فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۲۱ تا ۴٬۹۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
جدیدترین مورد اصلاح استانداردهای حسابداری در ایران به کارگیری استاندارد 35 حسابداری می باشد که برگرفته از استانداردهای بین المللی حسابداری است و به طور قابل توجهی الزامات شناسایی و افشای اطلاعات را برای مالیات های انتقالی افزایش می دهد. انگیزه استفاده از دارایی و بدهی مالیات انتقالی برای شناسایی اجتناب مالیاتی این است که معمولا اختیار بیشتری در اصول پذیرفته شده حسابداری نسبت به قوانین مالیاتی وجود دارد. مدیران ممکن است انگیزه ای برای افزایش سود در صورتهای مالی بدون افزایش سود در گزارش مالیاتی داشته باشند. بنابراین ممکن است این رویکرد سیاست مالیاتی شرکت را تغییر داده و منجربه مدیریت سود شود. از اینرو یکی از مواردی که احتمالاً بر مدیریت سود و همچنین اجتناب مالیاتی تأثیر گذار باشد مالیاتهای انتقالی است. هدف پژوهش بررسی این چالش است که آیا مالیاتهای انتقالی ناشی از صورتهای مالی گزارش شده براساس استاندارد حسابداری 35 به عنوان راهبردی برای مدیران جهت دستیابی به اجتناب مالیاتی می باشد یا خیر. و اینکه آیا سیاست مالیاتی متهورانه برگرفته از این استاندارد به عنوان ابزاری جهت مدیریت سود می باشد یا خیر. برای دستیابی به هدف پژوهش، داده های 169 شرکت نمونه از بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 1395-1400 با استفاده از رویکرد حذف سیستماتیک گرد آوری شد و به شیوه تحلیل توصیفی–همبستگی با اجرای آزمون رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که سیاست مالیاتی متهورانه بر مدیریت سود تاثیر ندارد. همچنین دارایی مالیات انتقالی بر اجتناب مالیاتی تاثیر داشته ولی بدهی مالیات انتقالی تاثیری بر اجتناب مالیاتی نداشته است.
الگویی برای طراحی سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی به روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
171 - 208
حوزههای تخصصی:
تحولات سریع فناوری و تغییرات محیط کسب وکار، شرکت ها را به سمت نوآوری و ارتقای رقابت پذیری سوق داده است. در این میان، سرمایه گذاری خطرپذیر شرکتی(سی وی سی) به عنوان ابزاری استراتژیک برای تسهیل نوآوری و رشد پایدار شناخته می شود که شامل سرمایه گذاری اقلیتی شرکت های بزرگ در استارتاپ ها است. اجرای موفق سی وی سی با چالش های متعددی از جمله ایجاد تعادل میان اهداف استراتژیک و مالی همراه است. هدف این پژوهش، طراحی یک الگو برای ساختاردهی و سازمان دهی سی وی سی در شرکت های مادر است . روش شناسی پژوهش مبتنی بر تحلیل مضمون است که از ترکیب داده های میدانی (مصاحبه با خبرگان) و بررسی تحقیقات بهره گرفته است. الگوی نهایی، یک چارچوب پشتیبان تصمیم گیری است که بر ۱۳ مؤلفه کلیدی در چهار بُعد ساختاری، راهبرد سرمایه گذاری، سرمایه انسانی و تعاملات سازمانی بنا شده است. این الگو بر منطق اقتضایی استوار بوده و با ۵۸ گزینه تصمیم گیری، امکان سفارشی سازی بر اساس اهداف، بلوغ، ساختار و فرهنگ سازمانی هر شرکت مادر را فراهم می کند. این چارچوب، با در نظر گرفتن ملاحظات بومی، راهنمایی عملی برای مدیران و سیاست گذاران است و با ارائه یک چارچوب منسجم و عملیاتی، به پر کردن شکاف های ادبیات حوزه CVC و ارتقای توانمندی سازمان ها در مدیریت نوآوری کمک می کند .
شناسایی پیشران های سازمانی و محیطی رشد کسب وکارهای دیجیتال زنان (مورد مطالعه: زنان کارآفرین شهر تهران)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از زنان کارآفرین برای کارآفرینی فضای دیجیتال را به فضای فیزیکی ترجیح می دهند و ایجاد کسب وکار برای زنان کارآفرین در محیط دیجیتال آسان تر به نظر می رسد. همچنین کارآفرینی دیجیتال باعث رشد اقتصادی در کشور شده و فرصت های متعددی را برای زنان به وجود آورده است. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشران های سازمانی و محیطی رشد کسب وکارهای دیجیتال زنان در شهر تهران می باشد. تحقیق حاضر اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها و اطلاعات از نوع تحلیل محتوای کیفی است. در این پژوهش نمونه گیری هدفمند بوده و بر اساس اشباع نظری 15 مصاحبه با زنان کارآفرین صورت گرفت و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهشعوامل پیشران سازمانی رشد کسب وکارهای دیجیتال زنان در سه دسته برنامه ریزی مناسب نیروی انسانی، بازاریابی مناسب و مزیت های ماهیت دیجیتال کسب وکار می باشد. همچنین عوامل پیشران محیطی رشد کسب وکارهای دیجیتال زنان در سه دسته اکو سیستم استارتاپی دانشگاهی، حمایت دولت و اثرکرونا قرار گرفت. محیط دیجیتال بسیاری از موانع کارآفرینی زنان را کاهش می دهد و مزیت های بی شماری برای زنان در کسب وکار دارد.
الگوی تعدیلی چرخه عمر بر رابطه بین زمان بندی بازار و وضعیت بازار بر تصمیمات انتشار سهام با رویکرد نظریه رهیافت ارگانیک
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از ویژگی های بازارهای امروزی توجه به عوامل مؤثر بر انتشار سهام در بازارهای رقابتی است. ضرورت این امر آگاهی همه جانبه از موقعیت شرکت در بازارهای مالی و محیط پیرامونی تاثیرگذار بر عملکرد شرکت ها می باشد. هدف این تحقیق بررسی نقش تعدیل کننده چرخه عمر بر رابطه بین زمان بندی بازار و شرایط بازار در تصمیم گیری های انتشار سهام با یک نظریه رویکرد ارگانیک است. روش شناسی: بدین منظور 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های ترکیبی استفاده شد و مدل رگرسیونی با استفاده از نرم افزار Eviews7 برآورد شد. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین متغیرهای بازده بازار سهام، نسبت سود به قیمت و خالص جریان نقدی منهای سود سهام پرداختی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، رابطه معکوس و معناداری بین نسبت ارزش بازار به دفتری، بازده خرید و خالص جریان نقدی منهای سود سهام پرداختی وجود دارد. با این حال، بین بازده نگهداری سهام، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی و خالص جریان نقدی منهای سود سهام پرداختی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، یافته ها نشان می دهد که شرکت ها در مرحله بلوغ نسبت به سایر مراحل چرخه عمر، سهام بیشتری منتشر می کنند. نتیجه گیری: این امر نشان می دهد که شرکت ها در مرحله بلوغ دارای سطوح بالایی از سرمایه در دسترس هستند که می تواند آنها را در جهت جذب سرمایه بیشتر قرار دهد.
طراحی الگوی مدیریت فرصت های استراتژیک با بهره گیری از تجربیات توسعه در کشورهای صنعتی تجاری منتخب (چین، ژاپن و کره جنوبی)
حوزههای تخصصی:
برجسته ترین تحول اقتصادی در پنجاه سال اخیر پیشرفت خیره کننده جوامع شرق آسیا علیرغم جنگ و ناآرامی و فقدان هرگونه شالوده صنعتی در گذشته نه چندان دور این کشورها است. پژوهش های بسیاری در این خصوص صورت گرفته و نتایج متعددی نیز گزارش شده است، اما الگوی منسجمی در این باره وجود ندارد. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک دیدگاه کلی و طراحی مدلی منسجم با توجه به تجربیات موثر کشورهای منتخب شرق آسیا در استفاده از فرصت های استراتژیک برای استفاده سایر ملل نگاشته شده است. این تحقیق نمونه ای از فراترکیب به روش سندلوسکی و ﺑﺎروسو است که در مطالعات تحلیل محتوا گنجانده شده است و از جهت هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از جهت نحوه به دست آوردن داده ها در زمره پژوهش های توصیفی است. بر اساس یافته ها، 110 مولفه در قالب 14 حیطه و 4 بٌعد استخراج شد و در نهایت، نتایج بدست آمده در غالب مدل مفهومی ارائه گردید. باتوجه به نتایج پژوهش، مدلی برای مدیریت فرصت های استراتژیک ارائه شد. براین اساس مشخص گردید. نتایج مدیریت فرصت های استراتژیک در نتیجه ی مداخله دولت، اصلاح زیر ساخت ها، توسعه صنعت و تجارت و همچنین توانمندسازی نیروی انسانی منجر به توسعه اقتصادی کشورهای صنعتی تجاری شرق آسیا شده است.
خدمات مشاوره ای و اطمینان بخشی حسابرسی داخلی در نظام گزارشگری پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
98 - 125
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش نقش حسابرسان داخلی در خدمات مشاوره و اطمینان بخشی پایداری پیش از استقرار، حین اجرا، پس از آن بررسی شده است. مطالعه کیفی حاضر به روش تحلیل تم صورت پذیرفته است. ابتدا به بررسی ادبیات پرداخته، سپس مصاحبه با 24 خبره انجام شده است. مهم ترین نقش های حسابرسی داخلی پیش از استقرار نظام پایداری، تاثیرگذاری در فرهنگ سازی، ایجاد بینش، بررسی ریسک های پایداری ضمن ارزیابی سایر فرآیندها می باشد. در طی فرایند استقرار نظام پایداری، مشاوره در ایجاد فرآیند، شناسایی ذینفعان، موضوعات بااهمیت، در نظرگرفتن پایداری در استراتژی ها، ارزیابی همراستایی اهداف، استراتژی ها و فرآیندها، بخشی از مهم ترین خدمات حسابرسی داخلی است. مهم ترین نقش ها پس از استقرار، شناسایی و گزارش نقاط نیازمند بهبود، ارتقا کیفیت گزارش پایداری، انطباق گزارش و فعالیت های پایداری با اهداف، به روز بودن فرآیند و ارزیابی چالش های آتی می باشد.نتایج حاکی از تعیین 113 نقش بوده که 22 مولفه مربوط به پیش از استقرار، 50 مولفه حین و 41 مورد پس از استقرار می باشد. بیشترین نقش در پیش از استقرار به مشاوره تعلق داشته، در حین استقرار هر دو نقش به یک میزان شناسایی و پس از استقرار نقش اطمینان دهی بیشتر می باشد. نقش های حسابرسان داخلی در آمادگی و تهیه گزارش های پایداری مستند شده است. نتایج همچنین کاربردهای سیاستی، اجرایی و پژوهشی برای نقش نوظهور حسابرسان داخلی در گزارشگری پایداری و اطمینان بخشی دارد.
بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر موفقیت تجارت الکترونیک با استفاده از تکنیک بهترین و بدترین (BWM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی و اولویت عوامل مؤثر بر موفقیت تجارت الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط استان مازندران می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 15 نفر از خبرگان که تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر و دارای حداقل 10 سال سابقه کاری در زمینه مربوطه و مدیران و کارشناسان شرکت های کوچک و متوسط مازندران می باشد. برای بررسی و اولویت بندی از روش دلفی فازی استفاده شد. جهت اولویت بندی عوامل و مؤلفه های آن از روش بهترین – بدترین (BWM) و برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار لینگو (lingo) استفاده شد. عوامل مؤثر شامل مؤلفه های 1- زیرساخت (دسترسی به شبکه اینترنت، ذخیره سازی اطلاعات به صورت الکترونیکی، سیستم های امنیتی و پرداخت های الکترونیکی)، 2- سیستم پرداخت (مجوز پرداخت، شیوه های مختلف پرداخت مشتری، عملیات تسویه حساب)، 3- دانش و آگاهی (سیستم اطلاع رسانی به مشتریان، در نظر گرفتن حریم خصوصی مشتریان، پاسخگویی شرکت به سؤالات متداول مشتریان)، 4- رضایت مشتری (تنوع محصولات و تبلیغات. حراج های فصلی شرکت، ارسال به موقع کالا، اعتماد سازی) می باشد. نتایج نشان می دهد اولویت بندی عوامل مؤثر برموفقیت تجارت الکترونیک به ترتیب، سیستم پرداخت، زیر ساخت، رضایت مشتری و دانش و آگاهی رتبه اول تا چهارم اهمیت را کسب نمودند.
تحلیل گفتمان توسعه ی گردشگری با رویکرد عدالت محور و اعتدال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان توسعه ی گردشگری با رویکرد عدالت محور و اعتدال می باشد. روش پژوهش حاضر تحلیل گفتمان و از نظر هدف کاربردی بود. نمونه ی آماری در این پژوهش جمعا 60 متن شامل تمامی متون بیان شده توسط مدیران دولتی در بخش گردشگری در دو دوره ی تاریخی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با گفتمان عدالت محور و گفتمان اعتدال در دوره های 8 ساله بود. جهت گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای استفاده شده است. یافته ها نشان داد که مشخصات مدیریت دولتی سنتی شامل: اعمال اقتدار دولت بر تمام بخش ها، ساختارهای سلسه مراتبی خشک، یکپارچگی مقررات و رویه های کاری، جدایی اداره از سیاست و کنترل های شدید بودند. همچنین، مشخصات مدیریت دولتی نوین شامل: مقررات زدایی، خصوصی سازی، تعدیل نیروی انسانی و رقابت بازار بودند. مدیریت گفتمان عدالت محور به مدیریت دولتی نوین نزدیک و ویژگی هایی از حکمرانی خوب را هم در بر دارد. همچنین، مدیریت گفتمان اعتدال به مدیریت دولتی نوین نزدیک تر است و ویژگی هایی از مدیریت دولتی سنتی را هم در بردارد.
شناسایی راهکارهای ارتقا سواد رسانه ای دانشجویان دانشگاه های افسری آجا در مواجهه با جنگ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
1 - 25
حوزههای تخصصی:
برای داشتن افرادی توانمند که بتوانند هوشمندانه از فناوری های روز استفاده نمایند باید جامعه از سطح سواد بالایی در تمامی زمینه ها برخوردار باشند.سواد در دنیای کنونی صرفاً داشتن سواد خواندن و نوشتن نیست بلکه یک جامعه فعال و هوشمند باید به انواع سوادها مسلط باشند. یکی از انواع سوادهایی که جامعه باید به آن آشنا باشند، سواد رسانه می باشد. از اقشاری که همواره در معرض هجوم پیام های رسانه و جنگ شناختی دشمن بوده، سازمان های نظامی و کارکنان وابسته به آن می باشد. هدف این پژوهش شناسایی و راهکارهای ارتقاء سواد رسانه ای دانشجویان دانشگاه های افسری آجا در مواجهه با جنگ شناختی بوده به نحوی که با تقویت سواد رسانه ای بتوانند از ایمنی ذهنی بالایی برخوردار بوده و آسیب پذیر کمتری داشته باشند. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق اسناد و مدارک کتابخانه و رساله ها و پایان نامه و همچنین مصاحبه با 11 نفر از صاحب نظران حوزه جنگ شناختی و سواد رسانه ای می باشد. در این تحقیق داده های حاصل از مصاحبه با صاحب نظران و اسناد و مدارک و مطالعات پیشین جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تلخیص، کدبندی و تجزیه وتحلیل گردید. نتیجه ای که از این تحقیق به دست آمد نشان دهنده این است که با در نظر گرفتن ابعاد ساختارهای دانش، مهارت های رسانه ای و مرکز تصمیم گیری شخصی تحت 13 مؤلفه و 63 راه کار اجرایی می توان در دانشگاه های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران سواد رسانه ای دانشجویان را ارتقا بخشید به نحوی که در مواجهه با جنگ شناختی بتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند.
Designing an Adoption Model for Electronic Human Resource Management in Service-Oriented Organizations: A Case Study of Tehran Municipality(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to develop an adoption model tailored for service-oriented organizations and then evaluate its effectiveness within the specific context of Tehran Municipality, Iran's foremost service-oriented institution. Utilizing a mixed-method research approach integrating qualitative and quantitative methodologies, this study delineated the dimensions, categories, and indicators pertinent to the adoption of Electronic Human Resource Management (EHRM) systems in service-oriented organizations. Qualitative methodologies were employed to identify and develop the adoption model, which was subsequently evaluated within Tehran Municipality using a quantitative approach. In the qualitative segment of this study, in-depth interviews were conducted using a snowball sampling technique until theoretical saturation was achieved. For the quantitative phase, a sample of 310 experts affiliated with Tehran Municipality's EHRM system was surveyed. Structural equation modeling and Smart PLS 4.0 software were employed for data analysis. Ultimately, this research extracted five dimensions, 14 categories, and 94 indicators for the proposed adoption model. Notably, experts accorded the highest priority to the technological dimension in the adoption model, with specific emphasis on “adaptive architecture, security and privacy of employees, trialability and reliability, organizational citizenship behavior, organizational dynamic capabilities, digital Leadership Policy and Actions, cloud computing, etc…”, as pivotal factors in EHRM adoption. The organizational dimension assumed the second-highest priority, while the individual dimension was assigned a third-place ranking. Micro and macro-environmental factors followed in subsequent priority order.
ارائه مدل ساختاری شایستگی های کلیدی منابع انسانی در شرکت توزیع نیروی برق کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر جهانی شدن و پیشرفت سریع فناوری، سرمایه انسانی به عنوان مهم ترین سرمایه سازمان ها قلمداد شده است. از این رو، هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری شایستگی های کلیدی منابع انسانی در شرکت توزیع نیروی برق کرمانشاه بوده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع کمی می باشد. پس از بررسی ادبیات پژوهش و با استفاده از تجزیه وتحلیل و تفسیر 9 مصاحبه انجام شده با 9 نفر از خبرگان، 24 مقوله فرعی در قالب شش مقوله اصلی مدل ساختاری شایستگی های کلیدی منابع انسانی شناسایی شدند. در ادامه برای بررسی روابط بین مقوله های مدل ساختاری شایستگی های کلیدی منابع انسانی، از روش دیمتل خاکستری استفاده شد. همچنین از روش مدلسازی ساختاری تفسیری برای سطح بندی عوامل تشکیل دهنده مدل استفاده شد. بر اساس نتایج روش دیمتل خاکستری مشخص گردید شرایط مداخله گر روی شرایط علّی، شرایط علّی بر توجه به شایستگی وشرایط مداخله گر بر روی راهبردها تاثیر دارند، با توجه به نتایج روش مدلسازی ساختاری تفسیری، عامل های «شرایط زمینه ای»، «توجه به شایستگی»، «شرایط مداخله گر» و «پیامدها» دارای قدرت نفوذ و وابستگی زیادی هستند. همچنین متغیر «شرایط علّی» دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی است. بعلاوه، متغیر «راهبردها» دارای قدرت نفوذ پایین و وابستگی بالا است. نتایج پژوهش حاضر، راهنمای مناسبی برای برنامه ریزی شایستگی های کلیدی منابع انسانی در شرکت توزیع نیروی برق می باشد که می تواند مورد استفاده صنعت گران و پژوهشگران قرار گیرد.
تخصیص منصفانه هزینه ثابت در سیستم های یک و دو مرحله ای با استفاده از تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
348 - 367
حوزههای تخصصی:
هدف: تخصیص عادلانه هزینه ثابت در یک مجموعه از واحدهای رقابتی، یکی از مسایل حایز اهمیت و مهم مدیریتی است. این مقاله به ارایه روشی جدید برای تخصیص منصفانه هزینه بین واحدها، وقتی به صورت یک بخشی هستند یا دارای دو زیربخش می باشند، می پردازد. در تخصیص هزینه، علاوه بر حفظ یا افزایش کارایی، باید به شرایط رقابتی و همکاری بین واحدهای تحت ارزیابی نیز توجه شود.روش شناسی پژوهش: تحلیل پوششی داده ها، یکی از روش های مقایسه کارایی واحدها و تخصیص هزینه ثابت بین واحدهای مختلف است. کارایی متقاطع در تحلیل پوششی داده ها یکی از روش های تخصیص است که نمی تواند تخصیص منحصربه فردی ارایه دهد. در این مقاله با استفاده از معرفی روش کارایی متقاطع بهبودیافته و الگوریتم پیشنهادی، هزینه ثابت منحصربه فردی را به واحدهای تحت ارزیابی در سیستم های تک مرحله ای و زنجیره تامین دومرحله ای به طور عادلانه تخصیص می دهیم. این روش پیچیدگی محاسبات روش های قبلی را ندارد.یافته ها: نتایج حاصل از روش پیشنهادی بر روی داده های واقعی، 29 شعبه بانک ایرانی و کارخانه آهن و استیل در کشور چین در حالت یک مرحله ای موردبررسی قرار گرفته است. همچنین با ارایه مثالی به منظور بررسی میزان کارایی پس از تخصیص هزینه و مقایسه با سایر روش های نویسندگان قبلی نیز مثالی ارایه شده است. سپس برای تعمیم مدل در حالت دومرحله ای، از داده های 24 شرکت بیمه با شاخص های ورودی، میانی و خروجی استفاده شده است.اصالت/ارزش افزوده علمی: روش جدید تخصیص منصفانه هزینه بین واحدها، بر اساس تحلیل پوششی داده های متقاطع، به نحوی ارایه شده که باعث بهبود و یا حفظ کارایی تمامی واحدها گردد. مطابق ساختار داخلی واحدها، کارایی کل و کارایی مراحل داخلی آن نیز درنظر گرفته شود.
شیوه های رایج فریب مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای: تبیین مدل درخت فریب مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1029 - 1054
حوزههای تخصصی:
هدف: رواج پدیده فریب و تقلب در فروشگاه های زنجیره ای، یکی از چالش های مهم در صنعت خرده فروشی است. این پدیده را می توان از چند منظر بررسی کرد: تقلبی که مشتریان در خرید از این فروشگاه ها انجام می دهند، تقلبی که کارکنان فروشگاه ها انجام می دهند یا فریبی که فروشگاه ها در حق صاحبان سرمایه و سهام انجام می دهند و در نهایت، فریبی که فروشگاه ها در قبال مشتریان خود انجام می دهند! در خصوص آخرین نوع فریب خلأ پژوهشی وجود داشت و انگیزه ای شد که در پژوهش حاضر، به بررسی و شناسایی شیوه های رایج تقلب و فریب مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای پرداخته شود. ارائه مدلی برای تبین شیوه های فریب مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای، هدف نهایی این مقاله است.
روش: از رویکرد ترکیبی و آمیخته، برای به تصویر کشیدن ابعاد کلاه برداری و فریب مشتری توسط فروشگاه های زنجیره ای استفاده شده است. پس از کاوش در ادبیات موضوع و مطالعات اسنادی، مصاحبه عمیقی با مشتریانی که خریدهای زیادی انجام داده اند و نیز با افراد کلیدی مطلع و خبرگان این صنعت صورت گرفت و فهرستی از مؤلفه های رایج فریب مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای استخراج شد؛ سپس چارچوب مفهومی از مدل فریب مشتریان با استفاده از روش شناخت نگاشتی و با مشورت خبرگان صنعت خرده فروشی ترسیم شد. در نهایت با استفاده از رویکرد کمّی (پیمایش میدانی) به ارزیابی اعتبار مدل اولیه اقدام شد و با به کارگیری تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری، مدل نهایی با عنوان «درخت فریب مشتریان» به دست آمد.
یافته ها: بیش از نیمی از پاسخ گویان، مصادیقی از تقلب و فریب را احساس کرده اند. این حجم از فریب و تقلب، زنگ خطری برای صنعت خرده فروشی است. مؤلفه های تببین شده از فریب مشتریان، در قالب یک مدل درختی نمایش داده شده است. شیوه های رایج فریب مشتریان در پنج شاخه اصلی این درخت عبارت اند از: تبلیغات فریبنده، عدم التزام به خدمات متعهد شده، دست کاری در قیمت کالاها، دست کاری در ویژگی های محصولات و دست کاری در محل چیدمان کالاها در قفسه ها.
نتیجه گیری: فریب مشتریان توسط فروشگاه های زنجیره ای، یکی از پدیده های بی اخلاقی جدید و رایجی است که به تازگی روند رو به رشدی داشته است. در این پژوهش ابعاد مختلف و متفاوت این پدیده بررسی شد و عوامل تشکیل دهنده آن استخراج و در قالب یک مدل ارائه شد. مدل تبیین شده می تواند راهنما و نقشه راهی باشد برای ذی نفعان (بازاریابان، سیاست گذاران و...) صنعت خرده فروشی، به ویژه تصمیم گیران و برنامه ریزان در فروشگاه های زنجیره ای تا به رفع این معضل و پرهیز از به کاربردن این شیوه ها اقدام کنند. همچنین این مدل می تواند برای نهادهای بازرسی، نظارتی و حاکمیتی مفید باشد تا علاوه بر به روزرسانی فهرست های نظارتی خود و تشدید مجازات فریب کاران، بتوانند در تکریم و احقاق حقوق مشتریان فریب خورده کوشاتر باشند. به علاوه، سایر سازمان های مردم نهاد و حامیان حقوق مصرف کنندگان و...، از مخاطبان اصلی این پژوهش هستند که می توانند از این نتایج برای پیشبرد فعالیت های خود بهره مند شوند. از دلایل مهم استفاده از نماد درخت برای نمایش پدیده فریب، می توان به آگاه کردن مشتریان، افکار عمومی و جامعه پژوهشگران و... اشاره کرد؛ زیرا در صورت نادیده گرفتن این موضوع و با گذر زمان، این درخت فریب تنومند می شود و شاخه ها و برگ های آن نیز بیشتر خواهد شد؛ حال آنکه با به صدا در آوردن زنگ خطر رشد درخت فریب مشتریان، انتظار می رود که نهادهای متولی بتوانند شاخه ها و برگ های این درخت در حال رشد را به موقع کوتاه کنند.
واکاوی ادراکات مدیران شرکت های دانش بنیان و فناور از علل عدم آمادگی اشتغال پذیری دانش آموختگان دوره کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۱
85 - 112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراکات مدیران شرکت های دانش بنیان و فناور شهر یزد از علل عدم آمادگی اشتغال پذیری دانش آموختگان دوره کارشناسی صورت گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. تعداد شرکت کنندگان پژوهش ۱۰ نفر از مدیران شرکت های دانش بنیان و فناور پارک علم و فناوری اقبال یزد بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار پژوهش مورداستفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش اسمیت تحلیل شدند. برای تعیین اعتبار داده ها از روش سه سوسازی (تطبیق توسط اعضاء، بررسی همکار، مشارکتی بودن پژوهش و بازاندیشی پژوهش گر) استفاده شد. کدگذاری نیز توسط پژوهشگر و فرد متخصص دیگری در حوزه کیفی انجام و مورد مقایسه قرار گرفت. درنهایت ادراکات تجربه شده مدیران شرکت های دانش بنیان و فناور از علل عدم آمادگی دانش آموختگان دوره کارشناسی برای اشتغال در قالب 3 مضمون اصلی: ضعف در کسب مهارت های نرم، ادراکی و فنی (11 زیرمضمون) کیفیت نامطلوب آموزش های دانشگاهی (5 زیرمضمون) و ضعف در سیاست گذاری و برنامه ریزی (5 زیرمضمون)، شناسایی شد. بر اساس یافته های پژوهش، سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی می توانند با شناسایی علل عدم آمادگی اشتغال پذیری دانش آموختگان در شرکت های دانش بنیان و فناور، الزامات آماده سازی آنان برای اشتغال در این شرکت ها را فراهم نمایند.
شناسایی و اولویت بندی راهکارهای بازیابی اعتماد سرمایه گذاران به بازار سرمایل جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: سلب اعتماد سرمایه گذاران به بازارهای مالی می تواند منجر به خروج نقدینگی و سقوط بازار شود. به منظور بازیابی اعتماد سرمایه گذاران ابتدا باید مشخص کرد چه عواملی در سلب اعتماد سرمایه گذاران اثرگذار بوده است. هدف از پژوهش حاضر این است که ابتدا عوامل مؤثر بر سقوط شاخص بازار سهام ایران در سال 1399 و سلب اعتماد سرمایه گذاران شناسایی و سپس راهکارهای بازیابی اعتماد سرمایه گذاران استخراج و اولویت بندی شود.روش: برای گردآوری داده ها از مصاحبه با خبرگان و برای تحلیل آنها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اولویت بندی راهکارها نیز از آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شده است.نتایج: در این پژوهش بیست و شش عامل مؤثر در سقوط بازار سهام و سلب اعتماد سرمایه گذاران ذیل چهار دسته حکمرانی کلان کشور، بازار سرمایه، مؤلفه های اقتصاد کلانی و رسانه و بیست و هفت راهکار در بازیابی اعتماد سرمایه گذاران ذیل چهار دسته پیش گفته شناسایی شد. از منظر خبرگان، راهکارهای جلوگیری از مداخله دولت و اظهارنظرهای غیرکارشناسی مسئولان دولتی در بازار سرمایه، اصلاح نظام اقتصادی و ایجاد ثبات اقتصادی، افزایش شفافیت اطلاعاتی و شفافیت در تصمیم گیری ها و بهبود عملکرد سازمان بورس در کشف و مقابله با تخلفات دارای بیشترین اهمیت شناخته شد.
مدل سازی ساختاری تفسیری پیاده سازی نقشه جامع علمی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
110 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش پیش رو ارائه «مدلسازی ساختاری تفسیری پیاده سازی نقشه جامع علمی کشور» است و با شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیاده سازی نقشه علمی کشور نسبت به تدوین الگوی پیاده سازی این نقشه برای اجرای هدفمند راهبرد های مدیریت دانش می پردازد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر جهت گیری توسعه ای و کاربردی است به طوری که با گرد آوری داده های مختلف از ادبیات موضوع، و اسنادبالادستی، الگوی مفهومی پیاده سازی نقشه علمی کشور را ارائه کرده پس توسعه ای بوده و از سوی دیگر با تعیین ارتباط بین اجزای الگوی مفهومی و سطح بندی آن ها، زمینه را برای اولویت بندی و بکارگیری الگو به شکل عملی فراهم می کند فلذا کاربردی است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان و مسئولان پیاده سازی نقشه علمی کشور است که حجم نمونه به صورت هدفمند 20 نفر انتخاب شده و از نظرات ایشان در پاسخگویی به معادلات ساختاری-تفسیری استفاده گردید.یافته ها: الگوی نهایی به صورت دو لایه ای و متشکل از 5 بعد شامل «عوامل انسانی»، «عوامل زیرساختی»، «عوامل مدیریتی»، «عوامل فرایندی» و «عوامل بیرونی» تدوین گردیده است.نتیجه گیری: برای پیاده سازی نقشه جامع علمی کشور باید در نظر داشت که در ابتدا نیاز است تا الزامات و ملاحظات پیاده سازی مشخص شود. همچنین فرهنگ سازی در این زمینه از جمله ضروریات است. در کنار این موارد نباید از توانمندسازی مفاهیم مربوط به نقشه و پیاده سازی آن غفلت نمود. همچنین توجه به مطالعات نوآوری در پیاده سازی نیز از جمله رویکردهای مهم و موردنیاز در فرایند پیاده سازی است. در پایان نیز انجام ارزیابی، نظارت و واپایش فعالیت های مربوط به پیاده سازی نقشه جامع علمی از موارد ضروری این حوزه است. در این میان، عوامل انسانی اثرگذارترین بعد و پس از آن عوامل مدیریتی و عوامل بیرونی در سطح بعدی اثرگذاری قرار می گیرد، همچنین عوامل فرآیندی از هر سه عامل قبلی اثر پذیر است و در نهایت عوامل زیرساختی به عنوان اثرپذیرترین بعد شناسایی شد.محدودیت های پژوهش: استفاده صرف از پرسش نامه های خود گزارش دهی برای ارزیابی متغیرها، محدودشدن نمونه پژوهش به معلمان شهر کاشان و بررسی و جمع آوری مقطعی داده ها بود. اصالت/ارزش: شناسایی عوامل مؤثر بر راهبری و سازماندهی اجزاء و عناصر اصلی نظام علم، فناوری و نوآوری الگوی برای پیاده سازی نقشه جامع علمی در کشور به طور شفاف و دقیق ارائه گردید.
فساد نمادی از تقلب، هزینه های نمایندگی و سیاست تقسیم سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۳
85 - 108
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی نقش فساد بر سیاست تقسیم سود با رویکرد هزینه های نمایندگی می پردازد. بحث اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش فساد در رفتار مدیران از طریق هزینه های نمایندگی و سیاست تقسیم سود می باشد. یکی از محرک های کنترل مدیران توسط سهام داران که در مسئله فساد می توانند از آن استفاده کنند، تصمیمات پیرامون سیاست تقسیم سود هست. این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی-همبستگی مبتنی بر تحلیل داده های ترکیبی است. جهت گردآوری مبانی نظری اطلاعات در خصوص تبیین ادبیات موضوع تحقیق از روش کتابخانه ای و مطالعات اسنادی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل تمام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 تا 1400 می باشد و 141 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در طی دوره زمانی پژوهش به عنوان نمونه انتخاب شده اند. در مطالعه حاضر، آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزارهای آماری Stata12 و Eviews12 می باشد؛ همچنین برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون لجستیک و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که فساد با پرداخت سود تقسیمی و نسبت پرداخت سود سهام همبستگی مثبتی دارد. همچنین بین فساد و سیاست تقسیم سود در شرکت های با هزینه نمایندگی بیشتر، رابطه مثبت قوی تری هست. زمانی که فساد در شرکت افزایش یابد، مدیران به دنبال استفاده از منابع شرکت برای پرداخت های غیر مستند هستند. به طورکلی، وجود فساد در شرکت ها بر سیاست تقسیم سود اثرگذار است، همچنین در این شرکت ها هزینه نمایندگی نیز افزایش می یابد. هنگامی که مسئله فساد مطرح باشد، سهام داران ریسک مربوطه را شناسایی می کنند و مدیران را مجبور می کنند تا تقسیم سود بیشتری داشته باشند که به منظور کاهش مشکلات نمایندگی است.
بسترها و راهبردهای موثر در بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد پیامدمحور: برای دستگاه های اجرایی در اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
41 - 62
حوزههای تخصصی:
هدف: بودجه ریزی عملکرد پیامدمحور به عنوان یک سیستم مدیریت بودجه ای به تدوین و ادغام برنامه های راهبردی چندساله، ارزیابی ریسک مالی، برنامه ریزی سیاست ها، چرخه بودجه بخش عمومی، چرخه بودجه برنامه ای، توجه به مسئولیت های اجتماعی و مشارکت ذی نفعان کمک شایانی می نماید. پژوهش حاضر در تلاش است با اتکا بر ادبیات موجود و با روش زمینه بنیان چندوجهی، بسترها و راهبردهای مؤثر در بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد پیامد محور بخش عمومی اقلیم کردستان عراق را احصاء نماید.
روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع زمینه بنیان چندوجهی است که جامعه آماری آن متشکل از خبرگان حوزه مالیه عمومی، اساتید خبره مدیریت دولتی و ذی حسابان دستگاه های اجرایی در اقلیم کردستان عراق می باشند. همچنین از روش نمونه گیری ترکیبی هدفمند برای رسیدن به اشباع نظری و صحه گذاری یافته های پژوهش با ادبیات موجود استفاده شده است که در همین راستا 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد، بسترها و راهبردهای مؤثر بر بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد پیامد محور شامل: راهبردهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی (24 شاخص)، اصلاحات فنی و ساختاری (22 شاخص)، اصلاحات اقتصادی (18 شاخص)، تقویت دانش و مهارت نیروی انسانی در سطوح مختلف (11 شاخص)، فراهم نمودن بستر قانونی و نظارتی (11 شاخص) تبیین گردید.
طراحی الگوی انعطاف پذیری منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف طراحی الگوی انعطاف پذیری منابع انسانی با رویکرد TISM فازی در دانشگاه لرستان انجام گرفته است. روش: تحقیق براساس هدف کاربردی و از نظر روش در زمره تحقیقات آمیخته کمی و کیفی است. داده ها از طریق روش مدل سازی ساختاری تفسیری کل فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی و کمی، گروهی از خبرگان، متشکل از اساتید دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه لرستان که گرایش و تخصص آنان در حوزه مدیریت منابع انسانی بود، در نظر گرفته شد. شاخص های انعطاف پذیری منابع انسانی از طریق ادبیات نظری و مصاحبه با 7 نفر ازصاحب نظران این حوزه که با روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل کفایت نظری به عنوان نمونه انتخاب شدند، شناسایی شدند. که در نتیجه ی آن 12 شاخص استخراج شد. در بخش کمی پرسشنامه مقایسات زوجی شاخص ها توسط افراد نمونه تکمیل شد. سپس، برای ایجاد ارتباط و توالی بین عوامل و ارائه الگوی ساختاری از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در محیط فازی استفاده گردید. یافته ها: سطح بندی شاخص های انعطاف پذیری منابع انسانی طی سیزده مرحله انجام گرفت که در نهایت منجر به شکل گیری مدل انعطاف پذیری منابع انسانی در چهار سطح شد. شاخص های توانش حل مسئله، اقدام مؤثر در شرایط مبهم، فنون مدیریت دانش در بالاترین سطح قرار گرفتند و بالاترین قدرت وابستگی را دارند
نهادهای تاثیرگذار بر نوآوری؛ مروری بر اندیشه های برخی نظریه پردازان توسعه صنعتی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۵)
62 - 94
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی و سطح بندی نهادهای تاثیرگذار بر نوآوری به نگارش درآمده است. برای این منظور از چارچوب نظری ویلیامسون (2000) و تحلیل مضمون قیاسی متون حاوی اندیشه های 9 صاحبنظر برجسته اقتصادی بهره برداری شده است. هم در انتخاب صاحبنظران و هم در گزینش آثار آنها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. به عنوان نتیجه، شبکه مضامین نهادهای تاثیرگذار بر نوآوری مشتمل بر چهار سطح از نهادها ارائه شده است: 1) حک شدگی اجتماعی (فرهنگ دوستدار ریسک پذیری، خلاقیت و نوآوری؛ پذیرش تحول، تنوع و دگراندیشی؛ آزادی در اندیشه، بیان و عمل؛ پذیرش بالا نسبت به تحرک اجتماعی؛ پویایی، حس تعلق و امید به آینده؛ و سرمایه اجتماعی، مشارکت و همکاری)؛ 2) محیط نهادی (محافظت از حقوق مالکیت (فکری)؛ اعطای استقلال و آزادی های سیاسی و اقتصادی؛ حاکمیت قانون و حکمرانی خوب؛ حذف انحصارها و تشویق رقابت سیاسی و اقتصادی فراگیر؛ و زمین بازی مشوق کنش های جمعی کارآفرینانه)؛ 3) حکمرانی (حمایت از آموزش و مهارت آموزی؛ حمایت از تحقیقات بنیادین و کاربردی؛ حمایت از کسب و کارهای جدید و صنایع نوزاد؛ سرمایه گذاری و تامین سرمایه مخاطره پذیر؛ اعطای معافیت ها و مشوق های مالیاتی؛ حمایت از همکاری ها و یادگیری فناورانه؛ تدوین استانداردها و مقررات جدید؛ تسهیل جذب سرمایه و نیروی انسانی خارجی؛ و تشویق صادرات و کنترل واردات)؛ و 4) تخصیص منابع و اشتغال (تشویق نوآوری در بنگاه های اقتصادی؛ جهت دهی به نوآوری توسط سازمان های دولتی؛ و تسهیل نوآوری توسط نهادهای میانجی).