اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراتشخیصی بر توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی انجام شد. روش. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تعداد 214 از زنان با تجربه طلاق عاطفی در سال 1402 بود که از بین آن ها نمونه ای به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، تعادل عاطفی دینر و همکاران (2009) و توافق پذیری (کاستا و مک کری، 2005) استفاده شد. گروه آزمایش به میزان 8 جلسه تحت مداخله درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (2011) قرار گرفت درحالی که در این مدت گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). همچنین نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی بر افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی اثرگذار بود (001/0˂P-value). نتیجه گیری. براساس نتایج یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری می شود که می توان از محتوا و دستورالعمل های درمان فراتشخیصی برای افزایش توافق پذیری و تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی استفاده کرد. علاوه بر این، می توان بیان کرد که مداخلات فراتشخیصی به افراد کمک می کند تا یاد بگیرند که چگونه با هیجان های نامناسب خود مواجه شده و سازگارانه تر با هیجان های خود برخورد کنند. روش مذکور در تلاش است تا با تنظیم عادت های نظم بخشی هیجانی، وقوع و شدت عادت های هیجانی را کم کرده، میزان آسیب را کاهش و کارکرد آن را افزایش دهند. در رویکرد یک پارچه رفتارها، هیجانات، افکار و احساس ها با هم در تعامل پویایی بوده، هر کدام از آن ها در تجربه هیجانی نقش تعین کننده داشته و در آن اثرگذار هستند. بر این اساس، درمان فراتشخیصی با تأکید ویژه بر نقش هیجان ها و شیوه پردازش آن ها سبب مدیریت و پردازش بهتر هیجان ها شده و از این طریق می تواند منجر به افزایش توافق پذیری زنان با طلاق عاطفی شود. در بخش دیگری از این پژوهش نتایج نشان داد درمان فراتشخیصی در افزایش تعادل عاطفی زنان با طلاق عاطفی مؤثر بود. یافته مذکور با نتایج حاصل از پژوهش های بیگی و لطفی (1402)، فیروزی و همکاران (1401) ما و همکاران (2021) هم راستا است. در تبیین یافته یاد شده می توان بیان کرد تکنیک های درمان فراتشخیصی از قبیل آگاهی هیجانی، مواجهه، پذیرش هیجانات و بازسازی شناختی، باعث می شود که فرد از ارتباط متقابل بین افکار و هیجانات آگاه و ارزیابی های ناسازگارانه خودکار شناسایی شوند و این ارزیابی مجدد شناختی، باعث افزایش انعطاف پذیری در افکار و تعدیل احساسات شده و سبب می شود تا افراد، با به کارگیری انعطاف پذیری شناختی، قدرت حل مسئله خود را نیز بهبود داده و با کسب قدرت مقابله ای بالاتر، تاب آوری روان شناختی بیشتری را از خود نشان دهند. علاوه بر این، می توان بیان کرد که درمان فراتشخیصی یک پارچه به منظور آماج قرار دادن عوامل مشترک بین اختلال های هیجانی و اختلال های روان شناختی دارای آسیب های هیجانی طراحی شده است و تأکید عمده آن بر تجربه و پاسخ های هیجانی است. بر این اساس، درمان فراتشخیصی یک پارچه به زنان دارای طلاق عاطفی می آموزد که چگونه با هیجانات ناخوشایند خود مواجه شده و به شیوه سازگارانه تری به هیجان های خود پاسخ دهند. این درمان کمک می کند تا افراد فهم بهتری از تعامل افکار، احساس ها و رفتارها در ایجاد تجربه های هیجانی درونی داشته باشند و این روند می تواند به بهبود پردازش شناختی و روان شناختی منتهی شده و تعادل عاطفی روان شناختی بالاتری را در پی داشته باشد.