فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۶۱ تا ۵٬۳۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
راهبرد سیاست خارجی روسیه درقبال برگزاری همه پرسی اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۰
153 - 173
حوزههای تخصصی:
برگزاری همه پرسی استقلال طلبی اقلیم کردستان عراق در سال 2017 باعث شد که موجی از واکنش های منطقه ای و فرامنطقه ای را دربرداشته باشد. واکنش های منطقه ای همان گونه که مشخص بود واکنش دولت ایران، ترکیه و سوریه و همچنین مهم ترین واکنش های فرامنطقه ای شامل روسیه و کشورهای غربی بود. این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی با هدف بررسی راهبرد سیاست خارجی روسیه به عنوان یک کشور فرامنطقه ای انجام شده و اطلاعات مربوطه را از مقالات و کتب به دست آورده است، سؤال اصلی بدین گونه مطرح می شود که راهبرد سیاست خارجی روسیه درقبال همه پرسی اقلیم کردستان عراق چگونه بود؟ فرضیه پژوهش که با استفاده از معادله هزینه فایده و رویکرد ابزاری تاکتیکی انجام شده است، بیان می دارد مسکو در زمان همه پرسی استقلال طلبی اقلیم کردستان عراق هر چند به طور واضح و شفاف موضع گیری نکرد، اما درعمل با این اقدام مخالف بود که مهم ترین محور آن درقالب دلایل مخالفت با همه پرسی به صورت کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، ائتلاف و همکاری با ایران و ترکیه، تقویت دولت مرکزی عراق و رایزنی با منطقه خودمختار اقلیم کردستان عراق به منظور به تعویق انداختن همه پرسی تضعیف حاکمیت ملی و توسعه افراط گرایی، به خطرافتادن نقش ثبات ساز روسیه در منطقه و دخالت بیشتر امریکا، ایجاد معضلات امنیتی در مرزهای ایران به عنوان مهم ترین هم پیمان مسکو و ساقط کردن هرگونه فعالیت تجزیه طلبانه چه در داخل و چه در خارج از مرزهای خود بود.
دولت ملت سازی در غرب آسیا؛ارائه الگوی بومی برای غلبه بر چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۰
175 - 201
حوزههای تخصصی:
دولت ملت سازی، روندی است که در آن یک کشور تلاش می کند ازطریق انباشت قدرت و توسعه ظرفیت نهادی، خودمختاری، حاکمیت و استقلال خود را کسب و حفظ کند. چنین هدفی با دستیابی به اشباع سرزمینی، همبستگی ملی و ثبات سیاسی میسر می شود. این روند به دلایلی در اکثر کشورهای غرب آسیا به صورت موفقیت آمیزی طی نشده و دولت و ملت بر هم منطبق نیستند. از مهم ترین این دلایل می توان به ساختگی بودن این کشورها و سربرآوردن آنها از قراردادهای بعد از جنگ جهانی اول اشاره کرد که این امر مشکلات و چالش های زیادی برای این کشورها به وجود آورده است. دراین راستا این سؤال مطرح می شود که روند دولت ملت سازی در کشورهای غرب آسیا با چه چالش هایی روبه رو بوده است؟ فرضیه این است که چالش های داخلی و خارجی مختلفی مانند وجود شکاف های قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکل گیری و تثبیت هویت ملی، عدم استقرار ساختارهای دموکراتیک و نیز عدم حل اختلافات سرزمینی با کشورهای همسایه و مداخله خارجی برای این کشورها به وجود آمده است. همچنین هیچ طرح و مدل فراگیری برای پیشبرد فرایند دولت ملت سازی و برون رفت از مشکلات و بحران های این منطقه وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است یک طرح تحلیلی کلی جهت تبیین فرایند و چالش های پیش روی روند دولت ملت سازی در این منطقه ارائه شود. در این مسیر مقاله حاضر از نوع توصیفی تبیینی بوده که به صورت اسنادی و با روش کتابخانه ای اطلاعات و داده ها جمع آوری شده است.
نقش تقوا در بعد ایجابی استحکام امنیت ملی در چارچوب سنت های الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۱
5 - 36
حوزههای تخصصی:
تقوا در ادبیات متعارف مطالعات دفاعی و سیاسی، مفهوم مهجوری است. از رنسانس به بعد، عنصر تقوا به طور کلی از حوزه سیاست، قدرت، امنیت و امور دفاعی کنار زده شد. اگرچه پس از نقدهای فراوان به گفتمان های سخت افزاری نظیر رئالیست ها به عنوان جریان اصلی حوزه قدرت و امنیت، در سه دهه اخیر شاهد ظهور گفتمان های نرم هستیم و در این راستا، مفهومی مانند هویت، جایگاه ویژه ای در حوزه قدرت و امنیت باز کرد؛ اما همچنان به مقوله های معنوی مانند اخلاق و تقوا، آن چنان که در گفتمان اسلامی ارزش راهبردی دارد، توجه نشده و تحقیقات در این زمینه هنوز از جایگاه برجسته ای برخوردار نیست. از این رو، مقاله حاضر به دنبال پاسخ این است که تقوا چگونه در استحکام و مقاوم سازی بُعد ایجابی امنیت ملی تأثیرگذار است؟ روش استدلال در این پژوهش، قیاسی و در چارچوب نظری سنت های الهی است و از روش تحلیل ثانویه به عنوان مکمل بهره گرفته است. یافته اجمالی پژوهش این است که تقوا به مثابه دال مرکزی معنویت و ایمان به مثابه سنت اجتماعی الهی تأثیرگذار بر عناصر سرمایه اجتماعی واحد سیاسی بوده و از این رهگذر با حل مسأله پاسخگویی (کارآمدی) و خواسته های شهروندان، بنیاد امنیت ایجابی را مستحکم می کند. عکس قضیه نیز صادق است؛ یعنی نتیجه محتوم زوال تقوا، زوال سرمایه اجتماعی است که در پی آن، بنیادهای بُعد ایجابی امنیت ملی فروخواهد ریخت.
بررسی قوانین مربوط به «پایش پنهانی مکان ها» در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۳
255 - 276
حوزههای تخصصی:
تحقیقات مقدماتی در خصوص جرایم در برخی موارد می تواند چالش هایی به دنبال داشته باشد. از سوی دیگر پیگیری و رسیدگی اعمال مجرمانه، همواره زمانی به وقوع می پیوندد که این اعمال کشف شده باشند و پرونده کیفری زمانی از دادگاه به دادسرا گسیل می شود که ادله محکومیت جهت صدور قرار مجرمیت کفایت نماید. بسیاری از مراحل کشف ادله و تحقیقات مقدماتی طی عملیات پلیسی بدست می آید. این عملیات می تواند شامل پایش پنهانی مکان ها نیز باشد، آنچه مورد بحث این مقاله بود و به روش توصیفی تحلیلی به آن پرداختیم؛ پایش مخفیانه اماکن به صورت سمعی و بصری بود. ضرورت انجام این تحقیق آن است که پایش پنهانی مکان ها از حیث تعرض به حقوق خصوصی افراد می تواند مناقشه برانگیز باشد. به این نوع پایش در اصطلاح حقوقی استراق سمع یا شنود گفته می شود. مشاهده گردید که قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری ورود غیرقانونی به اماکن را ممنوع و تفتیش و بازرسی از آن را منوط به حضور مالکان نموده اند. به عنوان نتیجه بحث می توان اعلام نمود این نوع از پایش در دو حالت مورد تأیید مقنن قرار گرفته است. یکی حالتی که مربوط به امنیت داخلی و خارجی کشور باشد و دیگری حالتی که مربوط به کشف جرائم موضوع بندهای الف، ب، پ و ت ماده 302 قانون آیین دادرسی کیفری باشد. هر چند توجه به این نکته حائز اهمیت است که مسئله قانونیِ مطروحه در ماده 150 قانون آیین دادرسی، کنترل مخابراتی است و مسئله پژوهش حاضر بیشتر شامل پایش مکانی می گردد که در حقیقت نوعی تفتیش و تحت سیطره ماده 137 قرار می گیرد. لذا جهت جلوگیری از هر گونه اِعمالِ سلیقه در زمینه نقض حریم خصوصی؛ بهتر است موارد حصری که امکان پایش سمعی و بصری در آن وجود دارد؛ طی قوانین آتی صراحتاً مورد اشاره قرار بگیرد.
تأملی بر دیالکتیک افول گرایی و بازسازیِ هژمونی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
119 - 145
حوزههای تخصصی:
هژمونی، مهم ترین کلیدواژه معرفِ قدرت آمریکا در نظام بین الملل از زمان پایان جنگ سرد تاکنون بوده است. در این میان، افول گرایان به عنوان منتقدین تداوم قدرت هژمونیک آمریکا در سیاست جهانی، با تأکید بر مسائلی نظیر تضعیف مؤلفه ها و شاخص های مقوّمِ هژمونی آمریکا، منطق افول و صعود قدرت های بزرگ و دیگر مشکلات بنیادین اقتصادی و اجتماعی داخلی این کشور معتقدند که آمریکا هم اکنون دوره سرازیری ابرقدرتی در جهان را طی می کند و باید از دوره پساهژمون سخن گفت. از سوی دیگر، طرفداران بازسازی، با تکیه بر اختلاف فاحش قدرت اقتصادی، نظامی و فنّاورانه آمریکا با سایر قدرت های بزرگ، توانمندی ویژه آمریکا در احیای قدرت خویش و تجربه چرخه های افول و بازسازی در تاریخ هژمونی آمریکا، شرایط کنونی را صرفاً نشانگر دوره گذار و تداوم عصر آمریکایی در نظام بین الملل می دانند. این مقاله می کوشد با تمرکز بر این سؤال که تضعیف شاخص های قدرت سخت افزاری و نرم افزاری آمریکا، چه چشم اندازی را از افول یا تجدید حیات مؤلفه های قدرت این کشور نشان می دهد، به بررسی استدلال های دو دیدگاه مذکور بپردازد. فرضیه این پژوهش که به روش توصیفی - تحلیلی موردبررسی قرار گرفته، نشان می دهد برخلاف تجربه چرخه های افول و بازسازی در تاریخ هژمونی آمریکا در نظام بین الملل و دیدگاه اندیشمندانی نظیر هانتینگتون، آمریکا فاقد توان بازسازی هژمونی خود بوده و وارد افول غیرقابل بازگشت شده است.
بررسی کیفیت انس با قرآن در تحقق جامعه قرآنی تمدن ساز از نگاه مقام معظم رهبری
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم حاوی رهنمودها و فرامینی است که پیاده سازی آن ها در جامعه نیازمند طی مراحلی است تا در نهایت بتوان با طی مراحل از عینیت جامعه قرآنی سخن به میان آورد. با توجه به دیدگاه مقام معظم رهبری با شکل گیری جامعه قرآنی علاوه بر اینکه بسیاری از مسائل و گرفتاری های موجود در جامعه به راحتی حل می شود؛ یکی از حلقه های تمدن اسلامی نیز شکل می گیرد. همچنین برای تحقق چنین جامعه ای باید نهضت انس دائمی با قرآن صورت گیرد؛ از همین رو در بیانات خود همواره از لزوم حاکمیت قرآن در جامعه سخن به میان آورده اند و به فراخور همین امر مراحلی را برای انس با قرآن در راستای به وجود آمدن جامعه قرآنی ذکر می کنند. این تحقیق با روش گردآوری کتابخانه ای و اسنادی ضمن استخراج بیانات مقام معظم رهبری با استفاده از روش داده بنیاد و تحلیل محتوا به تبیین مراحل انس با قرآن در نظر ایشان پرداخته است. نتیجه آن شد که از دیدگاه معظم له برای حاکمیت مطلق قرآن بر جامعه طی چهار مرحله ضروری است؛ آشنایی با قرآن کریم؛ خواندن قرآن؛ تأمل و تدبر در قرآن و در نهایت عملی سازی مراحل قبل که منجر به تحقق جامعه قرآنی تمدن ساز می گردد.
نقش سرمایه اجتماعی بر رضایت مندی از عملکرد دولت در سیاست گذاری مهار کرونا در شهر تهران در سال 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال هفتم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۷
89 - 122
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در اقناع سازی ساخت اجتماعی در مواقع بروز بحران های بزرگ، «سرمایه اجتماعی» است که می تواند بر سرعت اجرا و اثربخشی سیاست های اتخاذشده در مهار بحران مؤثر باشد. به همین منظور، این پژوهش با هدف بررسی نقش سرمایه اجتماعی بر میزان رضایت مندی از عملکرد دولت در سیاست گذاری مهار کرونا انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، شهروندان شهر تهران هستند و حجم نمونه با استفاده از روش کوکران تعداد 400 نفر تعیین شده است. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در مناطق 22گانه شهر تهران انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده و داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق آزمون های t تک نمونه ، همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندمتغیره و تحلیل واریانس یک سویه مورد پردازش قرار گرفت. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ارزیابی شهروندان شهر تهران از رضایت مندی از عملکرد دولت در مهار کرونا در سطح متوسط قرار دارد. از طرفی پایین ترین میانگین رضایت مندی مربوط به مدیریت زنجیره تأمین و دسترسی به اقلام بهداشتی و بالاترین میانگین رضایت مندی مربوط به اعمال محدودیت ها و فاصله گذاری اجتماعی بوده است. متغیر سرمایه اجتماعی همبستگی بالایی با رضایت مندی از عملکرد دولت در مهار کرونا داشته (R=0.552) و توان پیش بینی 30.3 درصد از تغییرات رضایت مندی را دارد. نتیجه کلی تحقیق نشان داده است که متغیر اعتماد، مهم ترین متغیر در پیش بینی رضایت از عملکرد دولت در مهار کرونا بوده است.
علل و انگیزه های راهبردی رخداد جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهاجم نظامی عراق به ایران در 31 شهریور 1359، در کمتر از دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت رسمی آغاز و به مدت 8 سال طول کشید. این رخداد نظامی که از آن به عنوان طولانی ترین منازعه نظامی کلاسیک قرن بیستم یاد می شود، سبب هزینه های معنوی و مادی بسیاری برای این دو کشور شد. جنگ هشت ساله در کنار پیامدهای داخلی برای دو کشور، سبب تغییرات سیاسی و نظامی گسترده ای در نظم منطقه ای و ترتیبات آتی شد که ضرورت تحقیق در این خصوص را ایجاب می کند. این پژوهش با نگاهی کالبد شکافانه به ریشه یابی این رخداد نظامی می پردازد تا معین شود چه علل و عواملی سبب رخداد نظامی و تسریع آن شده است؟ صورت بندی فرضیه نشان از مجموعه ای از متغیرهای به هم پیوسته سیاسی، نظامی، اجتماعی، تاریخی می دهد که برخی از این متغیرها با تقویت متغیرهای دیگر، نقش تأثیرگذاری در رخداد جنگ با استفاده از «زور و قدرت سخت» برای حل «مسئله ایران» داشته؛ به طوری که هیچ کدام به تنهایی نمی تواند آغازکننده جنگ باشد. از جمله اهداف اصلی نوشتار کنونی، دست یابی به نقطه مشترک در رخداد جنگ تحمیلی بوده که همان انباشت تسلیحات و گسترش و توسعه «قدرت سخت» در کنار قدرت نرم است. پژوهش حاضر به صورت جامع، مجموعه عوامل تأثیرگذار در رخداد جنگ تحمیلی را با نگاه به استفاده از قدرت سخت برای دست یابی به اهداف، مورد واکاوی قرار می دهد. شناخت اهداف و زمینه اصلی رخداد جنگ تحمیلی (انباشت قدرت سخت) از دستاوردهای اصلی نوشتار کنونی است. مواد خام این مقاله با استفاده از اسناد و مدارک جنگ تحمیلی گردآوری و با روش توصیفی – تحلیلی با رویکردی به آینده، گذشته را برای اهداف امروزی، مورد کنکاش و آزمون قرار می دهد.
بررسی عوامل و زمینه های مؤثر بر امکان ظهور دوباره داعش در عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
101 - 119
حوزههای تخصصی:
تروریسم یکی از تهدیدات بزرگ دنیا در قرن بیست و یکم است که با استفاده از روش های متنوع، همچون اقدامات مسلحانه، تبلیغات کاذب رسانه ای و نفوذ در عقاید و ارزش های جامعه می تواند؛ باعث اخلال در نظم و امنیت جامعه مورد نظر شود. جریان تروریستی داعش، یکی از مهمترین دغدغه های جهانی و تهدید بزرگ منطقه ای، به خصوص در کشور عراق است. علی رغم شکست این گروه در عراق، اما هیچگاه نمی توان از ظهور مجدد این گروه تروریستی غافل شد. باید در نظر داشت با وجود بحران هایِ مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در عراق، ممکن است به مانند گذشته زمینه و فرصت برای ظهور دوباره این گروه تروریستی فراهم شود. لذا سوال اصلی این مقاله این است که: «آیا علی رغم نابودی داعش، امکان ظهور مجدد آن در کشور عراق وجود دارد؟» هدف این پژوهش نیز «شناخت و بررسی مهمترین عواملِ زمینه ساز ظهور مجدد داعش، در بستر بحران های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی عراق است.» در این پژوهش از روش تحقیقِ توصیفی _تحلیلی استفاده شده است و نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد؛ ادامه یِ بحران های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی در عراق، می توانند زمینه یِ ظهور مجدد داعش را در این کشور فراهم آورند.
برآورد ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (معرفی مدل ناظم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تلاش شده است بر اساس سرفصل های موجود در سال نمای امنیت ملی که متمرکز بر مسئله های امنیت ملی هستند، مدلی برای برآورد ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ارائه شود. بدین منظور از راهبرد تحلیل محتوا، منطق درخت تصمیم و روش تحلیل شبکه استفاده و یک مدل مفهومی با نام مدل «ناظم» معرفی شد که شامل چهار بُعد است و از حروف ابتدایی هر بُعد تشکیل شده است که شامل عوامل ناامن کننده، امنیت ساز، ظرفیت های نظام و محرک ها است. نتایج این پژوهش نشان داد که بُعد ظرفیت های نظام بیش از سایر ابعاد در ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران نقش دارد. بنابراین اگر راهبرد کلان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران متمرکز بر افزایش ظرفیت باشد، تأثیر بیشتری نسبت به راهبرد مقابله با عوامل ناامن کننده خواهد داشت. افزایش سطح کارامدی نظام سیاسی، بهبود تعامل بین قوای سه گانه، افزایش اعتماد سیاسی و سرمایه اجتماعی دولت، افزایش سطح تولید، ترمیم نظام انتخاباتی و افزایش قدرت اجماع سازی ایران در سازمان های بین المللی، بیش از اقدامات کنترلی و مقابله با عوامل ناامنی موجب افزایش ضریب امنیت ملی می شوند. [1]. ANP
شفافیت و امنیت اقتصادی؛ تحلیل کارکردی سازمان های اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
114 - 154
حوزههای تخصصی:
برقراری امنیت داخلی در حوزه اقتصادی در بحران ها و تکانه های حاصل از شرایط داخلی و خارجی مستلزم تصمیمات صحیح و کارامد مسئولین و مدیران عالی است؛ اتخاذ تصمیمات صحیح نیز نیازمند شفافیت و دسترسی به اطلاعات و آمار درست، دقیق، جامع و به روز از حوزه اقتصادی است که این موارد صرفاً با شکل گیری یک سیستم اطلاعات اقتصادی در کشور تحقق می یابد. در بسیاری از کشورها این وظیفه خطیر به این سازمان ها واگذار شده است. شفافیت اقتصادی با استفاده از ابزار سیستم اطلاعات اقتصادی، دارای کارکردهای قابل توجهی است که برای امنیت داخلی کشور حیاتی و اجتناب ناپذیر است. هدف مقاله حاضر، کندوکاو نظری درباره کارکرد شفافیت اقتصادی و ایجاد سیستم اطلاعات اقتصادی و تأثیر آن بر امنیت اقتصادی در کشور است.
همکاری های چین و روسیه؛ تحلیلی از منظر تئوری انتقال قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
269 - 308
حوزههای تخصصی:
نظم بین المللی لیبرال که به عنوان نظم مبتنی بر هنجار های غربی و یا نظم ایجاد شده به وسیله ایالات متحده آمریکا شناخته می شود بعد از جنگ جهانی دوم ایجاد شده و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تقویت شد. با وجود این مهم ترین چالشی که این نظم درطی سال های گذشته با آن روبه رو بوده است رشد دولت های نوظهوری مانند چین و روسیه است که مخالف سلطه غرب و به ویژه آمریکا بوده و به دنبال بهره مندی از فرصت های اصلاح در نظم بین المللی هستند. در مقایسه با چین، روسیه نگاه تجدیدنظرطلبانه ای به ساختار نظم بین المللی داشته و چالش های بیشتری را ایجاد می کند. ایده اصلی مطرح شده در این مورد حاکی از این است که اگر چه روسیه به تنهایی قادر به مقابله با غرب و ایالات متحده آمریکا نیست، حمایت سایر قدرت های بزرگ و به ویژه چین، روسیه را به ایجاد چالش برای نظم لیبرالی ترغیب می کند. بنابراین پرسش اصلی پژوهش به این موضوع می پردازد که چه عواملی باعث می شود چین از چالش های ایجاد شده به وسیله روسیه برای نظم لیبرالی و هژمونی ایالات متحده آمریکا حمایت کند. به عنوان پاسخی احتمالی، این پژوهش استدلال می کند چالش های روسیه از سه جهت برای چین حائز اهمیت است. نخست، چالش های روسیه چین را از مواجهه مستقیم با ایالات متحده آمریکا دور و در عین حال توجهات را از رشد پکن منحرف می کند؛ دوم، چشم انداز ارائه شده از سوی روسیه در تضاد با خواسته های چین نیست و در بسیاری از موارد تأمین کننده منافع آن است و در نهایت تضعیف هسته آنگلو - آمریکایی نظم لیبرال که می تواند به تضعیف هژمونی ایالات متحده منجر شود، چین را به همکاری و چالشگری روسیه ترغیب می کند. روش پژوهش در این مطالعه توصیفی - تحلیلی است.
ارزیابی عوامل نفوذ الگوی رفتاری و مدیریت جهادی سردار سلیمانی بر مبنای نظریه اِوِرت راجرز: مطالعه موردی، محور مقاومت در منطقه خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر ارزیابی عوامل نفوذ الگوی رفتاری و مدیریت جهادی سردار سلیمانی در رابطه با «نیروی های مقاومت» در منطقه خاورمیانه، بر مبنای نظریه اِوِرت راجرز است. در همین راستا، سوالی که مطرح می شود عبارت است از اینکه «با در نظر گرفتن نظریه راجرز، عوامل اصلی نفوذ الگوی رفتاری و مدیریت جهادی سردار قاسم سلیمانی در سوریه، عراق و لبنان چیست؟» به لحاظ روشی نیز تحقیق حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی با رویکرد «انطباق و آزمون نظریه با مورد» است. نتایج حاصل شده نشان می دهد که بر مبنای عوامل پنج گانه و مورد تأکید اورت راجرز یعنی «مزیت نسبی»، «سازگاری»، «مشاهده پذیری»، «پیچیدگی» و «آزمون پذیری»، به ترتیب 5 عامل، نفوذ و پذیرش الگوی رفتاری و مدیرت جهادی سردار سلیمانی را افزایش می داد که عبارتند از: 1-چند وجهی و فراملی بودن شخصیت سردار به همراه رویکرد وحدت بخش، که مزیت پذیرش الگوی رفتاری و مدیریتی او را بالا برده بود؛ 2-هوش بالا و سخت کوشی، همراهی با محور مقاومت و اشراف اطلاعاتی که سازگاری و هم نوایی او با تحولات خاورمیانه و در نهایت انتقال الگوی مدیریتی را آسان می نمود؛ 3- دستاوردها و برنامه ریزی های منتهی به نتایج سردار سلیمانی که برای نیروهای محور مقاومت به خوبی قابل مشاهده، رهایی بخش و راهگشا بود؛ 4-رفتارهای فردی و روحیات بی آلایش سردار سلیمانی که موانع پذیرش الگوی مدیرتی او را کاهش می داد و 5-راهبردهای رزمی، خلاقیت در تشکیل نیروهای مردمی و در نهایت موفقیت های سردار سلیمانی که در شرایط بحرانی آزمون خود را به خوبی پاسخ دادند.
مطالعه اندیشه و عملکرد جنبش های سلفی و پیامدهای سیاسی و امنیتی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه افراط گرایی در جهان اسلام را می توان در رشد تفکرات سلفی و وهابیت یافت که موجب تربیت نیروها و جریانات تندرو با حمایت غرب در منطقه شده است.پس از ظهور وهابیت در نیمه دوم قرن هیجدهم و سپس گسترش و نفوذ آن و در پی تحولاتی که به ویژه در قرن بیستم در اوضاع اجتماعی و سیاسی کشورهای مسلمان رخ داد چهره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اسلام در منطقه خاورمیانه،شمال آفریقا،آسیای جنوبی و جنوب شرقی آسیا نیز تغییر کرد. گذار از اسلام صلح طلب و ناب علوی به اسلام افراط گرا،تندرو و وابسته به غرب مهم ترین تغییر در چهره اسلام در جهان اسلام در دو قرن اخیر می باشد. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که جریانات سلفی بر اساس بنیادهای فکری به چند جریان تقسیم می شوند و پیامدهای سیاسی و امنیتی ظهور و گسترش جریانات فکری سلفی در سطح منطقه ای و جهانی چیست.یافته های پژوهش نشان می دهد سلفی های سنتی،نقل گرا،جامی یا علمی، صوفی و جهادی -تکفیری قادر به تشکیل حکومت دموکراتیک و فراگیر در کشورهای اسلامی نیستند و فاقد توانائی لازم برای ایجاد الگوی سیاسی بدیل در جهان اسلام و امنیت پایدار و همه جانبه هستند.
بازخوانی انتقادی رهیافت جامعه پذیری سیاسی با نگاهی به چشم انداز پژوهش های آتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه پذیری سیاسی به عنوان رهیافتی که تلاش دارد تا فراگرد اجتماعی شدن سیاسی و انتقال فرهنگ سیاسی به نسل های جدید را توضیح دهد همیشه واجد اهمیت بوده و از دیرباز با عناوین گوناگون مورد توجه متفکرین سیاسی و اجتماعی قرار گرفته است. اما میراث پارادایم نوسازی و روش شناسی رفتارگرا در این رهیافت موجب گردیده تا در دهه های اخیر از میزان اقبال به آن کاسته و ضرورت بازاندیشی در آن جدی تر شود. پژوهش حاضر با بهره جستن از روش مطالعه اسنادی در بخش جمع آوری اطلاعات و الگوی تحلیل محتوای کیفی در بخش تحلیل داده ها، ضمن مرور برخی نظریه های سنتی در این رهیافت تلاش دارد تا ضمن طرح جدی ضرورت بازاندیشی به نقد و بررسی رویکرد سنتی پژوهش در این حوزه و ارائه ی پیشنهادات و الزاماتی جهت پژوهش های آتی در آن بپردازد و در این رهگذر از دیدگاه های متأخر برخی صاحب نظران که در پژوهش های جدید انعکاس یافته است یاری جسته است. یافته های پژوهش نشان می دهد عواملی چون غلبه ی کمی گرایی، ارزش زدگی، غفلت از عوامل زمینه ای و کلان، انفعال سوژه در تحقیقات، نادیده گرفتن خرده فرهنگ ها، ساده سازی مفهوم کنش سیاسی، عدم اجماع مفهومی، محدود کردن عوامل، غفلت از تأثر پدیده های نوین اجتماعی چون شبکه های اجتماعی مجازی و فقر نظری تعدادی از نقدهای جدی بر این رهیافت نظری است که نیاز به توجه و بازاندیشی دارد. در نهایت پیشنهاداتی نیز به شکل دسته بندی شده در این رهگذر ارائه شده است.
نقد و بررسی مفروض های هستی شناسانه نهادگرایی نولیبرال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۰
29 - 56
حوزههای تخصصی:
کشورها به عنوان مهم ترین بازیگران عرصه روابط بین الملل، کشورها به عنوان بازیگرانی عاقل و خردمند، نظام بین الملل به عنوان تعیین کننده رفتار کشورها و داده های سیاست بین الملل، نظام بین الملل به عنوان سیستمی فاقد اقتدار مرکزی و در نهایت قائل شدن هویت مستقل برای نهادهای بین المللی، پنج مفروضه اصلی نظریه نهادگرایی نولیبرال است که مورد نقد دیگر نظریه پردازان مکاتب نظری روابط بین الملل قرار گرفته است. پرسشی که در این زمینه مطرح می شود این است که با توجه به میزان تأثیرگذاری و قدرت تبیین یک نظریه، واکنش متفکران و مکاتب فکری مختلف در علم روابط بین الملل به مفروض های هستی شناسانه نظریه نهادگرایی نئولیبرال چگونه بوده است؟ چنین به نظر می رسد که تمرکز نظریه های جریان اصلی روابط بین الملل بر نقد جنبه های کارکردی مفروض های هستی شناختی نظریه نهادگرایی نئو لیبرال و تمرکز نظریه های اجتماعی بر نقد هر دو بعد هستی شناختی و کارکردی مفروض های آن قرار دارد.
الهیات لیبرال دموکراسی و علم سیاست جدید: تأملی در کوشش های الهیاتی- سیاسی «ماکیاولی»، «هابز» و «اسپینوزا» به عنوان پیشگامان علم سیاست جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۰
279 - 306
حوزههای تخصصی:
فلسفه مدرن به یک معنای بسیار مهم، خصم فلسفه قدمایی بود و برای پیروزی در این نبرد می بایست دایره عمل خود را از حدود «شناخت» امر خوب و امر بد، به سطح وسیع تر «چگونگی رسیدن به» امر خوب و پرهیز از امر بد، بسط می داد. فلسفه مدرن و به تبع آن، فلسفه سیاسی مدرن لاجرم می بایست زمینه را برای یقینیّاتی جدید فراهم می آورد و این کوشش برای غلبه بر الهیات-سیاسیِ وحیانیِ پیش از او، به عنوان جدی ترین چالش بر سر راه تجدّد، امری ضروری محسوب می شد. بدین ترتیب فلسفه سیاسی جدید، وظیفه طراحی و تدوین این الهیات جدید را که متضمن موضوعات جدیدی برای یقین انسان ها بود، موضوعاتی که قرار بود جای موضوعات قدیمی را در ساحت عقل سلیم بگیرد، بر عهده گرفت. ما در این مقاله برآنیم تا تأملات سه تن از مهم ترین فیلسوفان سیاسی مدرن اولیه را از منظر کوشششان برای تدوین الهیات مورد بحث، از نظر بگذرانیم. به زعم ما هر یک از این سه، وجهی از این الهیات را بسط دادند که در نهایت به پشتوانه ای اقناعی برای رژیم های لیبرال دموکراتیک تبدیل شد. «ماکیاولی» بر ضعیف شدن انسان به واسطه تبعیت از اخلاق مسیحی و تن دردادن به اصل رستگاری نفس به عنوان وهمی که راه را بر رستگاری میهن بسته است، تأکید نمود. «هابز» بر بلایایی مثل جنگ و کشتار و ناامنی از یکسو و واماندن از رفاه و برآوردن امیال طبیعی بدن که رفته رفته قرار بود ذیل مفهوم خوشی، جای سعادت را در معنای قدمایی آن بگیرد، متمرکز شد. و در نهایت «اسپینوزا» در رساله الهیاتی- سیاسی که می توان از آن با عنوان انجیل لیبرال-دموکراسی سخن گفت، بر ردّ مداخله الهیات وحیانی در امر سیاست و تأکید بر حق طبیعی انسانی به مثابه یک ضرورت طبیعی تأکید نمود.
A Spiral of Distrust: Contingencies of US Decisions in 1978–79 and the Emergence of an Anti-American Path in the Islamic Republic of Iran’s Foreign Policy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The anti-American inclination of the Islamic Republic of Iran’s foreign policy-making is well established, and the bitter aspects of the two nation’s history well known. However, to assert a simple causal relationship between history and foreign-policy structure portrays the Islamic Republic’s anti-Americanism as inevitable, eternal and unrelated to actors’ agency. This article disputes this simple structural understanding by drawing on Greener’s method of applying path-dependency theory to political science. We first identify the ideas and structure of revolutionary Iran, benefiting in particular from the complementary insights of postcolonial theory. Following, we examine US policy choices in the Islamic Republic’s formative period of 1978–79—specifically those related to human rights, the shah and direct US intervention—and how these were perceived and acted upon in Tehran. Our findings indicate that American actions and Iranian decisions both influenced the establishment of a path-dependent process of perception and perpetration that continues until today. Successive Iranian governments have asserted that America ignores Iranian’s human rights, supports their enemies, and pursues direct intervention, while successive US government actions, motivated by Iranian counter-actions, have generated ample evidence to validate such claims. This can explain how a spiral of distrust emerged between the two nations.
بررسی نقش راهبردی مؤسسات پژوهشی در تقویت قدرت نرم ایران در نظام جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۰۰
587 - 620
حوزههای تخصصی:
چشم انداز توسعه قدرت جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای، هدایتگر سیاستها و راهبردهای کلان کشور بوده است. بکارگیری قدرت نرم و ابزارهای آن از راهبردهای اصلی تحقق این چشم انداز است. مشارکت در شبکه جهانی علم و دانش از مهمترین ابزارهایی است که به تحقق راهبرد قدرت نرم منجر می شود. با این وجود، تمرکز بر فرهنگ و آموزش باعث شده تا کمتر به نقش پژوهشگاه ها و موسسات پژوهشی در ارتقای قدرت نرم توجه شود. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که بین المللی سازی مؤسسات پژوهشی چگونه می تواند باعث ارتقای قدرت نرم ایران در نظام جهانی شود؟ در پاسخ به این پرسش از چارچوب نظری تلفیقی مبتنی بر نئولیبرالیسم، جهانی شدن و نظریه نظام شبکه ای مانوئل کاستلز استفاده شده است. از حیث روش پژوهش در این مقاله از روش های مطالعات اسنادی، بررسی تطبیقی، نشست با خبرگان و موردکاوی استفاده شده است. قلمروی پژوهش بررسی تطبیقی تجارب موسسات پژوهشی منتخب ملی و بین المللی در حوزه های علوم انسانی، علوم پایه و فنی -مهندسی است. دستاورد مقاله آن است که ایفای نقش مؤسسات پژوهشی به عنوان ابزار قدرت نرم کشورها مستلزم نقش آفرینی آنها به عنوان نهادی بین المللی است. ارتقای توانمندی ها و ظرفیت های یک مؤسسه پژوهشی به عنوان ابزار کسب قدرت و پرستیژ در عرصه بین المللی مستلزم پیوستن آن به شبکه علم جهانی است. پیوستن به شبکه علم جهانی مستلزم فراهم شدن زیست بوم مناسبی است که در آن همزمان عوامل سطح بین المللی، ملی و فروملی در تعاملی پویا و سازنده، زمینه بین المللی سازی مؤسسات پژوهشی را فراهم کنند. در سطح نهادی وجود اراده بین المللی سازی در سیاستگذاران و انعکاس آن در چشم انداز، ماموریت ها و برنامه های اجرایی موسسه حائز اهمیت است.