آرمین خالقی فرقانی

آرمین خالقی فرقانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های بهره وری سبز در شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهره وری سبز شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
صنعت مواد غذایی و به تبع آن شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی تولیدی به عنوان یکی از صنایع آلوده کننده محیط زیست محسوب می شوند. بهره وری سبز استراتژی کاربرد روش ها، فناوری ها و سیستم های مدیریتی خاص برای تولید کالا و خدمات سازگار با محیط زیست است. اگر چه بهره وری سبز در صنایع غذایی می تواند نتایج ارزشمندی خلق نماید، هم اکنون شناختی از شاخص های پر اهمیت و متناسب با این صنعت برای ارزیابی شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی موجود نیست. پژوهش حاضر به دنبال آن است تا به شناسایی و اولویت بندی شاخص های بهره وری سبز برای شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی استان تهران بپردازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است. بر اساس مطالعات کتابخانه ای و میدانی و کسب نظر خبرگان، شاخص های اصلی شامل مدیریت پسماند، مدیریت آلودگی صوتی، مواد فرآیند تولید، مدیریت مصرف آب، مدیریت مصرف انرژی، مدیریت آلودگی هوا، قوانین و سرمایه گذاری زیست محیطی، فرهنگ سازی، مسئولیت اجتماعی، سطح تکنولوژی فرآیند انتخاب شدند. وزن دهی این شاخص ها در شرکت های دانش بنیان صنایع غذایی استان تهران به روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از نرم افزار Expert Choice نشان داد که معیارهای مدیریت پسماند، مدیریت مصرف آب، مدیریت مصرف انرژی، مدیریت آلودگی هوا بیشترین اهمیت را در رتبه بندی شرکت های صنایع غذایی استان تهران دارند. بر این اساس پیشنهاد شد در ارزیابی و ممیزی شرکت های دانش بنیان و ارایه تسهیلات به آنها به شاخص های بهره وری سبز توجه شود و به قوانین و سرمایه گذاری زیست محیطی، مدیریت سبز و داشتن تیم بهره وری سبز در شرکت های دانش بنیان اهمیت بیشتری داده شود.
۲.

بررسی تأثیر قابلیت های دیجیتال، شبکه ای و نوآوری بر چابکی و عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط با نقش تعدیل گر منابع مالی در دسترس کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عملکرد نوآوری قابلیت های فناوری اطلاعات منابع مالی آزاد چابکی سازمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: محیط کسب‌وکار ایران با عدم قطعیت‌ها و تلاطم‌های خاصی همراه است. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در این محیط برای بقا و رشد به قابلیت‌ها و توانمندی‌هایی نیاز دارند که شناخت آن‌ها می‌تواند به بهبود عملکرد کمک کند. لذا، هدف این پژوهش بررسی تأثیر قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه‌های خارجی و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی و ارتباط آن با عملکرد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل‌گر منابع مالی در دسترس کارآفرین بر رابطه عوامل مؤثر بر چابکی می‌پردازد. این پژوهش تلاش می‌کند تا مدلی مفهومی برای چابکی و عوامل اثرگذار بر آن ارائه دهد. نتایج این تحقیق می‌تواند برای کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای کوچک و متوسط مفید باشد. روش‌شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت‌های کوچک و متوسط در شهر تهران با تعداد کارکنان بین ۱۰ تا ۲۴۹ نفر بود. پرسشنامه آنلاین به بنیان‌گذاران، مدیران ارشد یا اعضای هیئت‌مدیره ۳۵۰ شرکت ارسال شد و در نهایت، ۲۰۷ پرسشنامه صحیح و کامل جمع‌آوری گردید. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های استانداردی است که متغیرهای پژوهش شامل قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی، ظرفیت نوآوری، چابکی سازمانی، عملکرد و منابع مالی در دسترس کارآفرین را اندازه‌گیری کرد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SmartPLS و SPSS انجام شد. یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که قابلیت‌های فناوری دیجیتال، شبکه روابط خارجی و ظرفیت نوآوری در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی سازمانی دارد. افزون بر این، چابکی سازمانی بر عملکرد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأثیر مثبتی دارد. یافته‌های این پژوهش از نقش تعدیل‌گری منابع مالی در دسترس کارآفرین در رابطه میان قابلیت‌های فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی سازمانی حکایت دارد. نتیجه‌گیری / دستاوردها: این پژوهش بر اهمیت تقویت قابلیت‌های فناوری‌های دیجیتال، شبکه روابط خارجی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و ظرفیت نوآوری آن‌ها تأکید دارد. از سوی دیگر، منابع مالی در دسترس کارآفرین را در این نوع از کسب‌وکارها برای بهبود تأثیرگذاری قابلیت‌های فناوری دیجیتال و ظرفیت نوآوری بر چابکی توصیه می‌نماید که یافته‌ای جدید در این حوزه به‌شمار می‌رود. در واقع، کارآفرینان برای تبدیل بهتر قابلیت‌های دیجیتال و ظرفیت نوآوری به چابکی نیاز به دسترسی به منابع مالی مازادی دارند که به‌سرعت برای اجرای تصمیمات آن‌ها در اختیارشان باشد. دستاوردهای این پژوهش از یک‌سو برای کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای کوچک و متوسط قابل استفاده است تا بتوانند قابلیت‌های مورد نیاز برای چابکی و عملکرد بهتر را در کسب‌وکار خود ایجاد نمایند و از سوی دیگر، به سیاست‌گذاران ایده‌هایی برای بهبود عملکرد و چابکی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در محیط پرتلاطم و پیچیده کسب‌وکار ایران ارائه می‌کند.
۳.

شناسایی چالش های همکاری شتاب دهنده ها و کسب وکارهای نوپای دیجیتال در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کسب وکارهای نوپای دیجیتال شتاب دهنده موانع همکاری زیست بوم کارآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
شتاب دهنده های کسب وکارها به عنوان یکی از بازیگران زیست بوم کارآفرینی، نقشی اساسی در رشد و توسعه ی کسب وکارهای نوپا به ویژه کسب وکارهای نوپای دیجیتال ایفا می کنند. آن ها با ارائه منابع ضروری نظیر حمایت مالی، مشاوره و فرصت های شبکه سازی به کسب وکارها در مراحل اولیه شکل گیری کمک می نمایند. علی رغم مزایایی که شتاب دهنده ها ارائه می دهند، عوامل مختلفی می توانند در فرایند همکاری مؤثر با کسب وکارهای نوپا چالش هایی را ایجاد نمایند. این چالش ها روند شتاب دهی را پیچیده می کنند، که برای مقیاس پذیری و موفقیت کسب وکارهای نوپا حیاتی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش های همکاری میان شتاب دهنده ها و کسب وکارهای نوپای دیجیتال در زیست بوم کارآفرینی ایران انجام پذیرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع پژوهش های توسعه ای-کاربردی و به لحاظ رویکرد، پژوهش اکتشافی کوچک مقیاس با رویکرد قیاسی است. این تحقیق از نوع کیفی است و با استفاده از رویکرد تفسیری صورت پذیرفته است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه های عمیق با 12 نفر از مدیران شتاب دهنده ها و کسب وکارهای نوپای دیجیتال که در فرایند شتاب دهی شرکت داشته اند و سپس تحلیل پاسخ ها به روش تحلیل مضمون انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که چالش های همکاری میان شتاب دهنده ها و کسب وکارهای نوپای دیجیتال را می توان در چهار دسته اصلی موانع داخلی شتاب دهنده ها (23 مورد)، موانع درونی کسب وکارهای نوپای دیجیتال (10 مورد)، موانع رابطه ای (11 مورد) و موانع محیطی (5 مورد) طبقه بندی نمود. با شناخت این موانع و تلاش در جهت رفع آن ها، شتاب دهنده ها می توانند اثربخشی خود را افزایش دهند و در نتیجه همکاری های بهتری با کسب وکارهای نوپا داشته باشند و به توسعه زیست بوم کارآفرینی ایران کمک نمایند.
۴.

بررسی تأثیر مدیریت دانش و گرایش کارآفرینانه بر انتقال فناوری میان صنعت و دانشگاه (نمونه پژوهش: شرکت زامیاد و دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش انتقال فناوری گرایش کارآفرینانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۳۳۷
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت دانش بر انتقال فناوری با در نظر گرفتن متغیر میانجی گرایش کارآفرینانه است. این پژوهش تحقیقی کاربردی، با رویکرد کمی و از نوع توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری از دو بخش صنعت و دانشگاه تشکیل شده است که شرکت زامیاد و دانشگاه تهران به عنوان موردمطالعه انتخاب شدند. بدین ترتیب بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با کمک فرمول کوکران، کارشناسان مطلع شرکت زامیاد که تعداد آن ها 180 نفر بود نمونه گیری شده و در نهایت تعداد 123 نفر در بخش صنعت و 111 نفر از دانشکده های دانشگاه تهران تعیین گردید. داده ها به کمک پرسشنامه استاندارد نیومن و همکاران (مدیریت دانش)، والتر و همکاران (گرایش کارآفرینانه) و راجرز و همکاران (انتقال فناوری) گردآوری شدند. روایی صوری پرسشنامه از طریق اظهارنظر خبرگان دانشگاهی تائید گردید. برای محاسبه پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ به کار برده شد (خلق دانش: 741/0، نگهداری از دانش: 738/0، تبدیل دانش: 726/0، به کارگیری دانش:781/0 ، گرایش کارآفرینانه: 853/0و انتقال فناوری:866/0) و بالاتر بودن تمامی ضرایب از 0.7 نشان دهنده آن است که ابزار اندازه گیری استفاده شده پایایی قابل قبولی دارد. برای بررسی همه جانبه مدل مفهومی ارائه شده از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار LISREL برای سنجش برازش مدل های اندازه گیری مربوط به سازه های تحقیق به کار برده شده است؛ همچنین آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون با استفاده از SPSS نیز برای آزمودن روابط و تأثیر متغیرها به کار گرفته شده است. در نهایت نرم افزار AMOS جهت آزمودن فرضیه های اصلی تحقیق استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که رابطه مثبت و معناداری میان مدیریت دانش و انتقال فناوری وجود داشته و همچنین مدیریت دانش از طریق تأثیر بر گرایش کارآفرینانه نیز بر انتقال فناوری تأثیر می گذارد؛ بنابراین سازمان ها می توانند با تکمیل چرخه مدیریت دانش و تلاش در جهت ارتقا و نهادینه سازی گرایش کارآفرینانه، انتقال فناوری ایجاد شده در دانشگاه ها را به شکل مناسب تری به انجام رسانند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان