۱.
بررسی ریسک در صنعت بانکداری نه تنها برای حفظ سلامت مالی بانک ها حیاتی است، بلکه، به ایجاد اعتماد در بازار های مالی و حفاظت از منافع مشتریان نیز، کمک می کند. لذا، هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل تاثیرگذار بر ریسک نقدینگی، ریسک اعتباری، ریسک عملیاتی و ریسک بازار در صنعت بانکداری است. در راستای دستیابی به این هدف، نمونه ای شامل 25 نفر از خبرگان بانکی طی مهر ماه سال 1403 بااستفاده از روش گلوله برفی انتخاب و داده های مورد نظر از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شدند؛ سپس، از طریق تحلیل تم و بااستفاده از نرم افزار مکس کیو دا، نظرات خبرگان مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد از بعد های مختلفی ازجمله مشخصات کلان، ویژگی های محیطی و مشخصات مالی، به ریسک در صنعت بانکداری توجه شده است که برخی ریسک ها مختص محیط ایران بوده و در رتبه بندی دنیا مورد بررسی قرار نگرفته است. باتوجه به اینکه موسسات رتبه بندی داخلی تاکنون رتبه اعتباری بانک ها را اعلام ننموده اند، نتایج حاصل از پژوهش می تواند جهت تعیین شاخص های اثرگذار در تعین رتبه اعتباری بانک ها مورد توجه قرار گیرد.
۲.
براساس نظریه های عدم تقارن اطلاعاتی و نمایندگی، این پژوهش به بررسی اثر مالکیت دولت بر رابطه بین ریسک جریان نقد آزاد شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها پرداخته است. به منظور تعیین حجم نمونه از روش غربالگری منظم استفاده شد و 129 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی هشت ساله 1394 تا 1401 انتخاب گشت. پس از بررسی فرض های رگرسیون چند متغیره، با کمک الگوی داده های تابلویی با اثرات ثابت، فرضیه ها آزمون شده است. نتایج نشان داد ریسک جریان نقد آزاد شرکت با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها رابطه مثبت و معنی دار و عدم تقارن اطلاعاتی با خطای ارزش گذاری سهام شرکت ها رابطه مثبت و معنی داری دارد. به علاوه مالکیت دولتی، این روابط مثبت را تشدید می کند. بنابراین، تأثیر مالکیت دولت بر خطای ارزش گذاری سهام با توجه به محیط و شرایط نظیر شیوه های حاکمیتی، خطرات مداخله دولت، انگیزه های سیاسی، کاهش شفافیت و ناکارآمدی در تخصیص منابع، متفاوت است. تقویت چارچوب های راهبری شرکتی و پاسخ گویی، تفکیک نقش های مالکیتی و نظارتی و الزام به رعایت استانداردهای شفافیت و افشا برای تقلیل عدم تقارن اطلاعات، کاهش اثرات منفی مالکیت دولتی بر ریسک جریان نقد آزاد و کاهش خطای ارزش گذاری سهام ضروری است.
۳.
انتشار اوراق بیمه اتکایی به عنوان یکی از ابزارهای نوین مدیریت ریسک، امکان انتقال بخشی از ریسک های شرکت های بیمه گر به بازار سرمایه را فراهم می کند. این ابزار نه تنها موجب افزایش ظرفیت بیمه گری و کاهش آسیب پذیری در برابر خسارات بزرگ می شود، بلکه می تواند به تنوع بخشی ابزارهای مالی در بازار سرمایه کمک کند. باوجود تصویب دستورالعمل انتشار اوراق بیمه اتکایی در سازمان بورس و اوراق بهادار، تاکنون این اوراق در بازار سرمایه ایران به دلیل وجود چالش های متعدد منتشر نشده است؛ بنابراین مسئله اصلی پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل چالش های انتشار اوراق بیمه اتکایی در بازار سرمایه ایران است. این پژوهش تلاش دارد شکاف پژوهشی موجود در این حوزه که ناشی از کمبود مطالعات بومی و جامع درباره چالش ها و راهکارهای مرتبط است را پر کند. در این پژوهش داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 خبره جمع آوری و به روش نگاشت شناختی تحلیل شدند. نتایج پژوهش گویای 9 چالش کلیدی در انتشار اوراق بیمه اتکایی است که عبارت اند از: ابهام در شیوه سرمایه گذاری منابع، عدم جذابیت اوراق برای سرمایه گذاران، عدم انتفاع بیمه گر از عملیات انتشار اوراق، عدم توجیه پرداخت سود میان دوره ای، عدم توجیه استفاده از اختیار تبعی در اوراق، ایجاد محدودیت برای سرمایه گذاران نهادی، لزوم جداسازی منابع حاصل از انتشار از سایر حساب های بانی، عدم تطابق سررسید بیمه نامه ها با سررسید اوراق و عدم توجه به رتبه بندی اعتباری اوراق
۴.
شرکت ها با هدف ارزش آفرینی بیشتر و افزایش سهم خود از بازار با یکدیگر رقابت می کنند و یکی از الزامات موفقیت در بازار رقابتی، استفاده کارا و اثربخش از منابع شرکت است که به توانمندی و عملکرد مدیریت شرکت بستگی دارد؛ مدیریت کارآمد، توانایى استفاده بهینه از منابع موجود را در فرآیند تحقق اهداف سازمانى دارد. علاوه بر این، ویژگی ها و شایستگی های مدیریتی می تواند امکان به کارگیری بهینه راهبردهای متناسب با هر کدام از مراحل چرخه عمر شرکت را فراهم کند. بنابراین، در این پژوهش تأثیر ویژگی های مدیریت بر کارایی سرمایه گذاری شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده و نقش تعدیلی چرخه عمر شرکت بر این رابطه مورد توجه قرار گرفته است. از نظر هدف، نوع پژوهش کاربردی است. از نظر جمع آوری داده نیز، جزو پژوهش های توصیفی-همبستگی محسوب می شود. برای انتخاب حجم نمونه رویکرد غربالگری به کار گرفته شد که در نهایت، 152 شرکت بین سال های 1396 تا 1401 (دوره زمانی شش ساله) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش، از تحصیلات مدیرعامل، دوگانگی وظیفه مدیرعامل، جنسیت مدیران و تجربه مدیرعامل به عنوان ویژگی های مدیریت استفاده شده است. به منظور آزمون فرضیه ها با به کارگیری داده های تابلویی و روش برآورد اثرات ثابت از رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر در سطح اطمینان 95 درصد نشان داد تحصیلات مدیرعامل و تجربه مدیرعامل بر کارایی سرمایه گذاری شرکت تأثیر معنی داری دارند و چرخه عمر شرکت این روابط را تعدیل می کند؛ اما در حالی که دوگانگی وظیفه مدیرعامل و جنسیت مدیران بر کارایی سرمایه گذاری شرکت تأثیر معنی داری دارند، چرخه عمر شرکت تأثیر بااهمیتی بر این روابط ندارد. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت، همه ویژگی های مدیریتی مورد بررسی بر عملکرد شرکت، موفقیت آن و ارزش شرکت تأثیر دارند، اما شدت اثر برخی از آن ها در چرخه عمر شرکت تعدیل می شود.
۵.
صنعت بانکداری یکی از مهم ترین بخش های اقتصاد کشورهای درحال توسعه است و این کشورها برای حفظ ثبات اقتصادی و حرکت به سمت پیشرفت، نیاز به سیستم بانکی کارا دارند. هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر کارایی بانک های عضو بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش تأثیر متغیرهای حاکمیت شرکتی، مدیریت ریسک، اندازه بانک، بازده حقوق صاحبان سهام، اهرم مالی، شرایط کلان اقتصادی و ساختار بازار بانک بر کارایی بانک های خصوصی بررسی شد ه است. جامعه آماری این پژوهش شامل 11 بانک عضو بورس تهران و فرابورس ایران در دوره زمانی 1401-1391 است. اطلاعات مورد نیاز از گزارش ها تلفیقی حسابرسی شده منتشره بانک ها در سایت کدال و سایت بانک مرکزی ایران استخراج شده است. در این پژوهش ابتدا امتیاز کارایی با کمک نرم افزار DEAPv2,1 به دست آمد. سپس، تأثیر متغیرهای پژوهش بر کارایی با کمک مدل رگرسیون لاجیت و پروبیت و زبان آماری R و نرم افزار RStudio بررسی شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد متغیرهای حاکمیت شرکتی، مدیریت ریسک و بازده حقوق صاحبان سهام بر کارایی بانک های عضو بورس اوراق بهادار تهران تاثیر مثبت و معنی دار و متغیر های اندازه بانک، اهرم مالی، شرایط کلان اقتصادی و سهم بازار بانک به صورت معنی داری تأثیر منفی بر کارایی بانک های عضو بورس اوراق بهادار تهران دارند
۶.
معامله گران و سرمایه گذاران همواره به دنبال کسب سود بیشتر و یا کنترل ریسک های مرتبط با سرمایه گذاری های خود هستند. از دهه های گذشته، ابزارهای مختلفی برای دستیابی به این اهداف، توسعه یافته است. در این راستا، معاملات الگوریتمی به عنوان یکی از روش های برجسته در بازارهای مالی شناخته می شود که درصد قابل توجهی از معاملات بازار سهام ایالات متحده و سایر نقاط جهان را شامل می شود. این نوع معاملات بر اساس برنامه ها و الگوریتم های از پیش تعیین شده انجام می گیرد. تحلیل فنی و ابزارهای وابسته به قیمت های تاریخی مانند اندیکاتور و توابع قیمتی نوعی از این فیلتر ها و شرایط تعیین کننده ورود و خروج به یک دارایی مانند سهام است. میانگین های متحرک و استراتژی های برگرفته از آن ها همواره مورد توجه معامله گران و سرمایه گذاران در بازارهای مختلف بوده است. در این پژوهش، به بررسی سودآوری و عملکرد میانگین های متحرک روزانه و درون روزی با در نظر گرفتن دو پارادایم و رژیم متفاوت بازار شامل رونق و رکود همراه با 11 سنجه عملکرد پرداخته شده است و پس از آن یک اندیکاتور روندسنج دیگری به نام شاخص جهت دار میانگین با استراتژی میانگین های متحرک درون روزی ترکیب شد. در پیاده سازی این استراتژی، علاوه بر خریدوفروش صندوق های سرمایه گذاری، از نرخ بدون ریسک هم می توان بهره برد و هزینه معاملاتی نیز، در نظر گرفته شده است. در پژوهش حاضر، علاوه بر 3 استراتژی میانگین های متحرک روزانه، میانگین های متحرک درون روزی و میانگین های متحرک دورن روزی با فیلتر شاخص جهت دار میانگین، از استراتژی خرید و نگهداری نیز، استفاده شده است، تا یک مقایسه جامع بین استراتژی های مختلف صورت گیرد. نتایج پژوهش، نشان می دهد در رژیم های رونق، استراتژی میانگین های متحرک روزانه و در رژیم های رکودی استراتژی میانگین های متحرک درون روزی با فیلتر شاخص جهت دار میانگین بهترین عملکرد را خواهند داشت.
۷.
هدف این پژوهش، مقایسه رویکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش جمع آوری داده ها، در دسته تحقیقات غیرآزمایشی قرار می گیرد و روابط بین متغیرها را بررسی و توصیف می کند و در نهایت، یک مدل ارائه می دهد که با استفاده از روش استقرایی قابل تعمیم به کل جامعه آماری خواهد بود. در این تحقیق، برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شده است و با مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار، داده های شرکت های نمونه جمع آوری شده است. با استفاده از روش حذف سیستماتیک، 150 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای توصیف و خلاصه داده های جمع آوری شده، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش های غیرخطی مانند درخت تصمیم گیری و شبکه های عصبی استفاده و برای تایید یا رد فرضیه های تحقیق، از نرم افزارهای Excel 2016، Weka 9 و Matlab 2019 استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که الگوریتم های یادگیری ماشین مانند درخت تصمیم گیری و شبکه های عصبی، توانایی بالایی در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی دارند. همچنین، توانایی این الگوریتم ها از لحاظ آماری برابر است و تفاوت معنی داری بین آن ها مشاهده نشده است
۸.
در این پژوهش به بررسی تاثیر عوامل اقتصادی و اجتماعی بر وسواس و نگرانی مالی سرمایه گذاران فعال در بازار سرمایه پرداخته شده است. نگرانی شناختی و احساسی مالی، تفکر مکرر و منفی در مورد عدم اطمینان از وضعیت مالی آتی فرد تعریف می شود؛ در حالی که وسواس فکری به تفکر تکراری، منفعلانه و بدبینانه درباره دلایل و عواقب احتمالی نگرانی های مالی فرد اشاره دارد. برای سنجش این تاثیرات بر اساس مستندات علمی معتبر موجود، متغیرهای مستقل این پژوهش شامل تغیرات مثبت مالی در گذشته، دستیابی به اهداف مالی و سرمایه گذاری در زمان حال و درنهایت، ادراک تغیرات مثبت در آینده انتخاب و متغیر وابسته نیز، وسواس و نگرانی شناختی و احساسی مالی و همچنین، متغیر عوامل اجتماعی به عنوان متغیر تعدیل گر در نظر گرفته شده است. در این پژوهش، از آزمون تحلیل عاملی تاییدی و سپس، از مدل معادلات ساختاری برای تحلیل اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه توزیع شده بین فعالان بازار سرمایه استفاده شده و نهایتاً هر شش فرضیه مورد تایید قرار گرفته است. مهم ترین نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، اثبات نقش تعدیل گری عوامل اجتماعی بر رابطه دستیابی به اهداف مالی و سرمایه گذاری در زمان حال، بر نگرانی شناختی و احساسی مالی و همچنین، وسواس شناختی و احساسی مالی است.