مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان (مطالعات زنان سابق)

مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان (مطالعات زنان سابق)

مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان دوره 23 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 84) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری در مادران مناطق شهری شهرستان جلفا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
استرس والدگری یکی از عوامل تأثیرگذار بر سلامت روان والدین است که می تواند پیامدهای منفی بر روابط والد–کودک داشته باشد. این پژوهش مطالعه ای مقطعی است که با روش مدل یابی معادلات ساختاری به بررسی رابطه بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری با نقش میانجی گری کمال گرایی در میان مادران پرداخته است. نمونه آماری شامل 410 نفر از مادران دانش آموزان مدارس شهرستان جلفا بود. شرکت کنندگان مقیاس های سرمایه روان شناختی لوتانز (PCQ)، کمال گرایی چندبعدی فراست (FMPS) و سنجش استرس والدینی-فرم کوتاه (PSI-SF) را تکمیل کردند. بر اساس یافته های مطالعه، الگوی پیشنهادی جهت بررسی روابط علی بین متغیرهای پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود (028/0RMSEA = ، 979/0CFI = ). همچنین، بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری ارتباط معناداری وجود دارد؛ به گونه ای که طبق الگوی ساختاری فرضی، سرمایه ی روان شناختی با ضریب استاندارد 27/0- استرس والدگری را پیش بینی کرد. در نهایت، نتایج اثرات میانجی حاکی از آن بود که سرمایه ی روان شناختی از طریق کاهش کمال گرایی، به صورت غیرمستقیم با ضریب استاندارد 159/0- بر استرس والدگری تأثیر دارد (05/0 p <). افزون بر این، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که برخی متغیرهای زمینه ای نیز رابطه معناداری با متغیرهای اصلی دارند؛ به طوری که تعداد فرزندان با کمال گرایی و استرس والدگری؛ و تحصیلات مادر با کمال گرایی، رابطه مستقیم معنادار نشان دادند. یافته های این پژوهش نشان می دهد سرمایه روان شناختی به عنوان یک عامل محافظتی می تواند از شدت استرس والدگری بکاهد، درحالی که کمال گرایی نقش تقویت کننده این استرس را ایفا می کند. این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در جهت تقویت سرمایه روان شناختی و کاهش کمال گرایی ناسازگارانه در والدین را برجسته می سازد.
۲.

ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۰
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. جامعه آماری آن در بخش کیفی شامل متخصصان و کارآفرینان اجتماعی فعال در استان سیستان و بلوچستان و در بخش کمی شامل کلیه زنان سرپرست خانوار ثبت شده در اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی این استان بود. داده های مورد نیاز با مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از یافته های بخش کیفی پژوهش گردآوری گردیده است. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی به روش تحلیل مضمون، و در بخش کمی به روش مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS21 و Smart PLS نسخه 3 انجام شد. نتیجه تحلیل داده های کیفی به شناسایی ۶۶ مضمون پایه، ۳۷ مضمون سازمان دهنده و ۶ مضمون فراگیر شامل محدودیت ها، راهکارها، موانع، پیامدها، ظرفیت ها و اولویت ها منجر شد. نتایج تحلیل کمی نیز نشان دهنده برازش مناسب الگوی پیشنهادی کارآفرینی اجتماعی با رویکرد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در استان سیستان و بلوچستان بود. الگویی که با درنظر گرفتن مؤلفه هایی نظیر ظرفیت های بومی، موانع ساختاری، محدودیت های فرهنگی، راهکارهای اجرایی و اولویت های منطقه ای قادر است بستری عملیاتی برای برنامه ریزی سیاست گذاران، نهادهای حمایتی و فعالان حوزه کارآفرینی اجتماعی را فراهم آورد و به کارگیری آن می تواند گامی مؤثر در جهت ارتقاء مشارکت اقتصادی زنان، کاهش آسیب های اجتماعی مرتبط با فقر و محرومیت و توسعه پایدار محلی محسوب شود.
۳.

مطالعه کیفی تعقیب سایبری از سوی شرکای عاطفی : مورد مطالعه زنان 18 تا30 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۶
این تحقیق به بررسی پدیده تعقیب سایبری زنان جوان توسط شرکای عاطفی پرداخته و ابعاد مختلف این موضوع را در بستر اجتماعی و فرهنگی معاصر تحلیل نموده است. برای این منظوز از روش کیفی و نظریه داده بنیاد استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۱ زن جوان تجربه کننده تعقیب سایبری جمع آوری و براساس روش سیستماتیک اشتراوس و کوربین شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. نتایج نشان داد تعقیب سایبری به عنوان ابزاری برای کنترل و ارعاب زنان عمل کرده و تحت تأثیر هنجارهای اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. مقوله های محوری عبارتند از: نظارت و ردیابی، دسترسی و جعل هویت، دست کاری روانی، مقاومت انفعالی، هزینه مضاعف، خشونت متقابل، واکنش قانون گرا، شبکه های مقاومت جمعی، هراس از نقض حریم خصوصی، وحشت از تهدیدهای عینی و هراس زیرپوستی دیجیتال. راهبردهای مقابله ای زنان در مواجهه با تعقیب از جمله واکنش های محافظه کارانه و قاطعانه، تأثیرات روانی و عاطفی عمیقی بر قربانیان دارد. این تحقیق به درک بهتر چگونگی تعاملات جنسیتی و قدرت در فضای سایبری کمک کرده و ضرورت اقدامات حمایتی و آموزشی برای زنان را در این زمینه برجسته ساخته است. نتایج این مطالعه می تواند به توسعه سیاست ها و برنامه های آموزشی در راستای افزایش آگاهی و امنیت زنان در فضای مجازی کمک کند.
۴.

نقش گفت و گوی خانوادگی در خودخاموشی و تحمل پریشانی در مادران دارای فرزند 11تا 15 سال (با مشکلات درونی شده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۸
از آنجاکه سلامت مادران در هر جامعه ای، یکی از ارکان مهم سلامت آن جامعه محسوب می گردد. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش گفتگوی خانوادگی بر خودخاموشی و تحمل پریشانی مادران دارای فرزند با مشکلات رفتاری درونی شده شهر اصفهان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری4ماهه با گروه گواه و جامعه آماری شامل کلیه مادران و فرزندان دختر مدارس متوسطه دوره اول بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای و هدفمند 40 فرزند دارای مشکلات رفتاری درونی شده همراه با مادرانشان انتخاب و به صورت تصادفی به گروه های 20 نفره آزمایش و گواه انتساب شدند. والدین گروه آزمایش در 7 جلسه ی 45 دقیقه ای تحت مداخله مبتنی برگفتگوی خانوادگی (بردزلی و همکاران، 1997) قرارگرفتند. ابزارهای پژوهش، مقیاس خودخاموشی (جک و دیل1992) ؛ مقیاس تحمل پریشانی(سیمونز و گاهر، 2005) و پرسشنامه مشکلات رفتاری آخنباخ (آخنباخ و رسکورلا، 2001) بود. داده ها با آزمون آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که FTI در مرحله پس آزمون بر خودخاموشی و مؤلفه های آن و تحمل پریشانی و دو مؤلفه از چهار مؤلفه ی آن( تحمل وارزیابی) تأثیر دارد علاوه براین، نتایج در مرحله ی پیگیری نیز بر خودخاموشی و دو مؤلفه ی آن (خاموش کردن خود و خودتقسیم شده) تداوم داشت، اما در مورد تحمل پریشانی و مؤلفه هایش معنی دار نبوده است. درنتیجه از آنجاکه اصلی ترین گروه در تربیت کودکان، والدین هستند، لذا FTI می تواند با آموزش والدین در ارتقای فعالیت های مثبت بین والدین و فرزندانشان و کاهش مشکلات آنها، تاثیرگذار باشد.
۵.

عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی در جنوب استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را زنان 15 تا 64 سال تشکیل می دهند. برای دستیابی به حجم منطقی نمونه مورد نیاز از کل جامعه آماری از فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی طبقه ای (تعداد زنان در هر دهستان) استفاده شده است. برای تعیین حجم نمونه زنان هر دهستان بر اساس تعداد کل زنان و با استفاده از فرمول نسبت حجم نمونه محاسبه شده است که بر طبق فرمول کوکران تعداد 380 نفر به عنوان نمونه تعیین گردید. به منظور تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج نشان داد متغیر اقتصادی با میانگین 080/3، متغیر اجتماعی با میانگین 108/3، متغیر روان شناختی با میانگین 114/3 و متغیر فردی با میانگین 074/3 در وضعیت مطلوب قرار دارند. از بین گویه های مورد مطالعه توانمندسازی، گویه تمرکز روی کارها و مدیریت آن با میانگین 247/3 بالاترین میانگین و گویه اعتماد با میانگین 218/1 کم ترین میانگین را دارد. در مجموع توانمندسازی زنان روستایی با میانگین 050/2 با توجه به سطح معناداری به دست آمده و همچنین حد بالا و حد پایین که هر دو منفی هستند، نامطلوب ارزیابی شده است. به منظور بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد که نتایج نشان داد عامل اقتصادی با مقدار ضریب بتای 325/0 بیش ترین تأثیر و عامل روان شناختی با مقدار ضریب بتای 154/0 کمترین تأثیر را در توانمندسازی زنان دارند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد عامل اقتصادی با مقدار اثر کلی 551/0 بیشترین تأثیر و عامل روان شناختی با مقدار اثر کلی 154/0 کم ترین تأثیر را بر توانمندسازی زنان داشته است.
۶.

تجارب شناختی زنان اِقدام کننده به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
خودکشی پدیده ای چندوجهی و حاصل تعامل عوامل زیستی، روانی و اجتماعی است. هرچند موارد موارد منجر به فوت در مردان بیشتر است، اما اقدام به خودکشی در زنان حدود دو برابر بیشتر از مردان است و یکی از عوامل اصلی مؤثر بر خودکشی های بعدی محسوب می شود. لذا درک عمیق تر این پدیده و یافتن راه حل های مؤثر برای پیشگیری، مداخله و درمان آن نیازمند بررسی دقیق عوامل تهدیدکننده و محافظت کننده مرتبط به ویژه از دیدگاه زنان است. این پژوهش کیفی با هدف کشف تجربیات شناختی زنان اقدام کننده به خودکشی انجام شد. مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی و روش کلایزی بر روی 11 زن داراری سابقه اقدام به خودکشی مراجعه کننده به اورژانس اجتماعی میبد انجام پذیرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و در هفت مرحله تحلیل شدند. یافته ها شامل چهار مقوله اصلی «افکار خودکشی بدون اقدام، تحریف خاطرات، درماندگی آموخته شده و بی ارزشی خود»، شش خرده مقوله «تجربه افکارخودکشی، تحریف حافظه، احساس طرد شدن، ناتوانی در حل درست مشکل، سرزنش و تحمیل احساسات» و یازده مفهوم «عدم خودکشی به خاطر وابستگی ها، عدم خودکشی به خاطر ترس یا جرأت نداشتن، عدم خودکشی مبتنی بر مذهب، به یاد نیاوردن خاطرات خوب، مرور مداوم صحنه های منفی، مهم نبودن در زندگی، طرح ریزی برای کشتن همسر، پذیرش، سرزنش از سوی دیگران، نشخوار فکری و انتخاب برچسب غمگین و افسرده شدن» بود. یافته ها نشان داد الگوهای شناختی ناکارآمد و تحریف های ذهنی نقش مهمی در تشدید خطر اقدام به خودکشی دارند. بنابراین، غربال گری و آموزش روش های اصلاح افکار در مراکز بهداشتی می تواند سهم قابل توجهی در پیشگیری و مداخله مؤثر داشته باشد.
۷.

بررسی تأثیر نوع شغل بر احساس از خودبیگانگی اجتماعی زنان شاغل در نظام سلامت گناباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شغل زنان بر احساس ازخودبیگانگی اجتماعی در میان زنان شاغل در کادر درمان شهرستان گناباد انجام شد. این مطالعه به صورت مقطعی و با مشارکت 170 تن از زنان شاغل در این حوزه، و با استفاده از پرسشنامه ازخودبیگانگی اجتماعی به عنوان ابزار جمع آوری داده ها انجام شد. نتایج نشان داد که نوع اشتغال زنان بر احساس ازخودبیگانگی اجتماعی آنان تأثیرگذار است. علاوه بر این، نوع اشتغال زنان بر مؤلفه های مختلف ازخودبیگانگی اجتماعی مانند بیگانگی از کار با آماره F (311/17)، بیگانگی از خود با آماره F (587/20)، بیگانگی از نهادهای اجتماعی با آماره F (971/20)، بیگانگی از روابط اجتماعی با آماره F (721/5)، بیگانگی از خانواده با آماره F (045/9)، احساس بی قدرتی با آماره F (432/9)، احساس بی ریشه گی با آماره F (058/10) و احساس پوچ گرایی با آماره F (583/6) تأثیر داشته است. اشتغال زنان در حوزه خدمات درمان نه تنها در ارتقای سلامت جامعه نقش حیاتی ایفا می کند، بلکه به عنوان یکی از ارکان توسعه انسانی و اجتماعی شناخته می شود. همچنین، حضور فعال زنان در این بخش می تواند به ایجاد الگوهای مثبت در جامعه و ارتقای سرمایه اجتماعی کمک نماید. نتیجه گیری این که اشتغال زنان، به ویژه در بخش درمان، تأثیرات قابل توجهی بر احساس ازخودبیگانگی اجتماعی آنان دارد. در این زمینه، تغییرات زندگی فردی و اجتماعی ناشی از اشتغال گاهی منجر به دوری از ارزش ها و هنجارهای اجتماعی می شود. برای کاهش این احساسات ازخودبیگانگی پیشنهاد می شود به کیفیت شغل، دستمزدها، فرصت های برابر و مشارکت در تصمیم گیری ها توجه ویژه ای صورت گیرد و با افزایش هماهنگی بین شغل و علاقه فردی و ایجاد محیط کاری مناسب به ارتقای کیفیت زندگی شغلی زنان کمک گردد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۴