۱.
این مطالعه با استفاده از مدل شبکه عصبی پرسپترون چندلایه، به بررسی عوامل کلیدی کیفیت خدمات مؤثر بر ارجاع برند مشتریان خطوط هوایی امارات پرداخته است. با تحلیل داده های جامع نظرات و رتبه بندی های مشتریان، اهمیت نسبی ابعاد کیفیت خدمات در شکل دهی ارجاعات مثبت برند مشخص شده است. مدل پرسپترون چندلایه در پیش بینی ارجاعات برند، بر روش های سنتی مانند درخت تصمیم و رگرسیون لجستیک برتری دارد و اثربخشی یادگیری ماشینی پیشرفته را در کشف پویایی های ارجاعات مشتری تأیید می کند. این مدل با شناسایی روابط غیرخطی پیچیده، وابستگی های میان ویژگی های کیفیت خدمات و رفتار مشتری را آشکار می سازد. تحلیل اهمیت ویژگی جایگشت، ارزش درک شده برای پول را به عنوان مهم ترین عامل و سپس خدمات زمینی و عملکرد خدمه کابین را به عنوان محرک های کلیدی معرفی می کند. این بینش ها، خطوط هوایی امارات را در اولویت بندی بهبود خدمات و تقویت وفاداری مشتری هدایت می کنند. رویکرد این پژوهش قابلیت تکرار در صنایع خدماتی دیگر را برای شناسایی اهرم های رفتار مشتری دارد.
۲.
برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» به دلیل ویژگی های خاصشان همواره از ناحیه بحران های مختلف مورد تهدید بوده اند بنابراین مفهوم «تاب آوری برند» اهمیت پیدا کرده است. این تحقیق با درک اهمیت چنین مفهومی نسبت به ارائه چارچوب تاب آوری برند پلتفرم های مبادله ای «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران های برند اقدام کرده است. این پژوهش بر اساس روش کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده و جامعه هدف آن متصدیان و کاربران پلتفرم های «مشتری به مشتری» از یک سو و خبرگان حوزه ارتباطات بحران و مدیریت برند از سوی دیگر بوده اند. نمونه گیری در هر بخش از جامعه هدف با استراتژی های مختلف اعم از هدفمند، در دسترس و گلوله برفی انجام شده است. بر اساس قاعده اشباع نظری 37 نفر حجم نمونه تحقیق را تشکیل دادند. روش مصاحبه مردم نگارانه و مصاحبه با متخصصان به عنوان ابزار جمع آوری داده انتخاب شد و داده ها بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شده است. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که تاب آوری برند پلتفرم های مشتری به مشتری در مواجهه با بحران ها نیازمند «برندسازی تاب آورانه»، «برندرانی تاب آورانه» و «برندبانی تاب آورانه» است. همچنین ساختار بازار، ساختار قانونی و ساختار فرهنگی - سیاسی بر تاب آوری اثر قابل توجه دارد گرچه کنترل این ساختارها در اختیار پلتفرم نیست. چارچوب پیشنهادی این پژوهش با عنوان «مثلث تاب آوری برندهای پلتفرمی مشتری به مشتری» ضرورت وجود بینش تاب آورانه در سراسر چرخه عمر برند را نشان می دهد.
۳.
با توجه به نفوذ و توسعه بانکداری دیجیتال، یکی از اهرم های اساسی در جهت بهبود نقاط تماس برندهای بانک اتکاء به موبایل بانک ها است. از این رو در این پژوهش به منظور بهبود نقاط تماس موبایل بانک ها در جهت شناسایی آسیب ها و دغدغه های جامعه هدف است. جامعه آماری پژوهش کلیه مشتریان شبکه بانکی هستند که در فروشگاه های اینترنتی کافه بازار، مایکت و سیپچه اقدام به دانلود و نصب حداقل یکی ازهمراه بانک های موجود در کشور نموده اند که بر اساس روش نمونه گیری غیر احتمالی و به صورت هدفمند از 8 بانک ملی، سپه، تجارت، صادرات، ملت، پاساگارد، سامان و پارسیان تعداد 548 پیام معنادار و از طریق روش برنامه نویسی پایتون استخراج شدند.. برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای کیفی و با رویکرد تجمعی استفاده شده است. بر اتکا به رویکرد سیستمی نظرات و دغدغه های مشتریان در سه حالت نصب و ورود به برنامه، بعد از نصب و حین استفاده و بعد از استفاده از برنامه، مورد تحلیل قرار گرفته و بررسی شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین آسیب در زمان نصب و ورود به برنامه در همراه بانک های مورد بررسی اشکالات زیرساختی در زمان ورود به برنامه است. بعد از نصب و حین استفاده از همراه بانک، کیفیت و سرعت برنامه، دریافت پیامک برداشت و واریز وجه و رمز پویا در زمان سریع، انتقال خودکار رمز پویا به برنامه و دریافت کارمزد بابت انجام عملیات ساده بانکی و بعداز نصب و استفاده هم شامل خدمات پشتیبانی مناسب، کارایی در بروز رسانی، اضافه شدن تب مربوط به نام واریز کننده و شخص مقصد در زمان انتقال، امکان افتتاح حساب های مختلف به صورت آنلاین و غیرحضوری، ایجاد قابلیت مسدودسازی کارت های مفقودی و ذخیره کارت ها و شماره شبای به عنوان شاخص های پرتکرار شناسایی شدند.
۴.
پژوهش حاضر بر مبنای تئوری خودپنداره برند، تأثیر مستقیم و مثبت دلبستگی به برندهای لوکس را بر قصد خرید مصرف کنندگان نشان می دهد که این تأثیر ناشی از هم خوانی بین خودپنداره برند و انگیزه های مصرف کننده است. روش تحقیق پژوهش فوق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، جزو تحقیقات توصیفی شاخه پیمایشی محسوب می شود و ابزار اصلی آن پرسشنامه استاندارد است. جامعه آماری این پژوهش شامل کاربران صنعت پوشاک و مد با جمعیت نامحدود می باشد؛ به همین دلیل از نرم افزار G*Power برای انتخاب اعضای نمونه استفاده شده و تعداد نمونه معادل 204 نفر محاسبه گردید. با احتساب نرخ پاسخ 70 درصد مورد انتظار، لازم است 292 پرسشنامه بین اعضای جامعه توزیع شود. با توجه به مقیاس اندازه گیری لیکرت، توزیع داده ها در این پژوهش نرمال است. در نهایت، برای تحلیل مدل مفهومی این تحقیق، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد کوواریانس محور در نرم افزار SmartPLS نسخه 4.1.0.3 استفاده می شود. در گذشته، این نرم افزار فقط قادر به اجرای مدل های واریانس محور با حداقل مربعات جزئی بود، اما اکنون به طرز قابل توجهی توانایی اجرای مدل های کوواریانس محور، رگرسیونی و لاجیت را نیز دارد. پس از پایان بررسی ها، یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان 12 فرضیه مطرح شده، تنها فرضیه تأثیر دلبستگی برند لوکس بر قصد خرید مصرف کننده تأیید نشد. بنابراین نتایج این پژوهش می تواند به برندها و بازاریابان در تدوین استراتژی های مؤثر برای جذب و حفظ مشتریان کمک کرده و پیامدهای کاربردی برای طراحی کمپین های بازاریابی در بسترهای اجتماعی را به همراه داشته باشد.
۵.
شخصیت برند به عنوان ابزاری مؤثر برای تمایز در برابر رقبا عمل می کند که برآمده از آغشته کردن برندها با ویژگی های مشابه انسانی توسط مصرف کنندگان است . نتایج این پژوهش می تواند اهمیت ایجاد شخصیت برند را که در ذهن مصرف کنندگان دارای ابعاد مثبتی است، برجسته نماید . این پژوهش با هدف بررسی روابط بین شخصیت برند با تطابق درک شده و پیامدهای آن براساس دو ویژگی نسل مصرف کننده و احساس نوستالژی در مورد برند با روش تجربی مبتنی برسناریو انجام گرفته است . در این راستا، بر جامعه آماری دانشجویان و نمونه گیری طبقه ای تمرکز شده شده و در تعیین حجم نمونه با استناد به پیشینه مطالعه تجربی، تعداد 70 نمونه برای هر سناریو و در کل 280 نمونه انتخاب شده است . پرسشنامه پژوهش از پیشینه نظری اقتباس و همراه با سناریوی متنی و تصویری، اقدام به سنجش متغیرهای مورد مطالعه کرده است . پژوهش با طرح عاملی 2 (نسل: زد و وای) در 2 (برند: نوستالژی و غیرنوستالژی) عملیاتی و داده ها با تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس دو سویه تجزیه و تحلیل شده و نتایج تحلیل رگرسیون نشان داده است که ابعاد شخصیت برند (پنج بعد پیشنهاد شده آکر) بر تطابق برند با مصرف کننده شامل تطابق ارتباطی و عملکردی و همچنین تطابق ارتباطی و عملکردی بر وفاداری و مشغولیت برند، تاثیر مثبت و معناداری دارند . براساس نتایج تحلیل واریانس، نقش نسل مصرف کنندگان معنادار نیست (به استثنای وفاداری برند)، اما نقش نوستالژی یا غیر نوستالژی بودن برند، پشتیبانی شده است . تاثیر تعاملی نسل و نوستالژی بودن برند نیز حمایت نشده است . این پژوهش با تمرکز بر شخصیت برند به ارتباطات عمیق تر بازاریابی پرداخته و به نوبه خود، منابع را برای مطالعات بیشتر غنی و مسیر را برای توسعه دانش بازاریابی فراهم کرده است .
۶.
شهرت برند یک عامل اساسی است که بر فرآیند تصمیم گیری مصرف کنندگان در مورد خرید یک محصول یا خدمت از یک شرکت تأثیر می گذارد و ابزار مؤثری را برای تجسم هر شرکت به عنوان موجودیتی با ارزش فراهم می نماید. ازاین رو، مطالعه عوامل مؤثر بر شکل گیری شهرت دیجیتال برند بسیار مهم است. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تسهیم دانش و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر شهرت دیجیتال برند و ترجیح برند می باشد که نقش میانجی فعالیت های نوآورانه نیز موردبررسی قرار گرفت. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش اجرا توصیفی می باشد.جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان تعدادی از بانک های دولتی و خصوصی شهر اردبیل (بانک های کشاورزی، ملی، مسکن، سپه، ملت، صادرات، پاسارگاد و شهر) می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و فرمول کوکران، تعداد 384 نفر از آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده های موردنیاز بااستفاده از پرسشنامه جمع آوری و بر اساس روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. براساس نتایج مطالعه، تاثیر مثبت تسهیم دانش و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر شهرت دیجیتال برند مورد تائید قرار گرفت. همچنین شهرت دیجیتال برند بر ترجیح برند تأثیری مثبت دارد. ضمن این که نقش میانجی فعالیت های نوآورانه در اثرگذاری تسهیم دانش و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر شهرت دیجیتال برند مورد تائید قرار گرفت.
۷.
هدف پژوهش حاضر شناسایی عناصر پیشایندی و پسایندی مفهوم بخشش برند با استفاده از روش نقشه شناختی فازی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد و از لحاظ نوع شناسی در زمره ی پژوهش های آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه در حوزه ی مدیریت، مدیران منابع انسانی و مدیران بازاریابی است که 30 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تأیید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه می باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. در بخش کیفی این پژوهش، داده های بدست آمده از مصاحبه با استفاده از نرم افزار مکس- کیو- دی- ای و روش کدگذاری تحلیل و پیشایندها و پسایندهای بخشش برند شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی بخشش برند ارائه شد. نتایج پژوهش بیان کننده آن است که عشق به برند، فعالیت های ارزش آفرین و وابستگی به برند به عنوان عوامل موثر بر بخشش برند هستند، همچنین افزایش احتمال خرید مجدد، بهبود قدرت اجتماعی برند و کاهش شکایت از برند از مهم ترین پیامدهای بخشش برند می باشند