ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۵۰۱.

Teachers’ Experiences of Implementing the English Language Curriculum in Virtual Learning Environments: a phenomenological study in iranian lower secondary schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
This study examined teachers’ experiences of implementing the English language curriculum in virtual learning environments in Iranian lower secondary schools. A qualitative approach was adopted in this study using a phenomenological research strategy. This study was carried out with English language teachers working in lower secondary schools in Zanjan Province. A total of twelve participants were recruited through purposive snowball sampling. Data were collected via semi-structured interviews and subsequently analyzed using thematic analysis. To ensure the study’s validity, peer debriefing and participant feedback were employed, while reliability was established through Cohen’s kappa coefficient. The findings revealed a comprehensive categorization of teachers' experiences, comprising 143 basic themes, seven organizing themes, and one overarching theme. These organizing themes encompassed teachers' mental, attitudinal, psychological, and technological preparation; the status of educational platforms; the status of educational media, materials, and learning resources; the status of learning activities; the status of teaching strategies; the status of evaluation strategies; and finally, the status of teachers' interactions. This study confirms that Iranian EFL teachers have made notable progress in virtual education despite various challenges. A contextually adapted blended approach has proven to be effective, and the findings may inform similar educational contexts when accounting for teachers’ background variables.
۵۰۲.

Challenges in the Pedagogy of Clinical Reasoning: a philosophical reframing(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
Clinical reasoning lies at the heart of medical practice, yet its teaching remains one of the most conceptually complex challenges in medical education. Contemporary approaches, largely informed by cognitive science, have illuminated the mental mechanisms underlying diagnosis but have simultaneously reduced reasoning to an individual, decontextualized act of information processing. This reduction has led to a subtle yet pervasive dehumanization of clinical reasoning, obscuring its social, embodied, and interpretive dimensions. This paper argues that a comprehensive understanding of clinical reasoning requires a philosophical reframing that integrates insights from the philosophy of science, medicine, and technology, i.e. TRI-P model. In this sense, Medicine is best understood as a scientific practice realized through the mediation of technology, yet always oriented toward its ultimate telos: the care and healing of the patient. Through this synthesis, the study shows that reasoning in medicine is not a neutral cognitive operation but an interpretive, dialogical, and technologically mediated form of human understanding. Accordingly, a rehumanized pedagogy—grounded in epistemic pluralism, dialogical humanism, and critical technological literacy—is essential for cultivating responsible clinical judgment. From this perspective, clinical reasoning cannot be captured by cognitive models alone but must be reframed as phronesis: a form of practical wisdom enacted in moral and interpretive contexts. Drawing on Gadamer’s hermeneutic philosophy and Kenneth Sharpe’s conception of phronetic practice, the paper situates clinical reasoning as an embodied, dialogical, and ethically responsive activity. It concludes that medical education should nurture reflective judgment and moral discernment rather than mere analytical accuracy.
۵۰۳.

بررسی نظر کریپکی درباره مسئله نام های تهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
در این مقاله به شرح و بررسی آرای ساول کریپکی درباره مسئله نام های تهی پرداخته شده و از این جهت بیشتر تمرکز ما بر کتابِ ارجاع و وجود ایشان بوده است. در بخش اولِ مفصل ترِ مقاله، به تشریحِ همراه با جزئیاتِ دیدگاه کریپکی پرداختیم. او ابتدا مسائل نام های تهی مطرح کرده است و سپس به بیان و نقد پاسخ های موجود در زمانه خودش می پردازد. در گام بعدی با تمایز میان دو ساحتِ زبان تلاش می کند برای هر ساحتْ راه حلی در جهت معقولیت کاربرد نام های تهی ارائه کند. در ساحت توسعه یافته زبان، برای کاربردهای به اصطلاح درون-داستانی از عملگرِ جمله ای «در داستان» استفاده می کند و برای کاربردهای به اصطلاح برون-داستانی، نخستْ نوعی وجودشناسی برای هویت های خیالی معرفی می کند و سپس قائل به ارجاع این نام ها به آن هویت های انتزاعیِ موجود می شود. در ساحت توسعه نیافته، در مرحله معرفی این نام ها به زبانِ طبیعی، از نظریه ای تحت عنوان نظریه وانمودی زبان سخن می گوید و در آخرین گام و در مواجه با مسئله ارزشِ گزاره های واجد نام های تهی با پیشنهاد توسعه کاربردِ لفظ «کذب» مواجه می شویم. در بخش دوم مقاله به بررسی نظرات کریپکی و برخی بازخوردهایی پرداختیم که در مباحث فلسفی داشته است.
۵۰۴.

تبیین براهین یگانگی خدا در فلسفه اسپینوزا و بازسازی برهان اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
فلسفه اسپینوزا را می توان جزء فلسفه های خداباور دسته بندی کرد، به این معنا که به وجود خدا باور دارد و آن را یگانه نیز می داند. البته تصوری که از خدا به دست می دهد، لزوماً همان تصوری نیست که متألهان و فیلسوفان در سنت الهیاتی ادیان ابراهیمی، عمدتاً از خدا به دست داده اند. اسپینوزا در آثار مختلف خود براهینی برای اثبات یگانگی خدا یا جوهر الهی به دست می دهد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با روش توصیفی-تحلیلی این براهین را مطرح ساخته و تبیین کنیم. عمده این براهین مبتنی بر کمال مطلق و وجوب وجود هستند، البته برخی از آنها نافی کثرت جواهر نیستند و صرفاً جوهر الهی را واحد می دانند، ولی برخی دیگر، درصدد اثبات جوهر الهی به عنوان تنها جوهر موجود و تصورپذیر هستند. همچنین نشان داده ایم که برهان کتاب اخلاق اگر به صورت مرسومش تقریر گردد، تام نخواهد بود. از این جهت، با تکیه بر مفهوم نامتناهی مطلق و نامتناهی در نوع خود، تلاش کرده ایم که صورتی معقول تر از آن به دست دهیم. در تقریر عمده براهین، رجوعی به پیشینه آنها در میان متفکران قرون وسطای یهودی-مسیحی-اسلامی نیز داشته ایم.
۵۰۵.

تحلیل انتقادی کانت از قصه ابراهیم و ذبح اسحاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
مقاله حاضر به تقریرِ و شرح تحلیل انتقادی کانت از داستان دینی ذبح اسحاق (ع) در کتاب دین در محدوده عقل صرف (2001) و نزاع دانشکده ها (1798) می پردازد. در نگاه کانت، فرمان به قربانی کردن فرزند، اگر ناسازگار با قانون اخلاقی باشد، نمی تواند منشأیی الهی داشته باشد. کانت در این نقد، دغدغه ای فراتر از الهیات دارد و می کوشد از شأن عقل عملی و وجدان اخلاقی در برابر هر ندای مشکوک به امر الهی دفاع کند. از نظر او، پذیرش بی چون وچرا و بدون تأمل اخلاقی دستورات دینی، به اطاعت کور و زوال مسئولیت فردی در جامعه منجر می شود. مقاله نشان می دهد که تحلیل کانت از این روایت، بخشی از پروژه بزرگ تر او در تبدیل دین به امری عقلانی، اخلاق محور و آزاد از خرافه و تحمیل نهادهای بیرونی است. کانت با تأکید بر وجدان به مثابه تکلیف، دین را فقط زمانی موجه می داند که تابع عقل عملی باشد، و بدین سان الگویی که از ابراهیم (ع) در این قصه دینی ترسیم می شود را، برخلاف سنت رایج متألهان و دینداران، نه امری ستودنی که نیازمند نگاهی منتقدانه و همراه با تردید در اصل قصه می داند. این مقاله بدین سان بر تعلق خاطرِ ژرف کانت به خودآیینی اخلاقی به مثابه بنیاد فضیلت فردی و نظم اجتماعی تأکید می ورزد.
۵۰۶.

موقعیت مشکوک گرایش های گزاره ای در فلسفه ذهن جدید (اتمیسم منطقی تا ماتریالیسم حذف گرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۹
گرایش های گزاره ای (باور، میل) همواره یکی از چالش های جدی فلسفه ذهن جدید بوده اند و هنوز درباره علمی که متکفّل بررسی آنها باشد اختلاف نظر عمیق هست. دلیلش آن است که آنها به عنوان حالت های بنیادین اندیشه و برخلاف کیفیات ذهنی یا کوالیا (درد، ادراک) به سختی تابع قوانین فیزیکی هستند، زیرا افزون بر نوعی قصدیّت به جهان، از ویژگی های خاصی همچون هنجارمندی، کلّ گرایی و برون گرایی که از مختصات عقلانیت است بهره مند می باشند. نخستین چالش جدی این گرایش ها در حوزه منطقی است که توسط راسل و کارنپ مطرح شد که نشان دادند این گرایش ها به دلیل خصلت های روان شناختی نمی توانند شرایط دو اصل مهم منطق ریاضی یعنی مصداقیّت و اتمی بودن را برآورده سازند، در عین حال تجربه گرایی آن دو هرگز این اجازه را نداد تا آنها به یک "قلمرو سوم" ارجاع شوند، که این خود موجب شد تا با ظهور طبیعت گرایی افراطی کواین، علوم عصب شناسی عهده دار آنها گردد و فیزیک باوری رایج نیز این شیفت را تماماً پذیرفته بود. اما شکافی در فیزیک باوری توسط دیویدسن رخ داد تا ظرفیت های جدیدی در رابطه با این گرایش ها ایجاد شود. دیویدسن گرایش های ذهنی را به مثابه امارات اندیشه بنیاد اساسی نظریه عقلانیت خود که حدوسطی بین علم گرایی افراطی و عقل گرایی تعدیل شده سنّتی بود قرار داد تا ثابت کند حوزه اندیشه نسبت به فیزیک فرارویدادگی دارد و جهان را با مقولات عقلانی همچون گرایش و عمل بازنمایی می کند. ولی پیشرفت های سریع علمی سبب شده تا این نظریه پیگیری نشود و اکنون گرایش ها به مثابه اساس یک علم منسوخ به نام "روان شناسی عامه" معرفی شده اند که سرانجام همچون فلوژیستون با جایگزینی معادل های دقیق علمی برای همیشه کنار گذاشته خواهند شد. بنابراین فعلاً سرنوشت نهایی این گرایش ها بیش از آنکه به ماهیت عقلانی آنها مربوط باشد به آینده علم عصب شناسی گره خورده است.
۵۰۷.

بررسی تطبیقی رویکرد وهابیت و اصحاب حدیث در تکفیر با محوریت «نواقض الاسلام»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
یکی از گرفتاری های امت اسلامی که امروزه از سوی وهابیت گریبان گیر مسلمانان شده، مسئله تکفیر است. مسئله تحقیق مقاله بررسی تطبیقی روش اهل حدیث و وهابیت در نواقض الاسلام است. وهابیان تحقق نواقض را در چهار حوزه قول، فعل، عقیده و شک می دانند و به دلیل توسعه مفهوم عبادت، محدودیت جهل در عذر بودن، و عدم لزوم قید ضروری برای تحقق ناقض، موارد جدیدی را به نواقض اسلام اضافه کرده اند. این رویکرد، وضعیت شخص را در تحقق کفر نادیده می گیرد. روش تحقیق این مقاله تحلیلی توصیفی است و یافته های تحقیق نشان می دهد که اهل حدیث، برخلاف وهابیت، نیت را به عنوان محور در اعمال، به ویژه عبادت، در نظر می گیرند و در نواقض به دلیل تأکید بر موارد دارای نص و اجماع، از تکفیر حداکثری پرهیز کرده اند. به همین دلیل، اصحاب حدیث دچار توسعه مصادیق در تکفیر نشده و در موارد اختلافی، به وضوح نشان می دهند که رمی به شرک و کفر از سوی آنان وجود ندارد. این مقاله تأکید می کند که وهابیت علاوه بر توسعه در مصداق، در ضوابط و مفاهیم نیز با اساس قواعد اهل حدیث توافقی ندارد.
۵۰۸.

نگرش ملاصدرا به ایمان و ترابط آن با دیگر ساحات معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۶
نگرش ملاصدرا به مقوله ایمان، نگره ای معرفت شناسانه و برخاسته از علم و معرفت است. آنگاه که ملاصدرا به ماهیت شناسی ایمان می پردازد، آن را به عنوان یکی از کارکردهای عقل نظری فرض می کند. ماهیت ایمان در کلام وی، ماهیتی علمی و تصدیقی است و چون ایمان همانند وجود دارای حقیقتی مشکک است، با دیگر ساحات معرفتی ترابط برقرار می کند. وی دربیانی فلسفی و برهانی بر علم بودن ایمان تأکید کرده و معتقد است قوام روح انسان به ایمان وابسته بوده و صورت ذات انسان صرفاً با علم تحقق می یابد و از قوه به فعلیت تبدیل می گردد. لذا ایمان نیز از سنخ علم است که با رشد و غنای معرفتی آن سبب تحول وجودی انسان می شود. این مقاله با روشی تبیینی تحلیلی در پی پردازش این مسئله است که چگونه مقوله ایمان با ساحات مختلف معرفتی ارتباط دارد. از نتایج این جستار، علاوه بر تبیین ترابط ایمان با مقولات مختلف معرفتی، پردازش ماهیت ایمان با نگره ای عقلانی است که برخوردار از زاویه دیدی بدیع در اندیشه های فلسفی است
۵۰۹.

فرگه و مفاهیم وجهی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۱
فرگه در مفهوم نگاشت می گوید مفاهیم وجهی درون منطق جایی ندارند. البته او تعاریفی برای این مفاهیم ارائه می دهد تا نحوه به کارگیری آن ها در زبان را تبیین کند؛ ولی تعاریف او با دو مشکل روبه رو هستند: اول آنکه ارتباطات معمول بین مفاهیم ضرورت و امکان را حفظ نمی کنند و دوم اینکه تفاوتشان با مفاهیم پیشینی/پسینی و تحلیلی/ترکیبی روشن نیست. در اینجا، تقریری از موضع فرگه درباره مفاهیم وجهی ارائه می کنیم که اولاً با این مشکلات مواجه نیست و ثانیاً با سایر ایده ها و نظرات او هم خوانی دارد. فرگه مفاهیم وجهی را بر اشیاء یا گزاره ها حمل نمی کند، بلکه آن ها را وصف رابطه استنتاجی می داند. مفاهیم وجهی بیانگر ویژگی و خصوصیتی از رابطه استنتاجی هستند؛ ولی همچنانکه نمی توان در منطق از رابطه استنتاجی سخن گفت، سخن گفتن از ویژگی های آن هم در منطق جایی ندارد. این خوانش از نظرگاه فرگه، هم ارتباط سنتی میان مفاهیم ضرورت و امکان را حفظ می کند هم تفاوت این مفاهیم را با مفاهیم پیشینی/پسینی و تحلیلی/ترکیبی نشان می دهد.
۵۱۰.

The Body-Mind Relationship in the Actuality of the Intellect: A Thematic Examination by Matthew of Acquasparta(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵۲
The present study addresses the problem of the relationship between mind and body in the thought of the Italian Franciscan philosopher Matthew of Acquasparta (1240–1302). In Question 10 of the Questions on Faith and Knowledge, titled “Whether the Intellect, with Regard to Its Act, Is Bound by the Weakness and Ineptitude of the Body,” Matthew argues that bodily dispositions influence the actuality of the intellect. His reflection is guided by various authorities (auctoritates), foremost among whom is Augustine of Hippo, a general point of reference that the thinker of Acquasparta adopts for his theorization. However, Matthew develops a rigorous line of reasoning in which Aristotle—through whom he also implicitly reinterprets Augustine—as well as Avicenna and al-Ghazālī play crucial roles. The Franciscan philosopher maintains that the body can distract the intellect from properly exercising its function, impairing both the soul’s inward focus and the tranquility required for intellectual activity due to external disturbances. Furthermore, the compromised sensory organs of a sick, aged, or wounded body will provide confused images to the mind, thereby clouding its capacity for understanding. The strong connection between body and mind clarifies the unity of the human person as a composite of soul and body, with significant implications both in anthropology and soteriology, particularly concerning the prospect of the unity between the soul and a finally glorified body, which Christian doctrine awaits in the resurrection at the end of time.
۵۱۱.

مولفه های ایمان گرایی کیرکگور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۳
در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی .در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی
۵۱۲.

امکان سنجی عدالت و برابری به عنوان مولفه های حکمرانی مطلوب در نظریات شورای نگهبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: هدف این پژوهش بررسی جایگاه و نقش اصل برابری و عدالت به عنوان ارکان بنیادین حقوق اساسی و مردم سالاری در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران بود. همچنین، تحلیل تأثیر مبانی اسلامی و تفسیرهای شورای نگهبان در تحقق این اصول و تضمین حقوق و آزادی های اساسی شهروندان مدّ نظر قرار گرفت. روش: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعه اسناد حقوقی، آرای شورای نگهبان، قوانین اساسی و منابع علمی معتبر داخلی و بین المللی انجام شد. داده ها از طریق مرور متون حقوقی، تحلیل نظریات فقهی و بررسی رویّه های قضایی و نظارتی گردآوری و تحلیل شد. یافته ها: بررسی ها نشان داد اصل برابری در نظام حقوقی ایران، متأثر از جهان بینی اسلامی و در قالب نظریه عدالت، تفسیر و به رسمیت شناخته شده است. عدالت در این نظام نه تنها به معنای تبعیت همگان از قانون، بلکه شرط لازم و کافی برای تحقق حاکمیت قانون و تضمین برابری حقوقی افراد تلقی شده است. تساوی افراد در برابر قانون و دادگاه، به عنوان اصل مسلّم حقوقی و شرعی پذیرفته شده، اما تساوی حقوقی مطلق نیست و منوط به شرایط مساوی افراد است. شورای نگهبان در آرای خود با استناد به منابع شرعی و قانونی، معیارهایی برای ارزیابی برابری حقوق و تکالیف گروه ها و افراد ارائه کرده و نقش مؤثری در مقابله با تبعیض و تضمین عدالت حقوقی ایفا کرده است. همچنین، در نظام اداری و برخی قوانین، مواردی از تبعیض مثبت و استثناهایی وجود دارد که با اصول کلی برابری و عدالت سازگار دانسته شده اند. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن بود که اصل برابری و عدالت، به عنوان مبانی اساسی نظام حقوقی و مردم سالاری در ایران، در پرتو مبانی اسلامی و تفسیرهای شورای نگهبان، به صورت منطقی و عادلانه تبیین و اجرا شده است. هرچند چالشهایی در زمینه تعارض قوانین و تبعیضهای اداری وجود دارد، اما رویکرد عدالت محور و تأکید بر شرایط مساوی، زمینه ساز حکمرانی مطلوب و صیانت از کرامت انسانی بوده است. این اصول، تضمین کننده حقوق و آزادی های اساسی شهروندان و پایه گذار نظامی عادلانه و قانونمند در جمهوری اسلامی ایران به شمار می روند.
۵۱۳.

انسان شناسی ابن عربی وکاربرد آن برای مقابله با بحران محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
امروزه آلودگی های زیست محیطی به چالشی بسیار بزرگ تبدیل شده است. ابن عربی یکی از اندیشمندان اسلامی است که آموزه های انسان شناسانه ی او نقش مهمی در مقابله با بحران های زیست محیطی دارد. این پژوهش با هدف بررسی انسان شناسی ابن عربی وکاربرد آن برای مقابله با بحران محیط زیست با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد فهم انسان شناسی ابن عربی از اهمیت و ضرورت زیادی برخوردار است زیرا در آموزه های وی، انسان به این جهت که محل دمیدن روح الهی است دارای کرامت است و خود غایت خلقت است. نتیجه ی چنین دیدگاهی این است که هر گونه بی حرمتی و تبعیض میان انسان ها به بهانه های جنسیتی، نژادی، فرهنگی و دینی باطل خواهد بود. در انسان شناسی ابن عربی انسان اگرچه اشرف مخلوقات است اما طبیعت منحصرا برای او نیست، بلکه طبیعت نیز مانند انسان، مظهر تجلی الهی است و انسان اگرچه ارزشمند است اما بر موجودات دیگر برتری ندارد زیرا تمام موجودات حامل روح الهی هستند از این رو بر انسان واجب است که روح الهی را که در همه ی موجودات جربان دارد پاس بدارد در نتیجه چنین دیدگاهی سبب حفاظت از محیط زیست خواهد شد.
۵۱۴.

تبیین و تحلیل علیت در اندیشه هیوم و نقد آن بر مبنای اندیشه علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
مراد از علیت ، همان رابطه وابستگی وجودی است ؛یعنی اگر علت نباشد، وجود یافتن معلول محال است. به اعتقاد هیوم تجربه انسانی، شامل هیچ گونه ارتباط ضروری میان موارد جزئی تجربه حسی نیست و رابطه علیت، چیزی جز تعاقب دو حادثه نیست. نسبت دادن هر رابطه ای به تجارب انسانی، مربوط به عادات ذهنی یا تمایلات انسان ها است نه آن چه که دیده می شود. در نتیجه آن چه قوانین طبیعت نامیده می شود، ضروری نیست و خلاف آن، ممکن است. در مقابل نظریه هیوم، پاسخ های متعددی از جانب فیلسوفان اسلامی از جمله علامه طباطبایی داده شده است. به نظر علامه، علت و معلول دارای رابطه وجودی و واقعی است و تصور انسان ها از علیت، جدای از تصور تعاقب است. ممکن است در مواردی، تعاقب باشد؛ ولی علیتی در کار نباشد؛ یعنی تعاقب اعم از علت و معلول است. در برخی موارد هم که میان علت و معلول تقارن زمانی وجود دارد، بدون در کار بودن توالی و تعاقب، حکم به علیت می شود. برخی از اصول عقلانی نیز وجود دارد که تجربه متکی بر آن ها است؛ مانند اصل امتناع صدفه که هیچ حادثه ای نمی تواند بدون علت باشد. دیگری اصل سنخیت علت و معلول است که از هر علت معینی معلول معینی به وجود می آید و این دو اصل ذکر شده متفاوت از اصل علیت است و نباید با اصل علیت خلط شود.
۵۱۵.

تبیین شاخص های هویت بخش انسان فرهنگی در نظام فلسفی فیلسوف معاصر علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۲
علامه ی طباطبائی به عنوان یکی از فیلسوفان اسلامی معاصر که بعضی وی را به خاطر گرایش و سبک فلسفی و نیز بسط و تعمیق بعضی از مقولات فلسفی حکمت متعالیه، فیلسوفی نوصدرائی می نامند، از جمله متفکرینی است که در خصوص مباحث انسان شناسی و زیر مجموعه های آن، دیدگاه های تخصصی مختلفی براساس اندیشه و فرهنگ اسلامی ارائه داده است. علامه طبا طبا یی از نادر فیلسوفان اسلامی است که مستقیما و به نحو علمی وکاربردی به مسئله ی فرهنگ، و به تبع نیز انسان شناسی فرهنگی پرداخته است؛ دقت در نظریات وی در باره ی انسان و تعریفی که از آن با تاکید بر ساحت های وجودی انسان برمبنای نگرش اسلامی از جمله: عقلانیت، اخلاق، معنویت، اراده، عمل و ساحت اعتقادات ارائه می دهد. انسان فرهنگی در تبیین وی با شاخصه های مدنی الطبع بودن، فرهنگ پذیری، جامعه پذیری، فطرت الهی و مسائل و ضروریات حیات عملی انسان در راستای سعادت اخروی و سلامت زندگی دنیوی، معرفی می گردد.
۵۱۶.

جماعت گرایی در برابر لیبرالیسم: بازاندیشی عدالت اجتماعی از منظر مایکل سندل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۶
جماعت گرایی به عنوان مکتبی فکری در فلسفه سیاسی، در برابر فردگرایی افراطی لیبرالیسم، بر نقش محوری اجتماع در شکل گیری هویت، ارزش ها و حقوق افراد تأکید دارد. مایکل سندل، به عنوان یکی از برجسته ترین نظریه پردازان جماعت گرا، با نقد لیبرالیسم وظیفه گرا، به ویژه نظریه عدالت جان رالز، معتقد است که عدالت اجتماعی باید بر پایه خیر عمومی و فضیلت های اخلاقی استوار باشد که از بسترهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی جامعه نشأت می گیرند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ویژگی های جماعت گرایی پرداخته و سپس مفهوم و اصول عدالت اجتماعی را از منظر سندل تبیین کرده است. سندل عدالت را نه صرفاً توزیع برابر حقوق، بلکه پرورش فضیلت و استدلال درباره خیر عمومی می داند که از طریق گفت وگوی جمعی، ترویج ارزش های مشترک و هدایت حکومتی به سوی کمال گرایی محقق می شود. این مطالعه نشان می دهد که نظریه سندل با تأکید بر پیوند فرد و اجتماع، به دنبال ایجاد جامعه ای عادلانه است که در آن همبستگی اجتماعی، فضیلت های اخلاقی و خیر عمومی تقویت شوند.
۵۱۷.

نقد دوگانه علیت-اتفاق و حل چالش ناشی از آن بر مبنای ایده جهان های ممکن لوئیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۱
دوگانه علیت-اتفاق از جمله مسایل مهم تاریخ اندیشه بشری است. نظریه علیت در فلسفه اسلامی بر محور امکان ماهوی شکل گرفته و پس از گذار از دوره ابتدایی، در علامه طباطبایی به اوج خود رسیده است. از سوی دیگر نظریه صدفه نیز بعد از تکامل خود، در دیوید هیوم به کمال خود رسید. طرفین نزاع حول این محور بحث می کنند که آیا رجحان وجود بر عدم در ماهیات نیازی به علت مرجح دارد یا خیر؟ صرف نظر از اینکه رجحان مذکور توسط علت باشد یا اتفاقی، سوال مهم تر این است که آیا وقوع رجحان مذکور در ماهیت ممکن است یا خیر؟ در صورت محال بودن این رجحان، ضرورت وجود دیدگاه سوم و خروج از دوگانه مذکور تثبیت می شود. این مقاله در صدد تبیین چالش مذکور و ارایه راه حلی براساس ایده جهان های ممکن لوئیس است. البته این دیدگاه ارتباطی به دیدگاه علی لوئیس ندارد.
۵۱۸.

زبان و روان خودآگاه: زبان شنیداری به مثابه پاسخی به مسأله دشوار دیوید چالمرز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۳
مسأله دشوار آگاهی دیوید چالمرز به پرسش بنیادینی می پردازد: چگونه فرایندهای فیزیکی مغز مانند حرکت الکترون ها و تعاملات شیمیایی، می توانند منجر به تجربه های ذهنی و آگاهانه ای مانند احساسات، تجسم و تفکر شوند؟ این مقاله با تکیه بر نقش زبان- بویژه زبان درونی- پیشنهاد می کند که زبان بعنوان سازوکار میانجی، نقشی بنیادی در پیوند دادن فرآیندهای مادی مغز با تجربه های روانی از طریق اثرگذاری بر حافظه و برانگیختگی ایفا می کند. بر پایه شواهد زبان شناختی، عصب شناختی و تکاملی، استدلال می شود که زبان از طریق هم زمان سازی حواس، مفهوم سازی برای حس های ورودی قبل از پردازش آگاهانه، سازماندهی حافظه، روایت سازی پیوسته و اثرگذاری بر برانگیختگی، می تواند سازوکار احتمالی برای ظهور کیفیات ذهنی (کوالیا) فراهم کند. از طرف دیگر، زبان از طریق اثرگذاری بر برانگیختگی درونی، قادر به ایجاد حال و هوای متناسب با تصاویر استخراج شده از حافظه گردیده و به این ترتیب به شکل گیری کوالیا منجر شده است. در این مقاله بیان شده که زبان انسانی در طی چند صد هزار سال تکامل بی وقفه، بتدریج از ابزار ارتباطی بین فردی، به زبان درونی درون فردی (طبق نظر ویگوتسگی) گسترش یافته و در این مرحله نیز متوقف نگردیده و به تمامی کارکردهای روانی بشر اعم از درک و نیز توصیف تصاویر ذهنی تسرّی یافته است.
۵۱۹.

تفسیر استنتاجی رابرت براندوم از درجات وضوح ادراکی در لایبنیتس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۴
در این مقاله با استناد به آثار لایبنیتس و خوانش استنتاج گرایانه رابرت براندوم در مقاله ای با عنوان لایبنیتس و درجات ادراک (1981)، مفهوم ادراک و درجات وضوح آن و نسبت این درجات با ادراک نفسانی (آگاهی) در فلسفه لایبنیتس و نقش آن در تشخّص یابی مونادها بررسی شده است. مسئله اصلی پژوهش نقش وضوح ادراک در تمایز مونادها و نسبت میان وضوح ادراک و آگاهی است؛ به بیان دیگر، اگر همه ادراکات به نوعی متمایزند، چرا همه مونادها به همان نسبت آگاه نیستند. دیدگاه براندوم، با تفسیر استنتاج گرایانه ادراک و طرح مفهوم «دامنه بیانی»، ادراکاتدر این مقاله، با استناد به آثار لایبنیتس و خوانش استنتاج گرایانه رابرت براندوم در مقاله ای با عنوان لایبنیتس و درجات ادراک (1981)، مفهوم ادراک و درجات وضوح آن و نسبت این درجات با ادراک نفسانی (آگاهی) در فلسفه لایبنیتس و نقش آن در تشخّص یابی مونادها بررسی شده است. مسئله اصلی پژوهش نقش وضوح ادراک در تمایز مونادها و نسبت میان وضوح ادراک و آگاهی است. به بیان دیگر، اگر همه ادراکات به نوعی متمایزند، چرا همه مونادها به همان نسبت آگاه نیستند. دیدگاه براندوم، با تفسیر استنتاج گرایانه ادراک و طرح مفهوم «دامنه بیانی»، ادراکات را واجد بار استنتاجی می داند و غنای بیشتر محتوای استنتاجی را موجب تمایز بیشتر ادراک قلمداد می کند. براین اساس، الگویی شکل می گیرد که، ضمن حفظ اصل بازنمایی کلّ جهان توسط هر موناد، تفاوت درجات آگاهی مونادها و نحوه توزیع محتوای بیانی میان آن ها را تبیین می کند. همچنین در این مدل، ادراک نفسانی (آگاهی) به عنوانِ ادراکی مرتبه بالاتر در نظر گرفته می شود که محتوای ادراک مرتبه پایین تر را مشخّص می کند. بنابراین، آگاهی گونه ای ادراک بسط یافته است و هر ادراک متمایزی الزاماً آگاهانه نیست. درنهایت، این پژوهش الگویی برای فهم تفاوت ادراک و آگاهی ارائه می کند و، ضمن رفع برخی ابهام های تفسیری در فلسفه لایبنیتس، به انتقاداتی نظیر مسئله مونادهای عریان پاسخ می دهد. رابرت براندوم، لایبنیتس، موناد، ادراک نفسانی، دامنه بیانی را واجد بار استنتاجی می داند و غنای بیشتر محتوای استنتاجی را موجب تمایز بیشتر ادراک قلمداد می کند. بر این اساس الگویی شکل می گیرد که ضمن حفظ اصل بازنمایی کلّ جهان توسط هر موناد، تفاوت درجات آگاهی مونادها و نحوه توزیع محتوای بیانی میان آن ها را تبیین می کند. همچنین در این مدل، ادراک نفسانی (آگاهی) به عنوان ادراکی مرتبه بالاتر در نظر گرفته می شود که محتوای ادراک مرتبه پایین تر را مشخّص می کند؛ بنابراین آگاهی گونه ای ادراک بسط یافته است و هر ادراک متمایزی الزاماً آگاهانه نیست. در نهایت، این پژوهش الگویی برای فهم تفاوت ادراک و آگاهی ارائه می کند و ضمن رفع برخی ابهام های تفسیری در فلسفه لایبنیتس، به انتقاداتی نظیر مسئله مونادهای عریان پاسخ می دهد.
۵۲۰.

مفهوم و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۳
این مقاله استوار بر روش توصیفی-تحلیلی بر نقش و کارکرد پدیدارشناختی شهود ذات نزد دکارت و هوسرل تمرکز دارد. طبق یافته های مقاله، علیرغم آنکه شهود فرآیند روش شناختی مشترک در پدیدارشناسی دکارت و هوسرل است، اما از حیث مؤلفه های کارگر در مقوله شهود تفاوت های آشکاری میان این دو وجود دارد. دکارت با ایجاد تمایز ضروری میان کنش های ذهنی شهود و قیاس، شهود را صرفاً واجد بداهت ذاتی بی واسطه و سزاوار اساس فلسفه یقینی می داند. دکارت به منظور فراتر بردن یقین حاصل از بداهت شهود بی واسطه به مقوله زمان و حافظه متوسل می شود. ولی از آنجا که حافظه فاقد ظرفیت تضمین بداهت شهود از «اکنون» به «گذشته» یا «آینده» است، به مفهوم خدا یا در حقیقت آموزه ورود الوهیت در تاریخ متوسل می شود تا استمرار فرازمانی بداهت بی واسطه شهود «من»را تضمین کند. با این همه نزد هوسرل، شهود در درجه اول به جنبه التفاتی بستگی دارد و بدون اساس و بنیادی که از سوی شهود داده شده، دست یافتن به اساس یقینی شناخت پدیداری امکان پذیر نیست. هوسرل با در پیش گرفتن رویکردی کاملاً نو می کوشد بداهت ذاتی شهود را برخلاف خواست دکارت نه از عقل الهی، بلکه از اگوی استعلایی یا موضوعیت نفسانی که شرط وجودی اعیان است، به دست آورد. بنابراین «خیال» را در مرکز شهود ذات می گذارد و با ورود مفاهیم نو، شهود را از رهگذر تعریف آن به منزله تصمیم و مسئولیت معرفت شناختی، انسجام ذات و استمرار اگوی فرازمان تکمیل می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان