فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش شناخت رابطه بین عوامل اجتماعی - اقتصادی مؤثر بر اعتراضات سیاسی شهروندان اصفهانی بود. این پژوهش از نظر ماهیت و محتوا به صورت توصیفی-تحلیلی از شاخه پیمایشی، از لحاظ هدف کاربردی از نوع مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش شهروندان ساکن شهر اصفهان بودند که 384 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعت پرسشنامه استاندارد بود که روایی و پایایی آنها مورد بررسی و تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون و توسط نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین استفاده از شبکه های اجتماعی، ضعف حوزه عمومی، عدم نشاط اجتماعی، ناامیدی نسبت به آینده، گرانی، بیکاری، فساد مالی، نارضایتی اقتصادی، احساس محرومیت نسبی با اعتراضات سیاسی رابطه مثبت و بین دینداری و اعتماد سیاسی با اعتراضات سیاسی رابطه منفی وجود دارد. همچنین محرومیت نسبی، گرانی، ناامیدی نسبت به آینده، عدم نشاط اجتماعی و ضعف حوزه عمومی به صورت مثبت و دینداری به صورت منفی اعتراضات سیاسی شهروندان اصفهان را پیش بینی می نمایند.
راهبردهای آیت الله خامنه ای در مقابله با جنگ ترکیبی (تحلیل اغتشاشات سال ۱۴۰۱)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
127 - 163
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تمرکز بر اغتشاشات سال 1401، به بررسی راهبردهای آیت الله خامنه ای در مقابله با جنگ ترکیبی می پردازد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل راهبردهایی است که بتوانند در جلوگیری از تأثیرات منفی جنگ ترکیبی، کارا باشند. با توجه به پیچیدگی های روزافزون امنیت داخلی در دنیای معاصر و استفاده گسترده از جنگ های ترکیبی که شامل تهدیدات نظامی، تحریم اقتصادی و جنگ شناختی می شود، فهم دقیق و ارزیابی راهبردهای مؤثر برای مقابله با این تهدیدات، اهمیت ویژه ای دارد. تحلیل اغتشاشات سال ۱۴۰۱ نشان دهنده یک مورد مطالعه ارزشمند از این پدیده است. در این پژوهش با استفاده از تحلیل مضمون به بررسی داده های کیفی پرداخته شده است. این روش با استخراج و تحلیل مضامین کلیدی از داده ها، امکان شناسایی الگوها و راهبردهای نهفته را فراهم می آورد. همچنین از ابزار مکس کیودا (MAXQDA2020) جهت کدگذاری و ساخت شبکه مضامین استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که آیت الله خامنه ای با تأکید بر تقویت همبستگی ملی و توجه ویژه به هوشیاری عمومی، راهبردهایی جامع برای مقابله با جنگ ترکیبی در اغتشاشات سال ۱۴۰۱ ارائه کرده اند. ایشان با اشاره به نقشه های دشمن در زمینه ایجاد یأس و ناامیدی و تلاش برای تغییر عقاید مردم، همگان را به وحدت و استقامت فراخواندند و در مواجهه با بهره گیری دشمن از رسانه ها برای تأثیرگذاری بر احساسات جوانان، بر ضرورت مقابله هوشیارانه و اطلاع رسانی دقیق تأکید کردند. ایشان نقش جوانان و زنان را در حفظ مقاومت و استحکام فرهنگی برجسته ساخته و نیروهای مسلح و بسیج را به عنوان حافظان امنیت و نظم، تقویت نمودند.
تبیین تحلیل گفتمانی حرام سیاسی در اندیشه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵)
165 - 200
حوزههای تخصصی:
طی سخنرانی آیت الله خامنه ای در تاریخ 15/01/1402، مفهوم جدیدی در سپهر اندیشه ای ایران به نام «حرام سیاسی» ابداع و تولید شد. پژوهش حاضر در پیِ فهم معنایی و ارتباط آن با بستر جامعه و مراد گوینده در کاربست اجتماعی این راهبرد زبانی است. سؤال پژوهش حاضر این است که مفهوم حرام سیاسی و بستر و بافت پدیدآورنده این مفهوم چیست؟ بنابر این با استفاده از رویکرد انتقادی و با ارائه مستندات و ذکر شواهد، سعی شده این مفروض اثبات گردد که حرام سیاسی در اندیشه آیت الله خامنه ای بر اساس اصول و مقاصد شرعی و منافع ملی تعریف می شود و به عنوان یک مکانیسم اخلاقی و قانونی جهت بسط و تقویت جامعه توحیدی و تسهیل کننده اجرای شریعت در بطن جامعه می باشد. رویکرد پژوهشی حاضر بر مبنای تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و در سه مرحله جمع بندی گردیده است: مرحله «توصیف»، مرحله «پرکتیس گفتمانی» و مرحله «پرکتیس اجتماعی». نتایج تحقیق نشان می دهد که حرام سیاسی در اندیشه آیت الله خامنه ای یک گفتمان انتقادی است که با گفتمان های دیگر مانند اسلام سیاسی یا فقاهتی و جمهوریت ارتباط معناداری دارد و با دال هایی همچون جامعه توحیدی، امر به معروف و نهی از منکر، آزادی، امنیت، منافع ملی و هویت ملی مرتبط است؛ همچنین از این مفهوم سازی برای مقابله با چالش ها و تهدیدهای داخلی و خارجی استفاده می شود.
The Impact of Urban Diplomacy Basic Strategies on Completion of Global City Indicators(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۴ , ۲۰۲۴
117 - 129
حوزههای تخصصی:
Apparently only during the recent years the governments have discerned urban diplomacy capacity exploitation planned for substantial administration and management in various areas and scopes of cultural, crafts, scientific, sports, economic, industrial, tourism or peace and security. Thereupon, the impact of urban diplomacy basic strategies upon completion of global city indicators can further be studied in compliance with scholars such as Hubbard al (2007), Pluijim (2007), Brown (2002) intellectual consensus. In this survey, urban diplomacy has additionally been examined based on six main principles: - a) urban security, b) urban development, c) urban economy, d) urban net-works, e) urban representative, and f) urban culture. In procedure, urban diplomacy can methodical-ly be reviewed within the two contexts of urban international cooperation: - i) sister cities relations and multilateral cooperation and, ii) membership and activities of international institutions and or-ganizations in urban management. Yet still, the most significant index of cities entry to global cities Jirga desideratum urban security to assure psychological security, life safety and financial security and furthermore, consider tourists and investors credence, hitherto, adjoin global city contributing to cities network such that in spite of time expedient could withstand action and reaction of events and be effective. Evidently, constitution of delegation of authorities representing international and regional institutions and organizations in cities and recognition of necessary capacity can provide for global city ‘Globalization’ process. In addition to what mentioned, assets of urban culture cor-responding to history and people of the respective city in the supply chain opinion, to define global city indicators is also highly significant since human relations between citizens for a city of tourists and other representatives to meet the criteria of global cities “culture” is additionally a distinction. From this perspective, circulation of urban economy, welfare seekers, fundraising, small and large businesses, economy of construction and industry, economy of art, etc. entirely facilitate urban de-velopment strategies to incept a developed city with bright horizon for advance towards global path.
تأملی بر عوامل تاریخی تاثیرگذار بر روابط ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در خروج آمریکا از برجام
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱
91-108
حوزههای تخصصی:
رویدادهایی مانند تحولات ژئوپلیتیک در منطقه جنوب غرب آسیا پس از جنگ سرد، دگرگونی در نظام جهانی و منطقه ای قدرت و پدید آمدن فرصت های جدید برای آمریکا در صحنه بین الملل، خوش بینی سیاسی نسبت به این تحولات و عدم اتخاذ راهبردی جدی و موثر برای خنثی کردن تهدیدات امنیت ملی کشور و همچنین برخی تنگناها و نارسایی های اداری، اقتصادی و اجرایی در کشور در طول چند دهه گذشته منجر به توافقاتی با دول غربی برای برداشته شدن تحریم ها شد که یکی از مهمترین این توافق ها، برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام بود. هدف از نگارش این پژوهش بررسی علت های تاریخی تأثیر گذار در شکل گیری ذهنیت دو بازیگر(ایران و آمریکا) در عرصه بین الملل می باشد. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چه عوامل تاریخی باعث شکل گیری ذهنیت دو بازیگر عرصه بین الملل از یکدیگر و خروج ایالات متحده آمریکا از برجام و نهایتا تجاوز نظامی آمریکا به ایران شد؟ به نظر می رسد عواملی چون؛ کنش های تاریخی ایالات متحده آمریکا قبل از انقلاب اسلامی ایران همچون دخالت در کودتای 28 مرداد1332 و سالها نفوذ در ایران، استعمار ذهن و رویکرد استعماری و امپریالیستی غرب و آمریکا و حمایت از رژیم صهیونیستی و توسعه طلبی های این رژیم، موجب تغییر رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال ایالات متحده آمریکا و واکنش های جدی بر علیه این کشور شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و تحلیلی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و بهره گیری از منابع علمی فضای مجازی است.
واکاوی موانع داخلی مؤثر بر تکمیل مسیرهای ترانزیتی بین المللی (شمال–جنوب و شرق- غرب)
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
203-250
حوزههای تخصصی:
موقعیت ترانزیتی ایران با توجه به جایگاه ژئو پلیتیکی اش یکی از بهترین بسترها برای عبور کالاهای بین المللی است. در سال های اخیر به دلایل مختلف خارجی و بالاخص داخلی، نقش ترانزیت و حمل ونقل بین الملل در ایران کمرنگ و حتی از اولویت های منافع ملی کنار رفته است. از میان برداشته شدن موانع داخلی که در این تحقیق مورد واکاوی و بررسی قرار گرفته است، نقش بسزایی در ارتقای ترانزیت خارجی، رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی دارد. بر همین اساس، این پژوهش به دنبال شناسایی و تحلیل موانع داخلی است که بر سر راه رونق و یا راه اندازی دو کریدور بین المللی شمال-جنوب و شرق-غرب[1] است. برای انجام این پژوهش از منظر «روابط بین الملل»، از روش کتابخانه ای و نیز تئوری داده بنیاد (مصاحبه نیمه ساختاریافته) استفاده شده است؛ همچنین از نظرات متخصصین وزارت راه و شهرسازی، راه آهن جمهوری اسلامی ایران، اساتید و کارشناسان روابط بین الملل در دانشگاه های تهران و علامه طباطبائی و اندیشکده حمل ونقل ایران به صورت مبسوط استفاده شده و مصاحبه هایی بالغ بر 60 ساعت ثبت و مکتوب شده است. در این مطلب به روش گرندد تئوری در سه مرحله یادداشت های حاصل از مصاحبه ها را به صورت اولیه، ثانویه و محوری کدگذاری کرده ایم و در پایان توانستیم به یک نظریه مشخص که نتیجه سه مرحله کدگذاری و تحلیل داده ها است، برسیم؛ این عملکرد به بیان نتایج و دستیابی به توصیه های سیاستیِ مقتضی که پس از تحلیل داده ها کسب شد کمک شایانی نمود. مسیر ایرانی کریدور شرق-غرب از مرزهای شمال شرقی ایران به مرزهای خروجی غربی و شمال غربی و بالعکس است. این مسیر برای افزایش ترافیک بار از چین به ترکیه و کشورهای اروپایی و همچنین در جهت معکوس خدمت می کند.
رویکردی تطبیقی و مقایسه ای به ساخت قدرت در دو گفتمان سکولار و انقلاب اسلامی در دهه اول انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۸
۱۳۲-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
منازعه و رقابت برای ساخت قدرت در نظام های انقلابی اجتناب ناپذیر است، اما ارائه روایت دقیق و مستند از این فرایند برای جلوگیری از تحریف، استحاله و انتقال هویت انقلاب به نسل های بعدی، امری حیاتی است. اکنون پرسش بنیادین این است که کلان روایت های ساخت قدرت در دهه اول انقلاب اسلامی ایران کدامند و روایت صحیح چیست؟ این مقاله در پاسخ با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی چندسطحی دو کلان روایت گفتمان سکولار و انقلاب اسلامی در پنج محور (ماهیت و خاستگاه، ایدئولوژی و گفتمان، رویکرد و روش، انگیزه و هدف و پایگاه اجتماعی)، پرداخته و به مقایسه و تطبیق آنها در ترازی اسناد همت نهاد؛ گفتمان سکولار، انقلاب را برایند مشارکت همسان جریان های سیاسی دانسته که با تاکتیک های پوپولیستی و بسیج توده ای جریان بنیادگرای اسلامی حذف شدند. اما گفتمان انقلاب اسلامی، معتقد است علیرغم تضاد نظری و تقابل عملی و فرصت رقابت آزادانه برای قدرت، با انتخاب مردم حذف شدند.
برساخت «دیگری» و «خشونت» در زمینه و پارادایم زبانیِ اسلام گرایان رادیکال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
165 - 198
حوزههای تخصصی:
در ساحت اندیشه سیاسی، مفاهیم از جمله ابزار عمده معنابخشی به جهان واقع و به عبارتی عرصه پراکسیس هستند که با عنایت به تغییر کاربرد آنها، همواره در حال تغییر و تحول هستند. تکفیر و جهاد در اسلام از جمله مفاهیمی است که تغییر معانی و کارکردهای آنها، تبعاتی در حوزه نظر و عمل، به ویژه برای اسلام گرایان رادیکال داشته است. بر همین اساس نشان دادن چگونگی ظهور خشونت آمیز جریان اسلام گرای رادیکال، به واسطه تحولات ایجادشده در این مفاهیم و در رابطه با «دیگری»، دغدغه پژوهش حاضر است. هدف مقاله، نشان دادن تحول نگاه اسلام گرایان رادیکال نسبت به «دیگری» و تأثیر این تحول بر هویت و عملکرد جریان موسوم به تکفیری- جهادی در به کارگیری خشونت است. روش مقاله، تاریخ نگاری «جان پوکاک» است که به تفسیر و تحلیل زبان در بافت سیاسی می پردازد. از منظر این رویکرد، برای فهم اندیشه سیاسی باید از سویی به بررسی زمینه شکل گیری اندیشه بپردازیم و از سوی دیگر، پارادایم زبانیِ مسلط شناسایی و مؤلفه های تشکیل دهنده آن استخراج شود. البته تلاش خواهد شد تا این عناصر از طریق تحلیل محتوای متون رهبران اسلام گرای رادیکال به دست آید. یافته های مقاله نشان می دهد که پارادایم زبانی اسلام گرایان رادیکال، «دیگری ستیزی» یا «تکفیر دیگری» است. نتیجه نهایی مقاله این است که در یک رابطه سلسله مراتبی با «دیگری»، اسلام گرایان رادیکال در یک دیدگاه جهانی و آخرالزمانی، دنیا را به دو اردوگاه «اسلامی» و «جاهلی» میان «خود» و «دیگری» تقسیم کرده و برای پاک کردن جاهلیت از روی زمین، دست به خشونت زده و خواهان حذف «دیگری» شده اند.
الگوی حکمرانی اسلامی با تأکید بر عدالت و حقوق شهروندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
593 - 616
حوزههای تخصصی:
حکمرانی در اسلام فراتر از نیازهای مادی و روزمره است و هم زمان به نیازها و حقوق مادی و معنوی توجه می کند. در این راستا، سیاست سعادت گرا به عنوان الگویی برای حکمرانی، شامل تعاملات میان حکومت و شهروندان است و به عنوان بنیادی برای تحقق حکومت سعادت گرا عمل می کند. این پژوهش به بررسی مؤلفه های الگوی حکمرانی اسلامی بر مبنای عدالت و حقوق شهروندی در سیاست سعادت گرا پرداخته است. نتایج نشان می دهد که حکمرانی اسلامی، نیازهای مادی و معنوی را در راستای سعادت اخروی انسان تعریف می کند. بنابراین، حکومت باید نیازها و حقوق شهروندان را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی تأمین کند. شهروندان نیز باید بر اساس تعامل حق و تکلیف، روابطی مبتنی بر اخوت و حسن ظن برقرار کنند و حکومت را در اجرای احکام شریعت یاری دهند. سیاست سعادت گرا در فقه سیاسی و منابع دینی تعریف شده است و حکومت سعادت گرا حکومتی است که بر مبنای احکام شریعت بنا شده و مطابق با نیازهای زمانه تغییر می کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این مؤلفه ها پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود حکمرانی در جوامع اسلامی ارائه می دهد.
Examining the Influence of Iranian and Chinese Strategic Cultures on Their Bilateral Strategic Partnership(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
425 - 443
حوزههای تخصصی:
Despite common interests, historical ties, and mutual needs in areas such as military and economic cooperation, Iran–China relations have not evolved into a decisive level of strategic partnership. Accordingly, the authors of the present article seek to explore this issue through the lens of strategic culture. By examining the key components of the strategic cultures of Both Countries, as well as the internal obstacles and challenges arising from them, this study aims to answer the question: How has the strategic culture of Iran and China, at the domestic level, influenced the development of their strategic partnership? It appears that the absence of a shared perspective among the political elites of Iran and China on various issues has hindered the formation of a decisive strategic partnership between the two countries. The research findings indicate that the role of security considerations and domestic issues—such as differing strategic cultures reflected in policymakers’ perceptions of elements like power, legitimacy, welfare, development, and security—along with internal constraints in both countries, have played a fundamental role in creating obstacles within Iran-China strategic relations. This study employs a qualitative-interpretive methodology with an explanatory approach.
The European Union's Strategic Autonomy: A Case Study of the Iran Nuclear Issue, the Ukraine War, and the Gaza Crisis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
285 - 309
حوزههای تخصصی:
This research seeks to address whether the European Union (EU) has successfully maintained its strategic autonomy in managing key global issues and crises, a critical element in its decision-making process and a fundamental aspect of the institution itself. The study's conceptual framework centers on the notion of the EU's strategic autonomy, which is analyzed through three case studies: Iran's nuclear issue, the war in Ukraine, and the Gaza crisis. The hypothesis posits that the EU's responses to Iran's nuclear program and the conflicts in Ukraine and Gaza reveal a deficiency in its strategic autonomy. Iran's nuclear issue, after two decades of extensive negotiations and agreements that ultimately failed, represents a key instance where the EU's inability to assert strategic autonomy is most evident. Moreover, the EU's handling of the Ukraine and Gaza conflicts, marked by inconsistencies in its application of soft power and moral-value-based leadership, has further cast doubt on the Union's strategic autonomy. The research findings, derived from these case studies, suggest that without political coherence and a unified diplomatic and political strategy—critical elements of strategic autonomy—the EU will continue to be perceived as a dependent and subordinate actor. This condition is commonly referred to in the academic literature as a "strategic autonomy deficit" or a "political and military sovereignty deficit." The methodology of this research is descriptive and analytical, utilizing data collected from a range of sources, including books, peer-reviewed journal articles, online databases, and authoritative expert opinions.
بازتاب انسان شناسی کنفوسیوسی در سیاست خارجی چین
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
147 - 172
حوزههای تخصصی:
نظریه پردازی در روابط بین الملل تا حد زیادی به مباحث فلسفی مرتبط با ماهیت انسان گره خورده است. یکی از نگاه های انسان شناسانه که تحت تاثیر تقویت گرایش به نظریات غیرغربی و افزایش قدرت چین بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته متعلق به سنت فکری کنفوسیوسی است. در این مقاله تلاش شده به این پرسش پاسخ دهیم که چه تفسیری از ماهیت انسان در سنت کنفوسیوسی ارائه شده و این تفسیر تا چه حد در نگرش و کنش های دولت چین در نظام بین الملل ظهور و بروز یافته است. استدلال مقاله این است که در سنت کنفوسیوسی انسان موجودی ماهیتاً اخلاقی و ارتباطی فرض می شود به این معنا که خیرخواهی به مثابه یک فضیلت اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و موجودات بشری در بستر روابط، تعاملات و نقش های اجتماعی به وجود و کارکرد این فضیلت آگاهی یافته و لاجرم آن را در تصمیمات و کنش هایشان تحقق می بخشند. رگه های از آموزه خیرخواهی به عنوان برآیند روایت انسان شناسانه سنت کنفوسیوسی با دو معنای عشق به دیگری و مسئولیت پذیری در سیاست خارجی چین قابل پیگیری است و سبب برجسته شدن مؤلفه هایی چون پرهیز از جنگ، پرهیز از مداخله گرایی و مسئولیت پذیری محدود و محتاطانه شده است. این تحقیق در زمره مطالعات کیفی قرار دارد و با رجوع به اسناد و منابع کتابخانه ای به گردآوری داده ها مبادرت ورزیده است.
بحران های زیست محیطی جهانی تا 2030 و سناریوهای پیش روی ایران
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 38
حوزههای تخصصی:
بحران های زیست محیطی مثل افزایش دمای هوا، خشک سالی، گردوغبار، پاندمی ها، از بین رفتن سفره های زیرزمینی آب و...پیامدهای قطعی در حوزه های اجتماعی، سیاسی و امنیتی دارد و ضرورت همکاری های دولت ها، نهاد ها و گروه ها را در سطح منطقه ای و بین المللی دوچندان کرده است. این مقاله قصد دارد با شناسایی روندهای آینده ساز زیست محیطی در سطح نظام بین الملل؛ آینده های محتمل زیست محیطی در سطح بین المللی را تا سال 2030 ترسیم نماید و سناریوهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران را در این حوزه نشان دهد. سؤال پژوهش این است که آینده های محتمل زیست محیطی در سطح نظام بین الملل تا سال 2030 کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد؛ رشد شتابان فناوری های سبز، تغییر الگوهای جمعیتی، استمرار پاندمی ها، استمرار تغییرات آب و هوایی و افزایش رقابت دولت ها به دلیل محدودیت منابع، آینده های محتمل نظام بین الملل در حوزه زیست محیطی تا سال 2030 خواهد بود. نتایج پژوهش همچنین نشان می دهد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با بحران های زیست محیطی جهانی با چالش های جدی مواجه خواهد شد و محدودیت های سیاسی و اقتصادی نیز در این چالش ها تنیده خواهد شد. در حالی که عموم کشورها در مواجهه با این چالش ها به فناوری سبز روی خواهند آورد، محدودیت های ایران برای استفاده از فناوری سبز پیشران مهمی تا سال 2030 خواهد بود. رویکرد روشی پژوهش، آینده پژوهی با فن برون یابی روندهای آینده ساز با استفاده از ماتریس «تحلیل تأثیر متقابل روندها» است.
اقتصاد سیاسی برنامه فضایی هندوستان (2023 – 1963)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
414 - 379
حوزههای تخصصی:
از سال 1963 تا به امروز، کشور هندوستان گام به گام در مسیر طی شده توسط ثروتمندترین کشورهای جهان اقدام به سرمایه گذاری مستمر در برنامه های فضایی ملی خود کرده و به یکی از شش کشور پیشگام در عرصه استفاده از فضا بدل شده است. دهلی نو با انجام اکتشافات گسترده در فضای ماورای جو زمین به عنوان چهارمین فاتح کره ماه بعد از آمریکا، روسیه و چین شناخته می شود و ارسال انسان به فضا و احداث ایستگاه فضایی مستقل نیز در دستور کار سازمان فضایی این کشور قرار دارد، درحالی که بخش زیادی از جمعیت بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون نفری در این کشور با مشکلاتی مانند کمبود آب آشامیدنی سالم، دسترسی نداشتن به جاده، برق و نیز حتی سوءتغذیه شدید مواجه اند، ازاین رو مقاله حاضر تلاشی برای پاسخگویی به این پرسش است که چرا هندوستان به رغم درگیر بودن با مشکلات متعدد اقتصادی و دست به گریبان بودن با محدودیت جدی در تأمین منابع لازم برای حل وفصل این مشکلات، از سال 1963 تا به امروز گام به گام در مسیر طی شده توسط ثروتمندترین کشورهای جهان، اقدام به سرمایه گذاری مستمر در برنامه های فضایی ملی خود کرده است؟ در ادامه با اتکا بر رهیافت تلفیقی و استفاده از نظریه های اقتصاد، مدیریت، اقتصاد سیاسی و روابط بین الملل به روش استنتاج بهترین تبیین این نتیجه حاصل شده است که اساساً نه تنها هزینه های سرمایه گذاری در برنامه های فضایی برای کشوری مثل هندوستان به مراتب کمتر از عدم سرمایه گذاری در این عرصه بوده و در حقیقت نه به لحاظ سیاسی و نه اقتصادی جایگزین قابل قبولی برای آن قابل تصور نیست، بلکه بر اساس مسیر تجربه شده توسط هندوستان، فضا یکی از سودمندترین عرصه های سرمایه گذاری برای یک کشور در حال توسعه مثل هندوستان نیز بوده، هست و در آینده قابل پیش بینی نیز باقی خواهد ماند.
بررسی عملکرد مدل های نظام اقتصادی سرمایه داری در مواجهه با کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
243 - 268
حوزههای تخصصی:
بلایای طبیعی اجتناب ناپذیر هستند و دولت ها تنها با برنامه ریزی می توانند برای مقابله با آنها آماده باشند. کرونا شرایط دشواری را به وجود آورد. اما، برخی کشورها بهتر از دیگران عمل کردند. دلیل رویکردهای متفاوت چه بود و چرا برخی موثرتر واقع شد؟ برای پاسخ به این پرسش با روش توصیفی- مقایسه ای، با هدف کشف علل عملکرد متفاوت دولت ها و با این فرض که یکی از دلایلی که باعث پاسخ های متفاوت می باشد، ویژگی نظام اقتصادی است، به بررسی منابع پرداختیم. این مطالعه نشان می دهد نظام نابرابر سرمایه داری به دلیل حذف گزینشی بخش های هزینه زای خدمات اجتماعی تنها بر اساس هزینه- فایده اقتصادی، دولت های قدرتمندی مانند آمریکا و انگلستان را در بحرانی ترین شرایط در بدترین وضعیت قرار داد. تفاوت نظام های اقتصادی و نحوه درک دولت ها از همه گیری منجر به عملکردها و آمار متفاوتی در میزان مرگ و میر و پیامدهای اقتصادی شد. این تحقیق همچنین نشان می دهد که مدیریت بحران های همه گیر سه مرحله دارد. اولیه یا ورود، مقابله یا مدیریت و خروج. عدم آمادگی کشورهای نئولیبرال (آمریکا و انگلستان) در مرحله ورود باعث شدکه نتوانند عملکرد مناسبی در مرحله دوم داشته باشند ولی در مرحله سوم به دلیل تولید واکسن موفق تر بودند. اما آمادگی کشورهای آلمان و سوئد در مرحله اول به واسطه برنامه ریزی دولت و خدمات اجتماعی قوی تر موفقیت آنها را در مرحله مدیریت بحران و خروج رقم زد. آمادگی ژاپن نیز در مرحله اول به دلیل فرهنگ نهادینه شده مردم و همچنین سرمایه گذاری دولت در مبحث آموزش، باعث موفقیت این کشور در مراحل بعدی شد.
درآمدی نظری بر مناسبات امنیت ملی و نظام حزبی (از منظر الگوی حکمرانی امنیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
39 - 78
حوزههای تخصصی:
در حالی که در گذشته، نظریه پردازانِ امنیت ملی از دریچه مسائل سخت افزاری، نظامی و حکومت محوری بدان می نگریستند نظریه پردازان اخیر، آن را از زاویه مسائل نرم افزاری، غیرنظامی و مردمی نیز می نگرند. یکی از الگو های متأخرِ تأمین امنیت ملی، الگوی حکمرانی امنیتی است که بخش های مختلف جامعه را در کنار حکومت مرکزی برای تولید، حفظ و توزیع امنیت به یاری می طلبد؛ از سوی دیگر، یکی از بخش های مهم جامعه سیاسی که می تواند در تحقق الگوی حکمرانی امنیتی یاری رساند احزاب سیاسی اند. نوشتار حاضر با مفروض این مسئله که بدون رشد و توسعه نظام حزبی، امکان تحقق امنیت در الگوی حکمرانی امنیتی وجود ندارد در تلاش است تا به چگونگیِ اثرپذیری امنیت ملی در الگوی حکمرانی امنیتی از نظام حزبی بپردازد. فرضیه مطرح شده بدین قرار است که با توجه به ابعاد و ویژگی های الگوی حکمرانی امنیتی، احزاب سیاسی هم در تحقق شاخص های الگوی حکمرانی امنیتی (ورود بخش های عمومی و خصوصی به فرایند تأمین امنیت، سیاست گذاری ها و اجرای غیرمتمرکز تصمیمات، کسب و تجمیع منابع و منافع، مشارکت شهروندان، جغرافیای غیرمتمرکز و توسعه نگاه امنیت منشوری) نقش دارند و هم در ایجاد بسترهای آن (هماهنگ سازی، مسئولیت پذیری، جامعه پذیری، اشاعه نگاه غیر ایدئولوژیک و سازمان حزبی قوی). این نوشتار که با روش ترکیبیِ زنجیره ای هم زمان (ترکیب رویکرد ساختار-کارگزار با روش تبینی-علّی) در تحلیل داده ها و با روش کتابخانه ای-اسنادی در گردآوری داده ها صورت پذیرفته، ضمن رسیدن به نتایج حاصل از فرضیه فوق، دارای نوآوری های نظری ازجمله پر کردن خلأ مطالعاتی در این زمینه و نیز کاربست تطبیقی آن با دیگر عوامل مؤثر بر تحقق الگوی حکمرانی امنیتی در جوامع مختلف، بالأخص جوامع درحال توسعه است.
تمرکززدایی دولت و حکمرانی خوب شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۸
121 - 162
حوزههای تخصصی:
امروزه به واسطه رشد و توسعه شهرها، مواجهه با مسائل شهری پیچیده تر شده است. از این رو، کشورها درصدد واگذاری اختیارات و مسئولیت ها به واحدهای مادون ملی و تقویت مشارکت مردم در اداره امور منطقه خود هستند. با مشارکت مردم، واحدهای محلی به تطبیق برنامه های حکومت مرکزی با شرایط محلی و پذیرش خط مشی ها از سوی شهروندان منطقه، مبادرت می ورزند. تمرکززدایی، به اصلاح ساختار سیاسی و ساختار فضایی قدرت از طریق شکل گیری دولت های محلی و تحقق حکمرانی خوب توجه دارد. تمرکززدایی برای حکمرانی خوب اساساً از طریق افزایش تصمیم گیری عموم مردم است. بنابراین تمرکززدایی از یک سو قدرت دولت مرکزی را کاهش می دهد و از سوی دیگر مشروعیت دولت را افزون می کند . سؤال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از چرا تمرکززدایی و حکمرانی خوب شهری در ایران تحقق پیدا نکرده است؟ با روش نهادی اداره عمومی و با ابزار کتابخانه ای- اسنادی فرضیه اصلی پژوهش را چنین تبیین داشت که با کاربست راهبرد تمرکززدایی و حکمرانی خوب شهری در ایران می توان با اصلاحات ساختاری و نهادی در بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به توسعه اقتصادی و مسئولیت پذیری بیشتر در سطح مادون ملی مبادرت ورزید اما به لحاظ نوع نگرش نخبگان سیاسی، فقدان مرجعیت بخش، فرهنگ سیاسی و فرهنگ دیوان سالارانه، درآمدهای نفتی، سنت حکمرانی و نوع نگاه امنیتی دولت به جامعه باعث شده تمرکزگرایی تداوم یابد و حکومت محلی در عمل چندان قدرتمند نباشد. چارچوب مفهومی پژوهش به کارگیری دو مفهوم حکمرانی خوب شهری و تمرکززدایی است.
فراتحلیل پژوهش های سیاسی ناظر بر حیات طیبه (از سال ۱۴۰۰- ۱۳۹۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
503 - 540
حوزههای تخصصی:
«حیات طیبه» مهم ترین تصویری اس ت که با الهام از قرآن کریم از خوشبختی و وضع مطلوب ارائه شده است. بررسی اولیه پژوهش ه ای صورت گرفته در این حوزه، نمایانگر استفاده از رویکردهای مختلف نقلی و عقلی در این مطالعات است. برای تحلیل دقیق حیات طیبه نیاز است که این گستره متنوع بررسی شود. این مقاله با هدف فراتحلیل پژوهش های سیاسی مرتبط با «حیات طیبه» در بازه زمانی 1390-1400، در ابتدا به توضیح نقاط قوت و ضعف این مطالعات می پردازد. این پژوهش ها در سه سطح نظری، روشی و نتیجه شناسانه بررسی شده اند. هدف اصلی پژوهش، مطالعه تشخیصیِ وضعیت تولی د علم ی مقاله ها در حوزه حیات طیبه و جمع بندی این پژوهش ها با رویکرد سیاسی برای دست یافتن به تصویری نسبتاً جامع تر است. بر اساس تحلیل یافته ها می توان یک شاکله معنایی مبتنی بر سه رکن فردی، اجتماعی و سیاسی از حیات طیبه ارائه کرد. ضمناً غلبه روش معرفت نقلی (تاریخی)، کلی گویی و انتزاعی بودن و عدم تنوع در روش پژوهش از اصلی ترین کاستی های مطالعات سیاسی این مفهوم بوده است.
ارائه الگوی ساختاری – تفسیری طالبان در امارت اسلامی دوم در افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی ساختاری – تفسیری طالبان در امارت اسلامی افغانستان می باشد. روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت، آمیخته از نوع اکتشافی است. در بخش کیفی، جهت شناسایی عوامل موثر از روش تحلیل-محتوا، مرور متون و همچنین مصاحبه های اکتشافی با خبرگان حوزه های علوم سیاسی، ژئوپلیتیک، روابط بین الملل و مطالعات منطقه ای به تعداد 28 نفر استفاده گردید. جهت انتخاب خبرگان از روش غیرتصادفی با تکنیک گلوله برفی تا دستیابی به اشباع-نظری استفاده شده است. جامعه آماری در بخش کمی، 85 نفر از کارشناسان، پژوهشگران و محققان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد گردیدند. برای غربالگری و انتخاب عوامل از روش دلفی فازی استفاده شد که از بین 17عامل شناسایی شده، 15 عامل انتخاب و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی عوامل تعیین شده در قالب سه عامل اصلی دولت اسلامی اعتدال گرا، تلاش برای وحدت قومیتی در افغانستان و تقویت پایگاه اجتماعی و مردمی شدند. همچنین برای سطح بندی از روش مدل سازی ساختاری– تفسیری استفاده شده است که به ترتیب در سطح اول دولت اسلامی اعتدال گرا، سطح دوم تلاش برای وحدت قومیتی در افغانستان و در سطح سوم تقویت پایگاه اجتماعی و مردمی (مشروعیت) قرار گرفته است.با توجه به نمودار قدرت نفوذ و میزان وابستگی هر سه عامل در ناحیه خودمختار قرار گرفتند که قدرت نفوذ و میزان وابستگی پایینی دارند و تأثیر-پذیری و نفوذ پذیری کمی نسبت بهم خواهند داشت.
تبیین جنگ شناختی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
63-87
حوزههای تخصصی:
روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، همواره مبتنی بر الگوی رفتاری تعارضی بوده است. آمریکا در طول بیش از چهار دهه گذشته انواع سیاست ها را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته که تحقق نیافتن برخی از سیاست ها، آن کشور را وادار به تغییر رویکرد نموده است. رویکردی که در حال حاضر مورد توجه آن کشور بوده، جنگ شناختی است. بنابراین هدف اصلی این مقاله تبیین جنگ شناختی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است و سئوال اصلی مقاله به این صورت مطرح می شود که آمریکا از جنگ شناختی علیه ایران چه اهدافی را دنبال می نماید؟ در پاسخ به سئوال تحقیق، فرضیه بحث این گونه طرح می گردد که مشروعیت زدایی، اعتمادزدایی، امنیتی سازی، راه اندازی نافرمانی مدنی، تضعیف سبک زندگی ایرانی اسلامی و ترویج سبک زندگی غربی از مهم ترین اهداف آمریکا از جنگ شناختی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده که با استفاده از تکنیک های رسانه ای دنبال می شود. یافته های پژوهش بیانگر این است که تهدیدات ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نه تنها کاهش نیافته بلکه جنبه انباشتی به خود گرفته و در حال حاضر جنگ شناختی یکی از کم هزینه ترین و در عین حال تاثیرگذارترین رویکردی است که آن کشور برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته و مصونیت بخشی به جامعه در برابر این جنگ، نیاز به تلاش همه جانبه خواهد بود. این پژوهش از نوع توصیفی –تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه ای و پویش اینترنتی برای جمع آوری داده ها استفاده شده است.