مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۶۱.
۲۶۲.
۲۶۳.
۲۶۴.
۲۶۵.
۲۶۶.
۲۶۷.
۲۶۸.
۲۶۹.
۲۷۰.
۲۷۱.
۲۷۲.
۲۷۳.
۲۷۴.
۲۷۵.
۲۷۶.
۲۷۷.
۲۷۸.
۲۷۹.
۲۸۰.
سینما
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
668 - 693
حوزههای تخصصی:
سینما به عنوان هنر و رسانه ای قصه گو همواره در پی یافتن بهترین داستان ها برای روایت آن ها در قالب فیلم بوده است. در این میان، داستان های اسطوره ای توانستند بیش از دیگر انواع داستانی، توجه مخاطبین سینما را به خود معطوف کنند، فیلم سازان براساس همین علاقه وافر بینندگان از سویی و تنوع این داستان ها، شروع به ساخت فیلم های اسطوره ای زدند. سینمای ایران در میان دیگر کشورهای جهان از پیشروان این گونه سینمایی بوده است. نخستین کارگردانان ایرانی با اتکا به منابع غنی ادبیات کلاسیک ایران، در نخستین تجربه های سینمایی خود دست به ساخت فیلم هایی با داستان هایی از زندگی اسطوره های ایرانی زدند. پس از ایشان نیز دیگر فیلم سازان ایرانی با یا بدون آگاهی به اهمیت و کارکرد اسطوره، فیلم هایی با همین داستان ها یا مضمون ها تولید کردند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد گونه شناسی است که براساس منابع معتبر کتابخانه ای حوزه مطالعات اسطوره ای و سینمایی صورت می پذیرد. ما در این پژوهش ثابت می کنیم که براساس معیارهای گونه شناختی، می توان گونه ای مستقل به نام گونه «اسطوره ای» در سینما تعریف کرد تا براساس آن این گونه فیلم ها از دیگر فیلم ها متمایز و مشخص کردند. از دیگر سو با تعریف این گونه سینمایی در سینمای ایران، می توان مسیر جدیدی در تولید فیلم های فاخر و قابل عرضه در عرصه های بین المللی گشود. بازشناسی گونه اسطوره در سینما، علاوه بر آنکه باعث مجزاکردن فیلم هایی با داستان های اسطوره ای کهن و حتی مدرن از دیگر گونه ها در حوزه مطالعات سینمای می گردد بلکه سبب آشنایی نوجوانان و جوانان با این پایه های فرهنگی جامعه نیز می گردد.اهداف پژوهش:تعیین وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎ و ﻣﺸﺨﺼﺎت ﮔﻮﻧﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ فیلم های اﺳﻄﻮره ای در ﺳﯿﻨﻤﺎی اﯾﺮان.آﺷﻨﺎﮐﺮدن و ﺳﻮق دادن ﮐﺎرﮔﺮداﻧﺎن اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ اﯾﻦ ﮔﻮﻧه ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ.سؤالات پژوهش:ﺳﺎبقه ﺳﯿﻨﻤﺎی اﺳﻄﻮره ای در اﯾﺮان ﯾﺎ ﻣﯿﺰان و ﮐﻤﯿﺖ ﺣﻀﻮر اﺳﻄﻮره ﻫﺎی اﯾﺮاﻧﯽ در ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎی ﺳﯿﻨﻤﺎﯾﯽ اﯾﺮان ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ؟وﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎی ﮔﻮنه اﺳﻄﻮره در ﺳﯿﻨﻤﺎی اﯾﺮان ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﻮﻧﻪ ای ﻣﺴﺘﻘﻞ ﭼﯿﺴﺖ؟
ساختارهای تخیل در فیلم ماهی بزرگ اثر تیم برتون با تاکید بر آراء ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بازنمایی و تحلیل ساختارهای خیالی فیلم ماهی بزرگ اثر تیم برتون، با بهره گیری از نظرات ژیلبر دوران می پردازد. کسی که توانست خوانشی تخیّلی از متون کلامی و تصویری، با استفاده از دو منظومه روزانه و شبانه ارائه دهد. تکرارها و حشوهای معنایی را پیدا کند و آنگاه شباهت آنها را به طور ضمنی مشخص کند. لذا مسئله بنیادی آن است که کارکرد اصلی طرح تخیل در فیلم ماهی بزرگ چیست و چگونه می توان تصاویر هنری این فیلم را، بر اساس نظریات ژیلبر دوران، طبقه بندی کرد. بر این بنیان، هدف پژوهش حاضر، شناسایی رابطه میان خیال (اِدوارد بلُوم) و امر واقع (ویلیام بلُوم) در بستر رویدادهای داستان با استفاده از دو منظومه روزانه و شبانه ارائه شده توسط ژیلبر دوران می باشد. پژوهش حاضر با رویکردی بنیادی و با روش توصیفی– تحلیلی بر موضوع تمرکز کرده و هم چنین داده ها بر مبنای مطالعه کتابخانه ای و الکترونیکی گردآوری شده است. یافته های این پژوهش بر این اذعان دارد که با بهرمندی از نظرات ژیلبر دوران، می توان دریافت که نگاه تخیل پرداز کارگردان، تا حدودی از ساختارهای منظومه روزانه و شبانه تخیل، اثر پذیرفته است. به نظر می رسد درمیان ساحت های سه گانه انسان ، قوه خیال واسطه ای میان ساحت انسانی و ساحت روحانی و به عبارتی، مرحله برزخی است.
چگونه سینمای نئورئالیستی ایتالیا نمونه کامل سینمای مدرن از منظر فلسفه سینمای ژیل دلوز است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۹/۲
237 - 257
حوزههای تخصصی:
ژیل دلوز، در تحلیل سینما، دو مفهوم اساسی را بررسی می کند: حرکت و زمان. هر دوی این مفاهیم در فلسفه درون ماندگار و تک نوایی او نقش محوری ایفا می کنند. بر همین اساس، دلوز سینما را به دو نوع اصلی تقسیم می کند: سینمای حرکت و سینمای زمان. او به ویژه بر اهمیت سینمای زمان تأکید دارد و معتقد است که این نوع سینما نقشی کلیدی در مقابله با نیهیلیسم و ناباوری به جهان در دوران مدرنیته، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، ایفا می کند. از نظر دلوز، سینمای زمان توانایی منحصربه فردی دارد در بازنمایی تجربه های پیچیده و چندلایه ای از واقعیت که فراتر از سادگی حرکت و کنش های مستقیم اند.
به زعمِ نگارندگان، سینمای نئورئالیستی ایتالیا بهترین نمونه از سینمای زمان دلوزی محسوب می شود. این سبک سینمایی، با تمرکز بر زندگی روزمره و واقعیّات اجتماعی پس از جنگ، توانسته است، به شکلی عمیق و اثرگذار، مسائلی همچون رنج، امید و اخلاق را به تصویر بکشد. مقاله حاضر درصدد است تا، با بررسی مبانی نظری دلوز و تحلیل ویژگی های کلان فیلم های نئورئالیستی، به چرایی و چگونگی تطابق این دو بپردازد و نشان دهد که چگونه سینمای نئورئالیستی ایتالیا می تواند نمونه ای کامل و بارز از سینمای زمان باشد. دراین راستا، می توان به ویژگی های عمده سینمای نئورئالیستی ازقبیلِ تبعیت مونتاژ از نما، ظهور تصاویر صرفاً دیداری و شنیداری و درهم تنیدگی سوژه و ابژه اشاره کرد.
تحلیل رمزگان فیلم «شطرنج باد» محمدرضا اصلانی بر اساس نشانه شناسی امبرتو اکو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
۶۲-۵۱
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی امبرتو اکو در سینما بر اساس بیان و محتوا، فرهنگ و تفسیر قابل واکاوی است. در این بین رمزگان ها که روابط میان بیان و محتوا هستند اهمیت ویژه ای دارند. این رمزگان ها در سینمای پست مدرن، سبب شکل گیری تفسیرهایی از سوی مخاطب می گردد که جنبه های فرهنگی در آن نقش بسزایی دارد. بر اساس نشانه شناسی اکو رمزگان های رویدادها، تداعی، بازنمایی، قراردادی، همبستگی، دلالت ها، تفسیر، توصیف، روایتی و رمزگان مفهومی شکل می گیرند. این رمزگان ها سهم نشانه شناسی اکو در سینما را بازتاب داده و شناختی دقیق تر در سینمای پست مدرن ایران را سبب می گردد. در حال حاضر هیچ سیستم کاملی برای نشانه شناسی سینمای پست مدرن وجود ندارد. این امر نشان می دهد که پژوهشگران همچنان در حال بررسی کشف نحوه عملکرد نشانه ها و معانی در فیلم هستند. اما قوانین کلی رمزگان ها وجود دارد. این قوانین به نحوه ارتباط نشانه ها با معانی و نحوه تفسیر آن توسط مخاطبان اشاره دارند. در سینمای پست مدرن ایران، نشانه ها، نمادها و رمزگان ها نقشی کلیدی در بازنمایی و تفسیر ایفا می کنند که این امر با دیدگاه اکو در ارتباط نشانه ها و رمزگان ها همخوانی دارد. تفسیر فیلم های پست مدرن به طور مداوم در حال تغییر و دگرگونی است و این امر به دلیل بینامتنی بودن این نوع سینما است. در این نوع سینما، فیلمسازان از ارجاعات متعدد به آثار سینمایی، ادبی و هنری دیگر استفاده می کنند که لایه های معنایی جدیدی به فیلم می افزاید و به مخاطبان آگاه، امکان تفسیرهای متعدد از اثر را می دهد. این پژوهش از منظر هدف، نظری - کاربردی و از منظر شیوه، توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری برخی آثار سینمای پست مدرن جهان و ایران همچنین مطالعه موردی فیلم «شطرنج باد» محمدرضا اصلانی صورت گرفته است.
روندهای آینده نظام توزیع در صنعت سرگرمی سینما؛ کاربست رویکرد نگاشت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
115 - 144
حوزههای تخصصی:
صنعت سرگرمی در سال های اخیر نقش مهمی در اقتصاد جهانی پیدا کرده و به تبع آن، نظام توزیع این صنعت نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. سینما به عنوان یکی از ارکان این صنعت دارای نظام توزیع ویژه خود بوده و با درنظر گرفتن تغییرات شتابان جهانی و ظهور فناوری های تحول آفرین جدید، این نظامات در دوره های مخلتف دستخوش تغییرات مختلفی بوده و در آینده نیز این تغییرات قابل پیش بینی خواهد بود. از این رو، بررسی روندهای آینده و سناریوهای ذیل آن در تصمیم گیری مدیران و سیاست گذاران تأثیرگذار است. پژوهش حاضر با تأکید بر جایگاه مهم سینما در ایران و با رویکرد کیفی و راهبرد نگاشت شناختی (CM) که از روش های ساختاردهی مسئله می باشد، صورت گرفته است. به این صورت که از طریق برگزاری گروه کانونی متشکل از 10 خبره صنعت مذکور، با احصای روندهای آینده نظام توزیع سینمای ایران، مدل مفهومی گرافیکی روندها، سناریوها و روابط میان آنان را ارائه می نماید. نتایج پژوهش حاکی از این است که تغییر در جنس ارائه خدمت، تقویت استراتژی های جذب و وفاداری، تغییر زیرساخت، تغییر در نوع محتوا و تحول کانال های توزیع، پنج روند قابل پیش بینی در آینده نظام توزیع سینمای ایران هستند که در انتهای پژوهش نیز روابط هر یک از پنج مولفه ی یادشده به صورت تفصیلی ارائه شده است.
تحولات بازنمایی شخصیت زن در فیلم های برنده جایزه اسکار و نسبت آن با کلیشه های جنسیتی زنانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
119 - 156
حوزههای تخصصی:
کلیشه، تصویر ذهنی ثابتی از گروه های اجتماعی مختلف مانند نژاد، مذهب و جنسیت است. رواج کلیشه های جنسیتی در جامعه، پیامدهای زیان باری همچون پیش داوری، تبعیض و نابرابری جنسیتی، نسبت به هر دو جنس، به ویژه زنان دارد. سینما با بازنمایی کلیشه های جنسیتی، سبب بازتولید و تثبیت آن ها در جوامع مختلف، من جمله جامعه ما، می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل، نحوه طرح و میزان حضور کلیشه های جنسیتی زنانه در بازنمایی شخصیت اصلی زن در فیلم های برنده جایزه اسکار بهترین فیلم و تحولات آن طی سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲، به انجام رسیده است. برای دستیابی به این هدف از چهارچوب نظری نظریه بازنمایی استوارت هال و رویکرد کلیشه های جنسیتی آندره میشل و همچنین از روش تحلیل محتوای کیفی (قیاسی - استقرایی) استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از چک لیست گردآوری و تجزیه وتحلیل شده اند. جامعه تحقیق این پژوهش ۲۰ فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلم طی سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۲ (دو دهه نخست قرن ۲۱) بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که شخصیت های اصلی زن در محتوای فیلم های دهه اول دوره موردمطالعه با ۱۴ و در دهه دوم با ۹ کلیشه جنسیتی بازنمایی شده اند. همچنین در هر دو دهه کلیشه های ساده، کم رنگ تر و کلیشه های پیچیده، پررنگ تر هستند. ازاین رو می توان نتیجه گرفت که با وجود حضور کلیشه های جنسیتی عموماً پیچیده در فیلم های برنده جایزه اسکار بهترین فیلم، درگذر زمان، بازنمایی کلیشه ای شخصیت زن در این فیلم ها روندی کاهشی را طی کرده است.
نقش موج نو سینمای ایران در دهه 40 و 50 در تحولات فرهنگ سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه 40 و 50، نسل جدیدی از فیلم سازان ایرانی جریانی را متاثر از مکتب نئورئالیسم ایتالیا و سینما موج نو فرانسه به راه انداختند که به موج نو سینمای ایران معروف شد. هدف این مقاله علاوه بر پرداختن به زمینه های ظهور موج نو، پاسخ به این سوال است که جریان مذکور چه اثری بر تحولات فرهنگ سیاسی ایران به خصوص در دوران مربوطه داشته است؟ سینما در اینجا یک میانجیگر فرهنگی در نظر گرفته شده است که به خصوص از طریق نمادسازی از واقعیت های اجتماعی و سیاسی، آنها را بازتاب داده و بر آگاهی جامعه به وضعیت خود می افزاید. یافته های تحقیق نشان می دهد که موج نو سینمای ایران در رساندن مخاطب عام به چنین شناختی از خود نقش بسزایی داشته است و در نتیجه، فرهنگ سیاسی جامعه را در آن سال های ملتهب تا حدودی با پیام های انتقالی خود متاثر ساخته است. ادامه این جریان موج نو در نسل های بعد به خصوص بعد از انقلاب اسلامی گواهی بر تحول مذکور است. این مقاله با جمع آوری منابع کتابخانه ای و نیز نقد فیلم ها مطرح موج نو سینمای ایران با روش نشانه شناسی در قالب توصیفی-تحلیلی ارائه شده است.
تحلیل الگوی پراکنش فضایی سینماهای کشور و ساماندهی کالبدی آن با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
145 - 162
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل مهمی که در کشور به چشم می خورد، عدم تعادل در نظام توزیع و نارسایی سیستم خدمات فضاهای فرهنگی است . توسعه ناهمگون و برنامه ریزی نشده و رشد سریع جمعیت را می توان از دلایل اصلی بروز این مشکل به شمار آورد. در جهت افزایش کارایی این فضاها توجه به ساماندهی و توزیع مناسب ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش تحلیل الگوی پراکنش فضایی و مکان گزینی سینماها در سطح کشور از سال 1395 تا 1415 در افق بیست ساله می باشد. روش پژوهش از نوع تحلیل فضایی(GIS) بوده که ابتدا تحلیل های فضایی از جمله بیضی انحراف استاندارد، تحلیل تراکم و رشد جمعیت بر روی داده های جمعیتی مناطق مختلف انجام گرفته و سپس با استفاده روش های خودهمبستگی فضایی و روش های تحلیل نزدیک ترین همسایه و شاخص موران، الگوی پراکنش فضایی مراکز فرهنگی در محدوده مورد مطالعه مشخص گردید. با استفاده از روش های تحلیل پراکنش فضایی مراکز سینمایی در محدوده مورد مطالعه مشخص گردید. یافته ها و نتایج به دست آمده از نقشه وضع موجود می توان دریافت بیشترین پراکنش مکانی - فضایی واحدهای سینمایی در تعداد 23 استان قرار دارند. همچنین نقشه های حاصل ، نشان می دهد در سال 1395 جهت رسیدن به نرخ میانگین استاندارد وجود سینما، برای تمام استان های کشور نیاز به احداث 30 سینما می باشد؛ و عمده این نیاز، مربوط به استان های خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان می باشد. همچنین در سال هدف 1415 با توجه به جمعیت برآوردی برای حفظ سرانه موجود نیاز به احداث 61 سینما خواهد بود.
زمینه های تغییر در بازنمایی جنسیت از فرهنگ تا سیاست: تحلیل محتوای فیلم سینمایی باربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
183 - 208
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سینما نقش مهمی در فرهنگ سازی، سرگرمی و تفکر دارد و می تواند مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را در خود و جامعه مخاطب بازتاب دهد و همچنین به بازتولید ارزش های فرهنگ جامعه کمک نماید. این پژوهش سعی دارد زمینه های تغییر در بازنمایی مفاهیم جنسیتی در فیلم باربی را مورد مطالعه قرار دهد. روش و داده ها: این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی، پیام های فرهنگی فیلم سینمایی «باربی» را به عنوان یکی از پرفروش ترین فیلم های سال 2023 مورد مطالعه قرارداده است. به منظور گردآوری اطلاعات، فیلم سینمایی چندین بار به صورت فردی و گروهی مشاهده شد و پس از پیاده سازی دیالوگ و روابط به تصویرکشیده شده در فیلم، دسته بندی و استخراج یافته ها انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فیلم از طریق تقابل مفهوم قدرت با موضوعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به ویژه بحران مردانگی و نمادهایی مانند اسب قهوه ای به عنوان نمادی از قدرت مردانه، پیام های مهمی را ارائه می دهد. همچنین فیلم از عناصر بصری و مفهومی برای برجسته کردن ایده باربی به عنوان نمادی ماندگار استفاده کرده و پیوستگی آن با ایجاد نظم نوین جهانی و احیای بازاریابی را نیز به تصویر می کشد. بحث و نتیجه گیری: تحلیل محتوای فیلم نشان داد که این اثر در ابعاد مختلف از جمله سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هویتی، اجتماعی و ایدئولوژیک پیام های قابل توجهی را در خود جای داده است. باتوجه به اینکه گاهی سینما تغییرات اجتماعی را پیش بینی می کند و گاهی تغییرات اجتماعی درسینما بازگویی می شود، پیام های نهفته درسینما حاوی رویکردهای جدیدی است و ظرفیت های متفاوتی در بازنمایی کلیشه های جنسیتی و نگاه خیره مردانه ایجاد کرده و به احیای فرهنگ و سنت های آمریکایی با تأکید بر مؤلفه جذابیت کمک می کنند. این فیلم برخی تغییرات اجتماعی را بازنمایی می کند وگاها هدفمند آینده اجتماعی و سیاسی را از منظر روابط قدرت و جنسیت تفهیم می نماید. پیام اصلی: نتایج پژوهش نشان داد که سازندگان باربی علاوه بر این که از ظرفیت باربی برای انتشار مفاهیم فرهنگی آمریکایی بهره برده اند، اما با در نظرگیری اقتضائات و تحولات فکری دنیای جدید، سعی دارند بازنمایی مفهومی باربی به گونه ای باشد که با نگرش های دنیای جدید سازگار باشد.
بررسی گردشگری فیلم در سینمای ایران (نمونۀ مطالعه شده: چهل و سومین دورۀ جشنوارۀ فیلم فجر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
24 - 35
حوزههای تخصصی:
سینما یک پدیده چندبعدی و صنعتی تأثیرگذار در دنیای امروز است. در سال های اخیر رابطه بین سینما و گردشگری باعث شده است که موضوع گردشگری قابل توجه فیلمسازان از یک سو و مقاصد گردشگری ازسوی دیگر قرار گیرد. به گونه ای که به بسیاری از مقاصد گردشگری براساس ایجاد تصویر و ذهنیت مناسب در ذهن بیننده، توجه شده و این امر باعث رونق و توسعه گردشگری در آن مقصد شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف بررسی موضوعی گردشگری فیلم در سینمای ایران انجام شده است و محقق با استفاده از مشاهده، نسبت به جمع آوری اطلاعات اقدام کرده و بخش سودای سیمرغ چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر به عنوان نمونه مطالعه شده مدنظر قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد به موضوع گردشگری فیلم در ایران توجه نشده و در عموم فیلم های نمایش داده شده موضوع سفر و گردشگری جایگاه مشخصی نداشته و یا فیلم ظرفیت لازم برای ایجاد انگیزه در مخاطب برای انجام سفر به مقصد مشخصی را ندارد. تنها دو فیلم «زیبا صدایم کن» و «سونسوز»، با ایجاد تصاویر مناسب، شخصیت پردازی مطلوب و روایتی دلنشین توانسته اند تا اندازه ای ترکیب عوامل جذب کننده برای تمایل به سفر را در فرم و محتوای خود ایجاد کنند بنابراین توجه بیشتر به ارتباط بین سینما و گردشگری در ایران ضروری است.
نابودی معنای انسان در سینما (بر اساس موج چهار نیهیلیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
71 - 79
حوزههای تخصصی:
نیهیلیسم، به عنوان یکی از مسائل بنیادی فلسفی، در اندیشه های شوپنهاور و نیچه ریشه دارد و در نقد هایدگر از وضعیت دازاین، بحران معنایی انسان معاصر در تقابل با سلطه تکنولوژی و انحطاط فرهنگی تبیین می شود. هایدگر سقوط انسان را نتیجه تسلط تکنولوژی و زوال معنا می داند، درحالی که بودریار با معرفی سه موج نیهیلیسم، فرآیند تدریجی نابودی معنا را شرح می دهد. در امتداد این دیدگاه ها، موج چهارم نیهیلیسم که با ظهور تکنولوژی های نوین، دیجیتالی شدن گسترده و سیطره داده محوری همراه است، به عنوان گونه ای از دیکتاتوری فرهنگی عمل کرده و ماهیت تجربه انسانی را دگرگون ساخته است. این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعه تطبیقی، به بررسی این پرسش می پردازد که چگونه سینمای معاصر، تحت تأثیر موج چهارم نیهیلیسم، از بستری برای حقیقت جویی و اندیشه ورزی به ابزاری برای ترویج پوچ گرایی و سطحی نگری تبدیل شده است. تحلیل فیلم های منتخب و بررسی روندهای روایی و زیبایی شناختی نشان می دهد که سینما، به ویژه در ساختارهای تولیدی و توزیعی تحت سلطه نظام سرمایه داری و امپریالیسم رسانه ای، بیش ازپیش در مسیر تقلیل معنا و اشاعه تصاویر توخالی و مصرف گرایانه حرکت می کند. این سلطه منجر به ایجاد تجربه ای همگن، بی محتوا و فاقد عمق فلسفی شده است که درنهایت، معنای وجودی انسان را به حاشیه می راند. یافته های پژوهش نشان می دهند که سینمای امروز، با اتکا به جلوه های بصری و ایدئولوژی مصرف گرایانه، نه تنها از ظرفیت بازتاب حقیقت فاصله گرفته، بلکه خود به عنوان عاملی در تداوم نیهیلیسم مدرن عمل می کند. درنهایت، این مقاله با تأکید بر اهمیت بازگرداندن تفکر فلسفی و حقیقت جویی به سینما، بر ضرورت بازاندیشی در ماهیت و کارکرد آن در مواجهه با بحران معنا تأکید دارد.
کاربرد حس بویایی در سینما: تأثیر رایحه بر تجربۀ حسی و رضایت مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
35 - 43
حوزههای تخصصی:
پژوهش ها نشان می دهند بازخوردهای لمسی و بویایی می توانند توجه، تعامل و برانگیختگی عاطفی مخاطب را افزایش دهند. بااین حال، استفاده از این فناوری ها با چالش هایی مواجه است. به رغم این چالش ها، سینمای هپتیک پتانسیل قابل توجهی در تحول تجربه تماشای فیلم و افزایش درگیری حسی مخاطبان دارد. هدف این پژوهش واکاوی تأثیر بویایی بر مغز است. به عبارت دیگر، این تحقیق به منظور بررسی ارتباط علت و معلولی بین بویایی و تجربه تماشای فیلم انجام شده است. با توجه به دستکاری متغیر مستقل که در اینجا رایحه است، تحقیق حاضر به عنوان یک تحقیق تجربی شناخته می شود. در این تحقیق تجربی، از دو گروه (شاهد و آزمایش) استفاده شد. هردو گروه تحت تأثیر متغیر مستقل (رایحه) قرار گرفتند و سپس از طریق پرسش نامه، از همه افراد حاضر در آزمایش سؤالاتی پرسیده شد. گروه اول شامل تماشاگران نمایش تئاتر گره گاه بودند. نحوه انتخاب نمونه ها به روش غیر احتمالی بود. گروه اول شامل 94 نفر تماشاگر تئاتر بودند. از شرکت کنندگان خواسته شد پس از نمایش و استشمام رایحه به تعدادی سؤال در رابطه با تجربیات خود از تئاتر معطر پاسخ دهند. در گروه آزمایشی دوم از 10 مخاطب با تحصیلات سینمایی استفاده شد و پس از اجرای آزمایش، از شرکت کنندگان خواسته شد به پرسش نامه پاسخ دهند. در هر دو گروه آزمایشی، محقق به عنوان ناظر حضور داشته و واکنش های عینی مخاطبان نسبت به پخش رایحه ثبت شده است. نتایج نشان می دهند که استفاده از رایحه تأثیر قابل توجهی بر تجربه تماشاگران تئاتر و سینما دارد.
کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران (مطالعه ای انتقادی بر سه اثر منتخب از سینمای ایران در دوران کرونا) (۱۳۹۹–۱۴۰۲)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
67 - 78
حوزههای تخصصی:
بازتعریف کارکرد ژانرهای تلفیقی در سینمای ایران در دوره همه گیری کرونا و پس از آن (۱۳۹۹–۱۴۰۲)، به یکی از مسائل محوری در تحلیل گفتمان سینمایی بحران تبدیل شده است. این پژوهش با طرح این سؤال که ژانرهای تلفیقی در سینمای ایرانِ دوره بحران کرونا چگونه توانسته اند تجربه زیسته جمعی را بازنمایی کنند؟» به بررسی ساختارهای روایت، فرم های زیبایی شناختی و ابعاد ایدئولوژیک در سه فیلم شاخص این دوره می پردازد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای انتقادی است. سه فیلم منتخب دشت خاموش، موقعیت مهدی و مرد بازنده از منظر چگونگی تلفیق ژانر، کارکردهای روایی، بازتاب تجربه زیسته بحران، و ظرفیت های معنایی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این آثار، تلفیق ژانرها صرفاً راهکاری فرمی نبوده، بلکه پاسخی فرهنگی به اضطراب، سوگ و گسست های اجتماعی ناشی از بحران کرونا بوده است. در دشت خاموش، ساختار ایستا و مینیمالیستی با زیبایی شناسی سکوت و حذف کنش، تعلیق روانی و ترومای جمعی را بازنمایی می کند. موقعیت مهدی با بهره گیری از فرم بیوگرافی-حماسی-ملودرام، خاطره ملی را با تجربه سوگ و فقدان شخصی تلفیق می کند. مرد بازنده نیز با درهم آمیزی ژانر پلیسی، اجتماعی و روان شناختی، جامعه ای بی اعتماد و پریشان را در دل روایتی گسسته و ذهن محور به تصویر می کشد. این پژوهش نشان می دهد که ژانرهای تلفیقی در سینمای بحران، به مثابه میانجی هایی میان فرم و محتوا، توانسته اند زبانی روایی خلق کنند که برای بازنمایی تجربه های پیچیده، گنگ، چندلایه و متزلزل دوره کرونا مناسب است. تلفیق ژانری نه تنها به بازنمایی بحران یاری رسانده، بلکه بستری برای مقاومت زیبایی شناختی و بازاندیشی فرهنگی در زیست اجتماعی فراهم کرده است.
امکان تحقق سینمای سنتی نزد سنت گرایان
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
107 - 140
حوزههای تخصصی:
حکمت خالده، طرفداران گرایشی هستند که در قرن بیستم ظاهر شد و مهمترین وظیفه ی خود را احیاء و دفاع از سنت ظهور یافته در این تمدن ها - از طریق شرح و تبیین مفهوم سنت و تمدن های سنتی - می داند. رنه گنون، آناندا کوماراسوامی و فریتیوف شوان از مؤسسان این گرایش تلقی می شوند. تیتوس بورکهارت، سیدحسین نصر و مارتین لینگز از جمله مهمترین سنت گرایانی هستند که آثاری درباره هنر پدید آورده اند. در این نوشتار قصد داریم ابتدا جایگاه سینما در اندیشه ی هنری این متفکران و سپس امکان تحقق سینمای سنتی را نزد ایشان بررسی کنیم. در گام نخست و برای ورود تفصیلی به بحث لازم است سنت و تجدد را تعریفی اجمالی کنیم تا امکان توضیح معنای سنت گرایی را داشته باشیم و سپس به چیستی سینما و زمینه های شکل گیری این هنر- صنعت مدرن بپردازیم و در ادامه با فرض تحقق سینمای دینی نزد سنت گرایان و از این رهیافت، به خوانش مجدد هنر سینما و شرایط امکان تحقق سینمای سنتی در اندیشه این فیلسوفان بپردازیم.
بررسی سیاست های جمهوری اسلامی در حوزه سینما از منظر امامین انقلاب و قوانین
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
81 - 105
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی فقهی سیاست های جمهوری اسلامی در حوزه سینما است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، و با توجه به دیدگاه های مطرح شده در مورد سینما از سوی رهبران و نظریه پردازان انقلاب اسلامی، آنچه مسلم بود این گزاره بود که باید در سینما تغییر فرمی رخ بدهد. سیاستگزاران در جمهوری اسلامی همواره بر این نکته تاکید داشتند که سینما می تواند در خدمت اهداف جمهوری اسلامی باشد و ضروری است که برای تحقق این هدف، سیاستگذاری های لازم صورت بگیرد. اما سؤال مقاله حاضر این است که سیاستگذاری سینمایی در ایران پس از انقلاب اسلامی و در دوره جمهوری اسلامی چه مقدار با ضوابط فقهی تناسب دارد؟ این مقاله، ابتدا مروری بر سیاستهای جمهوری اسلامی در حوزه سینما می کند و سپس در چهار بخش اصل مشروعیت قوانین، سیاستهای مربوط به تولید، سیاستهای مربوط به پخش و توزیع و در نهایت سیاستهای مربوط به بخش مجازات، این سیاستها مورد ارزیابی فقهی قرار گرفته اند. به نظر می رسد که پایه سیاستگذاری، بیش از آن که بر اساس نگاه اجتماعی به فقه باشد، بر اساس نگاه فردی به فقه است و با رویکرد فقه حکمرانی، این قوانین وضع نشده است. هم چنین در خصوص قوانین مرتبط با بخش تولید و توزیع و پخش آثار سینمایی، نوعی نگاه سهل گرایانه وجود داشته است و تأکیدی که فقه بر شرط اهلیت در واگذاری مسئولیت های اجتماعی دارد، در سیاستگذاری های سینمایی نادیده گرفته شده است.
چارچوبی برای بهره گیری از تجربه فضایی حاصل از خوانش آثار سینمایی در طراحی معماری موردپژوهی: کارگاه طرح معماری 3 دانشگاه یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسائل طراحی سرشتی پیچیده و مبهم دارند و حصول راه حل های احتمالی در فضای مسائل طراحی دشواری های فراوانی به ویژه برای دانشجویان معماری به همراه دارد. این موضوع سبب گردیده تا در آموزش معماری راهکارهای مختلف نظیر یاری جستن از ارتباط های میان رشته ای مورد بررسی قرارگیرد که یکی از آن ها سینماست. هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی جهت استفاده از آثار سینمایی در فرایند طراحی دانشجویان رشته معماری است. در روش تحقیق از دو راهبرد استدلال منطقی و موردپژوهی استفاده گردید و بستر اجرای موردپژوهی کارگاه طرح معماری 3 دانشگاه یزد متشکل از 18 دانشجو است. نتایج این پژوهش نشان می دهد ازآنجاکه دانشجویان معماری اغلب تجربه استفاده از یک ارتباط میان رشته ای در فرایند طراحی را ندارند؛ لذا چارچوب مدنظر باید روندی تدریجی داشته باشد و بدین منظور چهار گام پیشنهاد گردید. گام نخست در عالم معماری و ماهیت اکتشافی داشته و گام دوم و سوم با عالم فیلم ارتباط بیشتری گرفته و به ترتیب ماهیت تحلیلی و تفسیری دارد. در گام چهارم دانشجو سعی در ترکیب آموزه ها متناسب با طراحی خود را دارد. در پایان ردپای این رویه در طرح نهایی دانشجویان موردبازبینی قرارگرفت و مشخص گردید که آن ها به فراخور توانایی، موفق به استفاده از این چارچوب در طرح خود شده اند.
بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل وسومین جشنواره بین المللی فیلم فجر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
259 - 285
حوزههای تخصصی:
جشنواره بین المللی فیلم فجر مهم ترین رویداد سالانه کشور در عرصه سینما به شمار می رود. در چهل وسومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست جهان جامعه ایرانی و به ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت ها در حوزه خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئله پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم ها به مقوله ها و سنجه ها است، ابتدا تمامی شاخص ها به صورت مقوله های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم ها نسبت به شاخص ها توسط بیست پژوهشگر حوزه های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می شود. در یک ارزیابی کلان نگر و اجمالی می توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنواره فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص های چهارده گانه ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.
بررسی سینمای برگمان از منظر فلسفه های اگزیستانس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به تحلیل سینمای اینگمار برگمان از منظر فلسفه های اگزیستانس می پردازد. برگمان، که به عنوان یکی از فیلمسازان برجسته و تاثیرگذار قرن بیستم شناخته می شود، به طرزی ماهرانه از زبان سینما برای بررسی دغدغه های عمیق و اساسی وجود انسانی استفاده می کند. آثار او بر مقولاتی همچون جستجوی معنا، حس فراگیر تنهایی، اجتناب ناپذیری مرگ و بحران هویت شخصی تمرکز دارد. فیلم های برگمان، به ویژه آثاری که به مضامینی مانند معنای زندگی، اضطراب وجودی و رویارویی فرد با احساس پوچی پرداخته اند، به یکی از مهم ترین جلوه های سینمایی فلسفه های اگزیستانس تبدیل شده اند. فلسفه هایی، که تحت تأثیر اندیشمندانی چون هایدگر، کی یرکگور و نیچه شکل گرفته است و به مفاهیمی مانند آزادی انسان، مسئولیت فردی، انتخاب و مواجهه با مرگ می پردازد. این رویکرد فلسفی تلاش می کند تا مبارزه انسان برای یافتن معنا در جهانی بی تفاوت و ظاهراً بی معنا را درک کند و بحران های روانی و عاطفی ناشی از مواجهه با این پرسش های اساسی را بررسی کند. این نوشتار بر آن است تا نسبت های میان ایده های فلسفه های اگزیستانس و روایت های سینمایی برگمان را با تمرکز ویژه بر فیلم های نور زمستانی ، توت فرنگی های وحشی ، مهره هفتم و فریاد ها و نجوا ها بررسی کند.
کارکرد شگرد تقدیم و تأخیر در تدوین منتخبی از فیلم های سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناخت شیوه های مختلف کاربرد شگرد «تقدیم و تأخیر» و تحلیل کارکردهای متنوّع آن در سینمای ایران است. بنابراین با روی کردی نئوفرمالیستی و با استفاده از مباحث بلاغت، تقدیم و تأخیر در تدوین فیلم را نوعی از پردازش نماها در نظر گرفتیم که در آن برای ایجاد تأثیر یا انتقال اغراض بلاغی مختلف، نماها در جایگاهی دیر/زودتر از موعد خود نمایش داده می شوند. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و اطّلاعات به شیوه کتاب خانه ای گردآوری شده اند. برای انجام پژوهش 11 فیلم از سینمای ایران به صورت هدفمند برگزیده شده تا ضمن پوشش سبک ها و دوره های زمانی مختلف سینمای ایران، انواع متفاوتی از تقدیم و تأخیر در آن ها موجود باشد. نتایج پژوهش نشان داد شگرد تقدیم در سینما به صورت هایی چون: پیش افتادن نمایی از جایگاه خود، تقدیم صدا بر تصویر و قرار دادن نمای نتیجه قبل از عمل به کار می رود. شگرد تأخیر نیز در سینما از طریق: ایجاد فاصله میان دو نما، تأخیر در انواع نماهای معرّف، واکنشی و نقطه دید و همچنین تأخیر در نمایش شخصیّت های اصلی و فرعی به کار می رود. تقدیم و تأخیر از رهگذر برجسته سازی فرم و شکست قوانین رایج تدوین فیلم، مستقّل از درون مایه به انتقال لذّت حسّی و جلب بازاندیشی مخاطب می-انجامد. خلق طنز، قطع انرژی میان دو نما، خلق حس بی فضایی، محدود و متوقّف کردن روایت، مداخله در قضاوت مخاطب، بازتاب درونیّات شخصیّت ها و تقویّت عواطف مخاطبان برخی از کارکردهای بلاغی شگرد تقدیم و تأخیر است که در تحلیل فیلم های سینمای ایران به آن دست یافته ایم.
تأثیرات نوروفیزیولوژیکی سینما بر هویت جمعی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله چگونگی تأثیر عوامل نوروفیزیولوژیکی سینما بر تمدن نوین اسلامی را بررسی می کند. سینما در بومرنگ اجتماعی انقلاب اسلامی جزء لاینفک پیکره تمدن نوین است و به عنوان ابزاری برای بهزیستی و تصویرگری تجربه زیسته بشری در رحم توحیدی اسلام حیات می یابد. هدف ما کشف رابطه منطقی و صورتمند عملکرد سینما در ذهن، روان و ساختار عصبی انسان برای تغییر وضع موجود و ترسیم تمدن نوین اسلامی است. پرسش کانونی، چگونگی تبدیل فرهنگ (به عنوان امری درونی و ارزش های ذهنی) به تمدن (به مثابه امری عینی و بیرونی) و نوع زیست اجتماعی توسط سینماست. فرضیه این است که سینما بر ساختار نوروفیزیولوژیکی بدن انسان تأثیرگذار است و از این طریق می تواند فرهنگ را در عینیت جامعه نهادینه و برای تمدن نوین رفتارسازی کند. پژوهش از حیث پژوهش های سینمایی و بینارشته ای هیچ پیشینه ای ندارد و با روش توصیفی و تحلیلی به یک تئوری صورت بندی شده می رسد که نشان می دهد رفتار انسان ترجمان ژن و فرهنگ یک جامعه و بیان ژنتیک رفتاری آن جامعه است. با توجه به تأثیر و تأثر متقابل دو عامل محیط و ژنتیک در شکل گیری و تکامل شخصیت انسان و براساس یافته های «اپی ژنتیکی»، پیام های آموزشی تربیتی سینما ازطریق «کنترل متفکرانه رفتاری» مغز و تأثیر محیطی روی ژن، می تواند فرهنگ، سبک زندگی، جهان فکر و نوع زیست اجتماعی و رفتار تمدنی نسل های آینده جوامع را تغییر دهد. با پذیرش این اصل برای رشد و تعالی تمدن نوین اسلامی باید سینمای انقلاب اسلامی ایران را اسلامی کرد تا ساختارها و بافتارهای بنیادهای تعاملی اجتماعی و تمدنی ایران نیز اسلامی شود.