عطیه زندیه

عطیه زندیه

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شهید مطهری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

بررسیِ راهبردهایِ استاد مطهری در انسان شناسی (تحلیل ماتریس سُوات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
مقدمه و اهداف: انسان شناسی در جهان معاصر، به ویژه در بستر بحران معنا، فروپاشی اخلاق و سلطه رویکردهای تقلیل گرا، نیازمند بازخوانی ای است که بتواند نسبت انسان با حقیقت، تاریخ، جامعه و غایت را در افقی جامع بازتعریف کند. منظومه انسان شناسی استاد مطهری، با اتکا بر مبانی فلسفی، وحیانی و تمدنی، یکی از مهم ترین ظرفیت های اندیشه اسلامی برای پاسخ گویی به این وضعیت است. مطهری، با رویکردی مسئله محور و آینده نگر، انسان را موجودی اشتدادی، چندلایه و برخوردار از فطرت الهی می داند؛ موجودی که در نسبت با عقل، ایمان، ولایت و تاریخ معنا می یابد و قابلیت عبور از سطح زیست طبیعی به افق های متعالی را دارد. باوجود این ظرفیت ها، منظومه انسان شناسی مطهری در مواجهه با مکاتب رقیب و شرایط پیچیده جهان مدرن، نیازمند تحلیل راهبردی است؛ تحلیلی که بتواند قوت ها و ضعف های درونی، و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی را در چهارچوبی منسجم آشکار کند. از این منظر، مدل سوات (SWOT) به عنوان ابزاری برای تحلیل موقعیت و طراحی راهبرد، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح فلسفی، بلکه در سطح تمدنی و تربیتی بازخوانی شود. هدف این پژوهش آن است که با بهره گیری از ماتریس سوات و مدل اسپیس، جایگاه راهبردی انسان شناسی مطهری را در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی تحلیل کند و نشان دهد که این منظومه چگونه می تواند در برابر تهدیدهای معرفتی و تمدنی ایستادگی کند، از فرصت های بیرونی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. روش: روش این پژوهش مبتنی بر تحلیل اسنادی، مطالعه کتابخانه ای و تفسیر راهبردی متون است. داده های تحقیق از آثار مکتوب استاد مطهری، به ویژه آثار انسان شناختی، فلسفی، تاریخی و تمدنی او استخراج شده و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون، در پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی سامان دهی شده اند. در این فرایند، ابتدا مضامین پایه از دل متون استخراج شد، سپس در قالب مضامین سازمان دهنده دسته بندی و در پایان، در قالب مضامین فراگیر، ساختار کلی انسان شناسی مطهری بازسازی شد. برای تحلیل راهبردی این ساختار، از مدل سوات (SWOT) استفاده شده است. این مدل، با تفکیک عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) و عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدیدها)، امکان آن را فراهم می کند که منظومه انسان شناسی مطهری در نسبت با محیط معرفتی و تمدنی معاصر ارزیابی شود. در این مرحله، هر یک از پنج محور تحلیلی در چهار مؤلفه سوات جای گذاری شد و از دل آن، راهبردهای چهارگانه تهاجمی (SO)، رقابتی (ST)، محافظه کارانه (WO) و تدافعی (WT) استخراج شد. در گام تکمیلی، برای تعیین جهت گیری کلان نظریه، از مدل اسپیس (SPACE) بهره گرفته شد. این مدل با ارزیابی چهار بُعد «قدرت نظری»، «مزیت رقابتی»، «قدرت حوزه فعالیت» و «فشار محیطی»، موقعیت راهبردی انسان شناسی مطهری را تحلیل می کند. ترکیب این دو ابزار، امکان آن را فراهم می کند که انسان شناسی مطهری نه تنها در سطح مفهومی، بلکه در سطح راهبردی و تمدنی بازخوانی شود و مسیر تحول آن در علوم انسانی ترسیم شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که انسان شناسی استاد مطهری، در مواجهه با محیط معرفتی و تمدنی معاصر، واجد ظرفیت های راهبردی متعددی است که آن را از یک نظریه صرفاً فلسفی فراتر می برد و در جایگاه یک الگوی تمدنی قرار می دهد. تحلیل ماتریسی سوات نشان داد که در محور معرفت شناسی، مبناگرایی فلسفی، اصالت عقل و فطرت، و پرهیز از نسبی گرایی، مهم ترین قوت های درونی این منظومه اند؛ قوت هایی که در برابر تهدیدهایی چون سلطه عقلانیت ابزاری، حذف فطرت و تقلیل انسان به ماده، نقش ایستادگی و بازسازی ایفا می کنند. در محور روش شناسی، پلورالیسم روشی و بهره گیری هم زمان از فلسفه، عرفان، قرآن و تاریخ، ظرفیت ارائه تصویری جامع از انسان را فراهم می کند؛ هرچند تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، یکی از ضعف های مهم این حوزه است. در محور روان شناختی، تأکید بر انسان کامل، ایمان، اراده و حرکت اشتدادی، در برابر بحران های هویتی و ازخودبیگانگی انسان مدرن، کارکردی بازسازانه دارد. در سطح تمدن پژوهی، افق آینده نگر و نگاه کلان نگر مطهری، نظریه او را قادر می کند تا در برابر الگوهای انسان غربی و فروپاشی ارزش های انسانی، موضعی فعال و بازخوانانه اتخاذ کند. در محور راهبرد عملی نیز، مسئله محوری، شجاعت مواجهه با مکاتب رقیب و تکیه بر مواد خام فرهنگی تمدن اسلامی، مهم ترین قوت ها به شمار می آیند؛ هرچند فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف های قابل توجه است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که انسان شناسی مطهری، با وجود برخی خلأهای عملی و میان رشته ای، از چنان انسجام فلسفی، ظرفیت تمدنی و توان نقد مکاتب رقیب برخوردار است که می تواند در برابر تهدیدهای بیرونی ایستادگی کند، از فرصت های محیطی بهره گیرد و مسیر تحول علوم انسانی را ترسیم نماید. بحث و نتیجه گیری: تحلیل راهبردی انسان شناسی استاد مطهری نشان می دهد که این منظومه، در عین برخورداری از بنیان های فلسفی و وحیانی استوار، واجد ظرفیت های تمدنی و تربیتی است که آن را از سطح یک نظریه انتزاعی فراتر می برد. بررسی پنج محور معرفت شناسی، روش شناسی، روان شناختی، تمدن پژوهی و راهبرد عملی نشان داد که مطهری با تکیه بر جامع نگری، اصالت فطرت، عقلانیت توحیدی و طرح انسان کامل، توانسته است در برابر تهدیدهای معرفتی و فرهنگی جهان مدرن موضعی فعال، نقادانه و بازسازانه اتخاذ کند. در عین حال، تحلیل سوات آشکار کرد که این منظومه در برخی حوزه ها، به ویژه در سطح عملی و میان رشته ای، نیازمند توسعه و بازخوانی است. تعامل محدود با علوم انسانی تجربی، کم توجهی به انسان انضمامی و فقدان مدل های عملیاتی در تربیت و روان شناسی، از جمله ضعف هایی اند که می توانند با بهره گیری از فرصت های بیرونی، به ویژه گرایش جهانی به معنویت، مطالبه برای تربیت کرامت محور و گشودگی علمی به فلسفه های تطبیقی، اصلاح و تکمیل شوند. نتایج مدل اسپیس نیز نشان داد که جهت گیری کلان انسان شناسی مطهری در ربع تهاجمی قرار می گیرد؛ به این معنا که قوت های نظری و تمدنی این منظومه به اندازه ای نیرومند است که می تواند فرصت های بیرونی را فعال و تهدیدهای محیطی را خنثی کند. باوجوداین، در سطح مواجهه با تهدیدها، راهبرد رقابتی  (ST)و در سطح عملی، راهبرد محافظه کارانه (WO) نیز معنا و کارکرد دارند. در مجموع، انسان شناسی مطهری الگویی است که هم توان ایستادگی در برابر بحران های انسان مدرن را دارد، هم قابلیت بهره گیری از فرصت های معرفتی و تمدنی را، و هم ظرفیت آن را که در مسیر تحول علوم انسانی، نقش آفرینی کند. این پژوهش نشان می دهد که بازخوانی راهبردی اندیشه مطهری می تواند افق های تازه ای برای طراحی الگوهای تربیتی، تمدنی و توحیدمحور بگشاید. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه حمایت مالی، کمک پژوهشی یا پشتیبانی از سوی اشخاص ثالث اعم از نهادهای دولتی، تجاری یا بنیادهای خصوصی دریافت نکرده اند. همچنین، هیچ اختراع، طرح ثبت شده یا پرونده داوری مرتبط با این اثر در حال انجام نیست. این پژوهش فاقد هرگونه جنبه مرتبط با حیوانات آزمایشگاهی یا بیماری های خاص انسانی بوده و بنابراین، نیازمند اعلام یا تأیید اخلاق نشر نیست.
۲.

مراتب دین و دین ورزی بر اساس آرای سیدحیدر آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سید حیدر آملی دین شریعت طریقت حقیقت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۳
سیدحیدر آملی به عنوان یکی از پیشگامان عرفان شیعی، از دین حنیف یا اسلام سخن می گوید که حقیقت واحد تمام ادیان است. وی برای این دین واحد الهی، در وهله اول و برای اهل آن، در مرتبه ثانی مراتبی قایل است؛ لذا به اعتباری دین را به دو بخش «ظاهر» و «باطن» و به اعتباری دیگر به سه بخش «شریعت»، «طریقت» و «حقیقت» تقسیم می کند. این مقاله در نقد و بررسی اِعمال این تقسیم بندی در تمامی حوزه های مرتبط با دین مانند مراتب دین ورزی، مراتب دین ورزان، مقامات علمای دینی و منابع معرفت دینی برآمده است. دغدغه سید حیدر این است که با ذومراتب نشان دادن دین و دین ورزی، میان اندیشه های شرعی یا فقهی و عرفانی و همچنین میان شیعیان دوازده امامی و عرفای راستین، هماهنگی و آشتی برقرار کند. بر این اساس در این مقاله به این نکته می رسیم که حقیقت دین، حقیقتی واحد است با مراتب تشکیکی و طولی که غیر قابل انفکاک از یکدیگرند و هر مرتبه، مکمل مرتبه دیگر است. روش تحقیق در این مقاله از این جهت که به موضوعی اندیشه ای و معرفتی می پردازد و به روش استدلال و تحلیل عقلانی مبادرت می ورزد، بنیادین و نظری است.واژگان کلیدی: سیدحیدر آملی، دین، دین ورزی، شریعت، طریقت، حقیقت.
۳.

مبناگرایی شناخت شناسانه در فلسفه ی اسلامی: با نظر به بحث استعاره های مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبناگرایی توجیه استعاره ثنویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۳
مبناگرایی، در میان غالب اندیشمندان مسلمان به ویژه سه فیلسوف صاحب مکتب ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا به عنوان نظریه ی توجیه شناخت پذیرفته شده است. پرسش آن است که: «چرا در این سنت با غلبه ی مبناگرایی مواجهیم؟» با نظر به بحث استعاره های مفهومی می توان گفت وجود استعاره ی «دانش به مثابه یک ساختمان» می تواند بدین منجر شود که فیلسوف مسلمان آن گاه که در باب توجیه شناخت نظریه پردازی می کند در جستجوی پایه و مبنا برای بنای معرفت باشد. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی متون سه فیلسوف مورد نظر می توان به طرح این توصیف تازه پرداخت که پیش فرض ثنویت ذهن و عین و هم چنین فرض سلسله مراتبی بودن امورات در ساحت هستی و ادراک در شکل گیری استعاره ی فوق مؤثر بوده است. اهمیت پرداختن بدین مسأله از آن رو است که با تغییر نگرش نسبت به رابطه ی ذهن و عین، استعاره ی «دانش به مثابه یک ساختمان» نیز دستخوش تغییر گشته و امکان طرح استعاره های تازه که بر اساس آن، دانش بدون نیاز به محور، مبنا و پایه تبیین می گردد فراهم خواهد شد. در نهایت این نتیجه حاصل می گردد که با ورود استعاره های تازه در باب دانش، امکان طرح نظریات جدید به موازات مبناگرایی میسر می شود.
۴.

حقیقت و واقعیت در پراگماتیسم پیرس و جیمز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پیرس جیمز حقیقت واقعیت معیار مطابقت اصل پراگماتیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۲۸۸
حقیقت و واقعیت از مباحث بنیادی فلسفی است که پراگماتیست ها دربارۀ آن مباحث ویژه ای مطرح کرده اند. در این مقاله آرای پیرس و جیمز در این خصوص با هم تطبیق داده می شود تا به این سؤال پاسخ داده  شود که چرا با اینکه پیرس بنیان گذار پراگماتیسم است، جیمز از شهرت گسترده تری برخوردار است؛ تفکر او بیشتر پی گرفته می شود و از او نیز به عنوان مؤسس پراگماتیسم نام می برند؟ آنچه باعث این مسئله شده، نظرگاهی است که این دو دربارۀ نظریۀ حقیقت اتخاذ کرده اند؛ از این رو، بررسی حقیقت و واقعیت از لحاظ معنا، اقسام، معیار و جایگاه آنها در پراگماتیسم، هم نظر آنان را در مورد این دو مبحث به خوبی بازگو می کند و هم به پرسش این مقاله پاسخ می دهد. پراگماتیسم بر اصل پراگماتیکی استوار است که پیرس واضع آن بوده و جیمز نیز آن را پذیرفته است. آنان با اصل پراگماتیکی، آثار و نتایج عملی مفاهیم را می سنجند. تمایز این دو فیلسوف در این است که پیرس اصل پراگماتیکی را اصلی منطقی دانسته، با نظریۀ معنا مرتبط می سازد و جیمز آن را با نظریۀ حقیقت گره می زند و این باعث می شود پراگماتیسم جیمز در صدر تفکرات پراگماتیستی بعدی قرار گیرد. افزون بر این، در این مقاله به این پرسش نیز می پردازیم که آیا پراگماتیسم آنان در نظریۀ واقعیت و حقیقت، توانسته است خود را از قید فلسفۀ متافیزیکی برهاند؟ پاسخ این پرسش آن است که پیرس و جیمز دیدگاه های مؤثر وجدیدی در فلسفه مطرح کرده و برخی از اصول فلسفۀ متافیزیکی را به چالش کشیده اند؛ اما با این همه، هنوز در چارچوب تفکر متافیزیکی می اندیشند.
۵.

خودآیینی در بازی باوری رورتی: از آزادی انسان تا رهایی متن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رورتی بازی باوری متافیزیک خودآیینی کمپوزیسیون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۱
بازی باوری رورتی در بستر رومانتیک گرایی او با تلاش برای تحقق آزادی انسانی طرح می شود. رورتی تلاش می کند تا با کنار زدن بندهای متافیزیک، رؤیای آزادی را محقق سازد. هرچند وی، آزادی را به نحو عام مطرح می کند، اما این ایده به طور خاص به وادی ادبیات نیز کشانده می شود. پرسش مقاله حاضر این است که: چگونه می توان از تحقق آزادی که به عنوان آرمانی رومانتیک مطرح می شود، به رهایی متن از قیود کلاسیک رسید؟ خودآیینی یکی از مؤلفه های بازی باوری است که «سراییدن هر داستانی که می خواهیم» معنا می شود و با شکل دهی متون بدیع به ساخت واقعیت های تازه می پردازد. در این تحقیق نشان خواهیم داد که به کار بردن کیفیت های کمپوزیسیونی تازه، چگونه می تواند بازی باوری را در عمل محقق ساخته، آن را به عرصه ی ادبیات نیز بکشاند. توجه به آثاری با چنین کیفیت های کمپوزیسیونی، بیش از دیگر آثاری که رورتی به تحلیل آن ها می پردازد می تواند به رها شدن از دام متافیزیک منجر گردد.
۶.

سفر معنوی بر اساس سیر دیالکتیکی در فلسفه افلاطون و تطبیق آن با سفرهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیالکتیک سفرهای چهارگانه سلوک عرفان اسلامی فلسفه افلاطون تمثیل خط تمثیل غار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
در فلسفه افلاطون و سنت عرفان اسلامی، عالَم و آدم دارای دو بعد جسمانی و روحانی معرفی شده اند. بعد روحانی انسان میتواند در عوالم هستی سفر معنوی صعودی و نزولی داشته باشد. در عرفان اسلامی، طی مراتب هستی، یعنی حضرات خمس، در سفرهای چهارگانه توضیح داده شده است که شامل سفر از خلق به حق، سیر در حق، سفر از حق به خلق و در نهایت سیر با حق در خلق میباشد. سفر معنوی در فلسفه افلاطون نیز با استفاده از سیر دیالکتیکی، تمثیل خط و تمثیل غار قابل تبیین است. افلاطون بطور کلی به این سفر معنوی پرداخته و قصد تقسیمبندی مراتب آن را نداشته است، اما میتوان آراء او را بطریقی صورتبندی کرد که بر این چهار سفر مطابقت پیدا کند. در این صورت، سفر معنوی در فلسفه افلاطون این چهار مرحله را شامل خواهد شد: سفر از سایه ها به عالم مُثُل، سیر در مُثُل، سفر از عالم مُثُل به عالم محسوس، و در نهایت، سیر با مُثُل در سایه ها. بدین ترتیب، سفر اول، دوم و چهارم با اختلافاتی که این دو تفکر در نگاه به برترین مراتب هستی و انسان کامل دارند، بصورت واضحتری قابل تطبیق است. سفر سوم گرچه قابل تطبیق است، ولی تطبیق در آن بصراحت سه سفر دیگر نیست. نگاه دینی عارفان، تأکید آنان بر ریاضت و تزکیه نفس و فاصله زمانی طولانی که میان طرح این دو نوع اندیشه وجود دارد، از مواردی است که تفاوتهایی عمیق بین آنها ایجاد کرده است.
۷.

فلسفۀ تعلیم و تربیت در اندیشۀ پراگماتیستی پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پراگماتیسم پیرس روش های شکل گیری عقیده نظریه های تعلیم و تربیت نظریه تحقیق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۲۹۰
یکی از فلسفه های تعلیم و تربیت در مکتب پراگماتیسم رشد کرده است. پیرس مؤسس مکتب پراگماتیسم است. وی به نحو صریح و مستقیم به فلسفه تعلیم و تربیت نپرداخته است، اما یکی از مبانی اصلی فلسفه او نظریه تحقیق است که در آن از شناخت و چگونگی شکل گیری عقیده براساس آن بحث می شود. عقایدی که عامل ایجاد اعمال و رفتارهای انسانی هستند. وی از چهار روش شکل گیری عقیده بحث می کند. از نظر او سه روش غیرقابل پذیرش است و تنها یک روش شایستگی دارد تا عقاید براساس آن شکل گیرد. پرسش این مقاله این است که آیا می توان میان آرای پیرس و نظریه های تعلیم و تربیت ارتباط برقرار کرد؟ اگر آری، آیا نتیجه این تطبیق همان است که پیرس به آن رسیده است؟ در تعلیم و تربیت درصددند افراد را طوری آموزش دهند که دارای عقایدی باشند که آنان را به سوی عمل صحیح سوق دهد. در این مقاله روش های موردنظر پیرس را با نظریه های رایج در تعلیم و تربیت مطابقت داده و به این نتیجه رسیده ایم که علاوه بر روش مورد تأیید پیرس، از نظریه های دیگر هم می توان به طور مفید بهره برد. روش تحقیق در این مقاله، از سویی توصیفی تحلیلی تطبیقی و از سوی دیگر، کتابخانه ای است.
۸.

گونه شناسی دین ورزی از دیدگاه سیدحیدر آملی و عبدالکریم سروش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شریعت طریقت حقیقت مصلحت اندیش معرفت اندیش تجربت اندیش

تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۰
گونه شناسی دین ورزی یکی از مباحثی است که الهی دانان به آن توجه داشته اند. سید حیدر آملی و عبدالکریم سروش ازجمله اندیشمندانی هستند که به این امر همت گماشته اند. هدف ما در این مقاله، مقایسه و تطبیق دیدگاه های ایشان درباره این موضوع است. سید حیدر برای دین ورزی، مراتب سه گانه «شریعت»، «طریقت» و «حقیقت» را بر می شمرد. سروش نیز نوعی گونه شناسی دین ورزی را عرضه می کند که با تقسیمات یادشده، تمایزها و تداخل هایی دارد. این سه گونه دین ورزی عبارت اند از: «مصلحت اندیش»، «معرفت اندیش» و «تجربت اندیش». سیدحیدر و سروش با آنکه در بسیاری از خصوصیات دینی، فکری و فرهنگی خط مشی واحدی دارند، فضای فکری و زمانه آنان باعث شده است تا مبانی و رویکردشان متفاوت شود. سید حیدر به مقتضای رویکرد سنتی و عرفانی به گونه شناسی دین ورزی می پردازد؛ در حالی که سروش رویکرد اجتماعی مبتنی بر دنیای مدرن را محور قرار می دهد. مهم ترین نتیجه ای که این دو رویکرد را از هم متمایز می کند، توجه سروش به شناخت شناسی به عنوان یکی از مؤلفه های تفکر مدرن، و التفات سید حیدر به وجودشناسی سنتی است. روش تحقیق در این مقاله، از این نظر که به موضوعی اندیشه ای و معرفتی می پردازد و به روش استدلال و تحلیل عقلانی مبادرت می ورزد، بنیادین و نظری است و از این نظر که آرای دو متفکر را مقایسه می کند و تطبیق می دهد، مقایسه ای و تطبیقی است.
۹.

هستی شناسی ارواح معانی قرآن کریم در اندیشۀ ملاصدرا و تأثیر آن در مبحث کیفیت وضع الفاظ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم نبی اکرم (ص) روح معنا لفظ معنا وضع هستی ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۳۴۳
قاعده «وضع الفاظ برای ارواح معانی در قرآن کریم» در آثار ملاصدرا ارتباطی تنگاتنگ با فلسفه او دارد و بهمین دلیل با مبنا قراردادن هستی شناسی صدرایی میتوان به مصداق وجودی معانی الفاظ و درنتیجه کیفیت معرفت به آنها دست یافت. به اعتقاد ملاصدرا عالم، قرآن و وجود مقدس نبوی(ص) سه وجهه از هستیند که در مقام «وجود منبسط»، «کلام مستقیم الهی» و «حقیقت محمدیه» به وجودی واحد و بسیط موجودند و در مرتبه ملکوت اسفل متفرق شده و در قالب عالم مثال جزئیه، قرآن لفظی و وجود پیامبر اکرم(ص) تمثیل می یابند و آنگاه به عالم ماده نزول پیدا میکنند. از نظر ملاصدرا، هر مرتبه نازله، مثال مرتبه مافوق است و الفاظ نیز از این قاعده مستثنی نیستند. راه دستیابی از طریق الفاظ به مراتب مافوق کلام الهی، استفاده از قاعده وضع الفاظ برای ارواح معانی (معانی مطلق و عام) است. تعریف صدرالمتألهین از ارواح معانی، با تعریف او از کلی طبیعی و مثل افلاطونی مطابقت دارد. اطلاق و عمومیت ارواح معانی در مطابقت با کلی طبیعی، ناشی از خست ماهیت و در مطابقت با کلی افلاطونی، ناشی از سعه وجودی است. با تطبیق میان ارواح معانی و کلی طبیعی میتوان نتیجه گرفت که وضع الفاظ، بشری بوده و ملاک وضع الفاظ، حقیقت است.
۱۰.

از صورت منطقی تا صورت زندگی: بررسی انتقادی دنیل هوتو از ویتگنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صورت منطقی صورت زندگی توصیف غایت کارکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۳۲۳
از آنجا که ویتگنشتاین دارای دو فلسفه است، یکی از دغدغه های مفسران او، درک ارتباط بین دو فلسفه اوست. هوتو از جمله مفسرانی است که تلاش کرده ارتباطی وثیق میان فلسفه های او برقرار کند تا تفسیری منسجم و سازگار از آن ها ارائه دهد. به اعتقاد او، چنین دیدگاهی منجر به رفع اختلافات سطحی و عمیق در فلسفه های ویتگنشتاین می شود. به بیان هوتو، بستر یکپارچه ای که فلسفه های ویتگنشتاین را به هم مرتبط می کند «غایت فلسفه» از نظر او، و رویکردش نسبت به «ماهیت و معنای زبان» است. بنابر تفسیر هوتو، غایت فلسفه در دو دوره فکری ویتگنشتاین توصیف بوده است. اما رویکرد فلسفی او در مورد ماهیت زبان دچار تحول شده است: تحول از صورت منطقی به صورت زندگی. همت هوتو بر این است که نشان دهد این تحول خواست اصلی ویتگنشتاین نبوده، و در اثر روشی که برای ارائه تفکر خود برگزیده، پیش آمده است. او رویکرد ویتگنشتاین در فلسفه دوم را که برمبنای نگرش کارکردی است صحیح می داند، اما رویکرد او در فلسفه اول را بر مبنای نظریه تصویری و ناصحیح می خواند، و معتقد است سردرگمی ویتگنشتاین باعث وقوع این رویکرد ناصحیح شده است. هوتو قصد دارد روش فلسفه دوم را به فلسفه اول تسری دهد تا کل فلسفه او با یک غایت و یک رویکرد مورد تفسیر قرار گیرد. گرچه نتیجه ای که هوتو می گیرد بدیع است، اما به این امر می انجامد که در رساله، نکته قابل ملاحظه ای وجود ندارد که ارزش حفظ کردن داشته باشد.
۱۱.

نقدی بر کتاب ویتگنشتاین و غایت فلسفه: نه نظریه و نه درمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ویتگنشتاین غایت تفسیر نظریه ای تفسیر درمانی توصیف روشن سازی

تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۴۷
هر علمی ازطریق مبانی آن شناخته می شود. یکی از مبانی علم که در شناخت آن بسیار اثرگذار است «غایت» علم است. در فلسفه نیز فلاسفه براساس تعریفی که از آن دارند غایتی برای فلسفه در نظر می گیرند . در این مقاله بر نظر ویتگنشتاین درمورد غایت فلسفه تمرکز شده است. محور اصلی برای وصول به این مقصد کتاب ویتگنشتاین و غایت فلسفه: نه نظریه و نه درمان، اثر دنیل هوتو، است که وی در آن «غایت فلسفه» ازنظر ویتگنشتاین را بیان می کند. هوتو بحث خود را از منطق آغاز می کند. سپس تفاسیر قدیمی تر درخصوص غایت فلسفه درنظر ویتگنشتاین را مطرح می کند و آن ها را به چالش می کشد. وی ابتدا تفسیر نظریه ای و مابعدالطبیعی وسپس تفسیر درمانی را، که بنابرآن بسیاری از ملاحظات رساله بی معناست، نفی می کند و درپایان، تفسیری نو از غایت فلسفه درنظر ویتگنشتاین ارائه می کند که مبتنی بر توصیف، و براساس عمل گرایی در زندگی روزمره است. البته به این تفسیر هوتو نیز انتقاداتی وارد است و لازم است تا برخی مؤلفه های آن بازبینی شود.
۱۲.

اصل پراگماتیکی: عالی ترین مرحله وضوح در پراگماتیسم پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اصل پراگماتیکی وضوح پراگماتیسم پیرس معنا دکارت لایب نیتس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۷ تعداد دانلود : ۶۱۱
«اصل پراگماتیکی» مبنای پراگماتیسم پیرس است. او در تأسیس این اصل تحت تأثیر دکارت و اصطلاح «وضوح» او، و کانت و معنای «پراگما» از سوی اوست. پیرس ابتدا وضوح را از منظر دکارت و لایب نیتس معنا می کند، اما آنها را کافی ندانسته و مورد انتقاد قرار می دهد. پس از آن، اصل پراگماتیکی  خود را ارائه می دهد و آن را به عنوان عالی ترین مرحله وضوح معرفی می کند. او در نامگذاری این اصل واژه «پراگما» ( نه پراکتیک) را برمی گزیند، چون مطابق نظر کانت «تجربه» در معنای پراگما دخالت تام دارد. این اصل، اصلی منطقی است که در نظریه تحقیق پیرس مطرح می شود و به آثار عملی محسوسی توجه دارد که درپی هر عقیده ای ایجاد می شود. پیرس در نظریه تحقیق از عقیده سخن می گوید آنگاه که انسان را آماده عمل می کند. او وظیفه فکر را ایجاد عادت، و هویت عادت را هدایت به سوی عمل می داند. بدین ترتیب، وی میان عقیده، عمل، عادت و آثار محسوس و عملی عقیده ارتباط برقرار می کند. این اصل هم چنین اصلی معنا شناختی است که کارکرد اصلی آن برطرف کردن معضلات مابعدالطبیعه و روشن ساختن بی معنایی برخی از گزاره های آن است.  
۱۳.

شیوه دیالکتیکی سقراط در مواجهه با تعریف دینداری و تأثیر آن برتثبیت عقیده پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیرس سقراط دیالکتیک پراگماتیسم تثبیت عقیده رساله دینداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۵۳۲
بازشناسی عقاید و باورهای صحیح از خطا وکافی از ناکافی، یکی از دلمشغولی های عمده فلاسفه است. در این مقاله از آرای دو تن از فلاسفه ای که در این مورد به بحث پرداخته اند سخن به میان خواهد آمد. پیرس، مؤسس پراگماتیسم در قرن بیستم، از چهار روش تثبیت عقیده سخن می گوید: جزمی، سلطه جو، پیشینی و علمی. وی پس از معرفی و ذکر محاسن و معایب این روش ها، در پایان، روش علمی را به عنوان روش برتر برمی گزیند. از آنجا که پیرس خود اذعان دارد اندیشه اش، به طور کلی، تحت تأثیر افکار سقراط شکل گرفته است بر آن شدیم تا، فارغ از مباحث دیگر، اثرپذیری پیرس را از سقراط در بحث  انواع تعریف در دیالکتیک های سقراطی پی گیری کرده و نشان دهیم چگونه، به قول پیرس، پراگماتیسم، گویی واقعاً فلسفه سقراط است. در بررسی نظر سقراط، از شیوه دیالکتیکی او برای رسیدن به تعریف کلی بهره برده ایم که در رساله دینداری یا  اثوفرون افلاطون به کار گرفته شده است.
۱۴.

وجوه عقل و کارکردهای نظری و عملی آن در اندیشـة امـام خمینی(س)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عقل عملی امام خمینی ایمان عقل نظری عمل و نظر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸۴ تعداد دانلود : ۸۲۲
چکیده: انسان، موجودی صاحب عقل است که فرآورده های عقلانی او، در دو ساحتِ «نظر و عمل» رهگشای طریق زندگی اویند. این دو ساحت از دیرباز اندیشمندان را به تفکّر واداشته است. ارسطو بر این اساس، حکمت را به دو بخش نظری و عملی تقسیم کرده که این تقسیم بندی بر تقسیم عقل به نظری و عملی، مبتنی است. نحوة ارتباط این دو ساحت و استقلال یا وابستگی آنها به یکدیگر و میزان تأثیر و تأثر آنها نسبت به یکدیگر از اهداف این پژوهش است. امام خمینی از جمله کسانی است که به این مبحث پرداخته است. وی این دیدگاه را که شأن عقل نظری، «ادراک» و شأن عقل عملی، «انجام کارهای معقوله» باشد مورد انتقاد قرار می دهد و اعتقاد دارد «عمل» در هر دو شأنِ عقل، لازم است و علم و ادراک به تنهایی در عقل نظری کار ساز نیست. وی به نقش ایمان در اعتقادات و باورها توجّه دارد که تنها از طریق علم حاصل نمی شود.
۱۵.

صادر نخستین از دیدگاه امام خمینی (س)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: صدور قاعده الواحد وجود منبسط مبدا اول صادر نخست عقل اول

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
تعداد بازدید : ۲۰۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۶۳
طرح مساله صادر نخستین در فلسفه و عرفان، باعث تضارب آرای متوغلان در هر یک از این علوم، و همچنین این علوم با یکدیگر شده است. اختلاف آرا زمانی شدیدتر می شود که عارفان متفلسف و متفلسفان عارف به جمع رای فلاسفه و عرفا می پردازند. در این مقاله، رای حضرت امام خمینی(س) در مورد صادر نخست در چهار محور پیگیری می شود: 1) قاعده الواحد لایصدر عنه إلا الواحد؛ 2) نظر فلاسفه در مورد صادر نخست؛ 3) نظر عارفان در مورد آن؛ 4) حکومت بین آرای دو فرقه. سپس نتیجه گیری خواهد شد که حضرت امام در یک مورد، جمع آرای فلاسفه و حکما را می پذیرند؛ اما در مورد دیگر، در حالی که نظر دو فرقه را مخالف با یکدیگر نمی دانند، اظهارنظر می کنند که طرح این بحث در دو علم دو شان و مقام متفاوت دارد که نباید آنها را با یکدیگر خلط کرد.
۱۶.

تجرد و فوق تجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عقل نقل انسان نفس ناطقه تجرد فوق تجرد

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مقولات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
تعداد بازدید : ۲۳۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۵۰
بحث از تجرد نفس انسانی یکی از مهم ترین مباحث در انسان شناسی است. در این نوشتار، این مقوله از دیدگاه مؤسس حکمت متعالیه، صدرالمتالهین، و یکی از پیروان مکتب فلسفی او، امام خمینی، مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده پس از ذکر مباحث مقدماتی، براهین تجرد نفس را در دو حوزه «براهین عقلی» (در هشت برهان) و «براهین نقلی» (در 5 برهان) مورد بحث قرار داده است. امام خمینی در براهین عقلی بیشتر بر نظریات ملاصدرا تکیه می کند و تنها در بعضی موارد آرای شخصی خود را اظهار می دارد. برعکس، ایشان در براهین نقلی، رشته سخن را در دست گرفته و به شرح و تبیین این براهین می پردازد. به طور کلی، این دو حکیم، تجرد عقلی نفس ناطقه را که به توسط مشائیون اثبات گردیده بود، مورد تایید قرار می دهند. ملاصدرا تجرد برزخی نفس ناطقه را به اثبات می رساند و امام خمینی، علاوه بر تبعیت از وی در این موضوع، در براهین نقلی، در مورد مقام فوق تجرد نفس ناطقه بحث می کند.
۲۰.

فلسفه، عقل الهام یافته

مترجم:

کلیدواژه‌ها: تقدیر پسوخه ثومُس باستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱۱ تعداد دانلود : ۹۵۸
هدف نویسنده در مقدمه کتاب فلسفه بر سر تقاطع روشن کردن موضع خود در پاسخ به این پرسش است که آیا خدمات فلسفه به تفکر به پایان رسیده و تنها وظیفه باقی مانده ایضاح مطالب قبل است یا وظایف دیگری هم بر عهده فلسفه است. وی بحث خود را با تعریف فلسفه آغاز می‏کند.مراد او از فلسفه «تفسیر تجربه باستانی» است این تجربه باستانی است چون انسانهای اولیه هم به نحوی به آن اعتقاد داشتند. تجربه باستانی اجزایی دارد که پسوخه و ثومُس نام دارند و اجزای عقل بشر به مفهوم عام هستند. پسوخه، خود واقعی انسان است که دائمی، فناناپذیر، سرچشمه الهام و جنبه منفعل و پذیرای عقل است. ثومُس خود متغیر و فناپذیر است که کارکرد فعال و جنبه استدلالی عقل است. خودی که تجربه می‏کند، می‏خوابد، بدن را تدبیر می‏کند و‏… نسبت میان پسوخه و ثومُس همچون نسبت میان الهام و تفکر استدلالی است. وظیفه فلسفه به کارگیری و تلفیق این دو جزء است، نه صرفاً توجه به یکی از آنها. بنابراین، «فلسفه، عقل الهام یافته» است. وی خاطر نشان می‏کند عامل پیوند فلسفه افلاطون با فلسفه جدید، و آنچه باعث شده فلسفه غرب حاشیه‏ای بر فلسفه افلاطون باشد، همین دو جزء عقل در فلسفه اوست. در فلسفه افلاطون، با استفاده از دیالکتیک، از طریق تفکر استدلالی، رؤیت مثال خیرونیل به فضیلت میسر می‏شود. چنین تحلیلی معرفت را به دو قسم معرفت واضح از جهان ومعرفت مبهم از خیر افلاطونی تقسیم می‏کند. در قرون وسطی، اغلب درصدد بودند به معرفت خیر نایل آیند؛ اما در دوره رنسانس بیشتر به حصول درک واضح از جهان تمایل پیدا کردند. متفکران دوران جدید جنبه استدلالی و ریاضی تفکر افلاطون را مورد توجه قرار دادند و وصول به خیر برای آنان معنای دیگری غیر از فضیلت پیدا کرد. خیر در نظر اینان چیزی جز سلطه و سیطره پیداکردن بر طبیعت نبود. پیشرفتهای علمی قرون اخیر ثمره چنین رویکردی است. در نتیجه توجه به جنبه استدلالی، از اهمیت جنبه شهودی عقل کاسته شد. در حالی که، بنابر عقیده مؤلف، فلسفه بر سر تقاطع عقل استدلالی و شهود قرار دارد و نادیده گرفتن جنبه منفعل و شهودی عقل فاجعه‏ای بشری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان