مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان (مطالعات زنان سابق)

مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان (مطالعات زنان سابق)

مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان دوره 23 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 85) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

واکاوی مسائل اعضای هیئت علمی زن در زمینه جذب و ارتقاء؛ مطالعه موردی دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش با مطالعه تجربه زیسته اعضای هیئت علمی زن بر آن است تا مسائل این اساتید را در جذب و ارتقا شناسایی و تحلیل کند. روش پژوهش، کیفی با رویکرد مطالعه موردی است. دانشگاه صنعتی شریف به عنوان یک نمونه کرانه ای انتخاب شد و با 10 نفر از اساتید زن، مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام و برای افزایش اعتبار و روایی پژوهش، از فنون مختلف شامل حضور طولانی در میدان مطالعه، توصیف غنی و زمینه مند، بررسی متقابل و کدگذاران مستقل استفاده شد. تحلیل مصاحبه ها، به شناسایی چالش های جذب و ارتقا در هفت مضمون اصلی شامل اعمال سلیقه های شخصی در فرایند جذب، عدم شمولیت معیارهای ارتقا، مسیر ناهموار ارتباط با صنعت، وجود سقف شیشه ای در تصدی مناصب مدیریتی، مکفی نبودن درآمد استادی، ضعف آموزش و توسعه حرفه ای، مردانه بودن فرهنگ دانشگاه و جامعه منجر شد. اساتید زن در حوزه جذب و ارتقای مرتبه علمی علاوه بر چالش های مشترک با اساتید مرد، چالش هایی به سبب جنسیت داشته اند که در حوزه هایی نظیر تصدی سمت های مدیریتی، ارتباط با صنعت و غلبه فرهنگ مردانه پررنگ تر است. در راستای رفع این چالش ها علاوه بر فرهنگ سازی، فراهم کردن زیرساخت های قانونی و رفاهی ضروری است.
۲.

پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه در دختران نوجوان: یک مدل میانجی تعدیل گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف این پژوهش، مدل یابی روابط علّی پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه همراه با مطالعه نقش میانجی گری احساس تنهایی و تعدیل گری رشته تحصیلی در دختران نوجوان بود. تعداد 349 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه شهر ارومیه (میانگین سنی 66/16، انحراف استاندارد 01/1) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس تعلق به مدرسه، پیوستگی اجتماعی، احساس تنهایی و دل بستگی به همسالان پاسخ دادند. داده ها به روش معادلات ساختاری و رگرسیون سلسله مراتبی به کمک نرم افزار Spss و ایموس نسخه 26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد در غیاب تعدیل گر، احساس تنهایی نقش میانجی دارد. همچنین شاخص های برازش این مدل مطلوب بودند و 8 درصد از واریانس احساس تعلق به مدرسه توسط ترکیب متغیرهای پیوستگی اجتماعی، دل بستگی به همسالان و احساس تنهایی تبیین می شد. در ادامه نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از این بود که در مدل مفهومی مقدار تبیین واریانس احساس تعلق به مدرسه در سطح معناداری کمتر از 05/0، برای رشته ریاضی- فیزیک و رشته علوم تجربی معنادار و مثبت و برای رشته علوم انسانی غیر معنادار بود. این نتیجه گویای آن است که رشته تحصیلی نقش تعدیل گری معناداری دارد. درمجموع، مدل میانجی– تعدیل گر در رشته های ریاضی-فیزیک و علوم تجربی برازش دارد. از این یافته ها نتیجه می شود که میزان پیوستگی اجتماعی و احساس تنهایی دختران نوجوان را می توان جهت پیش بینی احساس تعلق به مدرسه در آنان مطالعه و بررسی کرد. با این حال، لازم است در این مطالعه و حتی طراحی و برنامه ریزی مداخلات احتمالی آتی، رشته تحصیلی نیز مدنظر قرار گیرد.
۳.

رابطه باورهای غیر منطقی، تحریف های شناختی و اختلال شخصیت وابسته با نقش میانجی هم وابستگی در زنان دارای همسر بیمار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
این پژوهش با هدف ررسی رابطه باورهای غیرمنطقی، تحریف های شناختی و اختلال شخصیت وابسته با نقش میانجی هم وابستگی در زنان دارای همسر بیمار انجام شده است. برای این منظور از روش توصیفی-همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای همسر بیمار و آسیب دیده جسمانی و روانی شهر یاسوج در سال 1403 بودند که به دلیل نامشخص بودن حجم دقیق جامعه آماری و محدودیت های اجرایی در دسترسی به همه اعضای آن، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 210 زن به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه شخصیت وابسته، پرسشنامه هم وابستگی هالیوک، پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، پرسشنامه تحریف های شناختی عبداله زاده و سالار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون همزمان و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد متغیرهای پیش بین وارد شده در الگو 30 درصد از واریانس اختلال شخصیت وابسته را تبیین می کنند و بیشترین سهم تبیین مربوط به متغیر هم وابستگی با 26 درصد است. با توجه به این که ضرایب بتای استاندارد متغیرهای هم وابستگی (302/0=β) و تحریف های شناختی (305/0=β) در سطح اطمینان 99 درصد معنادار بودند. بنابراین دو متغیر مذکور پیش بینی کننده های معنادار اختلال شخصیت وابسته بودند. علاوه بر این، نتایج حاصل از آزمون تحلیل مسیر نشان داد باورهای غیرمنطقی به صورت غیرمستقیم و تحریف های شناختی به صورت مستقیم و غیرمستقیم و از طریق متغیر هم وابستگی بر اختلال شخصیت وابسته اثر مثبت و معناداری دارند. بنابراین می توان گفت متغیر هم وابستگی در رابطه بین باورهای غیرمنطقی و تحریف های شناختی با اختلال شخصیت وابسته، نقش میانجی دارد.
۴.

بررسی پدیدارشناسانه دلبستگی به مکان در میان زنان ساکن در سکونت گاه غیررسمی (مورد مطالعه: محله مهرآباد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
موضوع این پژوهش، صور و اشکال دلبستگی به مکان در میان زنان ساکن در سکونت گاه غیررسمی است که به شیوه کیفی در یک نمونه آماری 20 نفره از زنان ساکن در منطقه مهرآباد مشهد انجام شده است. نتایج نشان داد پیوند زنان با محله مهرآباد دربرگیرنده جنبه های مختلف روان شناختی عاطفی و هویتی، رفتاری- اجتماعی و شناختی است. بر پایه یافته ها اشکال دلبستگی زنان به محله مهرآباد چنین به دست آمد: هویت فردی و جمعی، تعاملات اجتماعی، مشارکت و سودمندی، احساسات و تعلق عاطفی، و بالاخره تمایل به ماندگاری. اگرچه هویت و تعاملات اجتماعی پایه دلبستگی به مکان است، اما تحقیق نشان داد تنوع جمعیتی و اختلاف های بین نسلی در محله مهرآباد، این فرایند را دچار نقض (کاهش دلبستگی) می کند. زنان نسل قدیم و غیرمهاجر از تنوع قومی و مذهبی محله حس خوبی ندارند و این به افزایش فاصله اجتماعی و نگرش های منفی بین گروه ها می انجامد. نسل جدید با دیدگاه عمل گرایانه تر، کمتر به محله وابسته است و به دنبال فرصت های جدید در شهر است؛ این تنش ها نیازمند مدیریت است.
۵.

پیش بینی رضایت از تصویر بدن دختران دانشجو بر اساس میزان استفاده از اینستاگرام با نقش واسطه ای حساسیت به طرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۹
در سال های اخیر هم زمان با گسترش استفاده کاربران از تلفن همراه هوشمند و همچنین افزایش عضویت در شبکه های اجتماعی و استفاده زیاد از آن، نارضایتی از تصویر بدنی به خصوص در میان دختران گسترش یافته است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت به طرد در رابطه بین رضایت از تصویر بدنی و استفاده از اینستاگرام در زنان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن شامل تمامی دختران دانشجویان شاغل به تحصیل اردبیل در سال 1402-1403 بود که از این جامعه 203 دانشجوی دختر با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از مقیاس اعتیاد به اینستاگرام اندریسن و همکاران (2012)، مقیاس رضایت از تصویر بدن سوئوتو و گارسیا (1989) و پرسش نامه حساسیت بین فردی بایس و پارکر (2000) استفاده شد. داد ه ها با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری و به وسیله نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 تحلیل شدند که نتایج نشان داد استفاده از اینستاگرام به صورت مستقیم و مثبت با حساسیت به طرد، و به صورت مستقیم و معکوس با رضایت از تصویر بدنی ارتباط دارد. همچنین استفاده از اینستاگرام با میانجی گری حساسیت به طرد بر رضایت از تصویر بدنی تأثیر منفی دارد (01/0≥P)؛ بنابراین با توجه به برازش نهایی مدل، می توان گفت افزایش استفاده از اینستاگرام می تواند در افراد دارای حساسیت به طرد، موجب کاهش رضایت از تصویر بدنی می شود.
۶.

ارائه الگوی دختران قربانی قلدری سایبری بر پایه طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی فشار همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۲
دختران قربانی قلدری سایبری اغلب با پیامدهای روان شناختی و اجتماعی گسترده ای مواجه اند که می تواند بر کیفیت زندگی آن ها تأثیر بگذارد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی دختران قربانی قلدری سایبری بر پایه طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش میانجی فشار همسالان است. در این پژوهش، از جامعه دختران 15 الی 25 سال تماس گیرنده با فوریت های پلیس فتای استان آذربایجان غربی، حجم نمونه ای به تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و متغیرهای پژوهش با استفاده از پرسشنامه طرح واره ناسازگار اولیه یانگ- فرم کوتاه (1998)، پرسشنامه فشار همسالان (نسخه تجدیدنظرشده) سینگ و گویال (2011) و پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری آنتیادو و همکاران (2016) اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل فرضی از برازندگی مناسبی برخوردار است؛ به طوری که نسبت کای دو به درجه آزادی برابر با 86/1 و شاخص RMSEA برابر با 064/0 بود. همچنین مشخص شد فشار همسالان به عنوان یک متغیر میانجی، اثر طرح واره های ناسازگار اولیه بر قربانی شدن سایبری را به طور معناداری تقویت می کند، به گونه ای که ضرایب مسیر بین 49/0 تا 59/0 با مقادیر T بالاتر از 7 به دست آمد. یافته های پژوهش می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های پیشگیرانه و درمانی در راستای کاهش آسیب های ناشی از قلدری سایبری باشد.
۷.

از شرم آفرینی تا بازپس گیری عاملیت: فهم قاعدگی از دیدگاه دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۳
قاعدگی در بسیاری از جوامع، از جمله در بستر فرهنگی یزد، با شرم، سکوت و پنهان کاری همراه است و اغلب به عنوان موضوعی تابو تلقی می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته قاعدگی در میان دختران نوجوان یزدی و بررسی نحوه معنا بخشی آنان به این پدیده انجام شد. این مطالعه با روش پدیدار شناسی اجرا شده و داده ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته و یک جلسه گروه متمرکز با ۸ شرکت کننده گردآوری گردید. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شد و به شناسایی مضمون نهایی «از شرم آفرینی تا بازپس گیری عاملیت» انجامید. پنج مضمون اصلی استخراج شده عبارت بودند از: «بازتولید شرم قاعدگی»، «فرهنگ سکوت و پنهان کاری»، «منابع حمایتی و آگاهی بخش»، «دوسویگی تجربه قاعدگی: از انزوا تا توانمندسازی» و «گذار از قاعدگی به مثابه نقص، به قاعدگی به مثابه توانایی». یافته ها نشان دادند که دختران نوجوان در مواجهه با قاعدگی، ابتدا تجربه ای توأم با شرم و انزوا دارند، اما برخی با دسترسی به منابع حمایتی و عبور از تابوهای فرهنگی، قادر به بازتعریف قاعدگی به مثابه عاملیت و توانمندی شده اند. این روند بیانگر نقش فعال و سازنده دختران در مواجهه با تابوها و محدودیت های فرهنگی است. نتایج پژوهش می تواند برای برنامه های آموزشی، سیاست گذاری سلامت نوجوانان و ارتقای آگاهی اجتماعی پیرامون قاعدگی کاربردی باشد و بر ضرورت ترویج گفت وگو و حمایت های فرهنگی و آموزشی برای کاهش شرم و پنهان کاری تأکید دارد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۴