ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۴۱ تا ۶٬۶۶۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۶۶۴۱.

واکاوی مسائل اعضای هیئت علمی زن در زمینه جذب و ارتقاء؛ مطالعه موردی دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش با مطالعه تجربه زیسته اعضای هیئت علمی زن بر آن است تا مسائل این اساتید را در جذب و ارتقا شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش، کیفی با رویکرد مطالعه موردی است. دانشگاه صنعتی شریف به عنوان یک نمونه کرانه ای انتخاب شد و با 10 نفر از اساتید زن، مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام و برای افزایش اعتبار و روایی پژوهش، از فنون مختلف شامل حضور طولانی در میدان مطالعه، توصیف غنی و زمینه مند، بررسی متقابل و کدگذاران مستقل استفاده شد. تحلیل مصاحبه ها، به شناسایی چالش های جذب و ارتقا در هفت مضمون اصلی شامل اعمال سلیقه های شخصی در فرایند جذب، عدم شمولیت معیارهای ارتقا، مسیر ناهموار ارتباط با صنعت، وجود سقف شیشه ای در تصدی مناصب مدیریتی، مکفی نبودن درآمد استادی، ضعف آموزش و توسعه حرفه ای، مردانه بودن فرهنگ دانشگاه و جامعه منجر شد. اساتید زن در حوزه جذب و ارتقای مرتبه علمی علاوه بر چالش های مشترک با اساتید مرد، چالش هایی به سبب جنسیت داشته اند که در حوزه هایی نظیر تصدی سمت های مدیریتی، ارتباط با صنعت و غلبه فرهنگ مردانه پررنگ تر است. در راستای رفع این چالش ها علاوه بر فرهنگ سازی، فراهم کردن زیرساخت های قانونی و رفاهی ضروری است.
۶۶۴۲.

اثر بخشی آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری هیجانی و اضطراب امتحان دانشجویان دختر خوابگاهی با تاکید فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر سازگاری هیجانی و اضطراب امتحان دانشجویان دختر خوابگاهی با تاکید فرهنگی بود.. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر 20 الی 30 ساله مقیم خوابگاه دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. نمونه پژوهش 40 نفر بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرگروه 20 نفر) گمارده شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. هر دو گروه با استفاده ازپرسشنامه های سازگاری هیجانی رابیو و همکاران (2007) و اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (1997) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون سنجیده شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش تنظیم هیجان را دریافت کردند اما مداخله ای برای گروه کنترل انجام نشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد آموزش تنظیم هیجان توانسته است تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل در دو متغیر پژوهش ایجاد کند. باتوجه به یافته ها می توان از آموزش تنظیم هیجان برای افزایش سازگاری هیجانی و کاهش اضطراب امتحان دانشجویان دختر خوابگاهی با تاکید فرهنگی استفاده کرد. هم چنین انتقال فرهنگ، جامعه پذیری، افزایش مهارت و پرورش رشد شخصی از جمله مواردی هستند که دانشجویان دختر خوابگاهی می توانند در تعاملات خود کسب کنند.
۶۶۴۳.

مطالعه تجارب زیسته مادران از پیامدهای مهاجرت تحصیلی فرزندان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۵
مهاجرت می تواند بر سلامت و بهزیستی جسمی، روانی و عاطفی مهاجران و افراد باقیمانده در مبدأ، به ویژه والدین تأثیر بگذارد. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته مادران از مهاجرت تحصیلی فرزندان دخترشان به کشورهای اروپایی انجام شد .این مطالعه از نوع کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی تفسیری انجام شد. پژوهش با بهره گیری از نمونه گیری هدفمند از مادران 45 تا 65 ساله ساکن در شهر مشهد در سال 1401-1400 که دارای حداقل دو فرزند که یک فرزند دختر مهاجر به کشورهای اروپایی را داشتند، انجام شد. در نهایت پس از انجام 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق، پژوهشگر به اشباع داده ها رسید. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی اسمیت مورد بررسی قرار گرفتند. در تحلیل مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مادران، مجموعا 537 کد اولیه، 199مفهوم اولیه، 15 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی «تجربه بحران هستی-شناختی؛ پریشانی هیجانی و عاطفی؛ پریشانی شناختی؛ پریشانی و بدتنظیمی رفتاری؛ و سازگاری و پذیرش شرایط» شناسایی شد. نتایج حاضر می تواند اطلاعاتی در مورد تجربه زیسته مادران از مهاجرت فرزندان ارائه دهد که این تحقیقات برای متخصصانی که در حوزه سلامت روان، خدمات سالمندان، مددکاران اجتماعی و روان شناسان فعالیت می کنند، مفید باشد و آن ها را در اجرای هر چه موفق تر برنامه هایشان کمک نماید در زمینه آسیب های روانی مادران دارای فرزند مهاجر، مضامین اضطراب، ناراحتی، نگرانی، احساس دلتنگی وتنهایی از تجارب مادران به دست آمد. نتایج این یافته ناهم سو با پژوهش های وانور و همکاران (2018)؛ لی و همکاران (2024)؛ قیمیر و همکاران (2024)؛ سرکار و همکاران (2023)؛ بانداری و همکاران (2022)؛ باستیا و همکاران (2021)؛ لیو و همکاران (2021)؛ تاپا (2021)؛ شیفل و ژانگ (2019) و بسیاری دیگر از پژوهش ها همسوست. در زمینه احساس تنهایی والدین در مطالعه ای با هدف بررسی تأثیر مهاجرت کودکان بزرگ سال بر سلامت روان والدین، حاکی از آن بود علائم افسردگی و احساس تنهایی در والدین افزایش می یابد، اما این اثر فقط برای مادران وجود دارد (مسکا و بارت، 2014). پژوهش های دیگر نشان داده است افزایش تنهایی والدین نشان دهنده سطوح بالینی علائم افسردگی است (شیفل و ژانگ، 2019). افزایش علائم افسردگی و تنهایی در میان مادران کودکان مهاجر در ایرلند نشان داده شده است (مسکا و بارت، 2016). از طرف دیگر مطالعه ای توسط وانور و همکاران (2018) نشان دادند مهاجرت یک فرزند بالغ، عامل مهمی در شکل دهی به نتایج بهزیستی نیست. به نظر می رسد وجود شرایط خوب و استانداردهای بالا می تواند از عوامل بالقوه اثرگذار در زندگی والدین است. در تبیین نتایج این پژوهش ها می توان گفت در کشورهای در حال توسعه که برنامه های حمایت اجتماعی ضعیف دارند، این نیروهای اجتماعی-جمعیت شناختی نگرانی هایی را ایجاد کرده اند، زیرا والدین ممکن است احساس تنهایی و ناراحتی عاطفی ناشی از غیبت کودکان را نیز تجربه کنند. فرزندان به عنوان منبع قدرت خانواده در نظر گرفته می شوند و حداقل از نظر فرهنگی، هنوز به عنوان منبع حمایت از والدین شناخته می شوند. در غیاب فرزندان احتمالاً منجر به احساس غم و اندوه، انزوا، افسردگی و تنهایی در والدین می شود. با افزایش مهاجرت داخلی یا بین المللی، نیاز به تکیه بر فرزندان برای حمایت را افزایش داده است. همچنین دلایلی که باعث مهاجرت فرزندان به خارج از کشور شده است به عنوان مثال محدودیت های فرصت تولید درآمد و نگرانی های مالی، ممکن است بر سلامت روان والدین تأثیر بگذارد. زمانی که فرزندان از خانه خارج می شوند، تحولات ناگهانی در انتظارات، وظایف، روابط و امور منزل رخ می دهد. مادران با به یاد آوردن دوران حضور فرزندان در خانه و مقایسه آن با شرایط جدید، احساسات متناقضی را تجربه می کنند. گاهی از اینکه فرزندانشان را برای زندگی مستقل آماده کرده اند خرسند هستند و گاهی نیز نسبت به آینده و قابلیت های آن ها برای مدیریت زندگی به تنهایی دچار نگرانی می شوند. در این مرحله از چرخه حیات خانوادگی، والدین باید به پذیرش نقش مستقل فرزندان خود بپردازند. این موضوع تا اندازه ای به درجه تمایزیافتگی اعضای خانواده بستگی دارد. براساس نظریه یبوئن، مفهوم تمایزیافتگی شخصیت به این معناست که اشخاص قادر باشند در شرایط استرس زا، عواطف را از اندیشه ها منفک کرده و میان آن ها توازن برقرار کنند. علاوه بر این، تمایزیافتگی شامل جنبه بین فردی نیز می شود که به خودمختاری هر یک از اعضای خانواده اشاره دارد. چنانچه مادران از شخصیت های تفکیک پذیر برخوردار باشند و فرزندانی با توانایی تمایزیافتگی پرورش دهند، مادری را با کمترین سطح استرس خواهند گذراند.
۶۶۴۴.

ماهیت حکمی فرزند آوری با نظر به تعارضات والدین و علل انگیزشی امتناع زوجین از فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
از چالش های مهم در حوزه خانواده، مسئله فرزند آوری است. اینکه آیا فرزندآوری یک حق یا حکم است، می تواند مبنای تصمیم گیری در موضوعات مختلف حقوقی وابسته به خانواده شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نظرات مشهور فقهای امامیه در ماهیت حکمی فرزندآوری و تعارض این حق با دیگر حقوق زوجین و علل انگیزشی امتناع زوجین از فرزندآوری روش تحلیلی – اسنادی  انجام شد. بدین منظور منابع مکتوب فقهی- حقوقی در این مسئله مورد بررسی قرار گرفت و نتایج بررسی ها نشان داد فرزندآوری یک حق  است. برخی فقها حق فرزند آوری را به زن و برخی دیگر به مرد اختصاص داده اند. هر کدام از فقها سعی کرده اند در اثبات نظر خود به ادله ای استناد کنند که ادله هر دو دیدگاه قابل نقد است.نداندا  دیدگاهی که جامع به نظر می رسد این است که حق فرزندآوری یک حق مشترک میان زوجین است که می توان این نظر را با توجه به ثبوت دیه بر عزل کننده اعم از زن و مرد، مستحب بودن ازدواج با زن ولود، عدم ظهور آیات و روایات بر وجوب فرزندآوری تقویت کرد. این دیدگاه، باتوجه به عرف متشرعه و به مثابه یک حق طبیعی زن و مرد، اختلافات درباره ماهیت حکمی فرزندآوری را کاهش می دهد.
۶۶۴۵.

اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر کنش وری اجرایی زنان مطلقه انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه زنان مطلقه تحت پوشش موسسه خیریه محبان الرضا (علیه السلام) و مرکز مشاوره هیمان مشهد در سال 1401 بود. از میان این زنان، 30 نفر که دارای اختلال در کنش اجرایی بودند به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه چشم انداز زمان طی 6 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد، ولی گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه نارسایی ها در کنش وری اجرایی (بارکلی، 2012) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد مداخله مبتنی بر چشم انداز های زمانی بر بهبود نارسایی در کنش وری اجرایی زنان مطلقه اثربخش بود (05/0>p). همچنین مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی بر مولفه های پنج گانه کنش وری اجرایی شامل خودسازماندهی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظم جویی هیجانی و خودمدیریتی زمان تاثیرگذار بود (05/0>p). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر چشم انداز زمانی با روشن نمودن فرایند تفکر در سه چشم انداز زمانی گذشته، حال و آینده، یعنی توجه بیشتر به گذشته مثبت، توجه به حال و مهم جلوه دادن آینده همراه با تمرین های متعدد موجب بهبود در کنش وری اجرایی و مولفه های آن می گردد.
۶۶۴۶.

مقایسه تطبیقی تحلیل پدیدارشناسی بدن زنان در فشن مفهومی از منظر مارک جانسون: مطالعه موردی آثار ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
فشن مفهومی با تکیه بر اندیشه و ارائه کارکردهای جدیدی از لباس، بستری برای نمایش نقش هایی متفاوت از بدن می شود. مارک جانسون معتقد است بدن متمایز از ذهن نیست، بلکه معنا، فکر و الگوهای ادراک ما جسمانی هستند. باور به جدایی پذیربودن ذهن و بدن در اندیشه اندیشمندان پدیدارشناس متأخر مانند جانسون از بین رفت. در این پژوهش با هدف واکاوی ارتباط فلسفه بدن جانسون با فشن مفهومی به مطالعه موردی سه هنرمند مطرح این حوزه یعنی ری کاواکوبو، الکساندر مک کوئین و حسین چالایان پرداخته شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی (کتابخانه) استفاده شد. این مقاله در پی یافتن پاسخ به این سؤال است که بدن مندی پدیدارشناختی از منظر مارک جانسون چگونه در فشن مفهومی و بدن زنان شکل گرفته است. به نظر می رسد در آثار مورد مطالعه، چهار مدل از بدن های جانسون اعم از بوم شناختی، پدیدارشناختی، اجتماعی و فرهنگی قابل تحلیل است. بدن بوم شناختی که عدم جدایی ذهن و بدن را نشان می دهد، مهم ترین بخش از اهداف طراحان لباس مورد مطالعه است؛ چرا که این طراحان در تلاش اند تا گفتمان تفکر، بدن و لباس را به شیوه های نو بدعت گذاری کنند. بدن فرهنگی و اجتماعی یکی از شاخص ترین مفاهیم کار هنرمندان حوزه فشن مفهومی است که تفاوت های فرهنگی و برهم کنش های اجتماعی بدن با تأکید بر زنان را از طریق لباس به تصویر می کشد. از این رو می توان مفاهیم و معانی بدن از دیدگاه مارک جانسون را در فشن مفهومی مشاهده و تحلیل کرد.
۶۶۴۷.

تحلیل نشانه شناسانه بازنمایی زنان در تبلیغات با رویکرد نظریات ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۹۱
تعریف زن بودن در این جهان مردانه به وسیله نشانه ها طبیعی سازی شده است. درواقع تمدن بشر برمبنای مردسالاری بنا شده و در این روند یکی از راه های کنترل و محدودکردن زنان، رواج باورها و ارزش گذاری جنسیت زده بوده است. در پژوهش حاضر با فرض اینکه امروزه مقادیر زیادی از این باورها با نحوه بازنمایی زنان در رسانه به جامعه القا می شود، آگهی های بازرگانی تلویزیونی مواد شوینده از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ مورد توجه قرار گرفت؛ چرا که تلویزیون رسانه ای تأثیرگذار در سبک زندگی و الگوی مصرف است و در بیشتر متون ذکرشده، مصرف کننده اصلی این محصولات، زنان نمایانده شده اند. تبلیغات مانند هر متن دیگری شامل نشانه ها و لایه های معنایی است و برای پی بردن به این معانی و تأثیر آن ها بر رواج مردسالاری در جامعه، از تحلیل نشانه شناسانه با رویکرد به نظریات ژولیا کریستوا اندیشمند انتقادی، استفاده شد که زنان را به رهایی سوبژکتیویته خود دعوت می کند. بازنمایی امری است که سبب فرهنگ سازی می شود و در بستری که بازنمایی براساس فرهنگ مردسالارانه شکل گیرد، این امر رواج می یابد و بدیهی تلقی می شود. در این راستا نحوه بازنمایی زن معناکاوی شد تا معانی جنسیت زده طبیعی سازی شود که سبب تثبیت باورهای مردسالارانه می شود.
۶۶۴۸.

تدوین و بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۹۰
هدف این پژوهش، تدوین ابزاری برای سنجش تعارضات زناشویی بود. با استفاده از رویکردی ترکیبی؛ ابتدا مبانی نظری مرتبط با خانواده و ابزارهای موجود بررسی گردید، سپس 20 نفر از زوجین در شرف طلاق و مراجعه کننده به مراکز مشاوره، در قالب سه گروه متمرکز و 6 نفر از مشاوران خانواده مورد مصاحبه قرار گرفتند. بر اساس اطلاعات بدست آمده، پرسشنامه ای با سه محور موضوعات تعارض، راهبردهای مثبت و راهبردهای منفی مواجهه با تعارض تدوین و بر روی421 نفر از زنان و مردان متأهل شهر شیراز که به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. نتایج روایی سازه ای پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که موضوعات تعارض (1- تفاوتهای فردی، نقش های خانوادگی و روابط بین زوجین، 2- ناتوانی مالی، 3- ارتباط با خانواده مبدأ، 4- مشکلات رفتاری و شخصیتی، 5- انتظارات و رفتارهای غیرمنطقی در مورد مسائل اقتصادی، 6- فرزندان) 5/41 درصد؛ راهبردهای مثبت (1- تکیه بر منابع فردی و درون خانوادگی، 2- جستجوی منابع بیرونی) 27/49 درصد؛ و راهبردهای منفی (1- پرخاشگری مستقیم، 2- پرخاشگری غیر مستقیم و 3- رفتارهای تخریبی) 59/44 درصد از واریانس گویه های مربوطه را تبیین می کردند. پایایی پرسشنامه در حد مطلوب (با ضرایب بین 0/61 تا 93/0) ارزیابی شد. رابطه ی منفی و معنی دار ابعاد پرسشنامه با شاخص های رضایت زناشویی (روایی واگرا) و رابطه مثبت و معنی دار با بی ثباتی زناشویی (روایی همگرا)، حاکی از تأیید روایی افتراقی پرسشنامه بود. به طور کلی، پرسشنامه ی تعارضات زناشویی از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و می تواند در پژوهش های مرتبط با خانواده مورد استفاده قرار گیرد.
۶۶۴۹.

بارداری در کشاکش ساختار و عاملیت (بررسی موردی تجربه زیسته زنان اردبیلی در دوره بارداری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقاله حاضر موضوع تجربه بارداری را با تمرکز بر دو مؤلفه کلیدی زنان و بارداری و با هدف شناخت بیشتر از مسئله جمعیت در ایران، مورد بررسی قرار داده است. این بررسی با روش تحلیل مضمون و تمرکز بر داده های استخراج شده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 30 نفر از زنان باردار اردبیلی، انجام گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش یازده مضمون پایه شامل: بارداری به مثابه امر ایجابی، فشار خانواده، منزلت بارداری، نفوذ مردانگی، بارداری بر مدار پزشکی، فضای مجازی، مقاومت، بارداری اراده شده، تقابل زنانه، نگرانی و محدودیت ادراک شده استخراج گردید. این مضامین در قالب سه مضمون ساختار سنتی و جدید، عاملیت سازمان دهی و الگوی نهایی در قالب شبکه ای از مضامین، تحت عنوان «بارداری در کشاکش ساختار و عاملیت» تدوین شده است. بر اساس یافته های تحقیق می توان استدلال کرد که بارداری فراتر از یک رویداد زیستی، فرایندی چندوجهی است. تجربه زیسته زنان در طول این فرایند و در مواجهه با وجوه متفاوت آن شکل می گیرد و این تجربه در زمینه ای دیالکتیکی از حضور نهادهای سنتی و مدرنی چون خانواده و پزشکی توسط کنشگرانی آگاه زیسته می شود.
۶۶۵۰.

بررسی ادبیات مادرانه در جایگاه ژانری نوظهور در نقد ادبی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۶
ادبیات معاصر در سال های اخیر با ورود پررنگ تجربه های زیستی زنان، به ویژه مادری با خلأ نظری مواجه شده است؛ چراکه این تجربه ها در چارچوب های سنتی ادبیات جای نمی گیرند. پژوهش حاضر با هدف امکان شناسی «ادبیات مادرانه» به مثابه ژانری نوظهور در نقد ادبی معاصر انجام شده است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی بوده و آثاری از شارلوت پرکینز گیلمن، سیمون دوبووار و شیوا علی نقیان به عنوان نمونه های شاخص تحلیل شده و ویژگی های متمایز این ژانر بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که ادبیات مادرانه واجد شاخصه هایی مستقل است همچون: تمرکز بر بدن مندی، تجربه های عینی مادری، روایت های چندصدایی، بهره گیری از فرم های روزنگاشتی متناسب با زیست مادری و ایفای نقش انتقادی در برابر گفتمان های تثبیت شده درباره مادری. این ژانر با عبور از مرزهای سنتی گونه ای خودآگاهی جمعی درباره تجربه مادری پدید می آورد و نشان می دهد مادری آغازی تازه برای بازآفرینی زبان زنانه است. این خصوصیات بیانگر آن است که ادبیات مادرانه ظرفیت تثبیت درجایگاه ژانری مستقل را دارد. نوآوری این پژوهش در آن است که برای نخستین بار مادری از سطح «موضوع» به سطح «ژانر» ارتقا یافته و جایگاهی نظری در مباحث ژانرشناسی یافته است. اهمیت این نتیجه آن است که ادبیات مادرانه به غنای نقد ادبی و مطالعات جنسیت کمک می کند.
۶۶۵۱.

اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی انجام شد. روش. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 214 از زنان با تجربه طلاق عاطفی در سال 1402 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، تعادل عاطفی دینر و همکاران (2009) و توافق پذیری (کاستا و مک کری، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به میزان 8 جلسه تحت مداخله درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (2011) قرار گرفت درحالی که در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). همچنین نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). نتیجه گیری. براساس نتایج یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری می شود که می توان از محتوا و دستورالعمل های درمان فراتشخیصی برای افزایش توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی استفاده کرد. علاوه بر این، می توان بیان کرد که مداخلات فراتشخیصی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند که چگونه با هیجان های نامناسب خود مواجه شده و سازگارانه تر با هیجان های خود برخورد کنند. روش مذکور در تلاش است تا با تنظیم عادت های نظم بخشی هیجانی، وقوع و شدت عادت های هیجانی را کم کرده، میزان آسیب را کاهش و کارکرد آن را افزایش دهند. در رویکرد یک پارچه رفتارها، هیجانات، افکار و احساس ها با هم در تعامل پویایی بوده، هر کدام از آن ها در تجربه هیجانی نقش تعین کننده داشته و در آن اثرگذار هستند. بر این اساس، درمان فراتشخیصی با تأکید ویژه بر نقش هیجان ها و شیوه پردازش آن ها سبب مدیریت و پردازش بهتر هیجان ها شده و از این طریق می تواند منجر به افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی شود. در بخش دیگری از این پژوهش نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافته مذکور با نتایج حاصل از پژوهش های بیگی و لطفی (1402)، فیروزی و همکاران (1401) ما و همکاران (2021) هم راستا است. در تبیین یافته یاد شده می توان بیان کرد تکنیک های درمان فراتشخیصی از قبیل آگاهی هیجانی، مواجهه، پذیرش هیجانات و بازسازی شناختی، باعث می شود که فرد از ارتباط متقابل بین افکار و هیجانات آگاه و ارزیابی های ناسازگارانه خودکار شناسایی شوند و این ارزیابی مجدد شناختی، باعث افزایش انعطاف پذیری در افکار و تعدیل احساسات شده و سبب می شود تا افراد، با به کارگیری انعطاف پذیری شناختی، قدرت حل مسئله خود را نیز بهبود داده و با کسب قدرت مقابله ای بالاتر، تاب آوری روان شناختی بیشتری را از خود نشان دهند. علاوه بر این، می توان بیان کرد که درمان فراتشخیصی یک پارچه به منظور آماج قرار دادن عوامل مشترک بین اختلال های هیجانی و اختلال های روان شناختی دارای آسیب های هیجانی طراحی شده است و تأکید عمده آن بر تجربه و پاسخ های هیجانی است. بر این اساس، درمان فراتشخیصی یک پارچه به زنان دارای طلاق عاطفی می آموزد که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود مواجه شده و به شیوه سازگارانه تری به هیجان های خود پاسخ دهند. این درمان کمک می کند تا افراد فهم بهتری از تعامل افکار، احساس ها و رفتارها در ایجاد تجربه های هیجانی درونی داشته باشند و این روند می تواند به بهبود پردازش شناختی و روان شناختی منتهی شده و تعادل عاطفی روان شناختی بالاتری را در پی داشته باشد.
۶۶۵۲.

طراحی چارچوبی نظری برای موفقیت کارآفرینانه و تعالی شخصی زنان کارآفرین در ایران: یک مطالعه روایت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۹
کارآفرینی زنان در جوامع درحال توسعه، با وجود نقش مؤثر در پیشبرد اهداف اقتصادی و اجتماعی، با موانع و چالش های متعددی مواجه است. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی مفهومی برای تبیین مؤلفه های موفقیت کارآفرینانه و تعالی شخصی در میان زنان کارآفرین ایرانی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر روش، کیفی با رویکرد روایت پژوهی است. مشارکت کنندگان هشت زن کارآفرین ایرانی هستند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و به روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. براساس یافته ها، چارچوب پیشنهادی از سه بعد اصلی تشکیل شده است: 1. ابعاد موفقیت کارآفرینانه و تعالی شخصی شامل مهارت های فردی (شناختی، ارتباطی، شخصیتی و مدیریتی)، مؤلفه های موفقیت کسب وکار (نوآوری و مدیریت) و رشد فردی؛ 2. عوامل مؤثر بر موفقیت شامل عوامل محیطی (نظیر دسترسی به منابع، فرهنگ کارآفرینی و حمایت های نهادی) و عوامل فردی (از جمله ریسک پذیری، انگیزش و بهره مندی از تیم کاری توانمند)؛ و 3. پیامدهای موفقیت در سه سطح فردی (افزایش اعتمادبه نفس و بهبود کیفیت زندگی)، کسب وکار (رشد و توسعه سازمانی) و اجتماعی (اشتغال زایی و مشارکت در توسعه اقتصادی). همچنین شرایط مداخله گر نظیر تغییرات فناورانه، بحران ها و زمینه های اجتماعی-فرهنگی به عنوان عوامل تأثیرگذار بر فرایند موفقیت شناسایی شدند. چارچوب حاصل از این مطالعه می تواند به عنوان الگویی کاربردی برای سیاست گذاران، نهادهای حمایتی و زنان کارآفرین برای برنامه ریزی، ارتقاس مهارت ها و ایجاد بسترهای حمایتی مؤثر به کار رود. این پژوهش با تأکید بر ماهیت چندبعدی موفقیت و تعالی شخصی در کارآفرینی زنان، زمینه ساز مطالعات تکمیلی در این حوزه است.
۶۶۵۳.

پشت درهای شورا: تحلیل کیفی تجارب زنان پس از ورود به شوراهای اسلامی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۹
شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان مجالس محلی، فضایی تازه برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم کرده اند، اما حضور آنان همچنان محدود و همراه با چالش های ساختاری است. این پژوهش به روش توصیف کیفی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ زن عضو شوراهای شهر استان اصفهان انجام گرفت که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با نرم افزار مکس کیودی ای به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: ۱. شورا به مثابه میدان چالش برانگیز؛ ۲. مواجهه با فشارهای نهادی در کنار اتکای هم زمان به شبکه های حمایتی؛ ۳. جهت یابی راهبردی از طریق سازگاری منفعلانه تا ایستادگی کنشگرانه؛ و ۴. قراردادن زنان در کانون توجهات. یافته ها نشان می دهد ترکیب مردانه شوراها و هنجارهای ریشه دار جنسیتی، محیطی ایجاد می کند که در آن، زنان با فشارهای نقشی، تردید در شایستگی آنان، کلیشه های جنسیتی و حاشیه رانی در تصمیم گیری مواجه اند. این شرایط تعارض میان مسئولیت های خانوادگی–سازمانی و نیاز مداوم به اثبات توانمندی را تشدید می کند و استرس و فرسودگی نقش را افزایش می دهد. با وجود این محدودیت ها، زنان با استفاده از راهبردهایی مانند شبکه سازی، مذاکره، ایستادگی تدریجی و تمرکز بر نیازهای عملی زنان می کوشند فضای تصمیم گیری را دگرگون و حساسیت جنسیتی را در سیاست ها تقویت کنند. بااین حال، اثرگذاری این عاملیت همچنان در چارچوب های مردسالارانه محدود است و تقویت مشارکت مؤثر زنان نیازمند اصلاحات نهادی و افزایش حضور آنان در سطوح بالاتر حکمرانی محلی است.
۶۶۵۴.

رابطه بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی مدیران زن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۷
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز بود. این تحقیق از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز در سال تحصیلی 1403-1404 به تعداد 810 نفر بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی260 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه نظام ارزشی شوارتز (1994)، پرسشنامه زیست عفیفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موضوع عفاف و حجاب (1401)، و پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی توسط دمینگ (2012)، بود. روایی صوری و پایایی ابزار پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. که ضریب آلفای کرونباخ هر سه پرسشنامه به ترتیب 91%، 87% و 85% بدست آمد. به منظور آزمون فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری و نرم افزا PLS Smart و 27 SPSS استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که جهت گیری ارزشی در ارتباط بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز نقش واسطه دارد. بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. بین زیست عفیفانه و جهت گیری ارزشی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. بین جهت گیری ارزشی با تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج به دست آمده به مدیران زن مدارس کمک می کند تا با افزایش پایبندی به اصول اخلاقی، محیط آموزشی بهتری ایجاد کنند.
۶۶۵۵.

تجارب شناختی زنان اِقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۹
خودکشی پدیده ای چندوجهی و حاصل تعامل عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است. هرچند موارد موارد منجر به فوت در مردان بیشتر است، اما اقدام به خودکشی در زنان حدود دو برابر بیشتر از مردان است و یکی از عوامل اصلی مؤثر بر خودکشی های بعدی محسوب می شود. لذا درک عمیق تر این پدیده و یافتن راه حل های مؤثر برای پیشگیری، مداخله و درمان آن نیازمند بررسی دقیق عوامل تهدیدکننده و محافظت کننده مرتبط به ویژه از دیدگاه زنان است. این پژوهش کیفی با هدف کشف تجربیات شناختی زنان اقدام کننده به خودکشی انجام شد. مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی و روش کلایزی بر روی 11 زن داراری سابقه اقدام به خودکشی مراجعه کننده به اورژانس اجتماعی میبد انجام پذیرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و در هفت مرحله تحلیل شدند. یافته ها شامل چهار مقوله اصلی «افکار خودکشی بدون اقدام، تحریف خاطرات، درماندگی آموخته شده و بی ارزشی خود»، شش خرده مقوله «تجربه افکارخودکشی، تحریف حافظه، احساس طرد شدن، ناتوانی در حل درست مشکل، سرزنش و تحمیل احساسات» و یازده مفهوم «عدم خودکشی به خاطر وابستگی ها، عدم خودکشی به خاطر ترس یا جرأت نداشتن، عدم خودکشی مبتنی بر مذهب، به یاد نیاوردن خاطرات خوب، مرور مداوم صحنه های منفی، مهم نبودن در زندگی، طرح ریزی برای کشتن همسر، پذیرش، سرزنش از سوی دیگران، نشخوار فکری و انتخاب برچسب غمگین و افسرده شدن» بود. یافته ها نشان داد الگوهای شناختی ناکارآمد و تحریف های ذهنی نقش مهمی در تشدید خطر اقدام به خودکشی دارند. بنابراین، غربال گری و آموزش روش های اصلاح افکار در مراکز بهداشتی می تواند سهم قابل توجهی در پیشگیری و مداخله مؤثر داشته باشد.
۶۶۵۶.

مطالعه ی تجربه زیسته ی مصرف نمایشی در بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
رفتارهای مصرفی انسان ها می تواند بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی هم تأثیر بگذارد و هم تأثیر بپذیرد و میزان و نوع مصرف می تواند نشان دهنده مسائلی همچون سبک زندگی، طبقه و یا حتی نوع نگرش افراد باشد. گاهی انسان ها از طریق مصرف گرایی یا مصرف نمایشی بین خود و گروه های جامعه شکافی می سازند که از این شکاف برای تثبیت وضعیت اجتماعی خودشان استفاده می کنند. بر این اساس پژوهش حاضر با استفاده از روش نظریه زمینه ای به مطالعه ی تجربه ی مصرف نمایشی در بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در شهر مشهد پرداخته است. مشارکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند و از بین زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهر مشهد که در محدوده سنی 25 تا 40 سال بودند انتخاب شدند که بعد از انجام 20 مصاحبه یافته ها به اشباع نظری رسید. در نهایت متن مصاحبه ها در قالب بیش از 70 مفهوم، 10 مقوله عمده فرعی و یک مقوله هسته ای کدگذاری شد. یافته ها نشان داد که 10 مقوله محوری «ترس از طرد شدن»، «دید منفی به فقرا»، «پاداش های مصرف نمایشی»، «مجبور شدن خانواده ها برای تن دادن به مصرف نمایشی»، «احساس کمبود و حقارت »، «هم نوایی و همرنگ شدن»، «ارزش بیش از حد به ظاهر در گرو از بین بردن عزت نفس»، «ناتوانی مالی»، «مصرف نمایشی ابزاری برای رسیدن به آرزوها»، «فشارهای روحی و روانی» در شکل گیری مصرف نمایشی نقش دارند و مقوله ی هسته «مصرف نمایشی مکانیزمی برای مورد تأیید قرار گرفتن در جامعه» در بر گیرنده کل فرایند مصرف نمایشی است.
۶۶۵۷.

گونه شناسی سبک مصرفی و مدیریت بدن زنان (مورد مطالعه: زنان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۵۹
با افزایش اهمیت خود، بدن به عنوان آشکارترین قرارگاه خود، جایگاه خاصی پیدا کرده و زمینه ای برای توجه مجدد و رواج آن حول محور موضوعاتی نظیر هویت، مصرف، سبک زندکی در نظریه های اجتماعی شده است. هدف این پژوهش مطالعه گونه های سبک مصرفی زنان شهر تبریز و رابطه آن با مدیریت بدن است. روش پژوهش پیمایشی بود که داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مدیریت بدن و انواع سبک مصرف گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، زنان بالای 15 سال شهر تبریز در سال 1402 بود که 401 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته های توصیفی نشان می دهد در میان ابعاد مدیریت بدن، رویه های لاغری دارای کمترین میانگین و آرایش صورت و بدن حائز بیشترین میانگین بوده است. در گونه های سبک مصرفی، سبک مصرفی کارکردی حائز بیشترین و سبک مصرفی منزلت گرایانه حائز کمترین میانگین بوده است. یافته های استنباطی نیز حاکی از آن است که میانگین مدیریت بدن بر حسب متغیرهای وضعیت تأهل، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال، متوسط درآمد خانواده و وضعیت اجتماعی- اقتصادی پاسخ گویان تفاوت معنی داری با هم دارند. همچنین، رابطه مدیریت بدن با سن و سبک مصرفی کارکردی منفی و معنی دار، و با سبک مصرفی زاهدانه، منزلت گرایانه و لذت جویانه مثبت و معنی دار بود. نتایج برآورد مدل رگرسیونی نشانگر آن است از میان گونه های سبک مصرفی، سه گونه منزلت گرایانه، زاهدانه و لذت جویانه در مجموع حدود 56 درصد از واریانس مدیریت بدن را تبیین می کنند.
۶۶۵۸.

اثربخشی آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر گرایش به نوع دوستی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۳
مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که نوجوانی، مهم ترین دوره زندگی بشر است که به دلیل تغییرات سریع در ابعاد مختلف وجودی، فرد را با چالش های مختلفی روبه رو می کند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر میزان گرایش به نوع دوستی و بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 1401-1402 بود . روش پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اهواز بود. برای تعیین نمونه با به کارگیری روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند از بین جامعه آماری، 32 نفر انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه شانزده نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه نوع دوستی احمدی (1388) و پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989) بود. گروه آزمایش، تحت دوازده جلسه آموزش بسته انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت قرار گرفت، ولی آموزشی به گروه کنترل داده نشد. برای تحلیل داده ها در پژوهش حاضر، از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت، بر نوع دوستی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر متوسطه دوم مؤثر بود (05/0>p). در نتیجه ، متخصصان فعال در حوزه کار با نوجوان می توانند در کنار سایر مداخلات روان شناختی، از آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت به منظور افزایش گرایش به نوع دوستی و ارتقای بهزیستی روان شناختی در گروه نوجوانان بهره ببرند.
۶۶۵۹.

بازنمایی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در فرآیند احتمال ازدواج مجدد مادران: مطالعه ای کیفی در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
ازدواج مجدد یکی از پیامدهای متداول پس از طلاق است که می تواند دگرگونی های عمیقی را در ساختار خانواده و تجربه زیسته فرزندان رقم بزند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در مواجهه با احتمال ازدواج مجدد مادرانشان انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) به اجرا درآمد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله ساکن شهر قم بود که دست کم یک سال از طلاق والدینشان گذشته بود. مشارکت کنندگان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونه گیری و تحلیل داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در مجموع با ۱۴ نفر مصاحبه انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس با استفاده از مراحل تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل داده ها منجر به استخراج هشت تم اصلی شد که به شرح زیر است: درونی سازی کلیشه های منفی درباره ناپدری؛ مقاومت در برابر تغییر نقش ها و ساختار خانواده؛ تجربه تعارضات هیجانی و اخلاقی در مواجهه با ازدواج مجدد مادر؛ ترس عمیق از بی پناهی و آسیب پذیری در خانواده جدید؛ احساس تنهایی، بی هویتی و طردشدگی؛ تمایل به بازگشت به خانواده اولیه؛ نیاز به محبت، امنیت و حضور مؤثر والدین؛ و در نهایت، امیدی مشروط به وقوع ازدواجی سالم و ترمیم کننده. یافته های این پژوهش بر ضرورت شناخت عمیق تر نسبت به نگرش ها، هیجانات و نیازهای روانی-اجتماعی فرزندان در خانواده هایی که در آستانه یا درگیر فرآیند ازدواج مجدد هستند تأکید دارد
۶۶۶۰.

تدوین مدل مفهومی حیامداری براساس آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل مفهومی حیامداری براساس آموزه های اسلامی است تا سازوکارها، مؤلفه ها و پیامدهای آن شناسایی و چارچوبی کاربردی برای ترویج حیا و پیشگیری از بی حیایی ارائه شود. روش پژوهش: این تحقیق ماهیت کیفی دارد و از نوع تحلیل محتوا با رویکرد داده بنیاد و در چارچوب «روش مدل یابی مفهومی از متون اسلامی» انجام شد. بدین منظور، متون قرآنی و حدیثی مورد واکاوی قرار گرفت و گزاره هایی که شامل واژه «حیا» یا مشتقات آن بود، استخراج شد. مراحل مدل یابی شامل کدگذاری های باز، محوری و انتخابی بود و در نهایت ۹ سازه اصلی و ۶۲ مؤلفه استخراج گردید. یافته ها: مدل مفهومی حیامداری پیرامون پدیده مرکزی حیامداری در قالب هشت بعد ارائه شد: شرایط علی شامل خاستگاه و عوامل سبب ساز؛ راهبردهای حیامداری؛ شرایط مداخله ای شامل زمینه سازها، تسهیل کننده ها و تشدیدکننده ها؛ شرایط مداخه ای شامل موانع و تضعیف کننده ها؛ بسترها و مواضع ضرورت حیا؛ مواضع ضرورت عدم حیا؛ پیامدهای مثبت حیامداری؛ و پیامدهای بی حیایی. برای سنجش اعتبار و قابلیت اطمینان مؤلفه ها، از روش دلفی استفاده و نظرات هفت متخصص حوزه اخلاق و تربیت دریافت شد. شاخص روایی محتوایی (CVI) در حد بسیار خوب گزارش شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدل مفهومی حیامداری دارای قابلیت کاربردی بالا برای هدایت برنامه های فرهنگی، تربیتی، آموزشی، رسانه ای و حاکمیتی است. این مدل می تواند در پیشگیری و مقابله با تهاجم فرهنگی، ارتقای زیست عفیفانه و ترویج رفتارهای حیامدارانه مورد استفاده قرار گیرد و چارچوبی جامع برای سیاست گذاری و طراحی مداخلات اخلاقی ارائه کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان