشی از فضیلت ارائه می کند که بر تجربه ی زیسته ی فاعل اخلاقی، تحسین الگوها و کوشش برای تشبّه به منش آنان متمرکز است. در این چشم انداز داوری اخلاقی نه صرفاً محصول استدلال عقلانی یا تحلیل مفهومی بلکه برآمده از واکنش های عاطفی و شهودهایی اخلاقی است که در مواجهه با الگوهای تحسین برانگیز پدید می آیند و راهنمای عمل اخلاقی می شوند. به رغم این تفاوت ها، امکان تلفیق عناصر اساسی این دو رویکرد وجود دارد. پیوند دادن بنیان های طبیعی و عقلانی نظریه ی فوت با مؤلفه های شهودی و الگومدار زگزبسکی می تواند زمینه ساز شکل گیری چشم اندازی دو سطحی و در اخلاق فضیلت شود که در آن عقل و طبیعت، از یک سو، و شهود و انگیزش، از سوی دیگر، در تبیین و راهبری زندگی اخلاقی نقش اساسی دارند.
۴۷۶.

تطور هستی شناسی حالات ادراکی در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
مباحث معرفت شناسی در سنت فلسفه اسلامی پیش از دوره معاصر مجزا از مباحث مابعدالطبیعی مطرح نشده است و همین امر ضرورت پژوهش و استخراج آراء فیلسوفان اسلامی در مباحث معرفت شناسی و نسبت آن با آراء هستی شناختی ایشان را گوشزد می کند. بر این اساس پژوهش پیش رو با دغدغه ی فهم سیر تطور هستی شناسی حالات ادراکی در سنت فلسفه اسلامی، به بررسی ابعاد مختلف مسئله هستی مندی ادراکات و سیر تحول آن، در آراء سه فیلسوف مکتب ساز، ابن سینا، سهروردی و ملاصدار می پردازد. بدین منظور با قرارگیری تحلیل پدیداری ادراک در چارچوب نظام متافیزیکی فیلسوف تصویر او از مدرِک و مبنای نظام معرفتی اش استنباط می شود. از آنجا که در فلسفه اسلامی، معرفت شناسی مبتنی بر هستی شناسی است، تطور هستی شناسی حالات ادراکی، آنجا رخ می دهد که فیلسوف، اختلافی مبنایی در مبانی هستی مندی و شاخصه های پدیدار ادراک با آراء فیلسوف پیش از خود پیدا می کند و تحول در اصول و شاخصه ها منجر به تحول در تبیین فرایند ادراک و مدرِک می شود. ابن سینا ذات گرا و قائل به ضرورت وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک است. سهروردی با عبور از ذات گرایی و ضرورت وحدت سنخی میان مدرِک و مدرَک، اضافه اشراقیه را مطرح می کند. ملاصدرا با مبانی نوین خود به خوانش تازه ای از ذات گرایی و وحدت سنخی می پردازد. نفس همواره مدرک است، اما تبیین های گوناگون می یابد؛ در نگاه سینوی، نفس به مثابه آینه ای برای تمثل حالات ادراکی است؛ از منظر سهروردی، نفس همچون بصر است و هویتی چشم گونه دارد که به مشاهده عوالم می پردازد. منطبق با آراء صدرالمتالهین، نفس بازآفریننده ای است که به بازسازی جهان بیرون در جهان درون می پردازد.
۴۷۷.

دیالکتیک کلّی و جزئی: شعر در نظر افلاطون و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۳
می دانیم که دیدگاه های افلاطون و ارسطو درباره مسئله کلیّات متفاوت است. به بیان ساده، افلاطون کلیات را در ماورای جهان محسوس جا می داده و ارسطو آنها را در همین جهان می جسته است[1]. یکی از مواضعی که این تفاوت در آن نمایان می شود و فرق های جالب توجهی ایجاد می کند رویکرد این دو به شعر است. افلاطون از اختلافی دیرین میان فیلسوفان و شاعران سخن گفته[2] و شاعر را از آرمان شهر خود تبعید کرده است. ارسطو شعر را آن قدر با فلسفه مرتبط دانسته ا ست که در مدرسه فلسفه اش درباره آن درس بدهد و نمونه های گوناگون آن را تحلیل کند. یکی از عواملی که میان این دو فیلسوف بزرگ این میزان تفاوت را پدید آورده است تفسیر این دو از نسبت شعر با کلیّت و جزئیّت است. این مسئله ای است که در نوشته حاضر بعضی ابعاد آن تحلیل خواهد شد. برای این کار ابتدا نکات و ملاحظاتی کلّی درباره تلقی دو فیلسوف یونانی از شعر مطرح و سپس نسبت نظریه کلیات آنها با این تلقی بررسی می شود [1]. این که منظور افلاطون از کلی یا از مثال (εἶδος) دقیقاً چیست محل اختلاف است. این مسئله لوازمی برای بحث حاضر ندارد، اما به طور کلی توجه به این نکته ضروری است که نظریه عالم مُثُل این متفکر ژرف کاو را نمی توان یک گزارش وجودشناختی ساده انگارانه تلقی کرد، چنان که خود او مثلاً در رساله پارمنیدس تشکیک هایی اساسی درباره کلیات مستقل مطرح کرده است. [2]. Plato (1997). Complete Works, ed. John M. Cooper, Hackett Publishing Company: Republic, 607b.
۴۷۸.

معجزات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
نویسنده در این مقاله در پیِ آن است که با پرداختن به مفهوم معجزه نشان دهد که هیچ مرز مشترکی میان فهم علمی و فهم دینی وجود ندارد و این دو حوزه را باید حوزه های جدا از یکدیگر در نظر بگیریم؛ به این معنا که این دو گونه فهم، در رقابت برای توضیح پدیده هایی یکسان نیستند. او تحلیل مفهوم معجزه را در روشن شدن ماهیت هر دو نوع فهمِ نامبرده بسیار سودمند می داند. او معتقد است که مفهوم معجزه، به معنایی که وی در نظر گرفته است، در بافتی دینی معنا و کاربردی مشروع می یابد و نمی توان آن را با زور وارد حوزه علم کرد و در مورد عجایب و چیزهای خارق العاده و امور توضیح ناپذیری که معجزه آسا می نمایند نیز، که نوعی از محدودیت را بر علم و دعاوی اش وضع می کنند، به نظر نویسنده مشکلی برای علم ایجاد نمی شود. به باور او نباید تصور کرد که با دست یازی به امور و رویدادهای معجزه آسا می توان برای جهان بینی علمی دردسر ایجاد کرد و دانشمندان را وادار به پذیرش و به کارگیریِ مفاهیم دینی نمود. نویسنده نهایتاً می خواهد با پیش نهادنِ استدلال های خود بر پایه تحلیل مفاهیمی گوناگون به این نتیجه برسد که مناقشه ای میان علم و دین در کار نیست، زیرا آن ها مرزی با یکدیگر ندارند.
۴۷۹.

دادرسی استثنایی در جرم سیاسی با نظر به مفهوم اراده کلی در اندیشه روسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
جرم سیاسی یکی از مفاهیم مناقشه برانگیز در حقوق کیفری و فلسفه سیاسی است که در طول تاریخ، با تغییر بنیان های مشروعیت سیاسی، معنایی متفاوت به خود گرفته است. این مقاله با مرور تاریخی تحولات جرم سیاسی از یونان باستان تا دوران معاصر، نشان می دهد که چگونه این مفهوم از نقد نظم حاکم به جرم علیه امنیت و حیثیت اقتدار تبدیل شده است. در ادامه، با رجوع به اندیشه ژان ژاک روسو، به ویژه مفهوم «اراده کلی»، تلاش می شود تا بنیاد فلسفی تازه ای برای فهم و تفکیک جرم سیاسی از جرایم عمومی ارائه گردد. از رهگذر سه تفسیر دموکراتیک، استعلایی و انتقادی از اراده کلی، مقاله تبیین می کند که تنها تفسیر انتقادی می تواند جایگاهی مشروع و ضروری برای مخالف سیاسی قائل شود. در پرتو این دیدگاه، دادرسی استثنایی برای متهمان سیاسی نه تنها موجه، بلکه لازمه تحقق اراده کلی و مشارکت آزادانه در حیات سیاسی جامعه است. در پایان، با ارائه مدل حقوقی مشخصی برای تشخیص جرم سیاسی و ویژگی های دادرسی استثنایی، چارچوبی عملی برای تضمین حق مخالفت سیاسی پیشنهاد می شود.
۴۸۰.

Multiple Temporalities of State-Building and Care in South Korea(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۷۴
State-building in South Korea since liberation in 1945 has seen some successes. However, from a care perspective—considering that women and families bear the primary burden of care responsibilities, the discrimination and disadvantages caregivers face both at home and in the labor market, and the reality that few are willing to engage in marriage, childbirth, or caregiving—it is challenging to evaluate the overall success of state-building in South Korea to date. This article highlights the diverse temporalities that have emerged in modern state-building in South Korea since 1945 and examines how these various temporalities serve as structural constraints on care. Amid the compressed timelines of state-building, I analyze how care is systematically overlooked, silenced, and marginalized; how it is devalued; how it is relegated to women’s and family work; and how caregivers experience discrimination and disadvantages, alongside the ideologies, norms, and socio-economic and political conditions and circumstances that contribute to these issues.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان