فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۰۱ تا ۱٬۳۲۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری پرخاش گری پنهان براساس ویژگی های شخصیتی و ادراک انصاف با میانجی گری مهارت های ارتباطی در زنان متقاضی طلاق است. روش پژوهش این مطالعه همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه مطالعه شامل کلیه زنان متقاضی طلاق در دادگستری شهرستان مسجدسلیمان در فاصله زمانی فروردین تا تیرماه 1400 به تعداد 300 درخواست طلاق بود که از بین آنان، 230 زن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسش نامه شخصیتی مک کری و کاستا (1985)، پرسش نامه ادراک انصاف پری (2004)، پرسش نامه مهارت های ارتباطی جرابک (2004) و پرسش نامه پرخاش گری پنهان نلسون و کارول (2006) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر) تحلیل شدند. نتایج تحلیل، بیانگر تأیید برازش مدل فرضی پژوهش بود. ضرایب تحلیل مسیر نشان داد که ویژگی های شخصیتی و ادراک انصاف، با میانجی گری مهارت های ارتباطی بر پرخاش گری پنهان اثرگذار است. از بین ویژگی های شخصیتی، ویژگی های روان رنجوری، برون گرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی و ادراک انصاف، بر مهارت های ارتباطی اثر مستقیم و معنی داری دارند. اثر مستقیم برون گرایی، بازبودن به تجربه، توافق پذیری، وظیفه شناسی و ادراک انصاف با مهارت های ارتباطی بر پرخاش گری پنهان معنی دار است. هم چنین از میان ویژگی های شخصیتی، روان رنجوری، برون گرایی، توافق پذیری، وظیفه شناسی و ادراک انصاف با میانجی گری مهارت های ارتباطی بر پرخاش گری پنهان اثر غیرمستقیم دارند. براین اساس می توان گفت که بین ویژگی های شخصیتی و ادراک انصاف با پرخاش گری پنهان رابطه وجود دارد و این رابطه می تواند با نقش مهارت های ارتباطی تعدیل شود.
پیش بینی دلزدگی زناشویی زوجین بر اساس اهمال کاری و سبک زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره نهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۲)
129 - 155
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی دلزدگی زناشویی زوجین براساس اهمال کاری و سبک زندگی در سال 1399-1398 انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی زوجین ساکن شهر تهران در سال 1399 است. در پژوهشی با روش توصیفی از نوع همبستگی، نمونه ای به حجم 240 نفر (120 زوج) از میان تمامی زوجین ساکن منطقه چهار شهر تهران به روش نمونه گیری در دسترسِ هدف مند انتخاب شدند. شرکت کنندگان در مطالعه، پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (1996)، پرسشنامه اهمال کاری تاکمن (1991) و نیمرخ سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر، سچریت و پندر (1995) را تکمیل نمودند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چندمتغیری حاکی از آن است که بین سبک زندگی با اهمال کاری به صورت نزولی، رابطه منفی وجود دارد. بین دلزدگی زناشویی با اهمال کاری و سبک زندگی به ترتیب به صورت صعودی و نزولی (مثبت و منفی) از لحاظ آماری رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که اهمال کاری و سبک زندگی، به صورت معناداری دلزدگی زناشویی زوجین را پیش بینی می کنند. یافته های پژوهش حاضر نشان از اهمیت سبک زندگی سالم در تعدیل رابطه مثبت بین دلزدگی زناشویی و اهمال کاری دارد.
واکاوی تجارب زیسته ی زنان سرپرست خانوار در مواجهه با رفتارهای پر خطر: مطالعه ی زنان سرپرست خانوار شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۹۴
75 - 103
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضر باهدف واکاوی تجربه ی زنان سرپرست خانوار در مواجه با رفتارهای پرخطر انجام شده است. پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی است و جامعه ی هدف، شامل زنان سرپرست خانوار شهر کرمان است که رفتارهای پرخطر داشتند. از این تعداد 28 نفر مشارکت کننده با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند؛ به این صورت که نمونه گیری تا زمانی که محققان به اشباع نظری دست یافتند ادامه داشته است؛ ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در تحقیق حاضر، برای احراز پایایی و روایی، از روش های پولکینگ هورن بهره گرفته شده است. یافته های به دست آمده حاکی از آن است که عواملی چون جامعه پذیری نامناسب خانوادگی، سرمایه ی اجتماعی پایین، دین داری پایین، وضعیت بد مالی، اثرات بد رسانه ای و احساس تنهایی ناشی از شکست در گرایش زنان سرپرست خانوار به رفتارهای پرخطر مؤثر بوده است؛ همچنین تجربیات زیسته ی زنان در زمانی که رفتارهای پرخطر داشته اند، نشان دهنده ی اعتماد اجتماعی پایین، مشارکت اجتماعی نداشتن و بیگانگی اجتماعی در میان زنان بوده است . از راهکارهای پیشنهادی افراد موردمطالعه برای برون رفت از شرایط رفتارهای پرخطر می توان به حمایت اجتماعی و توانمندسازی اجتماعی زنان اشاره کرد.
کنش پذیری سوژه زن در تحولات تاریخ معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
30 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر این است تا نشان دهد زنان با گذشت زمان به عنوان حاملان حرکت های اومانیسیتی، به جای عدم کنش پذیری در مقابل ساختار مذکر به سوژه های سر به راهی در ساختار مذکر تبدیل شده اند و به جای تاکید بر ساختار غیر جنسیتی و نقد نابرابری های ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مذکر، خود به عنوان جزیی از ساختار، حضور در ساختار را به عنوان یک وظیفه اجتماعی برای خود در نظر گرفته اند. روش: روش تحقیق تحلیلی و توصیفی است و چارچوب نظری تحقیق مارکسیسم ساختارگرا است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که جنبش های دفاع از حقوق زنان گرچه در اعتراض به برخی نابرابری ها در صورتبندی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است، اما اعتراضات زنان هم موجبات گسترش مشارکت زنان در زندگی سیاسی و فرهنگی را هموار نکرده است و هم این اعتراضات، زنان را به سوژه های متوهم و سربه راهی تبدیل کرده است.
واکاوی خشونت سایبری زنان و چتر حمایت قانون گذاری ملی و بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اصلی ترین قربانیان خشونت در جهان زنان هستند. با پیشرفت جوامع و جهانی شدن ارتباطات اعمال خشونت علیه زنان تغییر شکل داده و به اشکال مختلف بروز پیدا می کند. خشونت در فضای سایبری یکی از اشکال نوظهور این آسیب اجتماعی است. ویژگی های منحصربه فرد فضای سایبر ازجمله جهان شمولی، نبود مرزهای سرزمینی، گمنامی کاربران و سهولت در جعل هویت، شرایطی را ایجاد کرده تا هنجارشکنان همانند جهان فیزیکی، تهدیداتی را متوجه اشخاص کنند. یکی از اصلی ترین و پرمخاطره ترین تهدیدات در این فضا، اقدامات متخلفانه ای است که زنان و دختران را در فضای سایبر نشانه می گیرند. ایراد خشونت علیه زنان در فضای سایبری پیامدهایی دارد که سلامت جسمانی و روانی آنان را به مخاطره می اندازد، موجب تقویت تبعیض جنسیتی می شود و ناقض موازین حقوق بشری مرتبط با بانوان است. حق بر آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات و حق بر خلوت و حمایت از حریم خصوصی از موازین حقوق بشری قابل اعمال در جهت صیانت از زنان در برابر خشونت سایبری است. نوشتار حاضر، از رهگذر شیوه توصیفی - تحلیلی و با تحلیل منابع حقوقی این حوزه می کوشد به تأمل درباره خشونت سایبری علیه زنان در چارچوب قواعد و موازین حقوق ملی و بین المللی دست یابد.
شهرزاد، هزارویک شب و زن بودن: با تاکید بر مولفه های اجتماعی- فرهنگی زنانگی
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
15 - 25
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های اجتماعی- فرهنگی زنانگی در داستان های هزارویک شب شهرزاد می باشد. جامعه پژوهش داستان های هزار و یک شب بود. نمونه مورد بررسی داستان هایی بود که خوانش جنسیتی داشتند. طرح پژوهش کیفی، که با روش تحلیل تماتیک صورت پذیرفت. مفاهیم زنانگی بر مبنای محتوای زنانه ویا قهرمان داستان در داستان های عاشقانه، داستان های خیالی، داستان های سفری، داستان های جن و پری و داستان های آموزشی، حکمت و پرهیزکاری مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از تحلیل محتوا بدست آمد. یا فته ها نشان داد که زن، محوری ترین موضوع داستان های هزار ویک شب است و در تمامی داستان ها نقش دارد . و مهم تر این که هزارویک شب اثری است که خلق آن به یک زن (شهرزاد) منسوب شده است. شهرزاد با قصه گویی توانست روایت جدیدی از زنانگی را بیان کند که نه تنها خود را از مرگ برهاند بلکه سرزمینش را با زنانگی آشتی دهد. در واقع زنانگی را از حاشیه به متن آورد تا صدایش شنیده شود.
بررسی تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی و اقتصادی زنان شهرستان شهربابک
حوزههای تخصصی:
رشد نهادهای آموزشی و علمی زمینه مشارکت مؤثر افراد یک جامعه را در تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی فراهم می کند. دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یکی از نهادهای آموزشی در کشور فرصتی فراهم کرده تا زنان نیز بتوانند در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقشی فعال داشته باشند و با خودباوری بتوانند نگرش جامعه را نسبت به توانایی های زنان تغییر داده و نشان دهند که امر توسعه بدون مشارکت زنان امکان پذیر نخواهد بود. ازآنجایی که عملکردها و پیامدهای دانشگاه آزاد اسلامی در زمینه های مختلف (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی) در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده است؛ لذا هدف تحقیق حاضر بررسی نقش و عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان شهربابک در امور آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بوده است. در این راستا فرضیه های تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی زنان موردبررسی قرار گرفت. درمجموع روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی، کاربردی و مبتنی بر پیمایش بود. در این روش از گردآوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شده است و جامعه آماری موردمطالعه کارمندان، دانشجویان، زنان خانه دار، مشاغل آزاد و دانش آموزان ساکن شهرستان شهربابک (1395) و حجم نمونه 500 نفر می باشد که جهت ورود اطلاعات و داده ها و تجزیه تحلیل آن ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتیجه آنکه دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی (T=79.16,P<5%) و در امور فرهنگی- اجتماعی T=60.85,P<5%)) و در امور اقتصادی ( T=93.37,P<5%) زنان در شهرستان شهربابک تأثیرگذار بوده است.
بررسی آثار و دسته بندی زنان معمار به لحاظ پیروی از معماری رایج عصر پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
437 - 466
حوزههای تخصصی:
حضور زنان در معماری دوره پهلوی، اتفاق مهمی است که پژوهشگران چندان به آن نپرداختند، بنابراین زنان معمار و آثارشان ناشناخته مانده است و ضرورت می یابد که این نوع پژوهش ها توسعه یابد. هدف از این پژوهش این است که مشخص شود زنان معمار که آثارشان در مجله هنر و معماری منتشر شده است، در طراحی آثارشان پیرو کدام یک از معماری رایج زمان خود بودند؟ در این راستا، از روش تحقیق تاریخی- تفسیری و توصیفی- تحلیلی، روش گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای، روش تحلیل داده های کدگذاری بهره گرفته شده است. معماری های رایج پهلوی، متغییر مستقل و آثار معماری زنان، متغییر وابسته است. جامعه آماری، آثار زنان معمار در عصر پهلوی است که برخی از آنان که نام و آثارشان در مجله هنر و معماری1355 منتشر شده، جامعه نمونه را تشکیل می دهند. نتایج نشان میدهد که خانم ها: رزماری گریفونه، نکتار پاپازیان، فرانکا گرگوریو حسامیان، گیتی افروز کاردان پیرو سبک مدرن بودند و غالبا از بتن و شیشه، پنجره نواری، سادگی و بروتالیسم، نما و پلان آزاد به عنوان راهکار مدرن سازی آثارشان بهره می گرفتند و خانم ها: نوشین احسان، لیلا فرهاد معتمد، کیهاندخت رادپور، مینا سمیعی، شهرزاد سراج، فرانکا گرگوریو حسامیان پیرو سبک منطقه گرا- مدرن ایرانی بودند و راهکارهایی نظیر استفاده از سقف شیبدار، حیاط مرکزی، طاق و ایوان، کانسپت و هندسه معماری ایرانی برای پیوند دادن معماری مدرن با ایرانی بهره بردند. خانم ها: رز ماری گریفونه و نسرین فقیه پیرو سبک منطقه گرا بودند و آجر در اثرشان وجود دارد.
خوانش جنسیتی از چهارمین و پنجمین دوره پوسترهای تبلیغاتی انتخابات شورای شهر در سه شهر تهران، شیراز و اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
467 - 490
حوزههای تخصصی:
خوانش جنسیتی از چهارمین و پنجمین دوره پوسترهای تبلیغاتی انتخابات شورای شهر در سه شهر تهران، شیراز و اهواز این مقاله مطالعه ای کیفی و میان رشته ای بر جنبه های جنسیتی هشت پوستر تبلیغاتی کاندیداهای زن و مرد چهارمین و پنجمین دوره انتخابات شورای شهر در تهران، شیراز و اهواز است. هشت پوستر مورد نظر با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند از میان تعداد زیادی پوستر انتخاباتی موجود در سایت های گوناگون اینترنتی انتخاب شده اند و به لحاظ محتوایی و نیز جنبه های فنی عکس مورد تحلیل قرار گرفته اند. این مقاله با به کارگیری نظریه انتقادی برجر و ارتباطات غیرکلامی و با تمرکز بر حالات بدنی، نوع نگاه و طرز پوشش کاندیداهای زن و مرد بحث می کند که چگونه ارزش ها، نگرش ها و باورهای جنسیتی در پوسترهای تبلیغاتی بازنمایی می شود. این پژوهش نشان می دهد درحالی که تأکید بر جذابیت و زیبایی زنان، آنان را ابژه وار در برابر نگاه خیره و قضاوت مردانه قرار داده است، مردان را فاعلیتی قدرتمند و توانمند به تصویر می کشد. در واقع، نحوه بازنمایی زنان و مردان در پوسترهای انتخاباتی، که در این مقاله مورد تحلیل قرار گرفته اند، باورها و کلیشه های جنسیتی پنهانی را آشکار می کنند که تعیین کننده نقش ها و موقعیت اجتماعی دو جنس در شرایط فرهنگی اجتماعی جامعه امروزند.
تأثیر شکاف جنسیتی بر کارآفرینی زنان در کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موفقیت زنان کارآفرین سبب سود اقتصادی جوامع می شود، حتی منافع اجتماعی و فرهنگی زیادی هم نصیب آن ها می کند. اما، شکاف جنسیتی موجود در شئون مختلف زندگی اجتماعی از جمله اقتصاد، آموزش، سلامت و سیاست باعث شده زنان فرصت های کمتری برای کارآفرینی و نقش آفرینی در فرایند توسعه جوامع داشته باشند. در این راستا، تحقیق حاضر با استفاده از رهیافت داده های تابلویی و به روش گشتاورهای تعمیم یافته، تأثیر شکاف های جنسیتی اقتصادی، آموزشی، سلامتی و سیاسی را بر کارآفرینی زنان به عنوان عالی ترین نوع مشارکت اقتصادی آنان در فرایند توسعه در دو گروه از کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه یافته طی دوره 2019-2011 بررسی نموده است. نتایج برآوردی نشان داد شکاف های جنسیتی اقتصادی، آموزشی، سلامتی و سیاسی بر کارآفرینی زنان در هر دو گروه از کشورهای منتخب درحال توسعه و توسعه یافته با ضرایب تخمینی متفاوت تأثیر منفی و معناداری دارد. به علاوه، بررسی تأثیر دیگر متغیرهای مدل بر کارآفرینی زنان نشان داد میزان باروری تأثیر منفی و معنادار و توسعه مالی و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر مثبت و معنادار بر کارآفرینی زنان دارند.
تجارب حقوقی زنان مطلقه از فرایند طلاق در ایران (موردمطالعه ی شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۳
83 - 112
حوزههای تخصصی:
طلاق پدیده ای اجتماعی است که با ارکان مختلف جامعه اعم از خرد و کلان درآمیخته و در ارتباط متقابل با عرصه های مختلف فردی، خانوادگی، نهادی و ساختاری است. بر این اساس، افراد در فرایند طلاق سنخ های متفاوتی از وقایع را تجربه می کنند و به دلیل قانونی و قضایی بودن امر طلاق، یکی از مهمترین انواع آنها «تجارب حقوقی» است که اشاره به سنخی از تجارب افراد در طول درگیری و ارتباط با امر حقوقی دارد. این تحقیق بر آن است مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته با زنان مطلقه (15 نمونه از شهر قم) و با تکنیک تحلیل مضامین، به توصیف غنیِ این تجارب پرداخته تا به این سوال پاسخ دهد که «زنان فرایند حقوقی طلاق در ایران را با چه کیفیتی و مبتنی بر نقش آفرینی کدام کنشگران تجربه می کنند؟» بر اساس یافته ها، تجارب حقوقی زنان در فرایند طلاق در سه سطح فردی، نهادی و قانونی صورت می گیرد. در این میان، سطح فردی به ویژه گروه قضات مهمترین مقوله به شمار آمده است. بطوریکه در مورد نظام حقوقی ایران در خصوص مساله طلاق باید اذعان داشت افراد به ویژه قضات و وکلا فراتر از هر امر دیگری اعم از عاملیت زنان، نهادهای مرتبط و قوانین ایفای نقش دارند. همچنین واحد معنایی غالب در روایت زنان از تجارب شان، مربوط به نسبتی است که این تجارب با «زن بودن» آنها دارد و لذا غلبه جنسیت به اقسام مختلف در مواجهات با افراد (به ویژه قضات)، نهادها (به ویژه دستگاه قضایی) و قوانین ظهور داشته است.
رابطه هم نوایی با هنجارهای زنانه و ادراک تبعیض های جنسیتی با کیفیت زندگی زنان ایرانی: نقش واسطه ای خودخاموشی
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر پژوهش های مرتبط با سلامت و کیفیت زندگی زنان بر نقش ویژه هنجارهای زنانه و تبعیض های جنسیتی تأکید نموده اند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای مؤلفه های خودخاموشی در رابطه میان هم نوایی با هنجارهای زنانه و ادراک تبعیض های جنسیتی با کیفیت زندگی زنان شاغل و دانشجوی 18 تا 40 سال بوده است. نمونه پژوهش نیز شامل 687 نفر از بانوان شهر کازرون بودند که به صورت مجازی و از طریق پاسخ-گویی به لینک پرسشنامه ها در این مطالعه شرکت نموده اند. این لینک از مجموعه گویه های مربوط به چهار ابزار سیاهه هم نوایی با هنجارهای زنانه (پرنت و مرادی، 2010)، سیاهه رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی (کلونوف و لندرین، 1995)، مقیاس خودخاموشی (جک و دیل، 1992) و فرم کوتاه پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی تشکیل شده است. نتایج تحلیل که به کمک روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس-22 انجام گرفت، نشان داد که هم نوایی با هنجارهای زنانه و ادراک تبعیض های جنسیتی، علاوه بر تأثیر مستقیم، به طور غیرمستقیم و به واسطه مؤلفه های خودخاموشی نیز بر جنبه های مختلف کیفیت زندگی زنان تأثیر گذاشته است. نتایج پژوهشی نشان می دهد که تأکید سازمان بهداشت جهانی بر لزوم توجه به درک زنان از تبعیض های اجتماعی و نیز هنجارهای جنسیتی امری کاملاً جدی بوده و بایستی درخصوص زنان ایرانی نیز مورد توجه قرار گیرد.
بررسی حکم سقط جنین درمورد تجاوز به عنف بر اساس قاعده نفی حرج(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اسلامی زنان و خانواده سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۵
141 - 158
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه همه فقها، حکم اولی در سقط جنین، حرمت بوده و موارد مجاز بر اساس عناوین ثانویه است .یکی از مهم ترین این عناوین، قاعده نفی عسر و حرج است .این قاعده، بر حکم اولیه ای مانند حرمت سقط جنین حاکم است و نقش تعیین کننده ای در جواز سقط جنین حاصل از تجاوز به عنف ایفا میکند. مطابق تبصره ماده718 قانون مجازات اسلامی، فقط زن بارداری که ادامه حاملگی برای وی دارای خطر جانی است، اجازه سقط جنین دارد. در این میان، هیچ اشاره ای به جنین ناشی از تجاوز به عنف و مخاطرات و معضلات روحی روانی زن قربانی تجاوز و در نتیجه، عسر و حرج شدید وی و حکم جواز سقط آن نشده است؛ در حالی که در بارداری حاصل از زنای به عنف، که زن دچار حرج و فشار شدید روحی می شود و احتمال خودکشی یا قتل توسط بستگان یا از بین رفتن آبرو و حیثیت بعید نیست. در مقاله پیش رو، با روش توصیفی و تحلیل محتوایی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای به حکم سقط جنین ناشی از تجاوز به عنف براساس قاعده نفی عسر و حرج پرداخته شده و به ابهامات و سوالاتی در این زمینه پاسخ داده شده است.
مرور نظام مند عوامل زمینه ساز طلاق توافقی زوجین دهه اخیر در ایران (98 - 1388)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
16 - 29
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناسایی عوامل زمینه ساز طلاق توافقی به شیوه مرور نظام مند صورت گرفته است. جهت گردآوری داده ها از روشتحلیل اسنادی استفاده گردید، جمعیت مورد مطالعه پژوهش شامل تمامی تحقیقات کمّی و کیفی منتشرشده (1398-1388)بود و جمعاً 192 پژوهش کمّی و کیفی مورد بررسی قرار گرفت و از این تعداد،56 پژوهش به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. اطلاعات به دست آمده با ابزار چک لیست محقق ساخته و تلخیص مطالب در قالب جداول ارائه شد. یافته ها نشان داد: سه دسته عوامل به عنوان زمینه ساز طلاق توافقی با عنوان فردی، بین فردی و فرا فردی نقش دارند، بدین ترتیب که در ابعاد فردی، به ترتیب عوامل ویژگی های شخصیتی و روانی(بیماری های روانی، چشم وهم چشمی، ضرب و شتم،دروغ گویی،سوءظن و بدبینی،خیانت، خشونت اخلاقی و رفتاری، عدم صبر و گذشت، تصویر مثبت از پیامدهای طلاق، منبع کنترل و تاب آوری، آرمان گرایی زوج)، اعتیاد، روابط جنسی، اعتقادات مذهبی، تحصیلات؛ در ابعاد بین فردی، به ترتیب عامل ضعف در مهارت های ارتباطی، عوامل خانوادگی، دخالت اطرافیان، روابط قبل از ازدواج و در ابعاد فرا فردی نیز، به ترتیب عوامل مربوط به فرهنگ(آشنایی و شناخت شتابزده،نبودن آموزش های مناسب قبل از ازدواج، اختلاف فرهنگی و طبقاتی، ازدواج اجباری،چندهمسری،) عوامل اقتصادی(بیکاری، درآمد کم،اشتغال ناپایدار،کسب درآمد از راه های نادرست، نداشتن مسکن و بدهکاری)، شبکه های ماهواره ای و مجازی، عوامل اجتماعی(پایگاه اجتماعی، فقدان مهارت های اجتماعی، نگرش منفی جامعه نسبت به خانه داری زنان و روابط عاطفی و احساسی با جنس مخالف) و سبک زندگی(صنعتی شدن و شهرنشینی) مؤثر بودند.
بحران کرونا و ضرورت تدوین قوانین جنسیت محور: حمایت از زنان خشونت دیده با رسمیت بخشی به «دفاع از دست دادن کنترل»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زنان سال دوزادهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
191-221
حوزههای تخصصی:
با آغاز محدودیت های متعدد، تنش ها و فشارهای روانی ناشی از پاندمی کرونا ویروس در سراسر جهان، عده قابل توجهی از زنان در تمام کشورها، در معرض تجربه هرچه بیشتر انواع خشونت های خانگی قرار گرفته اند. این خشونت ها به نوبه خود و با ابتلای خشونت دیده به نوعی اختلال اضطرابی و تضعیف تاب آوری و قدرت خودکنترلی به شرایط روحی ویژه ای می انجامد که احتمال بروز رفتارهای مجرمانه را در خشونت دیده افزایش می دهد. درست به همین دلیل و از منظر مولفه های روان شناسی و اخلاقیِ مسئولیت کیفری، مرتکب (خشونت دیده) فاقد مسئولیت و یا مسئولیت کامل کیفری است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی یکی از مهم ترین الزامات گفتمان تقنینی ایران را در باب مسئولیت کیفری یعنی قاعده گذاری صحیح حقوقی در چارچوب یک الگوی جنسیت محور برای حمایت از زنان خشونت-دیده ای که تحت تأثیر تجربه مکرر خشونت، نشانگان اختلال اضطرابی و به تبع آن از دست دادن کنترل مرتکب قتل همسر یا شریک آزارگر خود می شوند، به بحث می گذارد. آنچه از منظر حقوق تطبیقی، از پیش در گفتمان تقنینی بسیاری از نظام های حقوقی دنیا و با پیش بینی دفاع «از دست دادن کنترل» صورت پذیرفته و با آغاز همه گیری کرونا ضرورت و اثربخشیِ آن در حمایت از بزه دیده خشونت بیش از پیش معلوم گشته است.
نگاهی به حقوق جنسی زوج به عنوان عامل تحقق صلح پژوهی از نظر فقهی
حوزههای تخصصی:
صلح در جهان به شرایطی آرام، بی دغدغه و خالی از تشویش، کشمکش و ستیز گفته می شود. صلح، آرمانی جهانی است و مفهومی مطلق نیست و می تواند بسته به دیدگاه دینی و فرهنگی جامعه تعریف متفاوتی داشته باشد. یکی از مؤثرترین نهادها برای رسیدن به صلح و آرامش در جهان، نهاد خانواده است. ازاین رو در اسلام به امر ازدواج تأکید شده و تشکیل خانواده و تأمین نیازهای جنسی از مهمترین عناصر ایجادکننده صلح و آرامش در خانواده مطرح شده است و حقوق جنسی زوج از این نیاز نشأت می گیرد. تأکید اسلام به حقوق جنسی زوج به این دلیل است که اگر غرایز شهوانی بین زوجین ارضا نشود زوجین برای تأمین نیازهای خود دچار انحراف جنسی شده و نیازهای خود را از راه های نامشروع تأمین می کنند. این امر موجب ازبین رفتن آرامش در نهاد خانواده و ناآرامی می شود. نوشتار حاضر با تبیین راهکار فقهی در انحصار تأمین نیازهای جنسی بین زوجین، گام مهمی برای ایجاد صلح و آرامش در جامعه برمی دارد.
روایتی از باز شکل گیری سوبژکتیویته زنان دانشجوی دکتری در تقاطع با هویت سیال مادری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باوجود پژوهش ها در مورد دلایل و پیامدهای رشد فزاینده حضور دانشجویان زن در دانشگاه های کشور و به ویژه در مقطع دکتری، توجه اندکی به تجارب زیسته زنان دانشجو در سفر تربیتی خود از ورود به آموزش عالی تا تحصیل در مقطع دکتری معطوف شده و غالباً پیچیدگی های این تجارب زیسته در پوشش کلان روایت ها مغفول مانده است. از این رو، این مقاله براساس مطالعه ای مبتنی بر پژوهش روایتی، به بررسی و فهم تجارب زیسته دو زن دانشجو دکتری در رشته علوم تربیتی در خصوص جنسیت در تقاطع با هویت های سیّال دیگر یعنی همسری، مادری و دانشجوی دکتری بودن در یکی از دانشگاه های دولتی شهر تهران می پردازد. تحلیل و تفسیر روایت های حاصل از مصاحبه های روایتی آن ها نشان می دهد که تحصیل در مقطع دکتری و مادری، باوجود شباهت ها به گونه ای متفاوت آن ها را در برساخت صورت بندی های جدیدی از هویت های درهم تنیده شان درگیر می کند. روایت اصلی آن ها تحقق خویشتن از طریق رشد و پیشرفت فردی است که آن ها با خط داستانی متفاوت از خویشتنِ خود و خط داستانی مشترک شرم/افتخار از مادری در دوره دکتری بازگو می کنند. واژگان کلیدی: پژوهش روایتی، تجارب زیسته، زنان دانشجو دکتری، هویت های متقاطع.
شناسایی علل طلاق زنان فاقد فرزند (مرحله ابتدایی چرخه زندگی زناشویی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۴۶)
173 - 189
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل طلاق و تهیه و ساخت پرسشنامه عوامل طلاق در مرحله ابتدایی چرخه زندگی زناشویی زنان انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان مطلقه در مرحله ابتدایی چرخه زندگی زناشویی (متأهل فاقد فرزند) بودند که حداقل 6 ماه تجربه زندگی مشترک داشتند. در پژوهش حاضر چهار نمونه به روش نمونه گیری در دسترس مورد استفاده قرار گرفت که نمونه اول جهت یافتن عوامل اولیه و تدوین پرسشنامه (25 نفر)، نمونه ی دوم برای بررسی پایایی و روایی ابزار (50 نفر)، نمونه اصلی به منظور انجام تحلیل عامل اکتشافی (200 نفر) و نمونه ی چهارم به منظور انجام تحلیل عامل تأییدی (200 نفر) انتحاب شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه طلاق در مرحله ابتدایی چرخه زندگی زناشویی بود که پس از تحلیل نتایج این پژوهش ساخته و مورد تأیید قرار گرفت. طرح پژوهش، همبستگی از نوع تحلیل ماتریس کوواریانس بود که برای تحلیل نتایج از روش تحلیل عامل اکتشافی (EFA) و تحلیل عامل تأییدی (CFA) استفاده شد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی نشان داد که عوامل طلاق در مرحله ابتدایی چرخه زندگی زناشویی از نظر زنان طلاق گرفته شامل مشکلات جنسی و روابط زناشویی، نداشتن مهارت های زندگی لازم، مشکلات خانواده مبدأ و عدم بلوغ عاطفی؛ مشکلات اقتصادی و مشکلات فرهنگی و عدم شناخت، می باشند. شناسایی عوامل طلاق به عنوان الگو و مسیری برای زوج های جوان، و در نهایت باعث ارتقای سلامت عمومی جامعه می باشد.
مقایسه مجازات برخی جرایم ارتکابی علیه زنان در فقه و حقوق جزای اسلامی
حوزههای تخصصی:
از آنجا که زنان به عنوان افراد آسیب پذیر اجتماعی نسبت به مردان در معرض بزه دیدگی بیشتری قرار می گیرند؛ لذا حقوق و جایگاه زنان در ادیان و مذاب مختلف سال هاست که به طور جدی و علمی مورد تحلیل و بررسی پژوهشگران قرار گرفته و وضع و اجرای قوانین حمایتی از گروه و نوع مجازات مرتکبین جرایم علیه زنان، باتوجه به گسترش جرایم ارتکابی علیه آنان، بیش از پیش احساس شده است. فقدان قوانین حمایتی از زنان بزه دیده و ضعف قوانین اجرایی جزایی برای مرتکبین جرایم علیه زنان و عدم ضمانت اجرایی در خصوص قوانین موجود، دو چالشی است که در حال حاضر جامعه با آن روبرو است؛ لذا در این مقاله سعی شده است مجازات مشخص شده چهار جرم ارتکابی علیه زنان با عناوین قاچاق و تجاوز علیه زنان، عدم پرداخت نفقه و سقط جنین در دو منبع فقه و حقوق جزای اسلامی مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. باتوجه به پیش فرض انطباق قوانین بر منابع دینی، سؤال این است که میزان انطباق یادشده به خصوص با تغییر شرایط فرهنگی، تا چه میزان است. روش تحقیق در این مقاله، به صورت کتابخانه ای است که با تحلیل و پژوهش در منابع دست اول مانند انواع کتب فقهی و حقوق جزا و مقالات پژوهشی مرتبط با موضوع مقاله، انجام شده است. به نظر می رسد با توجه به تنوع آراء فقهی فقها و الزام به مضیق بودن قوانین، زاویه بعضاً قابل توجهی بین احکام مجازات جرایم در منابع فقهی و قوانین موضوعه در حقوق جزا وجود دارد که می تواند امکان بازنگری مجدد را برای مقنن حکیم فراهم کند.
بررسی عوامل موثر بر طلاق در دهه اخیر (مرور سیستماتیک)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نرخ طلاق در سال های گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است. مقاله حاضر با توجه به دستاوردهای پژوهش های انجام گرفته طی دهه اخیر، به دنبال یافتن مهم ترین عوامل مؤثر بر طلاق در ایران است. نوع مطالعه، مروری سیستماتیک بر مطالعات ثبت شده در دهه اخیر (از سال 90 تا 98) درباره علل و عوامل طلاق است. بدین منظور، در پایگاه های اطلاعاتی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، پایگاه مجلات تخصصی نور (Noormags)، بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) و پرتال جامع علوم انسانی (Ensani)، با کلیدواژه های علل و عوامل طلاق، جستجو صورت گرفت که حاصل آن 90 مقاله بود. با کنار گذاشتن مقالات تکراری و کمتر مرتبط در دوره زمانی مشخص، 41 مقاله، شرایط حضور در این تحقیق را دارا بودند. یافته ها نشان داد که عوامل فردی (شخصی، شخصیتی، جمعیت شناختی و جسمی) و عوامل فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، قانونی و موقعیتی در ایجاد طلاق نقش دارند. به علاوه، توجه به آمادگی های درونی و تغییرات فرهنگی و اجتماعی در سطح گسترده نیز مزید علت شده و باعث افزایش روزافزون طلاق گردیده است. افزون بر آن، فرهنگ و عوامل شخصی و شخصیتی نشأت گرفته از فرهنگ را می توان به عنوان عامل مستعدساز، در رأس عوامل پدیدآورنده طلاق به شمار آورد.براساس نتایج به دست آمده، عوامل زمینه ساز(فرهنگ و فاکتورهای شخصی و شخصیتی ناشی از فرهنگ)، از مهم ترین عواملی است که می توان با اصلاح آنها، سیر پیشرفت طلاق را کاهش داد و امید به پایداری و ثبات در زندگی زناشویی را بالا برد. عواملی مثل روابط نادرست بین زوجینی و اقتصاد، از نوع آشکارساز بوده و در نهایت، قوانین و عوامل موقعیتی را تداوم بخش آن دانسته که در به نتیجه رساندن زوجین به طلاق موثر است.