فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۲۱ تا ۹٬۵۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
تا قبل از انقلاب سال 1357 در ایران بیشتر انقلاب هایی که در کشورهای جهان سوم اتفاق می افتاد، متأثر از انقلاب کمونیستی روسیه 1917 بود؛ اما انقلاب ایران برخلاف انقلاب های قبل و بعد از انقلاب کمونیستی روسیه، به نام «اسلام» و با شعار «جدایی ناپذیری دین از سیاست» به وقوع پیوست، و همانند اکثر انقلاب های بزرگ جهان، انقلاب ایران نیز پس از پیروزی درگیر جنگ خارجی شد. لذا در این مقاله در پی پاسخ به این پرسش هستیم که چرا انقلاب ایران بعد از پیروزی به جنگ با کشور عراق کشیده شد؟ نویسنده گان با روش مطالعه موردی و استفاده از شیوه تطبیق الگو، در پاسخ به پرسش فوق الذکر توضیح می دهد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نظم سیاسی سابق در منطقه به هم خورده و کشور ایران در یک شرایط پسا انقلابی خاص خود قرار گرفته بود؛ از یک طرف با گروه های ناراضی از انقلاب در درون و بیرون از مرزهایش درگیر بود، و از طرف دیگر سعی بر حفظ و صدور انقلاب، به عنوان یک الگوی حکومتی برای کشورهای مسلمان داشت، که سرانجام با محاسبات غلط رژیم بعث عراق در ارزیابی توان دفاعی ایران، تهاجم سراسری رژیم بعث عراق به خاک ایران، در 31 شهریور 1359 شکل می گیرد.
تأثیر فعالیت های مسالمت آمیز انرژی هسته ای ایران بر امنیت منطقه خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
منطقه خلیج فارس از جنبه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی حائز اهمیت است. حلقه اتصال میان شرق و غرب و داشتن تنگه هرمز به این منطقه موقعیت ژئوپلتیکی خاصی بخشیده است. ذخایر انرژی و فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران باعث شده است که امنیت این منطقه در کانون توجه جهانی قرار گیرد. در همین راستا پرسش مقاله حاضر این است که فعالیت های مسالمت آمیز هسته ای ایران چه تاثیری بر امنیت منطقه خلیج فارس داشته است؟ فرضیه این است؛ از آنجایی که به نظر می رسد فعالیت های هسته ای ایران می تواند باعث تغییر ترتیبات امنیتی و موازنه به نفع این کشور در منطقه شود، عمده کشورهای حوزه خلیج فارس سعی کرده اند؛ همگام با سیاست های آمریکا، این فعالیت ها را غیر مسالمت آمیز ونظامی نشان داده و در نتیجه خطر جدی برای امنیت منطقه جلوه دهند. و در صدد توقف فعالیت های هسته ای ایران برآیند. ملاحظه خواهد شد بعد از توافق ایران و 1+5 نیز دیدگاه امنیتی اعضای شورای همکاری خلیج فارس به عنوان بزرگترین تشکل در این منطقه، نسبت به مسئله هسته ای ایران تغییر محسوسی نداشته است و همچنان این کشورها اعتقاد دارند که ایران می خواهد با این اقدامات موازنه قوا را به نفع خود در منطقه برهم زند. مقاله حاضر سعی دارد با رهیافت رئالیسم به طور کلی و تئوری موازنه قوای مورگنتا موضوع را بررسی کند. روش تحقیق مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای است.
انقلاب و جنبش های اجتماعی: خوانشی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش های انقلابی و اجتماعی همواره در مرکز توجه علم سیاست قرار داشته است. علی رغم چاپ کتاب و نوشتارهای گوناگون و بی شمار، برخی رانه ها و انگیزه های بنیادین در پس برآمدن و پویایی آن ها نادیده و یا دست کم گرفته شده است. در این میان، می توان به نادیده انگاشته شدن مفاهیمی همچون هویت جمعی، فرصت های فرهنگی، چارچوب بندی، تولید معنا، شناخت دشمن، بحران ارگانیک و برآمدن استعاره و دال برتر اشاره کرد. نوشتار پیش رو، مفاهیم نوین یادشده را در کنار مفاهیمی همچون فرصت های سیاسی ساختاری، شبکه های بسیج گر و راهبردهای جنبش ها گذارده و نظریه ای منسجم از چنین پدیده مهمی را روایت می کند. از این رو، رویکرد نوشتار پیش رو، بر آمیزه ای از نظریه های «فرصت یابی سیاسی» تیلی، «فرآیند سیاسی» تارو، «گفتمان» لاکلا و «هویت جمعی» ملوچی استوار است.
گفتمان های خدا – خلیفگی و خدا- پادشاهی در نصیحه الملوک امام محمد غزالی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و یکم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۸۳
107 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی ها و نظام ارزشی گفتمان حکومتی پادشاهی و خلیفگی در کتاب نصیحه الملوک امام محمد غزالی است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که در گفتمان حکومتی پادشاهی، پادشاه فرّه را از ایزدان گرفته و موظف به اجرای عدالت و استیفای حقوق انسانی است؛ رعیت نیز تابع بی چون و چرای پادشاه اند. در گفتمان حکومتی خلیفگی نیز، خلیفه، سایه ی خدا روی زمین است و ماموریت اجرای احکام و حدود الهی و احسان به مردم را به عهده دارد؛ مردم نیز باید تابع محض خلفا و امرا باشند. در گفتمان پیشنهادی غزالی رابطه ی دو گفتمان، تعاملی است نه تقابلی؛ بدین معنا که ارزش ها و مفاهیم از اسلام و سیستم، و آداب و شیوه ی حکومت از گفتمان پادشاهی وام گرفته شده است. تئوریسین هایی مانند غزالی قدرت را از آسمان ها گرفته و به شاه یا خلیفه اعطا کرده اند؛ از سوی دیگر، با ایجاد باورِ برگزیده بودن این افراد، مردم را تابع محض خلیفه ساخته و از آن ها فرمان برهایی مطلق درست می کنند. در سراسر متن کتاب نصیحه الملوک نوع افعال برای پادشاهان پیشااسلامی، ماضی و مضارع اخباری با قطعیت زیاد است؛ اما فعل های مربوط به خلفا بیش تر التزامی است و اغلب از انشایی با دلالت امر غایب بهره می برد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی ها و نظام ارزشی گفتمان حکومتی پادشاهی و خلیفگی در کتاب نصیحه الملوک امام محمد غزالی است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و نتایج حاکی از آن است که در گفتمان حکومتی پادشاهی، پادشاه فرّه را از ایزدان گرفته و موظف به اجرای عدالت و استیفای حقوق انسانی است؛ رعیت نیز تابع بی چون و چرای پادشاه اند. در گفتمان حکومتی خلیفگی نیز، خلیفه، سایه ی خدا روی زمین است و ماموریت اجرای احکام و حدود الهی و احسان به مردم را به عهده دارد؛ مردم نیز باید تابع محض خلفا و امرا باشند. در گفتمان پیشنهادی غزالی رابطه ی دو گفتمان، تعاملی است نه تقابلی؛ بدین معنا که ارزش ها و مفاهیم از اسلام و سیستم، و آداب و شیوه ی حکومت از گفتمان پادشاهی وام گرفته شده است. تئوریسین هایی مانند غزالی قدرت را از آسمان ها گرفته و به شاه یا خلیفه اعطا کرده اند؛ از سوی دیگر، با ایجاد باورِ برگزیده بودن این افراد، مردم را تابع محض خلیفه ساخته و از آن ها فرمان برهایی مطلق درست می کنند. در سراسر متن کتاب نصیحه الملوک نوع افعال برای پادشاهان پیشااسلامی، ماضی و مضارع اخباری با قطعیت زیاد است؛ اما فعل های مربوط به خلفا بیش تر التزامی است و اغلب از انشایی با دلالت امر غایب بهره می برد.
رویکرد گروه های جهادی نسبت به نص: مراجعه مستقیم به نص به مثابه روشی جهت درهم آمیختگی متن و عمل(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و یکم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۸۳
157 - 176
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نحوه ی رویکرد جهادگرایان متاخر به متن نص است. فرض این پژوهش مبتنی است بر این که منطق فهم و نحوه و روش مراجعه ی جهادگرایان متاخر به متن نص می تواند در فهم و شناخت منطق عمل و کنش ایشان موثر واقع گردد. تشریح سازوکار فهم منتهی به عمل عاجل نزد گروه های تکفیری-جهادی، وجه تمایز پژوهش پیش رو است. تحلیل تلقی جهادگرایان تکفیری از متن و توقع ایشان از آن را با بهره گیری از روش توصیفی–تحلیلی پیش برده ایم؛ نتایج حاصله نشان می دهند که گفتمان سلفیسم هدف غایی خود را عملی نمودن نص تعریف می کند. این گفتمان که نص را بی پیرایه ترین بخش دین می داند، می کوشد آن را از طریق سازوکارهای منطبق با خوانش خود از نص و سلف عملیاتی نماید. نص از دیدگاه آن ها به مثابه منبع ایدئولوژیک و توجیه گر کنش جهادی در راستای محقق ساختن رسالت خودخوانده، مورد مراجعه ی بی واسطه قرار می گیرد. این گفتمان، نص را در عین حال که به عنوان بن مایه ی ایدئولوژی و منبع مشروعیت و مرجع توجیه و تجویز می شناسد؛ به متن به مثابه دغدغه و هدف کنش جهادی نیز می نگرد. عدم پای بندی سلفیسم نوین به تفسیرهای تاریخی از متن نص منجر به شکل گیری فهمی منجمد و قالب بندی شده برمبنای ذات مندی کنش جهادی گردیده است.
تبیین سیاست خارجی دولت اعتدال از منظر تحلیل گفتمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۹ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
37 - 58
حوزههای تخصصی:
گفتمان هر دولتی، نظام معنایی حاکم بر ساختار دولت را مشخص می کند که براساس آن، شاهد اتخاذ راهبردها و سیاست های کلی سیاست خارجی از سوی دولت حاکم هستیم. در چهار دهه حیات نظام جمهوری اسلامی، شاهد حضور گفتمان های متفاوتی بر سیاست خارجی ایران هستیم. گفتمان هایی که بر ساختار تدوین و تصمیم گیری ایران در عرصه داخلی و بین المللی موثر بوده و راهبردهای متفاوتی را برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی به ارمغان داشته است. در شکل گیری این گفتمان ها، نقش روسای جمهور قابل توجه است؛ روسایی که با اتخاذ و باور به گفتمانی، نظام معنایی خاصی را برای دولت خود تعریف می کنند و در راستای آن استراتژی و سیاست خارجی کشور را تدوبن و عملیاتی می نمایند. از همین رو در پژوهش حاضر در تلاش هستیم که گفتمان دولت روحانی و تاثیر آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را با کمک چارچوب فکری جیمز روزنا (طرح پیوستگی) بررسی نماییم. خواهیم گفت که تغییر گقتمان عدالت محور دولت احمدی نژاد به گفتمان اعتدال دولت روحانی و اتخاذ سیاست مبتنی بر آرمان خواهی واقع بینانه، تفاهم و تعامل را سرلوحه رفتار و گفتار دستگاه دیپلماسی ایران کرده و بهبود روابط در چارچوب بازی برد-برد را با دیگر دولت ها برای سیاست خارجی ایران بدنبال داشته است.
تکفیری ها و پروژه اسلام هراسی در غرب
منبع:
سیاست کاربردی سال اول بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
141-155
حوزههای تخصصی:
فعالیت های خشونت آمیز گروه های تکفیری، به خصوص گروه تروریستی داعش نقش بزرگی در تکمیل پروژه ی اسلام هراسی در غرب داشته است. این گروه های تروریستی با منتشر ساختن تصاویر و فیلم های متعدد از اقدامات خشن و غیرانسانی خود در رسانه های غربی، سعی بر آن دارند تا اسلام را به عنوان دین خشونت و افراط گرایی معرفی کنند. از سوی دیگر، کشورهای غربی نیز با هدف مهار قدرت روز افزون اسلام سیاسی در تلاش اند تا چهره ی مخدوشی از دین اسلام به ملت خود معرفی کنند. به این ترتیب، افراط گرایی گروه های تکفیری به دستاویزی برای غرب، به منظور مقابله با اسلام گرایان تبدیل شده است. پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا ضمن تشریح علل مقابله ی غرب با اسلام، اعمال نابخردانه ی تکفیری ها را تقویت کننده ی پروژه ی اسلام هراسی در غرب معرفی نماید.
الگوها و شاخص های سنجش و ارزیابی کارایی قدرت نرم کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
9 - 34
حوزههای تخصصی:
پس از مطرح شدن مفهوم «قدرت نرم» توسط جوزف نای در دهه 1990، این مفهوم جایگاه ویژه ای در مطالعات قدرت و روابط بین الملل یافت و به یکی از مفاهیم محوریِ این حوزه ها تبدیل شد. یکی از موضوعات مطرح درباره تمامی اشکال قدرت از جمله قدرت نرم، سنجش قدرت است. ازآنجاکه قدرت امری نسبی است، با استفاده از سنجش و مقایسه معنا می یابد؛ ازاین رو سنجش قدرت ملی کشورها به منظور تعیین جایگاه آن ها در نظام جهانی، از دغدغه های دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل بوده است. پژوهش حاضر می کوشد با توجه به اهمیت یافتن قدرت نرم در سال های اخیر و ضرورت سنجش آن به رغم دشواری های موجود در این زمینه، به بررسی مطالعات و اقدامات انجام شده درباره آن بپردازد و الگوهای مختلف مطرح شده را مورد کنکاش و بررسی قرار دهد.
تدوین و اولویت بندی سیاست های تحقق بستر فرهنگی شکل گیری اقتصاد مقاومتی جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی: شورای عالی انقلاب فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گذشت هفت سال از طرح بحث اقتصاد مقامتی توسط مقام معظم رهبری (مدظلّه العالی) صحبت از چیستی و چرایی اقتصاد مقاومتی به اندازه ی چگونگی تحقق آن در اولویت پژوهش نیست. نظریه پردازان اقتصادی معتقدند فرهنگ، بر اقتصاد تأثیر داشته و آن را عاملی مهم در تشویق فعالیت های مفید اقتصادی مانند کار و تلاش می دانند و همواره بر اهمیت اثر فرهنگ بر رشد اقتصادی تأکید کرده اند. ازآنجاکه شورای عالی انقلاب فرهنگی در جایگاه قرارگاه فرهنگی کشور و متشکل از تمامی نهادهای حقوقی فرهنگی جمهوری اسلامی و خبرگان برتر این حوزه در کشور است انتظار می رود سیاست های فرهنگی لازم برای تحقق اقتصاد مقاومتی را تصویب و ابلاغ نماید. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی (کمی کیفی)، انجام شده است؛ در بخش کیفی با استفاده از روش های مطالعه اسنادی و فراترکیب پژوهش های پیشین و نیز تحلیل مصاحبه های انجام شده به استخراج سازه ها، مؤلفه ها، مفاهیم و متغیرهای فرهنگی مؤثر در تحقق اقتصاد مقاومتی پرداخته شد و بر این اساس مدل مفهومی پژوهش ساخته شد. در بخش کمی با استفاده از ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان از نرم افزار PLS برای مدل سازی معادله ساختاری و آزمون مدل نهایی بهره گرفته شد. درنهایت با استفاده از مدل کانو حوزه های دارای اولویت برای سیاست گذاری مشخص شدند و بر اساس اولویت های سیاست گذاری استخراج شده، با انجام آزمون فریدمن 26 اقدام سیاستی از میان 122 اقدام، انتخاب شده و به عنوان بسته سیاستی فرهنگی برای تحقق اقتصاد مقاومتی ارائه شد.
تروریسم فرهنگی در مواجهه با ایران؛ راهبردها و رویکردها
حوزههای تخصصی:
تروریسم فرهنگی یا تروریسم نوین تهاجمی است که از سوی یک نظام فرهنگی خاص به نظام فرهنگی دیگر که از طریق شیوه ها و ابزارهای خاص فرهنگی صورت می گیرد، گفته می شود. این نوع تروریسم به عنوان پدیده ای تقریباً جدید در جهان می باشد که به وسیله ی آن دولت های سلطه گر با استفاده از ابزارهای مختلف، قصد تحمیل فرهنگ خود را بر دیگر ملل دنیا دارند. امروزه مهمترین ابزار کشورهای سلطه گر برای تسلط بر دیگر کشورها به خصوص کشورهای که نسبت به هویت خود و بقای عناصر فرهنگی هویت خود، در برابر تهاجم های فرهنگی بیگانگان مقاومت از خود نشان می دهند، این نوع تروریسم نمود بیشتری دارد. انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک اندیشه و مدل سیاسی نوین، ضربه سنگینی بر استیلای جهان غرب وارد کرد. و غرب را به مقابله و جبران کشاند. زمانی که غرب به انواع شیوه ها ی سخت از ترور فیزیکی مسئولان تا جنگ تمار عیار بر علیه کشور و محاصره ی اقتصادی در جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی طرفی نبستند متوجه این نکته مهم و اساسی گردیدند که این قدرت، ریشه اى دیگر دارد و این نمونه با همه نمونه هاى دیگر متفاوت است. از این رو ضرورت دارد که براى مقابله با آن ابزارى دیگر بکار بست و روشى دیگر در پیش گرفت. به همین دلیل دشمن با تمرکز بر نابودی بنیان فرهنگی و هویتی در صدد محو قدرت فرهنگی بوده و می خواهد با تروریسم فرهنگی زمینه "تغییر رفتار" و در نهایت "فروپاشی از درون" را فراهم آورد. این پژوهش مترصد است پس از بازشناسی مفهوم تروریسم فرهنگی، دلایل تروریسم فرهنگی دشمن بر علیه ایران، ابزارها، شیوه ها و اهداف آن را مورد پردازش قرار دهد.
نظارت بر نهادهای زیر نظر رهبری در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«نهادهای زیر نظر رهبری» از جمله نهادهایی هستند که به لحاظ وضعیت حقوقی واجد ابهاماتی هستند؛ چراکه تعریف مشخصی از نهادهای زیر نظر رهبری صورت نگرفته و در قوانین جاری صرفاً به عنوان استثنا از مفاد برخی قوانین ذکر شده اند. بنظر می رسد مقصود قانونگذار از آنها نهادهای جزء اجرایی باشد که غالباً دارای ماهیت عمومی غیر دولتی می باشند. مسأله اصلی نوشتار پیش رو موضوع نظارت بر این نهادهاست. ضرورت پرداختن به این موضوع نیز از آنجایی نشأت می گیرد که برداشت غالب در مورد آنها نهادهایی نظارت گریز می باشد و به عقیده برخی، نظارت بر این نهادها با اختیارات ولی فقیه در تنافی است. بنابراین، با هدف پاسخگویی به این سؤال که آیا نهادهای زیر نظر رهبری نظارت پذیرند یا خیر، با روشی توصیفی تحلیلی وضعیت حقوقی این نهادها را تشریح خواهیم کرد. مهمترین یافته های تحقیق عبارت است از اینکه، دستگاه های مختلف نظارتی، صلاحیت نظارت کافی و وافی را بر نهادهای زیر نظر رهبری دارند و این موضوع تداخلی با اختیارات رهبری نخواهد داشت. ضمن اینکه هیچ نهادی بصورت کلی از نظارت استثنا نشده، لکن در برخی مصادیق، اذن رهبری لازم شمرده شده است.
امت ایران؛ بازشناسی تحلیلی جامعه سیاسیِ زیربنای جمهوری اسلامی بمثابه نظام امت و امامت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در بستر جامعه سیاسی، نظام سیاسی و در پی آن، حقوق اساسی شکل می گیرد. لذا قانون اساسی درصدد تنظیم جامعه سیاسی و نظام سیاسی با اصول حقوقی است. ازاین رو، باید «جامعه سیاسی» را به درستی شناخت تا بتوان قواعد حقوق اساسی متناظر با آن را بخوبی یافت و ارزیابی نمود. جامعه سیاسی خود متأثر از شرایط محیطی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی است. لذا عناصر جامعه سیاسی در جوامع مختلف متفاوت است. این نوشتار به روش تحلیلی و استنتاجی، بستر جمعیتی شکل گیری نظام سیاسی در جمهوری اسلامی ایران را بازشناسی و بازتعریف کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد جامعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران (امت ایران؛ نه ملت ایران و نه امت اسلامی)، با دو مؤلفه «اکثریت قاطع مسلمان» و «رهبری مکتبی (امامت)» قوام می یابد. محور «بنیادین و اصیل» وحدت در این اجتماع سیاسیِ سازمان یافته که آن را از جوامع دیگر متمایز می کند، این دو عنصر است؛ نه «منافع ملی»، «مرز جغرافیایی بین المللی» و یا «زبان و تاریخ مشترک». جمهوری اسلامی، انعکاس «آرمان و خواست مؤمنانِ متشکل و به هم پیوسته در یک سرزمین» است و نه اجتماع ملی گراهای دارای منفعت مشترک.
واکاوی نظارت حاکمیت در مسأله کارگزاران و حریم خصوصی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در نظارت حکومت بر کارگزاران که همگان بر لزوم آن اذعان دارند در بسیاری از موارد نظارت ملازم با نقض حریم خصوصی کارگزاران است. در چنین مواردی با توجه به اصل اولی در حریم خصوصی مبنی بر لزوم احترام و ممنوعیت نقض آن ناگزیر از تعیین ملاک یا ملاک های روشن برای دخالت حکومت در حریم خصوصی کارگزاران هستیم تا بدین وسیله موارد مجاز نقض حریم خصوصی کارگزاران مشخص شود. «عنوان نو» بشمارآمدن حریم خصوصی در منابع فقه و مطرح بودن مفاهیم «اضطرار و ضرورت»،«ضرر»، «مصلحت» و «حفظ نظام» به عنوان ملاکات نظارت در این مسأله و امکان خلط آنها با یکدیگر چنین تحقیقی را ضروری و لازم می نماید. از سوی دیگر، قلمرو نظارت حکومت بر حریم خصوصی دولتمردان و تعیین حدود و ثغور مجاز ورود به حریم خصوصی کارگزاران، پس از تعیین ملاک نیز از دیگر مسائل بسیار مهمی است که تبیین موضع فقه حکومتی درباره آن ضروری است که بطور شایسته بدان پرداخته نشده و ممکن است خلط ها و آشفتگی های علمی در تبیین آن رخ بدهد. در این نوشتار ضمن بررسی مفاهیم «اضطرار و ضرورت»، «ضرر»، «مصلحت» و «حفظ نظام» به عنوان ملاک های ورود حکومت به حریم خصوصی کارگزاران در مقام نظارت، حدود و ثغور قلمرو مجاز نظارت نیز تبیین شده است.
بررسی نظریه سازه انگاری در حوزه مطالعاتی روابط بین الملل و لزوم به کارگیری آن در راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است که ریشه های نظریه سازه انگارانه در روابط بین الملل و چگونگی تأثیرپذیری این نظریه از روش شناسی ها، معرفت شناسی ها و هستی شناسی های پیش از خود را مورد بررسی قرار دهد. سازه انگاری به عنوان یک رویکرد جدید در مطالعات روابط بین الملل با ایجاد رابطه میان واقعیت های عینی و تفسیرهایی که از این واقعیت ها در ذهن مفسران این حوزه مطالعاتی ساخته می شود، به دنبال ایجاد نگرشی جدید در حوزه مطالعات روابط بین الملل است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیازمند شناخت و به کارگیری این رویکرد در مناسبات سیاسی و بین المللی خود است، از این رو، در مقاله حاضر پس از تبیین مسئله، سؤال اصلی، فرضیه و چارچوب نظری مورد تأکید برای چارچوب بندی این مقاله، به منظور آشنایی بیشتر با ابعاد نظری و عملی نظریه سازه انگارانه، ریشه های هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی مورد بررسی و مطالعه قرار خواهد گرفت و بر لزوم و مزیت این نظریه در میان نظریات روابط بین الملل به منظور استفاده از آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پرداخته می شود.
نقش ساختارهای سیاسی پیش از بهار عربی بر ماهیت تحولات کشورها؛(مطالعه موردی لیبی و تونس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا که به بهار عربی یا بیداری اسلامی معروف گردید، مدل های مختلفی داشته است. در کنار مشابهت های موجود بین کشورهایی که درگیر این رخداد بوده اند، پاره ای از شرایط و مقتضیات آنها هم متفاوت از یکدیگر بوده و همین اختلافات بر بخشی از نحوه وقوع حوادث و نیز آتی تحولات این کشورها تأثیرگذار بوده است که شاید در آینده نیز تداوم داشته باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر ، بررسی نقش ساختارهای سیاسی بر ماهیت تحولات در دو کشور ، لیبی و تونس پیش از بهار عربی می باشد. مقاله حاضر به لحاظ روش ، توصیفی-تحلیلی می باشد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که نهادینه شدن نسبی قواعد بازی سیاسی و سنتی از چرخش نخبگان به شکلی مسالمت آمیز در تونس و برعکس آن عدم وجود نهادهای مدنی و سیاسی پایدار و وابستگی قدرت به یک فرد در رأس هرم سیاسی از عواملی است که شکل متفاوتی از تحولات برآمده از بهار عربی را در این کشورها دامن زده است. حداقل آنکه در کوتاه مدت و میان مدت تغییرات در تونس به شکل آرام تری نسبت به لیبی صورت گرفت.
قدرت نرم چین در آفریقا؛ تحلیلی فراسوی مفهوم سازی نای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۴
101 - 125
حوزههای تخصصی:
دراین نوشتار با تمرکز بر قدرت نرم در سیاست خارجی چین نسبت به آفریقا، کوشش شده است با ارائه چارچوبی فراسوی مفهوم سازی نای، اهداف چین از توسعه قدرت نرم و منابع و ابزارهای قدرت نرم آن کشوردر این منطقه شناسایی شود. با بررسی منابع قدرت نرم چین در حوزه فرهنگ ( فرهنگ سنتی چین، کنفوسیانیسم)؛ حوزه اقتصاد (الگوی توسعه چین و پیوندهای تجاری و اقتصادی گسترده) و سیاست(سیاست برد- برد و اصل برابری و سود متقابل) این نتیجه حاصل شد که ارزش های سیاسی چین در هر سه حوزه قابل ردیابی است. جمهوری خلق چین در رابطه نوظهور و درحال پیشرفت خود با کشورهای آفریقایی، که مجذوب الگوی توسعه چین، فرصت های تجاری و سرمایه گذاری آن، امیدهای گسترده برای دسترسی به بازار روبه رشد این کشور، ایده های جدید رهبری چین برای توسعه روابط با این کشورها در چارچوب همکاری جنوب-جنوب و مانند آن هستند، از این فرصت برخوردار است تا قدرت نرم خود در این کشورها را توسعه دهد و از این بستر آماده برای اعمال نفوذ در این منطقه و صحّه گذاشتن بر نقش مسؤولانه خود در امور بین المللی، نهایت سود را ببرد.
بحران امنیتی در غرب آسیا و قدرت یابی احزاب راست افراطی اروپایی
حوزههای تخصصی:
بروز بحران امنیتی در غرب آسیا و سرریز شدن آوارگان و پناه جویان به اروپا موجب بروز مشکلات مختلفی برای کشورهای اروپایی شده است. احزاب راست افراطی معتقدند که حضور پناه جویان در کشورهای اروپایی چالش ها و خطرات امنیتی، هویتی و اقتصادی برای جوامع آن ها ایجاد می کند. مخالفت آن ها منجر به سردادن شعارهای ضد مهاجرتی و تحریک احساسات ملی گرایانه و امنیتی شدن حضور مهاجران شده است. ازاین رو، احزاب راست افراطی به هر فرد خارجی که بخواهد در کشورشان مقیم شود یا به کشورشان مهاجرت کند، به عنوان یک تهدید می نگرند و تلاش می کنند با بزرگ نمایی و انتساب هر مشکل کشور به شهروندان خارجی ترس، دلهره و تنفر را در مردم کشورشان بوجود آورند. اگرچه سابقه شکل گیری احزاب راست با یکدیگر متفاوت است، ولی جریان راست افراطی در اروپا توانسته است تا از یک روش مشابه و از طریق امنیتی سازی مهاجران، در انتخابات ملی و انتخابات پارلمانی آرا قابل توجهی را کسب کند. پرسش اصلی مقاله، روش تحلیلی– توصیفی، این است که بحران امنیتی در غرب آسیا چه تأثیری بر قدرت گیری احزاب راست افراطی در اروپا داشته است. در پاسخ به پرسش مطرح شده این فرضیه مطرح شده است که با بحران امنیتی در خاورمیانه و سرریز شدن مهاجران به کشورهای اروپایی مشکلات امنیتی، هویتی و اقتصادی باعث شده است که باامنیتی کردن مهاجران به عنوان تهدید امنیتی، در انتخابات به موفقیت های قابل توجهی برسند.
بررسی و تحلیل نظام سیاستگذاری قومی در ایران
حوزههای تخصصی:
نظام سیاستگذاری قومی در کشور ایران به دلیل برخورداری کشور از تنوع های قومی به ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مدنظر حاکمیت بوده است. حاکمیت در دوره های مختلف، قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به موضوع قومیت، سیاست های متفاوتی داشته است. امروزه در ادبیات سیاسی و اجتماعی، از سه مدل یا الگوی عمده سیاستگذاری قومی بحث به میان آمده که شامل مدل همانند سازی، مدل تکثرگرائی، مدل وحدت در کثرت است. پژوهش حاضر بر این است که سیاست قومی جمهوری اسلامی ایران را در دوره های مختلف را بررسی نماید. در همین راستا این سیاست ها در دوره قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (قاجار و پهلوی) و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دوره دولت های مختلف (دوره انتقالی، دوره جنگ تحمیلی، دوره سازندگی، دوره اصلاحات، دوره اصول گرائی و دوره اعتدال گرائی) مورد بررسی قرار گرفته است. سؤال تحقیق این است که الگوی مورد استفاده در سیاستگذاری قومی در جمهوری اسلامی ایران چیست. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و با بهره گیری از گردآوری کتابخانه ای به این نتیجه دست یافته است که سیاست اتخاذشده در کشور ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی متناسب با تحولات حوزه اجتماعی از نوع وحدت در کثرت بوده است.
Obama’s “Pivot to Asia” Policy (2011- 2016): the Case of China(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Autumn ۲۰۱۸, Volume ۲, Issue ۴
633 - 674
حوزههای تخصصی:
It has been argued and stated that the 21st century is America's Pacific Century, the century or millennium of Asia, and century or era of China, the inevitable superpower. This paper explains the essence of the new changes when the Pivot Policy was announced by President Obama in 2011. The main question discussed is therefore the following: ‘Why (and how) did President Obama adopt (and implement) the Pivot to Asia policy in 2011?’ One probable answer to this question is that President Obama intended to prevent China’s hegemony in East Asia through the Pivot Policy; however, China’s hegemony was carried out by economic and military levers. The theory applied is Joseph Nye’s “Liberal Realism,” because the Pivot as a question of foreign policy is considered to be part of Realism and Liberalism simultaneously, and can be used for analysis at both global and domestic levels. The methodology used in this research is a mix methodology of Qualitative Content Analysis and Case study. The “Pivot” or “Rebalance” to Asia is a policy based on significant changes such as the rise of China and the US relative decline, at global and domestic levels, respectively. The Pivot is a regional coherent strategy from the Indian ocean to the Americas, a strategy of cooperation and competition toward China, implemented through smart leadership, rather than hegemony by economic and military tools like modern alliances, partnerships and institutions in order to prevent “China’s hegemony” and lead it to a responsible emerging power when in the half of the millennium, 2050, it reaches its peak of progress. The U.S. tries to maintain its worldwide leadership status up to the 22th century through the implementation of the Pivot Policy in 2011.
امتناع تفکر در فرهنگ دینی؛ نقد و نظری بر آرای «آرامش دوستدار»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«آرامش دوستدار»، مشکل اصلی جامعه ایران را «ناپرسایی» توصیف می کند و علت آن را نیز فقط یک چیز می داند: «فرهنگ دینی». بدین ترتیب «ممتنع بودن اندیشیدن در فرهنگ دینی» تز کانونی در آرای اوست. او البته ادعا می کند که ناپرسایی و علت آن، یعنی حاکمیتِ فرهنگ دینی در ایران، محدود به دوره حضور اسلام نمی شود، بلکه به ایران باستان بازمی گردد. این نظر جنجالی، او را به چهره ای نام آشنا در محیط روشن فکری ایران تبدیل کرده است. در این مقاله، به ارزیابی آرای وی با استفاده از اندیشه های ریچارد رورتی، فیلسوف پست مدرن آمریکایی پرداخته می شود که دو برداشت مضیق و موسع از عقلانیت را در برابر هم قرار می دهد و به نقد نگرش مضیق نسبت به عقلانیت می پردازد. پرسش اصلی این مقاله آن است که نظرهای دوستدار در قالب کدام برداشت از عقلانیت قرار می گیرد. با بررسی آثار دوستدار به نظر می رسد که درک او از عقلانیت در قالب برداشت مضیق از این مفهوم قرار می گیرد؛ نگرشی که هرچه را خارج از چارچوب آن قرار گیرد، بیرون از دایره عقلانیت تلقی می کند. کلان روایتِ دوستدار از تاریخِ فرهنگیِ ایران مبتنی بر تعمیم های گسترده و فاقد معیاری است که ظرافت ها و پیچ و خم های این فرهنگ را نادیده می گیرد. او چون فرهنگ اسلامی و ایرانی را به زعم خود فاقد بنیادی ترین پرسش های فلسفی می داند، انبوه پرسش های دیگری را که در قالب الگوی او نمی گنجند، به هیچ می انگارد. در حوزه سیاست، دوستدار نوعی از رابطه میان دین و دولت را که از دوران هخامنشیان بر ایران مسلط بوده است، مقوم حاکمیت فرهنگ دینی می داند و البته چنان سیطره ای برای این فرهنگ قائل است که گریز از آن و گذار به جامعه ای توسعه یافته با معیارهای مورد پذیرش وی ناممکن می نماید.