تجارب شناختی زنان اِقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خودکشی پدیده ای چندوجهی و حاصل تعامل عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است. هرچند موارد موارد منجر به فوت در مردان بیشتر است، اما اقدام به خودکشی در زنان حدود دو برابر بیشتر از مردان است و یکی از عوامل اصلی مؤثر بر خودکشی های بعدی محسوب می شود. لذا درک عمیق تر این پدیده و یافتن راه حل های مؤثر برای پیشگیری، مداخله و درمان آن نیازمند بررسی دقیق عوامل تهدیدکننده و محافظت کننده مرتبط به ویژه از دیدگاه زنان است. این پژوهش کیفی با هدف کشف تجربیات شناختی زنان اقدام کننده به خودکشی انجام شد. مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی و روش کلایزی بر روی 11 زن داراری سابقه اقدام به خودکشی مراجعه کننده به اورژانس اجتماعی میبد انجام پذیرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و در هفت مرحله تحلیل شدند. یافته ها شامل چهار مقوله اصلی «افکار خودکشی بدون اقدام، تحریف خاطرات، درماندگی آموخته شده و بی ارزشی خود»، شش خرده مقوله «تجربه افکارخودکشی، تحریف حافظه، احساس طرد شدن، ناتوانی در حل درست مشکل، سرزنش و تحمیل احساسات» و یازده مفهوم «عدم خودکشی به خاطر وابستگی ها، عدم خودکشی به خاطر ترس یا جرأت نداشتن، عدم خودکشی مبتنی بر مذهب، به یاد نیاوردن خاطرات خوب، مرور مداوم صحنه های منفی، مهم نبودن در زندگی، طرح ریزی برای کشتن همسر، پذیرش، سرزنش از سوی دیگران، نشخوار فکری و انتخاب برچسب غمگین و افسرده شدن» بود. یافته ها نشان داد الگوهای شناختی ناکارآمد و تحریف های ذهنی نقش مهمی در تشدید خطر اقدام به خودکشی دارند. بنابراین، غربال گری و آموزش روش های اصلاح افکار در مراکز بهداشتی می تواند سهم قابل توجهی در پیشگیری و مداخله مؤثر داشته باشد.