۱.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مدیران ماهر بر تصمیمات تامین مالی سرمایه با نقش تعدیل گر محدودیت های تامین مالی و فرصت های رشد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام پژوهش، سه فرضیه اصلی تدوین و 142 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 9 ساله بین سال 1395 تا 1403 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد: مدیران ماهر بر تصمیمات تامین مالی سرمایه تاثیر مستقیم معناداری دارد. همچنین محدودیت های مالی و فرصت های رشد بر رابطه مدیران ماهر و تصمیمات تامین مالی سرمایه تأثیر معناداری دارد.
۲.
ارتباطات سیاسی شرکتها می تواند بر انتخاب حسابرسان تأثیر بگذارد، به طوریکه شرکتها ترجیح می دهند مؤسسات حسابرسی نزدیک به نهادهای حکومتی یا دارای روابط غیررسمی با سیاستمداران را انتخاب کنند تا از بررسی های دقیق مالی اجتناب یا حمایت های سیاسی دریافت کنند. این نفوذ همچنین ممکن است بر اظهارنظر حسابرسان اثرگذار باشد و منجر به تعدیل گزارش ها، پنهان سازی تخلفات، یا ارائه ارزیابی های غیرواقعی برای حفظ منافع شرکت های مرتبط با قدرت شود. این پدیده شفافیت مالی را تضعیف کرده و اعتماد سرمایه گذاران را به خطر می اندازد، بنابراین تقویت استقلال حسابرسان و نظارت مستقل بر این فرآیندها ضروری است. این تحقیق به تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس می پردازد. برای انجام این تحقیق نمونه ای از 101 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در این پژوهش، تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 606 مشاهده برای تحقیق موجود می باشد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون لجستیک است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق نشان دهنده این مطلب می باشد که بین ارتباطات سیاسی با انتخاب حسابرس و اظهار نظر حسابرس رابطه معنی داری به صورت مستقیم وجود دارد.
۳.
در این پژوهش به بررسی تاثیر ویژگی کمیته حسابرسی بر ارزش شرکت با در نظر گرفتن نقش تاخیر گزارش حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران بودند و نمونه آماری از طریق روش حذف سیستماتیک از جامعه آماری انتخاب گردید. نمونه آماری متشکل از 183 شرکت در دوره زمانی 1397 تا 1402 و بر اساس مدل رگرسیونی چندگانه و روش اثرات ثابت مدل ها برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان داد که استقلال کمیته حسابرسی بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معناداری دارد و این تاثیر مثبت و میزان تاثیر 0.41 است. تخصص اعضای کمیته حسابرسی بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیر معناداری دارد و این تاثیر مثبت و میزان تاثیر 0.29 است. تاخیر گزارش حسابرسی نقش تعدیلگر در رابطه بین استقلال کمیته حسابرسی و ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد و این تاثیر کاهنده و میزان آن 0.07- است. تاخیر گزارش حسابرسی نقش تعدیلگر در رابطه بین تخصص اعضای کمیته حسابرسی و ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد و این تاثیر کاهنده و میزان آن 0.07- است. هر چند تاثیر اندازه کمیته حسابرسی بر ارزش شرکت و همچنین نقش تعدیلگر تاخیر گزارش حسابرسی در رابطه بین اندازه کمیته حسابرسی و ارزش شرکت مورد تایید قرار نگرفت.
۴.
در این پژوهش، بررسی رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی با توجه به نقش چرخه عمر در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 816 مشاهده برای دوره پژوهش استفاده شد. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش روش رگرسیون چند متغیره به شیوه پانل دیتا است. نتایج تحقیق نشان داد که بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی رابطه معنی داری به صورت معکوس وجود دارد و چرخه عمر شرکت بر رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی تاثیر دارد، بدین شکل که چرخه عمر شرکتها در مرحله رشد و بلوغ تاثیر معکوس بر رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی دارند اما چرخه عمر شرکتها در مرحله افول تاثیر مستقیم بر رابطه بین برنامه ریزی مالیاتی و نکول مالی دارد؛ یعنی شرکتهای در مرحله رشد و بلوغ برنامه ریزی مالیاتی بهتر و نکول مالی کمتر داشته اند اما شرکتهای در مرحله افول برنامه ریزی مالیاتی ضعیف تر و نکول مالی بیشتری داشته اند.
۵.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر قابلیت های تکنولوژی و استفاده از رسانه های اجتماعی بر عملکرد صادرات با نقش واسطه ای مزیت رقابتی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف یک پژوهش کاربردی و از بعد جمع آوری اطلاعات یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش مدنظر را 158 نفر از کارکنان شرکت دخانیات تشکیل می دهند. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس استفاده شده است. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان تعداد 108 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش، ابزار اندازه گیری، پرسشنامه استاندارد بوده که در آن با استفاده از طیف لیکرت، نظر افراد جمع آوری شده است. پایایی آن که با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده، 897/0 می باشد. همچنین برای اطمینان از روایی ابزار اندازه گیری از نظرات استاد راهنما و همچنین دیگر اساتید گروه آموزشی استفاده شده است. روش های آماری مورد استفاده در این پژوهش آمار توصیفی و آمار استنباطی می باشند. در بخش آمار استنباطی متناسب با نیاز آماری، از آزمون معادلات ساختاری با نرم افزار Smart.pls استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که قابلیت تکنولوژی با ضریب تاثیر 0.73 بیشترین تاثیر را بر عملکرد صادرات دارد.
۶.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر ناک ارایی سرمایه گذاری بر عملکرد پایداری شرکت ها با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده عدم قطعیت سیاست اقتصادی است. ناکارایی سرمایه گذاری به عنوان یکی از عوامل کلیدی در تخصیص ناکارآمد منابع مالی، می تواند بر توانایی شرکت ها در تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تأثیرگذار باشد. این مطالعه از روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره و داده های پنل از شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران طی دوره سال های 1394 تا 1403 و با نمونه مشتمل بر 120 شرکت استفاده کرده است. برای سنجش عملکرد پایداری، ۶۰ شاخص در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی استخراج شد و با استفاده از متغیر موهومی بین صفر و یک اندازه گیری گردید. یافته ها نشان داد که ناکارایی سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد پایداری دارد، به طوری که افزایش ناکارایی در تخصیص سرمایه موجب کاهش توان شرکت ها در اجرای پروژه های مسئولیت اجتماعی و محیط زیستی می شود. همچنین بررسی اثر تعدیل کننده عدم قطعیت سیاست اقتصادی نشان داد که در شرایط بالای عدم قطعیت، اثر منفی ناکارایی سرمایه گذاری بر عملکرد پایداری تشدید می شود. این نتیجه بیانگر اهمیت مدیریت کارآمد سرمایه و توجه ویژه به پروژه های پایداری حتی در شرایط نااطمینانی اقتصادی است. پژوهش حاضر به مدیران و سیاستگذاران توصیه می کند که با بهبود فرآیند سرمایه گذاری، افزایش شفافیت و تخصیص منابع بهینه، ضمن کاهش ناکارایی، عملکرد پایداری شرکت ها را تقویت نمایند. یافته های این مطالعه همچنین می تواند به عنوان مبنای تصمیم گیری در سیاست های اقتصادی و برنامه ریزی بلندمدت شرکت ها مورد استفاده قرار گیرد.
۷.
این پژوهش به بررسی رابطه آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس شواهد بازار سرمایه پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، تحقیقی کاربردی و در زمره تحقیقات توصیفی- همبستگی به شمار می رود. داده های تحقیق برای دوره 10 ساله (۱۳۹۳ لغایت ۱۴۰۲) از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت های بورس اوراق بهادار تهران و در مواردی نیز با استفاده از نرم افزارهای اطلاعاتی ره آورد نوین که حاوی داده های بازار سرمایه ای تهران می باشند، گردآوری می شود. اطلاعات ۱۸۱ شرکت پس از بررسی همه جانبه از جنبه در دسترس بودن اطلاعات آنها پس از جمع آوری، پردازش شد و توسط روش های آمار توصیفی مناسب و هم چنین روش های آماری استنباطی جهت تشخیص نوع داده های ترکیبی و با استفاده از نرم افزار آماری R، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس تحلیل صورت پذیرفته نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها در سطح خطای مورد انتظار پنج درصد نشان داد بین آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت رابطه معنی داری وجود دارد.
۸.
این مطالعه به شناسایی محرک های پذیرش حسابداری مدیریت پایدار در سازمان های بخش عمومی (مورد مطالعه شهرداری های استان تهران) می پردازد. با بهره گیری از چارچوب نظری UTAUT، پیوند میان انتظار عملکرد، انتظار تلاش، قصد استفاده و استفاده واقعی مدل سازی شد. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته در میان کارکنان درگیر در بودجه ریزی، حسابرسی و گزارشگری پایداری گردآوری و پس از تأیید روایی محتوایی توسط خبرگان تحلیل شد. با توجه به ویژگی توزیع داده ها، از همبستگی های ناپارامتریک به همراه مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها نشان می دهد ادراک از سودمندی و سهولت هر دو قصد استفاده از سامانه های حسابداری مدیریت پایدار را تقویت می کنند و قصد استفاده نزدیک ترین پیش بین استفاده واقعی است. در بافت بخش عمومی، سهولت ادراک شده نقش پررنگ تری در شکل دهی قصد دارد؛ امری که بر ارزش فرایندهای کم اصطکاک، راهنمایی های روشن درون سیستمی و رابط های شهودی تأکید می کند. پیامدهای کاربردی شامل طراحی کاربرمحور، آموزش های کوتاه و همسو با وظایف روزمره و داشبوردهایی است که منافع عملیاتی و پایداری را برای تصمیم گیران آشکار می سازد. از منظر نظری، پژوهش حاضر کاربست UTAUT را در زمینه پایداری شهرداری ها تأیید می کند و مسیرهایی برای توسعه مدل با افزودن شرایط تسهیل گر و نفوذ اجتماعی پیشنهاد می دهد.
۹.
اخیراً اهداف توسعه پایدار و استراتژی های سرمایه گذاری به عنوان عوامل کلیدی در افزایش سودآوری سازمان ها و جلب توجه محققان و سیاست گذاران شناخته شده اند. بنابراین، هدف این مطالعه نقش اهداف توسعه پایدار ، دانش مالی و استراتژی های سرمایه گذاری بر سودآوری سازمانی: تأثیر تعدیل کننده حمایت دولت ( مطالعه موردی : شرکت رنگ گل پخش )است. همچنین، این تحقیق به بررسی نقش حمایت دولت در تعامل میان برنامه های سرمایه گذاری، درک مالی و سودآوری سازمان ها می پردازد. برای جمع آوری داده ها و تحلیل قابلیت اطمینان و همبستگی ها، از پرسشنامه های نظرسنجی و نرم افزار اسمارت استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که توسعه پایدار ، استراتژی های سرمایه گذاری و دانش مالی همگی تأثیر قابل توجهی بر سودآوری شرکت ها دارند. همچنین، یافته ها حاکی از آن است که حمایت دولت به طور معناداری در ارتباط میان استراتژی های سرمایه گذاری، دانش مالی و سودآوری سازمان ها مؤثر است. این مطالعه به تنظیم کنندگان کمک می کند تا در توسعه سیاست های مرتبط با توسعه پایدار و استراتژی های سرمایه گذاری در راستای افزایش سودآوری سازمان ها راهنمایی های لازم را ارائه دهند.
۱۰.
با توجه به اهمیت شفافیت و دقت در گزارشگری مالی و نقش روزافزون فناوری اطلاعات در بهبود فرآیندهای مالی، بررسی تأثیر پذیرش فناوری اطلاعات و ریسک حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی از ضرورت بالایی برخوردار است. عدم مدیریت ریسک حسابرسی و استفاده ناکافی از فناوری های نوین می تواند منجر به کاهش دقت، افزایش خطا و کاهش اعتماد ذی نفعان به اطلاعات مالی شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر پذیرش فناوری اطلاعات و ریسک حسابرسی بر گزارشگری مالی و همچنین نقش تعدیل کنندگی ریسک حسابرسی در رابطه میان پذیرش فناوری اطلاعات و گزارشگری مالی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل حسابرسان موسسه های حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار می باشد بود که تعداد آن ها 112 نفر برآورد شد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده و داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد لیکرت پنج گزینه ای در سه ماهه اول سال 1404 گردآوری شد. داده های جمع آوری شده پس از کدگذاری، با بهره گیری از نرم افزار SmartPLS و روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که پذیرش فناوری اطلاعات اثر مثبت و معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی دارد و موجب ارتقای شفافیت، قابلیت اتکا و به موقع بودن اطلاعات مالی می شود. همچنین ریسک حسابرسی اثر منفی و معناداری بر گزارشگری مالی دارد و افزایش ریسک منجر به کاهش کیفیت و شفافیت گزارش ها می گردد. علاوه بر این، ریسک حسابرسی نقش تعدیل کننده ای در رابطه میان پذیرش فناوری اطلاعات و گزارشگری مالی ایفا می کند؛ به طوری که در شرایط ریسک پایین، اثر مثبت فناوری اطلاعات تقویت و در شرایط ریسک بالا کاهش می یابد. نتایج پژوهش تأکید می کند که بهره گیری از فناوری اطلاعات به تنهایی کافی نیست و مدیریت ریسک حسابرسی شرطی اساسی برای بهبود کیفیت گزارشگری مالی محسوب می شود.
۱۱.
هدف این پژوهش مطالعهی بررسی افشای ضعف های کنترل داخلی و خطر دعوای حقوقی حسابرسان میباشد. قابل ذکر است بازده زمانی در این پژوهش محدود به سال های 1393- 1402 می باشد، همچنین این پژوهش دارای یک فرضیه میباشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهشهای کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی میباشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته است و برای تجزیه و تحلیل فرضیهها از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج بدست آمده نشان داد بین افشا ضعف های کنترل داخلی و خطر دعوای حقوقی حسابرسان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
۱۲.
در وضعیت عدم قطعیت سیاست های اقتصادی، بسیاری از تصمیم های جزئی اجرایی معلق خواهند شد. تحت این شرایط جلب اعتماد سرمایه گذار به سختی انجام می گیرد. این پژوهش به روش کمی- استقرایی انجام شده و هدف کلی بررسی اثر عدم قطعیت سیاست اقتصادی بر حمایت از سرمایه گذار؛ و سپس بررسی اثر تعدیلی دارایی نقدی شرکت می باشد. جامعه آماری شامل تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه 1394 الی 1402 به مدت نه سال تمام بود که در مجموع به 1350 سال- مشاهده ختم گردید. تحلیل رگرسیون با نرم افزار ایویز انجام شد. در سطح اطمینان بالای 99 درصد، هر دو فرضیه پژوهش در سطح اطمینان بالای 99 درصد، به صورت منفی و معنی دار به تائید رسیدند. نتیجه نهایی این که فقدان قطعیت سیاست اقتصادی موجب افزایش ریسک عملیاتی و به تبع آن کاهش جذابیت سرمایه گذاری می گردد. بنابراین قطعیت سیاست اقتصادی بر حمایت از سرمایه گذار اثر مثبت و معنی داری داشته و ارزش پول نقد مازاد بر این رابطه اثرگذار است. بالا بودن ارزش دارایی نقدی مازاد موجب اطمینان بیشتر سرمایه گذار شده و به نحوی خنثی کننده نگرانی های ناشی از عدم قطعیت سیاست اقتصادی می باشد. بنابراین بیشتر بودن ارزش دارایی نقدی مازاد موجب تقویت اثر قطعیت سیاست اقتصادی بر حمایت از سرمایه گذار خواهد شد.
۱۳.
هدف از این پژوهش، ارائه و ارزیابی یک چارچوب محاسباتی مبتنی بر رویکرد استدلال مبتنی بر مورد (Case- Based Reasoning: CBR) به منظور تحلیل و سنجش عملکرد کارکنان سازمان های دولتی استان بوشهر است. در این مطالعه تلاش شده است با الگوبرداری از نحوه رفتار انسانی در حل مسائل جدید و تکیه بر تجربه های پیشین، مدلی نظام مند برای پیش بینی و ارزیابی عملکرد نیروی انسانی ارائه گردد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان های دولتی استان بوشهر است که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی تعداد ۱۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه ای طراحی شده بر اساس ماتریس تصمیم گردآوری و اعتبار آن با شاخص های روایی و پایایی ارزیابی شد. فرآیند تحلیل شامل چهار مرحله اصلی بازیابی، بازتولید، بازبینی و نگهداری موارد بوده است. برای تعیین میزان مشابهت نمونه ها، از الگوریتم خوشه بندی K-Means استفاده گردید و سپس میانگین اطلاعات موارد مشابه به عنوان پیش بینی عملکرد مورد هدف تعیین شد. نتایج نشان داد شاخص هایی مانند تعهد و پذیرش مسئولیت، همکاری و کار گروهی، احترام به همکاران، حضور به موقع و آراستگی ظاهری بیشترین تأثیر را در عملکرد کلی کارکنان داشته اند. ارزیابی دقت مدل با شاخص MAEE نشان داد تمامی مقادیر خطا کمتر از ده درصد بوده و بنابراین یافته ها معتبر تلقی می شوند. جمع بندی کلی پژوهش بیانگر آن است که استفاده از روش استدلال مبتنی بر مورد می تواند به عنوان رویکردی نوین، کارآمد و تبیین پذیر برای ارزیابی عملکرد کارکنان در سازمان های دولتی مورد بهره برداری قرار گیرد.
۱۴.
در این پژوهش، به بررسی رابطه بین اقلام تعهدی عادی و مراحل چرخه عمر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده صنعت، اندازه شرکت و رشد شرکت پرداخته شده است. شناسایی عوامل مؤثر بر اقلام تعهدی، به ویژه در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا می تواند به بهبود کیفیت گزارشگری مالی و تصمیم گیری ذینفعان کمک کند. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع تحقیقات همبستگی و با استفاده از رویکرد کمی است. داده های مورد نیاز به صورت اسنادی و با مراجعه به صورت های مالی و گزارش های شرکت ها در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ جمع آوری شده و نمونه ای شامل ۱۴۰ شرکت را در بر می گیرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از روش رگرسیون پنل با استفاده از تکنیک حداقل مربعات عمومی برآورد شده (EGLS) استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین مراحل چرخه عمر شرکت و اقلام تعهدی عادی، رابطه معناداری وجود دارد. به طور خاص، نتایج حاکی از آن است که الگوهای اقلام تعهدی در مراحل ظهور و افول با مراحل رشد و بلوغ تفاوت معناداری دارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که صنعت، اندازه شرکت و رشد شرکت به عنوان عوامل تعدیل کننده در رابطه بین مراحل چرخه عمر شرکت و اقلام تعهدی عادی عمل می کنند و تأثیر این رابطه بسته به ویژگی های صنعت، اندازه و رشد شرکت متفاوت است. این نتایج بر اهمیت در نظر گرفتن مرحله چرخه عمر و عوامل زمینه ای شرکت برای درک بهتر اقلام تعهدی و بهبود ارزیابی کیفیت سود و تصمیم گیری های مرتبط تأکید دارد.
۱۵.
مالیات به عنوان محور اصلی تأمین منابع عمومی و ابزار سیاست گذاری اقتصادی، نقش مهمی در جهت دهی به رشد اقتصادی و توزیع درآمد دارد. در ایران، ساختار نهادی و سیاسی، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی و نقش مؤثر گروه های ذی نفع باعث شده است که تغییرات در خط مشی های مالیاتی پیچیده و چندوجهی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سیاست های مالیاتی و رشد اقتصادی ایران، رویکردی کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون (داده بنیاد) اتخاذ کرده و نقش ذی نفعان در فرآیند تغییر خط مشی های مالیاتی را مورد تحلیل قرار می دهد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان اقتصاد عمومی، مدیران و کارشناسان سازمان امور مالیاتی و نمایندگان بخش خصوصی و نهادهای مدنی گردآوری شد و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که (1) توزیع منافع میان گروه های ذی نفع و توازن قوا، تعیین کننده جهت و سرعت تغییرات مالیاتی است، (2) ناکارآمدی های نهادی، ضعف اطلاعات و مقاومت اجتماعی از موانع اصلی اصلاحات مالیاتی هستند، و (3) سیاست های مالیاتی کارا که مبتنی بر شفافیت، عدالت و مشارکت ذی نفعان طراحی شوند، می توانند منجر به افزایش درآمدهای پایدار و ارتقای رشد اقتصادی شوند. مقاله پیشنهاد می دهد که برای حصول به رشد اقتصادی متکی بر منابع داخلی، سیاست گذاران باید فرآیند خط مشی گذاری را بازطراحی کنند و نقش آموزه ها و ارزش های اجتماعی (از جمله آموزه های اسلامی در بستر ایران) را در قالب چارچوبی عملیاتی مورد توجه قرار دهند.
۱۶.
این تحقیق به تأثیر سودآوری، ساختار سرمایه و افشا اطلاعات آینده نگر بر ریسک سرمایه گذاری می پردازد. برای انجام این تحقیق نمونه ای از 101 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در این پژوهش، تأثیر سودآوری، ساختار سرمایه و افشا اطلاعات آینده نگر بر ریسک سرمایه گذاری برای دوره 1398 الی 1403 صورت گرفت که در مجموع 606 مشاهده برای تحقیق موجود می باشد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون پانل دیتا است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق نشان دهنده این مطلب می باشد که بین سودآوری، ساختار سرمایه و افشای اطلاعات آینده نگر با ریسک سرمایه گذاری رابطه معنی داری به صورت مستقیم وجود دارد.
۱۷.
زمینه: با وجود افزایش تهدیدات زیست محیطی و ضرورت تأمین مالی پایدار برای پروژه های حفاظتی، هنوز سازوکارهای مالی مؤثر مانند ابزارهای مشتقه زیست محیطی به طور نظام مند در مدیریت ریسک های اکولوژیک و حمایت از سرمایه گذاری های پایدار به کار گرفته نشده اند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش و کارکرد ابزارهای مشتقه زیست محیطی در مدیریت ریسک های اکولوژیک و تأمین مالی پایدار پروژه های حفاظتی است. روش: در این راستا، پژوهش حاضر با رویکرد کاربردی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شد و داده ها از طریق توزیع و گردآوری پرسشنامه میان 100 نفر کارشناسان و خبرگان اداره محیط زیست در تهران براساس فرمول کوکران و بصورت تصادفی ساده انتخاب شدند گردآوری و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که ابزارهای مشتقه زیست محیطی تأثیر مثبت و معناداری بر مدیریت ریسک اکولوژیک دارند؛ به گونه ای که استفاده از این ابزارها موجب کاهش نوسانات محیطی، افزایش پیش بینی پذیری و بهبود تصمیم گیری در حوزه سیاست های حفاظتی می شود. همچنین یافته ها حاکی از آن است که ابزارهای مشتقه زیست محیطی تأثیر مثبت و معناداری بر تأمین مالی پایدار دارند و از طریق ایجاد شفافیت در ارزش گذاری دارایی های سبز، کاهش ریسک سرمایه گذاری و تسهیل جریان نقدینگی، موجب تقویت پایداری مالی پروژه های محیط زیستی می گردند. دانش افزایی: بر این اساس، توسعه بازار مشتقات زیست محیطی می تواند به عنوان راهبردی کلیدی در پیوند نظام مالی با اهداف حفاظت از محیط زیست و تحقق توسعه پایدار مورد توجه سیاست گذاران و نهادهای مالی قرار گیرد.
۱۸.
این پژوهش با هدف طراحی و توسعه مدل اعتبارسنجی تعاملی در صنعت لیزینگ ایران انجام شده است تا اثر هم زمان مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت بر ریسک اعتباری مشتریان با دقت بیشتری سنجیده شود. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که ادبیات رایج اعتبارسنجی، چه در قالب مدل های آماری نظیر لاجیت و رگرسیون های کلاسیک و چه در چارچوب کارت های امتیازدهی و روش های یادگیری ماشین، غالباً بر اثرات منفرد متغیرها تکیه دارد و کمتر به برهم کنش های ساختاری میان شاخص های قراردادی توجه کرده است؛ در حالی که تصمیمات اعتباری شرکت های لیزینگ به صورت عملی از ترکیب همزمان پارامترهای مدت و شدت بازپرداخت متاثر می شوند.مطالعه حاضر با رویکردی بومی و تطبیقی نسبت به مدل های معتبر جهانی، تلاش کرده است شکاف مزبور را پوشش دهد و چارچوبی ارائه کند که به طور مشخص بر ضریب تعاملی حاصل ضرب مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت تمرکز دارد.پژوهش حاضر کاربردی و کمی است و داده های ۱۱۳۶ قرارداد لیزینگ فعال در شرکت های ایران خودرو، پارسیان، ملت و کارآفرین طی دوره ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. پس از پاکسازی، اعتبارسنجی و کدگذاری متغیرها، ریسک اعتباری به صورت شاخصی از احتمال نکول و رفتار بازپرداخت عملیاتی سازی شد. روش تحلیل، رگرسیون چندگانه تعدیل شده است که علاوه بر اثرات اصلی مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت، ضریب تعاملی آنها نیز به عنوان شاخص اثر مشترک وارد شد. افزون بر این، کنترل های لازم برای ویژگی های قراردادی و مشتریان در مدل منظور گردید تا برآوردها از سوگیری های متعارف مصون بمانند. یافته ها نشان می دهد مدت قرارداد با ریسک اعتباری رابطه ای مثبت دارد و افزایش طول دوره به طور معنادار احتمال بروز رفتارهای پرریسک را تقویت می کند؛ در مقابل، نرخ بازپرداخت با ریسک اعتباری رابطه ای منفی دارد و شدت بالاتر پرداخت ها به کاهش ریسک منجر می شود. مهم تر آنکه ضریب تعامل میان این دو متغیر به طور معنادار منفی است (β₄ = −0.192، Sig=0.001 )و مدل توانسته است حدود ۶۱ درصد از واریانس ریسک اعتباری را توضیح دهد. این نتیجه به روشنی نشان می دهد که در قراردادهای بلندمدت،تعیین نرخ بازپرداخت بالا قادر است اثر افزایشی مدت بر ریسک را نه تنها جبران، بلکه به طور قابل ملاحظه ای کاهش دهد. به بیان دیگر، اثر ترکیبی «طول × شدت» دارای ماهیتی غیرخطی و سیاست پذیر است و استفاده از الگوهای تعاملی نسبت به ارزیابی جداگانه متغیرها، دقت پیش بینی نکول را افزایش می دهد. از منظر مدیریتی، پیامدهای پژوهش حاکی از آن است که شرکت های لیزینگ باید در طراحی سبد محصولات اعتباری، قیمت گذاری ریسک و تخصیص منابع مالی، به تنظیم هم زمان مدت و نرخ بازپرداخت توجه کنند؛ به ویژه در قراردادهای با دوره های طولانی، سیاست نرخ های بازپرداخت قوی (به همراه ابزارهای انگیزشی و جریمه های رفتاری) می تواند پروفایل ریسک رابه نحو معناداری بهبود دهد. همچنین، پیاده سازی کارت های امتیازدهی با مؤلفه های تعاملی و بازتنظیم مقررات داخلی اعتبارسنجی بر مبنای نتایج این مدل، توصیه می شود. از حیث نوآوری، مدل تعاملی پیشنهادی خلأ مهمی را در ادبیات ایرانی پر می کند و با تکیه بر داده های واقعی صنعت، چارچوبی قابل انتقال برای بهبود دقت پیش بینی و تصمیم گیری اعتباری ارائه می دهد. در نهایت، پیشنهاد می شود مطالعات آتی با افزودن متغیرهای رفتاری، آزمون های پایداری در زیر بازارها و مقایسه با الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، ظرفیت تعمیم و کارایی مدل را بیش از پیش ارزیابی کنند.
۱۹.
هدف این مطالعه تعیین تأثیر کاربرد هوش مصنوعی در پیشگیری از تقلب در صورت های مالی در شرکت های منطقه ویژه پارس جنوبی می باشد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی بوده است و داده های پژوهش که به صورت مقطعی و در نیمه اول سال 1404، از طریق پرسشنامه که بین اعضای نمونه توزیع و در مدت زمان مشخصی جمع آوری گردید و روایی به صورت اعتبار صوری و پایایی داده ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ و تحلیل رگرسیونی آن پرداخته شد. در همین راستا جامعه آماری، شرکت های منطقه ویژه پارس جنوبی می باشد و نمونه آماری نیز شامل 136 نفر از کلیه حسابرسان داخلی، مستقل و کارشناسان مالی فعال در شرکت می باشند که با استفاده از روش جدول مورگان انتخاب شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که کاربرد هوش مصنوعی در پیشگیری از تقلب در صورت های مالی در شرکت های منطقه ویژه پارس جنوبی تأثیر معناداری دارد. بنابراین، فشارها، فرصتها و منطقی سازی کاربرد هوش مصنوعی باعث کاهش تقلب در صورتهای مالی میشود و نقش مثبتی بر عملکرد کلی و کیفیت گزارشگری مالی شرکت ایجاد میکند.
۲۰.
در سال های اخیر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های کلیدی در تحول دیجیتال بخش مالی مطرح شده است. شرکت های لیزینگ، به عنوان نهادهای میانجی مالی فعال در تأمین سرمایه گذاری های بلندمدت، با چالش های متعددی در زمینه های ارزیابی اعتبار، پیش بینی ریسک های مالی و بهینه سازی عملیات روبه رو هستند. این پژوهش با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) و با استفاده از داده های شبیه سازی شده مبتنی بر روش مونت کارلو (۱۰,۰۰۰ تکرار)، نقش هوش مصنوعی در ارتقای عملکرد عملیاتی و مدیریت ریسک در شرکت های لیزینگ را بررسی کرد. یافته های کیفی حاصل از مصاحبه با ۱۰ خبره، سه تم اصلی را آشکار ساخت: چالش های ساختاری در عملکرد، نیاز به سیستم های هوشمند مدیریت ریسک، و بارزگری فناوری هوش مصنوعی. بر این اساس، داده های کمّی شبیه سازی شده نشان داد که استقرار هوش مصنوعی، زمان تصمیم گیری را ۶۴٪ (از ۱۴ روز به ۵ روز)، هزینه های عملیاتی را ۱۸٪ کاهش و دقت پیش بینی نکول را از ۷۲٪ به ۸۹٪ افزایش می دهد. همچنین، ریسک تقلب ۶۶٪ کاهش یافت. آزمون های آماری صورت گرفته تأیید کرد که تمام تفاوت ها از نظر آماری بسیار معنادار هستند. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که «هماهنگی در زمان واقعی» و «یکپارچه سازی داده» به ترتیب قوی ترین پیش بین های عملکرد عملیاتی و مدیریت ریسک هستند.