مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
۹.
۱۰.
۱۱.
۱۲.
۱۳.
۱۴.
۱۵.
۱۶.
۱۷.
۱۸.
۱۹.
۲۰.
فلسفه علم
حوزههای تخصصی:
مفروضات، پیشفرضها، منطق تحلیل روششناسانه چنین علمی و قدرت پاسخگویی آن به مسائل اجتماعی، مورد بحث و بررسی انتقادی قرار میگیرد. سکوی پرش علم فمینیستی، انتقادات وارده بر علوم اجتماعی موجود است و مهمترین چالشهای نظری و روششناختی نیز در تقابل آرای معتقدان علوم فمینیستی و منتقدان علوم فمینیستی (معتقدان عرصه علم الاجتماع) شکل گرفته است.
چالش های جامعه شناختی فراروی معرفت علمی و راه حل های ارایه شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر ضمن تبیین مبانی معرفت شناختی «دانش تجربی»، به بررسی چالش های معرفتی پیش روی «فلسفه پوزیتیویستی علم» پرداخته است. استقبال چشمگیر از نظریه تامس کوهن در زمینه «پارادایم های علمی» و به دنبال آن، پذیرش تاثیر عوامل اجتماعی در محتوا و جهت گیری معرفت علمی از سوی جامعه شناسان معرفتی، چالش های مذکور را ذیل عناوین جدیدی مانند مطالعات فرهنگی، اجتماعی و فمینیستی علم برجسته کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که نسل جدید فیلسوفان علم می کوشند با ارایه الگوهای متقاطع از ابعاد اجتماعی معرفت علمی، فلسفه معاصر علم را به گونه ای ارتقا بخشند که علاوه بر توجه به تاثیرات اجتماعی فناوری، که مورد تایید جامعه شناسان علم است، تدابیر نظری لازم را در جمع بین اعتبار معرفتی گزاره های علمی و ملاحظه زمینه های سیاسی، اخلاقی و فرهنگی آن فراهم سازد.
مسأله شرطی های خلاف واقع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۷۹ شماره ۲۴
حوزههای تخصصی:
شرطیهاى خلاف واقع یکى از مسائل مهم و مخاطرهآمیز فلسفه علم به شمار مىآید که در علوم و زندگى روزمره کاربرد فراوانى دارد. این مساله با تئورى تایید مساله قانون، استقراء، واژههاى حاکى از استعداد و ذوات ممکن و مسائلى از این دست ارتباط وثیقى دارد. مسائل فوق به لحاظ مشکل و راه حل وضعیتیکسانى دارند، به گونهاى که درنهایت همگى به این مساله احاله مىشوند که چه چیزى گزارههاى قانون وار را از گزارههاى اتفاقى متمایز مىکند. این مساله على رغم هم اندیشیها و چاره جوییهاى ارباب اندیشه تاکنون ره به جایى نبرده است و همچنان به قوت خود باقى است.
بحران روش شناسى در علوم سیاسى(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسى ۱۳۸۲ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بحران روششناسى در علوم سیاسى، تبیین علل آن و اشاراتى به راههاى برون رفت از این بحران مىپردازد. بحران روششناسى در علوم سیاسى به چند بخش تقسیم مىشود: بحرانهاى ناشى از تشویش در فلسفه علم، بحرانهاى ناشى از فلسفه علوم اجتماعى و مسائلى که خاص علوم سیاسى است. مفاهیم علوم سیاسى هنگام ورود به جوامعى همانند جامعه ما معمولاً دچار کژتابى مىشوند و این مسأله بحران در روششناسى علوم سیاسى را مضاعف مىکند. مهمترین گامهاى برون رفت از این بحران در جامعه ما عبارتند از: شناخت روشهاى مدرن، نقد و بومى کردن آنها، باز خوانى تراث سیاسى و روشهاى آن، نقد تراث، و مقایسه و هم نهادسازى این دو گونه روش.
خرد مینوی ، دانش عینی و رشد یافتگی شخصیت علمی محقق به عنوان اساس نوآوری آموزشی و تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"تحولات بی وقفه علمی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در جهان معاصر و وضعیت و مسایل آموزش و پرورش ایران به گونه ای است که ضرورت نوآوری آموزشی و تربیتی در کشور ما را قطعیت می بخشد. مساله مهمی که در کشور ما تا کنون به آن پرداخته نشده، این است که کدام گروه از متخصصان و دانشمندان تعلیم و تربیت و روان شناسی، با کدام ویژگیهای اساسی در ساختار روان شناختی خود، قادر به خلق اندیشه های جدید برای نوآوری آموزشی و تربیتی در ایران خواهند بود؟ در این مقاله، بر اساس فلسفه ""علم مینوی"" و با تکیه بر این فرضیه اساسی که خردمندی، دانش گسترده، شخصیت رشدیافته علمی پژوهشگر، زمینه ساز اصلی نوآوری علمی است، کوشیده ایم، با روش پژوهشی ترکیبی ابداعی برای شناخت عمیق و همه جانبه پدیده های مرکزی موضوع مورد مطالعه، که آن را ""روش پژوهش اصیل خلاق"" می نامیم، به طرح و بررسی و تحلیل ویژگیهای روان شناختی پژوهشگران بپردازیم و دلالتهای آن را در تحولات تعلیم و تربیت توضیح دهیم. به عنوان نمونه ای در این رویکرد، زمینه های نوآوری در آموزش تفکر سالم به دانش آموزان را ابا اتکا بر خرد مینوی، دانش عینی فیزیولوژی مغز، روان شناسی و آموزش تفکرو شخصیت رشدیافته علمی پژوهشگر معرفی می کنیم.
مطالب مقاله در نه فصل به اضافه منابع، بدین شرح آمده است: 1- بیان مساله، 2- نوآوری در آموزش و پرورش، 3- سه بنیاد فلسفی، علمی و شخصیتی در نوآوریهای آموزشی و تربیتی پژوهشگران، 4- روش پژوهشی اصیل خلاق برای مطالعه پدیده های پیچیده روانی- تربیتی، 5- خرد مینوی، جوهره هویت ملی و دینی ایرانی برای معنی بخشیدن به زندگی، 6- فلسفه علم و دانش عینی در نوآوری آموزشی و تربیتی، 7- آموزش تفکر سالم، نمونه ای از کاربرد دانش عینی در نوآوری آموزشی و تربیتی، 8- موانع به کارگیری دانش عینی در نوآوری آموزشی و تربیتی، 9- مفهوم رشدیافتگی شخصیت علمی، 10- منابع.
"
رویکردی نو به فلسفه تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" فلسفه، روش درست اندیشیدن، راه خردمندانه زیستن، و کوشش برای شناختن هستی است. ما با انواع فراوانی از فلسفه، از جمله فلسفه دین، فلسفه هنر، فلسفه علم، فلسفه علوم گوناگون، و فلسفه تربیت روبه رو هستیم. همین فلسفه تربیت است که موضوع این مقاله است و بر آن است که دریافتهای سنتی از فلسفه، پاسخگویی کافی به واقعیتهای زندگی روانی- تربیتی مردم در عصر حاضر را ندارد. همچنین، این مقاله بر آن است که ما نیازمند تفکر روشمند فلسفی و اندیشه درست در تعلیم و تربیت و راه و رسم زندگی انسانی هستیم و می توانیم آن را به همه، حتی به کودکان و نوجوانان دانش آموز، بیاموزیم مشروط بر آنکه موضوع مناسب، روش مناسب، زبان و ابزار مناسب، و موقعیت مناسب را برای این آموزشها بشناسیم و به کار گیریم.
این مقاله نشان می دهد که تعلیم و تربیت ما اگر بر فلسفه ای روشن و رهایی بخش متکی باشد، کودکان و نوجوانان و جوانان ایران خواهند توانست در مورد دیدگاههای متفاوت و در مورد معنای زندگی خود در محیط محلی و ملی و جهانی به درستی بیندیشند و مهارتهای خود را برای زندگی پاکیزه و انسانی گسترش دهند. برای دستیابی به چنین مقصودی، ما باید فهم خود از حکمت و خرد و دانش به طور عام، و فلسفه تعلیم و تربیت و روان شناسی تربیتی بطور خاص، و مناسب سازی اهداف و محتوا و روش و فرایند تعلیم و تربیت با زندگی در عصر حاضر را در یک نظام فکری روشن و رهایی بخش سازماندهی کنیم و، از این طریق، برنامه های آموزشی و درسی، کتب درسی و منابع آموزشی، روشهای تدریس، و تربیت معلم را بازنگری کنیم. تحول ثمربخش در تعلیم و تربیت ایران، قبل از هرچیز، نیازمند چنین کوشش سترگی است و فرهیختگان و دانشمندان ایرانی باید توان خود را برای نظریه پردازی در فلسفه تربیتی جدید به کار گیرند تا چراغ راه چنین تحولی باشند.
در این مقاله، تفکر فلسفی و آموزش روش اندیشه درست به کودکان و نوجوانان، فلسفه تعلیم و تربیت و کاستیهای کنونی آن، مدل ترکیبی حکمت و خرد و دانش مورد نیاز برای تعلیم و تربیت در ایران، و جایگاه فلسفه خردگرایی مینوی و علمی در این مدل را توضیح داده ایم. هدف مقاله آن است که بتواند زمینه بهتری برای پاسخگویی به اساسی ترین ضرورتهای زندگی روانی_تربیتی مخاطبان تعلیم و تربیت در ایران را، که به نظر ما آموزش جامع و کامل همگانی، تربیت هویت و شخصیت، آموزش درس اندیشیدن، و آموزش مهارتهای زندگی است، فراهم آورد.
"
کاستی های معرفت شناسی و روش شناسی در مقالات پژوهشی روان شناسی در ایران
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر اساس مطالعات و یافته های پژوهشی است که به منظور بررسی روش شناسی پژوهش هایی است که در حوزه روان شناسی در ایران اجرا شده و نتایج آنها در مقالات علمی - پژوهشی مجلات روان شناسی در ایران انتشار یافته است. در این مقاله هفت موضوع زیر مورد بررسی قرار گرفته است:. مفهوم مبانی معرفت شناسی و روش شناسی پژوهش در روان شناسی؛. توضیح مختصر روش های کمی و کیفی و ترکیبی در پژوهش های روان شناسی؛3. اهمیت تحلیل و ارزیابی مقالاتعلمی در بهبود آموزش روش تحقیق و پژوهش در روان شناسی؛4. توضیح روش تحلیل محتوا؛5. تحلیل محتوای مقالات علمی مجلات روان شناسی ایران؛6. تفسیر و ارزیابی نمونه هایی از تحقیقات روان شناسی در ایران با تاکید بر روش شناسی پزوهش؛7. بحث و نتیجه گیری.
علم پژوهی و تحلیل مفهوم اصالت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر دو هدف عمده را تعقیب می کند. اول ارایه یک معرفی مختصر و سهل الوصول از آن شاخه هایی از قلمرو علم پژوهی که شناخت وجوه متنوع پدیدار پیچیده علم و مدیریت عالمانه آن را ممکن می سازند. در وهله دوم بر مفهوم اصالت علمی متمرکز می گردد و تلاش می کند، با توجه به چارچوب های مفهومی فراهم آمده در مرحله پیشین، به ارایه تحلیلی از اصالت در تولیدات علمی و عوامل موثر بر کم و کیف آن بپردازد. هم چنین راه های تبیین میزان اصالت علمی موجود در یک نظام علمی را مورد بررسی قرار داده و در نهایت، به ارایه پیشنهاداتی در باب تمهیدات سیاست گذاری موثر برای افزایش خلاقیت و اصالت در تولیدات علمی می پردازد.
نقدی بر فرا روش شناسی ایمره لاکاتوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایمره لاکاتوش نظریه ای برای ارزیابی روش شناسی ها و انتخاب بهترین آنها ارایه کرد که بعدا فراروش شناسی نام گرفت. این فرا روش شناسی ملهم از روش شناسی برنامه پژوهش علمی لاکاتوش و مبتنی بر ویژگی هایی بود که لاکاتوش برای یک روش شناسی خوب لازم می دانست. این فراروش شناسی بر آنست تا با توسل به تاریخ علم، هم به شناسایی بهترین روش شناسی از میان همه روش شناسی های موجود بپردازد و هم راهی برای تاریخنگاران باز کند تا بتوانند به نحو دقیقتری، تاریخ علم را بازسازی کنند و ازینرو حتی به ارزیابی تاریخنگاری ها علم هم بپردازد.این مقاله پس از بررسی ساختار این فراروش شناسی به نقد عملکرد آن در ارزیابی روش شناسی ها و انتخاب روش شناسی بهتر و نیز دستیابی آن به اهداف اولیه اش همچون خدمت به تاریخنگاران می پردازد. همچنین مشکلاتی که بر سر راه توسل به «تاریخ واقعی» و آرای دانشمندان در ارزشیابی های این فراروش شناسی وجود دارد بررسی شده و دور باطلی که لاکاتوش در استفاده از دو مورد فوق گرفتارش می شود تبیین می شود.
ماهیت دانش و ضرورت مطالعات بین رشته ای با تاکید بر اندیشه های پست مدرن دریدا
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ماهیت دانش و به تبع آن، تحلیل ضرورت مطالعات بین رشته ای از منظر دریدا، نماینده مشهور فلسفه پست مدرن است. دریدا بر آن است که در طی تاریخ اندیشه غرب، حوزه هایی ازدانش، همچون فلسفه، ریاضیات، و منطق، خردمندانه و در نتیجه، مهم معرفی شده است و در مقابل، ادبیات، شعر، و هنر نابخردانه انگاشته شده و به حاشیه رانده است. او با بهره گیری از ساخت شکنی نتیجه می گیرد که حوزه های گوناگون دانش، جلوه ها و نظام های گوناگون زبانی است و از آنجا که زبان ذاتا استعاری، تفسیری، تاریخی، و تغییرپذیر است. با توجه به یافته های پژوهش، طراحی دانش بر مبنای ارتباط افقی رشته ها، به جای ارتباط عمودی، طراحی بین رشته ای و چند رشته ای و طراحی دانش بر مبنای موضوعات، به جای طراحی بر مبنای رشته ها، به متخصصان و سیاست گذاران پیشنهاد شده است.
درآمدی بر هرمنوتیک و انواع آن
حوزههای تخصصی:
تحولات مهم در تاریخ فلسفه علم در قرن بیستم عبارت اند از: گفتمان اول، پوزیتیویسم و استقراءگرایی؛ گفتمان دوم، ابطال گرایی کارل پوپر1 و برنامه پژوهشی لاکاتوش2، گفتمان سوم، ساختارگرایی و نسبیت گرایی تامس کوهن3 و گفتمان چهارم، هرمنوتیک.
با چیره شدن هرمنوتیک بر عرصه فلسفه علم، تحول اساسی در زمینه متدلوژی صورت گرفت.
انواع هرمنوتیک را می توان از دو دیدگاه طبقه بندی کرد: الف) از دیدگاه کاربرد آن شاملِ:1. هرمنوتیک متن شلایرماخر4 که به تفسیر متن می پردازد؛
2. هرمنوتیک فلسفی هایدگر5 که هستی شناسانه است؛
3.هرمنوتیک روش شناسانه دیلتای6؛
4.هرمنوتیک گادامر7، که آمیزه ای از روش شناسی و هستی شناسی است. ب) از دیدگاه دوره تاریخی، شاملِ:
1. هرمنوتیک کلاسیک، که شلایرماخر و دیلتای از چهره های شاخص آن هستند و ویژگی مهم آن مطلق گرایی است؛
2. هرمنوتیک مدرن با ویژگی نسبی گرایی، که هایدگر و گادامر از نمایندگان برجسته آن هستند؛
3. هرمنوتیک پسامدرن، که از نقد هرمنوتیک مدرن نشأت می گیرد. گاه، مانند هرش8 ، به هرمنوتیک کلاسیک؛ و گاه، مانند هابرماس، به سوی نوعی نسبی گرایی تمایل دارد.
این نوشتار ضمن پرداختن به پیش زمینه های اثرگذار بر هرمنوتیک، گزارشی کوتاه از انواع هرمنوتیک ارائه می کند.
فلسفه علم پدیدار شناسی هرمنوتیک و پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکنون افزون بر دو دهه است که سنت های دیگری در فلسفه علم (علاوه بر سنت تحلیلی) مطرحیت یافته اند. یکی از این سنت ها، فلسفه علم پدیدارشناسی هرمنوتیک است که در تداوم جنبش پدیدارشناسی در حوزه فلسفه علم، به ظهور رسیده است. مقاله حاضر، ابتدا به بحث فلسفه علم پدیدارشناسی هرمنوتیک پرداخته، نسبت این تفکر با تفکرات پوزیتیویستی و پساپوزیتیویستی را تشریح نموده، دیدگاه فلسفه علم پدیدارشناسی هرمنوتیک را در خصوص علوم طبیعی وفق نظریات پاتریک هیلان، باز گشوده و در پایان نسبت پژوهش کیفی و فلسفه علم پدیدارشناسی هرمنوتیک را مورد بحث قرار داده است.
شالوده معرفت شناختی علم کتابداری
حوزههای تخصصی:
نیاز به توجه جدیتر به مبانی معرفت شناختی علم کتابداری محور اصلی بحث مقاله حاضر را تشکیل میدهد. تعریف و طبقه بندی دانش از جنبه های مختلف و انواع رویکردهای معرفت شناختی، مانند معرفت شناختی اجتماعی و جامعه شناسی دانش، و نیز راههایی که دانش جذب و به کار گرفته میشود جزو مباحث عمیق و موردتوجه برخی صاحب نظران در حرفه کتابداری است. تلاش نویسنده بر توجیه شالوده مشترک معرفت شناسی در همه علوم از جمله کتابداری به منزلة یک علم میان نوشته ای است. مقاله بر این نکته تأکید دارد که شناخت متخصصان حرفه ای تأثیر بسیار زیادی بر رویکردها و کارکردهای حرفه آنان در بعد اجتماعی دارد.
کنکاشی در باب اهمیت رویکردهای بدیل اقتصادی: تأملی در ضرورت های فلسفی و کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مواجهه و احتمالاً، پیروی و متابعت از آموزه های مکتب یا مکاتب بدیل اقتصادی همواره این پرسش مطرح است که در حضور مکتب مرسوم، اساساً چه نیازی به مطالعهی این مکاتب فکری وجود دارد، آن هم در حالی که مکتب مرسوم جریان اصلی علم را به خود اختصاص داده است و در بیش تر دانشگاه ها و محافل علمی، تدریس و در نهادهای تصمیم گیری بیش تر تصمیمات سیاسی و اقتصادی بر اساس آموزه های آن انجام میشود. پس، چرا مکاتب بدیل؟ این مقاله به دنبال کنکاشی در قالب این پرسش است و در این ارتباط دو استدلال اساسی مطرح میشود. یکی این که از منظر فلسفهی علم، در علوم انسانی و به طور مشخص در علم اقتصاد، نمیتوان مطالعات علمی را محدود به یک پارادایم خاص کرد. دیگر این که پرداختن و تدبر در پارادایم های مختلف فکری ضمن غنا بخشیدن به درک ما از پارادایم اصلی، میتواند تا حد زیادی پاسخ گوی نیاز ما در یافتن رهیافت ها و راهبردهای جدید برای رویارویی با مسائل و دغدغه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کنونی باشد. طبقه بندی JEL: B00، B21، B15، B41، B50
درآمدی بر روش شناسی فلسفه سیاسی
حوزههای تخصصی:
فهم روش شناسی، منوط به فهم ماهیت شناسانه و معرفت شناسانه متعلق آن است. در بحث حاضر، فلسفه سیاسی به عنوان متعلق روش شناسی، در جست وجوی کشف حقایق امور سیاسی است؛ همان گونه که فلسفه براساس سرچشمة اصلی آن به دنبال کشف حقایق امور است. شهود، عالیترین روش کشف حقایق امور است و عقل براساس مراتب تشکیکی، در مرتبه طولی بعدی قرار دارد، فهم این امر موجب میگردد فلسفه سیاسی در مقام تمایزشناسی، هم به لحاظ مفهوم شناسی و هم از منظر روش شناسی با ترکیب هایی همچون فلسفه علم، علم سیاسی، نظریه سیاسی، فلسفه سیاست، ایدئولوژی سیاسی و دیگر موارد مشابه متمایز گردد.
رهیافت جامعه شناسانه به فلسفة علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی علم به منزله حوزه ای جدا، جدی، و نیرومند از شناخت بشری تا دهة 1970 حضور پررنگی در مناقشه های فیلسوفان نداشت. ولی از حدود اوایل آن دهه، بسیاری از فیلسوفان به گونه ای فزاینده به این حوزه از شناخت بشری روی آوردند. این حوزه از آن زمان تاکنون پیشرفت بزرگی کرده است و دگرگونی های مهمی را پشت سر گذاشته است. در مقالة حاضر نیز، با تمرکز بر جامعه شناسی علم، سعی می شود مؤلفه های اصلی و عناصر سازندة آن و نمایندگان و آثار عمدة آن در سده های اخیر بازنمایانده شود. جامعه شناسی علم حوزه ای است که دادوستد استواری را با فلسفه آغاز کرده است. پاره ای از مسائلی که در جامعه شناسی علم مطرح شده اند، در تاریخ علم نیز مطرح بوده اند، ولی جامعه شناسی علم، یا به عبارت دقیق تر جامعه شناسیِ شناخت بشری، مدعی جانشینی، یا رشتة جانشین فلسفة علم است. مدعای اصلی در مقالة حاضر این است که آنچه موجب بروز رویدادهای علمی می شود، آنچه موجب می شود مردم نظریه ای را به جای نظریه ا ی دیگر باور کنند کنش و واکنش نیروهای اجتماعی است. علم کنشی اجتماعی است و در هیچ دوره ای متکی به دستاوردهای فردی دانشمندان نبوده و نیست. دانشمندان به شکلی جدا و منفرد کار نمی کنند که باعث پیدایش دوره های جدیدی در علم شوند، بلکه خود محصول مناقشه ها، رفع اختلاف ها، سلسله مراتب ها، نابرابری های قدرت، و عامل های اجتماعی دیگرند. تردیدی نیست که تأکید بر جنبه های اجتماعی علم و نادیده گرفتن تأثیر ساختار واقعی جهان، پیامدهای افراطی بسیاری دارد. هدف مقالة حاضر فقط تقریر مباحث عمده در جامعه شناسی علم است ولی نقد و بررسی آن، مجال دیگری می طلبد.
کتابداری و اطلاع رسانی و مفهوم پارادایم در فلسفه علم توماس کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مقاله بررسی این امر است که آیا مفهوم پارادایم در فلسفه علم توماس کوهن، دارای مصداق یا مصادیقی در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی هست یا خیر. روش: پس از بررسی اجمالی کتاب «ساختار انقلاب های علمی» و به ویژه مفهوم پارادایم در آن، نظریه پردازی های مربوطه در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی مورد بررسی انتقادی قرار می گیرند و پیشنهادهایی مبنی بر لزوم نگرش پارادایمی در این حوزه ارائه می شود. یافته ها: کوهن پارادایم را محور اساسیِ اجماع و اتفاق نظر در یک جامعه علمی می داند. پس معنی پارادایم را نباید با «نحله»، «رهیافت»، «نظریه»، «پیش فهم» و نظایر آنها خلط کرد. به ویژه حضور «نحله های فکری متعارض» در یک حوزه علمی را نباید به معنی «وجود پارادایم های مختلف» دانست، زیرا کوهن وضعیت رقابت بین نحله های متعارض را وضعیت ماقبل پارادایمی می داند. با توجه به این مطلب، بسیاری از نظریه پردازی هایی که حول و حوش مفهوم پارادایم در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی انجام شده اند، از معنی مورد نظر کوهن دور افتاده اند. همچنین، مباحثی که درباره «نامگذاری» این رشته درگرفته اند، از این ضعف رنج می برند که به خصلتِ اجماع آفرینِ پارادایم و فقدان آن در کتابداری و اطلاع رسانی بی توجه بوده اند. اصالت/ارزش: ارزش این مقاله کمک به تأملات مربوط به بنیان های نظری علم کتابداری و اطلاع رسانی و تدقیق در مفهوم پارادایم با توجه به مسائل این رشته است.
دقیقه ای در باب نسبی گرایی، مطلق گرایی و عینیت باوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبی گرایی، مطلق گرایی و عینیت باوری، مفاهیمی هستند که در تاریخ فلسفه به طور عام و فلسفه علم به طور خاص بسیار مورد رجوع و بحث بوده اند. مقاله حاضر پس از ذکر مقدمه ای، به معرفی مفاهیم مذکور از مناظر گوناگون پرداخته و هر تعریف در هر منظر را ارزیابی نموده است. مقاله نشان داده است که دامنه نسبی گرایی، بسیار مبسوط است و شاید تنوع آن به هزار نوع برسد و چه بسا به نحو مضمون و ناآگاهانه بر عادات شناختی پژوهشگر مؤثر شود. مقاله به عینیت باوری (که در تقابل با نسبی گرایی بوده و گونه ای مطلق گرایی است) نیز پرداخته و نشان داده که این گرایش، میراث تفکر نیوتنی ـ دکارتی است و گرایش های جدید فلسفه علم، آن را پشت سر گذارده است. در پایان مقاله، مصادیقی از مطلق گرایی و نسبی گرایی ذکر گردیده است.
اصالت فلسفة علم کوهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تامس کوون در 1962 نظریهای اصیل در فلسفة علم ابراز داشت. اما صاحب نظرانی ادعا کرده اند که هیدگر آنچه را کوون «پارادایم»، «علم متعارف» و «انقلاب علمی» مینامید، پیشتر گفته بود. متهمتیکال بودن علم جدید، نیاز به جهانهای تفسیری و افق دانایی، مبانی ادعاهای قول هیدگر به پارادایم هستند. افکندن طرح جامع، مبنای اصلی قول او به علم متعارف است. مقاومت ناهنجاریها و بازنگری ریشهای در مفاهیم بنیادین علم، مبانی قول او به انقلاب علمی است. ما تمام این ادعاها را رد میکنیم. پارادایم در آراء متأخر کوون دو معنای خاص و عام دارد. طرفداران تقدم هیدگر، معنای خاص را لحاظ نکردهاند. پارادایم به معنای عام شامل چهار جزء و وابسته به جامعة علمی است. در استدلال هر یک از طرفداران، تمام یا برخی از این اجزاء لحاظ نشدهاند و جامعة علمی محوریت ندارد. به نظر کوون در علم متعارف دانشمندان پازل حل میکنند؛ ولی به روایت طرفداران قول هیدگر به علم متعارف، کارهای دیگری در طول این دوره انجام میشود. به نظر کوون مقاومت مسائل ناهنجار برای رخداد انقلاب علمی کافی نیست؛ ولی به نظر طرفدار تقدم هیدگر، کافی است. نتیجه اینکه تنها شباهتهای کلی میان آراء هیدگر و کوون وجود دارد، که اختصاصی به هیدگر ندارد. و آراء فلسفة علمی کوون اصالت دارند.
درآمدی بر فلسفه علوم قرآنى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح مباحث علم شناسانه در دانش میان رشته ای فلسفه علم سبب شده است تا محققان علوم مختلف، اصول کلی حاکم بر علوم و معارف بشری را با نگاهی متفاوت بررسی کنند. از این رهگذر، فلسفه علوم قرآنی نیز به عنوان یکی از دانش های میان رشته ای اسلامی در صدد است بر پایه اصول و مبانی علم شناختی، ماهیت، مسائل، مبادی، کارکرد های علوم قرآنی و رابطه آن را با سایر علوم بررسی کند تا افق های تازه تری از قلمرو معرفتی علوم قرآنی به روی همگان گشوده گردد.