فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۶۱ تا ۹٬۵۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
پالایش فضای مجازی به معنای تصفیه کردن، پالودن و سالم سازی فضای مجازی است که هدف از آن، ایجاد محدودیت یا ممانعت از دسترسی به یک گفتار و نمایش، یا مقوله ای از گفتار و نمایش در فضای مجازی است، از میان نقش آفرینان فضای مجازی، نقش دولت ها و سیاست های پیش گرفته از سوی آنان از اهمیت برخوردار است؛ محدوده وگستره این تکاپو برای پالایش، با نگرش به دولت ها کجاست؟ در نظام حقوقی جمهوری اسلامی و دولت اسلامی، محدوده پالایش و قواعد فقهی حاکم بر پالایش فضای مجازی چیست؟ هرچند در گنجینه فقه امامیه، اصل نخستین، آزادی اطلاعات و ارتباطات است، اما به این آزادی به فراخور بن مایههای دینی نگریسته میشود؛ چراکه قواعد گوناگون فقهی که شالوده های نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران هستند، دلالت بر پالایش این فضا بر پایه درونمایه دینی دارند. پرسش اصلی در این پژوهش آن است که قواعد فقهی پالایش فضای مجازی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران کدام است؟ یافته های پژوهش عبارتند از برخی از قواعد فقهی مانند «قاعده لاضرر»، «قاعده وجوب حفظ نظام»، «قاعده حرمه الاعانه علی الإثم»، «قاعده وجوب دفع ضرر محتمل»، «قاعده اوفوا بالعقود»، «قاعده نفی سبیل» و ... .
سازه مفهومی «جهاد کبیر» در گفتمان سیاست خارجی مقام معظم رهبری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عرصه تحلیل سیاست خارجی یکی از مهمترین حیطه های پژوهشی علوم سیاسی و روابط بین الملل می باشد که به بحث در جهت تبیین رفتارها و جهت گیری های خارجی دولت ها به عنوان اساسی ترین برونداد سیاست خارجی هر کشور می پردازد. در جمهوری اسلامی ایران، نقش رهبری در سیاست خارجی ویژه و برتر است. در این مقاله بر آنیم تا «جهاد کبیر» را که به عنوان یک راهبرد اساسی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، از سوی مقام معظم رهبری ارائه شده، بازخوانی نماییم؛ گفتمانی که تاکنون چندان مورد بررسی قرار نگرفته است. سؤال اساسی در این پژوهش این است که چرا جهاد کبیر در حوزه سیاست خارجی مطرح شد و کارکرد هویّتی آن بر سیاست خارجی چگونه می باشد؟ فرضیه ما بدین صورت تنظیم شده که جهاد کبیر به عنوان یک راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی اولاً دارای یک هویت گفتمانی است که بصورت یک پادگفتمان درمقابل گفتمان نفوذ مطرح شده و ثانیاً دارای یک کاربرد هویّت بخشی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی در سطح نظام بین الملل می باشد. رهیافت و چارچوب نظری پژوهش رهیافت سازه انگاری با تأکید بر بُعد هویتی این نظریه می باشد.
عدالت و سیاست گذاری تنوع قومی در جمهوری اسلامی ایران؛ جایگاه و دلالت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنوع قومی در هر کشوری نیازمند سیاست گذاری متناسب با مبانی نظام سیاسی و وضعیت تنوع در آن کشور است و ایران از جمله کشورهای دارای تنوع قومی محسوب می شود. عدالت در نظام جمهوری اسلامی ایران یک گفتمان اساسی و عامل مشروعیت بخش به شمار می رود و باید سیاست گذاری بر مبنای آن انجام شود. بنابراین، عدالت در سیاست گذاری تنوع قومی در این کشور، هم دارای جایگاه و اهمیت است و هم دلالت هایی را به جای می گذارد. این مقاله با روش اسنادی و با بهره گیری از منابع و اسناد موجود، ضمن انتخاب رویکرد و تعریف عدالت در آن، به وضع اشیاء در مواضع خودشان به عنوان چارچوب نظری مختار، به بررسی جایگاه و اهمیت عدالت در سیاست گذاری تنوع قومی از سه منظر می پردازد؛ اول، از جنبه نظری که با ارائه تئوری ها به تبیین رابطه عدالت و بروز بحران های قومی می پردازند. دوم، از جنیه عینی و میدانی به نتایج پیمایش هایی اشاره دارد که جایگاه عدالت را در سیاست گذاری تنوع قومی نشان می دهد و سوم، از جنبه جایگاه عدالت در اسناد بالادستی مرتبط با حوزه قومی. میزان حجم این پرداختن به این موضوع نشان از اهمیت بحث عدالت در سیاست گذاری دارد. در گام بعد نیز دلالت های اتخاذ رویکرد عادلانه در سیاست گذاری تنوع قومی در جمهوری اسلامی ایران استخراج شده است. بررسی ها و مطالعات نشان می دهد دلالت های اصولی، هدفی، فرآیندی، سیاستی و ساختاری از اتخاذ رویکرد عادلانه در سیاست گذاری تنوع قومی نشئت می گیرند.
بررسی نظریه سازه انگاری در حوزه مطالعاتی روابط بین الملل و لزوم به کارگیری آن در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است که ریشه های نظریه سازه انگارانه در روابط بین الملل و چگونگی تأثیرپذیری این نظریه از روش شناسی ها، معرفت شناسی ها و هستی شناسی های پیش از خود را مورد بررسی قرار دهد. سازه انگاری به عنوان یک رویکرد جدید در مطالعات روابط بین الملل با ایجاد رابطه میان واقعیت های عینی و تفسیرهایی که از این واقعیت ها در ذهن مفسران این حوزه مطالعاتی ساخته می شود، به دنبال ایجاد نگرشی جدید در حوزه مطالعات روابط بین الملل است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند شناخت و به کارگیری این رویکرد در مناسبات سیاسی و بین المللی خود است، از این رو، در مقاله حاضر پس از تبیین مسئله، سؤال اصلی، فرضیه و چارچوب نظری مورد تأکید برای چارچوب بندی این مقاله، به منظور آشنایی بیشتر با ابعاد نظری و عملی نظریه سازه انگارانه، ریشه های هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی مورد بررسی و مطالعه قرار خواهد گرفت و بر لزوم و مزیت این نظریه در میان نظریات روابط بین الملل به منظور استفاده از آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پرداخته می شود.
انقلاب اسلامی و استقلال خواهی در سپهر آرمانی و افق تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با طرح این پرسش اساسی که تأثیر انقلاب اسلامی بر استقلال به مثابه یک دستاورد مهم چیست؛ تطورات و سطوح استقلال در فرآیند رو به رشد انقلاب را موضوع بررسی قرار داده است. در رویکردی سلبی، پژوهش این فرضیه را طرح می کند که انقلاب اسلامی، استقلال خواهی مبتنی بر دولت وستفالیایی را طرد و به لحاظ ایجابی استقلال خواهی بر پایه آموزه اسلامی را بسط داده است. تحقیق حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی این انگاره را در سپهر اندیشه سیاسی در سه ساحت مطرح کرده است. استقلال در سطح ملی با طرد مداخله بیگانه بر وضع و اجرای قانون در گستره مرزهای جغرافیایی تأکید دارد. در مدار امت، استقلال خواهی بر وحدت جهان اسلام تأکید کرده و می کوشد آرمان امت اسلامی را تعقیب کند. و در افق تمدنی و جهانی، استقلالِ نظام سلطه را با چالش مواجه و درصدد تحقق ارزش های انسانی مبتنی بر فطرت است.
الگوی «مقاومت اسلامی» مبتنی بر انسان شناسی علامه طباطبایی و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
155 - 178
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال ارائه الگویی از مقاومت اسلامی مبتنی بر مبانی انسان شناختی علامه طباطبایی و شهید مطهری است. اهمیت این موضوع از آنجاست که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای، گفتمانی به اسم مقاومت نمود پیدا کرد اما کمتر از بُعد انسان شناسی فلسفی به آن پرداخته شده است. این مقاله به روش اسنادی، مباحث انسان شناختی را در پرتو نظریه اعتباریات در آثار این دو فیلسوف معاصر بررسی کرده است، سپس براساس آن، کنش گری انسان ها را در نظریه تشکیل جامعه و دولتِ ایشان نشان می دهد و در طرحی نوآورانه، با تعمیم نظریه تشکیل جامعه و دولتِ این دو اندیشمند به عرصه روابط بین ملت ها و دولت ها، الزام های تشکیل یک دولت جهانی و دلایل ناکامی بشر در رسیدن بدان را مشخص می کند و الگویی از روابط سه گانه استثماری، کارکردی و هویتی را به عنوان مدل جایگزین تعاملات بین المللی تبیین می کند. در این میان، الگوی تعامل دولت اسلامی براساس روابط سه گانه مذکور با سه دسته مختلف از بازیگران فراسرزمینی (استثمارگران، بازیگرانِ هم هویت و غیرهویت) در پرتو قاعده «نفی سبیل» و برآورده ساختن چهار نیاز اساسی بشر به عنوان الگوی مقاومت اسلامی، ارائه می شود.
بازشناسی مولفه های فرهنگ دفاعی و قدرت ملی در منظومه فکری مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق در زمینه مطالعات راهبردی و با هدف شناسایی و رتبه بندی مولفه های فرهنگ دفاعی و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران از منظر مقام معظم رهبری انجام شده است. از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، کمی و کیفی به روش توصیفی- پیمایشی است. تجزیه وتحلیل یافته ها به روش تحلیل ماتریس و فرایند تحلیل سلسله مراتبی با استفاده از AHP انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها در بخش مطالعات نظری شامل بیانات مقام معظم رهبری، کتاب ها، مقاله ها، رساله ها و منابع علمی مرتبط با موضوع تحقیق و در بخش میدانی شامل: مصاحبه کیفی با خبرگان و ابزار مشاهده است. جامعه آماری شامل خبرگان قدرت ملی، فرهنگ دفاعی، علوم سیاسی و مطالعات راهبردی با حجم نمونه 15 نفر با نمونه گیری به روش گلوله برفی است. تجزیه وتحلیل یافته ها نشان می دهد فرهنگ دفاعی و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران از جنبه ساختاری و مادی شامل هفت مولفه عزم ملی و عزتمندی ملت، توان دفاعی، اقتدار اقتصادی، وسعت و موقعیت ژئوپلیتیک، تنوع جمعیتی و قومیتی، پیشرفت علمی، انرژی و ذخایر طبیعی است. همچنین از جنبه محتوایی و معنوی شامل شش مولفه تقویت روحیه ملی، مشارکت مردمی، خوداتکایی و نگاه به درون، اعتمادبه نفس، فرهنگ جهاد و شهادت طلبی، بصیرت و دشمن شناسی است. مولفه های فرهنگ دفاعی موثر بر استحکام قدرت ملی از منظر مقام معظم رهبری چارچوبی را شامل می شود که ظرفیت های فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در آن نهفته است و براساس نتایج به دست آمده، مولفه های پیشرفت علمی و بصیرت و دشمن شناسی دارای اهمیت بیشتری هستند
الگوی تبلیغ گروه تروریستی داعش در جذب نیرو (مورد مطالعه مجله «دابق»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و یکم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۹
145 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تعیین الگوی تبلیغی است که داعش در مجله انگلیسی زبان خود «دابق» برای جذب نیرو بکار می برد. 14 شماره ی این مجله به روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که داعش برای جذب مخاطب از دو الگوی بین مجله ای مبتنی بر «منهاج نبوی خود» (بشیرا، نذیرا، موعظه و ...) و «منهاج غیرنبوی دیگری» (اتکا به غیر خدا، مسخره کردن رسولا، عدم پذیرش موعظه و ...) و الگوی درون مجله ای بر پایه «استناد» (آیات و روایات)، «ارتباط» (حوادث و رویدادهای تاریخی)، «انتساب» (منتسب کردن خود به افراد، صفات و ... مورداشاره در آیات)، «اثبات» (ثابت کردن حقانیت با استفاده از ذعان دشمنان، اذعان خبرنگار اسیر، اقرار و اعتراف اسرا و ...) و «اغیار» (دیگری سازی) محصور در فضای آخرالزمانی با چاشنی احادیث آخرالزمانی و معرفی خود به عنوان منجی آخرالزمانی احیاء کننده عزت و اقتدار مسلمین سنی بهره می برد که درنهایت الگوی دوبخشی تبلیغات رسانه ای داعش را نتیجه می دهد که همانا مشروعیت بخشی به خود و مشروعیت زدایی از همه ی غیرخود و مشتمل بر 122 تکنیک تبلیغی است که مواردی چون «تلفیق دوران طلایی صدر اسلام و دوران آخرالزمانی»، «خود را دشمن مشترک همه ی کفار معرفی کردن» و ... در نوع خود جدید هستند.
نقش مهدویت در تحکیم نظام اجتماعی عصر غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکومت اسلامی سال بیست و سوم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۸۷)
169-195
حوزههای تخصصی:
توانمندی حکومت و نظام اجتماعی از دغدغه های مهمی است که همواره مورد توجه نظام های سیاسی و حکومتی است. عوامل مختلفی می توانند در بقا و تداوم، پویایی و توانمندسازی حکومت و نظام اجتماعی نقش داشته باشند. انسجام درونی، نظم و امنیت از مهمترین عوامل توانمندی حکومت و نظام اجتماعی بشمار می روند. اندیشه مهدویت در پویایی و توانمندی حکومت بخصوص در ساحات انسجام و همبستگی و نظم و امنیت، نقش مهمی می تواند داشته باشد و کارکرد در این حوزه ها از کارکردهای مهم این اندیشه به حساب می آید؛ زیرا باور به اندیشه مهدویت می تواند مردم را حول محور خود جمع کند و برای تحقق هدفی مشخص، آنان را بصورت یک واحد یکپارچه درمی آورد و به آنان هویت واحد می دهد و به دنبال آن قدرت اجتماعی را تقویت می نماید و ارتباط اجتماعی را تحکیم می بخشد و در نتیجه زمینه های امنیت و نظم اجتماعی را فراهم می آورد. در این تحقیق، به هدف نشان دادن کارکرد اندیشه مهدویت در ساحت حکومت و نظام اجتماعی عصر غیبت و نشان دادن راهکارهای اندیشه مهدویت در تقویت و تحکیم حکومت و نظام اجتماعی، بحث و گفتگو شده است. مهمترین یافته های این تحقیق تبیین راهکارهای اندیشه مهدویت در ساحت های انسجام و همبستگی و نظم و امنیت اجتماعی و تحکیم روابط اجتماعی است. مهمترین راهکارهای این اندیشه در این حوزه ها عبارت است از: تولید و بازخوانی ارزش های نفسانی و اخلاقی مشترک، تحکیم باورهای دینی بخصوص آموزه امامت، ایجاد ارتباط و پیوند عاطفی در مردم، ایجاد اتحاد و هویت واحد بین اقوام و خرده فرهنگ ها و ایجاد اعتماد عمومی که از تقویت ارزش ها و پایبندی به قواعد اخلاقی ناشی می شود.
معرفی و نقد کتاب مبانی جهانی شدن (GLOBALIZATION: THE ESSENTIALS)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۹ بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۴
334 - 338
حوزههای تخصصی:
عنوان اصلی کتاب GLOBALIZATION: THE ESSENTIALS معرفی و نقد کتاب مبانی جهانی شدن نویسنده: جرج ریتزر ناشر: John Wiley & Sons Ltdسال نشر: 2011 میلادی مقدمه: پس از جنگ سرد، جهان وارد پارادایم جدیدی گردید که به نام جهانی شدن* نامیده شده است. در حال حاضر جهانی شدن یکی از مهمترین مسائل پیش روی بشر شده است. جهانی شدن به خودی خود پدیده پیچیده ای است که نیروها و اثرات زیادی دارد. در واقع جهانی شدن همان درهم فشرده شدن زمان و مکان در دوران ما است. واژه جهانی شدن نخستین بار برای طرح تحولاتی که در عرصه اقتصادی پدید آمد به کار گرفته شد اما این پدیده امروزه همه زوایای زندگی بشر را در بر می گیرد. این پارادایم اندیشمندان زیادی را بر آن داشت تا در این باره پژوهش های متععدی را به انجام رسانده و ماحصل زحمات خود را به صورت کتاب درآورند. جرج رِتزر از جمله نویسندگانی است که در این زمینه نگارشات فراوانی دارد.
استخراج و اولویت بندی راهبردهای نیل به مرجعیت علمی ج.ا.ایران با روش تحلیل عملکرد- اهمیت (IPA)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین اهداف و چشم اندازهای ملی و بین المللی علمی کشور، مرجعیت علمی جمهوری اسلامی است. برای نیل به مرجعیت علمی، لازم است بر اساس ویژگی های موقعیتی مکانی و زمانی از راهبردهایی که مقام معظم رهبری ارائه می کنند، بهره برد. این تحقیق به دنبال اولویت بندی این راهبردها برای تسریع در نیل به مرجعیت علمی ایران اسلامی است. روش پژوهش حاضر، ترکیبی (کمی و کیفی) است؛ به گونه ای که در گام نخست از روش نظریه داده بنیاد برای استخراج راهبردهای نیل به مرجعیت علمی از منظر رهبر معظم انقلاب استفاده شده است. استخراج مضامین از میان بیانات مقام معظم رهبری در فاصله سا ل های 1368 تا 1393 بوده است. در گام دوم بر اساس روش کمی IPA اقدام به اولویت بندی این راهبردها بر اساس نظرات خبرگان عرصه علم کشور شده است. در بخش نخست، بر اساس طی مراحل استخراج مفاهیم از بیانات رهبری، چهارده راهبرد اساسی (مفاهیم اصلی در کدگذاری باز) برای نیل به مرجعیت علمی شناسایی شده است؛ در ادامه بر اساس تحلیل های کمی صورت گرفته این راهبردها در چهار دسته مجزا بر اساس دو بعد اهمیت و عملکرد تقسیم شدند که هر دسته نشانگر میزان درجه اولویت آن راهبرد مبتنی بر نیازهای کشور است. درنهایت بعد از استخراج مفاهیمی اصلی بر اساس تحلیل های کمی صورت گرفته معلوم شد راهبردهای «وحدت حوزه و دانشگاه»، «نهضت نرم افزاری و تولید علم»، «تحول در آموزش وپرورش» و «تحول در نظام تعلیم و تربیت» باید در اولویت قرار گیرند و راهبردهای «مدیریت نظام مند عرصه علمی» و «جذب و حمایت نخبگان» باید با میزان توجه کنونی ادامه یابند و راهبردهای سوم شامل راهبردهای «اسلامی سازی علوم» و «تبادل علمی و دیپلماسی علمی» و راهبردهای «تحول در حوزه علمیه»، «تأسیس دانشگاه اسلامی»، «گفتمان سازی علمی»، «آزاداندیشی»، «یادگیری از غرب ولی شاگرد نماندن» و «تأسیس شرکت های دانش بنیان و تجاری سازی علم و فناوری» راهبردهای دارای اولویت چهارم را شامل می شوند.
چیستی نظام سلطه و چگونگی مقابله با آن (از دیدگاه مقام معظم رهبری)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره پنجم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۹
213 - 251
حوزههای تخصصی:
جهان در دو قرن اخیر شاهد توسعه و پیشرفت های شگرف و چشم گیری در حوزه های مختلف علمی، اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی بوده است. سرعت این پیشرفت ها از نیمه دوم قرن بیستم تا امروز بطور روزافزونی تشدید گردیده است. حاصل این پیشرفت و تکامل اگر چه به نوآوری ها و تسهیلات و امکانات شگرفی منجر شده است و تحولات بنیادی در ابعاد مختلف زیست اجتماعی را سبب شده است، اما به همان نسبت و بلکه بیشتر بر معضلات جهانی و روابط اجتماعی ملل افزوده و در سطح کلان سیاست بین الملل را با مصائب و مشکلات عدیده ای روبرو ساخته است. از دیدگاه مقام معظم رهبری سامان و صورتبندی که این وضعیت از سیاست جهانی و روابط بین المللی ترسیم نموده است، ساختاری است که از منظر ایشان به «نظام سلطه» تعبیر می شود. این مقاله به سه سوال چیستی نظام سلطه، چرایی و علل شکل گیری آن و راه حل و چگونگی مقابله با آن از منظر اندیشه آیت الله خامنه ای پاسخ می دهد. و به این نتیجه میرسد که سلطه گری، و سلطه پذیری بعنوان ماهیت اصلی نظام سلطه حاصل سوء استفاده علمی و عدم پایبندی به ارزش های ادعایی غربی-آمریکایی است که آنان را به جهان خواری و استعمار و استثمارگری سوق داده است. راه مقابله با این انحراف و سلطه گری را ایشان در بکارگیری سیاست ها و شیوه های متعددی جستجو می نمایند که بازگشت به هویت و ایمان اسلامی(برای مسلمانان)، تلاش برای کسب استقلال علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و مبارزه و مقاومت در برابر سلطه گران از جمله آنها می باشد.
هویت خواهی و منازعه قومی (ارائه چارچوبی تحلیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۱ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۹
67 - 102
حوزههای تخصصی:
هویت قومی به عنوان یک فرایند ذهنی و روانی میان اقوام مختلف فی نفسه پدیده ای امنیتی نیست که نیازمند بررسی دقیق آن در دایره موضوعات امنیتی باشد، بلکه اگر بنابر دلایل مختلفی این پدیده سیاسی شده و با نوعی فرایند هویت خواهی قومی همراه گردد، پیامدهای سیاسی و امنیتی مهمی را درپی خواهد داشت. این مقاله بسترها و علل فرایند سیاسی شدن قومیت را مطرح کرده است. سپس زمینه های ساختاری و عوامل کارگزاری ای را بیان می کند که موجب شکل گیری هویت خواهی میان قومیت ها شده است و درنهایت پیامدهای مهم این پدیده و ارتباط آنها با منازعه قومی و بروز چالش های امنیتی را مورد تجزیه وتحلیل قرار داده و مدلی برای تحلیل مسائل قومی ارائه خواهد کرد
Iran and Egypt: Emotionally Constructed Identities and the Failure to Rebuild Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Summer ۲۰۱۸, Volume ۲, Issue ۳
483 - 506
حوزههای تخصصی:
Nearly four decades after Iranian-Egyptian diplomatic relations were severed, the two countries are yet to restore them. This is a result of the predominance of certain negative emotional attachments embedded in Iranian and Egyptian identities, which have clouded their respective attitudes toward one another. Mired in resentment against Arabism, the national component of the Iranian state identity catalyzes a disinclination to resolve problems with Egypt; in addition, Iran’s religious component carries resentment against Egypt as a state against Shia identification. The anti-western dimension of the Iranian state identity strengthens Iran’s negative emotional attachment to Egypt as a country allied with the United States and recently reconciling with Israel. On the Egyptian side, the Arab nationalism as the defining feature of the Egyptian state identity dictates estrangement from Iran and reluctance to engage with that. These negative emotional predispositions shape Iran and Egypt’s understanding of one another and, in the absence of pressing material interests, explain the continuous failure of the two countries to rebuild their relations.
مدلسازی مولفه ها و ابعاد قدرت علمی جمهوری اسلامی بر اساس اندیشه های مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بر این اساس این پژوهش به دنبال مدلسازی ابعاد و مولفه های قدرت علمی از منظر مقام معظم رهبری به عنوان راهبر و رهبر کلان نظام است. روش: برای نیل مقصود پژوهش با استفاده از استراتژی پژوهشی نظریه پردازی داده بنیاد متن بیانات مقام معظم رهبری مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در نهایت بر اساس رویکرد سیستمی نظریه پردازی داده بنیاد الگوی مفهومی قدرت علمی بر اساس اندیشه مقام معظم رهبری ارائه گردیده است. یافته ها: در انتهای مراحل نظریه پردازی داده بنیاد، 165 کد باز، 41 مفهوم و 8 مقوله اصلی شکل گرفت که عبارتند از پیش نیاز قدرت علمی، هدف کسب قدرت علمی، شرایط ایجاد قدرت علمی، تعریف قدرت علمی، شاخص قدرت علمی، نتایج قدرت علمی، آثار قدرت علمی، جایگاه قدرت علمی و در پایان الگوی مفهومی قدرت علمی حول مقوله محوری تعریف قدرت علمی بنیاد نهاده شد. مهم ترین یافته این پژوهش ارایه تعریف جدید و مبتنی بر مبانی بومی از قدرت علمی است. این الگو از آن جهت اهمیت دارد که به صورت نظام مند، نظریه قدرت علمی از منظر مقام معظم رهبری را بیان می کند و می تواند راهنمایی برای سیاستگذاری های علمی، آموزشی و تحقیقاتی عالی و دفاعی باشد.
گفتمان مصلحت در فقه سیاسی شیعه و اهل سنت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مصلحت گرایی در نگاه اولیه با مبانی فقه شیعه ناسازگار است. مصلحت به مثابه تأملات ثانویه انسانی برای یافتن حکم کنش های مختلف در عرصه های گوناگون زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و همه حوزه های ریز و درشت دیگر، بدون تکیه بر ادله اربعه معروف در فقه شیعه بوده، استخراج آن با تکیه بر ادله ای چون استحسان، قیاس، سد ذرایع و فتح ذرایع، از مختصات فقه اهل سنت است. بنابراین، توجیه مصلحت گرایی در درون نظام فقهی شیعه، نیازمند استدلال مبنایی دیگری است. نوشته حاضر درصدد است با برگشت به مباحث کلامی به عنوان یکی از دانش های مبناساز برای فقه شیعه، امکان ایفای نقش را برای «مصلحت» در فقه سیاسی شیعه در عرصه عمل اجتماعی با ابعاد پیچیده آن در جهان جدید تسهیل نماید. بدین منظور ایده «اباحه» در کلام شیعه در برابر ایده «حظر» در کلام معتزله مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این آموزه که بیشتر متکلمان شیعه بدان گرایش یافته اند، حوزه وسیعی وجود دارد که حوادث و رویدادها در آن، حوزه خالی از احکام الزام آور قبلی است و رتق و فتق این امور به عقل تاریخی تجربی بشر واگذار شده است. در این حیطه، مصلحت متغیر تاریخی اجتماعی، بدون نسبت دادن آن به یک حکم مصرح و معیّن ثبت شده در شرع، رقم زننده حکم این حوزه های زندگی خواهد بود. چنین احکامی هرچند شرعی نیستند، به حکم شرع معتبرند.
فقدان نزاع تاریخی و شکست مشروطیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال چهارم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۴
103 - 147
حوزههای تخصصی:
نظریه ترقی مشروطه که به درستی «آستانه جدید» ایران نام گرفته است، قصد داشت تا باتحدید دولت درایران، اساس مشروطیت را بنانهد. اما واقعه مشروطه دیری نپائید و ازدل آن«بلیه عظما»، سلطنت رضاشاهی شکل گرفت. این که چرا آمال بزرگ روشنفکران ومشروطه خواهان یکسره بر باد رفت و نیز واقعیت تاریخی که ایران را به لبه پرتگاه رسانید و همگان را متقاعد کرد که برای نجات کشور، دولت مقتدر مرکزی تأسیس شود، که البته چنین هم نشد، مسئله این نوشتار است. «ایضاح منطق شکست» این نظریه، از طریق بررسی نسبت نظام فکری این دوره با سنت اندیشگی در ایران از سویی و اندیشه تجدد اروپایی از سوی دیگر، امکان پذیراست. این که نظریه مشروطه خواهی در ارتباط باواقعیت تاریخی چه وضعی پیداکرد و چه پیامدهایی از این وضع عاید ایران شد، هدف اصلی این مقاله است. نظریه ترقی-مدرنیزاسیون درایران، بابرداشتی سطحی از «فراروایت دانش مطلق»، که در تقابل با «روایت» های سنتی در اروپا، دارای مبانی معرفتی نویی بود، سعی در تأسیس تجدد بر اساس مظاهر آن اندیشه کرد. مقوله آزادی نیز ذیل اندیشه ترقی طرح شده است. آنان، با تقلیل «فراروایت رهایی» اندیشه روشنگران اروپایی، آن را صرفا به آزادی از استبداد فروکاستند. یافتن مشروعیت این نهادهای نو در سنت، منجر به شکل گیری الگوی بازگشتی از منطق تحول ساختار اندیشه سیاسی در ایران معاصر شد که رویدادهای سیاسی نیز لاجرم با آن انطباق داشت.
بررسی الگوی تربیتی مبتنی بر جهاد در زمینه سازی تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقق تمدن نوین اسلامی در عصر حاضر اهمیت ویژه ای پیدا کرده است و از ابعاد و زوایای مختلف بررسی گردیده است. در این مقاله هدف این است که از منظر تربیتی و با محوریت قراردادن مفهوم جهاد در قرآن چگونگی تحقق تمدن اسلامی بررسی شود و تربیت مبتنی بر جهاد به عنوان بایسته اساسی تحقق تمدن اسلامی مطرح گردد. برای رسیدن به این منظور با استفاده از روش تحلیل مفهومی ابتدا مفاهیم مختلف و ابعاد متفاوت جهاد در آموزه های اسلامی با تاکید بر قرآن بررسی گردید و در پایان به استنتاج و تحلیل چگونگی تاثیر پذیری و تاثیر گذاری بین انسان و تمدن با محوریت جهاد پرداخته شد. جهاد نوع مواجهه تمدن اسلامی با تمدنهای رقیب را بر اساس چهار نوع رویارویی هجوم، دفاع، تقیه و هجرت مشخص می کند. اکنون در شرایطی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته و مرحله نظام سازی انجام گرفته است، لازم است تمدن اسلامی در موقعیت فعال و هجومی قرار گیرد. موفقیت در این مواجهه تمدنی به چگونگی تربیت انسان تمدن ساز بستگی دارد. الگوی تربیتی مبتنی بر جهاد ظرفیت وسیعی دارد تا با تلفیق قلمروهای تربیت جهادی درعرصه فردی و اجتماعی به شکل گیری بینش، کنش و منش جهادی برای تحقق تمدن نوین اسلامی کمک کند.
بررسی مناقشه هسته ای ایران و کشورهای 1+5 بر اساس نظریه بازی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناقشه هسته ای ایران و کشورهای 1+5، یکی از چالش برانگیزترین موضوعات سیاست داخلی و خارجی ایران در طی یک دهه گذشته بوده است. هدف این مقاله، بررسی مناقشه هسته ای ایران و کشورهای 1+5 در بازه زمانی 1394-1384 بر اساس نظریه بازی ها و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی است. یافته های مقاله نشان می دهد که طرفین این مناقشه از سال 1384 تا سال 1390، از بازی های جنگ فرسایشی و لبه پرتگاه در ذیل بازی های تقابل گرایانه استفاده می کردند. این بازی ها مبتنی بر عدم همکاری و تقابل بود. از سال 1390 تا سال 1394 به دلیل عدم تحقق اهداف طرفین و سخت ترشدن شرایط ادامه این بازی ها برای بازیگران، طرفین به بازی های چانه زنی و معمای زندانی در ذیل بازی های همکاری جویانه تغییر شیوه داد. همچنین بسته به نوع بازی در هر مرحله، فواصل دورهای مذاکره تعیین می شد به طوری که با گذار به بازی های همکاری جویانه، فواصل مذاکرات نیز کاهش چشمگیری یافت
سناریوهای پیش روی بانک ها و نهاد های مالی وابسته به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحریم های نظام بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال سوم بهار ۱۳۹۷ شماره ۸
107 - 140
حوزههای تخصصی:
اعمال تحریم های گسترده علی ه ج.ا ایران، بانک ها و نهادهای مالی وابسته به نیروهای مسلح را ب ا چ الش ه ای جدی مواجه کرده است. بنابراین پاسخ بانک های وابسته نظامی در براب ر ای ن چالش ها دارای اهمیت بسزایی است. بنابراین در این پژوهش، نخست روندهای حاکم بر این بانک ها در عرصه های مختلف از طریق مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با خبرگان استخراج، سپس با برگزاری پنل خبرگان، 9 پیشران اصلی مشکلات و معضلات بانک های وابسته نظامی در دوران تحریم شناسایی شد. در مرحله بعد، پس از برگزاری دلفی در دو مرحله پی درپی، دو عدم قطعیت اصلی مسائل بانک های وابسته نظامی در پساتحریم شامل: 1) هزینه مبادلات مالی و مشکلات تکنولوژیکی؛ و 2) مشکلات ساختاری، استخراج شد. از ترکیب این دو پیشران با عدم قطعیت بالا، چهار سناریو بدست آمده است. این چهار سناریو عبارت اند از: الف) رفع بحران؛ ب) چالش نظام بانکی؛ ج) بحران بانکی؛ د) تعویق بحران. درمجموع با بررسی چهار سناریوی محتمل می توان عنوان کرد؛ بانک های وابسته نظامی دارای مشکلات ساختاری ازجمله عدم رعایت استانداردهای بین المللی، عدم تنوع ابزارهای مالی، و غیره می باشند. بنابراین جهت حل مشکلات اساسی بانک های مذکور، توجه به الزامات سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و سیاست های کلی برنامه ششم که بر مؤلفه های ساختاری نظام بانکی تأکید می کند ضروری است. در نتیجه در این تحقیق مدل مفهومی بر اساس این سیاست های کلی برای اصلاح وضعیت بانک های وابسته نظامی در پساتحریم طراحی شد.