فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 36
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازمان ها برای برتری و بقا در دنیای کسب و کار رقابتی امروز نیازمند سنجش مداوم عملکرد خود هستند. بدین منظور از ابزاری به نام شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) استفاده می کنند که بر حیاتی ترین جنبه های عملکرد سازمانی برای موفقیت فعلی و آتی سازمان، تمرکز دارد. سیستم های سنجش عملکرد به آسانی از یک سازمان به سازمان دیگر قابل انتقال نیستند. از این رو، عموماً سازمان ها ناگزیر به طراحی سیستم کارا و مناسبی هستند که تمام جنبه های مؤثر بر سازمان را در برگیرد. از آنجاکه مدل کسب و کار بیان کننده منطق یک کسب و کار است و نقش اساسی در توضیح عملکرد سازمان دارد، اندازه گیری عملکرد بر مبنای مدل کسب و کار رویکردی است که این مهم را برای سازمان ها ممکن می سازد. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش شناسایی و اندازه گیری شاخص های سنجش عملکرد بر مبنای مدل کسب و کار و بررسی آن ها در یک شرکت تبلیغات اینترنتی است.
روش شناسی: این پژوهش از منظر هدف، یک پژوهش کاربردی است و با توجه به روش انجام آن، در دسته پژوهش های توصیفی-پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری در این پژوهش به دو گروه تقسیم می شود: مشتریان شرکت و مدیران ارشد، متخصصان و کارکنان شرکت موردمطالعه. برای این منظور، پس از تدوین بوم مدل کسب و کار کنونی شرکت با استفاده از نظر مشتریان و متخصصان داخلی شرکت، برای شناسایی شاخص های سنجش عملکرد برمبنای مدل کسب و کار از طریق مطالعات کتابخانه ای، 180 شاخص در هشت منظر استخراج گردید. سپس بر اساس روش دلفی و نظر مدیران شرکت، طی دو مرحله مهم ترین شاخص های مورداستفاده در کسب و کار شناسایی و با فرایند تحلیل سلسله مراتبی اولویت بندی شدند. درنهایت، عملکرد شرکت با استفاده از این شاخص ها بر مبنای نظرات کارکنان شرکت مورد ارزیابی و امتیازدهی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد از بین 180 شاخص شناسایی شده در هشت منظر مشتری، خدمات، فناوری، سازمانی، مالی، مبادله، تبادل اطلاعات و فرایند، اهمیت 29 شاخص تأیید شد و شاخص مالی با وزن 279/0، بالاترین رتبه و شاخص های خدمات با وزن 218/0، سازمانی با وزن 157/0، مشتری با وزن 093/0، مبادله با وزن 092/0، تبادل اطلاعات با وزن 073/0، فرایند با وزن 056/0 و فناوری با وزن 032/0 به ترتیب در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد شرکت موردمطالعه نشان داد که عملکرد شرکت با امتیاز 53/515 از 1000، در وضعیت متوسطی قرار دارد.
نتیجه گیری/ دستاوردها: این مطالعه بر ضرورت توسعه سیستم های اندازه گیری عملکرد متناسب با مدل های کسب وکار منحصربه فرد سازمان ها تأکید می کند. همچنین سازمان ها با شناسایی و اولویت بندی شاخص های کلیدی عملکردی که به طور مستقیم با مؤلفه های کلیدی مدل کسب و کار آن سازمان همسو هستند، بینش عمیقی در مورد چگونگی کارآمدی مدل کسب و کار خود به دست می آورند. این رویکرد امکان ارزیابی و بهینه سازی مداوم مدل کسب و کار را برای سازمان ها فراهم می کند. بدین ترتیب، آن ها می توانند فرآیندهای تصمیم گیری خود را بهبود بخشند، کارایی عملیاتی خود را افزایش دهند و اطمینان حاصل کنند که همواره با تغییر شرایط بازار و نیازهای مشتری پاسخگو باقی می مانند. یافته های این مطالعه چارچوبی عملی برای بهبود اندازه گیری عملکرد سازمان ها ارائه می کند.
تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه کیفیت ۴.۰ در زنجیره تأمین هوشمند با استفاده از روش ترکیبی دیمتل و مدلسازی ساختاری تفسیری
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
24 - 54
حوزههای تخصصی:
در عصر تحولات دیجیتال و فشارهای روزافزون بر زنجیره های تأمین، بهره گیری از فناوری های نوین به منظور ارتقاء کیفیت و پایداری عملکرد، به ضرورتی راهبردی برای سازمان ها تبدیل شده است. در این میان، "کیفیت 4.0" به عنوان پارادایمی نوین در مدیریت کیفیت، با تکیه بر ابزارهایی چون اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و کلان داده، رویکردی فراتر از کنترل سنتی کیفیت ارائه می دهد. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل کلیدی مؤثر بر پیاده سازی کیفیت 4.0 در زنجیره تأمین هوشمند انجام شده است. به منظور دستیابی به این هدف، ابتدا عوامل مؤثر با مرور پیشینه نظری و بهره گیری از دیدگاه خبرگان استخراج شد. سپس روابط علّی میان عوامل با استفاده از تکنیک دیمتل بررسی و در ادامه با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری سطح بندی شدند. نتایج حاصل، چارچوبی کاربردی برای تصمیم گیران فراهم می سازد تا با شناسایی عوامل بنیادین و تعیین اولویت آن ها، مسیر استقرار مؤثر کیفیت 4.0 در زنجیره های تأمین هوشمند را هموار سازند. یافته های این پژوهش می تواند زمینه ساز توسعه راهبردهایی نوآورانه در راستای افزایش انعطاف پذیری، شفافیت و مزیت رقابتی در محیط های پیچیده و متغیر باشد.
مطالعه صیانت پیش رویدادی از منظر جرم شناسی واکنش اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
29 - 62
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: صیانت از کاکنان فراجا قبل از بروز رویدادها، نیازمند مطالعه زمینه های آسیب است. یکی از زمینه ها، مقررات برآمده از قوانین، دستورالعمل ها و آیین نامه ها است که خودشان ممکن است آسیب های پنهان بر کارکنان داشه باشند و به اصطلاح کژکارکرد تلقی شوند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مقررات آسیب زای کارکنان فراجا، به دنبال پاسخ به این سوال است که کارکنان فراجا چگونه آثار زیانبار مقررات مربوط به خود را درک و تجربه کرده اند؟ روش شناسی: روش پژوهش از نوع کیفی با رویکرد پدیدار شناسی است. میدان مطالعه، 23 نفر از مدیران ستادی و اجرایی فرماندهی انتظامی استان قم می باشندکه به صورت هدفمند انتخاب شده اند. روش گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با محوریت مقررات مرتبط با فراجا بوده که تا اشباع داده ها ادامه یافته است. پس از احراز قابلیت اعتماد و اطمینان داده ها، از روش تحلیل تم به منظور استخراج و طبقه بندی داده ها استفاده شد. یافته: پس از مصاحبه ها، تعداد 57 مفهوم زمینه آسیب به کارکنان فراجا شناسایی شد. مفهوم ها شامل 11 تم پایه می باشند که عبارتند از: مداخله معارض، رویه ناسازگار، ساختار محلی شده، زیرساخت نامتناسب، برون سپاری نظارت، خطرآفرینی محیط، سلطه سیاست، مقررات نابرابر، محیط اقتصاد پایه، بهره کشی نهادی و مجازات تحقیری، می باشند. نتیجه گیری: پیامدهای آسیب زای مقررات فراجا در ناهمسویی نهادها، قدرت غیرتوزیعی و ساختار نامتوازن، پدیدار شده است. تغییر رویه مدیریتی، بهره گیری از نظرات کارشناسان صیانتی ، ساختار سازی سازمانی با نگرش صیانتی و اصلاح و تجمیع مقررات بین نهادی فراجا، می توانند صیانت پیش رویدادی را محقق نماید. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
الزامات صیانت پیش رویدادی از کارکنان فراجا در فضای جنگ ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
63 - 94
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: صیانت پیش رویدادی از کارکنان، یکی از راهبردهای فراجا در جنگ ترکیبی است. این راهبرد متشکل از الزاماتی است که به خنثی نمودن یا کاهش آسیب های ناشی از شرایط و فضای این نوع از جنگ ها درکارکنان می شود. بنابراین هدف مقاله حاضر شناسایی الزامات صیانت پیش رویدادی از کارکنان فراجا در جنگ ترکیبی می باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری و ماهیت داده ها از نوع پژوهش های کیفی و از نوع اکتشافی است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه از نوع عمیق بوده که با فرماندهان، مدیران، خبرگان و کارشناسان آشنا به موضوع صیانت و جنگ ترکیبی انجام گرفته است. روایی ابزار گردآوری داده ها به صورت صوری و محتوایی و پایایی آن با لحاظ نمودن اجماع کدگذاران مورد تائید قرار گرفته است. جامعه مشارکت کنندگان با اتخاذ رویکرد اشباع نظری به تعداد 15 نفر بوده است و برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از تکنیک تحلیل مضمون با رویکرد سه سطحی بهره برداری شده است. یافته ها: یافته های نشان می دهد، الزامات صیانت پیش رویدادی در فضای جنگ ترکیبی شامل تقویت آمادگی سازمانی، آموزش و آگاه سازی کارکنان فراجا، حمایت از کارکنان و خانواده های آن ها، تقویت زیرساخت های فناورانه، تقویت نقش رسانه و ارتباطات، عدالت سازمانی و شفافیت در مدیریت و هماهنگی با نهادهای بیرونی می باشد. نتیجه گیری: توجه به ابعاد احصاء شده در این تحقیق و بروزرسانی آن در موقعیت های زمانی و مکانی متفاوت، یکی از نیازهای اساسی کشور به طور عام و در نهاد اجتماعی و انتظامی همانند پلیس به طور خاص است. عدم توجه به این موارد در انتظامی کشور، موجب تحمل هزینه های بالای انسانی و سرمایه ای در بخش های مختلف به خصوص امنیت ملی در ابعاد مختلف خواهد شد. بنابراین برای کاهش از آسیب ها و چالش های ناشی از فضای جنگ ترکیبی توجه و تقویت به ابعاد یاد شده مورد تأکید می باشد. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
تأثیر سبک رهبری خدمتگزار و ابعاد چهارگانه آن بر رفاه کارکنان صف شعب بانک ها
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر سبک رهبری خدمتگزار و ابعاد چهارگانه آن بر رفاه کارکنان صف شعب بانک ها در شعب بانک سپه در شهر تهران بود؛ که از مدل محقق ساخته استفاده شده است. براساس مدل مفهومی تحقیق سبک رهبری خدمتگزار و ابعاد چهارگانه آن بر رفاه کارکنان صف شعب بانک ها می تواند تاثیر بگذارد. برای ابعاد رهبری خدمتگزار که چهار بعد: تواضع و فروتنی، مهرورزی، قابیلت اعتماد و خدمت رسانی از تحقیق پاترسون(2003) استفاده شد. برای بررسی تحقیق نمونه ای شامل 220 نفر به صورت تصادفی خواشه ای از کارکنان شعب بانک پرسشنامه توزیع شد. ابزار گردآوری داده پرسش نامه استاندارد با 50 سوال که روایی و پایایی آن تایید و بین جامعه آماری توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. در سطح آمار توصیفی از شاخص هایی چون فراوانی و درصد فراوانی؛ در سطح آمار استنباطی از روشهای همبستگی، مدل معادلات ساختاری، تحلیل مسیر انجام شده است؛ که برای این منظور از نرم افزارهای spss و لیزرل استفاده شد. براساس نتایج تحقیق مشخص گردید که رهبری خدمتگزار بر رفاه کارکنان تاثیر مثبت دارد و هر چقدر مدیران در سبک مدیریتی خود از رهبری خدمتگزار استفاده کنند رفاه کارکنان در شعب بانک افزایش می یابد. همچنین هر چهار بعد رهبری خدمتگزار یعنی تواضع و فروتنی، مهرورزی، قابیلت اعتماد و خدمت رسانی بر رفاه کارکنان به صورت مجزا تاثیر مثبت داشتند که در این بین خدمت رسانی با ضریب مسیر 0.79 بیشترین تاثیر را داشت. (05/0>p).
الگوی بهینه و کاربردی فناوری اطلاعات در حسابرسی با توجه به آزمون های محتوا ، کنترل و ریسک های حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
30 - 57
حوزههای تخصصی:
تحولات فناوری اطلاعات همه جنبه های زندگی انسان به ویژه مشاغل حرفه ای را تغییر داده و منجر به تغییرات قابل توجهی در امور مالی، حسابرسی و حسابداری شده است. پذیرش گسترده سیستم های اطلاعاتی و سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی در سازمان ها، استفاده از فناوری در حسابرسی را به یک ضرورت تبدیل کرده است.در این تحقیق به ارائه الگوی بهینه و کاربردی فناوری اطلاعات در حسابرسی با توجه به آزمون های محتوا ، کنترل و ریسک های حسابرسی پرداخته شد. روش مورد استفاده در این تحقیق، میدانی و تحلیل عاملی می باشد. جامعه آماری، شامل افراد فعال در حرفه حسابرسی می باشد و اطلاعات پرسش نامه ای در سال 1402 تکمیل گردیدند. برای اجرای روش ترکیبیِ این تحقیق، ابتدا با استفاده از روش گراندد تئوریِ چند وجهی با استفاده از مصاحبه و جستجو در تحقیقات پیشین، متغیر های تحقیق شناسایی و با استفاده از شاخص لاوشه، عوامل تاثیرگذار نهایی شدند. سوالات تحقیق با استفاده از تحلیل عاملی تجزیه و تحلیل شدند و الگوی بهینه ارائه گردید. یافته ها نشان داد که ریسک حسابرسی؛ آزمون های محتوای حسابرسی؛ آزمون های کنترل؛ نمونه گیری حسابرسی؛ بودجه زمانی در حسابرسی بر الگوی بهینه و کاربردی فناوری اطلاعات در حسابرسی با توجه به آزمون های محتوا ، کنترل و ریسک های حسابرسی تاثیرگذار می باشند. در مجموع، استفاده از فناوری اطلاعات باعث کاهش زمان و هزینه و افزایش دقت و کارایی می شود. اما، مداخله فناوری اطلاعات، خطرات متعددی مانند خطر دسترسی به داده ها و اصلاح آنها توسط افراد غیرمجاز را ایجاد می نماید.
ارزیابی و اولویت بندی تکنولوژی های تولید برق در ایران با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چند شاخصه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
179 - 198
حوزههای تخصصی:
انرژی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع به شمار می رود و نقشی اساسی در حوزه هایی مانند صنعت، حمل و نقل، کشاورزی و زندگی روزمره ایفا می کند. در این میان، برق به عنوان یکی از مهم ترین اشکال انرژی، جایگاه ویژه ای یافته و افزایش تقاضا برای آن، اهمیت انتخاب روش های مناسب تولید برق را بیشتر کرده است. روش های متعددی برای تولید برق وجود دارد، مانند نیروگاه های گازی، سیکل ترکیبی، زغال سنگ، هسته ای، خورشیدی، بادی، آبی، زمین گرمایی و ... که هرکدام ویژگی ها و پیامدهای متفاوتی دارند. با توجه به تفاوت های موجود در عملکرد، هزینه، اثرات زیست محیطی و ابعاد اجتماعی این روش ها، اولویت بندی تکنولوژی های تولید برق، گامی مهم در جهت دستیابی به توسعه پایدار و تصمیم گیری بهینه در بخش انرژی است. هدف این مقاله، شناسایی و اولویت بندی تکنولوژی های تولید برق با استفاده از معیارهای کیفی و کمی در کشور ایران است. بنابراین، ابتدا تکنولوژی های تولید برق شناسایی شده و مقادیر شاخص های زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و فنی مانند میزان انتشار گازهای گلخانه ای، هزینه تمام شده به ازای هر کیلووات ساعت برق، سرمایه گذاری اولیه، میزان اشتغال و ... برای هر کدام از تکنولوژی ها استخراج می شود. در نهایت، با استفاده از روش بهترین-بدترین، وزن شاخص ها تعیین و با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره ویکور، تکنولوژی های تولید برق اولویت بندی می شوند. نتایج نشان می دهند که سیکل ترکیبی بهترین تکنولوژی و نیروگاه هیدروژن سبز کم اهمیت ترین تکنولوژی در بین 13 تکنولوژی تولید برق هستند.
بررسی تأثیر توسعه نوآورانه فناوری بر عملکرد زیست محیطی و اقتصادی با نقش تعدیلگر حمایت دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
67 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر عوامل توسعه نوآورانه فناوری بر عملکرد زیست محیطی و عملکرد اقتصادی با تعدیلگری حمایت دولت می باشد. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه مدیران شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری شهر مشهد (170 شرکت) می باشد که تعداد مدیران آن ها 170 نفر است؛ بر اساس جدول مورگان، تعداد اعضای نمونه 118 و به روش نمونه گیری در دسترس در نظر گرفته می شود. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد برگرفته از پژوهش کیم و جون (2022) می باشد. جهت سنجش روایی صوری از نظر خبرگان و در خصوص روایی سازه از روایی همگرا و واگرا و تحلیل عاملی استفاده می شود. جهت سنجش پایایی از آلفا کرونباخ و پایایی مرکب استفاده می شود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 انجام شده است. نتایج نشان می دهد توسعه نوآورانه فناوری بر عملکرد زیست محیطی و اقتصادی شرکت های دانش بنیان مشهد تأثیر مثبت و معناداری دارد و حمایت های دولتی این تأثیرات را تعدیل می کند. به علاوه تأثیر حمایت های دولتی بر عملکرد زیست محیطی و اقتصادی شرکت های دانش بنیان نیز معنادار و مثبت می باشد.
ارائه چارچوب انتخاب مدیر در راستای حکمرانی پایدار با استفاده از بازاریابی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
179 - 198
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه چارچوب انتخاب مدیر در راستای حکمرانی پایدار با استفاده از بازاریابی سیاسی انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها از نوع تحقیق آمیخته می باشد، بر این اساس ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی ابعاد، مولفه ها و شاخص های عوامل دخیل در انتخاب مدیر در راستای حکمرانی پایدار شناسایی شده و مدل اولیه تحقیق طراحی شده است. سپس با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی نسبت به اعتبارسنجی مدل پیشنهادی اقدام شد. نمونه آماری در بخش کیفی دربرگیرنده 15 نفر از حوزه مدیریت دولتی بوده که حجم نمونه بر پایه رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. نمونه آماری در بخش کمی دربرگیرنده 143 نفر از کارکنان وزارت کشور است. گردآوری داده ها در بخش کیفی با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسش نامه انجام شده است. تحلیل داده ها در فاز کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 و در بخش کمی با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی. ال. اس نسخه 3 انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده در فاز کیفی، مضامین فراگیر شامل عوامل رابطه ای، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل قانونی، عوامل بازاریابی و عوامل مالی شناسایی شدند. بر اساس نتایج به دست آمده از اعتبارسنجی مدل در بخش کمی، ضمن تایید تمامی فرضیه های تحقیق مشخص شد که مدل پیشنهادی در این پژوهش از اعتبار مناسب برخوردار است.
Legal and Illegal Souvenir Shoppers; Identifying and Comparing Factors Affecting Purchasing Behavior between Legal and Illegal Afghan Immigrants(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent decades, tourism has played a significant role in the economies of many countries. One of the crucial elements in tourism is souvenir shopping. However, there is no research exploring Afghan souvenir shopping behavior. In addition, there is no research analysis of legal and illegal shoppers. The main objective of the present study is to identify the factors influencing Afghan immigrants’ selection of souvenirs, as well as to compare and analyze the purchasing behavior of legal and illegal Afghan immigrants. The research method employed in the current study is a qualitative approach with a semi-structured interview technique. Interviews were conducted with 45 individuals, including legal and illegal Afghan immigrants, comprising tourists, traders, students, and workers traveling to Iran. The data were analyzed using the thematic analysis method. According to the research findings, the influential factors on souvenir selection by legal immigrants include: "Tourism-Centric Nature of Souvenirs", "Needs and Expectations", "Diverse Shopping Styles", "Cultural and Ethnic Lenses", "Ethical Considerations", and "Real and Virtual Worlds”. Additionally, the influential factors of souvenir selection by illegal immigrants include: "Economic Conditions", "Purchase Motivation", "Affordability", "Collective Shopping Style", "Cultural and Ethnic Lenses", "Ethical Considerations", and "Real World Influence". Finally, it offers a comparison of purchasing behavior between legal and illegal societies. This study adds to the current body of knowledge by exploring a novel context.
بررسی دیدگاه دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان درخصوص ضرورت آموزش حسابداری دادگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش بررسی دیدگاه دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان درخصوص ضرورت آموزش حسابداری دادگاهی میباشد. روش : پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است که از طریق استخراج اطلاعات به روش نمونه گیری تصادفی از 751 پرسشنامه های جمع آوری شده مابین دانشجویان و اساتید دانشگاه های استان کرمان در بهار تا زمستان 1402 صورت گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده نرم افزار SPSS 26 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش بیانگر این است، میزان آشنایی پاسخگویان نسبت به حرفه حسابداری دادگاهی در سطح مطلوبی قرار دارد. هر دو گروه از پاسخگویان مهمترین مولفه ضرورت آموزش حسابداری دادگاهی در دانشگاه ها را آموزش دانش و مهارت های مورد نیاز دانشجویان جهت پیشگیری، کشف و رسیدگی به جرائم بصورت علمی و عملی و بهبود عملکرد آنها دانسته و با ارائه رشته تخصصی حسابداری دادگاهی بصورت واحد درسی مجزا در مقطع پیشنهادی کارشناسی ارشد توافق نظر دارند. بنظر میرسد مهمترین مهارت های فردی موردنیاز حسابداران دادگاهی در ایران پایبندی به اصول اخلاقی، اعتماد به نفس بالا، پاسخ گوبودن و مهمترین مهارت های تخصصی بترتیب 1- توانایی شناخت شیوه های تقلب، کلاهبرداری، اختلاس و پولشویی 2- توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات و صورت های مالی 3- دانش وسیعی از حسابداری و حسابرسی می باشند. نتیجه گیری : ارائه رشته تخصصی حسابداری دادگاهی بصورت مجزا در مقطع کارشناسی ارشد بمنظور آموزش دانش و مهارت های لازم جهت پیشگیری و کشف جرائم اقتصادی حائز اهمیت است. دانش افزایی : نتایج پژوهش حاضر می تواند باعث افزایش بکارگیری دانش حسابداری دادگاهی و آموزش این رشته تخصصی جهت ارتقای عدالت و کیفیت سیستم آموزشی حسابداری در کشور ایران گردد.
تدوین مدل ساختاری- تفسیری شاخص های هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
121-158
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل ماندگار هر سازمان، ارائه خدمات و ایجاد ارزش از طریق هم آفرینی ارزش است. فوتبال به عنوان یکی از محبوب ترین ورزش ها در دنیا، به ویژه در کشورهایی مانند ایران، دارای مخاطبان بسیاری است. هدف این مطالعه طراحی مدل ساختاری-تفسیری شاخص های هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران بود. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای-کاربردی و از لحاظ ماهیت، آمیخته (کیفی_ کمی) است. جامعه هدف پژوهش شامل خبرگان آگاه به موضوع پژوهش بودند. جهت انجام مصاحبه و جمع آوری داده های کیفی از تکنیک هدفمند گلوله برفی تا مرحله اشباع نظری، ۱۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته در بخش کمی، نمونه ای به تعداد ۵ نفر پیشنهاد شد. از شیوه تحلیل تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) با بهره مندی از نرم افزارهای هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان شناسایی و سپس مدل سازی با استفاده از تحلیل ساختاری-تفسیری و بهره گیری از نرم افزار متلب انجام شد. در یافته های پژوهش، ۲۴ مفهوم اولیه در قالب ۸ تم فرعی و ۲ تم اصلی مؤثر بر هم آفرینی ارزش در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران شناسایی شدند. شاخص های شناسایی شده در پنج سطح مدل ساختاری-تفسیری ترسیم شد که به ترتیب ارزش آفرینی در سطح اول، ارتقای همکاری، شفافیت اطلاعاتی و ارتقای انگیزه در سطح دوم، شفافیت سیاست ها و شفافیت اخلاقی در سطح سوم، ترویج شده و توسعه ی فردی در سطح چهارم و فرهنگ سازی تیمی در سطح پنجم قرار گرفت. این یافته ها نشان دهنده ی اهمیت ایجاد شفافیت در برنامه ریزی و توسعه ی ارتباطات شبکه ای در اکوسیستم فوتبال بانوان ایران برای تحقق اهداف مشترک و افزایش همکاری در جهت توسعه این ورزش است.
ارائه مدلی برای ارتقاء انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
621 - 646
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف طراحی مدلی بومی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران و شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و راهبردهای مؤثر انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از حیث ماهیت، آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد استان تهران بودند که براساس روش نمونه گیری هدف مند و نظری با رعایت حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11عضو هیأت علمی و 15کارشناس دانشگاهی گردآوری و با تحلیل محتوای کیفی در نرم افزار Atlas.ti بررسی شد. در بخش کمی، پرسش نامه محقق ساخته براساس یافته های کیفی طراحی و پس از تأیید روایی، میان 30عضو هیأت علمی توزیع شد. داده های کمی با آزمون های t تک نمونه ای و فریدمن در SPSS تحلیل گردید. یافته های کیفی پژوهش چهار سازوکار اصلی برای ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی را شناسایی کرد که هر یک با مجموعه ای از زیرسازوکارهای مرتبط تبیین گردید. نتایج کمی، ضمن تأیید اعتبار سازوکارها، تفاوت معناداری را در میزان اهمیت و اولویتشان نشان داد. براساس الگوی نهایی، این سازوکارها به ترتیب اهمیت عبارت انداز: ساختاری، مدیریتی و فرایندی (بهبود نظام اداره و تصمیم گیری)، سلامت و بهزیستی روانی و رفاه و انگیزش استادان (تقویت پشتوانه های روانی و شغلی)، توانمندسازی فردی و حرفه ای (ارتقای شایستگی ها) و تقویت فرهنگ خدمت پاسخ گویی و مشارکت (تحکیم ارزش های خدمت محور). درنتیجه یافته ها منجربه ارائه مدل نهایی شبکه ای و بومی شد که ارتقای انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی و تقویت اثربخشی دانشگاه ها را امکان پذیر می سازد.
شناسایی مؤلفه های مؤثر بر وضعیت فعلی وآینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران: درک تآثیر فناوری در حرفه حسابرسی
حوزههای تخصصی:
جایگاه اجتماعی، به نوعی موقعیت فرد در ساختار اجتماعی است که منابع موجود و در دسترس او را تعیین می کند. در میان برجسته ترین هویت های اجتماعی در جوامع امروزی، هویت شغلی مبنای مهمی برای تصور از خود، عزت نفس و انگیزش شخصی است. حرفه حسابرسی در ایران، از سابقه دیرینه ای برخوردار است که زیر نظر جامعه حسابداران رسمی ایران فعالیت حرفه ای می نماید. در پژوهش حاضر وضعیت فعلی وآینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی مورد بررسی قرار می گیرد. با استفاده از مصاحبه با 20 نفر از خبرگان حوزه حسابرسی در سال 1400 و بر اساس روش تحلیل تم، مولفه های موثر بر وضعیت فعلی جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران شناسایی شده است. همچنین بر اساس روش مطالعات کتابخانه ای، مولفه های موثر بر وضعیت آینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های مؤثر بر وضعیت فعلی جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران بر اساس، چهار تم اصلی، شامل کلیات، ابعاد قشربندی اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران، چالش های جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران و راهکارهای بهبود جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در ایران، شناسایی شد. در مجموع 34 پیشران موثر بر آینده جایگاه اجتماعی حرفه حسابرسی در قالب سه مولفه اصلی شامل، ویژگی های مشتریان خدمات حسابرسی، عوامل درون حرفه ای و مولفه های بیرونی)سیاسی-اقتصادی، اجتماعی-جمعیتی، فناوری، حقوقی و محیطی) مورد اشاره قرار گرفته است.
شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای مصرف مرموز با رویکرد آمیخته (مورد مطالعه: صنایع تولیدی نوشیدنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
247-286
حوزههای تخصصی:
مصرف مرموز، نیمه پنهان رفتار مصرف کننده است که شناخت آن و استفاده از محرک های مختلف در جهت تحریک این پدیده می تواند برای برندها و شرکت هایی که محصولات جدید و نوآورانه تولید می کنند، کارآمد باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای مصرف مرموز انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری اطلاعات، در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع پژوهش های آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان هستند که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. هم چنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی، پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که عدم قطعیت طلبی و تحمل پذیری در مقابل عدم قطعیت، هیجان طلبی و برانگیختگی هیجانی و برخورداری از تیپ شخصیتی ماجراجو و چالش گر، مهم ترین دلایل مصرف مرموز هستند. هم چنین انگیختگی و خلق تجربیات لذت جویانه به عنوان مهم ترین پیامد مثبت و ایجاد غفلت هیجانی و عدم تنظیم شناختی هیجان به عنوان مهم ترین پیامد منفی مصرف مرموز شناسایی شدند.
تحلیل محتوای کیفی نقاط تماس برند در موبایل بانک های منتخب کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
121-172
حوزههای تخصصی:
با توجه به نفوذ و توسعه بانکداری دیجیتال، یکی از اهرم های اساسی در جهت بهبود نقاط تماس برندهای بانک اتکاء به موبایل بانک ها است. از این رو در این پژوهش به منظور بهبود نقاط تماس موبایل بانک ها در جهت شناسایی آسیب ها و دغدغه های جامعه هدف است. جامعه آماری پژوهش کلیه مشتریان شبکه بانکی هستند که در فروشگاه های اینترنتی کافه بازار، مایکت و سیپچه اقدام به دانلود و نصب حداقل یکی ازهمراه بانک های موجود در کشور نموده اند که بر اساس روش نمونه گیری غیر احتمالی و به صورت هدفمند از 8 بانک ملی، سپه، تجارت، صادرات، ملت، پاساگارد، سامان و پارسیان تعداد 548 پیام معنادار و از طریق روش برنامه نویسی پایتون استخراج شدند.. برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد تجمعی استفاده شده است. بر اتکا به رویکرد سیستمی نظرات و دغدغه های مشتریان در سه حالت نصب و ورود به برنامه، بعد از نصب و حین استفاده و بعد از استفاده از برنامه، مورد تحلیل قرار گرفته و بررسی شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین آسیب در زمان نصب و ورود به برنامه در همراه بانک های مورد بررسی اشکالات زیرساختی در زمان ورود به برنامه است. بعد از نصب و حین استفاده از همراه بانک، کیفیت و سرعت برنامه، دریافت پیامک برداشت و واریز وجه و رمز پویا در زمان سریع، انتقال خودکار رمز پویا به برنامه و دریافت کارمزد بابت انجام عملیات ساده بانکی و بعداز نصب و استفاده هم شامل خدمات پشتیبانی مناسب، کارایی در بروز رسانی، اضافه شدن تب مربوط به نام واریز کننده و شخص مقصد در زمان انتقال، امکان افتتاح حساب های مختلف به صورت آنلاین و غیرحضوری، ایجاد قابلیت مسدودسازی کارت های مفقودی و ذخیره کارت ها و شماره شبای به عنوان شاخص های پرتکرار شناسایی شدند.
شخصیت برند و همخوانی با خود در ناهمگونی بین نسلی براساس حس نوستالژی مصرف کنندگان نسل زد و وای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
225-260
حوزههای تخصصی:
شخصیت برند به عنوان ابزاری مؤثر برای تمایز در برابر رقبا عمل می کند که برآمده از آغشته کردن برندها با ویژگی های مشابه انسانی توسط مصرف کنندگان است . نتایج این پژوهش می تواند اهمیت ایجاد شخصیت برند را که در ذهن مصرف کنندگان دارای ابعاد مثبتی است، برجسته نماید . این پژوهش با هدف بررسی روابط بین شخصیت برند با تطابق درک شده و پیامدهای آن براساس دو ویژگی نسل مصرف کننده و احساس نوستالژی در مورد برند با روش تجربی مبتنی برسناریو انجام گرفته است . در این راستا، بر جامعه آماری دانشجویان و نمونه گیری طبقه ای تمرکز شده شده و در تعیین حجم نمونه با استناد به پیشینه مطالعه تجربی، تعداد 70 نمونه برای هر سناریو و در کل 280 نمونه انتخاب شده است . پرسشنامه پژوهش از پیشینه نظری اقتباس و همراه با سناریوی متنی و تصویری، اقدام به سنجش متغیرهای مورد مطالعه کرده است . پژوهش با طرح عاملی 2 (نسل: زد و وای) در 2 (برند: نوستالژی و غیرنوستالژی) عملیاتی و داده ها با تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس دو سویه تجزیه و تحلیل شده و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داده است که ابعاد شخصیت برند (پنج بعد پیشنهاد شده آکر) بر تطابق برند با مصرف کننده شامل تطابق ارتباطی و عملکردی و همچنین تطابق ارتباطی و عملکردی بر وفاداری و مشغولیت برند، تاثیر مثبت و معناداری دارند . براساس نتایج تحلیل واریانس، نقش نسل مصرف کنندگان معنادار نیست (به استثنای وفاداری برند)، اما نقش نوستالژی یا غیر نوستالژی بودن برند، پشتیبانی شده است . تاثیر تعاملی نسل و نوستالژی بودن برند نیز حمایت نشده است . این پژوهش با تمرکز بر شخصیت برند به ارتباطات عمیق تر بازاریابی پرداخته و به نوبه خود، منابع را برای مطالعات بیشتر غنی و مسیر را برای توسعه دانش بازاریابی فراهم کرده است .
پیشایندها و پسایندهای فرهنگ کارآفرینی در آموزش عالی (مورد مطالعه: دانشگاه های منتخب عراق)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشایندها و پسایندهای فرهنگ کارآفرینی در آموزش عالی عراق در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. بخش اول پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی انجام گرفت. بر مبنای اصل اشباع نظری از تعداد 20 نفر از صاحب نظران مطلع حوزه موردمطالعه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند وابسته به معیار مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. برای سنجش اعتبار یابی داده ها از دو روش بازبینی دو کدگذار و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش، بازگشت به مصاحبه شوندگان استفاده گردید. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه کارشناسان و متخصصان موضوعی در زمینه مدیریت دولتی، آموزش عالی و کارآفرینی به تعداد برآوردی 1200 نفر بود که از این میان به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 290 نفر به عنوان حجم نمونه برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده، پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار محتوایی آن تائید شد. داده ها با استفاده از بسته نرم افزاری علوم اجتماعی و آیموس، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج بخش کیفی با 190 مقوله کلی در قالب 158 خرده مولفه و 27 مولفه اصلی و 6 بعد شامل پیشایندهای شناختی، پیشایندهای عاطفی، پیشایندهای رفتاری، پیشایندهای اداری و سازمانی، فرهنگ کارآفرینی و پسایندهای فرهنگ کارآفرینی بود. نتایج بخش کمی نشان داد مدل فرهنگ کارآفرینی در آموزش عالی عراق از برازش مناسب برخوردار است.
ارائه الگوی علّی موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی: رویکرد تحلیل مضمون و دیمتل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
49 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارائه یک الگوی علّی به منظور شناسایی و تحلیل موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می برد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۵ نفر از خبرگان و اساتید دانشگاهی در سال ۱۴۰۳ گردآوری شد. در مرحله نخست، با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین کلیدی مرتبط با موانع توسعه حسابداری پایداری شناسایی شده اند. برای اعتبارسنجی یافته ها، از روش دلفی استفاده شده و نظرات خبرگان گردآوری و تأیید گردیده است. در مرحله کمی، به منظور تحلیل روابط علّی میان مؤلفه های موانع، روش دیمتل به کار گرفت ه شده است. این رویکرد ترکیبی امکان ارزیابی جامع و دقیق عوامل اثرگذار بر توسعه حسابداری پایداری را فراهم می کند. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که موانع اصلی شامل سه مضمون فراگیر (چالش های اقتصادی و قانونی، چالش های زیست محیطی و پایداری و چالش های اجتماعی و فرهنگی)، هفت مضمون سازمان دهنده و بیست وهشت مضمون پایه هستند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد که ضعف در قوانین و زیرساخت ها و تبعیت ناکافی از استانداردها و پروتکل ها به عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار شناسایی شدند، در حالی که کمبود منابع مالی و مسائل اخلاقی و اجتماعی به عنوان مؤلفه های تأثیرپذیر طبقه بندی شدند. دانش افزایی: این پژوهش با ارائه الگویی علّی و نظام مند، موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی را در بستر نهادی و فرهنگی ایران شناسایی و تحلیل می کند. این مدل به مدیران و سیاست گذاران کمک می کند تا با اولویت بندی موانع، راهکارهای بهبود گزارشگری پایداری را طراحی و اجرا کنند.
هوش مصنوعی در حکمرانی و حکمرانی هوش مصنوعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت سریع هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (ML) تأثیر بسزایی بر حکمرانی عمومی داشته و پرسش های مهمی درباره شفافیت، تنظیم گری و مسئولیت پذیری این فناوری ها ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف بررسی دو بعد "حکمرانی هوش مصنوعی" و "حکمرانی بر هوش مصنوعی"، چارچوبی برای مدیریت چالش های ناشی از این فناوری ارائه می دهد. روش تحقیق این مطالعه فراترکیب بوده و ۳۱ پژوهش کلیدی بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ را تحلیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی موجب بهبود دقت تصمیم گیری، بهینه سازی تخصیص منابع و افزایش شفافیت در حکمرانی می شود، اما همزمان چالش هایی مانند مسائل اخلاقی، نظارتی و حقوقی را به همراه دارد. در پاسخ به این چالش ها، این پژوهش یک مدل سه بعدی حکمرانی هوش مصنوعی را پیشنهاد می کند که شامل ابعاد فنی، حقوقی و اخلاقی و خط مشی گذاری عمومی است. نتایج این مطالعه می تواند به سیاست گذاران در تدوین چارچوب های قانونی، طراحی مکانیسم های نظارتی و استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی در حکمرانی عمومی کمک کند. پیشنهاد می شود که دولت ها علاوه بر توسعه زیرساخت های AI، روی شفافیت الگوریتمی و ارتقای پاسخگویی نهادهای تصمیم گیرنده تمرکز کنند.