چکیده

هدف از پژوهش حاضر، آزمون ""فرضیه بیش برنامه ریزی"" در زمینه ورزش و تعیین تأثیر نوع برنامه ریزی ورزشی (عدم مشارکت، مشارکت فراغتی و مشارکت آماتور در ورزش های سازمان یافته) بر عملکرد اجتماعی و انطباقی دختران دبیرستانی بود. در این پژوهش توصیفی پس رویدادی، 270 دانش آموز دختر (110 غیرورزشکار، 97 ورزشکار فراغتی و 63 ورزشکار آماتور) نسخه اعتباریابی شده مقیاس عملکرد اجتماعی و انطباقی کودکان و نوجوانان را تکمیل نمودند که داده های حاصل از آن با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون های تعقیبی مرتبط در سطح اطمینان 95 درصد تحلیل گردید. براساس یافته ها، نوع برنامه ریزی ورزشی بر ابعاد عملکرد تحصیلی، روابط با هم سالان و وظایف خانگی/ مراقبت از خود تأثیر معناداری داشته است؛ اما اثر آن بر روابط با خانواده به لحاظ آماری معنادار نمی باشد. تحلیل های تعقیبی نیز نشان می دهد که عملکرد تحصیلی گروه آماتور پایین تر از گروه های فراغتی و غیرورزشکار است؛ اما روابط با هم سالان در گروه آماتور از گروه فراغتی و غیرورزشکار و نیز روابط با هم سالان در گروه فراغتی بالاتر از گروه غیرورزشکار می باشد. علاوه براین، سطح وظایف خانگی و مراقبت از خود در گروه آماتور بالاتر از گروه غیرورزشکار بوده و در سایر موارد تفاوت ها از نظر آماری معنادار نمی باشند. درمجموع، نتایج پیشنهاد می کنند که انتقال مشارکت از ورزش فراغتی به رقابتی، تأثیر مثبتی بر کیفیت عملکرد اجتماعی (روابط با هم سالان) و انطباقی (وظایف خانگی و مراقبت از خود) دارد؛ اما ممکن است موجب افت تحصیلی گردد. شایان ذکر است که یافته ها از فرضیه بیش برنامه ریزی در مورد اثرات منفی افزایش در فعالیت های سازمان یافته حمایت می کند.

تبلیغات

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۸