فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۰۱ تا ۴٬۰۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
چکیده:بنابر عقیده یونگ سلامت روان «فردیت یافتن » است و نخستین شرط فردیت یافتگی، آگاهی از آن جنبه های نفس است که مورد غفلت قرار گرفته اند. به همین دلیل می توان گفت فردیت یافتگی یونگ تقریبا نزدیک به سرسختی روانشناختی است. هدف از انجام این تحقیق؛ مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Act) و درمان شناختی رفتاری (CBT) بر سر سختی روانشناختی، بود. روش این پژوهش کیفی و از نوع کتابخانه ای بود. از کتب مختلف،مقالات و مطالب علمی مربوطه فیش برداری و استفاده شد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته در رابطه با سرسختی روانشناختی می توان بیان داشت که ابتدا درمان شناختی و سپس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موثر بودند.
طراحی الگوی پیدایش انتقام الکترونیک در فروشگاه های آنلاین با روش TISM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
191 - 230
حوزههای تخصصی:
مصرف کنندگان ممکن است به دلایل نارضایتی از محصول یا خدمات یک شرکت یا برند، واکنش های منفی مانندارسال نظرات و امتیازات منفی به سمت آن شرکت یا کسب و کار، از خود بروز دهند. انتقام الکترونیک مشتریان یکی از انواع این واکنش های منفی است، که به معنای واکنش های ناخوشایند و انتقام جویانه ای استکه ممکن است مشتریان برای ناراضی تر شدن یا انتقام گرفتن از یک شرکت یا کسب و کار انجام دهند که درنهایت باعث آسیب به شرکت و تصویر برند می شود. بنابراین باتوجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی پیدایش انتقام الکترونیک در فروشگاه های آنلاین با روش TISM انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، و در زمره پژوهش های اکتشافی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان بودند که متشکل از مدیران فروش و بازاریابی فروشگاه های آنلاین به همراه مشتریان هستند که بااستفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری 27 نفر از آنان به عنوان اعضای نمونه انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه بود. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم افزار اتلس-تی استفاده شد. برای بررسی روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار استفاده شد که پایایی آن با ضریب توافق 76/0 برای روش درون کدگذار و 83/0 برای پایایی میان کدگذار تایید شد. همچنین روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، روایی اعتبار محتوا و پایایی بازآزمون بود که با ضریب 88/0 نشان از تایید روایی و پایایی پرسشنامه ها داشت. برای تحلیل کمی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری کل فازی استفاده گردید. نتایج پژوهش مشتمل بر ارائه الگوی پیدایش انتقام الکترونیک مشتریان درچهار محور دلایل انتقام الکترونیک، بسترهای انتقام الکترونیک، اشکال انتقام الکترونیک و پیامدهای آن میباشد.
تحلیل محتوای انواع نیوزجکینگ برندهای گردشگری ایران (برند مورد مطالعه: علی بابا)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فضای گردشگری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
111 - 129
حوزههای تخصصی:
نیوزجکینگ(خبرربایی) یعنی برندها از طریق واکنش به یک خبر ترند، موج آن را به سمت خود هدایت می کنند؛ که این خبر می تواند هم یک خبرفوری و بدون برنامه ریزی باشد و هم یک رویداد برنامه ریزی شده. لذا، پژوهش حاضر که با رویکرد کیفی انجام شده، به کمک استراتژی تحلیل محتوا، اثر انواع نیوزجکینگ برندهای گردشگری ایران از نقطه نظر متخصصان بازاریابی در حوزه گردشگری را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری پژوهش، تمامی متخصصان حوزه بازاریابی و تولید محتوا در حوزه گردشگری کشور بود؛ که در نهایت،15تَن از این افراد خبره به عنوان نمونه آماری، از طریق نمونه گیری نظری در پژوهش شرکت نمودند. جهت گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه شوندگان پس از مشاهده و بررسی نمونه هایی از هر دو نوع نیوزجکینگ(واکنش به اخبار فوری و رویدادهای برنامه ریزی شده) که توسط شرکت علی بابا منتشر شده بود، اذعان داشتند که محتوای مربوط به اخبار فوری را بیش تر لایک، اشتراک گذاری و مشارکت می کنند.
ارائه چارچوبی از مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری با تأکید بر مؤلفه رفتاری مشتری مداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
26 - 53
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش مشتریان یکی از عوامل مهم در بهبود عملکرد سازمان های بانکی است. استفاده از رویکرد بازاریابی دیجیتال در مدیریت دانش مشتریان می تواند به بهبود روابط با مشتریان و ارتقای سطح خدمات بانکی کمک کند. ازاین رو هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای تببین مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری می باشد. روش: در این پژوهش از دو روش کیفی تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری - تفسیری استفاده شده است در بخش تحلیل مضمون ،پژوهش کلیه متون موجود در خصوص مدیریت دانش مشتریان به دقت تحلیل و بررسی شدند برای اجرای روش شناسی مدل سازی ساختاری - تفسیری ،نیز نظر ۱5 نفر از خبرگان که از روش گلوله برفی در قالب پرسش نامه استفاده شد و مبنای پژوهش قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگی هایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش ، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. در گام دوم نیز با بهره گیری از مدلسازی ساختاری تفسیری و برقراری ارتباط ات زوج ی، روابط بین مضامین فراگیر کشف و در چهار سطح اولویت بندی شدند. نتیجه گیری: مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری، اصلی ترین ابزار برای بهبود تجربه مشتریان و افزایش رضایت آن هاست.که این رویکرد نه تنها ارتباطات بانکی را بهبود بخشید، بلکه اطلاعات به دست آمده از مشتریان را به عنوان یک دانش ارزشمند برای بهبود خدمات بانکی بهره برداری کرده است.
اعتبار سنجی مدل فرهنگ سازمانی مبتنی بر مقاومت اسلامی در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، اعتبارسنجی مدل فرهنگ سازمانی مبتنی بر مقاومت اسلامی در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته است که از نظر هدف، توسعه ای -کاربردی و از حیث ماهیت و روش، پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها اسناد، مصاحبه و پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه، صاحب نظران در زمینه فرهنگ مقاومت اسلامی و مدیران ارشد استانداری سیستان و بلوچستان و هم رزمان شهید سلیمانی به تعداد 21 نفر می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری این پژوهش در بخش کمّی، مدیران و کارشناسان استانداری استان سیستان و بلوچستان به تعداد 812 است. حجم نمونه براساس جدول کوهن 205 نفر می باشد که به صورت طبقه ای انتخاب شده اند. در این پژوهش به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای NVIVO، EXCEL و SMART PLS استفاده گردید. نتایج حاصل از کدگذاری باز منجر به استخراج 88 کد اولیه، 33 مضمون پایه و 11 مضمون سازمان دهنده گردید. همچنین، نتایج نشان می دهد 11 مضمون مدل پژوهش در سه سطح قرارگرفته است و «فرهنگ راهبردمحور»، «فرهنگ ترویج ارزش های اسلامی»، «فرهنگ تعهدمحور»، «فرهنگ مقاومت و پایداری» و «فرهنگ مشارکت و همکاری»، تأثیرگذارترین مضامین و مضامین «فرهنگ عدالت محوری»، «فرهنگ اخلاق مدار»، «فرهنگ انتقادپذیری» و «فرهنگ جهادی و انقلابی گری» تأثیرپذیرترین مضامین هستند. تأثیرگذارترین رابطه بین فرهنگ دانش محور و فرهنگ اخلاق مدار به منظور اجرای مدل فرهنگ سازمانی مبتنی بر مقاومت اسلامی در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی در استانداری سیستان و بلوچستان وجود دارد.
ارائه مدل شبیه سازی توسعه رفتار شهروندی سازمانی در شرکت گاز استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ﺑﺎ ﻫﺪف ارائه مدل شبیه سازی توسعه رفتار شهروندی سازمانی در شرکت گاز استان یزد انجام شد. روش پژوهش حاضر روش آمیخته (کیفی و کمی) که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه، مدیران، معاونان و نیز کارشناسان شرکت گاز استان یزد و در بخش کمی شامل اساتید دانشگاه بود. در بخش کیفی نمونه گیری با روش گلوله برفی تا دستیابی به اشباع نظری و در بخش کمی به شیوه قضاوتی انجام شد. اﺑﺰار ﮔﺮدآوری داده ها، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ و ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ بود. در ﺑﺨﺶ ﮐﯿﻔﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﯿﻞ مضمون ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎیﯽ عوامل مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی ﭘﺮداﺧﺘﻪ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ عوامل مؤثر شناسایی شده ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش دلفی فازی اولویت بندی شد و درنهایت در ﺑﺨﺶ کمی ﻣﺪل توسعه رفتار شهروندی سازمانی ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از رویﮑﺮد ﻣﺪلسازی ﻋﺎﻣﻞ مبنا شبیه سازی شده است. تحلیل داده ها، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ شناسایی 50 کد اولیه، 16 مضمون فرعی و 4 مضمون اﺻﻠﯽ (فردی، مدیریتی، سازمانی و محیطی) شد که عامل مدیریتی به عنوان تأثیرگذارترین عامل شناخته شد و همچنین ﻧﺘﺎیﺞ ﺷﺒﯿﻪﺳﺎزی نشان داد، ﻣﺪل اراﺋﻪ ﺷﺪه می تواند ﺑﺮآورد ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ از آینده توسعه رفتار شهروندی سازمانی در شرکت گاز استان یزد را اراﺋﻪ دهد.
ارائه مدل ممیزی دانش برای استارتاپ های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دانش سازمانی سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
81 - 128
حوزههای تخصصی:
تحولات نوین اقتصادی منجر به تغییر بنیادین فضای کسب و کار در بعد میزان رقابت بنگاه های نوظهور و نیل آن به سوی ناپایداری و شکست شده است. به همین علت و در پاسخ به این محیط ناپایدار، کسب و کار های نوآفرین بر اساس ایده های دانش محور توسعه یافته و با کشف یک مدل کاری تکرار شونده و مقیاس پذیر به دنبال پوشش شکاف های موجود در بازار هستند. به واسطه همین ماهیت دانش محور، این شرکت ها بطور آگاهانه یا ناآگاهانه بخشی از فرایند های مدیرت دانش را اجرا می کنند و در اولین گام لازم است که بتوانند سرمایه دانشی مجموعه خود را شناسایی و سازماندهی کنند. به همین منظور، این مطالعه با هدف کشف مدلی برای ممیزی دانش در شرکت های نوآفرین ایرانی انجام گردید. این مطالعه به لحاظ هدف توسعه ای، رویکرد آن اکتشافی، فلسفه آن تفسیرگرایی و استراتژی مورد استفاده آن تحلیل محتوای کیفی بود. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق را خبرگان حوزه مدیریت دانش و فعالین شرکت های نوآفرین ایرانی تشکیل دادند. این افراد بر شرایط کاری این شرکت ها اشراف داشته و در طی مصاحبه نیمه ساختار یافته نظرات خود پیرامون موضوع پژوهش را بیان نمودند. سپس فرآیند مصاحبه آغاز و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند و در نهایت پس از انجام 10 مصاحبه داده ها به اشباع رسید. پس از انجام مصاحبه، نتایج پیاده سازی شده و با استفاده از روش تحلیل محتوای توصیفی با استفاده از نرم افزارmaxqda مورد تحلیل قرار گرفت. پس از انجام تحلیل محتوا، 41 بعد مختلف استخراج شد و پس از بررسی با مبانی نظری، نام های مناسب برای ابعاد استخراج شده، انتخاب گردید. پس از آن پژوهشگر با تکیه بر دانسته های پیشین و الگوگیری از فرایند های اصلی ممیزی دانش موجود در مدل های مشابه، اقدام به دسته بندی ابعاد مستخرج در 9 فرایند اصلی ممیزی دانش نموده و با ایجاد یک ترتیب منطقی از آن ها، مدل فرایندی ممیزی دانش برای شرکت های نوآفرین ایرانی را ابداع نمود.
تأثیر مشارکت اقتصادی زنان در بازار کار کشور بر منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
141 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مشارکت اقتصادی زنان بر منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی و پیش بینی منابع از دست رفته سازمان به واسطه عدم مشارکت زنان در بازار کار در استان های ایران است. روش: در این پژوهش، به منظور بررسی اثر مشارکت اقتصادی زنان بر منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی، دو معادله رگرسیون با بهره گیری از تکنیک اقتصادسنجی دوربین فضایی (Spatial Durbin) برای استان های کشور در بازه زمانی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ برآورد شده است. در این مدل، ساختار منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی در سطح استانی مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها: پیش بینی می شود به ازای یک واحد درصد افزایش مشارکت اقتصادی زنان در استان های ایران میزان منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی به ترتیب به میزان 2534215 و 1283637 میلیون ریال افزایش یابد؛ بنابراین، طی سال های 1390-1400 که به طور متوسط میزان مشارکت اقتصادی زنان برابر 14.17 درصد است، میزان منابع از دست رفته سازمان به واسطه عدم مشارکت اقتصادی زنان برابر با 217511673 میلیون ریال است. نتیجه گیری: طبق نتایج با افزایش مشارکت اقتصادی زنان، منابع سازمان تأمین اجتماعی در مقایسه با مصارف در استان های ایران به میزان بیشتری افزایش می یابد و از طرفی عدم مشارکت اقتصادی زنان موجب ازدست رفتن بخش قابل توجهی از منابع سازمان می شود. بر این اساس پیشنهاد می شود دولت ها با اجرای سیاست های جامع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فرصت های شغلی زنان را افزایش داده و به رشد مشارکت اقتصادی آن ها در بخش رسمی کمک کنند.
تبیین نقش استعاری پارادایم های نیوتنی وکوانتومی درتحولات ساختار سازمان و ارائه پیشنهادهای متناسب به آجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
29 - 50
حوزههای تخصصی:
تمثیل و استعاره روشی برای درک بهتر پدیده ها و به کارگیری آن برای درک بهتر سازمان و ساختارهای سازمانی از هر نوع راهگشا است. توصیفات استعاری مانند سازمان نیوتنی، سازمان کوانتومی، ساختار نیوتنی و ساختار کوانتومی تلاش دارد تا نشان دهد چگونه پارادایم های علمی نیوتنی و کوانتومی توانسته است بر سازمان و ساختار سازمانی از تجاری تا نظامی تأثیرگذار باشد. هدف اصلی این پژوهش نشان دادن چگونگی تاثیرگذاری ورود استعاری پارادایم های علمی نیوتنی و کوانتومی به حوزه دانش سازمان و ساختار سازمانی، تکامل نظریه های مربوط به آن ها و توصیه های متناسب با آن به آجا با این تاثیرات است. پژوهش کیفی حاضر، به واسطه تبیین ارتباط بین استعارههای پارادایمی نیوتنی وکوانتومی با نظریه های ساختار از نوع بنیادی است که به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از دادههای کتابخانهای از میان کتب و مقالات معتبر موجود و منابع اینترنتی به آن نتیجه کلی دست یافته است که از لحاظ نگاه استعاری دو استعاره ماشین و موجود زنده بیشترین تأثیر را بر ساختار سازمان های نظامی داشته و دارند و از این رو ساختارهای نظامی در حال حاضر تحت تأثیر استعاره نیوتنی بر سازمان قرار می گیرند. تحلیل ساختار سازمان نظامی گروه های تهدیدزا نیز نشان دهنده تاثیرپذیری آنها از پارادایم کوانتومی هستند.
بررسی ارتباط عِلّی شبکه ای بین بازارهای مالی در دوران تحریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
75 - 114
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف تحریم ها با ایجاد محدودیت در نقل و انتقالات مالی، موجب اختلال در عملکرد بازارهای مالی می شوند. در شرایط غیرتحریمی، سرمایه گذاران می توانند با ورود به بازارهای رقیب و موازی خارجی، ریسک سرمایه گذاری خود را مدیریت کنند؛ اما تحریم ها این امکان را از بین برده و موجب تغییر رفتار سرمایه گذاران در بازارهای داخلی می شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط علّی شبکه ای و سرریزی میان سه بازار مالی اصلی ایران (بورس تهران، ارز و رمزارز) در شرایط تحریم است. 2. مواد و روش ها با استناد به بند (22) سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و ضرورت هماهنگ سازی امکانات کشور در شرایط تحریم، این پژوهش به تحلیل ارتباط شبکه ای بازارهای مالی پرداخته است. داده های پژوهش شامل بازده روزانه قیمت ها در سه بازار یادشده طی دوره تحریمی است. برای تحلیل روابط و اثرات سرریزی از مدل خودرگرسیون برداری با ضرایب متغیر در زمان (TVP-VAR) استفاده شد. 3. یافته های تحقیق تحلیل حساسیت تک به تک نشان داد در تحریم بانک مرکزی و تحریم مراکز مالی و بخش انرژی، نقش انتقال دهندگی و دریافت کنندگی سه بازار تغییری نکرد؛ اما در تحریم 18 بانک ایرانی، بازار رمزارز از نقش انتقال دهنده به دریافت کننده تغییر یافت، در حالی که نقش سایر بازارها بدون تغییر باقی ماند. 4. بحث و نتیجه گیری یافته های نهایی حاصل از تقسیم کل دوره به پنج بازه زمانی بیانگر آن است که بازار رمزارز در بازه های 1 و 4 انتقال دهنده شوک و در بازه های 2، 3 و 5 دریافت کننده شوک بوده است. بازار بورس تهران در تمامی بازه ها به جز بازه 5 دریافت کننده شوک و بازار دلار در همه بازه ها انتقال دهنده شوک بوده است. این نتایج بیانگر اهمیت نقش بازار ارز در انتقال ریسک سیستماتیک و لزوم سیاست گذاری مناسب برای مدیریت آثار تحریم ها بر بازارهای مالی کشور است.
مدل سازی تورش های رفتاری شرکای مؤسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
157 - 176
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: تورش های رفتاری یکی از انحرافات رفتاری در بین شرکای مؤسسات حسابرسی است و به عنوان یک عنصر مهم در بازارهای مالی به شمار می رود. این عامل گاهی باعث به وجود آمدن تلاطم در شرایطی که اطلاعات در آن پخش می شود، می گردد. لذا هدف کلی این تحقیق مدل سازی تورش های رفتاری شرکای مؤسسات حسابرسی می باشد. روش پژوهش: این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی از منظر نوع داده ها کیفی می باشد. مشارکت کنندگان این تحقیق رؤسای مؤسسات حسابرسی شهر تهران می باشند که به روش گلوله برفی تا حد اشباع نظری انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته های پژوهش: تجزیه وتحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت پذیرفته است. پس از تجزیه و تحلیل دقیق مصاحبه ها، یافته های پژوهش منجر به شناسایی 74 مفهوم استخراجی از 12 مقوله اصلی شد. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: مدل پارادمی تحقیق در شرایط علّی شامل 1-عوامل فردی، 2-عوامل محیطی؛ مقوله های در بخش پدیده محوری شامل 1- عوامل مدیریتی، 2- عوامل ارتباطی؛ مقوله های در بخش شرایط زمینه ای شامل 1- عوامل سازمانی، 2- عوامل فردی؛ مقوله های در بخش شرایط مداخله گر شامل 1- عوامل سازمانی، 2- عوامل محیطی؛ مقوله های در بخش راهبردها شامل 1- درون سازمانی، 2- برون سازمانی و انتظار می رود با اجرای این راهبردها پیامدهایی چون پیامدهای رفتاری و ضد اثربخشی در مؤسسات حسابرسی متصور گردد.
Interpretive Structural Modeling of Social Network Marketing Based on Gaining a Competitive Advantage of Startup Travel Service Companies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۵, No. ۹, Summer & Fall ۲۰۲۴
88 - 109
حوزههای تخصصی:
Purpose: This research aims to identify the factors affecting social network marketing based on gaining a competitive advantage and designing a model related to the communication between them.Method: This research is applied in its purpose, and conducted using a mixed approach (qualitative and quantitative). In the qualitative phase, first by reviewing the literature in the field of social network marketing and using the meta-combination method, the factors affecting it were identified and divided into three categories. subsequently, the relationships between these factors were determined and analytically analyzed using the interpretative structural modeling approach. In the modeling section, a questionnaire was distributed among experts selected through snowball sampling.Findings: The results of this research led to the classification of factors affecting social network marketing based on gaining competitive advantage and designing a model of these factors. In this model, the categories of organizational and structural resources (responsiveness to customers, service quality), marketing (attracting more customers, efficiency), and competitive advantage based on social media (branding, profitability), indicate the factors and the way of communication and interaction of these factors.Conclusion: Finally, the interpretation of the model, analysis of its levels, and the relationships among dimensions were discussed and solutions were provided in this regard.
تبیین و شناسایی مؤلفه های مؤثر بر بهبود عملکرد زنجیره تأمین با رویکرد مالی در صنعت لوازم خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
221 - 253
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به جایگاه ویژه ای که صنعت لوازم خانگی در ایجاد اشتغال، رونق تولید و ارزش آفرینی در اقتصاد کشور دارد، بررسی مسئله زنجیره تأمین مالی در این صنعت امری لازم و ضروری است و هدف پژوهش نیز شناسایی مؤلفه های مؤثر بر بهبود عملکرد زنجیره تأمین مالی در صنعت لوازم خانگی می باشد. روش پژوهش، ترکیبی (کیفی و کمّی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی منابع کتابخانه ای است که برای تحلیل مضمون استفاده شدند و در بخش کمّی شامل مدیران ارشد وکارشناسان فعال در زمینه زنجیره تأمین به ویژه بخش تأمین مالی در صنعت لوازم خانگی استان البرز که بر اساس فرمول کوکران 183 نفر بودند. برای اعتباریابی و برازش مدل پژوهش از روش تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. در یافته ها، 13مضامین فراگیر شناسایی شدند که در چارچوب الگوی زنجیره تأمین مالی صنعت لوازم خانگی ارائه گردید. نتایج نشان داد که تمامی بارهای عاملی در سطح اطمینان 95% معنادارند. یافته ها مؤید برازش مدل و تأیید فرضیه های پژوهش هستند. نتایج نشان داد مؤلفه های بافت زمینه ای بوده و در راستای اقدامات و راهبردهای زنجیره تأمین مالی تحلیل می شوند و مؤلفه های محتوایی نیز در تحقق اهداف زنجیره تأمین مالی صنعت لوازم خانگی متمرکز و نقش دارند
فرآیند افشای مسائل عمده حسابرسی در گزارش حسابرس: نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
45 - 74
حوزههای تخصصی:
در سال 1401 افشای مسائل عمده حسابرسی با هدف ارتقای ارزش اطلاعاتی گزارش حسابرس ضرورت یافته است. مسائل عمده حسابرسی، مسائل با اهمیتی هستند که نقش حیاتی در حسابرسی داشته اند و شامل مسائل مرتبط با واحد تجاری و مسائل مرتبط با حساب ها می باشند. هدف پژوهش حاضر مدل سازی فرآیند افشای مسائل عمده در بازار حسابرسی ایران است. روش انجام این پژوهش نظریه داده بنیاد بوده و ابزار پژوهش مصاحبه عمیق با خبرگان، جهت شناخت وضع موجود و کشف تنگناها و چالش های موجود بر سر راه فرآیند این افشاییات است. بر اساس یافته های به دست آمده (47 مفهوم و 14 مقوله)، علت اصلی نیاز به افشای مسائل عمده حسابرسی، همگامی با مراجع بین المللی در جهت افزایش محتوای اطلاعاتی گزارشات حسابرسی و الزام آن از سوی سیاست گذاران حرفه بوده است. راهبرد افشای چنین مسائلی عبارتست از ارزیابی و شناسایی تنگناها و نقاط با اهمیت چالش برانگیز در فرآیند حسابرسی و افشای این مسائل و نحوه برخورد حسابرس با آنها در گزارش، ضمن اطلاع رسانی به ارکان راهبری شرکت می باشد. عوامل مختلفی در اجرای این راهبرد اثرگذارند که از آن جمله می توان به ویژگی های صاحب کار، ویژگی های مؤسسه حسابرسی و ویژگی های کار حسابرسی اشاره کرد. نتایج به دست آمده نشان می دهد فرآیند افشای مسائل عمده حسابرسی در ایران تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داشته و با چالش هایی اساسی (چالش های استفاده کنندگان، استانداردها و چالش های حرفه ای) روبرو است. چنانچه این چالش ها برطرف نگردد، حرفه به هدف غایی خود یعنی افزایش محتوای اطلاعاتی گزارش حسابرسی و کمک به تصمیم گیری استفاده کنندگان و اعتماد عمومی نخواهد رسید. با توجه به جدید بودن الزام به افشای این مسائل در گزارش حسابرس و تحقیقات اندک صورت گرفته در این حوزه، این تحقیق می تواند در شناخت فرآیند مذکور تا رسیدن به نقطه مطلوب برای سیاست گذاران و ذینفعان مربوطه رهنمودهایی را ارایه و به دانش مربوطه بیفزاید.
ارائه الگوی پیش بینی تغییرات قیمت سهام بر پایه تجدید ارائه عناصر صورت های مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
1 - 28
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی پیش بینی تغییرات قیمت سهام بر پایه تجدید ارائه عناصر صورت های مالی در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در بازه زمانی 1 روزه و 3 روزه هیچ یک از عناصر تجدید ارائه شده ترازنامه ای، تاثیر معناداری بر شاخص های مختلف قیمت سهام نداشته اند. در حالی که در بازه زمانی 1 روزه قبل و بعد از تجدید ارائه تاثیر متغیر سود (زیان) انباشته پایان دوره بر شاخص های مختلف قیمت سهام مثبت و معنادار بوده است. در بین عناصر تجدید ارائه شده سود و زیانی تجدید ارائه در سود (زیان) قبل از کسر مالیات، سود (زیان) خالص و سود (زیان) قابل تخصیص تاثیر معناداری بر شاخص های مختلف قیمت سهام در بازه زمانی 1 روزه قبل و بعد از تجدید ارائه داشته است. در بین عناصر تجدید ارائه صورت جریان نقد، جریان وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی تاثیر معناداری بر شاخص های مختلف قیمت سهام در بازه زمانی 1 روزه قبل و بعد از تجدید ارائه است. در حالی که تغییر قیمت بازار سهام در بازه زمانی 3 روزه قبل و بعد از تجدید ارائه، مستقل از تغییر ناشی از تجدید ارائه در جریان وجه نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی بوده است.
پیش بینی درماندگی مالی بر مبنای تئوری مجموعه های راف در مقایسه با شبکه های عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
115 - 140
حوزههای تخصصی:
در عصری که شرکت ها برای بقا در بازارهای رقابتی با چالش های فراوانی روبه رو هستند، شناسایی عوامل تاثیرگذار بر بحران های مالی اهمیت می یابد. یکی از راه های کمک به سرمایه-گذاران و شرکت ها ارائه، الگوهایی جهت پیش بینی درماندگی مالی است. هدف این پژوهش، بررسی توانایی تئوری مجموعه راف و مقایسه آن با شبکه های عصبی مصنوعی و فازی جهت پیش بینی درماندگی مالی شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور 329 جفت شرکت سالم و درمانده مالی طی بازه زمانی سال های 1385-1399 انتخاب شده است. شبکه-های عصبی بررسی شده در این پژوهش عبارتنداز: شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) و شبکه عملکرد پایه شعاعی (RBF) و شبکه استنتاج فازی انطباق پذیر(ANFIS) و همچنین نرم افزار مورد استفاده جهت ایجاد تئوری مجموعه راف ROSETTA و نرم افزار مورد استفاده جهت طراحی شبکه های عصبی مصنوعی و فازی نرم افزار MATLAB می باشد. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان از کارایی بالای مدل مجموعه های راف با دقت 7/98درصد جهت پیش بینی درماندگی مالی دارد.
بررسی تأثیر قابلیت شبکه سازی بر نوآوری دوسوتوان با تأکید بر نقش میانجی گری کاربردهای دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شرکت های دانش بنیان جایگاه ویژه ای در شکوفایی اقتصاد کشور دارند. این شرکت ها بویژه فعالان حوزه فناوری اطلاعات بانکی همواره با تغییر سلیقه مشتریان مواجه بوده و از طرفی نیازمند ارتقاء نوآوری در جهت بهبود مستمر خود هستند. یکی از راه های بهبود نوآوری در این سازمان ها بکارگیری دانش و جذب آن از طریق توسعه قابلیت شبکه سازی است. به همین منظور پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر قابلیت شبکه سازی و نوآوری دوسوتوان با تأکید بر نقش میانجی گری کاربردهای دانش در شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات بانکی برآمده استاین پژوهش از نظر هدف، کاربردی و رویکرد کمی دارد و از نظر ماهیت روش و گردآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی است. جامعه هدف این پژوهش، 19 شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات بانکی شهر تهران می باشد که تمامی بعنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش روش تحلیل داده ها، آمار توصیفی و آمار استباطی به شیوه تحلیل روابط بین متغیرها از طریق ماتریس همبستگی، آزمون معادلات ساختاری و آزمون برازش مدل است.نتایج نشان داد قابلیت شبکه سازی بر نوآوری دوسوتوان، کاربرد جذب دانش و کاربرد تحول دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین کاربردهای جذب و تحول دانش بر نوآوری دوسوتوان تأثیر مثبت و معنادار دارند و نقش میانجی گر در رابطه بین قابلیت شبکه سازی و نوآوری دوسوتوان دارند و فرآیند اثرگذاری این دو متغیر را شفاف می کنند. بر اساس نتایج بدست آمده مدیران شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات بانکی باید بر جذب دانش جدید و غیرمرتبط با پایگاه دانش فعلی خود از طریق قابلیت شبکه سازی و بکارگیری کاربردهای دانش به منظور اجرا و خلق نوآوری دوسوتوان اهتمام ورزند.
Artificial Intelligence-Driven Cyberbullying Detection: A Survey of Current Techniques(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cyberbullying involves using hurtful or offensive language that goes against basic rules of respect and politeness. It harms the online environment and can negatively affect people by causing harassment, discrimination, or emotional pain. To combat this, it is crucial to develop automated methods for detecting and preventing the dissemination of such content. Deep learning, a branch of artificial intelligence, leverages neural networks to learn from data and perform complex tasks, effectively capturing semantic and grammatical nuances to differentiate between abusive and non-abusive language. This survey paper reviews current techniques and advancements in deep learning-based approaches for detecting cyberbullying content on online platforms, aiming to provide a comprehensive understanding of existing methodologies and identify potential avenues for future research to mitigate the spread and impact of such behaviors on the internet.
درس آموزه های مدیریت منابع انسانی نیروی دریایی هندوستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق باهدف تبیین درس آموزه های مدیریت منابع انسانی نیروی دریایی هندوستان انجام شده است.
روش: روش اجرای پژوهش فراترکیب است. در روش کیفی فراترکیب از یافته های مستخرج از مطالعات کیفی مرتبط با موضوع تحقیق استفاده گردید. در این روش از یک مرور نظام مند (مرور سیستماتیک) جهت استخراج منابع من اس ب برای ارزیابی پژوهش ها و روش مطالعات کتابخانه ای و اسنادی برای تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با موضوع انجام شده است.
یافته ها: نیروی دریایی هندوستان پس از استقلال این کشور از انگلستان و تشخیص سیاست مداران و رهبران کشور هندوستان در زمینه اهمیت دریا، در زمینه های متعدد از رشد چشمگیری برخوردار شده است. نیروی دریایی هندوستان به منظور مدیریت منابع انسانی نیز از روش های نوین و به روز بهره برده است که در این تحقیق با بررسی دقیق اسناد و مدارک و مقالات علمی و با بهره گیری از روش کیفی فراترکیب از یافته های مستخرج از مطالعات کیفی مرتبط با موضوع تحقیق استفاده گردید
نتیجه گیری: درس آموزه های مدیریت منابع انسانی نیروی دریایی هندوستان در قالب پنج بعد اصلی (استخدام نیروی مؤثر، آموزش تخصصی کارآمد، محل کار ایمن و سالم، مطلوب نمودن محیط خدمتی، آموزش فردی کارآمد، شفافیت در سیاست ها، افزایش انگیزه و سیستم ارزشیابی شایسته محور) احصا گردید.
رابطه بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی (مورد مطالعه: منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی بوده است.
روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری و از نوع هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد به تعداد 426 نفر در سال 1403بوده است. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، به تعداد 202 نفر و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب جنسیت انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد ساختار سازمانی رابینز (1996)، یادگیری سازمانی پیتر سنگه (2001) و هوش سازمانی آلبرخت (2003) استفاده شده است. پایایی ابزارها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای هر یک به ترتیب برابر 86/0، 83/0 و 89/0 به دست آمد. به منظور تحلیل داده های حاصله، از مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار ایموس استفاده شد.
یافته ها: جهت بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، آمار استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی کارکنان رابطه وجود دارد.
نتیجه گیری: هوش سازمانی بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی کارکنان نقش میانجی دارد.