فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۹۶۱ تا ۳٬۹۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
1 - 25
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف ارائه مدل رفتار مصرف کننده در ایجاد دلبستگی به برند با تاکید بر مولفه بسته بندی: یک مطالعه کیفی در شرکت های صنایع غذایی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش جمع آوری داده ها روش تحقیق کیفی است. برای انتخاب جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش، و ایجاد مولفه های مدل نهایی الگو، پژوهشگر تلاش دارد تا با مصاحبه با خبرگان و مدیران و کارشناسان ارشد حوزه شرکت های صنایع غذایی است که با 12 نفر خبره حجم نمونه بر اساس رسیدن به اشباع نظری با 12 مصاحبه تعیین شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون کیفی و نرم افزار مکس.کیو.دی.ای استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی سه دسته از مقوله های فراگیر شامل بسته بندی، دلبستگی به برند و رفتار مصرف کننده بعنوان مولفه های اصلی شناسایی شدند. بسته بندی شامل عوامل ارتباطی، عوامل لجستیکی، عوامل اقتصادی، عوامل زیست محیطی و مسئولیت اجتماعی، شناسایی شدند. در رابطه با دلسبتگی به برند، وفاداری به برند، آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده و تداعی های برند شناسایی شدند. نهایتادر رابطه با رفتار مصرف کننده عوامل شخصی، فرهنگی، روانشناختی (انگیزشی) و آمیخته بازاریابی شناسایی شدند.
طراحی مدل واکنش رفتار مصرف کننده به رویدادهای منفی برند در صنعت پوشاک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه اشتباهات مرتکب شده و رویدادهای منفی توسط برندها در همه جا وجود دارد که ممکن است موجب واکنش رفتاری مصرف کننده شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل واکنش مصرف کننده به رویدادهای منفی برند انجام گردید. این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته است. بخش کیفی توسط ابزار مصاحبه و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری در این بخش، شامل خبرگان علمی (اساتید دانشگاهی) و خبرگان تجربی (مدیران برندهای پوشاک در ایران) می باشند که توسط نمونه گیری قضاوتی و اشباع نظری، 10 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. بخش کمی توسط ابزار پرسشنامه و روش معادلات ساختاری PLS انجام شد. جامعه آماری در بخش کمی، مدیران و کارشناسان برندهای پوشاک در ایران هستند که توسط فرمول کوکران، تعداد 57 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. با توجه به نتایج بخش کیفی، در نهایت 5 شبکه اصلی، 19 مولفه اصلی و 60 مولفه فرعی برای واکنش رفتاری مصرف کننده به رویدادهای منفی برند، توسط تحلیل مصاحبه ها شناسایی گردید. بر اساس نتایج بخش کمی، شرایط علی با بار عاملی 684/0 بر پدیده محوری تاثیرگذار است. پدیده محوری، شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر به ترتیب با بارهای عاملی 302/0، 341/0 و 415/0 بر راهبردها تاثیرگذار هستند و راهبردها با بار عاملی 550/0 بر پیامدها موثر است. بنابراین هنگامی که مصرف کنندگان از یک برند احساس نارضایتی پیدا می کنند، از برند اجتناب کرده و در فضای مجازی یا به صورت دهان به دهان، علیه برند مدنظر تبلیغات منفی انجام می دهند.
بررسی نقش واسطه ادراک ریسک در تأثیر عوامل مالی- رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحقیق پیش رو به بررسی نقش واسطه ادراک ریسک در تأثیر عوامل مالی- رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاری می پردازد. از نظر روش شناسی این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و در زمره تحقیقات با ماهیت کاربردی قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش می بایست از شش ماهه دوم 1402 تا نیمسال اول 1403 سهامدار بوده باشند تا در ارتباط با بازده یک ساله امکان ارائه پاسخ داشته باشند و ثانیاً سهامدار فعال باشند به این معنی که در یک سال حداقل 2 مرتبه مبادرت به خرید و فروش سهام نمایند. به منظور گردآوری نمونه آماری با استفاده از فراخوانی در شبکه های اجتماعی افرادی که مایل به شرکت در پژوهش بودند و شرایط انتخاب را داشتند انتخاب شدند. اساس فرمول کوکران برای جامعه آماری نامحدود تعداد 385 نفر از این افراد است به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نتایج به دست آمده نشان داد عوامل مالی رفتاری می تواند 63% از تغییرات تصمیمات سرمایه گذاری را به صورت مثبت و معنادار تبیین نماید و همچنین عوامل مالی رفتاری می تواند 63% از تغییرات تصمیمات سرمایه گذاری را به صورت مثبت و معنادار تبیین نماید در انتها نیز ریسک سرمایه گذاری می تواند 65% از تغییرات تصمیمات سرمایه گذاری را به صورت مثبت و معنادار تبیین نماید؛ در بررسی متغیر واسطه ای نیز نتایج به دست آمده نشان داد ریسک سرمایه گذاری (ادراک ریسک)تاثیر عوامل مالی- رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاری را واسطه گری می کند.
تبیین الگوی چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: در سه دهه گذشته تحولات عمده مدیریت عمومی و به ویژه استقرار حسابداری تعهدی، مشخصه بخش عمومی بسیاری از کشورها بوده است. نظام مالی بخش عمومی ایران نیز در فرآیند اجرایی شدن این تحولات قرار دارد، با توجه به شواهد موجود، مبنی بر عدم به کارگیری کامل و مناسب استانداردهای حسابداری بخش عمومی، هدف مطالعه حاضر، بررسی چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی در کشور است. روش شناسی: پژوهش حاضر به صورت کیفی صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید حسابداری دانشگاه ها و مدیران اجرایی سازمان های دولتی و حسابرسان سازمان های دولتی هستند. یافته ها: با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته و دریافت نظر خبرگان، مفاهیم مربوطه به چالش های گزارشگری مالی بخش عمومی کشور استخراج گردید. بر اساس نتایج 12 چالش اصلی مؤثر بر گزارشگری مالی بخش عمومی شناسایی شدند. خبرگان بر اساس رویکرد دلفی-فازی لجستیک نوع 3 با تابع ورودی شفر 4، مؤلفه های مورد استخراج را تأیید نمودند. تابع ورودی مبتنی بر هیبرید سینوس و کوسینوس جهت پوشش نا اطمینانی در پاسخ دهی خبرگان کاراتر عمل می نماید. با استفاده از رویکرد تحلیل مؤلفه اصلی این نتیجه حاصل گردید که چالش های حوزه سیستم حسابداری، عوامل اقتصادی و نیروی انسانی به ترتیب مهم ترین چالش های مؤثر بر کیفیت گزارشگری در بخش عمومی کشور هستند. دانش افزایی: نبود سیستم های حسابداری مدرن، یکپارچه و منطبق با فرآیند اجرایی فعالیت های دولتی مهم ترین عامل مؤثر بر کاهش کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی کشور است.
شناسایی ارکان و پیشران های توسعۀ دانشگاه نسل چهارم (موردپژوهی: دانشگاه هوایی شهید ستاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
114 - 138
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دانشگاه نسل چهارم، الگوی حرفه ای نوینی را برای نهاد آموزش عالی تعریف می کند که برای توسعه محلی و منطقه ای فرصت می سازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ارکان و پیشران های مؤثر بر توسعه دانشگاه نسل چهارم صورت گرفت.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش، از نوع پژوهش تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری بودند. از میان آن ها ۱۵ نفر به صورت هدفمند برای شرکت در مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد.
یافته ها: نتایج کدگذاری داده ها به ۱۲ مضمون کلی ختم شد. کدها و مضامین احصا شده در ارتباط با ارکان دانشگاه نسل چهارم عبارت اند از: مضامین متحول سازی، خدمت محوری، فرهنگ تعالی گرا، خلق مناسبات نوین آموزشی، توسعه محوری، توانمندسازی. همچنین، مضامین به دست آمده برای پیشران ها و عوامل مؤثر بر توسعه دانشگاه نسل چهارم عبارت اند از: توسعه فرهنگ سازمانی نوآورانه، هم افزایی فناورانه، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری اجتماعی، مدیریت توانمند دانشگاه، سیاست های نظام آموزش عالی، حمایت مالی و اقتصادی.
نتیجه گیری: از بُعد نظری، نتایج این پژوهش به مدیران و اساتید کمک می کند تا ارکان و پیشران های دانشگاه نسل چهارم را بهتر درک و شناسایی کنند. از بُعد کاربردی، نتایج به دست آمده این قابلیت را دارد که هم در سطح دانشگاه (برای مدیران دانشگاه شهید ستاری و اساتید و دانشجویان) و هم در سطح ملی (برای سیاست گذاری های کلان وزارت علوم) استفاده شود.
بررسی تطبیقی عملکرد شرکت های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با اسناد بالادستی حاکم بر صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
80 - 111
حوزههای تخصصی:
منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با هدف بهره برداری از منابع عظیم نفت و گاز حوزه پارس جنوبی و توسعه فعالیت های اقتصادی در زمینه نفت، گاز و پتروشیمی در محدوده نوار ساحلی عسلویه و خلیج نایبند تأسیس شده است.این منطقه با تمرکزبر جذب سرمایه گذاری و تقویت تولیدات صنعتی،میزبان تعداد قابل توجهی از شرکت های پتروشیمی است که فعالیت آن ها در چارچوب سیاست ها و اسناد بالادستی حاکم بر صنعت پتروشیمی صورت می گیرد.مدیریت این منطقه که بر عهده سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس است،نیازمند شناخت و ارزیابی دقیق از عملکرد این شرکت ها با استناد به معیارها و اهداف تعریف شده در اسناد بالادستی می باشد.در این مقاله، با رجوع به این اسناد، شاخص های کلیدی در چهار حوزه تولید،فروش،مشتریان و منابع انسانی شناسایی و پنج سنجه شامل «ظرفیت اسمی»، «میزان تولید»، «نرخ بهره برداری»، «ارزش فروش داخلی» و «مقدار فروش بین مجتمعی» استخراج شدند.عملکرد 20 شرکت پتروشیمی منطقه با استفاده از فنون تصمیم گیری چندمتغیره MADM و نرمال سازی داده ها از طریق روش آنتروپی شانون ارزیابی و رتبه بندی گردید. همچنین، برای ارزیابی نهایی از تکنیک SAW و TOPSIS به صورت توأمان استفاده شد.نتایج به دست آمده نشان دهنده وجود فاصله عملکردی قابل توجهی بین شرکت ها و عدم تطابق برخی از آن ها با شاخص های تعیین شده در اسناد بالادستی است،به طوری که «شرکت پردیس»در رتبه اول و «صنایع سبلان»در رتبه آخر از میان 20 شرکت قرار گرفتند.این یافته ها اهمیت انطباق عملکرد شرکت ها با اهداف و شاخص های تعریف شده در اسناد بالادستی را برجسته می سازد ونشان می دهد که ارزیابی های دقیق و هدفمند می تواند در جهت بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف کلان صنعت پتروشیمی مؤثر باشد.
نوآوری رسانهای و هوش مصنوعی
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
476-477
حوزههای تخصصی:
نوآوری نیروی محرکۀ تحولات در هر صنعتی است؛ اما در صنعت رسانه، این تحول بهشکلی بسیار سریعتر و ملموستری رخ داده است. در سالهای اخیر، هوش مصنوعی، از ابزاری جانبی، به محرک اصلی نوآوری رسانهای تبدیل شده است. از پیشنهاد محتوای شخصیسازی شده تا تولید هوشمند اخبار، رسانههای هوشمند و نظارت خودکار آنها بر محتوای کاربرساخته، هوش مصنوعی در حال بازتعریف نحوۀ تولید، توزیع و مصرف محتواست (مکاستی[1]، 2020). با پیشرفت سریع قابلیتهای هوش مصنوعی، سازمانهای رسانهای باید با پویاییهای جدید سازگار شوند و در عین بهرهگیری از فرصتها، ملاحظات اخلاقی و اجتماعی را نیز جدی بگیرند.
شناسایی عوامل موثر بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری و مراکز رشد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و متخصصان حوزه مراکز دانش بنیان در استان آذربایجان غربی می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت هدفمند انتخاب شدند. گرد آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده های از طریق داده بنیاد و کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی طراحی شده با 14 شاخص که شامل شرایط علی (عوامل مدیریتی، عوامل اطلاعاتی، عوامل مالی)، شرایط زمینه ای (قوانین و مقررات، قابلیت های فناورانه)، مقوله محوری (عوامل بازار، عوامل محصول)، راهبردها (تقویت تعاملات، توانمندی بازاریابی و فروش)، پیامدها (توسعه اقتصادی، اقتصاد دانش بنیان، توسعه کارآفرینی)، شرایط مداخله گر (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی)، تبیین کننده مؤلفه های تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان می باشد، شناسایی شدند.
تأثیر رهبری معنوی بر پایبندی شغلی با میانجیگری تناسب فرد- محیط و تعدیلگری تعهد به کارراهه شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر رهبری معنوی و پیامدهای آن، بر اساس نظریه تناسب و هویت، در بین پرستاران و نظام سلامت است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: برای آزمون مدل مفهومی، از پرسش نامه استفاده و بین 1200 پرستار توزیع شد. انتخاب نمونه، به روش نمونه گیری تصادفیِ طبقه ای بود. برای آزمون فرضیه ها، از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد بوت استرپ و تحلیل رگرسیون حداقل مربعات معمولی استفاده شد. یافته ها: نتایج تجربی نشان می دهد که هر دو بُعد تناسب فرد شغل و فرد سازمان، در رابطه بین رهبری معنوی و پایبندی شغلی نقش میانجی دارند. علاوه براین، تعهد به کارراهه شغلی، تأثیر مثبت تناسب فرد شغل بر پایبندی شغلی را تقویت می کند و نقش تعدیلگری دارد. این یافته ها با نظریه هویتِ تناسب و تناسب فرد محیط مطابقت دارد. ارزش/ اصالت پژوهش: این مطالعه با در نظر گرفتن ابعاد تناسب فرد محیط به عنوان نوعی سازوکار توضیحی اضافی، در رابطه بین رهبری معنوی و پایبندی شغلی، به غنای ادبیات کمک می کند. به عبارت دیگر، این مطالعه با در نظر گرفتن ابعاد تناسب فرد محیط، به عنوان نوعی سازوکار توضیحی، دیدگاه جدیدی را برای تبیین رابطه بین رهبری معنوی و پایبندی شغلی ارائه داده است که پیش از این بررسی نشده بود.
طراحی و تبیین مدل پیشایندها و پیامدهای تنفر از برندهای خدماتی (مورد مطالعه صنعت بانکداری ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: سئوال اصلی: تنفر از برند علاوه بر اهمیت آن مفهومی جدید بوده که خلأ مطالعاتی و تجربی در حوزه برند خدماتی در این زمینه کاملاً محسوس است. هدف این پژوهش، طراحی و تبیین مدل پیشایندها و پیامدهای تنفر از برندهای خدماتی در صنعت بانکداری ایران است. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) انجام شد. بخش کیفی به روش تحلیل تم و بخش کمی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری انجام گرفته است، ابتدا داده های مورد نیاز جهت شناسایی عناصر و ابعاد مدل جامع از طریق ادبیات و مصاحبه جمع آوری و در ادامه نسبت به برقراری ارتباط بین عناصر مدل پیشایندها و پیامدهای تنفر از برند (صنعت بانکداری ایران) جهت ارائه مدل مفهومی اقدام شده است. جامعه آماری ، 20 نفر از خبرگان بوداند. نمونه گیری نیز به صورت غیر تصادفی و هدفمند انجام پذیرفت و تعداد نمونه با توجه به اشباع تئوریک در حین انجام مصاحبه ها و تحلیل آن مشخص گردید. یافته ها: پس از انجام مصاحبه ها کدهای باز و انتخابی حاصل از مرور مصاحبه ها استخراج و با کدهای حاصله از پژوهش های پیشین تلفیق شد و 38 کد باز و 10 کد انتخابی (تجربه منفی گذشته، ناسازگاری نمادین، عدم تجانس ایدئولوژیک، خدمات دهی ضعیف، ریسک خدماتی بالا و احتمال ورشکستگی، اجتناب از برند، کاهش حمایت، تبلیغات شفاهی منفی، شکایت و اعتراض و انتقام از برند) مشخص شد. بحث و نتیجه گیری: پس از تأیید شاخص ها و مؤلفه ها، با استفاده از ماتریس خود تعاملی، ماتریس دستیابی سازگار شده و تعیین روابط، مدل مورد نظر طراحی و ارائه گردید.
ارزیابی سامانه یکپارچه بهداشتی (سیب) از دیدگاه کاربران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سامانه سیب یکی از سامانه های پرونده الکترونیک سلامت در ایران است که با هدف یکپارچه سازی اطلاعات بهداشتی-درمانی کشور ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی سامانه سیب از دیدگاه کاربران مراکز بهداشتی استان آذربایجان غربی بود. روش ها: جامعه آماری این پژوهش 215 نفر بود که به صورت سرشماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه استاندارد مشتمل بر هفت محور: کیفیت رابط های سامانه، کیفیت وظایف، کیفیت عملکرد، کیفیت اطلاعات، کیفیت خدمات پشتیبانی، کیفیت خدمات و کیفیت کلی خدمات سامانه استفاده شد. داده های با نرم افزار SPSS نسخه 28 تحلیل و یافته ها با میانگین و انحراف معیار ارائه شد. یافته ها: میانگین نمره محورها از پنج به شرح زیر به دست آمد: کیفیت رابط ها(3/35)، کیفیت وظایف(3/13)، کیفیت عملکرد(3/10)، کیفیت اطلاعات (3/32)، کیفیت خدمات پشتیبانی(3/04)، کیفیت خدمات عمومی(3/24) و کیفیت کلی خدمات سامانه (2/75). نتیجه گیری: کمترین امتیاز مربوط به میزان رضایت کاربران از کیفیت کلی خدمات سامانه بود که بیشتر بر محور رضایت نیروی انسانی از حمایت های مدیریتی و مالی است. با توجه به اهمیت و محوریت نیروی انسانی بی توجهی به رضایت کاربران در بلندمدت می تواند به کاهش کیفیت خدمات سامانه سیب منجر گردد.
رویکرد نهادی- رفتاری به سیاستگذاری نوآوری: صنعت داروی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
73 - 100
حوزههای تخصصی:
برای تبیین بهتر علل شکست نوآوری باید از بررسی اثر سیاستها فراتر رفت و به علل سیاستگذاری اشتباه در این خصوص پرداخت. اما برای غلبه بر چالش هایی که پیشروی هر از رویکردهای تحلبل سیاستگذاری برای تبیین دلایل شکست و موفقیت سیاستگذاری وجود دارد، در این مقاله الگوی ترکیبی نهادی-رفتاری برای تحلیل بهتر سیاستگذاری ارائه شده است. مبتنی بر الگوی فوق دلایل پایین بودن نوآوری در صنعت داروی ایران عبارتند از: سوگیری شناختی سیاستگذار به دلیل میان بر ذهنی دسترس پذیری که باعث شده است صدور مجوزهای فراوان را به معنای افزایش رقابت و نوآوری در نظر گرفته شود و در نتیجه با کاهش مقیاس عملا امکان نوآوری از میان برود. عدم توجه به نهادهای انگیزشی مانند سپردن کنترل قمیت و کیفیت دارو به سازمان غذا و دارو اشتباه سیاستگذاری دیگر است. ضمن آنکه چالش اساسی فاصله ساختار نهادی کشور با نظام مشارکتی است که بر کیفیت سیاستگذاری اثر منفی دارد. در کنار لزوم حرکت به سوی ساختاری مشارکتی که اقدامی بلندمدت است، بازبینی در صدور مجوز برای بنگاه های صنعت دارو و تفکیک سازمان غذا و دارو از ذیل وزارت بهداشت از جمله مهم ترین اقدامات برای بهبود نوآوری در صنعت داروی ایران است.
چارچوب ارزیابی بلوغ نظام نوآوری سازمانی: بررسی یک نمونه موردی در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
183 - 228
حوزههای تخصصی:
ارزیابی بلوغ نوآوری سازمانی یکی از ابزارهای کلیدی برای شناسایی نقاط قوت و ضعف در مسیر توسعه نوآوریِ سازمان و یادگیری از شکست های قبلی است. این ارزیابی به مدیران کمک می کند تا میزان آمادگی سازمان برای توسعه، جذب و اجرای طرح های نوآوری را سنجش و شکاف های موجود در حوزه مدیریت نوآوری را شناسایی کنند. بدون شناخت سطح بلوغ نوآوری، برنامه ریزی برای بهبود عملکرد، تخصیص منابع و تنظیمِ راهبردهای نوآوریِ مؤثر دشوار خواهد بود. همچنین، این ارزیابی امکان مقایسه با سازمان های مشابه و حرکت هدفمند به سوی تحول و مزیت رقابتی پایدار را فراهم می کند. با درنظرگیریِ این مهم، در این پژوهش با استفاده از روش سنتزِ چارچوب، چارچوبی نوین به منظور ارزیابی بلوغِ نظام نوآوریِ سازمانی با بهره گیری از مؤلفه های کلیدی نظام نوآوری شامل کارکردها و شکست های نظام مند توسعه داده می شود که امکان استخراج توصیه های سیاستی و راهبردیِ نظام مند را از طریقِ تحلیل عوامل مسدودکننده و شکست های نظام مند فراهم می کند. در نهایت، چارچوب پیشنهادی در یکی از شرکت های دولتیِ ایران به کار گرفته و توصیه های سیاستی-راهبردی به منظور نیل به وضعیت متعالی در یک چشم انداز میان مدت ارائه می شود.
پیامدهای اخلاقی پذیرش هوش مصنوعی (AI) در تصمیم گیری مالی
حوزههای تخصصی:
استفاده از هوش مصنوعی در بخش مالی، مسائل اخلاقی مهمی را ایجاد کرده که باید به آن ها رسیدگی شود. این مقاله به تحلیل پیامدهای اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی در تصمیم گیری های مالی می پردازد و بر اهمیت یک چارچوب اخلاقی برای تضمین استقرار عادلانه و قابل اعتماد تأکید می کند. این مطالعه به بررسی ملاحظات اخلاقی مختلف، از جمله نیاز به بررسی و رفع سوگیری الگوریتمی، ترویج شفافیت و توضیح پذیری در سیستم های هوش مصنوعی، و رعایت مقرراتی که از عدالت، پاسخگویی و اعتماد عمومی محافظت می کنند، می پردازد. این مقاله با ترکیب تحقیقات و شواهد تجربی، رابطه پیچیده بین نوآوری هوش مصنوعی و یکپارچگی اخلاقی در امور مالی را برجسته می کند. برای مقابله با این موضوع، این مقاله یک چارچوب اخلاقی جامع و قابل اجرا ارائه می دهد که از دستورالعمل های روشن، ساختارهای حاکمیتی، ممیزی های منظم و همکاری بین ذینفعان حمایت می کند. هدف این چارچوب به حداکثر رساندن پتانسیل هوش مصنوعی ضمن به حداقل رساندن اثرات منفی و عواقب ناخواسته آن است. این مطالعه به عنوان یک منبع ارزشمند برای سیاست گذاران، متخصصان صنعت، محققان و سایر ذینفعان، تسهیل کننده بحث های آگاهانه، تصمیم گیری مبتنی بر شواهد و توسعه بهترین رویه ها برای ادغام مسئولانه هوش مصنوعی در بخش مالی می باشد. هدف نهایی تضمین عدالت، شفافیت و پاسخگویی ضمن بهره مندی از مزایای هوش مصنوعی برای هر دو بخش مالی و جامعه است.
مدل علّی شبکه سازی در پارک های علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
185 - 221
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه پارک های علم و فناوری و بهبود عملکرد آنها در گروی همکاری با صنعت و دانشگاه و ارتباط با محیط و مراکز مرتبط است. از این رو شناسایی شبکه همکاری و شاخص های شبکه سازی در پارک های علم و فناوری حائز اهمیت است. هدف این پژوهش شناسایی شاخص های شبکه سازی در پارک های علم و فناوری است. روش پژوهش حاضر کیفی بوده و در آن از سه روش فراترکیب، دلفی فازی و دیماتل استفاده شد. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی انجام و10 مطالعه مرتبط شناسایی، مورد بررسی قرارگرفت. برای تأیید شاخص های شبکه سازی مستخرج از ادبیات نظری، از 13 نفر از خبرگان و مدیران پارک فناوری پردیس نظرسنجی و شاخص ها با استفاده از روش دلفی فازی توسط خبرگان تأیید شد. به منظور ترسیم مدل علّی روابط بین شاخص ها از روش دیماتل استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد شبکه سازی در پارک های علم و فناوری دارای 15 شاخص از قبیل ارتقاء سطح محصولات، اطلاعات، افزایش سهم بازار، اهداف و ایجاد ارزش است. از نظر خبرگان، شاخص افزایش سهم بازار در اولویت اول و یادگیری سازمانی در آخرین رتبه قرار می گیرد. ترسیم مدل علّی شبکه سازی نشان داد، شاخص هایی مانند مدیریت، یادگیری سازمانی، اطلاعات و دانش از شاخص های اثرگذار هستند. شاخص هائی نظیر توسعه محصول جدید، فرصت سازی بازار، روابط و بهره برداری از فرصت نیز از شاخص های تأثیرپذیر در شبکه سازی پارک-های علم و فناوری هستند.
تأثیر اعتبار تأییدکننده بر بخشندگی و عشق به برند با تعدیلگری نگرش به برند در پلتفرم های چند رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
184 - 211
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر اعتبار تأییدکننده بر بخشندگی و عشق به برند، در پلتفرم های چندرسانه ای از طریق تعاملات اجتماعات آنلاین برند و هویت برند و تعدیلگری نگرش به برند بوده است.روش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی است. جامعه آماری آن، کلیه مصرف کنندگان برند مک در پلتفرم های چندرسانه ای بوده است. از آنجا که تعداد مصرف کنندگان برند مک در پلتفرم های چندرسانه ای نامشخص و نامحدود بود، بر اساس جدول مورگان برای جامعه نامحدود، ۳۸۴ نمونه به روش غیرتصادفی در دسترس تعیین شد. داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه استاندارد نیک هاشمی، کندی و ماوندو (۲۰۲۳) جمع آوری شدند. برای سنجش روایی صوری، از نظر خبرگان، روایی هم گرا و واگرا و تحلیل عاملی و برای پایایی، از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شد.یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار پی ال اس ۳ انجام شد. بار عاملی متغیرها از 4/0 بیشتر به دست آمد و گویه ها روایی مناسبی داشتند. میانگین واریانس استخراج شده بالاتر از 5/0 بود و روایی هم گرای خوب سازه را نشان داد. آلفای کرونباخ و پایایی مرکب متغیرها کمتر از 7/0 نبود و پایایی تأیید شد. نتایج نشان داد که قابل اعتماد بودن و جذابیت تأییدکننده مشهور و نیز هویت برند، بر تعاملات اجتماعات آنلاین برند تأثیر معناداری دارد؛ اما این تأثیرگذاری برای بُعد تجربه و تخصص معنادار نیست. همچنین تجربه و تخصص تأییدکننده مشهور بر هویت برند تأثیر معناداری دارد؛ اما این تأثیرگذاری برای ابعاد قابل اعتماد بودن و جذابیت معنادار نیست. هویت برند بر عشق به برند و بخشش برند تأثیر معناداری می گذارد. تعاملات اجتماعات آنلاین برند بر عشق به برند تأثیر معناداری دارد؛ اما تأثیر تعاملات اجتماعات آنلاین برند بر بخشش برند معنادار نیست. همچنین تأثیر عشق به برند بر بخشش برند نیز معنادار گزارش شده است. در نهایت یافته ها نقش تعدیلگر نگرش به برند در روابط بین قابل اعتماد بودن و تجربه و تخصص تأییدکننده مشهور و هویت برند بر تعاملات اجتماعات آنلاین برند و همچنین، جذابیت تأییدکننده مشهور بر هویت برند را تأیید کرده است.نتیجه گیری: مشارکت جامعه برند در محیط مجازی، به دلیل فناوری های نوآورانه صورت می گیرد. این مطالعه بر تئوری های اعتبار منبع و هویت اجتماعی مبتنی بود. داده ها از اعضای انجمن آنلاین برند آرایشی مک جمع آوری شد. نتایج نشان می دهد که قابل اعتماد بودن و تخصص تأییدکنندگان مشهور، می تواند به عنوان سیگنال های ارتباطی، برای تسریع فرایند هویت برند مصرف کننده و مشارکت جامعه برند مجازی استفاده شود. مصرف کنندگانی که به شدت با نام تجاری شناسایی می شوند و در جامعه مجازی آن شرکت می کنند، به احتمال زیاد با برند پیوند عاطفی برقرار می کنند و پس از یک بحران آن را می بخشند.
ارائه مدل رضایتمندی مشتریان از خدمات غیرحضوری در سازمان تامین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارائه مدل رضایتمندی مشتریان از خدمات غیر حضوری در سازمان تأمین اجتماعی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و براساس روش، از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مشتریان سازمان تأمین اجتماعی استان خراسان رضوی می باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. متغیر رضایتمندی مشتریان از خدمات غیرحضوری شامل 4 بعد زیرساختها، فرهنگ سازی، اصلاح ساختارها و خلاقیت و نوآوری می باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که مدل پژوهش، تناسب مناسبی با داده های جمع آوری شده دارد. همچنین جهت بهبود شاخص های برازش مدل، از اصطلاحات پیشنهادی منطبق با ادبیات پژوهش استفاده شده است و در نهایت مدل پژوهش تائید شد.
طراحی مدل استراتژیک توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط با تأکید بر اکوسیستم های دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
79 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، طراحی مدل استراتژیک توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط با تأکید بر اکوسیستم های دیجیتال است. با توجه به رشد سریع فناوری های دیجیتال و تغییرات اقتصادی و اجتماعی، کسب وکارهای کوچک و متوسط به ویژه در زمینه های رقابتی و نوآوری، نیازمند اتخاذ مدل های استراتژیک نوآورانه می باشند. این پژوهش به بررسی و تحلیل روش های توسعه استراتژیک در این نوع کسب وکارها می پردازد و تأثیرات اکوسیستم های دیجیتال را به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت در مدل های استراتژیک بررسی می کند. از روش تحلیل مضمونی با استفاده از مصاحبه های عمیق با خبرگان در این حوزه برای استخراج داده ها و اطلاعات استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان دهنده اهمیت تعاملات دیجیتال و به کارگیری فناوری های نوین در توسعه استراتژیک کسب وکارهای کوچک و متوسط است و به مدیران این نوع کسب وکارها پیشنهاداتی کاربردی برای ارتقاء استراتژی هایشان ارائه می دهد.
استفاده از بلاک چین در تدوین استراتژی های سازمانی: چشم انداز جدید امنیت و شفافیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
47 - 66
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی نقش بلاک چین در تدوین استراتژی های سازمانی و تأثیر آن بر امنیت و شفافیت فرآیندهای استراتژیک می پردازد. با توجه به چالش های موجود در مدیریت استراتژیک و پیچیدگی های اطلاعاتی، استفاده از بلاک چین به عنوان یک فناوری نوین، امکان ایجاد یک سیستم شفاف، غیرمتمرکز و امن را فراهم می کند که می تواند به بهبود فرآیندهای تصمیم گیری، کاهش ریسک ها و ارتقاء امنیت داده ها در سازمان ها کمک کند. در این پژوهش، با توجه به تحلیل داده های اولیه و ارزیابی چالش ها و فرصت ها، پیشنهاداتی برای پیاده سازی بلاک چین در استراتژی های سازمانی ارائه شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که بلاک چین به عنوان یک فناوری تحول آفرین در دنیای دیجیتال، قابلیت های زیادی برای بهبود عملکرد سازمان ها در زمینه های مختلف از جمله مدیریت ریسک، امنیت اطلاعات و بهینه سازی فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک دارد. این یافته ها همچنین می توانند راهکارهایی برای استفاده مؤثر از بلاک چین در سازمان ها برای مقابله با چالش های محیطی و تغییرات آینده ارائه دهند.
Development of a Sustainable Rural Tourism Model with a Focus on Social Capital and Competitive Advantage(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Rural tourism, with careful planning, can enhance the quality of life and create economic, social, and cultural benefits. The aim of this research was to present a sustainable rural tourism model with a focus on social capital. The research was applied in terms of its goal and qualitative in terms of methodology, based on the foundation data theory. The research was framed using a cognitive approach, utilizing various data collection methods such as library research, examination of specialized sources and texts, as well as semi-structured interviews. Fourteen elites, experts, and managers in tourism and rural area management were interviewed in 2023. The conducted interviews were coded using Atlas .t i software.