بازنمایی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در فرآیند احتمال ازدواج مجدد مادران: مطالعه ای کیفی در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۵
17 - 29
حوزههای تخصصی:
ازدواج مجدد یکی از پیامدهای متداول پس از طلاق است که می تواند دگرگونی های عمیقی را در ساختار خانواده و تجربه زیسته فرزندان رقم بزند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در مواجهه با احتمال ازدواج مجدد مادرانشان انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) به اجرا درآمد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله ساکن شهر قم بود که دست کم یک سال از طلاق والدینشان گذشته بود. مشارکت کنندگان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونه گیری و تحلیل داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در مجموع با ۱۴ نفر مصاحبه انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس با استفاده از مراحل تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل داده ها منجر به استخراج هشت تم اصلی شد که به شرح زیر است: درونی سازی کلیشه های منفی درباره ناپدری؛ مقاومت در برابر تغییر نقش ها و ساختار خانواده؛ تجربه تعارضات هیجانی و اخلاقی در مواجهه با ازدواج مجدد مادر؛ ترس عمیق از بی پناهی و آسیب پذیری در خانواده جدید؛ احساس تنهایی، بی هویتی و طردشدگی؛ تمایل به بازگشت به خانواده اولیه؛ نیاز به محبت، امنیت و حضور مؤثر والدین؛ و در نهایت، امیدی مشروط به وقوع ازدواجی سالم و ترمیم کننده. یافته های این پژوهش بر ضرورت شناخت عمیق تر نسبت به نگرش ها، هیجانات و نیازهای روانی-اجتماعی فرزندان در خانواده هایی که در آستانه یا درگیر فرآیند ازدواج مجدد هستند تأکید دارد