ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۶۱ تا ۶٬۱۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۴۵۹ مورد.
۶۱۶۱.

مدل های سنجش تفکر استراتژیک؛ یک مرور انتقادی و نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
امروزه طراحی و تولید محصولات جدید، ورود به بازارهای جدید و پاسخگویی به نیازهای جدید مشتریان در سازمان های تجاری و خدماتی تنها در صورتی امکان پذیر است که شرکت ها در تدوین و اجرای استراتژی درست عمل کنند. تفکر استراتژیک به معنی معماری خلاقانه عناصر مختلف سازنده کسب وکار برای رسیدن به موقعیت برتر رقابتی و تضمین پایداری، در دنیای امروز بسیار حائز اهمیت می باشد اما با وجود رشد روزافزون پژوهش ها در حوزه تفکر استراتژیک، یک مفهوم مورد توافق و مدلی که بتوان به عنوان راهنمای سازمان ها در توسعه و سنجش قابلیت تفکر استراتژیک در مدیران ارشد و شبکه همکاران کسب وکاری آن ها مورد استفاده قرار بگیرد، وجود ندارد. مقاله حاضر تلاش دارد با جمع بندی پژوهش های پیشین این حوزه دیدگاه یکپارچه ای از انواع مدل های سنجش شایستگی های مرتبط با تفکر استراتژیک را ارائه دهد. همچنین بررسی سیر تاریخی تعاریف ارائه شده از تفکراستراتژیک و تقسیم بندی آن به زیر شایستگی های مختلف از منظر پژوهشگران هدف فرعی پژوهش حاضر می باشد. روش تحقیق با استفاده از مدل مرور نظام مند بولاند، چری و دیکسون (2017) بوده و در خلال آن مطالعه و بررسی 43 مقاله از منابع داخلی و خارجی و دسته بندی آن ها برحسب اهداف و نقش ارزیابی تفکراستراتژیک در طی انجام پژوهش ها، انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش نیز با توجه به جایگاه رفتار و راهبردهای سنجش آن در روانشناسی که می تواند شاخصی برای جمع بندی وتحلیل انواع مدل ها و ابزار های سنجش تفکراستراتژیک در پژوهش های علمی باشد، معیار ارائه گزارش نهایی قرار گرفته است
۶۱۶۲.

تأثیر استراتژی های تحول دیجیتال بر رفتار خرید مصرف کنندگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استراتژی های تحول دیجیتال بر رفتار خرید مصرف کنندگان انجام شده است. این تحقیق از نوع پژوهش های کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی تحلیلی است. جامعه آماری شامل مشتریانی است که در سال 1403 از فروشگاه اینترنتی کورش خرید کرده اند و نمونه گیری به صورت غیرتصادفی دردسترس انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و تحلیل های آماری از طریق نرم افزار Smart PLS 3.0 انجام شد. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که استفاده از کانال های بازاریابی دیجیتال، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کنندگان دارد. فرضیه اول که به تأثیر بازاریابی محتوا پرداخته بود، تأیید شد (ضریب مسیر 0.45). فرضیه دوم در مورد بازاریابی از طریق تلفن همراه نیز با ضریب مسیر 0.38 تأثیر مثبت و معنادار خود را نشان داد. همچنین فرضیه سوم که به تأثیر بازاریابی وابسته اشاره داشت، تأیید شد (ضریب مسیر 0.32). در نهایت، فرضیه چهارم که تأثیر بازاریابی هدف گذاری مجدد را بررسی می کرد، با ضریب مسیر 0.50 قوی ترین تأثیر را بر رفتار خرید مصرف کنندگان نشان داد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استراتژی های تحول دیجیتال به ویژه بازاریابی محتوا، بازاریابی موبایلی، بازاریابی وابسته و هدف گذاری مجدد به طور مؤثری بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان تأثیر می گذارند و می توانند در بهبود عملکرد برندها و افزایش تعامل مصرف کنندگان با برندها و محصولات مؤثر واقع شوند.
۶۱۶۳.

تحلیل تأثیر ناهمگونی شناختی حسابرسان امضاءکننده بر کیفیت گزارش های حسابرسی: مطالعه ای مبتنی بر شواهد تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
پژوهش حاضر به بررسی بررسی تأثیر تنوع شناختی حسابرسان امضاء کننده گزارش حسابرسی بر کیفیت حسابرسی می پردازد. برای نیل به هدف پژوهش، از اطلاعات مالی 156 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402 و برای آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چندگانه و داده های ترکیبی استفاده شد. این پژوهش نشان می دهد که تنوع شناختی (تفاوت در تخصص و تجربه) تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد، در حالی که تنوع جمعیتی (جنسیت، سن) اثر منفی یا غیرمعنادار نشان می دهد. یافته ها حاکی از آن است که مزایای تنوع تیمی در حسابرسی تنها زمانی محقق می شود که مستقیماً با مهارت های حرفه ای مرتبط باشد. ساختار سلسله مراتبی و فشارهای زمانی نیز ممکن است اثرات مثبت تنوع را تعدیل کنند. پیامدهای این یافته ها برای حرفه حسابرسی و تحقیقات آتی بسیار قابل تأمل است. از منظر عملی، این نتایج نشان می دهد که سازمان های حسابرسی باید در تشکیل تیم های خود، به جای تمرکز صرف بر تنوع ظاهری، بر تنوع مهارتی و تخصصی تأکید کنند.
۶۱۶۴.

تأثیر خودشیفتگی مدیران بر رفتار نامتقارن هزینه ها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۷
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر خودشیفتگی مدیران بر رفتار نامتقارن هزینه ها است. به همین منظور، داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ده ساله بین سال های 1393 الی 1402 برای 100 شرکت استخراج و با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز 8 استفاده گردید. پژوهش حاضر از بعد هدف، از نوع توصیفی و تحلیلی؛ از بعد فرآیند نوع پژوهش، کمی؛ از بعد منطق، یک پژوهش استقرایی و از بعد نتیجه پژوهش، یک پژوهش کاربردی است. خصوصیات شخصیتی افراد (مانند مغز و هورمون ها) حاکی از آن است که رفتار افراد به منشأها و خصوصیات شخصیتی آنان بستگی دارد. ویژگی های شخصیتی افراد، زمینه ساز رفتارهای آنان است. رهبری سازمانی یکی از موضوع هایی است که به نحوی گسترده در روانشناسی سازمانی مورد بحث قرار گرفته است. لذا پس از تجزیه و تحلیل های آماری، نتایج حاصل از فرضیه های پژوهش حاکی از آن است که خودشیفتگی مدیران بر رفتار نامتقارن هزینه ها تاثیر مثبت و معناداری دارد.
۶۱۶۵.

ارزیابی برآیندهای اشاعه قدرت گرایی هژمونیکِ غالب در مؤسسات حسابرسی: آزمون تأثیرپذیری کیفیت زندگی کاری حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف این مطالعه بر اساس دو مبنای تحلیلی، در وهله اول شناسایی زمینه های اشاعه قدرت گرایی هژمونیک غالب در مؤسسات حسابرسی برای ارائه یک چارچوب نظری پارادایمی می باشد و در وهله دوم ارزیابی برآیندهای پدیده آمده قدرت گرایی هژمونیک در ساختار مؤسسات حسابرسی می باشد تا محوری ترین برآینده کاهنده کیفیت زندگی کاری حسابرسان مشخص گردد. روش شناسی این مطالعه کیفی و مبتنی بر فلسفه استقرائی/قیاسی بنا شده است. به لحاظ هدف اکتشافی و به لحاظ نتیجه توسعه ای محسوب می شود. روش پیاده سازی بخش کیفی مطالعه، نظریه داده بنیاد و رویکرد اشتراوس و کوربین (1998) می باشد و در فاز کمّی مطالعه نیز از تحلیل رتبه بندی تفسیری بهره برده شده است. در این مطالعه ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه بود و مشارکت کنندگان این مطالعه، خبرگان دانش حسابداری در سطح دانشگاه بودند. نتایج فاز کیفی مطالعه، طی 13 مصاحبه حکایت از شناسایی 426 کدباز، 46 مضمون؛ 14 مؤلفه (محور) و 8 مقوله اصلی دارد. نتایج فاز کمّی مطالعه نیز نشان داد، محوری ترین برآینده برآمده از اشاعه قدرت گرایی هژمونیک غالب در مؤسسات حسابرسی، بروز تعارض کار-خانواده حسابرسان می باشد. این نتیجه گویایی این مسئله است که اشاعه قدرت گرایی هژمونیک غالب در مؤسسات حسابرسی، شیوه ی تعامل شرکا با حسابرسان را به شدّت به سمت تعارض گرایی و همراه با کاهش انگیزه های شغلی هدایت می کند که این مسئله می تواند کیفیت زندگی حرفه ای حسابرسان را تحت تأثیر قرار دهد.
۶۱۶۶.

A Conceptual Model for Leveraging News Media in Cultural Diplomacy for Tourism Branding(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۹۹
This article presents a systematic conceptual model to elucidate the role of cultural diplomacy and news media in the development and branding of cultural tourism destinations. The proposed model is built on four key components: cultural diplomacy as a strategic foundation, news media as an interactive medium, message framing, and cultural tourism destination branding. Using a documentary research method, the article extracts and explains the model’s key components and relationships, emphasizing its unique contribution by treating news media as an independent and equal partner to cultural diplomacy. This approach highlights the active role of media and the critical importance of message framing as a connecting mechanism between cultural policy and brand image. Ultimately, the process leads to the creation and reinforcement of a cultural tourism destination brand, which can enhance a destination’s international standing and foster sustainable cultural tourism development. The model provides a scientific and practical framework for policymakers and tourism stakeholders, addressing the existing gap in presenting integrated conceptual models that systematically incorporate the role of news media in this context.
۶۱۶۷.

تبیین مفهومی و فرایند مدل سازی اجرایی شهر بی مانع (نمونه موردی خمین)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۶
بخشی از جمعیت جهان از نوعی معلولیت رنج می برند و تقریبا همه ی افراد، در یک دوره از زندگی خود ممکن است درجاتی از معلولیت جسمی و حرکتی را به دلیل آسیب های موقت استخوانی و ... تجربه کنند. برهمین اساس محیط های شهری باید به نیاز شهروندان به حضور و بهره مندی از زندگی شهری در دوره های معلولیت پاسخگو باشند. موضوعی که هرچند ضرورت آن بدیهی به نظر میرسد ولی به صورت اجرایی راهکارهای انجام آن در حوزه شهرسازی نیازمند تدقیق است. بدین منظور هدف از انجام این پژوهش مدل سازی اجرایی شهر بی مانع بود که با به کارگیری مانیتورینگ و مدلینگ فضای شهری بدون مانع به انجام رسیده است در این پژوهش عملیاتی ، براساس متون تخصصی، اسناد قانونی داخلی و بین المللی شاخص های دسترس پذیری محیط استخراج شده اند و سپس با برداشت میدانی، خصوصیات کالبدی نقاط واقع در فضاهای عمومی شهر خمین برداشت و با ایجاد بانک داده های مکانی با کمک نرم افزارهای Office Excel ، AutoCAD2018 و ArcMap10.5 و نهایتا تحلیل وضعیت موانع و تبیین ساختار اصلی شهر صورت پذیرفته است و در نتیجه گیری پایانی روند راهبردی تشریح سیاست گذاری مکانی برای ایجاد شهر بدون مانع در شهر خمین تشریح شده است.
۶۱۶۸.

عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی (مطالعه موردی: کشاورزان شهرستان رامهرمز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
غیر کارآ بودن مدیریت مزرعه، عدم استفاده از تکنولوزی و ماشین آلات کشاورزی، پایین بودن بهره وری عوامل تولید و غیره همگی به نوعی در ارتباط با پراکندگی اراضی هستند. متخصصین برای رفع مشکلات و عوارض ناشی از پراکندگی اراضی، راه حل منطقی و قابل اجرای یکپارچه سازی اراضی را که راهبردی بنیادی در ارتباط با اندازه ی زمین است توصیه می کنند. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی از دیدگاه کشاورزان شهرستان رامهرمز بوده است. روش پژوهش از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد و جامعه آماری آن را کشاورزان شهرستان رامهرمز به تعداد6000 نفر تشکیل می دهند که از این تعداد با استفاده از جدول مورگان تعداد 360 به عنوان نمونه ی آماری تعیین شدند که در سه گروه پذیرند گان (120)، عدم ادامه دهندگان (120) و غیرپذیرند گان (120) قرار دارند. در نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای غیر سهمیه ای استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخت بوده که روایی آن براساس نظر جمعی از اعضای هیات علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی تأیید وپایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای بخش های مختلف آن 69/0 تا 88/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSv(20) صورت گرفت. نتایج نشان داد که هر سه مدل نشر، ساختار مزرعه و چند بعدی قادر به تفکیک پذیرند گان، عدم ادامه دهندگان و نپذیرندگان طرح یکپارچه سازی اراضی کشاوری هستند اما مدل چند بعدی بهتر از سه مدل دیگر قادر به تفکیک سه گروه است
۶۱۶۹.

سناریونگاری فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در مناطق روستایی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۱
کاداستر اراضی کشاورزی به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت زمین، ثبت مالکیت و توسعه پایدار، با چالش هایی نظیر کمبود داده های به روز، قوانین قدیمی و تعارضات مالکیتی مواجه است که مدیریت زمین و عدالت اجتماعی را تضعیف می کند. این مطالعه با استفاده از آینده پژوهی و ابزار سناریوویزارد، خلأهای موجود در سیستم کاداستر ایران را بررسی کرده و سناریوهایی برای بهبود حدنگاری اراضی کشاورزی روستایی ارائه می دهد. نتایج نشان می دهد که سیستم کاداستر ایران به دلیل وابستگی به روش های سنتی، فقدان فناوری های نوین مانند GIS و GPS، و ضعف حمایت حقوقی، ناکارآمد است و منجر به افزایش منازعات ملکی، هزینه های قضایی و کاهش اعتماد عمومی می شود. چهار سناریو سازگار شناسایی شده اند که بر مشکلات ساختاری مانند عدم دقت در تعیین مالکیت (ارزش سازگاری: 7)، ناکارآمدی در کاهش هزینه های قضایی (ارزش سازگاری: 3)، عدم استفاده از GIS (ارزش سازگاری: 2) و فقدان حمایت قانونی (ارزش سازگاری: 0) تأکید دارند. تنها سناریو ناسازگار مربوط به دقت سیستم های GPS (ارزش سازگاری: -2) است که با تقویت شواهد یا زیرساخت های فناوری قابل بهبود است. این سناریوها نشان دهنده نیاز به اصلاحات حقوقی، بهره گیری از فناوری های نوین مانند بلاک چین و GIS، و هماهنگی نهادی برای کاهش ناکارآمدی و زمین خواری هستند. پیشنهادات شامل توسعه سیستم های دقیق مالکیت، ارتقای زیرساخت های GPS و GIS، ایجاد نهاد واحد مدیریت زمین، و استفاده از پلتفرم های دیجیتال برای مشارکت ذی نفعان است. این اقدامات می توانند امنیت مالکیت، بهره وری کشاورزی و توسعه پایدار را تقویت کرده و از نابرابری اقتصادی جلوگیری کنند.
۶۱۷۰.

بهره گیری تطبیقی از الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه در حوزه شهرسازی، پیچیدگی فزاینده فرایندهای تصمیم گیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شده اند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتاب دهنده پویایی های چندبعدی محیط های شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیم سازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی می شود، بررسی می کند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیم گیری متمرکز به یک چهارچوب اجماع سازی جامع، مبتنی بر داده و توزیع شده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیم سازی می پردازد. هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیت های الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در بهبود فرایند تصمیم گیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش می کند تا دریابد که چگونه این سیستم های داده محور و غیرمتمرکز می توانند برای پاسخ گویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسه سازگاری مکانیزم های اجماع بلاک چین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزم های اجماع سازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) می پردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحت سنجی داده محور بلاک چین با داده های متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونه ای که فرایند تصمیم گیری علاوه بر اتکا بر داده ها، به زمینه نیز حساس باشد. ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیم گیری های شهری متمرکز، که اغلب دیدگاه های متنوع نخبگان شهری را نادیده می گیرد، نشئت می گیرد. بسیاری از مدل های حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگی های متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاست هایی منجر می شوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشده اند. با توجه به هزینه های بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخ گویی و انعطاف پذیری شود، ضروری است. فناوری بلاک چین، با ارائه چهارچوبی برای تصمیم گیری توزیع شده، می تواند این مشکلات را حل کند و شیوه ای اثربخش تر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تاب آوری شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره می گیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتم های اجماع سازی بلاک چینی و مکانیزم های اجماع سازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندی های کلیدی هر دو بستر اجماع می پردازد. در مرحله بعد، سه معادله ساختاری که بازتاب دهنده فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شده اند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آن ها در دستیابی به اجماع عمل می کنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شده اند. در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماع سازی به حداقل ترکیب های ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفاف سازی مؤلفه های ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی می شود. سپس، معادله کلی به دست آمده با هدف ساده سازی و افزایش دقت در مدل سازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیط های شهری گوناگون را دارد. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادله اجماع سازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیل کننده محیطی (μ) می شود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطاف پذیری مورد نیاز را برای پاسخ گویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین می کنند. معادله پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباق پذیری فرایند تصمیم سازی ایفا می کند. یافته ها یافته های این پژوهش نشان می دهد بهره گیری از فناوری بلاک چین در فرایند تصمیم گیری شهرسازی می تواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزم های اجماع مبتنی بر بلاک چین، این امکان را فراهم می کنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر داده های محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینش های نخبگان و داده های محیطی، مدل پیشنهادی می تواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیم گیری کارآمدتر، منعطف تر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافته ها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونه ای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالش ها و فرصت های نوظهور تنظیم شوند. در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالت های مهمی برای استفاده از بلاک چین در حکمرانی شهری هستند، به ویژه در زمینه ایجاد فرایندهای تصمیم گیری شفاف، پاسخ گو و مبتنی بر داده. این یافته ها، نه تنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستم های غیرمتمرکز با مکانیزم های تصمیم سازی شهری ارائه می دهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامه ریزان شهری فراهم می کنند تا بتوانند فناوری های نوین را در مدل های حکمرانی خود ادغام کنند. معادله اجماع سازی تطبیقی پیشنهادی، می تواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیم گیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخ گویی به پیچیدگی های شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد. نتیجه گیری این پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاک چین و فرایند تصمیم سازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزه علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نه تنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماع سازی غیرمتمرکز ارائه می کند، بلکه یک روش شناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستم های حکمرانی شهری ارائه می دهد. این مدل، می تواند شیوه برنامه ریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفاف تر، جامع تر و سازگارتر با محیط های پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.
۶۱۷۱.

ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد. 
۶۱۷۲.

بررسی تفاوت های جنسیتی در ادراک فضاهای دانشگاهی: از منظرتأثیر طراحی فرم و فضا، مصالح و تناسبات معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
این پژوهش به بررسی تفاوت های جنسیتی در ادراک فضاهای دانشگاهی از منظر طراحی فرم، فضا، مصالح و تناسبات معماری می پردازد. هدف کلی این تحقیق تحلیل تأثیر عوامل معماری بر ادراک دانشجویان زن و مرد از فضاهای دانشگاهی با تأکید بر امنیت، تعلق، کارایی،مصالح، تناسبات و تعاملات اجتماعی است.برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ای با 23 سؤال بسته استفاده شد که به مقایسه ادراک جنسیتی دانشجویان در مقاطع تحصیلی مختلف و در دانشگاه های متفاوت می پرداخت. نمونه آماری شامل 150 نفر بود که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، 100 پرسشنامه تحلیل گردید.تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که طراحی فرم و سازماندهی فضا تأثیر معناداری بر احساس امنیت و تعلق در میان زنان و مردان ندارد. همچنین، تفاوت معناداری در تعاملات اجتماعی دانشجویان در فضاهای دانشگاهی بر اساس جنسیت مشاهده نشد. با این حال، در زمینه تناسبات و مقیاس فضاها، نتایج حاکی از تفاوت های معنادار بین زنان و مردان بود. مردان به فضاهای بزرگ تر و بازتر علاقه بیشتری داشتند، در حالی که زنان فضاهای جمع وجور و متناسب را ترجیح می دادند. از سوی دیگر، در بخش مصالح و مواد، هیچ تفاوت معناداری بین ترجیحات دو جنس مشاهده نشد یافته های این تحقیق می تواند به معماران و طراحان در طراحی فضاهای دانشگاهی پاسخگو به نیازهای جنسیتی کمک کند و مدل هایی برای بهینه سازی طراحی بر اساس برابری جنسیتی ارائه دهد. این پژوهش بر اهمیت در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی در طراحی معماری تأکید دارد تا محیط هایی امن، دلپذیر و کارآمد برای همه دانشجویان فراهم شود.
۶۱۷۳.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی در سطح جغرافیای استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
در عصر رقابت شدید بانکداری، بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی عوامل کلیدی موفقیت محسوب می شوند. با این حال، رفتارهای مخرب سازمانی می توانند این رابطه را تضعیف کنند. از این رو تحقیق حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بانک های دولتی و خصوصی استان کرمان در سال 1402 بودند که از بین آنها 480 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد مدل نقش تعدیلگر رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی از برازش قابل قبولی برخوردار است. براساس نتایج تحقیق بین بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی رابطه معنی وجود دارد. رفتارهای مخرب سازمانی در رابطه بین بازاریابی رابطه مند و کیفیت خدمات بانکی نقش تعدیلگر دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد برای بهبود کیفیت خدمات بانکی، بانک ها باید با تقویت فرهنگ سازمانی و کاهش رفتارهای مخرب سازمانی، شرایطی فراهم کنند که بازاریابی رابطه مند به شکلی اثربخش تر در ارتقای تجربه مشتریان به کار گرفته شود.
۶۱۷۴.

تحلیل تأثیر مؤلفه های تاب آوری اجتماعی در افزایش احساس امنیت در محلات بافت تاریخی، مطالعه موردی: محله درب نو شهر گرگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: با افزایش جمعیت شهرنشین، مسئله ی امنیت شهروندان به یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری اجتماعی تبدیل شده است. بررسی های اولیه درباره ی امنیت شهروندی را می توان با رشد جرایم شهری از دهه ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ مرتبط دانست؛ دوره ای که با افزایش محسوس ناامنی در شهرها همراه بود. امنیت یکی از نیازهای بنیادین انسان است و کاهش آن موجب سلب آرامش روانی و اختلال در زندگی اجتماعی می شود. از دیدگاه مازلو، امنیت بلافاصله پس از نیازهای اولیه در سلسله مراتب نیازهای انسانی قرار دارد و پیش شرط شکل گیری توسعه و ثبات اجتماعی محسوب می شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل ۳۸۶۰ نفر از ساکنان محله ی درب نو است که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۵۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS و LISREL استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد مؤلفه های تاب آوری اجتماعی شامل هنجارهای اجتماعی، تسهیلات اجتماعی و دانش و توانمندی اجتماعی، تأثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت شهروندان دارند. در میان این عوامل، مؤلفه ی «دانش و توانمندی اجتماعی» با ضریب مسیر 0.47 بیشترین اثر را بر احساس امنیت شهروندان داشته است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که احساس امنیت شهروندان تحت تأثیر ابعاد مختلف تاب آوری اجتماعی قرار دارد. بنابراین، برنامه ریزان شهری و مدیران محلی باید در راستای ارتقای امنیت اجتماعی، بر تقویت مؤلفه های تاب آوری اجتماعی و به ویژه افزایش آگاهی، مهارت و توانمندسازی شهروندان تمرکز ویژه ای داشته باشند
۶۱۷۵.

The Role of Protected Area Tourism in Sustainable Rural Development (A Qualitative Study: The Khartouran Region)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۱
Purpose- Protected Area Tourism, despite its economic potential, can pose threats to natural resources and disrupt the balance of rural regions if not properly managed. This study aims to propose strategies for achieving sustainable rural development through tourism while simultaneously conserving environmental values in the Khartouran protected area. The village of Qaleh Bala in Shahrud was selected as the case study. Design/methodology/approach- This research employed a qualitative approach using thematic analysis based on nine semi-structured interviews with tourism stakeholders. Participants were selected through purposive sampling until theoretical saturation was reached. Data analysis followed Braun and Clarke’s six-phase framework, and the process was conducted using MAXQDA software. Findings- The results reveal that the impacts of tourism on rural development fall into three dimensions: economic, sociocultural, and environmental. Economically, tourism has contributed to diversifying the local economy, creating jobs, and increasing income. However, it has also raised the cost of living, generated unstable employment, and intensified the village’s economic dependency on nearby cities. In the sociocultural dimension, interactions between tourists and residents have revived handicrafts, strengthened local identity, and enhanced social interactions. Yet, they have also led to cultural clashes, lifestyle changes, and the weakening of traditional values. Environmentally, tourism has raised ecological awareness and reduced pressure on natural resources by decreasing reliance on agriculture and livestock. Nevertheless, the high volume of tourists has increased stress on water and soil resources, resulting in ecosystem degradation. For sustainable management of tourism in protected areas, effective strategies include developing comprehensive plans, educating local communities and tourists, enforcing strict environmental regulations, improving sustainable infrastructure, promoting ecotourism, diversifying rural livelihoods, and ensuring continuous monitoring of tourism activities. Originality / Value- By adopting a qualitative approach and focusing on one of Iran’s most ecologically sensitive regions, this study provides an in-depth, multidimensional analysis of tourism impacts in protected areas. Its innovation lies in simultaneously identifying both the positive and negative effects of tourism across economic, sociocultural, and environmental dimensions and in offering realistic, context-specific management strategies to foster sustainable rural development within the framework of environmental conservation.
۶۱۷۶.

عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارهای کشاورزان در واحدهای بهره برداری کوچک مقیاس استان همدان با تأکید بر تأثیر تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
با توجه به روند رشد جمعیت در اکثر جوامع، از جمله ایران، تقاضا برای مواد غذایی در حال افزایش است. تأمین امنیت غذایی در چنین شرایطی مستلزم بهبود زنجیره تأمین غذا از مزرعه تا سفره است. در سال های اخیر، پدیده تغییرات اقلیمی، سامانه های تولید غذا را با چالش هایی مانند خشک سالی مواجه کرده است. یکی از راهکارهای سازگاری با این تغییرات، بهبود تاب آوری واحدهای بهره برداری کشاورزی است که می تواند به بهبود امنیت غذایی خانوارهای کشاورزی و سایر بخش های جامعه منجر شود. این مطالعه با هدف بررسی عوامل مؤثر بر امنیت غذایی خانوارهای کشاورزان در واحدهای بهره برداری کوچک مقیاس (زیر ۱۰ هکتار) استان همدان و با تأکید بر بررسی تأثیر تاب آوری انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۰۰ خانوار کشاورز بود که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه و به روش نمونه گیری خوشه ای در دو مرحله انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های محقق ساخته جمع آوری و اعتبار ابزار تحقیق توسط اعضای هیئت علمی گروه مدیریت و توسعه کشاورزی دانشگاه تهران و تعدادی از متخصصان کشاورزی تأیید شد. پایایی ابزار نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی گردید. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SMART PLS3 و SPSSwin25 نشان داد که امنیت غذایی بیشترین تأثیر را از مشارکت اجتماعی، استفاده از فناوری های جدید و تاب آوری واحدهای بهره برداری پذیرفته است. بر این اساس، پیشنهاد می شود از روش های زراعی-اکولوژیکی مانند کشت مخلوط و مالچ پاشی برای افزایش تاب آوری و تقویت امنیت غذایی استفاده شود. همچنین، سازمان های مرتبط با تشویق به تشکیل گروه های همکاری و افزایش مشارکت اجتماعی، می توانند به بهبود توانمندی های اجتماعی و امنیت غذایی خانوارها کمک کنند.
۶۱۷۷.

تحلیل الگوی مکانی کیفیت زندگی شهری در شهر تبریز با استفاده از TOPSIS-DANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
ارزیابی کیفیت زندگی شهری برای برنامه ریزی شهرها امری حیاتی است، اما در تحلیل های جزئی فضایی درون شهری یک شکاف اطلاعات مکانی وجود دارد. به این منظور که همواره کیفیت زندگی را با ابعاد اجتماعی و اقتصادی معرفی شده است اما در این پژوهش به بررسی کیفیت زندگی بر مبنای شاخص های مکانی توجه شده است. این مطالعه این شکاف را برای شهر تبریز با ارزیابی الگوهای فضایی کیفیت زندگی در محلات مختلف از طریق ادغام نوآورانه تکنیک چندمعیاره تاپسیس-دانپ با تحلیل خودهمبستگی فضایی Moran's I ، مرتفع می سازد. بر این اساس، شاخصی ترکیبی با استفاده از 15 شاخص محیط ساخته شده، اجتماعی- اقتصادی و زیست محیطی نظیر فضای سبز، آموزش، بهداشت و کیفیت هوا ساخته شد. رتبه بندی و وزن دهی TOPSIS-DANP با لحاظ نظرات کارشناسان انجام گرفت که بر اساس آن، شاخص های سرانه تسهیلات و تجهیزات شهری (0851/0) و کاربری اراضی بهداشتی سرانه (0842/0) دارای بیشترین ارزش و فاصله از گسل (0426/0) و تراکم ساختمانی (0401/0) دارای کمترین وزن هستند. افزون بر این، با استفاده از آزمون Moran's I، خوشه بندی آماری معنادار نمرات کیفیت زندگی شناسایی شد که نشانگر وجود نابرابری های درون شهری قابل توجهی از نظر دسترسی به خدمات، زیرساخت ها و کیفیت محیط زیست بین محلات است. تحلیل های به دست آمده مناطق با امتیاز های بالایا پایین را مشخص کرده است و مداخلات سیاستی در جهت بهبود کیفیت زندگی را آشکار ساخته است. در نهایت، یافته های این مقاله نشان می دهد که رویکرد تحلیل فضایی یکپارچه، بینش جامعی از الگوهای کیفیت زندگی در سطح محلات تبریز ارائه می دهد. بر این مبنا، مناطق فاقد فضای سبز و محیط زیست سالم به عنوان مهمترین اولویت ارتقای استاندارد پایدار زندگی شهری شناسایی شدند.
۶۱۷۸.

بررسی میزان ارتباط مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه ی میان مؤلفه های درسی مؤثر بر خلاقیت و ابعاد خلاقیت در نظام آموزش معماری ایران انجام شده است. اهمیت این مطالعه از آن جا ناشی می شود که خلاقیت به عنوان یکی از بنیادی ترین شایستگی های حرفه ای معمار، متأثر از طراحی برنامه ی درسی، شیوه های تدریس و ساختار محیط یادگیری است. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و با اتخاذ رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) در چهار سطح توصیفی–تحلیلی، پیمایشی، موردکاوی و آینده پژوهی اجرا گردیده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای برنامه های درسی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید و دانشجویان، مشاهده ی میدانی آتلیه های طراحی و پرسشنامه ی مبتنی بر طیف پنج درجه ای لیکرت گردآوری شده اند. جامعه ی آماری شامل دانشجویان و مدرسان سه دانشگاه تهران، شهید بهشتی و علم و صنعت است. داده های کمی با استفاده از آمار توصیفی و آزمون t تک نمونه ای در نرم افزار SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که مفهوم خلاقیت در برنامه های آموزشی معماری ایران به صورت درس مستقل یا چارچوب منسجم وجود ندارد و مؤلفه های آن در دروس نظری و کارگاهی به شکل پراکنده و ضمنی مطرح می شوند. نتایج تحلیل تطبیقی بر مبنای مدل پنج مرحله ای فرآیند خلاقیت (آمادگی، بینش، توسعه، پرورش و ارزیابی) نشان داد که میان هفت مؤلفه ی اصلی برنامه ی درسی — اعتبار محتوای آموزشی، ساختار مناسب دانش، مهارت آموزی، برنامه ی درسی تلفیقی، آموزش غیرمستقیم، توجه به تفاوت های فردی و افزایش علاقه مندی — و پنج بُعد خلاقیت رابطه ای معنادار، هم افزا و غیرخطی وجود دارد. در این میان، اعتبار برنامه ی درسی بیشترین اثرگذاری را بر تمامی ابعاد خلاقیت داشته و پس از آن مهارت آموزی و ساختار مناسب دانش در تقویت بینش خلاقانه و توسعه ی توان طراحی نقش محوری ایفا می کنند. در مقابل، آموزش غیرمستقیم و افزایش علاقه مندی، اگرچه موجب ارتقای انگیزش درونی می شوند، اما تأثیر مستقل محدودی بر بروز خلاقیت دارند. همچنین نتایج نشان داد که ارزیابی خلاقیت ضعیف ترین حلقه ی فرآیند آموزشی است و عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز است، نه بر مسیر شکل گیری ایده و تفکر واگرا.
۶۱۷۹.

بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران انجام شده است. نابرابری های شهری به عنوان یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار، پیامدهایی چون کاهش رضایت عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف های فرهنگی را به همراه دارد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل شهروندان مناطق ۱ و ۲۰ شهر تهران بوده و نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت خدمات شهری تأثیر معناداری بر رضایت شهروندان دارد و عوامل فردی مانند تحصیلات، وضعیت اشتغال، محل سکونت و میزان مشارکت اجتماعی در شکل گیری نابرابری های اجتماعی نقش دارند. همچنین، تفاوت معناداری میان مناطق مختلف شهر تهران از نظر سطح رضایت و دسترسی به خدمات مشاهده شد. پژوهش حاضر تأکید می کند که کاهش نابرابری های شهری نیازمند سیاست گذاری عدالت محور، توزیع متوازن منابع، و تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری شهری است.
۶۱۸۰.

از شوق تا چالش های پایدار: روایت زیسته معلم از آموزش در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری کهگیلویه و بویر احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: در حالی که سیاست ها و برنامه های درسی در سطح کلان طراحی می شوند، اجرای آن ها در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری با موانع سیستمی و چالش های منحصربه فرد متعددی که اغلب در گفتمان آموزشی اصلی نادیده گرفته می شوند؛ همراه است. این چالش ها نه تنها بر نتایج آموزشی، بلکه بر زندگی حرفه ای و شخصی معلمانی که به عنوان عاملان تغییر هستند، تأثیر گذار است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، کاوش عمیق در چالش های آموزش و پرورش در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری استان کهگیلویه و بویراحمد از طریق روایت زیسته یک معلم است. با تکیه بر این تجربه دست اول، این گزارش به دنبال ارائه درکی جامع و چندبعدی از موانع پیش رو و همچنین فرصت های پنهان در این محیط های آموزشی است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی انجام شده است؛ این رویکرد برای ثبت و تحلیل داستان های زندگی افراد و درک عمیق از پدیده های انسانی بسیار مناسب است. داده ها از طریق تأملات و خاطرات شخصی یک معلم که طی سال های تحصیلی 1395-1394 تا ۱۴۰۴-۱۴۰۳ هجری شمسی در مدارس ابتدایی چندپایه عشایری کهگیلویه و بویراحمد مشغول به تدریس بود، گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت؛ این فرآیند شامل چندین مرحله کلیدی بود: ابتدا، داده ها به دقت واکاوی شدند تا یک آشنایی عمیق با محتوا حاصل شود؛ سپس، کدهای اولیه برای بخش های معنادار متن تولید شدند. در مرحله بعد، این کدها برای شناسایی الگوهای گسترده تر (مضامین) دسته بندی شدند. در نهایت، مضامین اصلی تعریف و نام گذاری شدند تا به طور منسجم، یافته های پژوهش ارائه شوند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچ نشینان، استان کهگیلویه و بویراحمد مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش در قالب سه مضمون اصلی شامل "چالش های شخصی و حرفه ای معلم"، "موانع ساختاری و زیرساختی" و "موانع فرهنگی و اجتماعی" دسته بندی شده و جزئیات پیامدهای هر یک تشریح شده است. نتایج نشان می دهد که چالش ها به صورت سیستمی و درهم تنیده عمل می کنند و رفع آن ها نیازمند رویکردی چندوجهی است که از بهبود زیرساخت ها فراتر می رود. در نهایت، بر اساس این تحلیل، راهکارهایی برای سیاست گذاران، متولیان تربیت معلم و خود معلمان ارائه شده است. نتایج: این مطالعه بر نقش محوری معلم به عنوان واسطه فرهنگی و اجتماعی تأکید می کند و ضرورت حمایت های همه جانبه برای ارتقاء کیفیت آموزش در مناطق محروم را برجسته می سازد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان